پنجشنبه, 01 آبان 1393

آخرین بروز رسانی08:05:16 PM GMT

 محل تبلیغات شما
تعرفه قیمت تبلیغات شما در این محل : هفته ای فقط 12 هزار تومان !

آداب و رسوم ایرانیان

 

 

آداب و رسوم ایرانیان

                   

آنچه از اخلاق و صفات و آداب و رسوم ايرانيان باستان مي دانيم اغلب از منابع غربي است ، تاريخ نگاران يوناني و رومي با اينكه چندان علاقه اي به ايران و ايراني نداشته و از آنها تحت عنوان بربر ياد مي كردند با اين حال نمي توانستند منكر سجاياي اخلاقي و صفات حميده ايرانيان باشند. همه جا از گفتار ، كردار و پندار نيك سخن رفته است ، همه جا از بيگانگي ايرانيان از دروغ صحبت مي شود.

 

ايرانيان به اطفال خود از سن پنج سالگي تا بيست سالگي فقط سه چيز مي آموختند : سواري و تير اندازي و راستگوئي . دروغگويي را بدترين عيب مي دانستند ، دروغگو به دوزخ يا سراي ناپاكان و دروغ پردازان مي رفت و گويا دروغ معاني مختلفي داشته است.پس از آن قرض داري را زشت ترين معايب مي دانستند زيرا معتقد بودند كه مقروض مجبور است دروغ بگويد.

 

مغان و آموزگاران به كودكان خود مي آموختند كه دروغ نگويند ، وام نستانند ، بدكاري و ستمگري روا ندارند ، ميهن خود را دوست بدارند ، وفادار و مردم دوست باشند ، مي خواره و شكمباره ، گدامنش و هرزه داري و ژوليده و چركين بار نيايند ، به آنان ياد مي دادند كه آب دهان در كوچه نيفكنند ، در رودها و آبها ادرار نكنند ، در معابر چيزي نخورند ، به اندازه بخورند و بنوشند و احترام پدر و مادر را نگه دارند و مي گفتند ، هرگز هيچ پارسي پدر و مادر خود را نكشته است ...

 

گزنفون ، مورخ و فيلسوف يوناني در كتاب كوروش نامه نوشته: پارسيان اطفال خود را در دادگاهها حاضر مي كردند تا محاكمات را گوش كنند و با دادگستري آشنا شوند. مي دانيم كه ايرانيان به عدالت اهميت بسيار مي دادند و دولتمردان نسبت به قضات بسيار سختگير و گاهي هم بي رحم بودند ، نوشته اند كه كمبوجيه شهريار هخامنشي و نخستين فاتح مصر ، يكي از قضات را كه رشوه گرفته بود محكوم به اعدام نمود ، آنگاه فرمان داد تا پوست او را كنده و بر مسند قضاوت بگسترانند.

 

طبق نوشته هردوت  مورخ يوناني ، ايرانيان روز تولدشان را بيش از هر روز ديگري محترم مي داشتند و در اين روز بيشتر از ساير روزها غذا طبخ مي نمودند . آنها در كوچه و بازار چيز خوردن و پيش روي ديگران جويدن را سخت ناروا مي دانستند .

 
خشونت ها و وحشيگريهاي برخي از اقوام بدوي ، كه در مواجهه با مردم بيگانه زبان ها بريده اند و چشمها كنده و از سر بيگناهان منارها ساخته و يا از خون بي دست و پايان آسياها جاري كرده اند ، در ايرانيان نيست و آنچه هم ديده مي شود عمدتا منشا غير ايراني دارد . بهترين دليل اين مدعا فتح بابل توسط كورش كبير مي باشد كه به خدايان و باور و دين مردمان بابل احترام گذاشته و آنها را نابود نكرد. 

 

 

 

  • استان همدان

    درباره همدان

    همدان یکی از شهر‌های غربی و کوهستانی ایران می‌باشد که در استان همدان و در دامنه کوه الوند واقع شده‌است. همدان یکی از شهرهای تاریخی-فرهنگی و توریستی ایران به شمار می‌رود. این شهر در سیصد و شصت کیلومتری جنوب غربی تهران، در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۴۷۹٬۴۴۰ نفر بوده‌است. شهر همدان مرکز شهرستان همدان و نیز مرکز استان همدان است.

    میدان مرکزی (میدان امام خمینی ره) این شهر توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است که ۶ خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خود کم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ جمعاً به تعداد ۱۲ گنبد تعبیه شده‌است.

     

     جایگاه تاریخی همدان

    همدان، اولین پایتخت نخستین تشکیلات حکومتی در ایران بوده، که در آن دوره هگمتانه نامیده می‌شده‌است.

    آثار مکشوفه از تپه باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج نامه آثاری از آن زمان می‌باشند. آثار تاریخی، فرهنگی متعدد موجود در همدان، موجب شد تا در جلسه مورخ ۱۳۷۰/۲/۲ شورای عالی شهرسازی و معماری کشور، همدان به عنوان یکی از شش شهر تاریخی، فرهنگی کشور شناخته شود.

    همچنین کاوش‌های باستان‌شناسی انجام شده در تپه گیان نهاوند و وجود تپه باستانی باباکمال و مهاجرت حَبَقّوق پیامبر به تویسرکان، (حدود ۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح) نیز حاکی از قدمت این دو شهر می‌باشد.

    مهاجرت‌های اقوام آریایی‌نژاد ماد از حدود ۳۵۰۰ سال پیش به منطقه غرب ایران و محدوده فعلی استان همدان به تدریج منجر به شکل گیری نخستین حکومت فراگیر به مرکزیت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ایران گشت و این حکومت در ۶۵۰ پیش از میلاد در اوج اقتدار خود ضمن چیرگی بر بزرگ‌ترین قدرت سیاسی و نظامی آن روزگار یعنی دولت آشور قلمرو خود ار از شرق به آسیای میانه و در غرب به قلب آسیای کوچک گسترش داد. بر اساس نوشته‌های هرودوت ورخ یونانی بدستور دیااکو نخستین پادشاه ماد در هگمتانه (همدان) پایتخت آنان استحکامات عظیمی شامل قلاع تو در تو و قصرهای سلطنتی برپا گشت.



    کتیبه‌های میخی گنجنامه در همدان

    بیشتر پژوهندگان علوم تاریخ و باستان‌شناسی بر این باورند که تپه امروزی هگمتانه در دل شهر همدان برجای مانده بقایای همین تأسیسات می‌باشد. این تپه طی چندین سال اخیر مورد کاوشهای باستانشناسی قرارگرفته وکارگاههای کاوش واشیا ﺀ بدست آمده در معرض دید علاقمندان قرار دارد.

    همچنین انجام حفاریهای باستان‌شناسی در تپه‌های گودین نزدیک کنگاور در استان کرمانشاه و نوشیجان در ملایر گوشه‌هایی از فرهنگ و تمدن اقوام ماد را در این زمان بر ما آشکار ساخته که از جمله آنها می‌توان به نخستین اشکال خط ونگارش و سکه‌های اولیه و مظاهر فرهنگ دینی و معماری ایرانی اشاره نمود.

    از دوره هخامنشیان علاوه بر سنگ نبشته‌های میخی گنجنامه همدان تعداد قابل توجهی اشیا ﺀ زرین و سیمین و نیز بقایای کاخهای سنگی بیادگار مانده‌است که علاقمندان می‌توانند از آنها در موزه ملی کشور و موزه تپه هگمتانه بازدید کنند از دوره‌های سلوکی واشکانی در همدان مجسمه شیر سنگی و گورستان پارتی و در نهاوند نشانه‌هایی از یک معبد برجای است.



    لوح زرین به نام (آریارمنه) یافت‌شده در تپهٔ باستانی هگمتانه.

    شهر همدان در دوره ساسانی یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بوده وسکه‌های متعددی از این دوره در دست می‌باشد. شهر نهاوند نیز در این زمان دارای اهمیت ویژه‌ای بود و دژ مستحکمی در آن قرارداشت ویکی از مراکز ایالات اسپهبد نشین هفتگانه این دوره بود.

    اعراب در یورش به ایران فتح نهاوند را فتح الفتوح نامیدند و گشودن همدان را به سال ۶۴۵ میلادی پس از فتح نهاوند بزرگ‌ترین پیروزی خود بر ساسانیان شمرده‌اند. از آثار این دوره می‌توان به غار قلعه جوق در فامنین و بقایای قلعه‌ای در همان محل اشاره کرد.

    نفوذ و گسترش اسلام درایران تغییرات وتکامل شگرفی را بر پایه تعالیم اسلام واصول هنرها و معماری قدیمی کشور سبب شد. ازاین دوره ۱۴۰۰ ساله در نقاط مختلف استان یادمانهای متعددی برجای مانده که اهم آنها عبارت‌اند از:بنای بسیار زیبا و ارزشمند گنبد علویان از دوره سلجوقی – برج قربان – بقعه استر ومردخای – بقعه خضر از قرون ۷تا۹ هجری در همدان امامزده ازناو از دوره سلجوقی در فامنین – امامزاده هود واظهر در رزن و بقعه حبقوق نبی در تویسرکان از قرن هشتم –امامزاده یحیی – امامزاده حسین و امامزاده اسماعیل د ر همدان و نیز کاروانسرای فرسفج و مدرسه علوم دینی شیخ علیخان زنگنه در تویسرکان – آب انبار وسنگ نبشته‌ای معروف به کتیبه آقاجان بلاغی مربوط به بنای یک سد در اسدآباد – یخچال می‌رفتاح در ملایر وحمام حاج آقا تراب در نهاوند ونیز تعدادی پل شامل پل شکسته (خسروآباد)در اسدآباد- پل کوریجان و آبشینه در همدان پل جهان آباد در فامنین – پل فرسفج ومجموعه بازار در تویسرکان و پل زرامین در نهاوند جملگی از دوره صفوی و بازار, مسجد جامع و میدان امام همدان و بازار ملایر از ابنیه مهم بعداز دوره صفوی.

      آب و هوا

    آب و هوای همدان سرد است و در فصل زمستان زمین پوشیده از برف می‌شود.تابستان همدان معتدل و زمستان طولانی و سرد و برفی است.همچنین کمترین دمای ثبت شده در شهر همدان ۴۳- درجه‌است که در زمستان سال ۱۳۴۲ ثبت گردیده و از این حیث در ایران رکورد دار است.

    شخصیت‌های معروف


    از شاعران، ادیبان و عالمان مشهور استان همدان میتوان به بزرگانی چون میرزاده عشقی و بابا طاهر و عین القظات اشاره کرد. از هنر مندان معاصر به پرویز پرستویی و مصطفی رحماندوست می توان اشاره کرد

    آثار تاریخی، جاهای توریستی و مراکز فرهنگی هنری

    آثار تاریخی

    • آرامگاه بوعلی سینا دانشمند و طبیب نامی ایرانی
    • آرامگاه باباطاهر
    • گنبد علویان
    • آرامگاه استرومردخای
    • برج قربان
    • تپه هگمتانه
    • غار علی‌صدر
    • کتیبه‌های گنجنامه
    • مجسمه شیر سنگی
    • بازار همدان
    • قبر اسکندر
    • مسجدجامع همدان
    • کلیسای پروتستان
    • کلیسای رافاییل
    • خانه شهبازیان
    • میدان امام خمینی ره
    • قلعه دختر(قیزقلعه سی)
    • تپه پیسا
    • تپه مصلی
    • عمارت باغ نظر
    • گورستان پارتی
    • بقعه خضر
    • آرامگاه عارف قزوینی
    • سرای قلمدانی.

    مراکز گردشگری، چشم‌اندازهای طبیعی



    همدان

    تپه عباس آباد، آبشار گنجنامه، پیست اسکی تاریک دره، باغهای مصفای دامنه الوند به ویژه درهای عباس آباد و سد اکباتان، پارک مردم و بوستان ارم از نقاط گردشگری و طبیعی همدان هستند.

    آثار و مکان‌های مذهبی

    امامزاده عبدالله، امامزاده یحیی، امامزاده حسین، امامزاده اسماعیل، امامزاده محسن، امامزاده هادی ابن علی، امامزاده اسماعیل و امامزاده اهل بن علی.

    موزه‌ها و مراکز فرهنگی هنری

    • موزه تاریخ طبیعی همدان

    تاریخچه :

    موزه تاریخ طبیعی همدان، در راستای تأمین اهداف علمی، آموزش و پرورش دانشگاه بوعلی سینا، در سال ۱۳۵۱ خورشیدی به همت آقای جعفر محمد علی زاده بنیانگذاری شده‌است، و تا کنون نیز با مدیریت ایشان اداره می‌شود. این موزه با الگوها و استانداردهای بین المللی طراحی و تکمیل شده‌است. و نه تنها در سطح ایران بلکه در سطح خاور میانه و حتی جهان مطرح می‌باشد. محل آن در فضای دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا در انتهای چهار باغ آزادگان منشعب از میدان مدرس واقع شده‌است، و با زیر بنای تقریبی ۲۰۰ متر مربع در سه تالار جداگانه و به‌هم‌پیوسته جای داده شده‌است.

    اکتشافات: توجه به اکتشاف، بیانگر پوپایی و بالندگی یک موزه می‌باشد. و موزه تاریخ طبیعی همدان نیز درطول فعالیت ۲۸ ساله خود برخی از نمونه‌های را برای اولین بار در کشور کشف نموده‌است. و البته اثبات جدید بودن آنها در سطح جهان نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد. برای نمونه کشف ۵ گونه جدید از ماهی‌های خلیج فارس و چند نمونه از سنگواره‌ها است، که برای اولین بار توسط این موزه گزارش شده‌است. در حال حاضر علاوه بر گردشگران و پژوهندگان، سالانه گروه‌های زیادی از نفر دانشجویان و دانش آموزان از این موزه دیدن می‌کنند.

     

    • موزه هگمتانه

    موزه هگمتانه در شرق تپه باستانی هگمتانه و جنب گودال معروف فرانسویها قرار دارد.

    ساختمان این مکان که پیشتر مدرسه پرورش نامیده می‌شد,در طی تغییرات وتعمیراتی به منظور ایجاد یک موزه موقت به بهره برداری رسیده‌است و مجهز به آزمایشگاه و کارگاه عکاسی می‌باشد.

    اشیای موزه مشتمل بر دوبخش اختصاصی واستانی است.

    در این مجموعه آثار سنگی ,سفالی,استخوانی وفلزی از دوره‌های پیش وپس از اسلام به نمایش در آمده‌است. در راهرو و تالار سمت راست موزه, اشیای یافته‌شده از هگمتانه نگهداری می‌شوند. از برجسته‌ترین این آثار می‌توان به پایه ستونهای متعلق به کاخهای هخامنشی از جمله شالی ستون مربوط به دوران اردشیر دوم با متن میخی,دو مهر استامپی سنگی وشیشه‌ای مربوط به دوران قبل از اسلام وسرگاو از جنس سفال متعلق به دوران هخامنشی اشاره کرد. همچنین مجموعه‌ای از اشیای باستانی در سالهای پیش از انقلاب به صورت حفارهای غیر قانونی از خاک خارج شده‌اند که آنها را منسوب به هگمتانه می‌دانند و اکنون در موزه ملی و بعضی در موزه‌های خارج از کشور نگهداری می‌شوند. مجموعه تابوتهای سنگی وسفالی مربوط به دوره پارتیان که از میدان شیر سنگی بدست آمده اند, خمره‌ها وسنگهای تزیینی با نقوش زیبا وسنگ قبرهای دوران مختلف اسلامی, شاخص‌ترین نماینده‌های آثار کشف شده استانی می‌باشند که در سالن مرکزی وراهروی سمت چپ موزه قرار داده شده‌اند.

    • موزه بوعلی

    راه‌های همدان

    1. راه اصلی تهران – همدان به درازای ۳۴۱ کیلومتر که از قزوین میگذرد و ۲۰۰ کیلومتر آن آزادراه و بزرگراه است.
    2. بزرگراه تهران- همدان که از ساوه میگذرد.
    3. بزرگراه تهران – کرمانشاه-خسروی که همدان در کیلومتر ۳۷۵ این مسیر از سوی تهران قرار دارد.
    4. راه اصلی تهران – سنندج که همدان در ۳۴۳ کیلومتری این مسیر قرار دارد.
    5. راه اصلی تهران - کرمانشاه - ایلام که همدان در همین مسیر قرار گرفته‌است
    6. راه اصلی سنندج – همدان به طول ۱۸۲ کیلومتر
    7. راه اصلی تبریز-زنجان – همدان- اهواز به طول ۲۷۵ کیلومتر
    8. بزرگراه همدان -ملایر به طول ۷۵ کیلومتر

    سوغات همدان

    سفال و سرامیک، چرم و کالای چرمی، فرش، گلیم و جاجیم، انگشت پیچ، سیر تند، شیر شیره، قیسی، مویز، شیره انگور، کماج، حلوا زرده، گردو، مربای پوست پسته.دارتول،باسلق،شیرمال،معجون،مربای گل رز،نان قندی،کاک،

    صنایع دستی

    صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی , قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفال سازی و سرامیک کشور محسوب می‌شود.


    از دیگر صنایع دستی که در همدان فعال است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • منبت کاری روی چوب
    • معرق کاری روی چوب
    • مسگری و قلم زنی روی مس
    • طلا سازی، ملیله نقره، طلا کوبی و نقره کوبی

    دانشگاه‌ها

    • دانشگاه بوعلی سینا
    • دانشگاه صنعتی همدان
    • دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان همدان
    • دانشگاه آزاد اسلامی همدان
    • دانشگاه تربیت معلم باهنر
    • دانشگاه تربیت معلم ابن سینا
    • دانشگاه پیام نور همدان
    • دانشگاه جامع علمی کاربردی همدان
    • دانشکده فنی مفتح همدان
    • دانشگاه توسعه و عمران

    [ویرایش] شهرهای خواهرخوانده

    شهرهای خواهر همدان:

    • کولاب, تاجیکستان (۲۰۰۴)

    پیوند اصلی این دو شهر به علت مقبره میر سید علی همدانی عارف و صوفی زاده شده در همدان می‌باشد که در کولاب دفن گردیده است.


    گویش و زبان

    گویش غالب مردم شهر همدان، فارسی پهلوی با لهجه همدانی است. اما در این استان مردم با گویشهای ترکی، کردی و لری نیز وجود دارد. مردم شهر ملایر با لهجه لری-فارسی، شهر بهار به زبان ترکی و فارسی، رزن ترکی- فارسی و شهر اسدآباد به فارسی-ترکی گویش می‌نمایند.


  • استان هرمزگان

     

    درباره هرمزگان

    هُرمُزگان نام یکی از استان‌های کشور ایران است. این استان در جنوب ایران و در شمال تنگه هرمز قرار دارد. کرانه‌های این استان در شرق بر دریای عمان و در غرب بر خلیج فارس قرار دارند.

    بعضی از جزیره‌های مهم هرمزگان عبارت‌اند از قشم، کیش، ابوموسی و لاوان.

    استان هرمزگان دارای ۱۱ شهرستان، ۲۳ شهر، ۳۳ بخش و ۷۱ دهستان و ۲۱۷۰ آبادی دارای سکنه‌است و بنا به سرشماری بعمل آمده در سال ۱۳۷۵ جمعیت استان هرمزگان ۱۰۶۲۱۵۵ نفر می‌باشد.

    استان هرمزگان در حدفاصل بین مختصات جغرافیایی ۲۵ درجه و ۲۴ دقیقه تا ۲۸ درجه و ۵۷ دقیقه عرض شمالی و ۵۳ درجه و ۴۱ دقیقه تا ۵۹ درجه و ۱۵دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده‌است.این استان حدود ۶۸هزار کیلومتر مربع مساحت دارد که از این نظر هشتمین استان کشور می‌باشد. هرمزگان از جهت شمال و شمال شرقی با استان کرمان، غرب و شمال غربی با استان‌های فارس و بوشهر از شرق با سیستان و بلوچستان همسایه بوده و جنوب آن را آبهای گرم خلیج فارس و دریای عمان در نواری به طول تقریبی ۹۰۰ کیلومتر دربرگرفته‌است. بنا به سرشماری بعمل آمده در سال ۱۳۷۵ جمعیت استان هرمزگان ۱۰۶۲۱۵۵ نفر می‌باشد که از این تعداد ۴۱۹۹۳۸ نفر در بندرعباس ساکن می‌باشند. بندرعباس به‌عنوان مرکز استان امروزه یکی از شهرهای بزرگ ایران می‌باشد که مرکز مهم فعالیتهای اقتصادی و تجاری می‌باشد. این شهر که در قسمت انتهایی خلیج فارس و در فصل مشترک شاهراه خلیج فارس و دریای عمان واقع گردیده‌است که نقش مهمی در زمینه صادرات و واردات کشور ایفا می‌کند.تأسیسات مهم دریایی و زیربنایی کشور همچون بندر شهید رجایی، پالایشگاه نفت بندرعباس، کارخانه آلومینیوم المهدی، کشتی سازی خلیج فارس، فولاد و سیمان هرمزگان از این جمله می‌باشند.

  • استان کهگیلویه و بویراحمد


    درباره کهکیلویه و بویر احمد

    کهگیلویه و بویراحمد یکی از استان‌های کشور ایران است. مرکز آن شهر یاسوج است و با مساحتی حدود ‪ ۱۶‬هزار و ‪۲۴۹‬ کیلومتر مربع، سرزمینی نسبتاً مرتفع و کوهستانی است.

    جمعیت کهگیلویه و بویراحمد بر پایه آمار سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در آغاز سده ۲۱ میلادی حدود ‪ ۷۰۰‬هزار نفر بوده که ‪ ۵۲‬درصد آن‌ها در روستاها و مابقی در شهرها سکونت دارند.

    تاریخچه کهکیلویه و بویر احمد

    ساکنان استان کهگیلویه و بویراحمد را مستوفی در تاریخ گزیده از تبار ایل جاکی از آن‌ها نام می‌برد. ایل جاکی از تبار آریایی بوده و با خود زبان لریعنوان پیوند از شاخه زبان‌های ایرانی را به این منطقه آورده‌است.

    کهگیلویه در زمان حمله عرب جزء قلمرو پارس بوده و یکی از مناطقی بوده که زمیگان نامیده می‌شدند. ریاست مردم کهگیلویه در اواخر سده دوم و آغاز سده سوم هجری به عهده فردی به نام روزبه بوده‌است. پس از او فرزندش مهرگان و پس از مهرگان برادرش سلمه فرمانروای مردم کهگیلویه شدند. در آن زمان شخصی به نام گیلویه از جایی به نام خمایگاه پائین نزد سلمه آمد و در دستگاه او پایگاه و جایگاهی پیدا کرد و پس از مرگ سلمه توانست زمام امور را بدست بگیرد و آن چنان بزرگی و ارج یافت که منطقه را به نام او کوه گیلویه (کُهگیلویه) خواندند. خاندان گیلویه دست کم تا سال ۳۴۶ هجری بر نواحی کهگیلویه فرمانروایی کردند.

    در قدیم چهار ایل بویراحمد، نویی، دشمن‌زیاری و چرام را اصطلاحاً «چهاربنیچه» می‌نامیدند. از دیگر ایلات مهم و قدرتمند استان ایل باوی بوده که محدوده شهرستان گچساران محل سکونت آنان بوده‌است. این منطقه در سده شش هجری بخشی از قلمرو اتابکان لر بزرگ به شمار می‌آمد. فرمانروایان گوناگون این خاندان، ازجمله ابوطاهر (فرمانروایی ۵۰۰ تا ۶۰۰ هجری)، هزاراسب، تیکله، کلجه، پشنگ، هوشنگ، افراسیاب و کامیار بر این مناطق حکم راندند. واپسین اتابک، غیاث‌الدین بن کاووس بن پشنگ بود که سلطان ابراهیم تیموری فرزند شاهرخ از پادشاهان تیموری، احتمالاً در سال ۸۲۷ او را برکنار کرد.

    فرماندهان لر در این ایلات در طول تاریخ با لقب کی معروف بوده‌اند برای نمونه کی ماهین، کی‌هادی و کی‌عبدوالخلیل.

    مناطق دیدنی کهکیلویه و بویر احمد

    کهگیلویه و بویراحمد دارای ‪ ۲۱۷‬گردشگاه زیارتی و تفرجگاهی است که گردشگران تابستانی می‌توانند از آنها دیدن کنند.

    • رودخانه‌های مارون، چرام، نازمکان، بشار، زهره و مهریان بهمراه هزاران چشمه سار دیگر و در کنار آن‌ها سد کوثر، شاه قاسم و شاه مختار یاسوج.
    • ‪ ۴۰‬قله بالای چهار هزار متر دنا
    • آبشارهای کمردوغ دیشموک، تنگه مهریان و گنجه‌ای یاسوج و تنگ سولک بهمئی.
    • باغ چشمه بلقیس چرام، امامزاده‌های کهگیلویه و دشت بلاد شاپور دهدشت، دژ سلیمان و چندین دژ دیگر.
    • آثار تل چگاه، آب گرمون، آب شوران، شهر لارندن، آب انبارها، کاروانسراها، قلعه‌ها، گورستان سه طبقه و تنگ سولک در رشته‌کوههای بهمئی.
    • تنگ تکاب، محل برخورد آریو برزن با اسکندر مقدونی و قلعه‌های قدیمی متعدد شامل قلعه دختر، قلعه مانگشت، قلعه رئیسی و دژ سلیمان که مجموع آنها به «دلی مهرگان» معروف است.
    • تنگ شلال دون،رودخانه و بیشه زیبای شاه بهرام، روستای زیبای باغستانی مارین، تنگ هنگان و بقعه امامزاده «بی‌بی‌حکیمه» خواهر امام رضا در شهرستان گچساران
    • غارها و اشکفت‌های کوهستان‌ها.

    ‪ ۱۸‬رودخانه کوچک و بزرگ، ‪ ۴۰‬چشمه جوشان آب آشامیدنی و معدنی، ‪ ۱۷‬حلقه قنات، پنج آبشار، سه دریاچه، ‪ ۶۰‬دره و تنگه، بوستانها و دشتهای سرسبز، امامزاده‌ها، گنبدها، قلعه‌ها، کاروانسراها، مساجد، آب انبارها آتشکده‌ها، پل‌ها و برج‌های تاریخی از دیگر نقاط گردشگری منطقه‌ است.




  • استان کرمانشاه

    دریاره کرمانشاه

    شهر کِرمانشاه مرکز استان کرمانشاه و نیز مرکز شهرستان کرمانشاه در این استان است.کرمانشاه هفتمین شهر بزرگ ایران پس از تهران ، مشهد ، شیراز ، اصفهان ، تبریز و اهواز است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران ۷۸۴٬۶۰۲ نفر بوده و از لحاظ آب و هوایی جزو مناطق معتدل کوهستانی قرار می‌گیرد.

    کرمانشاه که از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران است به دلیل قرارگیری در تقاطع دو محور شمال به جنوب و شرق به غرب و نیز همجواری با عراق و واقع شدن بر سر راه کربلا و بغداد از اهمیت بسیاری برخوردار است. سه رودخانهٔ قره سو، آبشوران و چم بشیر در کرمانشاه جریان دارند.در روزگار ساسانیان شاهنشاهان ایران توجه بسیاری برای کرمانشاه قائل بودند و کرمانشاه شبه پایتخت امپراتوری ایران به حساب می‌آمده‌است در زمان سلجوقیان کرمانشاه مرکز منطقه کردستان بود.

    مردم این شهر به زبانهای کردی گویش‌های(کرمانشاهی، کلهری، جافی, لکی) و فارسی گویش کرمانشاهی سخن می‎گویند.

     

    وجه تسمیه

    نام کرمانشاه از دوره ساسانیان بر این شهر گذارده شده‌است. در یک مکتوب نام کرمانشاه را نخست لقب بهرام کرمانشاه (بهرام چهارم) نوشته‌اند از این رو که پیش از شاهی فرمانروای کرمان بوده‌است. پس از پادشاهی او به افتخارش نام این شهر را کرمانشاه گذاشتند. 

    پس از انقلاب بهمن ۵۷، مجلس شورای اسلامی نام شهر را برای مدتی به «باختران» تغییر داد که مجدداً  به «کرمانشاه» تغییر داده شد.

    دانشگاه‌های کرمانشاه

    • دانشگاه رازی کرمانشاه
    • دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
    • دانشگاه صنعتی کرمانشاه
    • دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه
    • دانشگاه پیام نور واحد کرمانشاه
    • موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی کرمانشاه
    • دانشگاه علمی کاربردی واحد کرمانشاه
    • آموزشکده فنی پسران واحد کرمانشاه
    • موسسهٔ آموزش عالی شهید رضایی
    • آمورشکده سما وابسته به دانشگاه آزاد

    موزه‌ها

    • موزهٔ تاریخ طبیعی: بزرگراه خمینی, دانشکدهٔ کشاورزی
    • موزهٔ خط و کتابت: خیابان سپه, تکیهٔ بیگلربیگی
    • موزهٔ پوشاک و مردم شناسی:خیابان مطهری,تکیه معاون الملک
    • موزهٔ منطقه‌ای غرب کشور (در دست ساخت): بلوار بهشتی, پشت پارک شاهد
    • موزهٔ ورزش: بلوار بهشتی, استادیوم آزادی
    • موزهٔ پست: خیابان قندی, پست قندی
    • موزهٔ دفاع مقدس(موزهٔ جنگ): چهارراه مؤید, پارک شیرین(چیاسرخ)

    شعرا و نویسندگان

    • فهرستی از مشاهیر کرمانشاه در صفحهٔ مشاهیر کرمانشاه قابل دسترسی است.
    • ابوالقاسم لاهوتی بنیانگذار شعر نوی فارسی و نخستین شاعر پرولتاریای ایران
    • علی اشرف درویشیان نویسندهٔ مبارز و انقلابی
    • علی محمد افغانی نویسنده رمان فارسی"شوهرآهوخانم" که عنوان کتاب سال1344رادریافت نمود
    • غلامرضا رشید یاسمی ادیب و استاد دانشگاه
    • جلال الدین کزازی ادیب و استاد دانشگاه
    • رحیم معینی کرمانشاهی شاعر، ترانه سرا
    • یدالله بهزاد کرمانشاهی شاعر نامدار سبک خراسانی
    • منصور یاقوتی نویسندهٔ مبارز
    • محمدباقرخسروی نویسنده نخستین رمان فارسی بنام "شمس وطغرا"
    • اسدالله عاطفی شاعر
    • دوریس لیسینگ نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات در1997

    موسیقیدانان

    • فهرستی از مشاهیر کرمانشاه در صفحهٔ مشاهیر کرمانشاه قابل دسترسی است.
    • رکن الدین مختاری
    • مجتبی میرزاده
    • محمود مرآتی
    • شهرام ناظری
    • کیهان کلهر
    • علی اکبر مرادی
    • سید خلیل عالی نژاد
    • کیخسرو پورناظری
    • تهمورس پورناظری
    • اسماعیل مسقطی
    • سوسن
    • حشمت الله لرنژاد
    • منوچهر طاهر زاده

    مساجد تاریخی

    • مسجد عمادالدوله
    • مسجد حاج شهباز خان
    • مسجد آیت‌الله بروجردی
    • مسجد چهلستون(جامع)
    • مسجد شافعی‌ها
    • مسجد دولتشاه
    • مسجد شاهزاده
    • مسجد آ شیخ هادی جلیلی

    [ویرایش] آثار پیش از تاریخ



    مجموعه باستانی طاق بستان و دریاچه مقابل آن
    • گاکیه
    • غار دو اشکف
    • غارهای بیستون
    • غار قبه
    • غار کل داوود
    • غار ورواسی
    • پناهگاه ورکینی
    • غار کولیان
    • غار وزمه
    • پناهگاه یوان
    • آوی خر
    • تپه گنج دره
    • تپه سراب
    • تپه آسیاب
    • تپه چیا جانی
    • تپه تووه خشکه
    • تپه ورگر
    • تپه چغا گاوانه
    • تپه موسایی

    آثار تاریخی

    • طاق بستان(تاق وه سان): کرمانشاه, انتهای بلوار تاق بستان
    • غار قوری قلعه: جادهٔ کرمانشاه-پاوه, روستای قوری قلعه
    • تکیهٔ معاون الملک: کرمانشاه, چال حسن خان
    • سنگ‌نوشتهٔ بیستون: جادهٔ کرمانشاه-کنگاور, شهرک بیستون
    • تکیهٔ بیگلربیگی: کرمانشاه, خیابان سپه
    • پل کهنه: کرمانشاه, شهرک کیهانشهر
    • بازار کرمانشاه (تاریکه بازار): کرمانشاه, خیابان سپه
    • ساختمان سابق استانداری کرمانشاه: کرمانشاه, میدان مصدق
    • ساختمان و سردر شهرداری کرمانشاه(کنسولگری سابق بریتانیا): کرمانشاه, میدان شهناز
    • خانهٔ خواجه باروخ (خانهٔ رنده‌کش): کرمانشاه, فیض آباد
    • مدرسهٔ کزازی: کرمانشاه, جلوخان, خیابان چهارباغ
    • گورستان پارتی: کرمانشاه, مجموعهٔ تاق وه سان
    • کاروانسرای فیض آباد: کرمانشاه, فیض آباد
    • مسجدعمادالدوله: کرمانشاه, بازار
    • مسجد حاج شهباز خان: کرمانشاه, سکوی حشمت السلطنه
    • کلیسای ارامنه: کرمانشاه, خیابان شریعتی
    • مسجدجامع(مسجد چهلستون): کرمانشاه, خیابان سپه, جلوخان
    • طاق گرا یا پاتاق: جادهٔ کرمانشاه-بغداد, روستای پاتاق
    • محل دفینهٔ سراب نیلوفر: کرمانشاه, سراب نیلوفر
    • شکارگاه خسرو پرویز: کرمانشاه, بلوار تاق بستان
    • معبد آناهیتا: کنگاور, خیابان اصلی

    سوغات، صنایع دستی و غذاها

    • از شیرینی‌های مخصوص شهر می‌توان به «نان برنجی», «کاک» , «بژی» و «نان خرمایی» اشاره کرد که در کارگاه‌ها و فروشگاه‌های مختلف پخت و عرضه می‌شوند.
    • از سوغات و صنایع دستی منطقه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:«روغن کرمانشاهی», «عسل شاهو», «رب انار پاوه», «گلیم», «گیوه», «جاجیم», «موج», «انواع آلات موسیقی(دف-تنبور-تار-دیوان-سه تار)», «چرم», «ترخینه», «کلاه پشمی», «خرمای قصرشیرین», «انجیر ریجاب», «چاقوی کرند», «گلیم هرسین», «تخمهٔ سنقر», «کلاش(گالش-گیوه)»
    • غذای خاص شهر کرمانشاه, چلوخورشت خلال, و نوعی کباب دنده‌است که در رستوران‌های مختلف شهر سرو می‌شود.

    هتل‌ها و اماکن اقامتی

    • هتل آزادگان: کرمانشاه, شهرک تعاون
    • هتل جمشید: کرمانشاه, بلوار تاق بستان, میدان تاق بستان
    • هتل داریوش: کرمانشاه, خیابان مطهری
    • هتل رسالت: کرمانشاه, میدان فردوسی
    • هتل بیستون: کرمانشاه, خیابان دبیراعظم
    • هتل آزادی: کرمانشاه, میدان آزادی
    • هتل بین‌المللی: کرمانشاه, پل لب آب

  • استان یزد

    درباره یزد

    یَزد مرکز استان یزد و مرکز منطقه وسیع و باستانی و کویری ای با همین نام در کشور ایران است و در فاصله ۶۷۷ کیلومتری جنوب شرق تهران قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۴۲۳٬۰۰۶ نفر بوده است.

    یزد به شهر بادگیرها معروف است. به «دارالعباده»، «شهر دوچرخه‌ها»، «شهر شیرینی»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» و ... نیز شهرت دارد.

    میدان امیرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضیاییه)، آتشکده زرتشتیان، ساعت مارکار، برج و باروی شهر، خانه های قدیمی چون خانه لاری ها و خانه عرب ها و خانه مرتاض و خانه رسولیان و خانه ملک التجار و خانه محمودی و ...، دخمه های زرتشتیان، حمام خان، بازار های قدیمی چون بازار خان و بازار پنجه علی و ...، آب انبار های فراوان چون آب انبار شش بادگیری و رستم گیو و ... و مسجد جامع یزد و بالاخره قلعه ها، کاروانسرا ها، تکیه ها، مساجد، پیرانگاه ها، قنات ها، کوچه ها، ساباط ها، حمام ها، و تمام سطح بافت تاریخی شهر یزد از اماکن دیدنی شهر است.

     

    پیشینه تاریخی یزد

    برخی از مورخان بنای اولیّهٔ شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنین نهاده است و به اعتقاد عده‌ای دیگر از تاریخ نویسان در دورهٔ ساسانیان به فرمان یزد گرد اول (421-339 م) در این محل شهری بنام «یزدان‌گرد» بنا گردیده است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرین می باشد. ولیکن یافته های باستانشناسی و منابع مختلف نشان می دهد حداقل پیشنیه آن به چندین هزار سال می رسد و در زمان ماد ها از شهر های جنوبی و مرزی ماد بوده است و در زمان هخامنشیان چهارراه مهم کشور بوده و دو شاهرا باستانی ایرانی قدیم در این نقطه با هم تقاطع داشته اند.

    مورخین یونانی شهر کهن و باستانی را استیخا یا همان ایساتیس خوانده‌اند.

    یزد به معنای پاک و مقدس و یزد گرد به معنای داده خدایی است. شهر یزد نیز به معنای شهر خدا و سرزمین مقدس است.

    اولین بار نام یزد در کنار اسم چینی تخمه یکی از همرزمان داریوش آورده شد.

    فرهنگ، زبان و گویش مردم یزد

    مردم یزد به زبان فارسی رایج با پاره‌ای ویژگی‌های گویشی سخن می گویند و بسیاری از واژه‌ها و ترکیبات زیبای فارسی را در گویش خود حفظ کرده‌اند. در استان یزد برخی ویژگیهای گویشی میان شهرستانهای مختلف محسوس است. معتقدان به آیین زرتشتی در میان خود هنوز به زبان نیاکانشان سخن می‌گویند و بویژه مراسم مذهبی خود را با این زبان انجام می‌دهند. گویش یزدی بخشی از فارسی دری (فارسی خالص و اولیهٔ ایرانیان) است.

    از دبیرستان‌های قدیمی یزد می‌‌توان به دبیرستان مارکار، دبیرستان ایرانشهر و دبیرستان کیخسروی اشاره کرد. استان یزد با بیش از ۵۲ درصد مصرف برق صنعتی یک استان صنعتی شناخته شده است.

    محله های قدیم استان یزد




    مشخص‌ترین وجهه شهر معماری خاص کویری آن است. بادگیرها، مناره‌ها و گنبدها مشخص‌ترین جنبه ظاهری معماری شهر است. در این معماری از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنک‌کردن فضای ساختمان به کار می‌‌رفته است.

    بافت و ساخت معماری ویژهٔ منطقهٔ یزد از بارزترین نمونه‌های معماری خاص اقلیم‌های گرم و خشک در جهان است. تناسب آن با نیازها و شرایط اقلیمی- فرهنگی مردم منطقه، گذشته از زیبایی خاص این معماری، از ویژگی‌های آن است. در مرکز هر محله معمولاً حمام، بازارچه، آب انبار، مسجد، حسینیه، لرد، کارگاه های کوچک، جوی آب (برای دسترسی به قنات) قرار دارد که بسیاری از این امکانات هنوز پا برجا هستند.

     

    خانه‌های قدیمی در جهت قبله ساخته شده‌اند. با این جهت گیری فضاهای تابستانی و اتاق‌های زمستانی به طرزی مفید پیرامون حیاط مرکزی قرار می‌گیرند.

    حیاط مرکزی اصلی ترین فضای خانهٔ یزدی است. حوض آب در وسط حیاط قرار گرفته است و باغچه ها دور تا دور آن با درختانی که نیاز کمی به آب دارند همچون اَنار، اَنگور، اَنجیر و پسته که علاوه بر سبزی خانه و تامین سایه و خنکی هوا از خشکی هوا نیز می‌کاهد.

    از جمله نمونه‌های بارز معماری قرنهای گذشته محلهٔ فهادان یا یوزداران است که در گویش محلی جنگل یا محل یوزاران نامیده می شود. قدمگاه منسوب به امام رضا نیز در این گذر واقع شده است.

    اقلیت های دینی نظیر یهودیان بیشتر در محله یهودی‌ها در سمت جنوب مسجد جامع ساکن هستند و کنیسه‌ای دارند. زرتشتیان نیز از جمله در محلّهٔ عیش آباد، محلّهٔ نعیم آباد، کوچهٔ بیوک، محلّه نرسی آباد، محلّهٔ اَهَرستان ساکن هستند.

     

     

     

    صنایع یزد

    در یزد صنایع بزرگی همچون فرش ستاره کویر یزد و فولاد آلیاژی و مجتمع صنعتی چادرملو و کارخانه فولاد نورد یزد و کارخانه کابل و فیبر نوری شهید قندی و صنایع کاشی و سرامیک و شرکت یزد موزائیک جای گرفته است که با وجود این صنایع حدود ۵۳ درصد از مصرف برق در تعرفه صنعتی استفاده می شود. 

    ره‌آورد یزد

    • شیرینی (قطاب، پشمک، باقلوا، کیک یزدی، لوز های پنجگانه، حاجی بادام، سوهان و نان برنجی و ...)
    • پارچه شعربافی (ترمه یا انگشت بافت، زری، مخمل، ،دارایی یا ایکات، شمد، چادرشب، روتختی، دستمال یزدی و ...)
    • روانداز و زمین پوش (قالی، قالیچه، گلیم، سجاده، زیلو، پتو، سفره، بقچه، روفرشی، لنگ، حصیر و ...)
    • خاکینه (سفال، سرامیک، کاشی و ...)
    • سایر (انار، ارده، حلوا ارده، گیوه، سریشم، زیورآلات طلا و ...)

    نگارخانه  یزد

     

     

    سرشناسان یزد

    • عبدالکریم حائری یزدی ، .۱۳۵۵قمری، موسس حوزه علمه قم،
    • یزدی، محمد کاظم، ۱۳۳۷قمری، مرجع بزرگ شیعیان،
    • فکور یزدی، محمد، ۱۳۹۱قمری، فقیه و استاد حوزه علمیه نجف،
    • صدوقی ، محمد، ۱۳۶۰شمسی، امام جمعه یزد،
    • مدرّسی یزدی‏، سید علی رضا، ۱۳۹۳قمری، استاد حوزه علمیه،
    • حسینی نسب یزدی‏، سید رضا، ۱۳۳۹شمسی، فقیه و نویسنده،
    • خاتمی ، سید محمد ، ۱۳۲۲شمسی، رییس جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ شمسی،
    • فرخی یزدی ، ۱۲۶۸شمسی، شاعر،
    • دکتر مجیبیان ، شمسی، پزشک و صاحب بیمارستان زنان و زایمان،
  • استان لرستان


    درباره لرستان

    استان لرستان، یکی از استان‌های غربی ایران است. این استان ۲۸٫۰۶۴ کیلومتر مربع مساحت دارد و جمعیت آن در سال ۱۳۸۶ بالغ بر ۱٫۸۲۸٫۳۳۴ نفر گزارش شده‌است.[۱] خرم‌آباد مرکز استان و بروجرد دیگر شهر بزرگ آن است. لرستان سرزمینی کوهستانی است و غیر از چند دشت محدود، سراسر آن را کوههای زاگرس پوشانده‌است.بر اساس یافته های باستانشناسی این منطقه یکی ازنخستین سکونتگاه‌های قدیمی بشر است و مفرغ لرستان از شهرت باستان شناسی زیادی برخوردار است.

    لرستان همچنین نامی است که بطور ضمنی دربرگیرنده تمام مناطق لر نشین غرب و جنوب غربی ایران می‌شود. منطقه لرستان در گذشته با نام‌های گوناگونی چون لر کوچک، پیشکوه و لرستان فیلی نیز شناخته می‌شده‌است.

     

    تاریخچه لرستان

    آثار به جای مانده درسکونتگاه ها ,تپه ها,گورستان ها , غارها و دره‌های لرستان، سکونت بشر را دست کم از هزاره چهارم پیش از میلاد در این ناحیه نشان می‌دهد. کاسی‌ها ساکنان بومی لرستان پیش از رسیدن مادها و آمیختن با آنها بودند که خود از نواحی شمالی تر به منطقه لرستان و همدان کنونی کوچیدند و سرزمین کوسی‌ها را تشکیل دادند.



    امامزاده جعفر در بروجرد

    آثار باستانی و پیش از تاریخ، پیشینه زندگی قبایل را در بخش غربی استان، بیش از شرق آن نشان می‌دهد. اما پیشینه شهرنشینی در شرق استان بیش از ناحیه غربی آن است. در دوره‌های هخامنشی تا ساسانیان ، لرستان بخشی از سرزمین بزرگ پارس بود. پس از اسلام و از زمان خلفای عباسی ، بخش‌های مرکزی و غربی لرستان بصورت حکومتی خود مختار تا چندین قرن اداره می‌شد که حاکمان این دوره با نام اتابکان لرستان شناخته می‌شدند. امویان بروجرد را مورد توجه قرار دادند و در زمان حاکمیت ابی دلف بر غرب ایران (۱۵۰-۲۲۶)، مسجد جامع این شهر را بنا نهادند. در دوره سلجوقیان نیز بیشتر شرق لرستان مشتمل بر بروجرد و جاپلق مورد توجه بود و دیگر نواحی لرستان به صورت خودمختار باقی ماند. در سده پنجم قمری نبردهایی بین دیلمیان و سلجوقیان در منطقه بروجرد به وقوع پیوسته و علا الدوله دیلمی سپاهیان خود را در این ناحیه سازماندهی کرده‌است.[۳]

    سپاهیان مغول و نیز تیمور بارها لرستان را مورد تاخت و تاز قرار دادند و شهرهای آن را غارت و ویران نمودند. بنا بر آنچه در که در وب‌گاه "فرهنگ نیاکان ما" آمده، کتاب "حبیب‌السیر" در شرح اقدامات تیمور در ۷۸۸ قمری می‌نویسد: «با لشکر به جانب لر کوچک در حرکت آمد، وروجرد را از جهات و اموال مجرد کردند و خرم‌آباد را غمکده گردانیدند» [۴].

    از دوره صفویان، بروجرد، لرستان و جاپلق، عمدتاً به صورت ایالت‌های مستقل در نظر گرفته می‌شدند. زندیان از طوایف لر بودند که نبردهایی در منطقه از آنان به ثبت رسیده‌است. در دوره قاجار ، ولایت لرستان و ولایت بروجرد، گاه بصورت مستقل و گاه یکسان در نظر گرفته می‌شدند و در اواخر قاجار، لرستان و خوزستان یک ایالت محسوب می‌شدند[۵]. از این دوره برخی ایلات لرستان از تابعیت حکومت مرکزی سر باز زدند و حکومتهای خودمختار پراکنده‌ای . آیت الله بروجردی پس از بازگشت از نجف، در زادگاهش بروجرد مستقر شد و طرفداران زیادی در بین اهالی لرستان پیدا کرد. در زمان انقلاب اسلامی ، راهپیمایی‌های مختلفی در شهرهای استان به ویژه خرم آباد برگزار شد. در جنگ ایران و عراق ، لرستان به سبب نزدیکی به مرزهای غربی و جنوبی، اهمیت استراتژیک پیدا کرد و بارها مورد بمباران قرار گرفت.

    شهرها و شهرستان‌های لرستان

    استان لرستان ۹ شهرستان، ۲۵ بخش و ۸۱ دهستان دارد. شهرستانهای این استان عبارت‌اند از: ازنا، الیگودرز، بروجرد، پل‌دختر، خرم‌آباد، دورود، دلفان، سلسله و کوهدشت. لرستان در ابتدای تقسیمات کشوری نو بخشی از فرمانداری کل خوزستان و لرستان بود که خیلی زود از خوزستان جدا و با عنوان فرمانداری کل لرستان مستقل شد. در ابتدای تشکیل، دارای دو شهرستان خرم آباد در غرب و بروجرد در شرق بود. در فاصله کوتاهی، الیگودرز از شهرستان بروجرد جدا و سومین شهرستان استان شد. روند تشکیل شهرستان‌های جدید تا اواخر دهه ۱۳۶۰ متوقف شده بود اما در پایان جنگ ایران و عراق، دورود نیز از بروجرد جدا و چهارمین شهرستان استان لرستان شد. در سالهای بعد، کوهدشت، نورآباد، الشتر و پلدختر از شهرستان خرم آباد و نیز ازنا از شهرستان الیگودرز جدا و تبدیل به شهرستانهای مستقل شدند.

    استان لرستان هم اکنون دارای ۲۳ نقطه شهری است. شهرهای بزرگ لرستان به ترتیب جمعیت عبارت‌اند از: خرم‌آباد، بروجرد؛ دورود، الیگودرز.

    جغرافیا

    بلندی‌ها

    لرستان سرزمینی کوهستانی است و به غیر از دشتهای سیلاخور، کوهدشت و خاوه( الشتر) دلفان و چندین دشت کوچک دیگر، بیشتر مناطق استان را کوههای فشرده و دره‌های تنگ از سلسله کوههای زاگرس فرا گرفته‌اند. بلندترین قله‌های لرستان به صورت نواری در گوشه شمال غربی تا شرق استان قرار کشیده شده‌اند و به ترتیب موقعیت شامل کوههای چهل نابالغان، گرین، میش پرور، کوه رباط ،اشترانکوه ،سر سبز، قالی‌کوه و تمندر می‌شوند.

    آثار باستانی و تاریخی

    لرستان جایگاه آثار باستانی و تاریخی فراوانی است که می‌توان آن‌ها را به سه دوره پیش از تاریخ، دوره ایران باستان و دوره اسلامی تقسیم کرد. یافته‌های پیش از تاریخ لرستان، بیشتر شامل نقاشي ها،کنده‌کاری‌های غارها ،سفالينه هاو اشیای مفرغی هستند. به دلیل کوهستانی بودن منطقه، نخستين ساكنان در مناطق مرکزی و غربی لرستان سکونت یافتند. در این استان، بیش از ۲۵۰ غار و پناهگاه صخره‌ای وجود دارد که نیمی از آنان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌اند. از جلمه غارهای مهم می‌توان به غارهای منقوش پيش از تاريخ یافته و کَلماکره اشاره کرد 

    از دوره‌های هخامنشیان و ساسانیان، پلها و دژهای ویران زیادی به جای مانده‌است. پل دختر و پل کشکان و نیز قلعه فلک الافلاک از این دسته‌اند. گورستان‌هاو تپه‌های تاریخی فراوانی در بیشتر مناطق این استان بویژه در دشت سیلاخور وجود دارند که هنوز مورد کاوش باستان شناسی قرار نگرفته‌اند.

    مسجد‌ها و امامزاده‌ها نیز از مهم‌ترین آثار به جای مانده از دوره‌های پس از اسلام در این منطقه هستند که مسجد جامع و امامزاده جعفر از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین این آثار به حساب می‌آیند.

    برخی آثار باستانی و تاریخی لرستان به ترتیب شهرستان عبارت‌اند از:

    • شهرستان ازنا
      • امامزاده قاسم (ازنا)
    • شهرستان الیگودرز
      • غار باستانی پشتکوه
      • قلعه مندیش
      • غار تمندر
      • غار بزنوید
      • قبور شاهرود
      • غار شاهرود
      • قلعه باجول
      • قلعه دختر
      • گورستان تاریخی بزنوید
    • شهرستان بروجرد
      • امامزاده جعفر
      • امامزاده قاسم
      • پل قلعه حاتم
      • زواریجان
      • مسجد جامع
      • مسجد سلطانی
    • شهرستان پلدختر
      • آسیاب گبری
      • پل دختر( پل کر و
      • پل کلهر
      • پل گاومیشان
      • غار کلماکره
    • شهرستان خرم آباد
      • پل شاپوری (طاق پیل)
      • پل کشکان(بلند ترین و بزرگترین پل باستانی ایران)
      • سنگ نوشته خرم آباد|سنگ نبشته]]
      • قلعه فلک الافلاک
      • گرداب سنگی
      • مناره آجری
    • شهرستان دلفان
      • راه باستانی گاوشمار
      • بقعه حسن گایار
      • مفبره بابا بزرگ
      • شاویسقلی
    • شهرستان دورود
      • پل چالانچولان
    • شهرستان سلسله
      • قلعه مظفری
    • شهرستان کوهدشت
      • غار هومیان
      • قلعه زاغه
      • پل کُر و دِت
      • قلعه کوهزاد

    گردشگاه‌ها و دیدنی‌های طبیعی

    • شهرستان ازنا
      • دشت جابلق
    • شهرستان الیگودرز
      • قالی کوه
      • دریاچه گهر
      • آبشار آب سفید
      • آبشار چکان دهقادی
      • دشت لاله‌های واژگون روستای خلیل آباد
      • اشترانکوه
      • محوطه اطراف امامزاده محمد ابن حسن
      • چشمه و سراب گایکان
      • سراب ماهیچال
      • محوطه کوهستان تمندر
      • محوطه تاریخی طبیعی دورک
      • محوطه تاریخی طبیعی شاهرود
    • شهرستان بروجرد
      • بوستان فدک
      • تپه چغا
      • تاک درخت
      • دشت سیلاخور
      • کوچه باغی
      • گلدشت
      • ونایی
    • شهرستان پلدختر
      • رود کشکان
      • تالاب‌های پلدختر
    • شهرستان خرم آباد
      • آبشار تاف
      • آبشار نوژیان
      • کیو
      • مخمل کوه
    • شهرستان دلفان
      • دامنه‌های کوه گرین
      • کوه مهراب، چشمه گرمابه
      • کوه چهل نابالغان
      • دره بایور
      • آبشار غسلگه
    • شهرستان دورود
      • اشترانکوه
      • دریاچه گهر
      • دره نی گاه
      • دشت سیلاخور
      • آبشار بیشه
    • شهرستان سلسله
    • شهرستان کوهدشت
      • کاخ ساسانی/شیرز

    قلعه منیژه /معبد سرخ دم لکی و لری

    زبان و گویش در لرستان

    • زبان لری (خرم آبادی، بختیاری، بروجردی لکی)

    مردم‌شناسی

    ساکنان استان لرستان را طایفه‌ها و تیره‌هایی از قوم ایرانی لر تشکیل می‌دهند.گویش ایشان لری است. لرها بیش‌تر در شهرها و روستاهای مرکزی، باختری و جنوبی استان لرستان کنونی ساکنند. اما محدوده سرزمین‌های لرنشین محدود به استان لرستان نیست و در مناطق جنوبی‌تر مانند استان‌های چهارمحال و بختیاری، خوزستان وایلام نیز طایفه‌های گوناگون لر پراکنده‌اند. استان لرستان به سبب داشتن کوهستان‌های پهناور و مراتع بسیار، از دیرباز زیستگاه مردمانی بوده که دامپروری پیشه اصلی آنان بوده‌است. به همین سبب ساختار طایفه‌ای در این استان از اهمیت زیادی برخوردار بوده‌است. ایلات و طوایف لرستان گستردگی زیادی دارند اما در مجموع به دو گروه کوچرو و ساکن تقسیم می‌شوند. طایفه‌هایی از لر بختیاری در خاور لرستان در مناطق الیگودرز و دورود ساکن هستند و یا هر ساله به این منطقه کوچ می‌کنند.

    مراتع فراوان و بارندگی مناسب، امکان پرورش دام و کشاورزی دیم را در این منطقه فراهم نموده‌است. از همین روی، پیشه سنتی مردم لرستان دامپروری و کشاورزی بوده‌است. ساکنان مناطق شهری، پیشه‌ور، بازرگان و یا صنعت‌گر بوده‌اند. امروزه درصد قابل توجهی از ساکنان شهرها را کارمندان ادارات دولتی، آموزشی و نظامی تشکیل می‌دهند.

    مشاهیر

    آیت الله حسین بروجردی، آیت الله احمد کروبی، آیت الله روح الله کمالوند و آیت الله سیدحسن طاهری خرم آبادی از روحانیون بنام لرستان در دهه‌های اخیر به شمار می‌آیند.

    از نویسندگان، هنرمندان لرستان هم می‌توان به عبدالحسین زرین کوب ، سید جعفر شهیدی،، ، امان اللهی بهاروند علی دریکوند نویسنده داستان‌هایی به زبان انگلیسی چون گانگادین و نورافکن و ،علی اکبر شکارچی( موسیقی دان )محمد مرادی معروف به شاه میرزا ملقب به مروارید اقیانوس (نوازنده سرنا)واین سال‌ها مسعود رایگان اشاره کرد. کریم خان زند و لطفعلی خان زند از شاهان دوره زندیه و از طوایف لر بوده‌اند.

    باباطاهر بزرگ ترین شاعر لر است. میرنوروز، ملاپریشان،ملا منوچهر چهره‌های شعر سنتی لرستان هستند. شهید زین‌الدین و شهید محمد بروجردی از سرداران مشهور جنگ هشت‌ساله ایران وعراق و از مردم لرستان هستند.

    دانشگاه‌ها

    دانشگاه علوم پزشکی لرستان وابسته به وزارت بهداشت و نیز دانشگاه لرستان وابسته به وزرات علوم، تحقیقات و فناوری، دو دانشگاه فعال دولتی در استان لرستان هستند که هر دو در شهر خرم آباد قرار گرفته‌اند. از سال ۱۳۸۶ مقدمات تأسیس دانشگاه آیت الله بروجردی در شهر بروجرد نیز فراهم شده‌است. دانشگاه آزاد اسلامی نیز واحدهایی در شهرهای گوناگون استان دارد که واحد بروجرد و نیز واحد خرم آباد بزرگ‌ترین آنها به حساب می‌آیند.شهرستان‌های دورود و الیگودز نیز دارای دانشگاه آزاد هستند.

  • استان کرمان


    درباره کرمان

    کرمان از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان کرمان درجنوب شرقی ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان کرمان قرار دارد و جمعیت آن طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۵۱۵٬۱۱۴ نفر بوده‌است.

     

    تاریخچه

    در مدارک تاریخی و جغرافیایی اسلامی، از منطقه کرمان، کارمانیا، ژرمانیا، کرمانیا، کریمان، کارمانی، کرمانی و بوتیا ذکر شده‌است. برخی از جغرافیادانان، نام قدیم کرمان را گواشیر خوانده‌اند. گفته می‌شود؛ گواشیر همان (کوره‌اردشیر) یا شهر اردشیر بوده‌است که به تدریج به (گواشیر) تبدیل شده‌است. این شهر به واسطهٔ آن که در قدیم شش دروازه داشته به شهر شش دروازه نیز مشهور بوده‌است.

    قبل از اسلام

    قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان- که هنوز خرابه‌های آنها برجاست – گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان در همین محل، شهری آباد یا قلعه‌ای مهم وجود داشته‌است.

    مؤلف جغرافیای کرمان مع

    تقد است که حدود ۲۲۰ پیش از میلاد، به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر این محل «گواشیر» نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده‌است بنا به گفته هرودت کرمانیا از قبایل دوازده گانه ایران می‌باشد و ساتراپی چهاردهم (دارا) مشتمل بر ایالت کرمان بوده‌است.

    در روایات اساطیری آمده‌است که کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانی‌هایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه میدهند آنگاه روایت تاریخی این سرزمین آغاز می‌شود و اینکه در زمان هخامنشیان کوروش آن را تبعید گاه نونید قرار داد سپس سخن از حکومت اشکانیان را شکست داد و فرزند خود را که او هم اردشیر نام داشت به حکومت کرمان گماشت گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده‌است.

    بعد از اسلام

    در زمان حکومت خلفای عباسی کرمان به شورشهای مکرر دست زد ولی هیچ یک به سامان نرسید تا سرانجام در سال ۲۵۳ هجری قمری به تصرف یعقوب لیث، موسس سلسه صفاریان درآمد. پس از آن این سرزمین در زیر سلطه حکومت‌های  زمان مانند سامانیان، دیلمیان، آل بویه و سلاجغه قرار گرفت. در عصر غزنویان فرمانروایان خونریز و هوسران آرامش را از مردم گرفتند تنها در عهد سلجوقیان، حکومت ملک قاورد و فرزندانش بودکه در کرمان روی رفاه و آسایش دید و آثاری چون مسجد ملک پدید آمد پس از حکومت ۱۵۰ ساله سلاجقه باز بلای غز بر کرمان نازل شد با حمله مغول براق حاجب از سرداران قراختائیان کرمان را به تصرف در آورد از اعقاب وی ترکان خاتون بر کرمان فرمانروایی یافت که در آبادانی شهر کوشید و دخترش پادشاه خاتون نیز حاکمی فاضل و حامی دانشمندان بود. این سلسله از ۶۱۹ تا ۷۰۳ هجری قمری در کرمان سلطنت کردند. در زمان حکومت قراختائیان بود که مارکو پولو سیاح معروف ونیزی از کرمان دیدن کرد.در سال ۷۱۴ هجری‌قمری امیر مبارزالدین محمد مؤسس سلسله آل مظفر، کرمان را تصرف کرد. تیموریان از سال ۷۹۶ تا ۸۳۴ برکرمان فایق آمدند سپس تنی چند از طایفه قراقویونلو در کرمان به قدرت رسیدند.

    سلاطین صفوی از ۹۱۵ هجری کرمان را به متصرفات خود افزودند در ۱۰۰۵ هجری، گنجعلیخان از سوی صفویه به حکومت کرمان رسید که بر اثر تدبیر و تداوم حکومت او، شهر چندی روی آسایش و آرامش دید و زمانه برای ترقی و آبادانی مناسب شد.

    در روزگار افول قدرت صفویان، افاغنه، کرمان را به جزای شهامت و مقاومت در برابر آنان به خاک و خون کشیدند و نادرشاه افشار هم هنگامی به کرمان رسید که بر اثر کشتن رضاقلی میرزا (پسرش) به جنون آدمکشی مبتلا شده بود او دستور گردن زدن مردم بی‌گناه را صادر کرد و یکی از بزرگترین قتل عامهای معروف تاریخ کرمان را به راه انداخت. نادرشاه افشار و عمال او هنگام تسخیر آن در سال 1160 ه. ضمن غارت و چپاول اموال این مردم رنجدیده بسیاری مردان آن را سربریده و از کله آنان مناره‌هایی ساختند. محله پامنار که هنوز هم به همین نام خوانده می‌شود یادگار آن فاجعه و تجدید کننده خاطرات تلخ آن جنایت تاسف انگیز می‌باشد. 

     


    کرمان، از کریم خان زند - که پادشاهی مردم دوست بود- نصیبی نبرد. او نتوانست کرمان را به قلمرو قدرت خود ضمیمه کند. پس کرمان از این سلسله خبری

    ندید و سهل است که به گناه حمایت از آخرین بازمانده زندیه (لطفعلی خان زند) گرفتار خشم آغامحمدخان قاجار شود که به روایت تاریخ، هفت من (به روایتی بیست هزار جفت و به روایتی دیگر هفتاد هزار جفت چشم) از مردم بی پناه در آورد! اگر چه جانشینان او تلاش کردند تابا اعزام حاکمانی مدیر و مدبر همچون محمداسماعیل خان نوری «وکیل الملک» و «ابراهیم خان ظهیرالدوله» به باز سازی شهر کرمان، و تحبیب قلوب بپردازند، و با برپایی آثاری چون مجموعه وکیل، و مجموعه ابراهیم خان، گذشته‌ها را به نسیان و فراموشی بسپارند، معذالک اینکه اقداماتی از این قبیل در تحقق آن نظر موثر بوده یا نه، سوالی است که پاسخش به تاریخ سپرده می‌شود.

     

    آب و هوا

    نمودار آب و هوا برای کرمان
    ژفمآمژژآساُند
     
     
    28
     
    8
    1
     
     
    28
     
    12
    3
     
     
    33
     
    17
    8
     
     
    20
     
    22
    13
     
     
    8
     
    28
    18
     
     
    0
     
    33
    23
     
     
    0
     
    33
    24
     
     
    0
     
    32
    21
     
     
    0
     
    29
    18
     
     
    0
     
    24
    13
     
     
    5
     
    17
    6
     
     
    18
     
    12
    3
    دما بر حسب سلسیوسمجموع بارش بر حسب میلی‌متر
    منبع: وِدِربیس

    استان کرمان دارای آب و هوای متنوعی است. مثلاً در قسمت‌های شمالی که نزدیک کویر است، آب و هوای خشک و کویری، و در قسمت جنوبی آب و هوایی معتدل و دلپذیر دارد. متوسط ارتفاع شهر کرمان از سطح دریا معال ۱۷۵۵ متر است. بیشتر نقاط شهر کرمان با کوه احاطه شده‌است. کرمان شب‌های زمستانی بسی

    ار سردی دارد. کوه‌های جوپار و پلوار و جفتان در جنوب و جنوب شرق کرمان در تمام طول سال برف دارند. متوسط مقدار باران در طول سال در کرمان معادل ۱۳۵ میلی متر است. به دلیل نزدیکی کرمان به کویر لوت، این شهر در تابستان گرم و در بهار دارای طوفانهای شن می‌باشد، ولی بطور کلی آب و هوای این شهر به نسبت خنک است.

    قسمت‌های شمالی و شمال شرقی شهر کرمان که در مجاورت کوه‌های صاحب الزمان قرار دارد از آب و هوای معتدل تری برخوردارند و قسمت‌های جنوبی و غربی شهر بواسطه نزدیکی به بیابان، تابستان‌های گرمتری دارد و گرد و غبار هوا نیز بیشتر است.

    دیدنی‌ها

     
     

    مناطق دیدنی و توریستی شهر کرمان بیشتر مناطق تاریخی و فرهنگی است. از مهمترین نقاط دیدنی کرمان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • قلعه دختر و قلعه اردشیر از یادگارهای هنر معماری پیش از اسلامی است که قدیمی ترین آثار تاریخی در کرمان به شمار می‌روند و بقایای آن اعجاب بینندگان را بر می‌انگیزد. ساختمان‌های این قلعه روی هم به دو قسمت مجزا تقسیم می‌شوند. قسمتی که بر فراز قلعه نسبتاً مرتفع جنوب شرقی قرار دارد و سابقاً قلعه کوه نامیده می‌شد و کاملاً به علت وضعیت طبیعی از قلعه دیگر مجزاست. قسمت دوم بر تپه کوتاه تری قرار دارد و به قلعه دختر یا آتشکده آناهیتا موسوم است. قلعه اردشیر در بالای تپه مرتفعی واقع شده که تا سطح جلگه قریب پانصد پا ارتفاع دارد. دیوارهای قلعه از خشت‌های بسیار ضخیم ساخته شده‌است.
    • مسجد ملک که در قرن پنجم و در زمان تورانشاه سلجوقی ساخته شده‌است.
    • مشتاقیه، آرامگاه مشتاق علیشاه که به سه گنبد نیز شهرت دارد و از آثار معماری قرن سیزدهم است.
    • مسجد جامع کرمان یا مسجد جامع مظفری که از بناهای قرن هشتم هجری است. این مسجد از جمله مساجد چهار ایوانی است با سر در رفیع، صحن، ایوان و شبستان. ارزشمند ترین قسمت بنا، کاشی کاری معرق محراب و سردر شرقی مسجد است.
    • گنبد جبلیه از بناهای منسوب به دوره ساسانی (و بنا به روایتی منسوب به دوران سلجوقی) است که در شرق شهر کرمان قرار دارد و گنبد گبری نیز نامیده می‌شود. پلان گنبد هشت ضلعی و روی اضلاع آن طاق نماهای متعددی به چشم می‌خورد. آنچه از سبک معماری این بنا استنباط می‌شود این است که مر بوط به اواخر ساسانیان است و یا این که در اوایل اسلام با الهام از معماری ساسانی ساخته شده‌است.
    • یخدان مؤیدی که برای ذخیره یخ به کار می‌رفته‌است و در تقاطع خیابان ابوحامد و خورشید واقع است.
    • بازار کرمان از نظر بزرگی و معماری در میان بازارهای ایران خاص و مثال زدنی است.
    • مجموعه گنجعلیخان این مجموعه که از میدان گنجعلیخان، مدرسه گنجعلیخان، حمام گنجعلیخان، ضرابخانه و آب انبار تشکیل می‌شود در زمان حکمرانی گنجعلی خان بر کرمان و در دوران حکومت صفوی ساخته شده‌است.
    • مجموعه ابراهیم خان، ابراهیم خان ظهیر الدوله حاکم کرمان (دوره قاجاریه) با ساخت بازار، حمام، آب انبار، مدرسه و خانه مدرس، بانی این مجموعه بوده‌است.
    • مجموعه وکیل که به دستور یکی از فرماندهان دیگر در زمان قاجاریه ساخته شده‌است و شامل بازار وکیل (کرمان)، حمام وکیل(کرمان) و کاروانسرای وکیل(کرمان) است.
    • موزه صنعتی شامل گنجینه‌ای غنی و دیدنی از هنرهای معاصر به ویژه نقاشی‌ها و مجسمه‌های استاد علی‌اکبر صنعتی و... که در خیابان شریعتی و حدفاصل میدان باغ ملی و چهار راه طهماسب آباد واقع است.
    • مسجد پامنار که از بناهای قرن هشتم و از آثار حکومت آل مظفر است.
    • گنبد سبز یا قبه سبز که از بناهای قرن هفتم هجری است. این اثر از بنای مدرسه و آرامگاه قراختاییان کرمان تشکیل شده‌است. زیباترین قسمت این بنا، ایوان کاشی کاری معرق آن است که در نوع خود بی نظیر است. دو ستون پیچکی شکل در طرف ایوان نیز زیبا و جالب توجه‌است.
    • پارک جنگل قائم با درختان انبوه کاج و آبشار‌های مصنویی در اطراف آن و مسیرکوه پیمایی بر کوه‌های صاحب الزمان که در شب نیز روشن است وپارک‌ها و حوض‌های متعدد، از تفرجگاه‌های مردم کرمان است.
    • آتشکده و موزهٔ زرتشتیان شهر کرمان دارای جمعیت قابل توجهی از زرتشتیان و محل برگزاری جشن‌ها و مراسم پیروان این آیین است.

    کرمان یکی از شهرهایی است که هنوز جشن سده (از جشن‌های ملی ایران) هر ساله 10 بهمن ماه در آن برگزار می‌شود.

    • تخت درگاه قلی بیگ در جنوب شرقی شهر کرمان و جنوب جنگل قائم با ابهت خود، نشسته در دل کوه، چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند. این مکان مقبره یکی از نوادگان بهرام بیگ به نام درگاه قلی بیگ است. درگاه قلی بیگاز امرای اواخر دوره صفویه و رییس ایل افشار در کرمان بوده‌است.
    • موزهٔ بزرگ دفاع مقدساین موزه که در زمان برگزاری کنگرهٔ بزرگداشت سرداران و 8000 شهید استان‌های کرمان و سیستان و بلو چستان احداث شد یاد آور رشادت‌های مردم این دیار در دوران دفاع مقدس است.
    • موزه شهید باهنر این موزه خانهٔ پدری شهید باهنر نخست وزیر شهید رجایی اسث که در خیابان شهید باهنر واقع است.
    • باغ شاهزادهٔ ماهان این باغ مشهور در شهر ماهان از توابع کرمان و در فاصلهٔ 30 کیلومتری کرمان در دامنهٔ شرقی کوه جوپار و دره تیگران قرار دارد.
    • مزار شاه نعمت الله ولی از عرفای بنام که در شهر ماهان قرار دارد.

    خیابان‌ها و معابر مهم شهر

    از خیابان‌های مشهور کرمان می‌توان از شریعتی، بلوار جمهوری اسلامی، میدان آزادی، هزارویک شب، شفا، الغدیر، شهاب، استقلال، منتظری (جهاد)، احمدی (مطهری)، خورشید، میرزاآقاخان، مولوی، حافظ، سعدی، امام خمینی، سرباز، زریسف، شاه(شاه نعمت‌الله ولی)، بلوار ۲۲بهمن، ابوذر، رسالت و بلوار ۲۴مهر یاد کرد.

    جاذبه‌های طبیعی

     


    • کوهپایه مجموعه چندین روستا در شمال شرق شهر کرمان که در کوهستان‌های شمال شهر واقعند و به خصوص در فصول گرما پذیرای بسیاری از شهروندان کرمانی برای تفریح و گذران اوقات فراغت می‌باشند.

    آبشارکوهپایه از دیدنی‌های این منطقه‌است.

    • سه کُنج منطقه ییلاقی بسیار زیبا و خوش آب و هوا در شرق شهر ماهان واقع است.
    • سیرچ روستایی بسیار زیبا و دیدنی درجنوب شرق شهر کرمان که محل تولد نویسنده زبر دستِ ایرانی مرادی کرمانی است.این روستا منطقه‌ای برف گیر است که در فصل سرما میزبان ورزش‌های برفی است. اگر جاده این منطقه برفی را به مدت 15 دقیقه ادامه دهیم به شهداد منطقه‌ای بیابانی و بسیار گرم با کلوت‌های معروفش میرسیم.سیرچ دارای چندین چشمه آب گرم است.
    • جوپار منطقه‌ای خوش آب و هوا در جنوب شهر کرمان و در بخش ماهان واقع است که کوه‌های مرتفع آن مشهور می‌باشد.
    • کوه جوپار کوه‌های زیبای جوپار بیشتر موقع سال میزبان تیم‌های کوهنوردی است.
    • دره تیگراندره‌ای خوش آب و هواو سرد در دامنه کوه جوپار و بالا تر از باغ شاهزاده که درکناراین منطقه ییلاق‍‍ی مقبره ب‍ی بی گرامی قرار دارد.
    • بُندر والی آباد مجموعه چندین روستای خوش آب و هوا است که در شرق و جنوب شرقی کرمان واقع شده‌اند.از مهمترین این روستاها می‌توان به دِه بالا و گینکان و دهیاری و ده یاسایی و دِه محمدشاه و... اشاره کرد.
    • روستای داوران روستای داوران در ۳۵ کیلومتری شرق رفسنجان و بین راه رفسنجان زرند می‌باشد. روستای داوران به دلیل سرسبزی.. واقع شدن در ارتفاع. داشتن باغات میوه از نقاط بسیار دیدنی در این شهرستان است. اماکن زیارتی بی بی گوهر در ابتدای داوران و شفاخانه حضرت علی علیه السلام در بالای ده می‌باشد...

    سوغات کرمان

    کلمپه، قاووت، فالوده کرمانی، قالی کرمانی، پته، ادویه جات، زیره، حنا، پسته، ظروف مسی، چنگمال، کماچ سین و...

     مشاهیر کرمان

    • خواجوی کرمانی، هوشنگ مرادی کرمانی، میرزا آقاخان کرمانی، احمدرضا احمدی، علی‌اکبر صنعتی، پرویز شهریاری، روح‌الله خالقی، علی اطهری کرمانی، افسر کرمانی، ایرج کابلی، فردوس کاویانی، کیخسرو شاهرخ، پری صابری، فرخنده حاجی‌زاده، حمید حاجی‌زاده، محمدجواد باهنر، میرزارضا کرمانی، مظفر بقائی، احمد بهمنیار، شیخ احمد روحی، زردشت بهرام پژدو، میترا منصوری، عماد فقیه کرمانی، فواد کرمانی، مجدالاسلام، مشتاق علیشاه، احمد ناظرزاده کرمانی، فرناز ناظرزاده کرمانی، دکتر عباس ریاضی کرمانی

    دانشگاه‌ها

    • دانشگاه شهید باهنر کرمان
    • دانشگاه علوم پزشکی کرمان
    • دانشگاه آزاد اسلامی کرمان
    • دانشکده فنی شهید چمران
    • مجتمع آموزش عالی خواجه نصیر
    • آموزشکده فنی شهید دادبین

  • استان زنجان

    درباره زنجان

    شهر زَنجان مرکز استان و شهرستان زنجان در شمال غرب ایران است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۴۹٬۸۰۱ نفر بوده‌است.

    نام زنجان عربی‌شده زنگان فارسی است. مردم منطقه هنوز هم تلفظ زنگان را بکار می‌برند. شهر زنجان در دره زنجان‌رود (از شاخه‌های قزل‌اوزن (سفیدرود) قرار گرفته و سر راه شوسه و خط آهن تهران به تبریز می‌باشد. صنایع دستی از قبیل ورشوسازی و نقره‌سازی و چاقوسازی آن مشهور است.

    زنجان از شمال به شهرستان طارم و خلخال و میانه و از مشرق به ابهر و طارم و از جنوب به خدابنده و ایجرود و از غرب به شهرستان‌های ماه‌نشان و چاراویماق محدود است و از سطح دریا ۱۶۶۳ متر ارتفاع دارد. ارتفاع قله سپهسالار که در این استان قرار دارد به ۳۳۱۸ میرسد و بخش‌های آن عبارت‌اند از بخش مرکزی، بخش زنجانرود، بخش قره پشتلو که جمعاً ۳۲۸ پارچه آبادی دارد.

    از جمله شرایطی که فلسفه وجودی شهر زنجان را در منطقه تبیین و توجیه می‌نماید، وجود راه ارتباطی فلات مرکزی ایران به آذربایجان در منطقه، حاکم بودن شرایط مناسب اوضاع توپوگرافی، وجود اراضی مسطح با شیب ۲٪ در منطقه کوهستانی و بالاخره لزوم مرکز مبادلاتی تولیدات کشاورزی و ارائه خدمات متقابل به روستاهای حوزه نفوذ به ویژه ایالات پنجگانه مستقر در منطقه بوده‌است می‌رساند که این پدیده در شکل گیری شهر و محله بندی آن عامل تعیین کننده می‌باشد.

    تاریخچه

    حمدالله مستوفی، تاریخ‌نگار نامدار، بنیاد شهر زنجان را از اردشیر بابکان، سردودمان ساسانیان دانسته و نام نخستین این شهر را شهین ذکر کرده‌است. در لغتنامهٔ دهخدا هم در سرواژهٔ شهین چنین نوشته‌است: «شهین نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد و گویند این شهر را اردشیر بابکان بنا کرده‌است.»

    حمدالله مستوفی در نزهة‎القلوب (تألیف در ۷۴۰ق/۱۳۳۹م) زبان زنجان و مراغه و تالش گشتاسبی را پهلوی ذکر می‎‌کند و می‌گوید «زبانشان پهلوی به جیلانی بازبسته است»[۵] که منظور همان گویش‌های گوناگون زبان‌های تاتی‌تبار است.[۶]

    امروزه زبان مردم زنجان ترکی آذربایجانی است. فارسی نیز در برخی خانواده‌ها رایج است.

     

    در احیاء مجدد و گسترش آن، در اوایل دوران اسلامی، شهر اندکی به طرف غرب استقرار نخستین، در ساحل چپ سیلاب قدیمی که امروزه منطبق بر خیابان (استانداری) است کشیده شد، برجستگی کهن دژ این دوره در محله فعلی (نصرالله خان) بوده که در سال ۱۳۴۰ تسطیح و محل آن به دبیرستانهای دخترانه تبدیل شده‌است.

    گسترش شهر در این دوره به طرف شرق محل مورد بحث که اراضی شهری قابل استفاده در شهرسازی بوده، امتداد یافت. حمدالله مستوفی درنزهة القلوب دور باروی شهر را ده هزار گام ذکر نموده که در حدود ۵/۴ کیلومتر است و از قلعه کنونی سهر اندکی بزرگ‌تر بوده به طوری که دامنه استقرار تا حد سیلاب شرقی کشیده شده‌است. قول حمدالله مستوفی یافته‌های باستان‌شناسی مطابقت دارد چنان که در اراضی شرقی خارج از دیوار قلعه، آثار قرن شش هجری قمری در عمق ۲ متری ازکف معابر فعلی قرار گرفته و قابل رؤیت است.

    کتب صورالاقالیم از مزار اکابر و اولیاء وجود درشهر، قبور شیخ اخی فرج زنگانی و استاد عبدالغفار سکاک و عیسی کاشانی را نام برده‌است.

    این شهر برای بار دوم در پاییز سال ۶۲۸ هجری قمری در فتنه مغول تخریب شده و شدت آن به حدی بود که شهر برای مدتی از قید حیات ساقط شد. به ویژه انتخاب سلطانیه به پایتختی در دوران ایلخانی و گسترش شهر مزبور در ایام حکومت غازان‌خان و خدابنده و اولجایتو در اواخر قرن هفتم هجری قمری، به علت نزدیکی این دو شهر، در متروکه شدن شهر زنجان عامل تعیین کننده‌ای بود، به عبارت دیگر در تمام ایام شکوفایی شهر سلطانیه، شهر زنجان به حالت نیمه ویران باقی مانده‌است.

    سلطانیه پس از برچیده شدن حکومت ایلخانی به قول دونالد ویلبر «به علت اینکه شهر درراستای راههای تجارتی قرار نداشت و عدم جاذبه‌های شهری در آن سریعتر از آنچه که آبادشده بود، تخریب و متروک گردید». که خود دلیل قاطعی برای توسعه شهر زنجان بوده‌است. این شهر مجدداً توسعه یافته و از طالع بد برای بار سوم در نیمه دوم قرن هشتم هجری قمری با یورش وحشیانه تیمور لنگ مواجه و پس ازقتل عام اهالی به طور مکلی با خاک یکسان شد. کلاویخو سفیر پادشاه اسپانیا در دربار میرانشاه از نوادگان تیمور در نیمه اول قرن نهم هجری در سفرنامه خود، قسمت اعظم شهر زنجان راغیر مسکون و مخروبه ذکر نموده و حصار شهر را غیر قابل تعمیر دانسته و می‌نویسد:

    «درشب هنگام به محلی رسیدیم که به زنجان معروف است و بیشتر قسمت‌های این شهر غیر مسکون است اما گویی که در گذشته این شهر یکی از بزرگ‌ترین شهرهای ایران بوده‌است. این شهر دردشتی درمیان دو کوه بلند که لخت و خالی از جنگل هستند قرار دارد. ما دیدیم که حصار شهر دیگر قابل تعمیر نیست اما در داخل حصار هنوز خانه‌ها و مساجد بسیاری هم چنان استوار و پابرجا بودند و در خیابانهای آن نهرهایی می‌گذشت اما همه اینها اینک خشک و بی آب هستند.»

    شاردن سیاح فرانسوی که به سال ۱۶۷۲ میلادی از شهر زنجان بازدید نموده می‌نویسد:

    «هنوز در حوالی یک مایل و بیشترآثارو بقایای مخروبه مشاهده می‌شود».

    موارد دیگری از این مقولات بیانگر این حقیقت است که شهر زنجان تا اواخر قرن نهم هجری قمری غیر مسکون و مخروبه بوده‌است. در دوران صفویه که آرامش نسبی در منطقه‌ها حاکم بوده شهر تجدید بنا شده و مجدداًً تکاپوی حیات در آن آغاز گردیده‌است. حال با توجه به گزارش سیاحان و جهانگردان و هم چنین مطالعه متون تاریخی و بررسیهای باستان‌شناسی معلوم می‌شود علی رقم قدمت سه هزار ساله، کلیه آثار فعلی وبافت شهری نسبتاً جدید است. به عبارت دیگر با عنایت به آنچه که اجمالاً بیان شد شهر زنجان در دوره‌های مختلف بر اثر هجوم دشمن تخریب و به مرور شهر جدید بر روی خرابه‌های قدیمی احیاء شده‌است.

    علت انطباق و احیاء شهر در محل فعلی، معلول جاذبه‌های شهری منطقه‌ای ازجمله وجود سفره‌های آب زیرزمینی، استفاده مجدد از قنوات قدیمی، دسترسی و مورد استفاده قار دادن زنجان چای، اوضاع توپوگرافی محلی و بالاخره عامل تعیین کننده استقرار شهر درسر راه تجاری و استراتژیکی فلات مرکزی ایران و ارتباط آن با آذربایجان و لزوم اتراق کاروان‌ها، بازسازی شهر زنجان را منطبق بر خرابه‌های قدیمی، امری لازم و ضروری می‌نموده‌است.

    شهر فعلی از دوران صفویه تکوین و توسعه پیدا کرده‌است، خاستگاه اولیه شهر در این دوره از تجدیدبنا، به لحاظ استفاده ازامکانات و استعدادهای بالقوه شهری و زیستی در حد نهایی اراضی شهری در جنوب، در ساحل راست رودخانه زنجان رود قرار گرفته‌است. جهت توسعه و رشد شهری از نظر توپوگرافی و وجود اختلاف ارتفاع در ح جنوبی شهر و دارا بودن شیب نسبتاً تنا تا کف رودخانه زنجان رود که استقرارهای شهری را با مشکلات جدی مواجه می‌سازد، به طرف شمال امری اجباری و قطعی بوده‌است. به هر حال گسترش شهر هنوز محدود به مسیلهای شرقی و غربی بوده که محل استقرارشهر به صورت دلتا نسبت به زنجان رود است.

    با تحلیل و توجیه عوامل و عناصر شهری از قبیل قبرستانهای قدیمی و مناطقی تحت عنوان (کولوک) که تا امروز باقی مانده، شکل گیری و گسترش شهر را می‌توان پیگیری و تبیین نمود قدیمی‌ترین عنصر، متعلق به اواسط دوران صفویه‌است که به نام کاروانسرای سنگی واقع در قسمت شرقی کهن دژ در ورودی شهر به اسم دروازه همدان قراردارد. این کاروانسرا که هم اکنون قسمت اعظم آن از میان رفته و به اداره اوقاف تبدیل شدهاست، یادگاری از دوران شاه عباس دوم می‌باشد. بدین ترتیب قبل از احداث مجموعه بازار زنجان در دوران آقا محمد خان قاجار(۱۲۰۰ هجری قمری)، میادین آهنگران و راسته صباغها با عنایت به نقش عملکردی شهر که در مقدمه بیان شد، از عناصر اصلی آن محسوب می‌شوندکه این عناصر نسبت به شارستان مرکزیت دارد.

    در دوران آقا محمد خان قاجار با توسعه نسبی شهر در حد قلعه فعلی که خود از مسیلهای طبیعی الهام گرفته، مجموعه بازار به مثابه قطب واحد اقتصادی، خدماتی و فرهنگی منسجم‌ترین عنصر شهری را به وجود آورده‌است و با عنایت به پدیده‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و عملکردی، و... به طوری که در زندگی روزمره شهری نقش اساسی داشته باشد، محله بندی شهر صورت گرفته‌است. در این دوره به طور کلی شهر به سه منطقه تقسیم شده، نخست منطقه مرکزی شهر با جای گرفتن مراکز حکومتی، اداری و مذهبی در آن موجودیت یافته و فاقد اسم خاصی بوده‌است. اراضی و محدثات واقع در شرق محدوده مرکزی در مجموعه بازار تحت عنوان یوخاری باش و افراد ساکن در این منطقه در کلیات با همین عنوان مشخص شده و از نظر اقتصادی (در اوایل دوران قاجار) از ظرفیت بالایی برخوردار بوده‌اند. اراضی و محدثات واقع در غرب محدوده مرکزی به نام اشاقه باش موسوم شده‌است.

    در این تقسیم بندی هر یک از مناطق دوگانه (اشاقه باش و یوخاری باش) از نظر زندگی روزمره و مقررات اجتماعی، دارای امکانات فیزیکی و کالبدی دارای وحدت و هم آهنگی کامل است.

    محلات از نام بانی مساجد و تکایا الهام گرفته و یا با انتساب به صنف خاصی نام گذاری شده‌اند. محلات قدیمی دارای عناصر شهری منسجم تری بوده و به عنوان مراکزمحله‌ای نقش اساسی را در زندگی عمومی ایفا می‌کند. این محلات از نظر فیزیکی دارای الگوی خاصی است، بدین ترتیب که به عناصری از قبیل مسجد، تکیه، حمام، مراکز خرید روزانه، مراکز خدماتی، آب انبار، فضای مشاعی جهت انجام مراسم مذهبی، سنتی و تجمع‌های عمومی و بالاخره محل بازیهای کودکانه مجهزند. به طوری که این مراکز تا امروز با حفظ عملکردهای نخستین در تکاپوی حیات در محلات نقش اساسی دارند. نمونه‌های بارز آن محلات دود قلی، مسجد یری پایین، نصرالله خان، محله زینبیه و محله قهرمان می‌باشند و تقریباً سایر محلات دارای چنین خصیصه بارز و روشن اند که با گسترش تدریجی شهر نسبت به مرکزیت کهن دژ و سپس مجموعه بازار با انسجام معقول و منطقی جای گرفته‌اند. به طور کلی ۱۸ محله در داخل قلعه و ۹ محله در خارج از قلعه تا اواخر دوران پهلوی ضمن گسترش تدریجی مستقر شده‌اند.

    روند گسترش تا اواخر دوران قاجار بسیار بطئی ودر سطح قلعه به میزان ۱۸۵ هکتار بوده‌است، از حد فاصل اواخر دوران قاجار تا اواخر دوران پهلوی با افزایش محلات خارج از قلعه وسعت شهر به میزان تقریبی ۴۸۰ هکتار گسترش یافته‌است. شهر فعلی در مساحتی معادل ۱۲۵۷ هکتار مستقر شده که به استناد ضوابط طرح جامع مصوب پیش بینی شده در سال ۱۳۷۵ وسعت آن به میزان ۴۴۵۰ هکتار افزایش می‌یابد.

     

    محلات اصلی

    محله‌های و معابر اصلی شهر زنجان
    چهارراه سعدی‌، دروازه رشت، دروازه ارک، (بلوار حاج مهدی) حاجی بلواری، امجدیه‌، سه راه، شوقی، میدان شیلات، میدان انقلاب، خیام، فردوسی، صفا، صفرآباد (اسلام آباد)، هنرستان، گلشهر


    هتل‌ها

    • هتل سپید
    • هتل پارک
    • هتل بزرگ یا گراند هتل
    • هتل سپهر
    • هتل آسیا

    سوغات

    مرسوم ترین سوغاتی زنجان چاقو و چاروق (نوعی کفش) و ملیله‌کاری است.

    صنایع دستی

    دراستان زنجان رشته‌های مختلف صنایع دستی رواج دارد. از آن جمله گلیم بافی در ابهر، قیدار و زنجان روستاهای آن گیوه دوزی ابریشمی و نخی در انگوران و زنجان، چاروق دوزی در شهر زنجان، رنگرزی در ابهر، زنجان، قیدار، سفالگری در روستای قلثوق، ملیله کاری شامل سینی، سرویس بشقاب کاسه و وسایل مصرفی در شهر زنجان، ساخت انواع چاقو و کارد آشپز خانه و میوه خوری و قندشکن در زنجان، جاجیم بافی نواری در شهرستانهای طارم و ماه نشان، انگوران، کیسه بافی حمامی، نواری در انگوران، ماه نشان، قیدار و حکاکی روی مس در شهر زنجان را می‌توان نام برد. ضمن آنکه باید گفت قالی‌بافی از جمله هنرها و حرفی است که در اکثر شهرها و روستاهای استان زنجان رونق و رواج دارد.البته ملیله کاری که نوعی فلز کاری با نقره وطللا را نیز می‌توان نام برد.

    مراکز آموزشی

    در این شهر دانشگاه زنجان و دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه پیام نور و دانشگاه علوم پزشکی زنجان و دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان و آموزشکده فنی و حرفه‌ای الغدیر زنجان واقع است.

    دیدنی‌ها

    • امامزاده سید ابراهیم زنجان
    • مسجد جامع زنجان
    • بازار زنجان
    • بنای رختشویخانه زنجان
    • مجموعه تفریحی ائل داغی زنجان
    • کاروانسرای سنگی زنجان
    • گنبدسلطانیه واقع در سلطانیه
    • غار کتله خور واقع در قیدار
    • امامزاده زیدالکبیر
    • حمام حاج‌داداش
    • عمارت ذوالفقاری محل نگه‌داری مردان نمکی
    • پل میربهاالدین
  • استان مازندران

     

    درباره مازندران

    مازندران استانی در شمال ایران و در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران می‌باشد. مازندران به ترتیب ساعتگرد با استان‌های گلستان، سمنان، تهران (که باهم تشکیل مازندران بزرگ را داده و هرکدام در سالهای ۱۳۷۶، ۱۳۵۵، ۱۳۴۹ از مازندران جداشدند) هم‌جوار است. همچنین در غرب آن استان‌های قزوین و گیلان جا گرفته‌اند. این استان یکی از پرجمعیت ترین مناطق از لحاظ تراکم جمعیتی و یکی از غنی ترین آنها از لحاظ منابع گوناگون زیرزمینی می‌باشد. چهار شهرستان مهم و پرجمعیت آن عبارتند از: ساری، بابل، آمل و قائمشهر (که همگی در ناحیه میانه-شرقی جا دارند).
    مازندران به خاطر جغرافیای سراسر متنوع آن که شامل جلگه‌ها، علفزار‌ها، بیشه‌ها و جنگل‌های هیرکانی با صدها گونه گیاهی منحصر به فرد در جهان است و آب و هواهای گوناگون از سواحل شنی با پست ترین نقطه, تا کوهستان‌های ناهموار و برف پوشیده البرز با داشتن یکی از هفت آتشفشان معروف دنیا، کوه دماوند، شناخته شده‌است.

    اقتصاد مازندران کاملاً به طبیعت پرنعمتش وابسته‌است، که از راه کشاورزی و مواد غذایی با داشتن بالاترین تولید فرآورده‌های غذایی دریایی در میان همه مناطق ایران و کشورهای همسایه از جمله خاویار که در دنیا از لحاظ کیفیت بی نظیر است، مورد بهره برداری واقع می‌شود، همچنین، صنعت توریسم، که هر ساله بیش از دوازده میلیون مسافر از مازندران دیدن می‌کنند.

    مردم مازندران به زبان مازندرانی (یکی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی) علاوه بر فارسی صحبت می‌کنند.

     

     نام مازندران

    ریشه نام مازندران مشخص نیست. کسانی حدس‌هایی در این مورد می‌زنند که برخی از این حدس‌ها را در زیر می‌خوانیم:

    مازندر نام یکی از دیوانی است که در اوستا به آن اشاره شده. گویا هنگامی که آریائی ها به فلات ایران می آیند می خواهند بر تمام اقوام بومی فلات ایران چیره شوند. اما در این میان دلیری اقوام شمال ایران از طرفی و صعب العبور بودن رشته کوه البرز که همچون دژی استوار از شمال ایران محافظت می کند مانع تسلط اقوام آریائی بر این منطقه می شود . بنابراین در اوستا همواره از این اقوام مازندر(مازندران) و ورنه(گیلان) به عنوان دیوانی بدسگال یاد شده است. همانطور که در شاهنامه آمده تا پیش از منوچهر هیچ پادشاهی خیال حمله به مازندران را را نداشته منوچهر نیز در حمله به مازندران شکست می خورد. رستم نیز در هفت خان خود با دیوان مازندران می جنگد. محل رخداد بسیاری از داستان های اساطیری شاهنامه در مازندران است .

    برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه ، ایندیرا و ان پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سروده‌است:

       
    استان مازندران

    ای دیو سپید پای در بند
    ای گنبد گیتی ای دماوند

       
    استان مازندران

     

    برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن می‌دانند . ماز در زبان مازندرانی به زنبورعسل گفته می‌شود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفته‌اند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» می‌دانند . عده‌ای نیز به این دلیل که سابقا این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان می‌باشد اینطور استنباط کرده‌اند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است وچون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام خواندند مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده‌است. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است که گفته شود هیچ یک از مناطق ایران به اندازه این خطّه، شاهد رویدادهای تاریخی نبوده‌است.

    به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیب‌های تاریخی این سرزمین را در کتاب‌هایی به رشته تحریر در آورده‌اند. از آثار نویسندگان روسی درباره مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تالیف رابینو، و از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میر ظهیرالدین مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ تبرستان به کوشش اردشیر برزگر (ترک اصل مقیم مازندران) و مازندران از قدیم‌ترین ایام تا به امروز، نوشته دکتر محمد مشکور را می‌توان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این خطّه متداول شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، بجای هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شده‌است عده‌ای هم تاریخ استعمال کلمه مازندران را از قرن چهارم هجری قمری به بعد می‌دانند.

    ابنیه تاریخی

    بندپی بابل

    در جنوب بابل وتقریبا ۲۰ کیلومتری شهر بابل منطقه ی بند پی وجود دارد بندپی که در واقع محلی بین کوه جنگل و دشت است در ایران قبل از اسلام بنا به روایات محلی در حمله ی اعراب یک سنگر قدرتمند برای وطن دوستان بوده است و در واقع قبل از اسلام دارای شهر و قلعه بوده است همانطور که از آثار به جای مانده این چنین بر می آید ازجمله این آثار : صندق سنگ : کتیبه ای که در قسمت کوه لتی بر جای مانده بود تا سال ۱۳۷۰ که با دینامیت منفجر شد و تنها تکه هایی از آن باقی مانده است کیجا بور : در زبان محلی مازندرانی کیجا بور یعنی دختر برو این منطقه نامش به این خاطر است در زمان حمله اعراب سپاه این منطقه در آمل گرد آمده بودند و عده ی کمی حضور داشتند که بین این ها دختری شجاع و دلیر حضور داشته که مقابل دشمن همانند یک شیر زن شمشیر می زد و در هنگامی که از دشمن داشتند شکست می خوردند پدرش به او می گفت کیجا بور {دختر برو فرار کن} ولی دخترش تا آخرین لحضه مبارزه کرد تا نیروی مازندران برسد و وقتی سپاه اعراب او را در گوشه ای از دره محاصره کردند کوه ناگهان باز شد و دختر به داخل آن پناهنده شد و کوه بسته شد از ان تاریخ به بعد این نام به آن منطقه داده شد قلعه تپه ، میر کتی ؛ قلعه و ... از جمله آثار باستانی دیگر این منطقه می باشد

    منطقه شورچال گلوگاه

    این منطقه از ابنیه مسکونی قرون اول و دوم اسلامی بوده و آثار باستانی فراوانی در دل تپه‌های آن جای گرفته‌اند که متأسفانه بخش قابل توجهی، توسط حفاران غیرمجاز، از دل خاک خارج شده و از موزه‌های خارجی، سر در آورده‌است که نیازمند استقرار یگان حفاظت میراث فرهنگی است.زمینهای آن متعلق به ساکنان کوپچی محله گلوگاه بوده و در فاصله کمی از ساحل دریا قرار گرفته‌است و مکانی سرسبز و بسیار دیدنی است که نیازمند سرمایه گذاری و توجه بیشتر است.

     

    امامزاده عباس

    در حاشیه شمالی ورودی شرقی شهر ساری واقع شده و از نظر شیوه معماری، گنبد هرمی شکل و صندوق چوبی نفیس، یکی از بناهای معروغ استان مازندران است. تاریخ ساخت آن ۸۹۷ هجری قمری است و سه امامزاده بنامهای عباس ؤ محمد و حسن در آن مدفون می‌باشند.این بنا در منطقه ای به نام ازادگله واقع شده است.

     

    قلعه لاجیم در سوادکوه

    در جنوب شرقی زیراب در شرق جاده سواد کوه به قائمشهر در منطقه‌ای جنگلی و در کنار روستای لاجیم قرار دارد. این اثر معماری ارزشمند متعلق به قرن پنجم هجری است. آندره گدار باستان‌شناس فرانسوی که در سال ۱۹۳۳ میلادی به بازدید برج لاجیم آمده می‌نویسد: در داخل این حصار چند تل است که نشان می‌دهد این قلعه در واقع شهر مستحکمی است این محل که در قلب جنگل انبوه و دور هنگامه شهرها واقع شده‌است. مسلماً قرارگاه مهم یکی از سرکشان یا پناهگاه استوار یکی از پادشاهان مخلوع بوده‌است که به امید بازگشت وقت مساعد در آنجا بدور از آسیب خصم در امان می‌داشته‌است. شخصیت مدفون در برج (کیا ابوالخوارس شهریار) از خاندان باوندیان بوده که در فاصله سقوط سلسله باوندیان اول و به قدرت رسیدن مجدد خاندان آل باوند پس از اشغال ناحیه آمل به دست قابوس وشمگیر به منطقه کوهستانی لاجیم پناه برده‌است.

     

    چشمه عمارت بهشهر

    این بنا متعلق به دوره صفویه‌است که در دو طبقه احداث گردیده و در حال حاضر طبقه همکف و جزری از طبقه دوم باقی مانده‌است در وسط عمارتِ همکف مظهر چشمه قرار دارد که آب آن از چهار سمت توسط جویهایی از داخل بنا به خارج آن سرازیر و وارد حوضها و جویهای اطراف آن گردیده و به‌وسیله نهرهای اصلی به خارج از باغ هدایت می‌شده‌است .

    برج آرامگاهی امامزاده طاهر مطهر کجور

    این بنای آرامگاهی واقع در روستای هزار خال بخش کجور در شهرستان نوشهر قرار دارد، بنایی است چهار ضلعی با کتیبه‌های آجری و تزئینات که در سال(۸۲۹) ه ق به دست ملک کیومرث بن بیستون استندار ساخته شده‌است.

    قلعه ملک بهمن لاریجان

    این قلعه از قلعه‌های عظیم البرز است که در جاده هراز بخش لاریجان شهرستان آمل و مشرف به قریه شاهان دشت در ۷۵ کیلومتری جنوب آمل قرار دارد این قلعه متعلق به حکام پادوسبان است که در سال (۴۵ الی ۱۰۰۵) ه ق به رویان نور و کجور و رستمدار حکومت داشته‌اند بنای قلعه بر روی صخره‌ای حدود ۲۲۰ متر بالاتر ازسطح اراضی شاهاندشت از لاشه سنگهای بزرگ و کوچک و ملات گچ ساخته شده که بصورت طبقه طبقه و شامل اتاقها و قسمت‌های مختلف ساختمانی است.

    آرامگاه سه سید میر حیدر آملی

    این مکان مدفن ابولقاسم پسر ابولحسن الرویانی است که در سده ششم ه ق وفات یافته‌است، در طی قرون هشتم و نهم هجری قمری سه تن از سادات و عرفا در این محل مدفون گردیدند که یکی از آنها علامه میر حیدر آملی است که از متفکران و مشاهیر شیعه بوده‌است بانی این مکان سید عزالدین بن سید بهاالدین آملی است.

    ویژگی‌ها


    زبان: اکثریت زبان مازندرانی، ولی بیشتر مردم مازندران با زبان فارسی نیز آشنایی دارند . در شرق استان ترکی گلوگاهی و گرجی و در مناطق دیگر زبان ارمنی نیز رواج دارد.

    گویش‌های زبان مازندرانی: ساروی، بابلی، آملی، گیلکی، شهمیرزادی، کتولی، هزارجریبی، فیروزکوهی، لفوری سواد کوهی.

    جغرافیای مازندران

    شهرها و شهرستان‌ها

    • شهرستان آمل که ۱۲٫۱۱٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل آمل، لاریجان، شاهاندشت، آب اسک، نیاک)
    • شهرستان بابل، سابقا بارفروش که ۲٫۱۶٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: بابل، بندپی، بهنمیر، امیرکلا)
    • شهرستان بابلسر که ۰٫۶٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: بابلسر،فریدونکنار،بهنمیر، دریا کنار، خزرشهر)
    • شهرستان بهشهر، نام پیشین اشرفی که ۲٫۶٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: بهشهر، رستمکلا ، زاغمرز ،گرجی محله، میانکاله)
    • شهرستان جویبار که ۶٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: جویبار، لاریم، کردکلا) - تکیه کردکلا در زمان حاج نجف خان کرد احداث گردید
    • شهرستان چالوس، نام پیشین شالوس که ۲٫۴٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: چالوس، مرزن آباد، کلاردشت، نمک آبرود)
    • شهرستان رامسر، نام پیشین سخت سر که ۴٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: رامسر، جواهر ده)
    • شهرستان ساری، مرکز استان که ۷٫۱۶٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: ساری، دودانگه (پریم)، چهاردانگه (کیاسر)، فرح آباد، گلما، لاک دشت)
    • شهرستان سواد کوه که ۴٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: پل سفید، زیرآب، شیرگاه، آلاشت، ورسک)
    • شهرستان تنکابن، نام پیشین شهسوار که ۵٫۶٪ جمعیت استان را داراست.
    (شامل: شهسوار، نشتارود، دوهزار، سه هزار)
    • شهرستان قائمشهر، نام پیشین شاهی، علی آباد که ۱۰٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: قائمشهر، کردی خیل، ارطه، تِلار)
    • شهرستان گلوگاه.
    (شامل: شهر گلوگاه و دو بخش مرکزی و کلباد).
    • شهرستان محمودآباد که ۹٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: محمودآباد، فریدونکنار)
    • شهرستان نکا که ۷٫۳٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: نکا، هزارجریب)
    • شهرستان نوشهر که ۹٫۳٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل:)
    • شهرستان نور که ۵٫۳٪ از جمعیت استان را داراست.
    (شامل: نور، رویان، چَمِستان، لاویج)

    راه‌ها

    راه‌های اصلی ارتباطی این استان جاده سراسری ساحلی و جاده‌های هراز و چالوس است. در جاده‌های ارتباطی مازندران به سوی جنوب ۱۰۷ نقطه حادثه‌خیز وجود دارد که سالیانه جان شمار زیادی از شهروندان را می‌گیرد.



     

     

     

  • استان گیلان

    درباره گیلان

     
     
    استان گیلان با مساحت 14711 کیلومتر مربع در میان رشته کوههای البرز و تالش در شمال ایران جای گرفته است. این استان به واحد جغرافیایی جنوب دریای خزر تعلق دارد و با استان های اردبیل در غرب، مازندران در شرق ، زنجان در جنوب و کشور استقلال یافته آذربایجان و دریای خزر در شمال هم مرز و همسایه است. img/daneshnameh_up/3/36/Ghilan.jpgرود سفید تمشک که بین چابکسر و رامسر جاری است، آن را از استان مازندران جدا می کند.

    بر اساس تقسیمات کشور سال 1375 ، این استان به مرکزیت رشت، 12 شهرستان، 35 شهر، 30 بخش، 99 دهستان و 2763 آبادی دارد . شهرستان های استان عبارتند از : آستارا ،آستانه اشرفیه، بندر انزلی، رشت، رودبار، رودسر ، شفت ،صومعه سرا ، طوالش ، فومن ،لاهیجانلنگرود .

    تاریخ گیلان با تکیه بر پاره ای اشاره ها و کاوش های باستان شناختی به دوره پیش از آخرین یخبندان ( بین 50 تا 150 هزار سال پیش ) می رسد . با مهاجرت آریایی ها و دیگر اقوام به این سرزمین ، از آمیزش مهاجران و ساکنان بومی منطقه ، قوم های جدیدی پدید آمـدند که در این میان دو قوم « گیل » و « دیلم » اکثریت داشتند . از همان آغاز ، فرمانروایان این قوم از آزادی کامل برخوردار بوده اند و هیچ گاه در برابر بیگانگان و یا در مقابل حکمان دیگر ، تسلیم نشده اند و حتی به اطاعت دولت ماد در نیا مـده انـد . در قـرن ششم پیـش از مـیلاد ، گیلانیان با کوروش هخامنشی متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند . در زمان ساسانیان ، گیلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشیر بابکان به یاری ارتشی مرکب از 300 هزار مرد جنگی و نزدیک به 10 هزار سواره گیلان را تسخیر کرد .

    پس از پیروزی عرب های مسلمان بر ایرانیان ، گیلان به مأمن علویان تبدیل شد . در حدود سال 290 هجری قمری ، مردم گیلان و دیلم کم کم به مذهب علویان روی آوردند و در گسترش آن نیز کوشش بسیار کردند. سلسله دیلمیان در دوران فرمانروایی خود به بغداد لشگر کشیدند و خلیفه عباسی را شکست دادند . مغولان در زمان اولجایتو موفق شدند برای مدت کوتاهی این سرزمین را تصرف کنند . گیلانیان در به قدرت رسیدن صفویان نقش مهمی را ایفا کردند.

    در زمان سلطنت شاه عباس اول ، گیلان استقلال خود را از دست داد . در سال 1071 هجری قمری ، قوای روسیه به دستور پتر کبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجری قمری در اشغال خود نگه داشت . گیلک ها در پیروزی انقلاب مشروطیت نیز سهمی عمده داشتند . آنها در سال 1287 هجری قمری تهران را فتح کردند . نقش مردم گیلان در نهضت میرزا کوچک خان جنگلی نیز از نمونه های درخشان تاریخ این سرزمین است .

    صنایع دستی

    انواع صنایع دستی که در استان گیلان تولید می شود عبارتند از: خراطی و نازک کاری چوب، منبت کاری ، معرق کاری ، حصیر بافی، بامبو بافی، مروار بافی، سفالگری و سرامیک سازی، نقاشی روی کدو، نمد مالی، شالبافی، ابریشم بافی، جاجیم بافی، گلیم بافی، چموش دوزی، قلابدوزی، چادر شب بافی، قالی بافی.

    منبت کاری:

    منبت یکی از ظرایف صنایع دستی ایران است که چونان دیگر انواع این صنعت پر پیشه تلفیق بلیغی از هنر و حوصله محسوب می شود و دست اندر کاران آن از مواد اولیه ای ارزان و فراوان محصولاتی گرانبها با ارزش های مصرفی و هنری فوق العاده بالا به وجود می آورند. منبت کاری هنری است مشتمل بر حکاکی و کنده کاری برروی چوب براساس نقشه ای دقیق. از آنجا که چوب دارای مقاومت قابل ملاحظه ای در برابر رطوبت، عوامل جوی و ... نیست متأسفانه نمونه و اثری از چوبهای منبت کاری شده در دوره پیش از اسلام در دست نیست.

    در استان گیلان به دلیل وجود جنگل و درخت چوبهای زیادی نیز در دسترس است. در نتیجه کارهای بسیار زیبایی را می توان در اینجا مشاهده کرد.

    خراطی و نازک کاری با چوب:

    خراطی، آن دسته از کارهای چوبی است که معمولاً با قرار گرفتن چوب برروی دستگاههای خراطی که طی آن چوب حول مرکزیتی به دوران می آید انجام می شود.
    فرآورده های تولیدی این رشته شامل گلدان، قندان، شکلات خوری، آجیل خوری، زیر سیگاری، میان قلیان، عصا و ... است.
    نازک کاری چوب، روشی از ساخت فرآورده های چوبی است که طی آن بوسیله وسایل نخاری نظیر اره، رنده، سوهان، مغار و ... قطعات کوچک چوبی آماده می شود. سپس بصورت روکش برروی بدنه چوبی چسبانده می شوند. قطعات چسبانده شده تحت فشار قرار گرفته و شکل می گیرند. از این روش انواع شکلات خوری، زیر سیگاری، قاب عکس و نظایر آن تولید می شود.

    معرق روی چوب:

    عمدتاً این هنر در شهر رشت و به صورت خصوصی کار می شود

    حصیربافی:

    مهمترین مراکز عمده بافت: رشت، خمام، حسن رود، انزلی، اطراف لنگرود و رودسر است.
    بامبو بافی:
    شروع کار بامبو بافی با کشت چای در گیلان آغاز و رواج یافت و مهمترین مرکز تولید آن لاهیجان علی الخصوص منطقه لیالستان است. بامبو در فارسی به نی خیزران شهرت دارد که به طور طبیعی در مرداب ها و اطراف رودخانه های لاهیجان و رشت می روید.

    مرواربافی:

    مرواربافی یکی از رشته های صنایع دستی است که طی سالیان اخیر در گیلان رواج یافته است. مروار یک نوع چوب ترکه ای است که در منطقه سولقان در اطراف تهران کاشته می شود و از آن انواع و اقسام سبد در سایزهای مختلف, جامیوه ای, جانانی, جا لیوانی و ... می بافند. از نظر شکل و ظاهر به محصولات بامبوبافی بسیار شبیه است.

    سفالگری و سرامیک سازی:

    از مراکز مهم این رشته در استان گیلان می توان آستارا, انزلی, رودسر, صومعه سرا, لاهیجان و تالش یاد کرد. در استان گیلان مواد اولیه و مورد مصرف سفال بسیار یافت می شود و به دلیل رطوبت هوا و بارندگی های تقریباً دائمی از گذشته های دور مصرف سفال سقف برای پوشش ساختمانها استفاده می شد.

    نقاشی روی کدو:

    در لیالستان لاهیجان نوعی کدو کشت می شود که به کدوی قلیایی معروف است و در شرایط خاص پرورش می یابد. ابتدا کدوی نارس را درون قالبی چوبی که جداره آن به شکلهای زیبا و متفاوت مشبک است قرار می دهند و دهانه آن را می بندند به طوریکه فقط ساقه کدو از دهانه قالب بیرون می ماند. کدو که به تدریج رشد می کند شکل قالب چوبی را به خود می گیرد و از داخل روزنه های قالب مشبک به بیرون نفوذ می کند. پس از رسیدن کامل کدو آنرا از ساقه جدا کرده و با احتیاط قالب را باز می کنند و سپس آنرا نقاشی کرده و برای آنکه رنگ آن تیره قهوه ای بشود, آنرا درون ظرف بزرگی با پوست انار و زاج سیاه می جوشانند و سپس قسمتهایی از پوست کدو را که باقی مانده است می تراشند و در نتیجه نقش و نگار روی آن ظاهر می شود. این کدو پس از رسیدن خود به خود توخالی می شود. از این محصول بیشتر برای قلیان، پایه آباژور و ... استفاده می کنند. این هنر از هنرهای تزئینی است.

    نمد مالی:

    نمد به عنوان یکی از زیراندازها و تن پوش های سنتی ایران سابقه ای طولانی دارد. ماده اولیه مورد نیاز برای تهیه نمد بطور معمول ضایعات پشم و کرک قالی است. ولی از آنجا که تولید نمد بنا بر سفارش متقاضی به نمدمال صورت می گیرد از پشمهای مرغوب نیز در آن استفاده می شود.


    بناهای یادبود تاریخی:

    و
    1-آرامگاه دکتر محمد معین ، آستانه
    2-پل تاریخی لوشان ،‌لوشان
    3-منطقه باستاشناختی مارلیک ، رودبار
    4-خانه منجم باشی ، لنگرود
    5-آرامگاه شیخ زاهد گیلانی ، لاهیجان


    بناهای یادبود مذهبی :


    1-مسجد اکبریه ، لاهیجان
    2-آرامگاه سید جلال الدین اشرف ، آستانه
    3-مسجد صفی ، رشت


    جاذبه های طبیعی :


    1-مرداب انزلی ، بندر انزلی
    2-دریای خزر ، گیلان
    3-جنگل ، گیلان
    4-رودخانه سفید رود ، گیلان

    عکس پیدا نشد

    1-بازارهای روزانه ، گیلان
    2-صنایع دستی
    3-روستای ماسوله ، فومن
    4-موزه رشت ، رشت
  • استان قم

    درباره قم

    شهر قُم از شهرهای مرکز ایران است. شهر قم مرکز استان قم و نیز مرکز شهرستان قم می‌باشد. این استان در سال ۱۳۷۵ خورشیدی به استان تبدیل شد و کوچک‌ترین استان ایران است. قم در منطقه‌ای خشک و کویری واقع گردیده‌است با این وجود به علت اهمیت این شهر مرکزی برای مهاجرت مردم از شهرها و کشورهای گوناگون است.

    جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۱۰۴۰۶۸۱ نفر بوده‌است.

    وجه تسمیه

    ریشه نام این شهر به «کومه» به معنای آلاچیق مانندی که چوپانان برای استراحت می‌ساختند، باز می‌گردد. بنابر داستانی نام قم از یک حدیث منسوب به محمد(ص) پیامبر اسلام گرفته شده‌است.

    در اصطلاحات متون شیعهٔ به شهر قم چندین لقب داده شده از جمله:

    • «مجمع انصار القائم (عج)» یعنی محل تجمع یاران امام زمان.
    • «مأوی للفاطمیین» یعنی پناهگاه منسوبین به فاطمه زهرا است.
    • «شهر خون و قیام». این عنوان به دلیل نقش فعال این شهر در تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی به این شهر داده شده‌است.

    جغرافیا

    شهری است در حاشیه کویر، که در فاصله ۱۴۰ کیلومتری جنوب شهر تهران قرار دارد.

    آرامگاه و حرم تاریخی و باستانی معصومه دختر امام موسی کاظم و مسجد جمکران و بیش از چهارصد امامزاده دیگر و حوزه‌ها و مدارس علمیه قم و مساجد تاریخی و مهم مثل مسجد جامع و مسجد امام حسن و مسجد باب الجنه و مسجد رفعت و موسسات آموزشی و بین المللی و رودخانه قمرود با آن طغیانها و پرآب شدن‌های قدیمی که این روزها به علت سد ۱۵خرداد و دلایل جوی کم آب و یا بی آب شده، از جمله جاذبه‌های توریستی شهر قم می‌باشند.

    تاریخچه

    از لحاظ تاریخی روایتهای گوناگونی در مورد تأسیس شهر قم وجود دارد. یک گزارش تاریخی بر آن است که شهر قم در سالهای دور توسط مهاجرانی که از یمن به ایران هجرت کرده بودند تأسیس شده‌است. روایت مستند تر حاکی از آن است که این شهر قدمت ۵۰۰۰ ساله دارد که این ادعا توسط دانشگاه آکسفورد با استناد به آزمایش کربن مورد تایید واقع شده‌است.

    تاریخچه قم

    مرکزی
    بخش مرکزی
    تهران
    سمنان
    اصفهان
    جعفرآباد
    خلجستان
    سلفچگان
    نوفل لوشاتو
    قم
    قم
    دریاچه نمک

    بنا بر نقل گریشمن، محدوده کنونی قم جزو دومین دسته سکونتگاه‌های پیش از آریایی فلات ایران بوده‌است. بنا بر این قول و همچنین بر اساس حفاریهای انجام شده در محل تپه قمرود، قدمت سکونت در این منطقه به هزاره پنجم پیش از میلاد می‌رسد. آثار این حفاریها در موزه ایران باستان و نیز موزه آستانه قم موجودند.

    بر اساس اسطوره‌ها این شهر را ساخته خمانی دختر بهمن می‌دانند و شاید نام کنونی «قم» و پیشیشن «کم» که به این شهر اطلاق می‌شده و می‌شود نیز از همین ریشه بوده باشد. در اسناد دیگری آمده که زمانی پیش از ساسانیان این شهر دچار تخریب و ویرانی می‌شود و قباد ساسانی زمانی که از آن می‌گذرد دستور می‌دهد دوباره شهر را آباد کنند، لذا در تاریخ آن دوران این شهر را به نام ویران آبادان کرد کواد (قباد) یعنی شهر ویرانی که قباد آنرا آباد کرد، می‌شناسند.

    در اسناد تاریخی نظیر نزهه القلوب حمدالله مستوفی نیز آمده که پیش از اسلام این شهر را به دلیل زعفران و پسته مرغوبش می‌شناخته‌اند.

    پس از اسلام و با تسخیر این شهر در سال ۲۳ هجری بدست سپاه اعراب مسلمان به فرماندهی ابوموسی اشعری، ناحیه‌ای از شهر کنونی قم که آن زمان کمیدان نام داشت به سکونتگاه اعراب تبدیل گردید. پس از آنهم ناحیه دیگری در آنسوی رودخانه قم (اناربار) با نام ممجان جزو ناحیه استقرار و زندگی اعراب قرار گرفت که در آن زمان عمدتا از طایفه اشعری بودند و امروزه هم بخشی از جمعیت شهر قم را نوادگان خاندان اشعری تشکیل می‌دهند.

    پس از رحلت و دفن حضرت فاطمه معصومه خواهر امام هشتم شیعیان در این شهر در سال ۲۰۱ هجری قمری این شهر به یکی از پایگاههای شیعیان تبدیل شد، هرچند که پیش از آنهم جمعیت شیعه زیادی در آن سکونت داشتند.

    از مهمترین اتفاقات تاریخی که در بنای شهر قم تاثیر داشته‌اند و دوران رونق و یا رکود زندگی در آن را سبب گردیده‌اند می‌توان موارد زیر را برشمرد: سلطه آل بویه و وزیر ایشان صاحب بن عباد اهل قم و رونق فراوان شهر، هنوز هم ابنیه‌ای در شهر از این دوران وجود دارند: مسجد جامع قم، میدان کهنه (میدان حکومتی دوران آل بویه).

    حمله تیمور گورکانی و نابودی تمام حصار شهر و فرار بسیاری از ساکنین شهر، استقرار دولت صفوی و رونق دوباره این شهر، تعداد زیادی آثار تاریخی از این دوران نمایانگر رونق و شکوه شهر هستند.

    حمله افغان‌ها به قم و استقرار در آن برای مهیا شدن برای حمله به اصفهان و برانداختن صفویه، خرابی این دوره از حمله تیمور کمتر نبود.

    آبادی دوباره قم در دوران حکومت فتحعلی شاه قاجار و پس از او سایر شاهان قاجار در سال ۱۳۰۱ خورشیدی با ورود آیت‌الله عبدالکریم حائری یزدی به قم و رونق دوباره حوزه علمیه قم تا امروز این شهر به عنوان یکی از دو شهر مهم مرکز فقه شیعه (به همراه نجف) شناخته می‌شود.

    در سال ۱۳۴۲ شمسی (۱۹۶۳ میلادی) با شروع حرکت امام خمینی از این شهر، قم به مرکزی فعال برای انقلاب مردم ایران تبدیل شد که نهایتا در سال ۱۳۵۷ شمسی (۱۹۷۹ میلادی) این حرکت توانست به براندازی نظام سلطنتی در ایران منجر شود و پس از ان نیز اهمیت شهر قم در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران به وضوح قابل درک بوده‌است.

    آب و هوا

    آب و هوای قم در طبقه بندی اقلیمی کشور در زمره آب و هوای نیمه بیابانی (جزو اقلیم کویری و خشک) محسوب می‌شود چون نزدیک به منطقه بیابانی مرکز ایران است. تابستانهای آن گرم و خشک و زمستانهای آن کم و بیش سرد است اختلاف دمای سالانه نسبتاً زیاد و در اغلب اوقات خشکی هوا غلبه دارد. علیرغم آب وهوای خشک ونیمه بیابانی این استان مناطق خوش آب وهوایی اطراف شهر قم وجود دارد که برخوردار ازآب وهوای سرد کوهستانی بوده ومحل مناسبی برای گذران تعطیلات وایام گرم سال می‌باشد.

    مردم

    جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۹۵۹٫۱۱۶ نفر بوده‌است.

    • ۹۹٫۷۶ درصد جمعیت شهر مسلمان و مابقی را پیروان دیگر ادیان الهی تشکیل می‌دهند.

    دانشگاه‌ها

    • دانشگاه قم
    • دانشگاه صنعتي قم
    • دانشگاه آزاد قم
    • دانشگاه جامع علمی کاربردی واحد استان قم
    • دانشگاه مفید
    • دانشگاه پیام نور قم

    محله‌ها



    مرقد فاطمه معصومه در قم

    محله‌های قدیم قم که از شهر تاریخی قم به یادگار مانده‌اند عبارتند از:

    محلات قبل از اسلام: محله شهرستان واقع در محدوده جنوب شهر کنونی قم حوالی خیابان هنرستان، نهر شهرستان کماکان اراضی مزروعی جنوب این ناحیه را مشروب می‌کند......

    محلات اوایل دوره اسلامی: میدان کهنه، مسجد جمعه، چهل اختران، دروازه ری، عربستان، میدان میر، شاهزاده حمزه، بازار کهنه.....

    محلات مربوط به دوره صفویه و قاجار: چهار مردان، سیدان، پنجعلی، سلطان محمد شریف، خندق، دروازه کاشان، آستانه، سفیداب، باغ پنبه، بازار نو.....

    در چهار دهه گذشته روند مهاجرت به شهر قم به نحو فزاینده‌ای افزایش یافت، به گونه‌ای که محلات زیادی به بافت قدیم شهر افزوده شد و جمعیت شهر نیز طی چند سال گذشته از مرز ۱ میلیون نفر گذشته‌است. تعدادی از محلات جدید شهر قم با نامهای یزدانشهر، صفائیه، دورشهر، زنبیل‌آباد، سالاریه، صفاشهر، نیروگاه، شاهزاده ابراهیم، خاکفرج، باجک، آذر، ۳۰ متری کلهری ۳۰ متری کیوانفر، مهدیه، شاه سید علی، قائم، شهرک امام خمینی، قم نو و دهها محله دیگر نامیده شده‌اند.

    از خیابان‌های مهم قم می‌توان به آیت‌الله مرعشی نجفی، بلوار عمار ياسر، بلوار جمهوري، بلوار معلم، انقلاب، طالقانی، امام الخمینی، سمیه، صدوقی، توحید، فاطمی، بلوار امین، و کیوانفر اشاره کرد.

    مسجدهای مهم آن عبارتند از مسجد امام حسن عسکری، مسجد اعظم، مسجد جَمکَران، مسجد طباطبایی، مسجد جامع مصلی بزرگ قدس، مسجد امام حسن مجتبی.



  • استان قزوین

     

    درباره قزوین

    قَزوین شهری در استان قزوین در ایران است. این شهر مرکز شهرستان قزوین می‌باشد. مساحت قزوین ۵۶۹۳ کیلومتر مربع می‌باشد که از ۵ بخش، ۶ شهر و ۱۴ دهستان تشکیل شده‌است.جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۷۵ مرکز آمار ایران برابر با ۵۷۷٫۵۷۱ نفر بوده‌است.  زبان رایج مردم قزوین زبان فارسی است. برخی از مردم این شهر به زبان‌های تاتی، مراغی، کردی، لری، ترکی و رمانلویی نیز صحبت می‌کنند.همچنین قزوین به دلیل قرار گرفتن در گلوگاه ارتباطی استان‌های شمالی و غربی کشور، نزدیکی به تهران، دارا بودن چند شهر صنعتی و نیز برخورداری از چندین دانشگاه از جمله دانشگاه بین المللی امام خمینی و دانشگاه آزاد قزوین از موقعیت جغرافیایی خوبی برخوردار است.

    تاریخ، بناها، شخصیت‌ها




     










    عمارت کلاه فرنگی قزوین یا بنای عالی قاپوی قزوین، محل استقرار دولت در زمان شاه طهماسب و شاه اسماعیل دوم صغوی

    این شهر در زمان شاه تهماسب صفوی پایتخت ایران بوده‌است. اولین خیابان ایران (خیابان سپه) در قزوین احداث شد. آب انبار سردار بزرگ‌ترین آب انبار تک گنبدی جهان در قزوین می‌باشد.

    قزوین را در نوشته‌های قدیم اروپا شهر باستانی «ارساس» یا «ارسا سیا» و در تواریخ یونان همان شهر قدیمی «راژیا» و در زمان اشکانیان به نام موسس آن «اردپا» خوانده‌اند. ساسانیان آنرا «کشوین» نامیده‌اند یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد برخی هم آنرا «قسوین» یا شهر که مردمی پرصلابت و استوار دارد و بعضی از مورخین هم معرب «کاسپین» گفته‌اند به دلیل آنکه قوم کاسپت از مجاورت دریای مازندران به طرف این دشت مهاجرت کرده و با اقوام بومی اختلاط نموده‌اند و گروهی هم به مرکز ایران رفته‌اند و دریای «خزر» نیز به همین دلیل به بحرالقزوین یا «دریای قزوین» اشتهار دارد.

    در منطقه قزوین صدها تپه باستانی شناسایی شده‌است و تنها حفاری تپه سگزآباد نشانگر تمدن ۹۰۰۰ ساله یکجانشینی در این دشت حاصلخیز است.



    کلیسای کانتور قزوین

    بنای شهر قزوین را به شاپور ذوالاکتاف نسبت داده و می‌گوید آنجا را شاد شاپور نامید. امام ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد رافعی در کتاب التدوین فی اخباراهل العلم به قزوین و زکریای بن محمد محمود ممکونی در آثارالبلاد و یاقوت حموی درمعجم البدان به نقل ازاین فقیه و شاهزاده فرهاد میرزا معتمدالدوله در کتاب هدایه السبیل و کفایه الدلیل باستناد شهرت قزوین را از بناهای شاپور ذوالاکتاف نگاشته‌اند ولی ولی احمد بن ابی عبدالله برقی در کتاب النبیان و خواجه حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده و محمد حسنخان اعتماد السلطنه در کتاب مرآت البدان و امین احمد رازی در هفت اقلیم به نقل از البنیان واستاد و بارتولد خاور شناس نامی روس در کتاب جغرافیای تاریخی ایران بنای شهر قزوین را بشاپور اول منسوب داشته‌اند. شمس الدین سامی بیک در قاموس الاعلام ترکی در این باره تردید کرده و نوشته‌است که از ایرانیان شاپور ذوالاکتاف با یکی از بهرام‌ها شهر قزوین را بنیاد نموده‌اند. منبع اصلی این دو قول یکی اخبار البدان ابن فقیه و دیگری البنیان احمد بن ابی عبدالله برقعی است که مولفان سابق نیز عموماً با این دو ماخذ استناد داشته‌اند. البته نمی‌توان در این باره نظر قطعی داد ولیکن با بررسی اوضاع دوران فرمانروائی این دو پادشاه می‌بینیم زمان شاپور ذوالاکتاف که بواسطه صغر سن نمی‌توانست در کارهای کشور موثر باشد سراسر مملکت دستخوش کشتار و تاراج طوایف داخلی و خارجی بود.

    بنابراین مناسب است بانی قزوین را بنا به نگارش ابن فقیه شاپور ذوالاکتاف بدانیم اما این که ابن فقیه ذکر کرده‌است شاپور ذوالاکتاف شهر قزوین را بنا کرده و آن را شاد شاپور نامید. دیگران نیز در این زمینه شرحی نگاشته‌اند از جمله حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده به نقل از کتاب البنیان قدری بتفصیل پرداخته‌اند و نوشته‌است شهر قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخته و آنرا شادشاپور نام کرد همانا آن شهری که در میان قزوین ساخته‌اند چنانچه رودخانه چند بر جنوبی آن روانست و رودخانه ابهر بر شمالی آن و از آنجا اطلال بار و پدیدارست.

    محمد حسنخان اعتماد السلطنه نیز در کتاب مرآت البلدان به نقل از کتاب البنیان این موضوع را تا اندازه‌ای روشن تر به قلم آورده و می‌گوید قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخت و شاد شاپور نام نهاد و همانا آن شهری بود که میان رودخانه‌های خررود و ابهر رود می‌ساخته‌اند و آنجا اطلال بار و پدیدار است و مردم آنجا در دیه هر چه که به اردشیر بابکان منسوب است مسکونند و مشهور است در کتاب تدوین رافعی مسطور که حصار شهرستان قزوین اکنون محلی است در میان شهر شاپور ذوالاکتاف ساسانی ساخته‌است.

    قزوین بعد از ظهور اسلام



    نیروگاه بخار و سیکل ترکیبی شهید رجایی در بیرون از قزوین

    قزوین به دنبال فتح آن در سال ۲۱ هجری به عنوان مرز و ثغر مسلمین شناخته شد و مسلمانان برای درک فضیلت جهاد با کفار دیلم به سوی آن رهسپار گشتند. احادیث فراوانی که در فضیلت قزوین روایت شده و عملکرد زمامداران حکومت اسلامی در پشتیبانی از مدافعان قزوین اهمیت والای آن را می‌نماید.

    اعزام چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهی ربیع بن خثیم در سال ۳۶ هجری و قبل از جنگ صفین به قزوین توسط امام علی نمونه‌ای از این توجه‌است. بدیهی است که شهر کوچک و قدیمی قزوین که به استواری محدود بوده و گنجایش سیل عظیم مهاجران و مجاهدان را نداشته و لزوم گسترش آن برای جلب بیشتر مسلمین اعزامی به قزوین احساس می‌شده‌ است.

    سعید بن العاص بن امیه که از طرف عثمان والی کوفه بوده برای جنگ با دیلمیان به قزوین می‌آید و آن را شهری استوار و آباد می‌کند قطعا این عمران اولیه قبل از سال ۳۵ هجری که سال قتل عثمان است صورت گرفته‌است.

    خانه سازی در بیرون از قلعه قدیمی شهر ظاهراً نخستین بار توسط محمد بن سنان عجلی و در سال ۹۰ هجری انجام شده و دیگران نیز به تقلید از او در بیرون از شهر به خانه سازی پرداخته‌اند و شهر را وسعت بخشیده‌اند. پیش از سال ۱۶۹ هجری در سالهای خلافت مهدی عباسی و زمانی که فرزندش موسی الهادی ولیعهد بوده و شهرک به نامهای مدینه موسی و مبارکیه در کنار قزوین ساخته شد و همین امر به توسعه بعدی شهر کمک شایانی کرد.

    بناها و مناطق تاریخی قزوین



    نمایی از یکی از ایوان‌های مسجد جامع قزوین
    • قلعه حسن صباح در الموت
    • عمارت چهل ستون قزوین
    • گراند هتل قزوین
    • مسجد جامع قزوین
    • عمارت شهرداری
    • دروازة تهران
    • درب کوشک
    • حمام صفا
    • حمام قجر
    • بازار قزوین
    • آب انبار سردار
    • بقعه حمدالله مستوفی
    • مسجد النبی قزوین
    • مسجد حیدریه قزوین

     

    بزرگان و فرزانگان اهل قزوین

    از شخصیت‌های برجسته قزوین در تاریخ ایران می‌توان به میرعماد قزوینی یکی از خوش‌نویسان برجسته دوره صفوی، مهدی سحابی از نقاشان، داستان نویسان، مجسمه سازان و مترجمین معاصر ایران، عبید زاکانی از طنزپردازان و شاعران بزرگ قرن هشتم، قمرالملوک وزیری اولین زن خواننده معاصر ایران و میرزا حسین‌خان مشیرالدوله صدراعظم ناصرالدین شاه را می‌توان نامبرد.

    آب و هوا

    آب و هوای شهر قزوین بخاطر هم جواری با رشته‌ کوه‌های البرز از ناحیه شمال در تابستان خنک و در زمستان سرد است. میزان بارش شهر قزوین سالانه ۳۰۲ میلی‌متر در سال است.

    مناطق شهری

    قزوین دارای سه منطقه‌است که منطقه اول آن بخاطر دارا بودن بناها و آثار تاریخی بیشتر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، منطقه دوم آن دارای جمعیت و سابقه بیشتر نسبت به دو منطقه دیگر است و منطقه سوم که بارزترین ویژگی‌ آن قرار گرفتن شهرک‌های تازه تاسیس مینو و کوثر می‌باشد.

    مناطق گردشگری

    • منطقه باراجین
    • روستای رزجرد

    شورای شهر قزوین

    شورای اسلامی شهر قزوین، شورایی است متشکل از ۹ نماینده که بر طبق قانون شوراها مسئول اداره شهر قزوین است.مهم‌ترین وظایف شورا انتخاب شهردار به مدت چهار سال، نظارت بر عملکرد شهرداری و در صورت لزوم برکناری شهردار، تصویب طرح‌های لازم برای رفاه بیش‌تر شهروندان و نظارت بر اجرای آن‌ها، تصویب بودجه سالانه شهرداری، تصویب اساسنامه موسسات و شرکت‌های وابسته به شهرداری هستند.

    شهرداری قزوین

    اولین بلدیه یا شهرداری قزوین در سال ۱۲۹۶ تاسیس گردید. شهرداری قزوین مانند دیگر شهرداری‌های ایران سازمانی غیردولتی است و وظیفه آن اداره شهر قزوین می‌باشد. اولین شهردار شهر قزوین میرزا حسین صالحی شهیدی و پس از او میرزا حسن شیخ الاسلام به منسب شهرداری انتخاب شد که اقدامات مناسبی از جمله بیرون راندن غارتگران کرد را انجام داده‌است.

    با انتخاب خواجه نوری به عنوان فرماندار قزوین در سال ۱۲۹۸ هجری شمسی، سید کاظم سرکشیک زاده به قزوین فرا خوانده می‌شود و کار سازمان دهی بلدیه قزوین به او واگذار می‌گردد، وی سازمان مرتبی را با شعبه‌هایی چند و تعیین بودجه مشخص برای بلدیه قزوین ایجاد می‌کند. از آنجا که بلدیه آن روز جز دریافت عوارض دروازه‌ها (نواقلی) محل درآمد دیگری نداشت فقط می‌توانست حقوق کارمندان خود را تامین کند و اقدامی در زمینه آبادانی و پاکیزگی شهر انجام نمی‌دادند.

    پس از به سلطنت رسیدن رضا شاه و برگزیده شدن بوذر جمهری به سمت کفالت شهرداری تهران وانجام فعالیتهای گسترده در سطح شهر تهران، شرایط بد شهر قزوین در آن زمان که با تهران فاصله اندکی داشت بیشتر به چشم می‌آید و از این رو روزنامه‌های محلی و شخصیت‌های موثر شهر و وکلای برای جلب توجه دستگاه حکومت و شخص رضا شاه به مشکلات شهر قزوین و ایجاد یک بلدیه فعال دست به یک رشته فعالیتهای چشم‌گیر می‌زنند که از آن‌ها می‌توان به فوق العاده (روزنامه) رعد در قزوین به تاریخ ۲ مهر ۱۳۰۶ خورشیدی اشاره نمود. این فوق العاده به مناسبت سفر رضا شاه به همراه ولیعهد به قزوین و عبور از آن شهر انتشار یافت و وظیفه آن نقل مشکلات مردم شهر قزوین بوده‌است.

    آخرین شهردار قزوین محمود کمالی می‌باشد. 

    استانداری قزوین

    استانداری استان قزوین از سه حوزه معاونت برنامه ریزی اداری و مالی، امور عمرانی و امور سیاسی و امنیتی که در جهت کنترل، نظارت، هماهنگی و رفع اختلافات ارگانهای دولتی ایفای نقش می‌کنند، تشکیل شده‌است. همچنین استانداری به عنوان یک نهاد نظارتی سطح بالا وظیفه رسیدگی به شکایات و نیز پاسخگویی به مردم در زمینه تخلفات واحدهای ذیربط را برعهده دارد. این نهاد به عنوان نماینده وزارت کشور نقش بسیار مهمی در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی و به عنوان نماینده دولت نقش مهمی در زمینه اقتصادی و عمرانی را در استان بر عهده دارد. 

    لهجه

    مردم قزوین در محاورات عادی به زبان فارسی با لهجه خاص قزوینی سخن می‌گویند که مبنی بر فتحه گرایی در انتهای الفاظ است و دربسیاری از کلمات, گفتار بمانند نوشتار صورت می‌گیرد. در نیم قرن اخیر و بنا به دلایلی مثل اختلاط لهجه‌ای عمده فارسی زبانان، لهجه قزوینی را با لهجه آذری زبانان فارسی گو اشتباه می‌گیرند. همچنین بنا به موقعیتهای مناسب شغلی و رواج مهاجرت از روستا‌ها به شهرها در سه دهه گذشته عده زیادی از مردم روستاهای اطراف قزوین که به طور عمده ترک زبان می‌باشند و همچنین عده‌ای از استان‌های همجوار,گیلان و زنجان به این شهر آمده‌اند و به همین دلیل در طبقه زیر متوسط کنونی قزوین لهجه گیلکی و حتی زبان ترکی شایع می‌باشد.

    جامه

    مردم قزوین در گذشته بر اساس موقعیت اجتماعی خود پوشش متفاوتی داشته‌اند اما امروزه زنان و مردان قزوینی دیگر به ندرت از پوشاک و لباس‌های رسمی و سنتی خود استفاده می‌کنند، لباس‌های رسمی قزوینیان در گذشته بدین شرح بوده‌است:

    مردان

    برای متمایز بودن افراد اعیان از قشر کم در آمد، کلاه‌های متفاوتی بر سر می‌گذاشتند، پیراهن‌ها معمولا به رنگ سفید و ساده و دکمه یقه آن بر شانه چپ بسته می‌شد و در میان سینه چپ، از شانه تا زیر سینه، چاکی داشت. پس از آن پیراهن‌هایی با یقه‌های بلند به نام یقه «قزاقی» متداول شد و سپس یقه «ملایی» جای آن را گرفت. دیگر تن پوش مردان قزوینی «ارخالق» نام داشت که ارخالق پیراهن جلو باز بسیار بلندی بود که تا انتهای پا می‌رسید و در ناحیه کمرتنگ و دامن آن بسیار گشاد بود و در دو پهلو، دو چاک بلند تا کمر داشت.

    همچنین شلوار قشر کم در آمد از جنس کرباس و به رنگ آبی یا مشکی بوده‌است که کمر آن‌ها با نخ‌های پنبه‌ای سفت می‌شده و بلند و گشاد بوده‌اند، ولی افراد ثروتمند از شلوارهای دکمه دار استفاده می‌کردند. پاپوش مردان قزوین گیوه‌های به نام جوراب و آجیده بوده‌است ولی افراد اعیان از گیوه‌های مرغوب و بهتری به نام ملکی استفاده می‌کردند.

    زنان

    زنان قزوینی زیر پیراهن خود شلیته می‌پوشیدند. به طوری که شلیته به اندازه یک وجب و یا حتی کمتر از دامن آن‌ها بیرون می‌آمد. جنس پارچه آن اغلب ململ، چیت و کرباس بود و به شکل‌ها و رنگ‌های گوناگونی ساخته می‌شد. جوانان اغلب روی شلیته‌های خود را با نخ‌های رنگی گلدوزی می‌کردند. شلیته گلدار جوانان دارای سجاف پهن بود. برخی دیگر از شلیته‌ها به جای سجاف لیفه داشت. شلیته لیفه دار از پارچه ضخیم و سنگین مانند مخمل، ترمه، تافنه ابریشمی و.. ساخته می‌شد. معمولا قسمت پایین شلیته را با دست دوخته و آن را به حالت تزیینی در می‌آوردند که به آن دالبر و دندان موشی می‌گفتند.

    در حدود صد سال پیش در زنان اعیان از یل یا نیم تنه قزوینی استفاده می‌کردند که از پارچه ترمه با آستری از پارچه تافته کرم رنگ تهیه می‌شد. در قسمت جلوی آن، هجده دکمه فلزی پی در پی می‌دوختند.زنان در زیر شلیته‌های خود شلوارهای مشکی می‌پوشیدند، دمپای این شلوارها تنگ و بالای آن گشاد بود و آن‌ها را با بند تنبان می‌بستند.

    پاپوش زنان نیز بر اساس وضعیت مالی انواع مختلفی داشته‌است.اصولا اقشار کم در آمد از گیوه‌های ظریف استفاده می‌کردند و زنان اعیان نیز از کفش‌های چرمی مدل روز استفاده می‌کردند.

    فرهنگسراها

    فرهنگسرا ی شهید رجایی با مساحتی در حدود ۱۰٫۰۰۰ متر مربع در سال ۱۳۷۹ در جنوب شهرستان قزوین احداث شد. مهمترین فعالیت‌های این مجتمع عبارتند از: آموزش علوم قرآنی، هنرهای سنتی، رایانه، زبان‌های خارجی، هنرهای تجسمی، تئاتر و همچنین تشکیل کلاس‌های فوق برنامه جهت اوقات فراقت.

    مجتمع فرهنگی هنری ارشاد با هدف آموزش انواع رشته‌های هنری در زمینه‌های سینما، تئاتر، موسیقی، خوشنویسی، نقاشی، گرافیک و برگزاری انواع اجتماعات (کنسرت‌های) موسیقی، نمایشگاه‌های عکس، ساخت فیلم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی احداث شده‌است.

    کتابخانه‌ها

    کتابخانه امام خمینی: این کتابخانه دارای ۱۸٫۰۰۰ جلد کتاب است و در شهریور ماه سال ۱۳۷۸ احداث شد. همچنین این کتابخانه دارای سالن انتظار و سالن اجتماعات و بخشی با عنوان تازه‌های کتاب است که درآن جدیدترین کتاب‌های چاپ شده به مدت دو هفته در معرض دید علاقمندان قرار می‌گیرد.

    کتابخانه عارف قزوینی: این کتابخانه در سال ۱۳۵۶ تاسیس شد و بیش از ۲۱٫۰۰۰ هزار جلد کتاب در موضوعات و عناوین مختلف داراست و علاوه بر کتابخانه دارای سالن اجتماعات و نگارخانه‌ای به همین نام نیز هست.

    کتابخانه علامه رفیع: قدیمی‌ترین کتابخانه قزوین می‌باشد که در سا ۱۳۴۲ بنا شده و به عنوان کتابخانه مادر و مرجع سایر کتابخانه‌های شهر شامل ۴۲٫۰۰۰ جلد کتاب است. 

    دانشگاه‌ها

    دانشگاه‌های قزوین جزو دانشگاه‌های نمونه ایران می‌باشند و از آن‌ها می‌توان به دانشگاه بین المللی امام خمینی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، دانشگاه پیام نور قزوین، دانشگاه آزاد قزوین، مرکز آموزش علمی و کاربردی علوم و فنون قزوین اشاره نمود.




     

  • استان مرکزی


    درباره استان مرکزی

    استان مرکزی تقریباً در مرکز ایران قرار دارد. این استان از شمال به استان‌های تهران و قزوین، از غرب به استان همدان، از جنوب به استان‌های لرستان و اصفهان و از شرق به استان‌های تهران، قم و اصفهان محدود است. این استان با مساحتی معادل ۲۹٬۵۳۰ کیلومتر مربع حدود ۱،۸۲ درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری درسال ۱۳۷۵، استان مرکزی دارای ۸ شهرستان، ۱۵ بخش، ۱۹ شهر، ۶۰ دهستان و ۱٬۳۹۴ آبادی دارای سکنه و ۴۶ آبادی خالی از سکنه است. مرکز این استان شهر اراک است. شهرهای مهم این استان عبارت‌اند از: خمین، ساوه، محلات، دلیجان، تفرش، شازند و آشتیان و اراک.

    مردم و زبان‏

    جمعیت استان طبق آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ بالغ بر ۱۳۲۶۸۲۶ بوده است که از این تعداد ۱۰۱۵۳۷۵ باسواد بوده‏اند[۱].مردم استان مرکزی به زبان‏ها و گویش‏های فارسی مانند لری و لکی و وفسی و همچنین در بسیاری از روستاهای اطراف مناطقی مانند اراک ،سربند و ساوه و شهرهایی مثل شازند و خنداب به ترکی آذربایجانی و ترکی خلجی سخن می‏گویند.زبان کردی در این استان در میان ایل کلهر دیده می‏شود و زبان راجی نیز در مناطقی از دليجان و محلات و نراق استفاده می‏شود.زبان تاتی نیز در برخی قسمتها مانند شرا ،كزاز و سربند صحبت می‏شود.همچنین اقلیت‏های مذهبی مانند ارامنه و زرتشتیان و تعداد کمی از یهودیان نیز در استان موجود هستند که به زبان خویش سخن می‏گویند. 

    دین

    قبل از ورود اسلام به ایران اهالی این منطقه پیرو دین زرتشتی بودند و وجود آتشکده‏های گوناگون مانند آتشكوه وره در آشتيان و آتشكده خورهه در محلات و آتشكده برزو در راهجرد شاهد این مدعاست.هم اکنون اهالی استان مرکزی اکثرا مسلمان و شیعه هستند و مسیحیان ارمنی و زرتشتیان و عده‏ای کم از کلیمیان از اقلیتهای مذهبی این استان هستند.

    صنایع دستی

    در اکثر شهرستان‌های استان مرکزی صنایع مختلف دستی وجود دارند که عمدتاً خاص عشایر منطقه‌اند. عشایری که در محدوده استان زندگی می‌کنند، بومی منطقه نیستند و اکثر آنها از نواحی دیگر به این منطقه مهاجرت کرده و سکنی گزیده‌اند. مهم‌ترین گروه‌های ایلی استان شامل شاهسون‌ها، ایل کله‌‌‌‌کویی، ایل میش مس (مست)، ایل خلج، ایل راوه و ایل کرد (کلهر) هستند که به ویژه زنان و دختران انواع صنایع دستی را در آن‌ها تولید می‌کنند. مهم‌ترین صنعت دستی استان فرش است که فرش ساروق از شهرتی جهانی برخوردار است.

    علاوه بر آن گیوه که نوعی پاپوش دست‌دوز تولید شده از نخ‌های قالی‌ست، از جمله صنایع دستی در خور توجه این استان است که در سنجان و وفس تولید می‌شود.

    برخی از سرشناسان استان

    • محمود حسابی
    • بهزاد فراهانی
    • امیرکبیر
    • میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی

  • استان سیستان و بلوچستان

    درباره استان سیستان و بلوچستان

     استان سيستان و بلوچستان به‌دليل مهاجرپذير بودن و نيز آمد و شد با کشورهاى همسايه تا حدودى بر آداب و رسوم مردم منطقه تأثير گذاشته است. اما در اين ميان حضور عشاير در حفظ آداب و رسوم داراى اهميت مى‌باشد. عشاير استان را عموماً بلوچ‌ها تشکيل مى‌دهند. با توجه به وضعيت جغرافيائى مکران، سر حد و سيستان در اين مناطق عشاير متفاوتى زندگى مى‌کنند.

     در اين ميان طوايف مختلف ريگي، اردوني، قنبرزهي، ناروئي، آسکاني، گمشادزهى داراى بيشتر تعداد خانوار بوده‌اند. جوامع عشاير استان با ارج گذاشتن به اعتقادات، باورها و ارزش‌هاى سنتى خود، هنوز هويت فرهنگى خويش را حفظ کرده‌اند. ازجمله اين باورها و مراسم مى‌توان به ناف‌بندي، بجاري، خون‌بست، قسم خوردن، ميار (پناه‌دادن فرد)، مراسم تولد، ازدواج و مرگ اشاره نمود.

    جغرافیای استان

    استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود ۱۸۱۷۸۵ کیلومتر مربع پهناورترین استان‌ کشور می‌باشد، که با قرار گرفتن در بین ۲۵ درجه و ۳ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۲۷ دقیقه عرض شمالی از خط استوا و ۵۸ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۶۳ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ، از نظر جمعیتی از کم تراکم‌ترین استان‌های کشور است. این استان از شمال به استان خراسان جنوبی و کشور افغانستان، از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان، از جنوب به دریای عمان و از مغرب به استان‌های کرمان و هرمزگان محدود می‌شود.


    شمال استان، برآمده از آبرفت‌های رودخانه هیرمند، که بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین جهان را در خویش جای داده‌است. کوه خواجه تنها پشته بلندی می‌باشد که در منطقه مسطح سیستان خود نمایی نموده و نزد اهالی از قداستی خاص برخوردار است. دشت سیستان که در گروه اقلیم بیابانی میانه قرار دارد، بارشی کمتر از ۶۵ میلی متر را در سال دریافت می‌کند و میزان تبخیر در آن به بیش از ۵۰۰۰ میلی متر می‌رسد. این شرایط در مجموع باعث خشکی فیزیکی شدید محیط بوده و در سالهایی که میزان ورودی آب رودخانه هیرمند کاهش می‌یابد، خشکسالی‌های مخرب توسعه پیدا می‌کند. شریان حیاتی منطقه یعنی هیرمند نوسانات سالیانه قابل ملاحظه‌ای را نشان می‌دهد. وزش بادهای ۱۲۰ روزه که از اواخر بهار تا پایان تابستان می‌وزد در تشدید نیاز و خشکی محیط موثر است.


    جنوب استان که وسعت متنوع اش را با دریای عمان گره زده‌است. این وادی دارای طبیعتی کوهستانی می‌باشد. مناطق جنوبی استان با توجه به مجاورت با دریای عمان و بهره گیری از بادهای موسمی اقلیم متفاوتی دارند. بالا بودن میانگین دما و پایین بودن نوسانات آن از مشخصه‌های اساسی اقلیم منطقه‌است. با توجه به پایین بودن بارش و عدم وجود منابع برفی کوهستانی اکثر جریانات رودخانه‌ای، موقتی و فصلی بوده و در بخش وسیعی از استان منابع محدود آب‌های زیر زمینی تنها امکانات تأمین آب بشمار می‌آیند. وجود مخروط آتشفشانی تفتان با ۳۹۴۱ متر ارتفاع در شمال بلوچستان مرکزی، شرایط اقلیمی متنوع و جالبی را فراهم آورده‌است (۱). با توجه به دوره آماری ۱۳۷۵- ۱۳۵۹ میانگین بارش سالیانه استان ۸/۱۳۹ میلی متر و میانگین دمای سالیانه ۶/۲۲ درجه سانتی گراد، می‌باشد (۲). از لحاظ تقسیمات کشوری استان دارای ۸ شهرستان، ۳۲ بخش، ۳۰ شهر، ۹۴ دهستان و حدود ۶۳۰۰ آبادی می‌باشد.

    منابع طبیعی

    وسعت استان و تنوع آب و هوایی، موجب بروز تنوع در پوشش گیاهی و غنای منابع طبیعی تجدید شونده گردیده‌است. حدود ۵۵ درصد از کل مساحت استان معادل ۰۰۰/۲۵۰/۱۰ هکتار را مراتع در برگرفته‌است که ۳۰۰ هزار هکتار مراتع خوب، ۷۵۰ هزار هکتار مراتع متوسط و ۲/۹ میلیون هکتار مراتع فقیر و خیلی فقیر می‌باشد. وجود تالاب هامون و امکان تولید علوفه نی و بونی در سطح ۰۰۰/۱۵۰ هکتار با تولید متوسط حداقل ۶ تن در هکتار علوفه خشک (در مواقع غیر خشکسالی) از سرمایه‌های مهم منطقه به شمار می‌رود. در استان بیش از ۱۲۰۰ گونه گیاهی که حدود ۷۰ گونه آن دارای ارزش دارویی و صنعتی می‌باشد شناخته شده‌است. از جمله می‌توان گونه‌های کهور، کنار، بنه، بادام، جش و گز روغن را نام برد. مساحت جنگل‌های استان که عمدتاً نیمه متراکم و کم تراکم هستند قریب به یک میلیون هکتار می‌باشد. همچنین حدود ۳/۶ میلیون هکتار را بیابان و شنزار در بر گرفته‌است.

    اماکن تاریخی و مذهبی

    قبرستان 800 ساله گشت (از توابع شهرستان سراوان ) ، قلعه سیب، کهنه قلعه سراوان ، قلعه سرجوی سراوان ، دهانه غلامان ، قلعه بمپور ، زاهدان کهنه ، شهر سوخته ، قلعه حیدر آباد خاش ، حوزه علمیه گشت ، حوزه دارالعلوم زاهدان ، کوه خواجه

    تاریخچه استان


    قلعه کافرها واقع در کوه خواجه

    قلعه زاهدان(زاهدها) در استان سیستان و بلوچستان

    سرزمین اساطیری سیستان و بلوچستان از دو ناحیه شمال و جنوب تشکیل شده‌است. سیستان امروزی که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده. همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی می‌باشد. تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت داده‌اند. نام سیستان از نام اقوام آریایی «سکا» اخذ شده‌است. «سکاها» در حدود سال ۱۲۸ قبل از میلاد، سیستان را به تصرف خود در آورده و در پهنه آن استقرار یافته‌اند. «نیمروز» نام دیگر سیستان است. همچنین بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطوره‌ای ایران چون زال، سام و رستم نسبت داده‌اند. زمانی سیستان جزو متعلقات دولت ساسانی به شمار می‌آمد که به دست اردشیر بابکان فتح شد و در سال ۲۳ هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند.اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام، «یعقوب لیث» صفاری بود. بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هریک، مدتی در این سرزمین فرمان رانده‌اند. سر زمین سیستان دارای مکان‌های باستانی ودیدنی فراوانیست مانند کوه خواجه که نام دیگر آن به زبان پهلوی (اوشیدا)است و به معنای کوه ابدی است. این کوه تنها بلندی دشت سیستان است و مورد تقدس زرتشتیان هم قرار دارد زیرا آنان بر این باورند که پیامبر دین زرتشت از آنجا ظهور میکند. کوه خواجه از سه سلسله زمانی در خود آثاری بجا دارد از سه سلسله اشکانیان ساسانیان و حکومت‌های اسلامی بعد از آن.سرزمین بلوچستان امروزی که ناحیه جنوبی استان را تشکیل می‌دهد، در قدیمی‌ترین اسناد تاریخی به اسم «مکا» مشهور بوده و در نوشته‌های هرودت تاریخ نگار یونانی از آن به عنوان «گدروزیا» یاد شده‌است.به دنبال سقوط هخامنشیان توسط اسکندر مقدونی (۲۳۰ پ- م) وی مسیر بازگشت خود از هند را «گدروزیا» انتخاب کرده‌است. پس از ساسانیان توسط اعراب مسلمان، در زمان خلیفه دوم، اکثر مردم این سرزمین بلافاصله به اسلام گرویدند.

    از زمان ساسانیان به بعد این سرزمین همواره جزیی از ایران محسوب می‌شد تا اینکه با دخالت بریتانیا در قرن نوزدهم میلادی عملاً به دو بخش غربی و شرقی تقسیم شد. از این به بعد بلوچستان مانند سایر ایالت‌ها و ولایت‌های کشور حکومت خان خانی داشت تا در سال ۱۳۰۷ ه.ش پس از شکست دوست‌محمدخان بارکزائی قدرت حکومت مرکزی در این خطه تثبیت شد.

    شهرها و شهرستان‌ها

    این استان براساس آخرین تغییرات شامل ۱۴ شهرستان است: ایرانشهر - چابهار - خاش - دلگان(به مرکزیت گلمورتی) - زابل - زابلی - زاهدان - زهک - سراوان - سرباز(به مرکزیت راسک) - سیب سوران(به مرکزیت سوران) - کنارک - میان کنگی(به مرکزیت دوست محمد) -و نیک شهر. همچنین این استان پهناور از ۴۰ بخش و ۳۶ شهر تشکیل گردیده‌است. بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر استان زاهدان با بیش از ۵۶۷ هزار نفر جمعیت می‌باشد و کم جمعیت ترین شهر این استان شهر کوچک سرباز است که فقط ۱۰۴۷ نفر جمعیت دارد.

    در سال ۱۳۷۸ خورشیدی ۹۹ درصد شهرهای سیستان و بلوچستان از شبکه لوله‌کشی و آب آشامیدنی سالم بهره‌ند بودند.

    حدود دو منطقه سیستان و بلو چستان

    استان سیستان و بلوچستان از دو منطقه سیستان و بلو چستان تشکیل می شود که منطقه سیستان از سه شهرستان زابل ، زهک و شهرستان هیرمند تشکیل می شود . منطقه بلوچستان از زاهدان که مرکز استان است شروع می شود و شهرستانهای زاهدان ، خاش ، سراوان، ایرانشهر ، سرباز ، نیکشهر ،چابهار و کنارک را شامل می شود .

    کشاورزی و دام‌داری

    سیستان و بلوچستان با گستره‌ای افزون بر هفت میلیون هکتار آب و هوایی متغیر از گرم و خشک تا معتدل سرد و کوهستانی دارد. ۴۰۰ هزار هکتار از زمینهای استان قابل کشت بوده و آب مورد نیاز نیز از ۱۱ هزار و ۳۰۰ منبع آبی شامل چاه، قنات، چشمه و رودخانه‌های هیرمند، سرباز لادیز و بمپور تامین می‌شود. سه میلیون و ۴۰۰ واحد دامی در این استان وجود دارد.

    ۳۰۰ کیلومتر نوار ساحلی دریای عمان و راه‌یابی به آب‌های آزاد، دریاچه هامون، چاه نیمه‌ها و هفت هزار و ۸۰۰ منبع آبی داخلی ظرفیت‌های آبی این استان هستند.

    این استان چهار کارخانه تولید شیر پاستوریزه و فرآورده‌های لبنی، ۳۴ مرکز جمع‌آوری شیر روستایی و دو مجتمع بزرگ پرورش گاو شیری با ظرفیت ۱۲ هزار راس گاو دارد. تولید انواع خرما در این استان سالانه ۱۶۷ هزار تن است که ارزش اقتصادی آن ۲۱۸ میلیارد ریال می‌باشد.

    بزرگ‌ترین پایگاه تولید نهال میوه‌های گرمسیری جنوب شرق ایران نیز در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد که با تأمین نیاز داخلی استان به ۹ استان دیگر کشور نیز نهال صادر می‌شود. «خرما، موز، مرکبات، انبه، پاپایا، گوآوا، چیکو، پسته و انگور یاقوتی» از جمله میوه‌های گرمسیری و نیمه گرمسیری سیستان و بلوچستان است.




     

     

     

     

  • استان سمنان

    دربارخ سمنان

    شهر سمنان مرکز استان سمنان و نیز مرکز شهرستان سمنان است. این شهر در جنوب رشته کوه البرز و شمال دشت کویر در راه تهران به خراسان قرار گرفته است. آب و هوای آن خشک و معتدل می‌باشد.

     

    موقعیت جغرافیایی

    این شهر در حد فاصل دو شهر دامغان و گرمسار در طول جغرافیایی ۵۳ درجه و ۲۳ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه واقع شده و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۱۳۰ متر است. همچنین فاصله آن تا تهران ۲۱۶ کیلومتر است و به راه آهن سراسری تهران_مشهد، متصل می‌‌باشد.

    مردم

    جمعیت شهر سمنان بر اساس نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۱۲۶٬۷۸۰ نفر بوده‌است.(جمعیت شهرستان: ۱۹۱,۶۱۸ نفر)

    نژاد مردم سمنان آریایی است و به زبان سمنانی سخن می‌‌گویند. زبان سمنانی به علت ویژگی خاص خود مورد توجه دانشمندان و ایران شناسان بسیار قرار گرفته است. این زبان از زبانهای ایرانی شاخه شمال باختری است.

    ایران‌شناسان زیادی چون پرفسور کریستن سن هوتوم سیندلر، ویلهلم لیکر، جرج مورگن و استایرن تحقیقات جامعی درباره زبان سمنانی انجام داده‌اند. نکته قابل ذکر اینکه اگرچه زبان سمنانی هنوز هم توسط مردم سمنان تکلم می‌‌شود، اما نسل جدید سمنانی‌ها با وجود فهمیدن آن به این زبان باستانی سخن نمی‌گویند.

    در این شهر درصد سواد بسیار بالا است و یکی از شهرهای معروف ایران در زمینه کاهش بیسوادی است. صنایع تولیدی دستی این شهر عبارت‌اند: از کرباس پارچه‌های پشمی، چادر شبهای پشمی و ابریشمی و پلاس نمد و قالی بافی.

    آب و هوا

    آب و هوای این شهر در تابستان گرم و در زمستان نسبتاً سرد می‌‌باشد. بارندگی‌های این شهر در فصول سرد سال صورت می‌گیرد و میزان متوسط بارندگی سالانه آن ۱۴۰ میلیمتر می‌‌باشد. متوسط درجه حرارت سالانه ۷/۱۷ درجه سانتیگراد است و این در حالی است که حداکثر مطلق حرارت ۵/۴۴ درجه سانتیگراد و حداقل مطلق ۴/۶- درجه سانتیگراد گزارش شده است. همچنین متوسط تعداد روزهای یخبندان در طول سال در حدود ۴۸ روز می‌‌باشد.

    جای‌های تاریخی

    شهر سمنان ۷ محله معروف قدیمی دارد به‌نام‌های اسفنجان (اسپنژان)، لتیبار، شاهجو، ناسار، زاوغان، کوشمغان و کدیور.

    این شهر علاوه بر زیبایی‌های طبیعی با سابقه تاریخی چند هزار ساله به دلیل واقع شدن در گذر حوادث ناشی از لشکرکشی‌ها و مهاجرت‌های بین شرق و غرب و مهم تر از همه داشتن تاریخ تمدن دیرینه دارای آثار باستانی متعدد دیدنی مربوط به دوره‌های مختلف تاریخ است که مبین قدمت کهن آن است:

    • مسجد جامع سمنان
    • منار سلجوقی مسجد جامع
    • مسجد امام سمنان(مسجد شاه یا سلطانی)
    • آرامگاه شیخ علاءالدوله سمنانی
    • گرمابه پهنه سمنان
    • دروازه ارگ سمنان
    • بازار سمنان
    • بازار شیخ علاءالدوله
    • قلعه‌های سارو
    • قلعهٔ پاچنار
    • برج چهل‌دختران
    • قلعه کوشمغان
    • دژچرمینه
    • قلعه کهن‌دژ
    • قلعه زاوغان
    • آرامگاه پیر نجم‌الدین
    • کاروانسرای سنگی آهوان (مربوط به قرن پنجم هجری)
    • کاروانسراهای شاه عباسی (صفویه)

    از جمله مهم‌ترین بناهای باستانی شهر سمنان است. علاوه بر اینها می‌‌توان به آب انبارها، قنات‌هایی با معماری منحصر به فرد و بافت قدیم سمنان نیز اشاره کرد.

    وجه تسمیه

    درباره وجه تسمیه نام سمنان که به این منطقه اطلاق می‌‌شود، عقیده‌ها و نظرهای گوناگونی رایج ومعمول است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌‌شود:

    • در گذشته‌های دور در محل آتشکده بزرگ هریس در کومش (سمنان) شهری عظیم با بت خانه‌ای بزرگ با ساختمانی رفیع و با شکوه وجود داشته است. به همین علت احتمال می‌‌رود که مردم این سرزمین قبل از ظهور زرتشت، دارای مذهب «سمتی» یا «سمینه» بوده‌اند و بت خانه بزرگ آنان در محل سمنان فعلی واقع بوده است.
    • برخی دیگر بر این باورند که سمنان در اصل «سکنان» منسوب به طوایف سَکَه‌ها می‌‌باشد و الف و نون آن نشانه نسبت و مکان است که در واژه‌های گیلان و غیره مشاهده می‌‌شود.
    • عده‌ای دیگر از اهالی سمنان عقیده دارند که نام قدیم سمنان (سیم لام) بوده که بنای آن به دست دو نفر از فرزندان نوح پیغمبر به نام‌های (سیم النبی) و (لام النبی) انجام گرفته که مقبره آنان در کوه‌های شمال شرقی سمنان در محلی موسوم به پیغمبران واقع است. بر این اساس کلمه (سیم لام) در اثر کثرت استعمال به مرور زمان به سمنان تبدیل شده است.
    • برخی نیز افسانه بنای اولیه را به دو هزار سال قبل از میلاد مسیح به دستور تهمورث دیوبند نسبت داده اند. در آن زمان شهر را به سمینا نام گذاری نموده‌اند که به مررو زمان به سمنان تغییر یافته است.
    • روایت دیگر حاکی از این است که نام قدیم سمنان در زبان محلی «سه مه نان» بوده و منظور ساکنان آن این بوده است که محصولات کشاورزی این منطقه نان و آذوقه اهالی را بیش از سه ماه تأمین نمی‌کند. بعدها به مرور زمان «سه مه نان» به سمنان تغییر یافته است. به هر حال آن چنان که از منابع و کتب تاریخی استنباط می‌‌شود سمنان یکی از مناطق کهن و قدیمی ایران است که در درازای تاریخ فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است.
     
  • استان خوزستان


    درباره خوزستان

    استان خوزستان با مساحت ۶۴٬۲۳۶ کیلومتر مربّع در جنوب غربی ایران در جوار خلیج فارس و اروندرود قرار دارد و مرکز استخراج نفت ایران است. شهر اهواز مرکز استان خوزستان است.

    خوزستان از شمال به استان لرستان، از شمال شرقی به استان اصفهان، از شمال غربی به استان ایلام، از شرق و جنوب شرقی به استان چهارمحال و بختیاری و استان کهکیلویه و بویراحمد، از جنوب به خلیج فارس، و از غرب به کشور عراق محدود می‌شود. این استان با جمعیّت ۳٬۷۴۶٬۷۷۲ نفر دارای ۶۴۴٬۰۴۰ خانوار است. استان خوزستان در محدوده ۴۷ درجه و ۴۲ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۳۹ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ و ۲۹ درجه و ۵۸ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۵۸ دقیقه شمالی از خط استوا قراردارد.

    خوزستان از جمله استان‌هایی است که در طول جنگ هشت ساله دچار آسیب و خسارت فراوانی شد. اشغال طولانی‌مدت برخی مناطق استان، موشک‌باران دایمی برخی شهرها (به خصوص دزفول)، و حملات هوایی و زمینی به شهرهای بستان، هویزه، سوسنگرد، اهواز، شوش، شادگان و بسیاری از مناطق دیگر، همه و همه باعث آسیب‌های فراوان به سرمایه‌های طبیعی و انسانی و زیرساخت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن شدند.

    اقتصاد و منابع طبیعی

    در سال ۱۳۰۸ خورشیدی نخستین چاه نفت ایران توسط گروهی بریتانیایی به سرپرستی ویلیام ناکس دارسی در شهر مسجد سلیمان در خوزستان حفر و نفت از آن استخراج شد. این چاه که به «چاه شماره یک» مشهور است، نخستین چاه نفت در جهان است که از آن در مقیاس صنعتی نفت استخراج شده، و اولین گام در تاسیس صنعت نفت ایران و شرکت نفت انگلوپرشین بوده‌است. چاه شماره یک هم‌اکنون بصورت موزه تحت مدیریت شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب ایران (NISOC) اداره می‌شود. استان خوزستان غنی‌ترین استان‌ ایران در زمینه‌ٔ منابع نفت و گاز است که در حال حاضر عمدهٔ درآمد کشور از راه صدور این دو محصول طبیعی حاصل می‌شود.

    مهم‌ترین حوزه‌ٔ نفتی امروز خوزستان، حوزهٔ اهواز است. همچنین اهواز، مرکز صنایع پخش نفت و گاز در خوزستان و لرستان است. پالایشگاه آبادان و پتروشیمی بندر امام و پتروشیمی ماهشهر از جمله صنایع وابسته به نفت در این استان هستند.

    کارخانجات ذوب و فولادسازی و محصولات آهنی و فولادی و لوله‌سازی از جمله صنایعی هستند که تأثیر به سزایی در اقتصاد منطقه و استان دارند. از جملهٔ این مجموعه‌ها می‌توان به لوله‌سازی خوزستان، گروه ملی صنعتی فولاد ایران، شرکت فولاد خوزستان، نورد کاویان اشاره کرد.

    تا چندی پیش قابلیت کشتی‌رانی تجاری در رود کارون تا بندری در شهر اهواز وجود داشت و بخشی از بار ترانزیت تجاری از این راه منتقل می‌شد. اما در پی عدم رسیدگی این کاربرد درحال حاضر منتفی است و کشتی‌رانی تجاری عملاً انجام نمی‌گیرد. بندرهای آبادان و خرمشهر (با دسترسی از رود بهمن‌شیر) و ماهشهر و امام خمینی پیش از جنگ ایران و عراق از لحاظ تجاری اهمیت فراوانی داشتند و مجموعهٔ این بنادر با خط آهن خرمشهر-تهران مسیر پر اهمیتی برای حمل و نقل تجاری بود، اما در طول جنگ هشت ساله آسیب فراوانی دیدند و عملاً مخروبه و متروکه شدند و امروز با روندی بسیار کند به کسری از وضعیت سابق خود نزدیک می‌شوند.

    آب فراوان رودهای کارون، کرخه، هندیجان، جراحی، مارون، اروند و دز که اکثراً جزو پرآب‌ترین رودهای ایران هستند و ساختار جلگه‌ای استان خوزستان، قابلیت بالقوه‌ٔ کشاورزی فراوانی در آن ایجاد کرده‌است. جدا از کشاورزی سنتی و نیمه مکانیزهٔ محصولات سنتی (مثل برنج، گندم، مرکبات و صیفی‌جات)، نیشکر هم به صورت صنعتی در قالب طرح توسعه نیشکر و صنایع جانبی استان خوزستان در ابعاد جغرافیایی وسیعی کاشته شده و مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

    از جمله صنایع جانبی قدیمی نیشکر در خوزستان، مجتمع کاغذسازی هفت‌تپه‌است که از دیرباز با استفاده از ضایعات نیشکر به تولید کاغذ می‌پردازد.

    تاریخ

    خوزستان یا «شکرستان» از دیرباز مهد تمدن و فرهنگ بوده و قابلیت‌های سرشاری در این زمینه داشته که تاریخ، گواه صادقی بر این مدعاست.

    نام خوزستان

    درباره واژه «خوزستان»، معانی و تعابیر فراوانی وجود دارد که قدمت و دیرینگی این خطه را آشکار می‌سازد. خوزی‌ها قوم اولیه ساکن این سرزمین بودند و با ایلامیان همتبار بودند. بنابر سنگ نوشته داریوش بزرگ، در دوران هخامنشی، خوجیا (Khavjiaa یا به پارسی باستان خشتره‌پاو) نام استان خوزستان بوده است. «ابن منظور» به سال ۷۱۱ ه.ق. در «لسان العرب» اشاره دارد: و الخوز جیل من الناس، اعجمی معرب، یعنی: «خوز» قوم یا قبیله‌ای از مردم عجمند. از سوی دیگر «خوز» را به معنی «شکر» و «نیشکر» نیز معنا می‌کنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه‌ای برای رشد این گیاه داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست می‌داده‌است.

    در کتاب «مجمع التواریخ و القصص» خوزستان به نام «حجوستان» و «حبوجستان و اجار» آمده‌است که به نظر می‌آید، برگرفته از زبان پهلوی با عناوین «حبوجستان» و حوجستان است. همچنانکه در بعضی از گویشهای رایج در این استان «لفظ لری بختیاری» برای ادای حرف «خ» از «ح» نیز بهره می‌گیرند. بنابراین واژگان «اوج»، «هوز»، «هوج»، «حوز» و «خوز» در سیر تحول و تطور لفظی با پسوند «ستان» و «اوجستان» به تدریج بر اثر سایش تلفظ، از «هوجستان» به «خوزستان» تغییری یافته‌است.

    در گویشهای فارسی باستان و زبان پهلوی «او» به «هو» قابل تغییر است؛ مانند «اورمزد» - «هورمزد» و «اوشمند» - «هوشمند» همچنانکه «هورداد و حورداد» را «خرداد» و «خورتات» نیز گفته‌اند. البته تا سالهای اخیر این اسامی را با حرف (ح) نیز می‌نوشته‌اند. از سوی دیگر «یاقوت حموی» واژه «خوز» را با نامهای «خوز» و «هوز» و «اهواز» و «هویزه» هم ریشه می‌داند. «اهواز» محرف واژه «اواز» و «اوجا» نیز هست که در کتیبه داریوش بیستون آورده شده و این نام در کتیبه نقش رستم «خواجا» یا «خوجا» حک شده که هزار سال پیش، مرکز حکومت نشین استان خوزستان بوده‌است. پس از هخامنشی، در دوران اشکانی، ساسانی و تمام دوران اسلامی شوشتر مرکز حکومتی خوزستان بوده‌است. در سال ۱۳۰۳ در پی شیوع بیماری وبا در شوشتر مرکز حکومتی خوزستان بمدت یکسال به دزفول و سپس به اهواز منتقل شد و تا کنون نیز اهواز است.

    خوزستان در دوران باستان

    «خوزستان» در دوران باستان، به‌ویژه‌، در دوره هخامنشی به دو ناحیه تقسیم می‌شد: بخش‌های شمال و شمال شرقی که انشان (انزان) نام داشت و سرزمینهای باصفا و کوهستانها و جنگلهای فراوانی را شامل بود، و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه‌ای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه‌ای سرسبز و پرآب بوده که به قاره‌ای کوچک و مستعد می‌مانست. بخش‌های جنوبی که «عیلام» نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و بشدت تحت تأثیر فرهنگ «میان‌رودان» بوده و جغرافیای وسیعی را شامل می‌شده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است.

    «استرابون» جغرافی‌دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه‌های جهان می‌داند. زیرا رودخانه‌های زیادی این دشت را آبیاری می‌کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می‌ساخته‌است. شاید بر همین اساس بوده که عده‌ای بر این باورند که نام این سرزمین «هند» یا «اند» بوده که به معنی «جایی با آب‌های فراوان» است.

    درباره آبادی مرکز خوزستان در کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» تألیف «ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی» جهانگردی از بیت‌المقدس آمده‌است:

       
    استان خوزستان
    «شوشتر در همه این سرزمین، خوشتر، استوارتر و مهم‌تر از آن شهری نباشد. نهر به دور آن می‌چرخد نخلستان و باغها آن را فرا گرفته‌اند. بافندگان ماهر پنبه و دیبا در آن بسیارند از همه شهرها برتر است، اضداد را در خود جمع و در نزد جهانیان شهرت دارد. و درباره‌اش گفته‌اند آن همچون بهشتی است. باغهایش پر از ترنج و انار خوب، انگور و گلابی عالی و خرما می‌باشد. بهشت خوزستان است دیبای آن را به مصر وشام می‌برند، مردمش با خوشی عمر می‌گذرانند.»
       
    استان خوزستان

     

    همچنین در سفرنامه «ابن بطوطه» جهانگرد مراکشی می‌خوانیم:

       
    استان خوزستان
    «سر انجام به شهر تستر (شوشتر) رسیدم که در قلمرو اتابک و سر حد بین دشت وکوهستان است. شهری بزرگ، زیبا، خرم و دارای پالیزهای نیکو و باغهای عالی است این شهر محاسن زیاد و بازارهای معتبر دارد و از شهرهای قدیمی است. در دو طرف رودخانه باغ قرار دارد و محاذی دروازه دسبول مانند بغداد و حله جسری از کشتیهای کوچک درست کرده‌اند، میوه در تستر فراوان است، خیرات و برکات این شهر بسیار و بازارهای آن در خوبی بی‌مانند می‌باشد.»
       
    استان خوزستان

     

    وجود مراکز علمی و فرهنگی همچون دانشگاه جندی شاپور در این استان دال بر اهمیت و رونق این منطقه‌است که استادان بزرگ دانش پزشکی را از یونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بوده‌است. این دانشگاه را نسطوریان مسیحی عراقی به‌نام خانواده بختیشوع ایجاد کردند. این دانشگاه پزشکی که به دستور شاپور اول (۲۴۱-۲۷۱ م) بنیان نهاده شد. توسط شاپور دوم (ذوالاکتاف) مرمت و بازسازی گشت و در زمان انوشیروان تکمیل و توسعه یافت. دانشمندان و شاعران بزرگی همچون ابونواس حسن بن هانی اهوازی، که از ارکان شعر عرب است، عبداله بن میمون اهوازی، نوبخت اهوازی منجم و فرزندانش، جورجیس پسر بختشوع گندیشاپوری و شاعران عرب زبان شیعی، مانند ابن سکیت و دعبل خزائی که با اشعار خود ولایت و امامت را پاس داشته‌اند و زبان به مقاومت گشوده‌اند از همین منطقه برخاسته و در این دیار زندگی می‌کرده‌اند.

    آیین‌ها و مردم

    استان خوزستان از تیره‌های گوناگون انسانی را در بر می‌گیرد. همچنین با اینکه بیشینه مردم این استان مذهب شیعه دارند، از دیرباز پیروان دیگر آیین‎ها نیز در این استان زیسته‌اند و می‌زیند. در شهر اهواز گروه اندکی صابئین(در خوزستان به آنها صُبّی می‌گویند) در کرانه رود کارون ساکنند و بیشتر به کار زرگری مشغولند. همچنین پیروان آیین‎های کهن زرتشتی و نیز کلدانی در این استان و به ویژه شهر اهواز زندگی می‌کنند که پس از انقلاب ۵۷ از شمارشان کاسته شده‌است. در شهر آبادان شماری از ارمنیان می‌زیند. این گروه تا پیش از انقلاب جمعیت بیشتری داشتند ولی امروزه تنها چند خانوار از اینان در شهرهای آبادان و اهواز می‌زیند. همچنین گروهی از پیروان آیین بهایی  در این استان زندگی می‌کنند. پیروان دیگر آیین‎ها و مردمان دیگری نیز در اینجا می‌زیسته‌اند که امروزه به جا نمانده‌اند. تا پیش از انقلاب شماری از پیروان آیین‎های هندو و سیک و... نیز در بخش‌های صنعتی این استان می‌زیستند که امروز تنها بازمانده معبدهایشان در شهرهایی چون آبادان به جا مانده‌است.

    مشاهیر استان خوزستان

    • شیخ مرتضی انصاری
    • شیخ محمد تقی شوشتری
    • آیت الله بهبهانی
    • آیت الله شیخ محمد کرمی
    • قیصر امین پور
    • علی مهزیار اهوازی

    خوزستان در جنگ ایران و عراق

    این استان از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا آخرین روز جنگ همواره صحنه عملیاتهای مختلف ایران برای بازپس گیری مناطق اشغال شده توسط نیروهای ارتش بعثی عراق بود. در آغاز جنگ شهرهایی چون سوسنگرد، دزفول، اندیمشک، خرمشهر، آبادان و اهواز که مرکز استان است مرتبا هدف حملات موشکی و توپخانه ارتش عراق قرار داشتند.

    شهرستان‌های خوزستان

    استان خوزستان دارای ۱۶ شهرستان و ۲۹ شهر و۳۶ بخش و ۱۱۲ دهستان و ۳۸۸۰ آبادی مسکونی و ۲۵۱۴ آبادی غیر مسکونی می‌باشد. نگاه کنید به: فهرست کامل شهرهای خوزستان

    استان خوزستان

    استان خوزستان

    مرکزاهواز
    شهرستان‌ها

    آبادان | امیدیه | اندیمشک | اهواز | ایذه | باغ‌ملک | بندر ماهشهر | بهبهان | خرمشهر | دزفول | دشت آزادگان | رامشیر | رامهرمز | شادگان | شوش | شوشتر | گتوند | لالی | مسجد سلیمان | هندیجان

    شهرها

    آبادان | اروندکنار | آغاجاری | الوان | امیدیه | اندیمشک | اهواز | ایذه | باغ‌ملک | بستان | بندر امام خمینی | بندر ماهشهر | بهبهان | جایزان | چمران | حُر | حسینیه | حمیدیه | خرمشهر | دزآب | دزفول | دهدز | رامشیر | رامهرمز | رفیع | زهره | سالند | سردشت | سوسنگرد | شادگان | شوش | شوشتر | شیبان | صفی‌آباد | صیدون | قلعه خواجه | قلعه‌تل | گتوند | لالی | مسجدسلیمان | مقاومت | ملاثانی | میانرود | مینوشهر | هفتگل | هندیجان | هویزه | ویس 

    نقاط دیدنی

    آبشار شوي دزفول | آتشکده چگادم‌تپه | آرامگاه یعقوب لیث | اولین چاه نفت ایران | بند میزان | پل سفید اهواز | پل گرگر | پل لالی | تالاب شادگان | تالاب میانگران | تالاب هورالعظیم | تپه چغامیش | دره توبیرون | دریاچه سد کرخه | اسکی روی آب در دریاچه کارون | سد دز | شهر باستانی آسک | قلعه ارجان | قلعه داودختر | قلعه سلاسل | قلعه شوش | کاخ آپادانا | گندی‌شاپور | مزار رودبند | مزار سبز‌قبا | مسجد جامع خرمشهر | مسجد رانگونی‌ها | معبد چغازنبیل | موزه آبادان 

    باستان‌شناسی خوزستان

    • شهرستان شوش
    • چغازنبیل
    • آبشارها وآسیابهای شوشتر
    • قلعه سلاسل(شوشتر)
    • کاخ آپادانا
    • بند میزان
    • پل لشکر
    • آرامگاه دانیال نبی
    • قلعهٔ باستانی شوش
    • برج کلاه فرنگی
    • پل شادروان
    • آرامگاه یعقوب لیث
    • الیماییس
    • ارجان
    • تپهٔ چغا در گتوند

     




     

  • استان خراسان

    سرزمين خراسان از ديرباز محل تاخت و تاز قبايل آسيائى از شرق و شمال شرقى ايران بوده است. به‌طورى‌که بخش اعظم عشاير اين استان از اقوام مهاجر مى‌باشند. طوايف مستقر در استان خراسان شامل عشاير کرد، بلوچ، زابلي، خاوري، ترکمن و عرب مى‌باشند.

    خُراسان از زمان ساسانیان به این‌طرف نامی سنتی و کلی برای اشاره به نواحی شرقی ایران امروزی و شامل بخش عمدهء از افغانستان بوده‌است. . خود واژهٔ خراسان در زبان پهلوی به معنی شرق است و در ریشه‌شناسی لغت به معنی خورشید آیان است یعنی جایی که خورشید از آن بر آید. نقش خراسان در حفظ و گسترش فرهنگ ایران در سده‌های آغازین بعد از اسلام شایان توجه است.

    حدود و ثغور خراسان

    به طور سنتی سرزمین‌های شرق کویر نمک را خراسان خوانده‌اند لیکن حدود شرقی آن در طول تاریخ دستخوش تغییر بوده‌است. معمولاً گفته می‌شود که خراسان از شرق به ترکستان و هندوستان محدود بوده‌است. خراسان را از شمال محدود به ماوراءالنهر می‌دانند لیکن گاه ماوراءالنهر هم بخشی از خراسان به حساب آمده‌است. خراسان در زمان ساسانیان یکی از چهار ناحیهٔ اصلی کشور بود و یک مرزبان داشت.

    در دورهٔ اسلامی شهرهای بلخ، هرات، مرو و نیشابور را چهار شهر اصلی خراسان بودند. از شهرهای مهم دیگر خراسان می‌توان طوس، سرخس، بادغیس و بیهق (سبزوار امروزی) را نام برد.

    استان خراسان (مجموعهٔ سه استان خراسان شمالی و جنوبی و رضوی) ایران به طور تقریبی مشتمل بر نیمی از خراسان قدیم است. نیمهٔ دیگر در افغانستان و ترکمنستان واقع است.


    خراسان سرزمینی که از غرب از دامغان و سبزوار آغاز می شود و در شرق تا بلخ و رود جیحون کشیده شده است. از جنوب تا شمال سیستان و غزنی و از شمال به بخارا می رسد.

    خراسان بزرگ شامل چهار بخش بوده است و هر بخش به نام فرمانروای آنجا مشهور بوده‌است. هر کدام از این چهار بخش را یک رب یا ربع می‌نامیده‌اند و دربردارنده رب‌های زیر بوده‌است:

    1. ربع نیشابور یا (رب نيشاپور)
    2. ربع مرو
    3. ربع هرات ( دربرگیرنده بادغيس و غور )، بلخ ( بشمول شبرغان، جوزجان و اندخوی و فارياب و و باميان ). مرکز فرماندهی نواحی متذکره نيشاپور و زمانی هم بلخ بود.
    4. ربع بلخ که شامل کهندژ(قندوزسمنگان، بغلان( بغولانگو)، تخارستان و بدخشان می شده است.

     

    خراسان در آثار پیشینیان


    معدن فیروزه، در روستای معدن خراسان.
    • در معنی واژه خراسان ، فخرالدین اسعد گرگانی در مثنوی ویس و رامین خود چنین می نویسد :
    به لفظ پهــلوی هرکــو شناسد خراسان آن بود کز وی خور آید
    خراسان را بود معنی خورآیان کجاز و خور برآید سـوی ایران


    دهستان میامی.
    • ناصر خسرو بلخی که از یمگان بدخشان است گوید:
    «مرا مکان به خراسان زمین به یمگان است

    کسی چرا طلبد در سفر خراسان را»

     

    • جامی گوید:
    هرجا که رفت زورق حافظ به بحر شعر جامی سفینه تو به دنباله می رود
    نظم تو می رود ز خراسان به شاه فارس گر شعر او ز فارس به بنگاله می رود
    • بابر در تزک بابری می گوید:

    «هندوستانی غیر هندوستانی را خراسانی گوید. چنانچه عرب، غیر عرب را عجم گوید، و در میان خراسان و هندوستان دو بندر است یکی کابل و دیگر قندهار... .»

     

     

    • ابن بطوطه در سفرنامه خود گوید:


    "همه خارجیان را در هندوستان خراسانی می خواندند".

     



  • استان آذربایجان غربی

     

    درباره آذربایجان

     

    آذربايجان غربى همواره زيستگاه مجموعه‌اى از اقوام و فرهنگ‌هاى مختلف بوده است. هريک از اين اقوام و فرهنگ‌ها به‌نحوى در هم تأثير گذاشته و از همديگر متأثر گشته‌اند. وجود مساجد، کليساها و ويرانهٔ آتشگاه‌ها، گوياى بخشى از تاريخ مذهبى آن است. تشيع در اروميه و شهرهاى شمالى و تسنن در نواحى جنوبى استان از مذاهب عمده به شمار مى‌روند. ساير اقليت‌هاى آشورى و ارامنه به کليساهاى مسيحى وابسته‌ هستند.
    فرهنگ مردم اين خطه نيز در ارتباط با عوامل متعدد جغرافيائي، تاريخي، مذهبى و تحت تأثير گرايش‌هاى متعدد اجتماعي، فرهنگى شکل گرفته و نوع مستقلى از فرهنگ‌هاى فولکلوريک را به‌وجود آورده است.


    Imageآذرى‌ها، کردها، آشورى‌ها و ارامنه هر يک براساس ويژگى‌هاى قومى - دينى خود آداب و سنن مخصوص دارند که از آن ميان سنن مسلمانان از مقام برجسته‌اى برخوردار است. اگرچه فرهنگ و سنن مردم آذربايجان از بسيارى جهات با فرهنگ عمومى ساير نقاط ايران مشابهت‌هائى دارد، ولى در عين حال با ويژگى‌هائى همراه است که مهم‌ترين آن تکامل زبانى و زايش‌هاى ويژهٔ فرهنگى در عرصه‌هاى مختلف زبان و هنر است.


    زبان امروزى مردم آذربايجان که شاخهٔ وسيعى از زبان‌هاى ترکى است به آذرى يا آذربايجانى معروف است که علاوه بر آذربايجان ايران در ساير کشورها نيز گسترده شده است. در نواحى داخلى سرزمين ايران نيز به دلايل تاريخى به‌ويژه مهاجرت‌هاى وسيع، در مناطقى از قبيل کوهپايه‌هاى خراسان، سواحل خزر، دامنه‌هاى زاگرس، جبال فارس و... رواج دارد.


    گروهى از محققان اعتقاد دارند که زبان کنونى مردم آذربايجان از نظر منشاء و پيوستگى تاريخى از زبان‌هاى ترکى آلتائيک است که طى ادوار تاريخى بسيار دور جزء جلگه‌هاى وسيع آسياى مرکزى و سواحل رود ”ينى سيء“ بوده و سپس همراه با حرکت و مهاجرت قبايل ترک و حکومت‌هاى طولانى اقوام ترک زبان، تثبيت و گسترش يافته و دامنهٔ خود را از يک سو تا سوريه و بين‌النهرين و از سوى ديگر تا شبه جزيره بالکان و سواحل درياى سياه وسعت داده و زبان تکلم و کتاب ملل و اقوام مختلف گشته است.


    فولکور يا ادبيات شفاهى مردم منطقه نيز، مانند تاريخ و زبان خود، از سابقه‌اى کهن برخوردار است. اشکال مختلف ادبيات فولکوريلک اين خطه محصول پيکار و تلاش مردمى است که غم‌ها، شادى‌ها، آرزوها، نفرت و محبت خود را در قالب‌هاى مختلف هنرى منعکس کرده‌اند. نمونه‌هاى گوناگون اين نوع آثار، عادات، روش‌ها، آداب، رسوم، اعتقادت، باورهاى ديني، مذهبى و دلبستگى‌ها و ارزش‌ها و نهادهاى اجتماعى عصرهاى مختلف را به‌خوبى نشان مى‌دهند.


    مردم آذربايجان خالق يکى از غنى‌ترين گنجينهٔ ادبيات شفاهى ملل خاورميانه و ايران مى‌باشند. چنانکه هر سياح و جهانگردى که از آذربايجان گذشته، اين ديار را سرزمين شعر و هنر نام نهاده است.
    مردم آذربايجان، مردمان شاعر مسلکى هستند که هرگاه با پديده‌هاى طبيعي، رخدادهاى اجتماعى و پيشامدهاى ناگوار و يا خوشايند مواجه شده‌اند، احساسات خود را با زبان شعر بيان کرده و براى هر مناسبت ”باياتي“ سروده‌اند. از عادى‌ترين کار روزانه تا عالى‌ترين احساسات و عواطف بشري، شعر و باياتى هميشه حضور داشته است:
    مادر با ”لالائي“ سحرانگيز و شيرين آن نونهال خود را در گلبرگ‌هاى باياتى پيچيده و او را به خواب شيرين و رويائى دلپذير فرو مى‌برد.

     عروسى با شعر آغاز و با آن نيز پايان مى‌يابد. عزا و سوگوارى با ”آغي“ آغاز و خاتمه مى‌يابد. کشتگر آذرى آفتاب را و باران را با شعر فرا مى‌خواند، باد و بوران را با شعر نفرين مى‌کند، مزرعه طلائى آن را، گاو و گوسفندان خود را با شعر توصيف مى‌کند. سوارکاران آن، رزمندگان او همه و همه با شعر توأمان زاده مى‌شوند، مى‌بالند و مى‌ميرند.


    به هر گوشه‌اى از زندگى مردم اين سرزمين نظير بيفکني، شعرى سرک مى‌کشد. زلالى چشمه‌ساران آن، رقص خاموش گل بوته‌هاى قالى‌هاى آن، ساز عاشيق‌هاى او و جملگى در هماهنگى بى‌نظير با اميال و آرزوها، ترس‌ها و اضطراب‌ها، عشق‌ها، نفرت‌ها و ... به‌طور شگفت‌انگيزى بيان مى‌گردند و لذا برجسته‌ترين نوع سخن شعرى آذربايجان ”باياتي“ است.


    در فرهنگ شفاهى مردم آذربايجان باياتى‌ها به‌خاطر گسترده‌گى و مضمون‌هاى رنگارنگ، ايجاز و قالب‌هاى زيبا و دلنشين مقام اول را دارند. مبالغه نخواهد بود اگر گفته شود که تاريخ پر تلاطم و سرشار از حوادث آذربايجان لابه‌لاى هزاران باياتى گنجانده شده است. اگر تمامى باياتى‌ها در يک جا گردآورى و از ديد جامعه‌شناسى و مردم‌شناسى مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند، تاريخ قومى مدون مى‌شود که طرز زندگي، هستى‌شناسى و باورهاى فسلفي، اخلاقي، اجتماعى و دينى آنها را منعکس خواهد کرد.
    باياتى‌ها از زندگى و راز و نيازهاى مردم ساده و پاکدل مايه مى‌گيرند و در قالب الفاظى روان و بى‌تکلف جارى مى‌شوند. اين نغمه‌هاى نغز و دلکش از چنان لطف و خلوط و صفا و صراحتى برخوردار هستند که به‌خصوص وقتى با آهنگ ويژهٔ خود ادا شوند، عنان از کف دل مى‌ربايند و اشک بر چشم مى‌نشانند.
    ارادت و اعتقاد مردم ساده شهر و روستا به اين آثار موزون و دلفريب تا بدان پايه است که باياتى‌ها را برحسب حال آئينه سرنوشت نماى خويش مى‌پندارند و به هنگام ملال و سرگشتگى و حرمان به آن توسل مى‌کنند و به‌عنوان تفأل از آن مدد و مراد مى‌جويند.


    باياتى‌ها به عامه تعلق دارند. زيرا که از ديرباز توسط مردم سينه به سينه نقل و بازگو شده‌اند و به‌اقتضاء حس زيبائى شناسى و نيازهاى عاطفى همراه با تغييراتي، فرديت (تعلقات شخصي) را از روى آنها زدوده و به تملک گنجينهٔ فولکوريک عامه درآورده‌اند.
    باياتى‌ها از نقطه‌نظر محتوى و مضمون از يکسو مظهر عشق‌ها، آرزوها، اميدها و رنج‌ها و شادى مردم و از سوى ديگر کتاب ناگشودهٔ معتقدات، آداب و رسوم و خصائل و خلق و خوى قومى انسان‌هاى ساده و پاکدل در طول نسل‌ها و قرن‌ها است.


    براى پى بردن به عمق ديد و حسن ناب سرايندگان باياتى‌ها، ترجمه چند باياتي، ذيلاً آورده مى‌شود. اين باياتى‌ها که از ميان هزاران باياتى به‌طور نمونه انتخاب شده است، بيانگر عظمت آفرينش مردمى است که زيبائى‌ها دغدغه هميشگى آنها بوده است:

    بوداغلار اولو داغلار کنار کوه‌ها، اين سربلندان
    چشمه لي، سولو داغلار پر از چشمه، پر از آب غزلخوان
    بوردا بير آتلى اؤلوب سوارى مرده و در ماتمش ابر
    گؤى کيشنر، بولود آغلار زند شيهه ميان برق و باران
    بوردان بير آتلى گئچدى سحر آمد سوارى از بر دشت
    آتين اويناتدى گئچدى دمى جولان گرفت و تند بگذشت
    آى کيمى شفق ساچدى چو مهتاب سحرگاهان شفق ريخت
    گون کيمى باتدي، کئچدى چو خورشيد شبانگاهان بدر رفت
    داغلارا قار دوشوبدو نشسته برف سنگين روى کوهسار
    گؤر نه هامار دوشوبدو لطيف و نرم همچون خواب جويبار
    فبريمى يادلار قازيب مرا نااهل گورى کنده دل تنگ
    اهلتيم دار دوشوبدو برش ديوار خنجر، بسترش خار
    عزيزى يم غمده گول ميان غم بزن لبخند هر دم
    غمده دانيش، غمده گول بزن حرف و بزن لبخند در دم
    آغ گونده گولن کؤنول دلا خندى چو روز آفتابي
    مردا يگيدسن غمده گول اگر مردى بزن خنده به ماتم
    آشديم، آشديم گول اولدوم شکفتم نرم - نرمک، گل شدم من
    بوى آتديم سونبول اولدوم جوانه بستم و سنبل شدم من
    بيرديل بيلمز قوشودوم به گلشن بى‌زبان بودم، زهر گل
    اوخودوم بولبول اولدوم ورق‌ها خواندم و بلبل شدم من


    استان آذربایجان غربی یکی از ۳۰ استان ایران است ، که در شمال غربی این کشور قرار دارد و مرکز آن شهر ارومیه است. در کنارهٔ غربی این استان،دریاچه ارومیه قرار دارد.

     
    //

    جغرافیا

    استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران قرار دارد و از شمال به جمهوری آذربایجان و ترکیه، از مغرب به کشورهای ترکیه و عراق، از شرق به استان آذربایجان شرقی و استان زنجان و از جنوب به استان کردستان محدود است. مساحت استان برابر ۳۷٫۰۵۹ کیلومتر مربع است که سیزدهمین استان بزرگ کشور محسوب می‌شود و ۲۵/۲ مساحت کل کشور را تشکیل می‌دهد. جمعیت استان آذربایجان غربی طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ - ۲٫۸۷۳٫۴۵۹ نفر می‌باشد که ۰۸/۴ جمعیت کل کشور را در خود جای داده‌است و از این لحاظ هشتمین استان پرجمعیت کشور محسوب می‌شود. کلانشهر ارومیه با ۵۸۳٫۲۵۵ نفر جمعیت (سرشماری ۱۳۸۵) مرکز استان است و بیش از ۲۰ درصد جمعیت کل استان را در خود جای داده‌است. کلانشهر ارومیه دهمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، اهواز، قم و کرمانشاه می‌باشد.

    استان آذربایجان غربی یکی از مناطق کوهستانی کشور است و توپوگرافی متنوع و گسترده‌ای دارد. بر اساس ساختار طبیعی استان، اکوسیستم‌های ویژه‌ای از ترکیب گیاهان در سطوح مختلف پوشش گیاهی در سطوح مختلف توپوگرافی به وجود آمده‌است که اهم آنها به شکل جنگلها و مراتع خودنمایی می‌کنند. این استان عمدتاً تحت تأثیر جریان هوای مرطوب اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه‌است، ولی در برخی از ماههای زمستان، توده هوای سردی از اطراف شمال، هوای مدیترانه‌ای آن را متأثر کرده و موجب کاهش قابل توجه دما می‌شود.

    ناهمواری‌ها

    سراسر مرز آذربایجان و ترکیه و آذربایجان و عراق از کوه های مرتفع دیوار مانندی از شمال به جنوب کشیده شده است که منبع چشمه های آب فراوانی می باشند . سرزمین آذربایجان در دوره ترشیایی در نتیجه فشارهای وارده بر قفقاز و آسیای صغیر شکل گرفته و سبب پیدایش شکاف ها و گسله ها در آن گردیده است.

    حوزه‌های آبریز

    ۱) دریاچه ارومیه ۲) رودخانه ارس ۳) رودخانه زاب کوچک

    آب‌های معدنی

    ۱) ایستی سو ؛ در نزدیکی گردنه قوشچی. ۲) آب گرم محال باراندوز ؛ در نزدیکی قریه هفت آباد ارومیه. ۳) آب معدنی کوه زنبیل ؛ در کنار دریاچه ارومیه. ۴) آب معدنی دریک ؛ که بسیار گوارا بوده و در روستای چهریق قرار دارد. ۵) آب معدنی کانی گراوان ؛ در روستای کانی گویز در نزدیکی شهر رَبَط.فاصله 2 کیلومتری

    ارتفاعات

    ۱) سلسله جبال مرکزی ترکیه و عراق ۲) ارتفاعات گردنه قوشچی ۳) کوه‌های باستان ۴) ارتفاع مور شهیدان ۵) ارتفاعات گردنه کله شین ۶) چیای بینار ارومیه 7)کوه قندیل 8)دره حاجی ابراهیم

    رودخانه‌ها

    ۱) زرینه رود (جغاتو) ۲) سیمینه رود (تاتائو) ۳) مهاباد رود ۴) باراندوزچای ۵) شهرچای ۶) نازلوچای ۷) زولاچای[۱]

    جغاتو و تاتائو نام های محلی رودهای زینه و سیمینه رود هستند.که توسط اهالی میاندوآب و بوکان مورد استفاده روزمره است.

    جنگل‌ها

    جنگل‌های طبیعی استان، هرچند که در قسمت‌هایی از پیرانشهر و مهاباد وجود دارد، ولی مناطق وسیع جنگلی در سردشت قرار گرفته‌است که مساحت آن را بین ۶۰ تا ۸۰ هزار هکتار تخمین می‌زنند. کل مساحت جنگل‌های مصنوعی در استان به ۳۲۰ هکتار در قطعات متفاوت می‌رسد.

    مردم

    اکثر ساکنان این استان به طور عمده ترک آذری وکردهستند. ولی اقلیت اشوری و ارامنه هم در استان مخصوصا در ارومیه مرکز استان ساکن هستند .در شهر ارومیه که مرکز و بزرگ‌ترین شهر استان بشمار می‌آید و از دیرباز به عنوان شهری که در آن گروههای قومی، زبانی، نژادی و حتی مذهبی مختلف زندگی می‌کنند شناخته‌شده‌است، جمعیت شهر مرکب از مردمان ترک و کرد، ارمنی و آشوری است.

    تاریخ استان

    از نظر تاریخی، تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم ماد در آمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران آرام آرام قسمت‌های غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف کردند. مقارن این ایام دولتهایی در اطراف ‎آذربایجان وجود داشت که از آن جمله می‌توان به دولت آشور در شمال بین النهرین، دولت هیق در آسیای صغیر، دولت اورارتو در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام کادوسی در شرق و کاسیها در حوالی کوههای زاگرس اشاره کرد. بعد از تأسیس دولت ماد، آذربایجان به ماد کوچک معروف شد و مشتمل بر شهرهای قدیمی همدان، ری، اصفهان و کرمانشاه بود.

    گروهی معتقدند که نام آذربایجان گرفته شده از آذرآبادگان گرفته شده و به معنی سرزمین آتش است. بزرگ‌ترین آتشکده‌های زرتشتی در این منطقه بوده است و نمونه آن هنوز در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان بجا مانده است. گروهی دیگر وجه تسمیه آذربایجان را مربوط به وجود سرداری به نام اتروپاد می‌دانند. اینان معتقدند که که بعد از غلبه اسکندر مقدونی به ایران، سرداری به نام آتورپات در آذربایجان ظهور کرد و از اشغال آن توسط یونانیان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد این سرزمین به نام آتورپاتگان معروف شد. حکومت جانشینان آتورپات در آذربایجان در زمان اشکانیان نیز ادامه یافت و این منطقه توانست کماکان استقلال داخلی خود را در چهارچوب دولت اشکانی حفظ کند. سرانجام اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی بر حکمرانان محلی آذربایجان استیلا یافت و آنرا بصورت یک ایالت غیر موروثی آداره نمود .

     

    شهرستان‌های استان

    استان آذربایجان غربی دارای ۱۷ شهرستان، ۳۶ بخش، ۳۶ شهر، ۱۰۹ دهستان و ۳۷۲۸ آبادی است و مرکز آن شهر تاریخی ارومیه است

    مناطق دیدنی

    • تپه حسنلو
    • سه گنبد
    • دره شهدا
    • تخت سلیمان
    • قره‌کلیسا
    • غار سهولان مهاباد
    • آبشار شلماش سردشت
    • فخریگاه مهاباد
    • سد بوکان
    • شهر باستانی موصا سیر واقع در شهر ربط - سردشت
    • سلطان یعقوب نقده
    • دریاچه ارومیه
    • مسجد جامع ارومیه
    • سنگ کاظم خان
    • کلیسای ننه مریم
    • دره قاسملو ( گه لیه خان)
    • موزه ارومیه
    • سه گنبد
    • آبشار سوله‌دوکل مرگور
    • جنگل‌های مرگور (واقع در دره باوان)
    • سد مهاباد
    • اب معدنی گراوان در نزدیکی شهر ربط - سردشت
    • دامنه کوه قره داغ دربسر

     

    رودهای آذربایجان غربی
    نام رودمحل جریانمقصدطول (کیلومتر)
    رود ارسمرز ماکورود کورا (جمهوری آذربایجان)-
    رودخانه زنگمارماکورود ارس۱۰۳
    ساری سوماکورود ارس۱۳۰
    آق‌چای قطورخویارس۱۰۹
    قطور چایخویارس۱۴۵
    مهاباد رودمهاباددریاچه ارومیه۹۲٫۵
    زرینه رودشاهین دژ٬ میاندوآبدریاچه ارومیه۲۳۰ طولانی‌ترین
    ساروق چایتکابزرینه‌رود۶۶٬۲
    آجرلو چایشاهین دژزرینه‌رود-
    هاچه سوشاهین دژزرینه‌رود-
    لیلان چایملکان - میاندوآبزرینه‌رود-
    سیمینه‌رودبوکان٬ میاندوآبدریاچه ارومیه۱۳۹
    خلیفانبوکانسیمینه رود-
    زولاچایسلماسدریاچه ارومیه۸۰٫۵
    نازلو‌چایارومیهدریاچه ارومیه۹۲٫۵
    شهرچایارومیهدریاچه ارومیه۷۲٫۵
    باراندوزچایارومیهدریاچه ارومیه۶۷٫۵
    رودخانه گدارچای ‍(محمدیار)نقدهدریاچه ارومیه۱۰۰
    روضه جایارومیهدریاچه ارومیه۶۰
    آواچار چایپیرانشهرآبریز زاب۶۲
    لاوین چایپیرانشهرآبریز زاب۴۹
    زاب گرژالسردشتآبریز زاب۹۵
    زاب بریسوپیرانشهر - سردشتآبریز زاب۲۱۸

     

     

  • استان فارس

    فارس یکی از ۳۰ استان کشور ایران است، مرکز آن شیراز است.

     

    نام

    فارس و فارسی شکل عربی‌ شده پارس و پارسی هستند. نام زبان فارسی برگرفته از نام قدیم این منطقه، پارس بزرگ، است که به علت حکومت شاهان هخامنشی به کل منطقهٔ ایران اعمال می‌شد.

    تاریخ

    پیش از اسلام دو پادشاه بزرگ ایرانی بنام‌های کورش بزرگ و اردشیر بابکان از این ناحیه برخاستند و به ترتیب سلسله‌های بزرگ هخامنشی و ساسانی را پدید آوردند. اسکندر نیز بعدها تعدادی شهر در این استان تأسیس کرد. فارس بین سلسله‌های بسیاری دست به دست شد و آثار باستانی و تاریخی زیادی از آن ها بجای ماند که هر کدام به عنوان میراث جهانی ارزش های خود را دارند و بازگوکننده تاریخ استان، ایران و غرب آسیا هستند. ویرانه‌های بیشاپور، تخت جمشید،حمام خانه دهکهنه(لامرد)و شهر گور و کاخ ارشیر فیروزآباد همگی بیانگر این موضوع است.

    جغرافیا


    طبیعت استان فارس

    استان فارس تقریباً در جنوب ایران قرار دارد. از شمال به استان اصفهان، از شرق به استان یزد و استان کرمان، از جنوب به استان هرمزگان، از غرب به استان بوشهر و از شمال غربی به استان کهگیلویه و بویراحمد محدود است. پهناوری آن ۱۳۳٬۱۰۰ کیلومتر مربع و میانگین بلندی آن از سطح دریا ۱۵۴۰ متر است.

    آب و هوا

    سه ناحیه آب و هوایی گوناگون در استان فارس وجود دارد. نخست ناحیه کوهستانی شمال و شمال غربی با زمستان های نسبتاً سرد و تابستان های معتدل. دوم نواحی مرکزی با زمستان های نسبتاً بارانی و معتدل و تابستان‌های گرم و خشک. ناحیه سوم در جنوب و جنوب شرقی دارای زمستان های معتدل و تابستان های بسیار گرم است.

    جمعیت

    جمعیت استان بر پایه ی آخرین سرشماری در سال ۱۳۸۵ به تعداد ۳٬۹۵۶٬۵۸۰ نفر بوده است که شهرستان شیراز با ۱٬۵۷۲٬۳۲۵ نفر بیش از ۳۹% جمعیت استان را در خود جای داده است. پس از شیراز شهرهای مرودشت با ۲۶۹٬۳۲۰نفر و کازرون با ۲۴۳٬۸۰۶نفر و لار با ۲۰۵٬۵۷۹نفر و فسا با ۱۹۱٬۸۰۶نفر پرجمعیت ترین شهرستان های استان هستند.

    اقتصاد

    صنایع و محصولات

    غلات (گندم و جو)، مرکبات، میوه‌جات، خرما، چغندر قند و پنبه،جزو فرآورده‌های کشاورزی استان فارس هستند. صنایع پتروشیمی، پالایشگاه نفت، لاستیک‌سازی، صنایع الکترونیکو کارخانه‌جات قند، از مهم‌ترین صنایع استان فارس به شمار می‌آیند.فلفل ظفرآباد از محصولات كشاورزی معروف اين استان است.

    گردشگری

    صنایع دستی

    قلمزنی نقره، قلابدوزی با ابریشم، خاتم کاری ، شیشه گری و سایر انواع صنایع دستی، گیوه بافی، سفالگری، قالیچه، جاجیم (فرش نفیس بافته از پشم و پنبه)، گلیم (فرش بافته از موی بز).

    سوغات

    در شیراز آبلیمو و عرقیجات تهیه می‌شود. شیراز هم‌چنین به خاطر یک نوشیدنی خاص به نام فالوده شهرت دارد. از دیگر سوغات مهم استان می‌توان به انواع شیرینی‌ها چون حلوای ارده، نان یوخه، لوز، مسقطی، حاجی بادام و نان کلوچه ای یا کماچ فسا و همچنین گلاب و عرقیات میمند اشاره نمود.

    زبان‌ها

    زبان بیشینهٔ مردم استان زبان فارسی است. اما گویش‌هایی مانند لارستانی، قشقایی، سیوندی، دوانی و لری نیز در این استان رواج دارد. گویش مردم سیوند فارس به دلیل آمیخته نشدن با عربی و تعلق به زبان‌های ایرانی شاخهٔ شمال غربی درخور اهمیت است. گویش لارستانی نیز از گویش‌های ایرانی جنوب غربی به شمار می‌رود که با گویش‌های فارسی، لری و تاتی هم‌خانواده است.  عشایر قشقایی به گویش ترکی قشقایی سخن می‌گویند. گویش قشقایی و گویش آذربایجانی از یک خانواده‌اند. گویش لری نیز در شهرستان ممسنی رواج دارد.

    جاذبه‌ها و آثار تاریخی

    • چنار هزار ساله استهبان
    • مسجد جامع کبیر نی‌ریز
    • دروازه قرآن
    • آرامگاه حافظ
    • آرامگاه سعدی
    • بنای نارنجستان قوام الملک
    • باغ دلگشا
    • تخت جمشید
    • نقش رستم
    • فهلیان و کوه سه‌تلان
    • نقش رجب
    • پاسارگاد
    • خانه زینت الملوک
    • ارگ کریمخان
    • بیشاپور
    • تمب بت
    • برج‌های سنگی
    • کاخ اردشیر بابکان
    • کاخ ساسانی سروستان
    • قلعه دختر
    • سیوند
    • بازار وکیل
    • حمام وکیل
    • مسجد وكيل
    • سرای مشیر
    • مسجد جامع اسیر
    • مسجد عتیق
    • حرم شاهچراغ
    • حرم علی بن حمزه
    • آرامگاه شاه شجاع
    • بازار مسگرها
    • بازار مشير نو
    • مسجد نصیرالملک
    • موزه پارس
    • موزه تاریخ طبیعی فارس
    • باغ هفت‌تنان (موزه سنگ‌های تاریخی)
    • کلیسای ارامنه
    • کلیسای شمعون غیور
    • مدرسه خان
    • آرامگاه خواجوی کرمانی
    • اشکفت بلند
    • سرای مشیر
    • مسجد جامع فسا
    • مسجد جامع میمند
    • امامزاده اسماعیل میمند
    • بند بهمن کوار

    گردشگاه‌ها

    • باغ ارم
    • باغ عفیف آباد
    • باغ دلگشا
    • باغ نظر
    • باغ جهان نما
    • گلستانهای محمدی میمند
    • بهشت گمشده
    • نرگس زار
    • دریاچه پریشان
    • آبشار مارگون
    • لیدوما
    • ابشار طارم نی ریز
    • خرمن کوه فسا
    • تنگ آتشگاه میمند

  • استان چهارمحال بختیاری

     

    درباره چهارمحال و بختیاری

     

    استان چهارمحال و بختیاری یکی از استان‌های ایران است. مرکز این استان شهرکرد است. بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی کشور، استان چهار محال وبختیاری دارای ۶ شهرستان ،۲۴ شهر، ۱۵ بخش و ۳۴ دهستان است.

    تاریخ

    پیشینه در تقسیمات کشوری

    بختیاری به جامانده از اتابکان لر بزرگ به مرکزیت ایذه می باشد عباس اقبال آشتیانی در تاریخ ایران می گوید بختیاری را از زمان اتابکان لر بزرگ به این نام می شناسند اتابکان زیر نظر سلجوقی ها حکومت می کردند اولین قانون تقسیمات کشوری مورخ ۱۳۱۲ هجری شمسی تحت عنوان قانون ایالات و ولایات، منطقه بختیاری را که تا قبل از آن به عنوان مجموعه‌ای واحد بود و به وسیله ایلخانی اداره می‌شد به چند بلوک تقسیم کرد. طبق این قانون بلوک ایذه تحت حاکمیت حاکم اهواز وبلوک آخوره (فریدونشهر) داران، گندمان، لردگان، اردل و غیره تحت سلطه حاکم نشین اصفهان قرار گرفت. در پی این تقسیمات منطقه بختیاری عملا به سه حوزه مجزا و متمایز از هم تبدیل گردید:

    • حوزه مال امیر (ایذه) و باغ ملک جزء حکومت اهواز و ولایت خوزستان شدند.
    • حوزه فریدن و فریدونشهر تحت عنوان بلوکات حاکم نشین اصفهان ودر ردیف بختیاری مرکزی قرار گرفتند .
    • حوزه استان کنونی چهارمحال و بختیاری که در قالب یک حوزه تابع اصفهان شد.

    چهارمحال و بختیاری تا قبل از سال ۱۳۳۲ در قالب شهرستان شهرکرد وبختیاری از شهرستانهای استان اصفهان بشمار می‌آمد. در این سال، شهرستان شهرکرد از استان اصفهان جدا و به عنوان فرمانداری مستقل بختیاری در تقسیمات سیاسی کشور قرار گرفت. در سال ۱۳۳۷ شمسی فرمانداری مستقل بختیاری و چهارمحال به فرمانداری کل ارتقاء می‌یابد و در محدوده آن فرمانداریهای جدید بروجن و نیز بخش‌های جدید شوراب و گندمان ایجاد می‌گردند. در مصوبه سال ۱۳۵۲ هیئت وزیران، فرمانداری کل چهارمحال و بختیاری به استانداری چهارمحال و بختیاری ارتقا یافت.

    نام چهارمحال و بختیاری اشاره به دو بخش چهارمحال و منطقهٔ بختیاری دارد. چهارمحال بخشی روستانشین میان اصفهان و منطقهٔ بختیاری بود که از چهار ناحیه تشکیل می‌شد: لار، کیار، میزدج و گندمان. در تقسیمات کنونی استان، لار و کیار در شهرستان شهرکرد، میزدج در شهرستان فارسان و گندمان در شهرستان بروجن قرار می‌گیرد.

    جغرافیا

    نام بختیاری برای اولین بار در ذیل طوایف لر بزرگ توسط حمدلله مستوفی ذکر شده است. اما به عنوان یک نامجا و یک نام جغرافیایی در روزگار قاجار به زیستگاه ایل بزرگ بختیاری اطلاق شده است . اما در تقسیمات رسمی کشوری ایران استان چهارمحال و بختیاری با مساحت ۱۶۵۳۲ کیلومتر مربع بین ۳۱ درجه و ۹ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۴۸ دقیقه عرض شمالی و نیز ۴۹ درجه و ۲۸ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی قرار دارد. این استان دربخش مرکزی کوههای زاگرس بین پیش کوههای داخل و استان اصفهان واقع شده است. از شمال و شرق به استان اصفهان، ازغرب به استان خوزستان، از جنوب به کهکیلویه و بویر احمد و از شمال غرب به استان لرستان محدود است. این منطقه دارای یک درصد از کل وسعت ایران است و در بستر رشته‌کوه زاگرس واقع شده است. این منطقه با وجود مساحت کم ده درصد از منابع آب کشور را در اختیار دارد. به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که درمسیر بادهای مرطوب سیستم‌های مدیترانه‌ای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانه‌ها می‌گردد، این استان دارای بارش نسبتاً مناسب است. غالبا در مناطق مرتفع نوع بارش به صورت برف است و وجود ارتفاعات پوشیده از برف یکی از ویژگی‌های اقلیمی این استان است. به علت جوان بودن دوره کوه زایی، دراین منطقه وجود بلایا و مخاطرات طبیعی بسیاری چون سیل و زلزله، رانش زمین در اکثر نقاط آن مشاهده می‌شود. ریزشهای جوی و برف و باران منشاء سرشاخه‌های رودخانه کارون و زاینده رود هستند و آبخیزهای این دو رودخانه را به ترتیب ۱۳۸۰۰ و ۲۷۲۰ کیلومتر مربع شامل می‌شود.


     

     

     

    درباره چهارمحال و بختیاری

     

    استان چهارمحال و بختیاری یکی از استان‌های ایران است. مرکز این استان شهرکرد است. بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی کشور، استان چهار محال وبختیاری دارای ۶ شهرستان ،۲۴ شهر، ۱۵ بخش و ۳۴ دهستان است.

    تاریخ

    پیشینه در تقسیمات کشوری

    بختیاری به جامانده از اتابکان لر بزرگ به مرکزیت ایذه می باشد عباس اقبال آشتیانی در تاریخ ایران می گوید بختیاری را از زمان اتابکان لر بزرگ به این نام می شناسند اتابکان زیر نظر سلجوقی ها حکومت می کردند اولین قانون تقسیمات کشوری مورخ ۱۳۱۲ هجری شمسی تحت عنوان قانون ایالات و ولایات، منطقه بختیاری را که تا قبل از آن به عنوان مجموعه‌ای واحد بود و به وسیله ایلخانی اداره می‌شد به چند بلوک تقسیم کرد. طبق این قانون بلوک ایذه تحت حاکمیت حاکم اهواز وبلوک آخوره (فریدونشهر) داران، گندمان، لردگان، اردل و غیره تحت سلطه حاکم نشین اصفهان قرار گرفت. در پی این تقسیمات منطقه بختیاری عملا به سه حوزه مجزا و متمایز از هم تبدیل گردید:

    • حوزه مال امیر (ایذه) و باغ ملک جزء حکومت اهواز و ولایت خوزستان شدند.
    • حوزه فریدن و فریدونشهر تحت عنوان بلوکات حاکم نشین اصفهان ودر ردیف بختیاری مرکزی قرار گرفتند .
    • حوزه استان کنونی چهارمحال و بختیاری که در قالب یک حوزه تابع اصفهان شد.

    چهارمحال و بختیاری تا قبل از سال ۱۳۳۲ در قالب شهرستان شهرکرد وبختیاری از شهرستانهای استان اصفهان بشمار می‌آمد. در این سال، شهرستان شهرکرد از استان اصفهان جدا و به عنوان فرمانداری مستقل بختیاری در تقسیمات سیاسی کشور قرار گرفت. در سال ۱۳۳۷ شمسی فرمانداری مستقل بختیاری و چهارمحال به فرمانداری کل ارتقاء می‌یابد و در محدوده آن فرمانداریهای جدید بروجن و نیز بخش‌های جدید شوراب و گندمان ایجاد می‌گردند. در مصوبه سال ۱۳۵۲ هیئت وزیران، فرمانداری کل چهارمحال و بختیاری به استانداری چهارمحال و بختیاری ارتقا یافت.

    نام چهارمحال و بختیاری اشاره به دو بخش چهارمحال و منطقهٔ بختیاری دارد. چهارمحال بخشی روستانشین میان اصفهان و منطقهٔ بختیاری بود که از چهار ناحیه تشکیل می‌شد: لار، کیار، میزدج و گندمان. در تقسیمات کنونی استان، لار و کیار در شهرستان شهرکرد، میزدج در شهرستان فارسان و گندمان در شهرستان بروجن قرار می‌گیرد.

    جغرافیا

    نام بختیاری برای اولین بار در ذیل طوایف لر بزرگ توسط حمدلله مستوفی ذکر شده است. اما به عنوان یک نامجا و یک نام جغرافیایی در روزگار قاجار به زیستگاه ایل بزرگ بختیاری اطلاق شده است . اما در تقسیمات رسمی کشوری ایران استان چهارمحال و بختیاری با مساحت ۱۶۵۳۲ کیلومتر مربع بین ۳۱ درجه و ۹ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۴۸ دقیقه عرض شمالی و نیز ۴۹ درجه و ۲۸ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی قرار دارد. این استان دربخش مرکزی کوههای زاگرس بین پیش کوههای داخل و استان اصفهان واقع شده است. از شمال و شرق به استان اصفهان، ازغرب به استان خوزستان، از جنوب به کهکیلویه و بویر احمد و از شمال غرب به استان لرستان محدود است. این منطقه دارای یک درصد از کل وسعت ایران است و در بستر رشته‌کوه زاگرس واقع شده است. این منطقه با وجود مساحت کم ده درصد از منابع آب کشور را در اختیار دارد. به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که درمسیر بادهای مرطوب سیستم‌های مدیترانه‌ای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانه‌ها می‌گردد، این استان دارای بارش نسبتاً مناسب است. غالبا در مناطق مرتفع نوع بارش به صورت برف است و وجود ارتفاعات پوشیده از برف یکی از ویژگی‌های اقلیمی این استان است. به علت جوان بودن دوره کوه زایی، دراین منطقه وجود بلایا و مخاطرات طبیعی بسیاری چون سیل و زلزله، رانش زمین در اکثر نقاط آن مشاهده می‌شود. ریزشهای جوی و برف و باران منشاء سرشاخه‌های رودخانه کارون و زاینده رود هستند و آبخیزهای این دو رودخانه را به ترتیب ۱۳۸۰۰ و ۲۷۲۰ کیلومتر مربع شامل می‌شود.


  • استان بوشهر

    درباره بوشهر

    استان بوشهر از استان‌های جنوبی ایران است که در حاشیه خلیج فارس قرار دارد. این استان با مساحتی حدود ۲۷٬۶۵۳ کیلومتر مربّع، جمعیّتی برابر ۸۸۶٫۲۶۷ نفر دارد. استان بوشهر بر 27 درجه و 14 دقیقه عرض شمالی و 50 درجه و 6دقیقه تا 52 درجه و 58 دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد. این استان از شمال به استان خوزستان و قسمتی از کهکیلویه و بویراحمد، از جنوب به خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان، از شرق به استان فارس و از غرب به خلیج فارس محدود است. استان بوشهر با خلیج فارس بیش از ششصد کیلومتر مرز دریایی دارد و از اهمیّت راهبردی و اقتصادی برخوردار است.اين استان يكی از استان های مهّم جنوبی كشور ما است كه از طريق خليج فارس برای واردات و صادرات اهمّيّت دارد.

    جمعیّت

    جمعيّت و پراكندگی: استان بوشهر براساس سر شماری سال ۱۳۸۵ بالغ بر ۸۸۶٫۲۶۷ نفر جمعیّت دارد که ازاين مقدار، ۶۵٫۲ درصد در نقاط شهری و بقیه در نقاط روستايی سكونت داشته وكمتراز يك درصد آنان غير ساكن هستند.

    آمار جمعیّتی بعد از این قسمت همه از سرشماری ۱۳۷۵ گرفته شده اند و با آخرین سرشماری کشور مطابقت ندارند.

    ساختار جنسی و سنّی: در اين استان در مقابل هر 100 زن 104 نفر مرد وجود داشته است. اين نسبت در بين اطفال كمتر از يك ساله برابر 105 و در بين بزرگسالان (65ساله و بيشتر) برابر 107 بوده است. وضع زناشويی: در مهر ماه 1365 ش در بين جمعيّت 10 ساله و بيشتر نقاط شهری استان بوشهر 1/56 درصد از مردان و 4/65 درصد از زنان ، حداقل يك بار ازدواج كرده بودند . اين نسبت در نقاط روستايی برای مردان 3/56 درصد و برای زنان 6/63 درصد بوده است. نسبت افراد هرگز ازدواج نكرده در جمعيت ده ساله و بيشتر در نقاط شهری ، برای مردان 9/41 درصد و برای زنان 1/33 درصد و درنقاط روستايی ، برای مردان 3/42 درصد و برای زنان 1/35 درصد بوده است.

     

    مهاجرت

    منطقه بوشهر به لحاظ موقعيت سوق الجيشی و وجود شركت های بزرگ نفتی واجرای طرح های صنعتی بزرگ مانند نيروگاه اتمی بوشهر و كشتی سازی، نيروی انسانی فعال استان های مجاور و مناطق ديگر را به خود جذب كرده است. درداخل منطقه نيز جابجايی جمعيّت افزايش يافته است، زيرا به علّت كمبود امكانات كشاورز بویژه كمبود آب و زمینهای مورد نياز و نبودن امكانات رفاهی و نیز پايين بودن سطح درآمد كشاورزان، مهاجرت روستائيان به شهرهای استان شدت گرفته است. به علّت نزديك بودن اين استان به شيخ نشينهای خليج فارس، عدّه ای از اهالی منطقه، برای كار و امرار معاش به كشورهای واقع در كرانه خليج فارس ودريای عمان مهاجرت كرده اند.

    نژاد و گروهها

    با توجه به كشفيات باستانشناسی و مدارك مكتوب تاريخی، معلوم گرديده است كه بخش‌های گوناگون ايران از جمله استان بوشهر سكونتگاه نژادها و گروههای گوناگونی بوده است. پيش از ورود و استقرار آريائيان در منطقه بوشهر، نژادهادی بومی دراين سامان می زيسته اند و مداركی كه از عصر حجر، كاكوليتيك و برنز (مفرغ) قديم باقی مانده است بر اين قضيه گــواهی می دهد كه علاوه بر نژاد مديترانه ای، نژادهای ديگر مانند :دراويدی ، سياه پوست ، سامی ، عيلامی ، سومری ، نوردیک ، عرب ، لر و بهبهانی درسرزمين بوشهر سكونت داشته اند و یا به مرور به این منطقه مهاجرت کرده اند. و فرهنگهای متفاوتی درآنجا با هم اختلاط يافته است [نیازمند منبع].

    زبان و گویشها

    بیشتر مردم استان بوشهر به زبان فارسی وبا گويش محلی بوشهری تكلم می كنند. لهجه ها در روستا ها بيشتر از شهرها تنوع دارد. برخی از اهالی جزيره شيف و بنادر كنگان و عسلويه نيز به زبان عربی صحبت می كنند. فارسی در منطقه بوشهر با گويشهای بردستانی، گویش دشتی، گویش تنگستانی و گویش کازرونی و گویش اچمی گفتگو می شود. مردم سواحل خليج فارس و جزاير آن به گویشی صحبت می کنند که رگه هایی از گويشها و زبانهای شبانكاره ای، بلوچی، كردی، تركمنی و برخی واژه هاي انگليسی، هلندی، پرتقالی، هندی و عربی را داراست ولی استخوان بندی و ريشه آن فارسی است.مردم شهرستان های شمالی استان مانند دیلم ، گناوه و دشتستان عمدتا به گویش لری و مردم شهرستان های جنوبی مانند جم و قسمت هایی از کنگان و دیر نیز به فارسی لهجه دار صحبت می کنند.

    دين

    بيشتر اهالی استان را پیروان اسلام تشكيل می دهند( اعم از شیعه یا سنی).ضمن این که گروه هایی چند از اقلیت های دینی زرتشتی ، مسیحی و یهودی نیز در این استان زندگی می کنند.البته اقليت هاي موجود دراین منطقه عمدتا از افراد مهاجری هستند كه بر حسب ضرورت شغلی در اين نقاط(بیشتر در بوشهر ،جم و عسلویه) مسكن گزيده اند.اهل سنت بوشهر نیز بیشتر در قسمت های جنوبی استان زندگی می کنند( به ویژه در شهرستان کنگان ).

    بوشهر وصنایع

    بوشهر، پیش از بسیاری از شهرهای مهم ایران دارای صنایع جدیدی از قبیل یخسازی وبرق بوده است. مردم بوشهر از اولین ایرانیانی بودند که با مجله و روزنامه آشنا شدند. یکی از نخستین شهرهایی که کارخانه چاپ سنگی را وارد کرد، بوشهر بود; از همین رو در بوشهر روزنامه های زیادی همچون "مظفری"، "خلیج ایران" و "ندای جنوب" به چاپ و نشر میرسید.هم اکنون استان بوشهر با توجّه به موقعیت استراتژیک خود و داشتن منابع و صنایع مختلفی نظیر نفت و گاز، بویژه میدان گازی پارس جنوبی در عسلویه به عنوان بزرگ‌ترین منبع مستقل گازی در جهان و وجودپالایشگاه عظیم گاز در جم و نیز دارا بودن یکی از مهم ترین ترمینال های صادرات نفت خام جهان در جزیره خارک و همچنین اجرای طرح های کلان صنعتی از قبیل نیروگاه اتمی بوشهر، کشتی سازی و مانند اینها، انتظار میرود در آینده ای نزدیک، سیمای خود را به‌عنوان یکی از مناطق مهم صنعتی و اقتصادی جهان تغییر دهد.

    جغرافيا و تقسیمات کشوری

    استان بوشهر با مساحتی در حدود 23167 كيلومتر مربع بين 27 درجه و 14 دقيقه تا 30 درجه و16 دقيقه عرض شمالی و 50 درجه و 6 دقيقه تا 52 درجه و 58 دقيقه طول شرقی از نصف النهار گرينويچ و در جنوب ايران واقع گرديده است. اين استان، از شمال به استان خوزستان و قسمتی از استان كهليكويه و بويراحمد، از جنوب و مغرب به خليج فارس و قسمتی از استان هرمزگان و از شرق به استان فارس محدود می گردد. استان بوشهر دارای 9 شهرستان به نام های بوشهر، تنگستان، دشتستان، دشتی، دیر، کنگان، گنـاوه، جم و دیلم است.

    استان بوشهر

    استان بوشهر

    مرکزبوشهر
    شهرستان‌هابوشهر | تنگستان | جم | دشتستان | دشتی| دیر | دیلم | کنگان | گناوه
    شهرها

    آب‌پخش | آبدان | امام حسن | اهرم | برازجان | بردخون | بندر دیر | بندر دیلم | بندر ریگ | بندر کنگان | بندر گناوه | بوشهر | تنگ ارم | جم | چغادک | جزیره خارک | خورموج | دالکی | دلوار | ریز | سعدآباد | شبانکاره | طاهری | عسلویه | کاکی | کلمه | نخل تقی | وحدتیه |

    نقاط دیدنی

    آب‌انبار قوام | آتشکده خورموج | دژ برازجان | سیراف | سینیز | شهر باستانی ریشهر | غار چهل‌خانه | کاخ هخامنشی بردک‌سیاه | مدرسه سعادت مظفری | موزه رئیسعلی دلواری | موزه مردم‌شناسی بوشهر

     

    مراكز ديدنی

    • قنات های روستای تشان
    • حسينيه ريز
    • مسجد دوره اسلامی ريز
    • کوه پردیس (پدری)
    • امامزاده بی‌بی بانو
    • امامزاده هاشم (پیر بیراهه آبگرمک)
    • جنگل گلوبردکان ریز

    چهره های سرشناس

    • منوچهر آتشی شاعر نوسروده های بومی
    • غضنفرالسلطنه برازجانی
    • رئیس علی دلواری
    • صادق چوبک نویسنده رمان تنگسیر
    • منیرو روانی پور داستان نویس
    • علی باباچاهی شاعر
  • استان کردستان

    استان کردستان یکی از استان‌های کردنشین در غرب ایران است. این استان از سمت غرب به کشور عراق، از سمت شرق به استان همدان، از سمت شمال به استان آذربایجان غربی و از سمت جنوب به استان کرمانشاه محدود شده‌است. ساکنان استان کردستان به زبان کردی و زبان ترکی آذربایجانیسخن می‌گویند. مرکز این استان، شهر سنندج است.

    جمعیت

    رتبه:شهر:جمعیت:شهرستان:جمعیت:
    ۱سنندج۱۹۶٬۷۳۷سنندج۴۰۹٬۶۲۸
    ۲سقز۱۳۱٬۳۴۹سقز۲۰۵٬۲۵۰
    ۳مریوان۹۱٬۶۶۴مریوان۱۵۰٬۹۲۶
    ۴بانه۶۹٬۶۳۵بانه۱۱۶٬۷۷۳
    ۵قروه۶۵٬۸۴۲قروه۱۹۶٬۹۷۲
    ۶بیجار۴۶٬۱۵۶بیجار۹۵٬۴۶۱
    ۷کامیاران۴۶٬۷۶۰کامیاران۱۰۴٬۷۰۴
    ۸دیواندره۲۲٬۸۴۲دیواندره۸۲٬۶۲۸
    ۹سروآباد۳٬۷۰۷سروآباد۵۳٬۹۹۲

     

    مهم‌ترین کوه‌ها



    شهرستان‌های استان کردستان
    • برانان‌ در شرق
    • چهل‌چشمه‌ یا چهل‌چمه به بلندی ۳۱۷۳ متر در غرب دیواندره‌
    • قره‌داغ (بیجار) به بلندی ۳۱۲۰ متر در شمال بیجار
    • حوله به بلندی ۲۶۶۵ متر در بین گاورود و کامیاران‌
    • پسر محمود به بلندی ۲۶۴۲ متر در میان نجف‌آباد بیجار
    • گوژه‌ به بلندی ۲۶۶۶ متر در میان دهگلان‌ و سنندج‌
    • آبیدر به بلندی ۲۵۵۰ متر در سنندج‌
    • پیر به بلندی ۳۲۵۰ متر میان قروه و سنقر کلیایی‌
    • شاهو به بلندی ۳۳۲۵ متر که بلندترین کوهستان استان است.
    • کوه پنجه‌(علی) در کنار روستای کنگره و حسین‌آباد میان قروه و دهگلان
    • کوه پیازه و قلعه برد در شرق روستاهای ننه‌وچور در شهرستان مریوان به بلندی ۲۹۵۳ متر.
    • آربابا در جنوب بانه
    • دوزین در شمال بانه
    • جنیره و بابوس در شرق بانه
    • آولان در حد فاصل کامیاران و سنندج
    • شاه‌نشین ۳۷۵۰ متر

    هتل‌های استان کردستان

    سنندج: هتل شادی، هتل هدایت، هتل جبار، هتل آبیدر، مهمانسرای فرهنگیان، مهمانسرای جهانگردی سنندج

    بیجار: هتل بام ایران، مهمانسرای معلم
    سقز: هتل سقز، هتل ماد
    بانه: هتل سامان، هتل ستاره طلایی
    مریوان: مهمانسرای جهانگردی مریوان


     



  • استان آذربایجان شرقی


    درباره آذربایجان شرقی

    آذربایجان شرقی یکی از استان‌های جمهوری اسلامی ایران است. این استان بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین استان ناحیهٔ شمال غربی ایران (آذربایجان) محسوب می‌شود. استان آذربایجان شرقی از سمت شمال به جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان، از سمت غرب و جنوب غرب به استان آذربایجان غربی، از سمت شرق به استان اردبیل و از سمت جنوب شرق به استان زنجان محدود شده‌است. این استان دارای آب و هوای سرد کوهستانی بوده و کل محدودهٔ استان را کوه‌ها و ارتفاعات تشکیل داده‌اند. مساحت استان آذربایجان شرقی، ۴۵٬۴۹۱ کیلومتر مربع است که از این جهت، یازدهمین استان بزرگ ایران محسوب می‌شود. این استان محل اتصال دو رشته کوه مهم و اصلی کوه‌های ایران، یعنی البرز و زاگرس است و بلندترین نقطهٔ آن، قلهٔ کوه سهند است. مرکز استان آذربایجان شرقی، کلان‌شهر تبریز است. از شهرهای مهم و اقماری این استان می‌توان به مراغه، مرند، میانه و اهر اشاره کرد.

    تاریخچه

    استان آذربایجان شرقی، بخشی از سرزمین باستانی ماد است که تا زمان اسکندر مقدونی و جانشینان وی به آن «ماد کوچک» می‌گفتند. لیکن در زمان حکومت اسکندر مقدونی بر ایران، در سال ۳۳۱ قبل از میلاد، سرداری به نام «آتورپات» که شهربان منطقه ماد کوچک بود، در این سرزمین قیام کرد و آن‌گاه با انعقاد عهدنامه‌ای از واگذاری آذربایجان به دست یونانی‌ها جلوگیری نمود و اسکندر بدین شرط که آتورپات خود را تابع امپراتوری وی بداند، او را در آن‌جا باقی گذارد. پس از مرگ اسکندر که خون‌ریزی در بین جانشینان وی درگرفت، آتورپات به حکمرانی این منطقه رسید و به پاس خدمات وی در جلوگیری از نفوذ بیگانگان در این منطقه، ماد کوچک را به نام آن سردار، آتورپاتکان خواندند و سپس به اسامی مختلف از قبیل آذرآبادگان، آذربادگان، آذربایگان و آذربایجان معروف شد. در روزگار ساسانیان، آتورپاتکان یکی از ایالات مهم ایران و به قول یونانی‌ها، «ساتراپ‌نشین» بوده که به علت وجود آتشکده معروف آذرگشسب و آتشکده‌های دیگر، به نام آذربایجان معروف شد. آذربایجان در دوره اسلامی، یکی از مهم‌ترین ایالات ایران محسوب می‌شد و از زمان زوال ساسانیان تا به امروز، مرکز حوادث بسیاری بوده و نقش بزرگی در جریان‌های مهم تاریخی داشته‌است.

    جغرافیا

    جغرافیای سیاسی


    نقشهٔ شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی

    استان آذربایجان شرقی با مساحتی برابر ۴۵٬۴۹۱ کیلومتر مربع، حدود ۲٫۸ درصد از مساحت کل ایران را به خود اختصاص داده است و از لحاظ وسعت در بین استان‌های کشور، در رتبهٔ یازدهم قرار دارد. این استان در شمال غرب ایران و در بین مدارهای ۳۶ درجه و ۴۵ دقیقه تا ۳۹ درجه و ۲۶ دقیقهٔ عرض شمالی و نصف‌النهارهای ۴۵ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۴۸ درجه و ۲۲ دقیقهٔ طول شرقی واقع شده‌است.

    آذربایجان شرقی در شمال به طول ۲۰۰ کیلومتر با جمهوری آذربایجان و به طول ۳۵ کیلومتر با ارمنستان مرز مشترک دارد که توسط رودخانهٔ مرزی ارس از آن‌ها جدا می‌شود. در حال حاضر، روابط تجاری، اقتصادی و ... با جمهوری آذربایجان از طریق پایانه‌های مرزی جلفا و خداآفرین و با ارمنستان از طریق پایانهٔ مرزی نوردوز انجام می‌پذیرد که در این میان، پایانهٔ مرزی جلفا از اهمیت استراتژیک خاصی برخوردار است.

    این استان در غرب و جنوب غرب به طول ۴۲۰ کیلومتر با آذربایجان غربی هم‌مرز می‌باشد. وحدت قومی، فرهنگی و جغرافیایی و پیوستگی‌های اقتصادی، سبب شده است که این استان بیشترین سهم را در همجواری با آذربایجان شرقی داشته باشد. این روابط از طریق ۵ محور مرند-بازرگان، مرند-خوی، شبستر-سلماس، بناب-میاندوآب و محور دریاچه ارومیه انجام می‌پذیرد.

    استان اردبیل با داشتن ۴۰۰ کیلومتر مرز مشترک با شهرستان‌های میانه، اهر، سراب و کلیبر، همسایهٔ شرقی استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود. پیوستگی‌های قومی، فرهنگی و اداری در بین این دو استان، سبب شده‌است که روابط همجواری در طول این مرزها از رونق خوبی برخوردار باشد. این روابط از طریق محورهای سراب-اردبیل، اهر-مشگین شهر و محور مرزی حاشیهٔ رود ارس انجام می‌پذیرد.

    استان زنجان نیز به طول ۱۴۵ کیلومتر با جنوب شرق این استان، همسایه است. با وجود وحدت قومی، فرهنگی و جغرافیایی بین دو استان، به دلیل قرار گرفتن تهران در آن‌سوی محور تبریز - زنجان که جاذب هرگونه حرکت اقتصادی و اجتماعی در این محور می‌باشد، باعث شده‌است که روابط همجواری در طول این حدود، رونق خوبی نداشته باشد. در حال حاضر درهٔ رودخانهٔ زنجان رود و محور میانه-زنجان، تنها محور ارتباطی بین دو استان به شمار می‌رود.

    جغرافیای طبیعی


    منطقهٔ سرسبز ارسباران

    سیمای طبیعی آذربایجان شرقی، از هفت واحد کوهستانی و دره‌ها و جلگه‌های میان آن‌ها تشکیل یافته‌است. شمالی‌ترین و بزرگ‌ترین این واحدها رشته‌کوه قراداغ یا ارسباران می‌باشد که از دیوان‌داغ در منتهی‌الیه غربی استان شروع شده و پس از عبور از شهرستان‌های مرند، ورزقان، اهر و کلیبر و حدود شمالی شهرستان‌های شبستر و تبریز، به درهٔ رودخانهٔ دره‌رود ختم می‌شود.

    دومین عارضهٔ توپوگرافیک استان، رشته‌کوه قوشاداغ می‌باشد که از شاخهٔ جنوبی رشته‌کوه قراداغ منشعب شده و به سمت شرق کشیده می‌شود و در منتهی‌الیه شرقی خود به تودهٔ عظیم آتش‌فشانی سبلان ختم می‌شود. این رشته‌کوه با ۳۱۵۰ متر ارتفاع، شهرستان اهر را از شهرستان‌های هریس و سراب جدا می‌سازد. سبلان با ۴۸۱۱ متر ارتفاع، خط‌الرأس مرز مشترک آذربایجان شرقی و استان اردبیل محسوب می‌شود.

    رشته‌کوه میشو و رشته‌کوه مرو، چهارمین واحد کوهستانی را در غرب و مرکز استان به وجود می‌آورند. این رشته‌کوه‌ها از شمال دریاچهٔ ارومیه، توسط ارتفاعات عینالی و شبلی تا نواحی شمال شرقی کلان‌شهر تبریز کشیده می‌شوند و قلهٔ ۳۱۵۵ متری رشته‌کوه میشو، شهرستان‌های مرند و شبستر را از هم جدا می‌کند.

    پنجمین واحد توپوگرافیک آذربایجان شرقی، رشته‌کوه بزقوش می‌باشد. این رشته‌کوه به همراه مجتمع آتش‌فشانی سهند، سومین ردیف رشته‌کوه‌های شرقی استان را پس از قراداغ و قوشاداغ به وجود می‌آورد و قلهٔ ۳۳۰۳ متری آن، مرز بین شهرستان‌های میانه و سراب به‌شمار می‌رود.

    سهند با ۳۷۰۷ متر ارتفاع، ششمین واحد کوهستانی آذربایجان شرقی، تودهٔ عظیم آتش‌فشانی دیگری است که قلل زیبای آن، مناظر جنوبی کلان‌شهر تبریز را به‌وجود می‌آورند.

    رشته‌کوه اربط یا تخت سلیمان هفتمین و جنوبی‌ترین عارضهٔ توپوگرافیک استان می‌باشد که از دامنه‌های جنوبی سهند شروع شده و به سمت جنوب کشیده شده است.

    تنوع شرایط اقلیمی و آب و هوا در مناطق مختلف آذربایجان شرقی، مشخصهٔ بارز وضعیت طبیعی آن است. استان از لحاظ اقلیمی تحت تأثیر آب و هوای مدیترانه‌ای قرار دارد، به‌طوری که قسمت عمده‌ای از آن را اقلیم «نیمه خشک سرد»، مناطقی از آن را اقلیم «نیمه مرطوب سرد» و قسمت دیگر را اقلیم «نیمه خشک معتدل» تحت تأثیر خود قرار داده‌است.

    مردم

    جمعیت استان آذربایجان شرقی، بر اساس آمار آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، برابر با ۳٬۶۰۳٬۴۵۶ نفر معادل ۵٫۱۱٪ از جمعیت کل کشور است که از این تعداد ۱٬۸۳۹٬۳۵۲ نفر مرد و ۱٬۷۶۴٬۱۰۴ نفر زن می‌باشند.[۴] اکثر مردم استان، آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌کنند. همچنین اکثریت مردم آذربایجان شرقی را مسلمانان شیعه تشکیل می‌دهند. البته شمار قلیلی نیز از پیروان مذهب علوی یا اهل حق هستند. ایل‌های افشار در مناطق شمالی دریاچه ارومیه و ایل‌های شاهسون در ییلاق‌های سبلان و سهند، سنت دیرینهٔ کوچ را ادامه می‌دهند.

    زبان

    زبان امروزی ساکنان استان آذربایجان شرقی، ترکی آذربایجانی می‌باشد که در نقاط مختلف آن با لهجه‌های گوناگون تلکم می‌شود. زبان نوشتار و رسمی آذربایجان در بیشتر دوره‌های تاریخی آن، زبان فارسی بوده‌است. اکثریت قریب به اتفاق نوشته‌ها و آثار مردم این منطقه نیز در دوره‌های مختلف به فارسی بوده ‌است.

    پیش از ورود زبان ترکی به منطقه، زبان گفتاری مردم این منطقه یکی از شاخه‌های زبان مادی بود. زبان مادی مردم منطقه آذربایجان (ماد کوچک) در دوره حکومت ترک‌زبانان توسط ایل‌های ترک که به منطقه آمده بودند، تاتی نامیده شد.امروزه تمرکز اصلی مناطقی که زبان تاتی در آن‌ها به‌جا مانده استان ‌های قزوین، زنجان، مرکزی و اردبیل است.زبان ایرانی باقیمانده در شبه‌جزیره آبشوران در جمهوری آذربایجان نیز که اصطلاحاً تاتی نامیده شده با زبان مادی آذربایجان تفاوت دارد و یکی از گویش‌های زبان فارسی است.

    تغییر زبان گفتاری از تاتی به ترکی آذربایجانی از زمان تسلط سلجوقیان آغاز شد و در دوره سلطنت ترکمن‌ها و آغاز عصر صفویان بیشتر شهرها و روستاها را شامل شد.

    سپاهیان بابک خرمدین را در سده‌های ۹ و ۱۰ میلادی نیز همین انبوه مردم ایرانی‌زبان آذربایجان تشکیل می‌دادند.

    زبان ترکی آذربایجانی از شاخهٔ اغوز زبان‌های ترک‌تبار از گروه زبان‌های آلتایی است. خاستگاه زبان‌های ترکی، استپ‌های جنوب سیبری بوده‌است و گویندگان اصلی آن را ترک تباران تشکیل می‌دهند.

    ریشه نام آذربایجان

    آذربایجان در فارسی میانه «آتورپاتکان»، در آثار کهن فارسی «آذربادگان» یا «آذربایگان»، در فارسی کنونی «آذربایجان»، در یونانی «آتروپاتنه»، در یونانی بیزانسی «آذربیگانون»، در ارمنی «آتراپاتکان» و در سریانی «آذربایغان» نام دارد. این سرزمین به نام سردار آتورپات (به مفهوم در پناه آتش) نامیده شده است. او در زمان داریوش سوم، ساتراپ ماد بود و در جنگ داریوش و اسکندر در گوگاما، فرماندهی سپاهیان مادی و کادوسی و آلبانی و ساکاسنی را بر عهده داشت.

    صنعت



    نمونه‌ای از قالی تبریز

    استان آذربایجان شرقی با مجموع ۴٬۳۴۱ واحد تولیدی، شامل ۸۳۲ کارگاه صنعتی با بیش از ۱۰ نفر کارکن (۵٫۹۹ درصد كل كشور)، از نظر تعداد در سطح کشور، پس از استان‌های تهران، اصفهان و خراسان رضوی، در رتبهٔ چهارم قرار دارد. تعداد شاغلین این کارگاه‌ها، ۴۳٬۹۰۹ نفر (۵٫۰۲ درصد از كل كشور) می‌باشد. بر اساس طرح آمارگیری از کارگاه‌های صنعتی کشور که در سال ۱۳۷۶ خورشیدی، توسط مرکز آمار ایران انجام گرفته‌است، ارزش تولیدات این کارگاه‌ها در این سال، ۳٬۳۶۱٫۸ میلیارد ریال (۴٫۰۷ درصد از کل کشور) و ارزش سرمایه‌گذاری انجام یافته، ۲٬۴۵۱٫۳ میلیارد ریال بوده‌است.

    استان آذربایجان شرقی با تمرکز صنایع تولید ماشین‌آلات و تجهیزات در مرکز استان (تبریز)، یکی از قطب‌های صنعتی کشور محسوب شده و از امکانات و قابلیت‌های توسعهٔ صنعتی شایان توجهی برخوردار است که بخشی از آن‌ها عبارتند از:

    • وجود دانشگاه‌های تبریز، صنعتی سهند، واحدهای دانشگاه جامع علمی-کاربردی و مؤسسات تحقیقات صنعتی در استان.
    • وجود مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای مجهز و مراکز آموزش فنی شرکت‌های بزرگ صنعتی.
    • همجواری استان با کشورهای خارجی و دسترسی آسان به بازارهای اروپا و آسیای میانه.
    • وجود طرح‌های بزرگ صنعتی در دست اجرا، نظیر صنایع شیشهٔ آذر، کاغذسازی مراغه، مس سونگون ورزقان، نفلین سینیت سراب و ...
    • وجود پالایشگاه و مجتمع پتروشیمی تبریز و کارخانه‌های بزرگی نظیر تراکتورسازی تبریز، ماشین‌سازی تبریز، فولاد آذربایجان و کارخانجات تولیدکنندهٔ نیروی محرکه، قطعه‌سازی و قالب‌سازی برای احداث صنایع خودروسازی، واحدهای صنایع غذایی و نیز صنایع چرم و کفش که در زمرهٔ واحدهای صنعتی پیشروی کشور می‌باشند.

    بهشت فسیلی ایران

    با کشف بیش از ۵۷۳ فسیل از گونه‌های مختلف جانداران عظیم‌الجثه در شهرستان مراغه در جنوب آذربایجان شرقی، این منطقه عنوان «بهشت فسیلی ایران» را به خود اختصاص داده است.

    تنوع و تعدد گونه های جانوری در رسوبات باقی مانده و فسیل‌های مکشوفه در این منطقه شامل گونه‌های جوندگان، اسب‌ها، گوشت‌‌خواران (ببردندان‌ها، گرگ‌ها، خرس‌ها)، فیل‌ها و دو گونه از جنس پرندگان، منحصر به فرد است.

    به گواه نظرات دانشمندان و محققان، آذربایجان شرقی میلیون‌ها سال قبل، در دوره‌ی دوم و سوم زمین‌شناسی و قبل از فوران آتش فشان سهند، محل استقرار و زندگی حیوانات عظیم‌الجثه بوده است.

    سوابق مطالعات دیرینه‌شناسی مهره داران در منطقهٔ فسیلی مراغه منحصر به فرد است، به طوری که قدمت جست و جو و کاوش در این منطقه به یک قرن و نیم پیش باز می‌گردد.

    نخستین حفاری در منطقهٔ فسیلی مراغه از سوی بازرگانان روسی انجام شد و گونه‌های فسیلی در اکثر مناطق آذربایجان شرقی وجود دارند. در حال حاضر تنها ۴۰ هزار متر مربع از مساحت فسیلی توسط کاوشگران هلندی و فنلاندی حفاری شده است. علاوه بر مناطق مذکور، مطالعات و اکتشافات جدید نشان می‌دهد که در بخش‌هایی از ایوند در شمال استان و نیز در مرند و ورزقان، این‌گونه فسیل‌ها وجود دارند.[۱۲]

    تقسیمات کشوری

    استان آذربایجان شرقی طبق آخرین تقسیمات کشوری به ۱۹ شهرستان، ۴۳ بخش، ۵۸ شهر و ۱۴۱ دهستان تقسیم شده است. پیش از سال ۱۳۷۲ خورشیدی، استان اردبیل نیز جزء محدودهٔ قانونی آذربایجان شرقی محسوب می‌شد که در این سال از این استان، مستقل شد.



  • استان تهران

    استان تهران به مرکزیت شهر تهران، با وسعتی حدود ۱۸۸۱۴ کیلومتر مربّع بین ۳۴ تا ۳۶٫۵ درجه عرض شمالی و ۵۰ تا ۵۳ درجه طول شرقی واقع شده‌است. این استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از جنوب غرب به استان مرکزی، از غرب به قزوین و از شرق به استان سمنان محدود است. جمعیت آن در سال ۲۰۰۷، بالغ بر ۱۳ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر تخمین زده شده‌است. مرکز آن و به علاوه پایتخت ایران، شهر تهران است. کرج، ری، شمیرانات، اسلام‌شهر، لار، و جاجرود از دیگر مراکز جمعیتی مهم استان هستند.

     
    //

    شهرها، شهرستان‌ها و دهستان‌ها

    استان تهران با ۱۳۴۱۳ هزار نفر ۱۹ درصد جمعیت کل کشور را در خود جای داده‌است. از این میزان ۱۲۲۵۲ هزار نفر در مناطق شهری و ۱۱۶۱ هزار نفر در مناطق روستایی آن ساکن هستند. ۶/۶۳ درصد از جمعیت شهری استان تهران در شهر تهران و ۳/۱۱ درصد آن در شهر کرج و مابقی در حدود ۵۰ شهر دیگر استان ساکن هستند. رشد جمعیت شهر تهران ۴/۱ درصد است که در مقایسه با دهه قبل اندکی افزایش یافته‌است. میان شهرهای استان تهران، شهریار با ۸/۱۶ درصد رشد سالیانه، در مقام اول رشد قرارداد و کمال‌شهر با ۴/۱۱ درصد، ملارد با ۱۰ درصد و پاکدشت با ۹/۹ درصد و صفادشت با ۸/۸ درصد رشد سالانه در مقام‌های بعدی قرار دارند. در طول دهه ۱۳۸۵-۱۳۷۵ ده شهر به شهرهای استان تهران اضافه شده‌اند که بزرگ‌ترین آنها شهرهای اندیشه، صالح‌آباد و باغستان و نصیرآباد با ۷۵ هزار، ۵۴ هزار، ۵۲ هزار، ۲۳ هزار نفر و کوچک‌ترین آنها شهر ارجمند با ۱۷۰۰ نفر بوده‌است.[۲]

    استان تهران امروزه دارای ۱۳ شهرستان، ۴۴ شهر و ۷۸ دهستان است:

    استان تهران

    استان تهران

    مرکزتهران
    شهرستان‌ها

    اسلام‌شهر | پاکدشت | تهران | دماوند | رباط‌کریم | ری | ساوجبلاغ | شمیرانات | شهریار | فیروزکوه | کرج | نظرآباد | ورامین

    شهرها

    آبسرد | آبعلی | ارجمند | اسلام‌شهر | اشتهارد | اندیشه | باغستان | باقرشهر | بومهن | پاکدشت | پردیس | پیشوا | تجریش | تهران | جوادآباد | چهارباغ | چهاردانگه | حسن‌آباد | دماوند | رباط‌کریم | رودهن | شاهدشهر | شریف‌آباد | شهر ری | شهریار | صالح آباد | صباشهر | صفادشت | طالقان | فردوسیه | فشم | فیروزکوه | قدس | قرچک | کرج | کمال‌شهر | کوهسار | کهریزک | کیلان | گرمدره | گلستان | لواسان | ماهدشت | محمدشهر | مشکین‌دشت | ملارد | نسیم‌شهر | نصیرآباد | نظرآباد | وحیدیه | ورامین | هشتگرد 

    نقاط دیدنی

    آرامگاه بی‌بی‌شهربانو | بازار تهران | برج شیخ شبلی | برج طغرل | پیست اسکی دیزین | تپه تاریخی میل | تله‌کابین توچال | تنگه واشی | دربند | درکه | سردر باغ ملی | شاه عبدالعظیم | شمس‌العماره | غار یخ‌مراد | فرحزاد | قلعه فیروزکوه | قلعه گبری | کاخ شهرستانک | کاخ گلستان | کاخ مرمر | کاخ نیاوران | کاخ‌های سعدآباد | مسجد سپهسالار | موزه آبگینه | موزه ایران باستان | برج آزادی | برج میلاد 

    درگاه:تهران
    درگاه تهران
    فهرست‌ها: دهستان‌های استان، روستاهای استان

     

    پرچم ایران

    بخش‌ها و دهستان‌های استان تهران

    بخش‌هاشهرستان اسلام‌شهر
    مرکزی

    ده عباس | احمدآباد مستوفی

    چهاردانگه

    فیروزبهرام | چهاردانگه

    بخش‌هاشهرستان پاکدشت
    مرکزی

    حصارامیر | فرون‌آباد | فیلستان

    شریف‌آباد

    شریف‌آباد | جمال‌آباد | کریم‌آباد

    بخش‌هاشهرستان تهران
    مرکزی

    سولقان | سیاه‌رود

    بخش آفتاب

    آفتاب | خلازیر

    بخش‌هاشهرستان دماوند
    مرکزی

    ابرشیوه | تاررود | جمع‌آبرود

    رودهن

    آبعلی | مهرآباد

    بخش‌هاشهرستان رباط‌کریم
    مرکزی

    وهن‌آباد | منجیل‌آباد | امام‌زاده ابوطالب

    گلستان

    صالح‌آباد | میمنت

    بوستان

    همدانک | اسماعیل‌آباد

    بخش‌هاشهرستان ری
    مرکزی

    عظیمیه | غنی‌آباد

    بخش فشاپویه

    حسن‌آباد | کلین

    کهریزک

    قلعه‌نو | کهریزک

    بخش‌هاشهرستان ساوجبلاغ
    مرکزی

    سعیدآباد | هیو

    طالقان

    بالاطالقان | میان‌طالقان | پائین‌طالقان

    چندار

    برغان | چندار

    چهارباغ

    چهاردانگه | رامجین

    بخش‌هاشهرستان شمیرانات
    رودبار قصران

    رودبار قصران

    لواسانات

    لواسان بزرگ | لواسان کوچک

    بخش‌هاشهرستان شهریار
    مرکزی

    جوقین | رزکان | فردوس | قائم‌آباد | مویز | سعیدآباد

    قدس

    دانش | هفت‌جوی

    ملارد

    اخترآباد | بی‌بی‌سکینه | ملارد

    بخش‌هاشهرستان فیروزکوه
    مرکزی

    حبل‌رود | پشت‌کوه | شهرآباد

    ارجمند

    قزقانچای | دوبلوک

    بخش‌هاشهرستان کرج
    مرکزی

    گرم‌دره | محمدآباد | کمال‌آباد

    اشتهارد

    پلنگ‌آباد

    آسارا

    آدران | آسارا | نسا

    بخش‌هاشهرستان نظرآباد
    مرکزی

    احمدآباد | جمال‌الدین

    تنکمان

    تنکمان | نجم‌آباد

    بخش‌هاشهرستان ورامین
    مرکزی

    بهنام پازوکی جنوبی | بهنام وسط شمالی

    جوادآباد

    بهنام عرب جنوبی | بهنام وسط جنوبی

    پیشوا

    بهنام سوخته جنوبی | عسگریه

    قرچک

    قشلاق جیتو | ولی‌آباد

     فهرست روستاهای استان تهران


    طبیعت‌گردی

    مناطق محبوب گردشگران طبیعت در استان تهران:

    طبیعت‌گردی در استان تهران

    آبشار پیچ آدران | آبشار دوقلو | آبشار لار | آبعلی (پیست اسکی و چشمه) | ارنگه | اوشان-فَشَم | اوین | پناهگاه پلنگ‌چال | پناهگاه شیرپَلا | جاجرود | چشمه قلعه دختر | چشمه معدنی البرز | چشمه معدنی شاه‌دشت | دربند | درکه | دره جاده چالوس | دره کن - سولقان | دریاچه تار و ممج | دریاچه سد امیرکبیر | دریاچه سد لار | دریاچه سد لَتیان | رودخانه کرج | طالقان‌رود | غار بورنیک | غار بیوک آقا | غار رودافشان | غار گل زرد | غار یخ مراد | فرحزاد | قله کُلَک‌چال | کردان | کوه دماوند | واریان

     

     

    ناهمواری‌ها

    استان تهران در جنوب شرقی مرکز رشته کوههای البرز که در شمال ایران از آذربایجان تا خراسان با جهت غربی- شرقی کشیده شده، قرار دارد. رشته کوههای البرز به سه دیواره تقسیم می‌شود:

    1. دیواره شمالی: ارتفاعات محدودی از این دیواره در استان تهران و بقیه آن در استان مازندران قرار دارد.
    2. دیواره میانی: حد شمالی استان را تشکیل می‌دهد و مرتفع‌ترین قسمت رشته کوههای البرز مرکزی است. کوه دماوند و قله آن به ارتفاع ۵۶۷۱ متر در این قسمت قرار دارد. قلّه دماوند نهمین قله مرتفع دنیا به شمار می‌رود. این دیواره عظیم کوهستانی به صورت کوههای «کندوان» و پس از آن کوههای «طالقان» در شمال غربی استان، تا محل اتصال رود «الموت» به «طالقان رود»، ادامه مییابد. در شمال شرقی نیز این دیواره با نام رشته ارتفاعات فیروزکوه و سوادکوه تا دره رود فیروزکوه(شعبه اصلی حبلهرود) که از جنوب دامنههای شرقی آن میگذرد، امتداد مییابد. در شرق دره فیروزکوه که پس از دریافت شعباتی حبله رود نامیده می‌شود، ارتفاعات «شهمیرزاد» شروع می‌شود.
    3. دیواره جنوبی: سومین بخش از ارتفاعات مرکزی است که رودخانه‌های جاجرود و کرج آن را بریده و به سه قسمت جدا از هم تقسیم نموده‌است. این سه قسمت عبارت‌اند از:
      1. کوههای لواسانات که بین دره‌های رود دماوند و جاجرود قرار دارند و در شمال به دره «رود لار» محدودند. دنباله این کوهها در شرق جاده آبعلی به نام قره‌داغ و دماوند تا دره حبله رود امتداد یافتهاند.
      2. کوههای شمیرانات که بین سرچشمه‌های جاجرود و کرج قرار دارند و بلندترین نقطه آنها قله‌های کلون بستک با ارتفاع بین ۴۲۰۰ تا ۴۳۷۵ متر است.
      3. کوههای کهار که از غرب دره رودخانه کرج شروع شده و در جنوب طالقان رود به موازات آن ادامه دارند.

    علاوه بر این سه دیوار کوهستانی، در جنوب و شرق دشت تهران کوه‌هایی با ارتفاع کمتر وجود دارند که مهم‌ترین آنها کوه‌های حسن‌آباد و نمک در جنوب و بی‌بی شهربانو و القادر در جنوب شرقی و ارتفاعات قصرفیروزه در شرق است.

    آب و هوا

    در نواحی مختلف استان تهران به علت موقعیت ویژه جغرافیایی، آب و هوای متفاوتی شکل گرفته‌است. سه عامل جغرافیایی در ساخت کلی اقلیم استان تهران نقش مؤثری دارند:

    کویر یا دشت کویر: مناطق خشک مانند دشت قزوین، کویر قم و مناطق خشک استان سمنان که مجاور استان تهران قرار دارند، از عوامل منفی تأثیرگذار بر هوای استان تهران هستند و موجب گرما و خشکی هوا، همراه با گرد و غبار می‌شوند.

    رشته کوههای البرز: این رشته کوهها موجب تعدیل آب و هوا می‌شود.

    بادهای مرطوب و باران زای غربی: این بادها نقش مؤثری در تعدیل گرمای سوزان بخش کویری دارند، ولی تأثیر آن را خنثی نمیکنند.

    استان تهران را می‌توان به سه بخش اقلیمی زیر تقسیم کرد:

    1. ارتفاعات شمالی: بر دامنه‌های جنوبی، بلندیهای البرز مرکزی، در ارتفاعی بالای ۳۰۰۰ متر قرار گرفته و آب و هوایی مرطوب و نیمه مرطوب و سردسیر با زمستانهای بسیار سرد و طولانی دارد. بارزترین نقاط این اقلیم، دماوند، کلون بستک و توچال است.
    2. کوهپایه: این اقلیم در ارتفاع دو تا سه هزار متری از سطح دریا قرار گرفته و دارای آب و هوایی نیمه مرطوب و سردسیر و زمستانهایی به نسبت طولانی است. آبعلی، فیروزکوه، دماوند، گلندوک، سد امیرکبیر و دره طالقان در این اقلیم قرار دارند.
    3. نیمه خشک و خشک: با زمستانهای کوتاه و تابستانهای گرم، در ارتفاعات کمتر از ۲۰۰۰ متر واقع شده‌است. هر چه ارتفاع کاهش مییابد، خشکی محیط بیشتر می‌شود. ورامین، شهریار و جنوب شهرستان کرج در این اقلیم قرار گرفته‌اند.

    هوای تهران در مناطق کوهستانی دارای آب و هوای معتدل و در دشت، نیمه بیابانی است. تهران در مرز شرایط جوی بری و اقیانوسی قرار گرفته و تمایل آن به موقعیت بری بیشتر از وضعیت اقیانوسی است.

    منابع آب

    وجود رودخانه‌های دایمی مانند رودخانه کرج، رودخانه جاجرود، رود لار، حبله رود، رود شور یا ابهر رود و طالقان رود موجب شده تا استان تهران از لحاظ منابع آب کمبودی نداشته باشد. بیشترین رودخانه‌های استان از کوههای البرز سرچشمه میگیرند. در استان تهران قناتهای متعددی وجود داشته که در گذشته نه چندان دور در تأمین آب مورد نیاز مناطق شهری و روستایی سهم بسزایی داشته‌اند. لیکن امروزه با استفاده از امکانات آب لوله کشی که از سدهایی چون سد امیرکبیر، لتیان و لار تأمین می‌شود، آب قنات‌ها و چشمه‌ها فقط برای کشاورزی و آبیاری مصرف می‌شود و فقط بعضی چشمه‌ها، به ویژه چشمه‌های آب معدنی که بیشتر در شمال شرقی استان متمرکزند، اهمیت سابق خود را حفظ کرده‌اند. مهم‌ترین این چشمه‌ها عبارت‌اند از: چشمه اعلا دماوند، چشمه قلعه دختر، چشمه آب علی هراز، چشمه وله در گچسر، چشمه شاه دشت کرج، چشمه علی در شهرری، چشمه تیزآب، چشمه گله گیله و....

     

    استان تهران در گذر زمان

    منطقه تهران که در شمال غرب فلات مرکزی ایران قرار گرفته از زمانهای دور و ادوار پیش از تاریخ منطقهای مسکونی بوده و ردپای فرهنگ‌های پیش از تاریخی را در گوشه و کنار آن می‌توان سراغ گرفت. بررسیها و کاوشهای باستانشناسی از یک سده قبل تا به امروز بسیاری از مراکز فرهنگی در دشت تهران را مشخص و معلوم ساخته و نشان می‌دهد که این دشت حداقل از نیمه دوم هزاره دوم (عصر آهن) تا به امروز مسکونی بوده‌است. از زمانی که شهر تهران در سال ۱۲۰۰ ه.ق توسط آقامحمدخان قاجار به پایتختی ایران برگزیده شد تا به امروز حوادث بی شماری را به خود دیده‌است. نگاهی می‌اندازیم به تهران تاریخی از گذشته‌های دور تاکنون:

    ری: ری یکی از نقاط باستانی ایران با آثاری از هزاره‌های چهارم و پنجم قبل از میلاد است. درباره پیدایش شهر باستانی ری، مانند دیگر شهرهای باستانی، افسانه‌های متفاوتی وجود دارد. بنای آن گاه به شیث بن آدم(ابوالبشر) نسبت داده می‌شود که منوچهر آن را از نو ساخته‌است و گاه به هوشنگ پسرکیومرث.

    واژه ری به صورت (RAGHA) در وندیداد، فرگرد اول، یسنا ۱۹، پاره ۱۸ و (RAGA) در سنگ نبشته بیستون و به صورت (RHAGOE)، (RAGAU)، (RHAGA)، (RHAGEIA)، (RAGES) راگس و راجس و (RAI) سریانی، (RE) ارمنی، و بصورت (RAI)، (RAGH) پهلوی آمده‌است. در کتاب عهده عتیق کتاب دوم پادشاهان، باب ۱۷، بند ۶ و باب ۱۸، بند ۱۱ از ری یاد شده‌است و نیز نام ری در آثار یونانی و لاتین و سنگ نبشته‌های باستانی (کتیبه داریوش بزرگ) بر جای مانده‌است.

    نام ری از دوره ساسانیان به بعد بر این شهر گذاشته شد و مردم با آمدن سپاهیان اسلام به دین اسلام گرویدند. در دوره اسلامی ری پناهنگاه فرمانداران بنیامیان بود. بر پایه اسناد و مدارک تاریخی، با آن که شهر ری بر اثر زلزله‌هایی چند (چون زلزله ۲۳۶ ق/ ۸۵۰ یا ۸۵۱ م) ویران شد و یورش ترکان نیز بر آن آسیب‌های فراوان وارد آورد، همچنان پایدار ماند. ری در سال ۶۱۷ ه.ق مورد حمله وحشیانه مغولان قرار گرفت و علاوه بر قتلعام مردم بناهای آن نیز با خاک یکسان شد. ری اندکی بعد از آن دوباره رو به آبادانی گذاشت و بار دیگر در سال ۷۸۶ ه.ق به وسیله سپاهیان تیمور به ویرانهای بدل شد و از آن به بعد روی آبادانی به خود ندید.

    ورامین: علاوه بر تپه‌ها و محوطه‌های تاریخی مربوط به قرون پیش از میلاد، آثار فراوانی از قرون هفتم و هشتم ه.ق در این شهرستان دیده می‌شود. آبادانی ورامین پس از ویرانی ری توسط مغولان و تیموریان شروع شد. مردم ری پس از خرابی این شهر به ورامین نقل مکان کردند. این شهر همواره یکی از مراکز تجمع شیعیان بوده‌است. ورامین امروزه یکی از شهرهای بزرگ استان تهران به شمار می‌رود و به عنوان یکی از شهرکهای اقماری مطرح بوده‌است.

    کرج: این شهرستان در غرب شهر تهران قرار گرفته و دارای آثار تاریخی بسیار است. آبادانی و توسعه کرج در دوره قاجار و پس از آن صورت گرفت. کاخ سلیمانیه نیز به دستور فتحعلی شاه در آنجا ساخته شد.

    دماوند: در کتیبه شاپور و کتیبه پایکولی از زمان نرسی(۲۹۳-۳۰۲ م) از ساتراپ‌های دماوند نام برده شده‌است. چند دهه قبل نزدیک شهر دماوند دو ظرف سفالین قرمز رنگ بدون پایه به طور اتفاقی به دست آمد، قسمتی از ظرف به شکل سر گوزن بود و نیز در همین مکان دو سکه از فرهاد دوم(۱۳۸ پ.م) و مهرداد دوم(۸۸-۱۲۳ پ.م) اشکانی کشف شد. همچنین روی یک مهر ساسانی که در دماوند کشف شد، نام دمباوند حک شده‌است. این مهر اکنون در موزه کلکته نگهداری می‌شود. در متون اسلامی نیز نام این محل به صورت دنباوند آمده‌است. شاهنامه فردوسی را می‌توان در شمار اسناد قدیمی که از دماوند نام برده‌است، به شمار آورد. فردوسی بارها از این شهر در شاهنامه نام برده و کوه دماوند را آشیانه سیمرغ، آموزنده زال پدر رستم دانسته‌است. دماوند در سال ۳۰ه.ق در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان فتح شد.

    تهران: تاریخ افسانهای تهران به «شیث بنآدم» و «هوشنگ پیشدادی» میرسد. در عهد ساسانیان کیش زرتشت در ری رواج یافت و چندین آتشگاه بزرگ در شمال و جنوب تهران ایجاد شد. آتشگاه نخستین قصران در فاصله ۳۰ کیلومتری مرکز تهران رو به روی یکی از ارتفاعات کوه توچال قرار داشت.

    در فرهنگ آنندراج آمده‌است: «شهر تهران در قسمت جنوبی شهر حالیه تهران بنا شده و خانههای پستی داشتند که شبیه به غار ولی به تدریج از طرف شمال توسعه یافت و منازل را بیشتر به سرچشمه قنوات نزدیک کردهاند.»

    در کتاب «تهران عصر ناصری» آمده‌است: تهران قبل از قرن شش ه.ق یکی از روستاهای ناچیز و کماهمیت بود و شهر ری که تقریباً در شش کیلومتری تهران قرار داشت، کانون عظیم تمدن و فرهنگ قدیم این خطه به شمار می‌رفت. تا این که با هجوم ویرانگر مغول، جنگهای داخلی، کشمکشهای مذهبی و تفرقه اندازی‌های فرقه‌های مذهبی و... ری رو به ویرانی نهاد.

    در کتاب «عجایبالبلدان» آمده‌است: تهران قریهای است معظم و ولایت ری دارای باغات زیاد به اشجار و ثمرات خوب و فراوان و سکنه در خانه‌های سرداب مانند به سر می‌برند که هر قدر محصور بودنشان امتداد یابد به سبب کثرت آذوقه که از فرط احتیاط ذخیره کردهاند آسودهاند... و دائماً به سلطان عصر یاغی و با عساکر او در کارزار و زد و خوردند، مالیات خود را به مسکوک نمی‌پردازند، بلکه در عوض نقود رایج خروس و مرغ میپردازند.

    تا حمله مغول، هنوز هم تهران به صورت قریهای نه چندان معتبر باقی مانده بود و مانند دیگر قراء ری، زیر نظر خوارزمشاهیان اداره می‌شد. «یاقوت حموی» سیاح بزرگ عرب هنگام فرار از دست مغولان در سال ۶۱۷ ه.ق از این قریه یاد کرده‌است.

    با سکونت اهالی ری پس از زلزلههای متناوب و نیز حمله مغولان، تهران به تدریج از شکل روستا بیرون آمد و به شهرکی تبدیل شد که دارای چهار امامزاده و چند بقعه متبرکه بود. به عنوان اولین امامزاده‌های تهران باید از امامزاده زید، یحیی، اسماعیل و سیدنصرالدین نام برد. در این دوره کشاورزی و باغداری توسعه پیدا کرد و این امر نظر مهاجمان و ساکنان روستاهای اطراف تهران را به خود جلب کرد. این وضع تا پایان دورههای ترکمانان و اوایل صفویان دوام یافت.






  • استان ایلام


    درباره ایلام

     

    استان ایلام یکی از استان‌های کشور ایران است که در باختر این کشور و در ناحیه‌ای کوهستانی و نیمه گرم قرار گرفته‌است. مرکز این استان شهر ایلام است . استان ایلام از غرب با کشور عراق، از جنوب با استان خوزستان، از شرق با استان لرستان و از شمال با استان کرمانشاه همسایه‌است.

    این استان از استان‌های جنگلی ایران است و به خاطر زیبایی طبیعتش از آن با نام عروس زاگرس نیز یاد می‌شود. پیش از دوره رضاشاه به این ناحیه پشتکوه لرستان می‌گفتند.

     
    //

    پیشینه

    نام منطقه استان ایلام در زمان باستان، اریوجان بوده‌است. در جای خود شهر ایلام کنونی در قدیم شهری به نام ردین بوده و بعدها یعنی در زمان فرمانروایی حاکمان محلی آن یعنی والیان، حسین‌آباد نام داشته که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در زمان رضاشاه پهلوی ایلام نام گرفته‌است.

    تقسیمات کشوری

    استان ایلام دارای هفت شهرستان به این شرح است: آبدانان، ایلام، ایوانغرب، دره شهر، دهلران، شیروان و چرداول و مهران.

    ایلام تاسال ۱۳۴۲ بخشی از استان کرمانشاه بود اما بر اساس تقسیمات کشوری آن سال به استان تبدیل شد. طی این تقسیمات، بخش‌هایی از لرستان و خوزستان به ایلام ملحق شدند. این ملحقات شامل دره‌شهر از لرستان و موسیان از خوزستان می‌شد.

    نقاط شهری استان ایلام عبارت‌اند از: آبدانان، آسمان‌آباد، ارکواز، ایلام، ایوان، بدره، پهله، توحید، چوار، دره‌شهر، دهلران، زرنه، سرابله، صالح آباد، لومار، مورموری، موسیان، مهران و میمه.

    مردم

    بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت استان ایلام در سال ۱۳۸۵ برابر با ۵۴۵۷۸۷ نفر بوده‌است که از این میان ۲۷۸۵۶۶ نفر مرد و بقیه زن بوده‌اند. این استان ۱۱۱۵۵۹ خانوار دارد. جمعیت شهرنشین این استان ۳۳۱۲۳۱ نفر است.

    مردم این استان مانند سایر مناطق ایران زبان فارسی را می‌دانند. زبان‌های گفتاری رایج در میان آن‌ها لری، لکی، کردی فیلی، کردی کرمانجی و عربی است. لری در بسیاری نقاط، لکی در شمال استان، زبان گورانی (گویش کلهری) توسط طایفه مکی، کردی کرمانجی در بخش جنوبی پشتکوه توسط کردان شوهان و عربی در نواحی مرزی تکلم می‌شود.

    بیشتر مردم استان شیعه دوازده امامی هستند.

    اقتصاد ایلام

    ایلام نفت‌خیز است و پالایشگاه گاز هم دارد. سه شهرک صنعتی دارد و واحد پتروشیمی تازه‌ای هم در آنجا در دست ساخت است. کارخانه سیمان ایلام هم باکیفیت ترین سیمان ایران را تولید می‌کند و بزرگراهی که تهران را به کرمانشاه می‌پیوندد و بزرگ‌راه کربلا نام گرفته بعد از استان کرمانشاه از ایوان غرب به ایلام امتداد می‌یابد.

    این استان ۱۱ درصد منابع گاز ایران را دارد و روزانه ۱۵۴ هزار بشکه نفت خام از چاه‌های نفتی دهلران استخراج و با لوله به پالایشگاه‌ها در جنوب ایران منتقل می‌شود.

    مراتع استان ایلام یک میلیون و ۱۶۴ هزار هکتار است که نیمی از مراتع استان از نظر پوشش گیاهی فقیر و نیم دیگر متوسط و غنی هستند.

     

    گردشگری

    از نقاط دیدنی استان ایلام می‌توان به آتشکده ساسانیان و طاق شیرین و فرهاد در ایوانغرب، تنگ رازیانه، میان تنگ (مانشت)، دریاچه‌های دوقلوی آبدانان، شهر باستانی ماداکتو در درّه‌شهر، آتشکده چهار تاقی دره‌شهر، دره ارغوان در شمال شهر ایلام، دریاچه سد ایلام، و چشمه‌های آب گرم دهلران اشاره نمود.

     

    امکانات روستایی استان

    استان ایلام در سال ۱۳۷۸ خورشیدی ۷۵۳ روستا داشت که از این تعداد ۵۶۲ روستا دارای جمعیت و سکنه هستند. از مجموع این روستاها ۴۷۰ آبادی دارای تأسیسات آب سالم آشامیدنی بهداشتی هستند که زیر پوشش آب و فاضلاب روستایی قرار دارند و فقط ۹۲ روستا که زیر ۲۰ خانوار هستند شبکه آبرسانی ندارند.

    راه‌های روستایی استان ایلام در آن سال ۱۰ هزار و ۷۰ کیلومتر جاده آسفالته بود که در حدود ۷۶ درصد راه‌های روستایی این استان آسفالت و زیرسازی شده‌است.

    در سال ۱۳۷۸، در ۲۰۱ روستا دهیار مشغول به کار بود. نرخ باسوادی نیز در مناطق روستایی استان در آن سال ۹/۸۱ درصد بود.




     

     

  • استان اردبیل

    استان اردبیل یکی از استان‌های ایران است که در شمال غربی این کشور واقع شده است. مساحت این استان ۱۷۹۵۳ کیلومتر مربع (حدودا ۱٫۰۹ درصد از مساحت کل کشور)  و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر یک میلیون و ۲۲۸ هزار نفر می‌باشد. مرکز این استان شهر اردبیل است و بر طبق آخرین تقسیمات کشوری، شامل ۹ شهرستان، ۲۵ بخش، ۲۱ شهر و ۶۶ دهستان می‌شود. این استان در سال ۱۳۷۲ از استان آذربایجان شرقی جدا و به استانی مستقل تبدیل شد.

    استان اردبیل یکی از مناطق گردشگری در ایران است. یکی از ویژگی‌های این استان آب و هوای مطبوع و خنک این منطقه در فصول بهار و تابستان می‌باشد.

    مردم

    اکثر ساکنان استان اردبیل را، آذری‌ها تشکیل می‌دهند که به‌زبان ترکی آذربایجانی تلکم می‌کنند. البته در پاره‌ای از نواحی شهرستان نمین در شرق استان، زبان‌های تاتی و تالشی نیز در بین مردم تلکم می‌شوند.

    جغرافیا

    استان اردبیل یکی از استان‌های شمال غربی ایران محسوب می‌شود. این استان از شمال به جمهوری آذربایجان، از سمت غرب به استان آذربایجان شرقی، از سمت شرق به استان گیلان کوههای تالش و از سمت جنوب به استان زنجان محدود شده‌است.

    تقسیمات کشوری

    استان اردبیل، طبق آخرین تقسیمات کشوری، از ۹ شهرستان، ۲۵ بخش، ۲۱ شهر و ۶۶ دهستان، تشکیل یافته‌است.

    گردشگری

    چشمه‌های آب معدنی

    یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری استان اردبیل، چشمه‌های آبگرم این استان واقع در شهر سرعین در ۳۰ کیلومتری شهر اردبیل است. در این شهر، ۸ چشمه آبگرم معدنی وجود دارد. علاوه بر این، ۱۴ چشمه‌ آب معدنی دیگر در شهرهای دیگر استان از جمله نیر، خلخال و مشگین‌شهر وجود دارد.

    سبلان

    کوهستان سبلان در جنوب شرقی مشکین شهر و در فاصله ۲۵ کیلومتری آن واقع شده است. این کوهستان دارای پوشش گیاهی متنوعی است و بیش از ۳۰۰۰ گونه گیاهی در آن شناسایی شده است. این کوه، یکی از آتشفشان‌های خاموش کشور محسوب می‌شود و ارتفاع بلندترین قله این کوه که سلطان ساوالان نام دارد، ۴۸۰۰ متر از سطح دریا می‌باشد.

    آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی

    بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی یکی از ده اثر باستانی مهم کشور به‌شمار می‌رود.  این بنا در سال ۷۶۵ هجری بنا شده‌است و در طول زمان مورد احترام پادشاهان صفوی بوده‌است. بنای کنونی این بقعه شامل مجموعه‌ای از گورهای شاهان و شاهزادگان صفوی و چند ساختمان دیگر (ازجمله مسجد، چینی‌خانه، حرم‌خانه و ...) می‌شود. در سال ۱۳۸۶ تلاش‌هایی برای ثبت این اثر در فهرست آثار جهانی یونسکو آغاز شده‌است.

    شورابیل

    دریاچه شورابیل در ۲ کیلومتری جنوب شهر اردبیل واقع شده است و مساحت آن ۱۲۰ هکتار است. آب این دریاچه شور و برای مصارف کشاورزی غیرقابل استفاده است. اما در حال حاضر نوعی ماهی در آن پرورش داده می‌شود.شورابیل در زبان تالشی یعنی دریاچه شور.

    طبیعت

    کوهستان

    کوه و رشته‌کوه سبلان، شناخته شده‌ترین منطقه کوهستانی استان اردبیل محسوب می‌شوند. سایر ارتفاعات واقع در این استان عبارت‌اند از:

    • ارتفاعات تالش
    • صلوات داغ
    • خروسلو

    رودخانه‌ها

    قسمتی از مسیر عبور رودخانه مرزی ارس و رودخانه قزل‌اوزن از استان اردبیل عبور می‌کند. سایر رودخانه‌های این استان عبارت‌اند از:

    • قره‌سو
    • دره‌رود
    • خیاوچای
    • نمین‌چای

    دریاچه‌ها

    دریاچه‌هایی که در استان اردبیل واقع شده‌اند عبارت‌اند از:

    • دریاچه شورابیل
    • ‌دریاچه نئور
    • دریاچه شورگل
    • دریاچه نوشهر
    • دریاچه آلوچه
    • دریاچه کمی‌آباد
    • دریاچه ملااحمد
    • مرداب قره‌‌سو

    جنگل‌ها

    جنگل‌های اطراف جاده آستارا به اردبیل موسوم به گردنه حیران مجموعه جنگل‌های 'فندق‌لو پیکره سنگی بابا داودعنبران از جمله جنگل‌های واقع در استان اردبیل هستند.

    صنعت

    استان اردبیل در حال حاضر دارای ۸ شهرک صنعتی است. این استان همچنین دارای کارخانجات بزرگ نساجی، سیمان،ذوب آهنو کشت و صنعت می‌باشد.

    فرهنگ بومی

    صنایع دستی

    گلیم عنبران، جاجیم، شال، مسندعنبران، سفال، صنایع چوب مانند معرق، منبت و خراطی، مصنوعات چرمی و قالی بافی (قالیچه قوبای اردبیل بسیار معروف است) قلاب بافی، مفرش، خورجین، ورنی (ورنی و زیرانداز حاوی رنگ‌ها و طرحهایی برگرفته از طبیعت زیبای آذربایجان، بیشتر توسط عشایر شاهسون دشت مغان بافته می‌شود).

    غذاهای محلی

    آش شیر، آش دوغ، پیچاق قیمه، کوفته، لَوَنگی، خشیل، هرا، قویماق، ترشی قرمه، ساج ایچی سبزی قرمه، آب پیاز، آش اوماج، آَش یارما، بزباش، خورشت قاتق، تاس‌کباب، چیغیرتما، حلوا زرد، تر حلوا، حلوای زنجبیل، قیساوا و قیقاناق.

    سوغات

    سرشیر، کره، حلوای سیاه، آبنبات، شیرینیهای محلی و تخمه آفتابگردان، عسل خالص سبلان، عصاره شهدآمیز گلهای رنگارنگ و عطرآگین طبیعت سرسبز سبلان مشهورترین سوغات منطقه می‌باشد. حلوای سیاه استان به صورت معجونی از جوانه گندم و کره طبیعی نشاط بخش و مقوی است.

    گونه‌های زبانی

    استان اردبیل باتوجه به‌وسعت کم خود، دارای تنوع زبانی قابل توجهی می‌باشد درکنار زبان ترکی آذربایجانی که اکثریت ساکنان استان، به‌آن تلکم می‌کنند، زبان‌ تاتی نیز، در اکثر روستاهای بخش‌ شاهرود شهرستان خلخال ، تلکم می‌شود




     

  • استان اصفهان

     

    درباره اصفهان

     

    استان اصفهان یکی از استان‌های کشور ایران است. این استان با مساحتی حدود ۱۰۵٬۹۳۷ کیلومتر مربع بین ۳۰ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۴ درجه و ۲۷ دقیقه عرض شمالی خط استوا و ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۵۵ درجه و۳۱ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این استان که در مرکز ایران واقع شده است و از شمال به استان‌های مرکزی، قم و سمنان؛ ازجنوب به استان‌های فارس و کهگیلویه و بویراحمد؛ از غرب به استان‌های لرستان، خوزستان و چهارمحال و بختیاری و از شرق به استان یزد محدود است.

    برخی آمار

    برخی شناسه‌های استان برپایه آخرین تقسیمات کشوری:

    • مساحت استان: ۱۰۷٬۰۲۷ کیلومتر مربّع
    • جمعیت استان: ۳٬۹۲۳٬۲۵۵ نفر
    • شمار شهرستانها :۱۸
    • شمار بخش‌ها :۳۸
    • شمار شهرها: ۶۷
    • شمار دهستانها: ۱۱۷
    • شمار آبادیهای دارای سکنه: ۲٬۴۷۰
    • درصد باسوادی: ۷/۸۴ درصد
    • نام مرکز استان: شهر اصفهان
    • باشندگان (جمعیّت) مرکز استان: ۲٬۵۴۰٬۰۰۰

    استانهای همسایه اصفهان: از شمال به استانهای سمنان،قم،مرکزی و از جنوب به استانهای فارس،کهکیلویه و بویر احمد، از مشرق به استان یزد و از مغرب به استانهای خوزستان،چهارمحال و بختیاری و لرستان.

    جغرافیای تاریخی استان

    در روزگاران پیش، منطقه و شهر اصفهان نقش پلی را داشت که قسمت‌های کم ارتفاع شرق فلات ایران را با سرزمین‌های کوهستانی غرب مرتبط می‌ساخت و برای اطراق سرمازدگان کوهستان غرب و گرمازدگان و خستگان هوای خشک شرق، محل مناسب و مطلوبی بود. در غرب استان و در کوهستانهای فریدن آثار جادّه‌ای باستانی وجود دارد که شاید بیانگر واقعیت فوق باشد. از اصفهان پیش از اسلام، یعنی دوره حکومت مادها و دوره شاهنشاهی هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان آگاهی زیادی در دست نیست و از آن دوره‌ها، آثار درخوری بر جای نمانده است. آنچه مسلم است، استقرار جلگه اصفهان درمیان بیابان‌ها و کوه‌های خشک مرکزی ایران از یک طرف و اهمیت و موقعیت ارتباطی ویژه آن در مرکز فلات پهناور ایران از طرف دیگر، تاریخ و پیشینه آن را به پیشینه کشور ایران مرتبط کرده است. پیش از برپایی پادشاهی مادها، اصفهان مرز شرقی ممالکی بوده است که بابلی‌ها از آن اطلاع داشته‌اند و به احتمال قوی جزو ناحیه (انزان) یا (انشان) بوده است .

    استان اصفهان یکی از بزرگ‌ترین مراکز تولید انواع مختلف صنایع دستی ایران بشمار می‌رود. این استان از دیرباز گهواره هنرهای زیبا و صنایع دستی بوده است. تزئینات آجری، کاشی کاری، گچ بری و انواع خط در آثار تاریخی اصفهان، از حدود قرنها پیش تا دوره معاصر، بر اطراف و جوانب مناره‌ها و داخل و خارج مساجد، قصرها و هنرهای زری دوزی و قلم کاری، ترمه و نقره کاری و زرنگاری و رونویسی انواع کتاب،قرآن و قطعات نگارگری و نقاشی جملگی به مرکزیت هنری اصفهان گواهی می‌دهند.

    سیم کشی، زرکشی، زربافی, گلابتون دوزی، پولک دوزی، زنجیره بافی، قالی بافی و نساجی از صنایع دستی رایج اصفهان است. این صنایع در عهد شاهان صفوی رونق فراوان داشت. در دوران قاجاریه، بازار صنایع دستی در اصفهان از رونق افتاد. ولی بعد از انقلاب مشروطه باز توسعه یافت. به طور کلی طرح و نقش عموم دست ساخته‌های اصفهان اعم از فرش و قلمکار و ظروف قلم زنی و کاشی، دوختنی‌های روی پارچه تحت تأثیر طرحهای تزئینی دوران صفویه قراردارد و طراحان اصفهان، به نسبت قدرت درک و مهارت خود از آثار قدیمی برمیگیرند و با خلاقیت خود، آنها را زیباتر می‌سازند.

    وجه تسمیه

    شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهای : آپادانا ، آصف‌هان ، اسباهان ، اسبهان ، اسپاتنا ، اسپادنا ، اسپاهان ، آسپدان ، اسپدانه ، اسپهان ، اسپینر ، اسفاهان ، اسفهان ، اصباهان ، اصبهان ، اصپدانه ، اصفاهان ، اصفهان ، اصفهانک ، انزان ، بسفاهان ، پارتاک ، پارک ، پاری ، پاریتاکن ، پرتیکان ، جی ، دارالیهودی ، رشورجی ، سپاهان ، سپانه ، شهرستان ، صفاهان ، صفاهون ، گابا ، گابیان ، گابیه ، گبی ، گی ، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده است .

    بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام ، به ویژه در دوران ساسانیان ، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران ، مانند : کرمان ، فارس ، خوزستان ، سیستان و ... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند ، آنجا را « اسپهان » گفته ، سپس عربی شده و به صورت « اصفهان » درآمده است .

    این شهر دارای واژگان کهنتری است که با نام کنونی آن ، هیچ گونه پیوندی ندارد ، مانند :انزان ، گابیان ، گابیه ، جی ، گبی ، گی ، گابا .

    یاقوت حموی ، می‌نویسد : « اصفهان یا اسپهان از کلیه اسباه است که به معنی سپاه و سگ می‌باشد . »

    استاد پورداود ، می‌گوید : « ارزش این وجه اشتقاق فقط در این است که می‌رساند در لهجه قدیم اصفهانی ، اسباه به معنی سگ نیز بوده است » پورداود یادآور شده است که بطلمیوس ، جغرافیانگار سده دوم میلادی ، نام این شهر را « اسپدان » نگاشته ، سپس می‌گوید واژه اصفهان روی اسپاهان قرار گرفته که خود شامل سپاه به معنی ارتش و هان اسم مکان ، یعنی جای سپاه است .

    نویسنده کتاب حدودالعالم از این شهر به نام « سپاهان » یاد کرده ، می‌گوید : « سپاهان شهری عظیم است و آن دو شهر است : یکی را جهودان خوانند و یکی را شهرستان و در هر دو منبر نهاده‌اند ...»

    محمد حسین بن خلف تبریزی ، درباره نام اصفهان ، نوشته است : « اصباهان ، معرب اسپاهان است و آن شهری است مشهور در عراق و نام اصلی او این است . و نام مقامی است از جمله دوازده مقام موسیقی و آن را اصفهانک نیز خوانند .»

    در کتیبه‌های پارسی هخامنشی، انزان شامل ناحیه اصفهان بوده و پیش از کورش ، مرکز قدرت هخامنشیاندر این ناحیه بوده و پس از کورش انزان به گابیان تبدیل یافته و استرابن هم آن را به همین نام خوانده است و گابیان رفته رفته به جی تغییر یافت .

    هرتسفلد نگاشته است : اصفهان نام بلوکی از ولایت پریت کان و نام شهر « گبی » بوده است . گبی بعدها « گی » و سپس عربی شد و به « جی » تبدیل یافت .

    در سده 2 میلادی ، نام گبی و اسپدانا در نقشه بطلمیوس دیده می‌شود . وی « اسپدانا »ی پارسی زمان هخامنشی را از کتاب ارتستنس ، مدیر کتابخانه اسکندر مقدونی برداشته بود. در یک نقشه جهان نما که 100 سال پیش از بطلمیوس ترسیم شده است ، این نام به صورت ساسانی « سپانه » یعنی سپاهان نگاشته شده و معنی آن ، جای لشکریان است .

    اسکندر مقدونی هنگام دنبال کردن داریوش هخامنشی به پارتاک یا پارک یاگی آمد و آن را گشود و اکسازر را که والی شوش بود به حکومت پارتاک گمارد . تاریخ نگاران پیشین ، پارتاک را پاریتاکن نامیده‌اند که به پارسی آن روزی پرتیکان می‌گفتند و امروز فریدن می‌خوانند . پرتیکان به تمامی ناحیه اصفهان اطلاق می‌شده است .

     



محل تبلیغات شما
تعرفه قیمت تبلیغات شما در این محل : هفته ای فقط 8 هزار تومان !