یکشنبه, 16 بهمن 1390

آخرین بروز رسانی04:00:39 PM GMT

مجله اینترنتی سوتک

شرایط تعبیر خواب

فرستادن به ایمیل چاپ

خواب‌هايي كه مي‌بينيم بازتاب حالات روحي، دغدغه‌ها و ضمير ناخودآگاه ماست. تعبير كنندگان خواب بر اساس نشانه‌هايي كه بعد از بيداري به ياد مي‌مانند نتيجه‌گيري‌هاي جالبي از وضعيت روجي و جسمي فرد بيان مي‌كنند.


روشهاي تعبير خواب و شرايط آن واعمال مربوط به ديدن خواب

اول:

خواب سه نوع است:

1.رؤياي صالحه يا خوابي نيكو كه مژده اي است از طرف خداوند براي بيننده ي آن ويك قسمت از چهل و شش قسمت نبوت پيامبران است .[بخاري ومسلم]

2.خواب ناپسند ونا خوشايند كه از طرف شيطان است وبراي مسخره كردن و آزار دادن بيننده ي خواب مي باشد .

3. خوابي كه ناشي از خيالات و تفكرات انسان و اعمال روزمره ي اوست. خوابهايي نيز كه به علت عادتهاي روزمره مي باشند در اين طبقه جاي مي گيرند مثلاً فردي عادت نموده است كه در ساعت معيني از روز غذا بخورد،اگر روزي برخلاف عادت در آن ساعت ،غذا نخورد وبخوابد ،ممكن است خواب غذا خوردن را ببيند ويا اگر در حالت بيداري غذاي زياد خورده باشد ،ممكن است در خواب ببيند كه استفراغ مي كند.

غير از اين سه نوع هر خوابي كه ديده شود، خوابهاي پريشان وباطل است و نمي توان آنها را تعبير نمود زيرا بر اساس قاعده ي مشخصي قرار نگرفته اند.

دوم:

اگر خواب خوشايند ونيكو باشد،شايسته است كه بيننده ي آن چهار عمل زير را انجام دهد:

1.خداوند را به خاطر ديدن آن خواب سپاس گويد.

2.به ديگرا ن در مورد آن ،مژده دهد.

3.نزد هركس كه دوست دارد،آن را بيان كند.

4.پيش خود آن را به چيزي نيك و شايسته تعبير نمايد زيرا خواب بر اساس چگونگي تعبير آن تحقق مي يابد.سوم:

اگر خواب ناپسند وناخوشايند باشد،شايسته است كه بيننده ي آن هفت عمل زير را انجام دهد كه در صورت انجام دادن آنها ،از آن خواب دچار ضرر وزيان نمي گردد- اگر خداوند اراده كند-.

1.از شر اين خواب به خداوند پناه ببرد.

2.با سه بار گفتن «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» از شر شيطان به خداوند پناه ببرد.

3.سه مرتبه به طرف چپ خود تف كند{بدون پرت كردن آب دهان.م}.

4.جهت خوابيدن خود را عوض كند.

5.نماز بخواند.

6.آن را نزد كسي بيان نكند.

7.نزد خود نيز آن را تعبير ننمايد.

دليل تمام موارد بالا احاديثي از پيامبر خدا(ص) مي باشند.

امام بخاري از ابوسعيد خدري روايت مي كند كه پيامبر خدا(ص) فرموده است:«اذا رأي احدكم رؤيا يحبها فانما هي من الله فليحمدالله عليها وليحدث بها و اذا رأي غير ذلك مما يكره فانما هي من الشيطان فليستعذ من شرها ولا يذكرها لاحد فانها لا تضره»يعني(هرگاه يكي از شما خوابي را ديد كه ازآن خوشش آمد ، آن از طرف خداست پس خداوند را بر آن سپاس گويد وآن را براي ديگران نيز بيان نمايد واگر خواب ناخوشايندي ببيند ،آن از طرف شيطان است پس از شر آن به خداوند پناه ببرد و آن را نزد كسي بيان نكند كه در اين صورت از آن خواب دچار ضرروزيان نمي گردد).

ترمذي نيز از ابو هريره روايت نموده است كه پيامبر فرموده است : «اذا رأي احدكم الرؤيا الحسنة فليفسرها وليخبر بها واذا رأي الرؤيا القبيحة فلا يفسرها و لايخبر بها»يعني (اگر يكي از شما خواب خوبي را ديد آن را تعبير نموده ونزد ديگران با زگو نمايد و اگر خواب زشت و نا خوشايندي را ديد آن را تعبير نكند و نزد ديگران نيز بازگو ننمايد).

بخاري ومسلم از ابوسلمه روايت نموده اند كه گفت:«لقد كنت أري الرؤيا فتمرضني حتي سمعت ابا قتادة يقول وانا كنت أري الرؤيا تمرضني حتي سمعت النبي(ص)يقول الرؤيا الحسنة من الله فاذا أري احدكم فلا يحدث به الا من يحب واذا رأي ما يكره فليتعوذ بالله من شرها ومن شرّالشيطان وليتفل ثلاثاً و لا يحدث بها احداً فانها لن تضره» يعني (من خواب مي ديدم و به علت آن مريض مي شدم تا اينكه شنيدم كه ابوقتاده نيز كه همانند من به واسطه ي خوابهايش دچاربيماري مي گشته است،گفت كه از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود خواب نيكو از طرف خداوند است پس هركس آن را ببيند به جز نزد آنكس كه دوستش دارد ،آن را بازگو نكند و اگر كسي خواب نا خوشايند و نامطلوبي را ببيند پس از شر آن و شر شيطان به خداوند پناه ببرد و سه بار تف نمايد و آن را نزد كسي بازگو ننمايدكه در اين صورت از آن دچار زيان نمي گردد).و در روايت مسلم آمده است(اگر كسي خوابي مطلوب ونيك ببيندآن را مژده دهد ونزد كسي بازگو نمايد كه دوستش دارد).

امام مسلم از جابر روايت مي كند كه پيامبر(ص)فرمود:«اذا رأي احدكم الرؤيا يكرهها فليبصق عن يساره ثلاثاً وليتعذ بالله من الشيطان ثلاثاً وليتحول عن جنبه الذي كان عليه»يعني(اگر يكي از شما خوابي نا مطلوب و ناپسند را ديد،سه بار به طرف چپ خود تف نمايد وسه بار بگويد اعوذ بالله من الشيطان الرجيم و از آن سمت كه خوابيده است روي برگرداند وبه سمت ديگر بخوابد).

و نيز امام مسلم از ابو هريره روايت نموده است كه پيامبرخدا(ص) فرمود:«فان رأي احدكم ما يكره فليقم فليصل ولا يحدث بهاالناس»يعني (اگريكي از شما خواب ناخوشايندي را ديد پس از خواب برخيزد ونماز بخواند و آن را براي كسي بازگو ننمايد).

چهارم:

براي دست يافتن به تعبيري درست از خواب بايد به مراحل زير توجه نمود:

1.آن قسمت از خواب بايد تعبير شود كه داراي اهميت است و يا به امري واقعي اشاره دارد ويا براي تنبيه بيننده ي خواب ويا مژده اي براي او باشدو يا سودي دنيوي و اخروي در آن باشد.به قسمتهايي از خواب كه پريشان و نامفهومند و تعبير درستي ندارند ،نبايد توجه نمود.

2.براي تمام آن چيزهايي از خواب كه داراي اهميت مي باشند ،براي تعبير آن بايد در قرآن ،حديث پيامبر(ص)،قياس و تشبيه ، واژه شناسي و معني اسامي براي آن اصلي پيدا نمود.[ به اصل كتاب رجوع شود].تعبير خواب بر اساس اسامي و واژه شناسي

مثلاً اگر در خواب فردي را ببينيد كه اسمش «راشد» است، مي توان آن را به هدايت و راهنمايي به راه راست تعبير نمود زيرا راشد يعني كه كسي كه راه راست را در پيش گرفته است و بر همين اساس اگر اسم شخص «سالم »باشد به سلامتي و اگر «سعيد» باشد به خوشبختي تعبير شود.«عقبه » نام را به عاقبت كار،«نافع» نام را به سود و منفعت،«رافع»نام را به بلندي و رفعت ،«احمد» نام را به سپاسگذاري و«صالح»نام را به نيكوكاري تعبير نماييد.امام مسلم از انس روايت مي كند كه پيامبرخدا (ص) فرمود : «رأيت ذات ليلة كأنا في دار عقبة بن رافع،فأتينا برطب من رطب ابن طاب ،فأولة الرفعة لنا في الدنيا و العاقبة في ديننا و ان ديننا قد طاب»يعني (شبي در خواب ديدم كه در خانه ي عقبة بن رافع هستم و مقداري خرماي پاك ورسيده را برايمان آوردند. من اين خواب را اينگونه تعبير مي نمايم كه ما در دنيا به بلندي و رفعت دست مي يابيم و در دينمان نيز عاقبت به خير خواهيم شد زيرا دينما ن دين پاك ورسيده وكاملي است).

خواننده ي گرامي ،اگر شما خوابي را ديديد، سعي نماييد بر اساس مطالبي كه توضيح داده شدند،خود آنها را تعبير نماييد و اگر نتوانستيد خوابتان را با هيچ يك از موارد فوق تعبير نماييد،از كتابهاي تعبير خواب كه مورد اطمينان هستند و یا این سایت، استفاده نماييد.

اكنون بعد از مشخص نمودن اصولي كه خواب بايد بر اساس آنها تعبير شود ـ قرآن ، حديث،قياس وتشبيه و واژه شناسي ـ نمونه هايي را بيان مي كنيم تا شما خواننده ي عزيز با توجه به آنها و بررسي تعبير آنها بر اساس اصول ياد شده ،بتوانيد تعبير روشني براي خوابهاي خود بيابيد . اين نمونه ها همگي تعابير ي هستند كه استاد تعبير خواب، «ابن سيرين» آنها ارائه داده است.نمونه ي اول : «حجاج بن يوسف» در خواب ديد كه دو كنيز از آسمان پايين آمده اند و او يكي از آنها را با خود برده و ديگري به آسمان برگشته است . تعبير اين خواب را از «ابن سيرين» پرسيدند و او نيز خواب را اينگونه تعبير نمود كه آن دو كنيز، دو فتنه اند و «حجاج» فقط به يكي از آنها خواهد رسيد ودر حقيقت نيز اينگونه شد؛آن دو فتنه ، فتنه ي «ابن اشعث» و فتنه ي «ابن مهلب» بود كه حجاج به فتنه ي «ابن اشعث» رسيد اما به ديگري نرسيد.

در اين خواب دو نشانه ي عمده وجود داشتند : اول، دو كنيز و دوم ،بردن يكي از آن دو كنيز توسط حجاج و باز گشت ديگري . در تعبير نشانه ي اول ،«ابن سيرين» از اصل حديث پيامبر (ص) استفاده نمود و زن را فتنه تعبير نمود زيرا پيامبر(ص)مي فر مايد:« ما تركت بعدي فتنة اضر علي الرجال من النساء» يعني( بعد از رفتنم ، هيچ فتنه اي را را زيان بخش تر از زنان براي مردان نمي يابم).بخاري و مسلم

براي تعبير نشانه ي دوم نيز از قياس وفهم خود استفاده كرده بود و گرفتن كنيز را رسيدن به آن فتنه تعبير نموده بود و در حقيقت تعبير خواب نيز همانگونه شد كه او پيش بيني نموده بود.نمونه ي دوم : مردي پيش ابن سيرين آمد و گفت با زني ازدواج نموده ام ، در خواب ديدم كه سياه و كوتاه قد شده است . ابن سيرين گفت سياهيش نشانه ي ثروت و مالداري اوست و كوتاه قد بودنش دال بر عمر كوتاهش مي باشد .در حقيقت اين خواب نيز اين گونه تحقق يافت ؛بعد از مدتي زن آن مرد دار فاني را وداع گفت و مرد صاحب ميراث زياد او شد.

در اين خواب نيز دو نشانه ي عمده وجود داشت :اول ،سياهي آن زن و دوم، كوتاه قد بودنش . در اين مورد ،ابن سيرين براي تعبير نشانه ي اول از اصل زبان و واژه شناسي استفاده نمود زيرا در زبان عربي اگر يكي داراي پول و ثروت زياد باشد ،مي گويند : «لفلان سواد» يعني فلاني سياهي زيادي دارد.براي تعبير نشانه ي دوم نيز،ابن سيرين از تشبيه و قياس استفاده نموده بود و قد كوتاه زن را به عمركوتاهش تشبيه نموده بود ودر نهايت با كنار هم گذاشتن اي دو تعبير ،تعبير فوق را ارائه داده بود .نمونه ي سوم: عبدالله بن مسلم مي گويد : گهگاهي در مجلس ابن سيرين حاضر مي شدم و بعد از برخاستن از مجلس او به مجلس اباضيه ها مي رفتم[اباضيه ،گروهي گمراه از خوارج بودند كه رئيس آنان عبدالله بن اباض نام داشت] و با آنان نشست و برخاست مي كردم . شبي در خواب ديدم كه همراه با عده اي جنازه ي پيامبر (ص) با دوش خود حمل مي كردم .پيش ابن سيرين آمده ،خواب را برايش تعريف نمودم. ابن سيرين گفت : چرا با قومي نشست و برخاست مي كني كه مي خواهند آنچه را پيامبر(ص) آورده است ، دفن نمايند.

در اين خواب نيز دو نشانه وجود دارد :اول،جنازه ي پيامبر(ص) و دوم، حمل آن بر دوش و تصميم براي دفن آن .در تعبير نشانه ي اول ،ابن سيرين جنازه ي پيامبر(ص) را به راه وروش حقي كه آن حضرت آورده است، و نشانه ي دوم را به دفن واز بين بردن آن راه وروش قياس نموده است.نمونه ي چهارم : مردي نزد ابن سيرين آمد وگفت در خواب ديدم كه تاجي از طلا را بر سر م گذاشته ام. ابن سيرين گفت :از خدا بترس ، پدرت در غربت چشمانش را از دست داده است و از تو مي خواهد كه نزد او بروي. مرد به خانه برگشت وديد كه نامه اي از پدرش رسيده است كه در آن از كوري خود خبر داده و از پسرش خواسته بود كه نزد او برود.

در اين خواب سه نشانه وجود دارد :اول،سر ؛ دوم ،تاج و سوم ، طلا. براي تعبير نشانه ي اول ،ابن سيرين از اصل زبان و واژه شناسي استفاده نموده است زيرا سر به معني رياست و بزرگي نيز به كار مي رود و رئيس و بزرگ هر شخصي ،پدرش مي باشد.تاج از پوششهاي غير عربي است و سرزمين غير عرب نيز براي اعراب ،سرزمين غربت به حساب مي آيد و طلا نيز دليل بر از دست دادن بينايي مي باشد. از تعبير اين سه نشانه ، ابن سيرين تعبيري را ارائه داد كه راست از آب در آمد.

آنچه كه جاي تأ مل دارد اين است كه اين خوابها بر اساس تعبيري كه ابن سيرين براي آنها ارائه داده بود ،به وقوع پيوستند زيرا خوابها بر اساس تعبير آنها اتفاق مي افتند.حاكم از انس بن مالك روايت نموده است كه پيامبر(ص) فرمود :«ان الرؤيا تقع علي ما تعبر ومثل ذلك مثل رجل رفع رجله فهو ينتظره متي يضعها فاذا رأي احدكم رؤيا فلا يحدث بها الا ناصحاً او عالماً » يعني(خواب آنگونه كه تعبير مي شود ،اتفاق مي افتد و واقع شدن آن مانند كسي است كه پاي خود را برداشته است ومنتظر است تا ببيند كه چه وقت آن را روي زمين بگذارد.پس هر گاه يكي از شما خوابي راديد آن را به جز نزد عالم و يا ناصحي بازگو ننمايد ) .ابوداود، ترمذي و ابن ماجه نيز از ابو رزين عقيلي روايت نموده اند كه پيامبر (ص)فرمود ه است :«الرؤيا علي رجل طائر مالم تعبره فأذا عبرت وقعت.. .» يعني ( خواب اگر تعبير نشود چونان پرنده اي پرواز مي كند و به وقوع نمي پيوندد اما اگر تعبير شود ،واقع مي شود.. .) .

از اين رو لازم به ذكر است كه خواب تا آنجا كه امكان دارد وبدون زياده روي و عدول از حق ،بايد به شيوه اي پسنديده و خير تعبير شود و اگر اين امكان وجود نداشت ،تعبير ننمودن آن بهتر است.ابن وردي در اين مورد مي گويد :خواب بر بال پرنده ودر حال پرواز است؛ اما اگر تعبير شود ،مژده آور يا زيان بخش خواهدشد.

اگر بتوان براي خواب دو تعبير متفاوت ارائه داد ،بايد ديد كه كداميك بهتر و به اصول تعبيرخواب وتناسب واژه هانزديكتر است تا خواب آنگونه تعبير شود. المناوي در شرح«الفيه ي ورديه»از عده اي از بزرگان نقل مي كند كه فرموده اند :لازم وضروري است كه معبر خواب آرام و با حوصله باشد تا تعبيرش تعبيري درست وتمام باشد وبايد به كيفيت واژه ها وكلمات به دقت توجه نمايد وبتواند چيزهاي درست و با معني را از موارد بي معني و پريشان تشخيص دهد وبه دلايل واهداف آن خواب توجه كامل نمايد وسپس قوانين تعبير خواب را بر آنها تطبيق نمايد و اگر خواب داراي دو معنا بود ،آن معنايي را انتخاب نمايد كه تناسب بيشتري [با شرايط و احوال] داشته باشد .

ممكن است تعبير خواب در مورد بيننده ي آن واقع نشود و براي افراد خانواده،برادر،دوست و يا افراد نزديك تحقق يابد و اين زماني است كه امكان وقوع براي بيننده خواب وجود نداشته باشد.

پيامبر(ص) در خواب ابوجهل را ديد كه با وي بيعت نمود .در اين مورد ابو جهل به پسرش عكرمه تعبير شد كه در نهايت به پيامبر(ص) ايمان آورد و پيامبر (ص) فرمود اين تعبير خوابي است كه ديده بودم. پيامبر(ص) در خواب ديد كه اسيد بن عاص والي مكه شده است و در نهايت پسر اسيد والي مكه شد.

اگر تعبيرخوابي باعث بر ملا شدن عيب مسلماني گردد كه خداوند آن عيب را پنهان نموده است، بايد از فاش نمودن وبيان آن تعبير خودداري نموده و در صورت بيان آن بايد از نام بردن فرد مورد نظر اجتناب نماييد زيرا در اين صورت برادر مسلمانتان راغيبت نموده ودچار گناه شده ايد .ابن وردي نيز مي گويد : اگر خوابت بيانگر عيب مردم بود ،آن را پنهان دار و همواره آن وجه از تعبير را انتخاب نماييد كه بهتر و نيكوتر است.

بيان اين مطلب ضروري است كه خواب بايد متناسب با بيننده ي آن و درجه وپايگاه اجتماعي او تعبير شود . براي هر فرد آن تعبيري متناسب است كه با شرايط و احوال خود وي سازگار باشد . ممكن است خوابي براي شخصي رحمت و همان خواب براي ديگري زحمت و عذاب باشد . گويند روزي مردي از ابن سيرين سئوال نمود : در خواب ديدم كه اذان مي گويم ،تعبير آن چيست ؟ ابن سيرين در جواب گفت : به زيارت خانه ي خدا مي روي و فريضه ي حج به جاي مي آوري .بعد از مدتي شخصي ديگر دقيقاً همان سئوال را از ابن سيرين پرسيد واو نيز در جواب به آن مرد گفت : تو دزدي خواهي كرد و دستت را به خاطر آن قطع خواهند كرد .آناني كه شاهد آن دوماجرا بودند از ابن سيرين پرسيدند: چگونه براي يك خواب دو تعبير متفاوت نمودي ؟او نيز در جواب گفت :اولي مرد نيكو كار و خوبي بود و من نيز بر اساس اين آيه ي قرآن«و اذان من الله ورسوله الي الناس يوم الحج الأكبر»يعني(اين اعلامي است از سوي خدا وپيامبرش به همه ي مردم در روز بزرگترين حج)[توبه/3]،اذان را به رفتن به حج تعبير نمودم ،اما دومي مرد شرور و بدكرداري بود وبر اساس اين آيه از قرآن«اذن مؤذن ايتها العيرانكم لسرقون»يعني(ندا دهنده اي فر ياد زد اي كاروانيان شما دزديد)[يوسف/70] اذان گفتن وندا دادنش را به دزدي تعبير نمودم .

اگر بچه ي كوچكي خوابي را ببيند ،تعبيرش براي والدينش است و همچنين تعبير خواب برده براي اربابش و زن براي شوهرش مي باشد و همه ي اينها در صورتي است كه تعبير آن خواب متناسب شرايط خود آنها نباشد . ابن وردي در اين مورد مي گويد :خواب برده از آن ارباب است و آنچه را نيزكه زن در خواب مي بيند به شوهرش مي رسد .خواب بچه به والدينش بر مي گردد وهمه ي اينها درصورتي است كه خود اهل و شايسته ي تعبير آن خواب آن نباشند.

المناوي در مورد كيفيت تعبير چيزهاي عجيب وغريب و نا مشخص در شرح الفيه ي ورديه مي گويد :اگر اول خواب تا آخر آن براي شما معلوم باشد، تعبير آن ساده است اما اگربخشي از خواب مشخص و بخشي ديگر نامشخص و پريشان باشد،ابتدا قسمت معلوم آن را تعبير نماييد و بخش نامعلوم آن را بيشتر مورد بررسي و دقت قراردهيد ودر صورت امكان، آن بخش را به قسمتهاي كوچكتري تقسيم نماييد ودر صدد درك جداگانه ي آن قسمتها باشيد ودر صورت درك آنها ،تعبير مشخصي براي آنها ارائه دهيد و از مجموع آنها تعبيري كلي براي خواب ارائه نماييد.اگر درك وفهم خوابي برايتان امكان نداشت و يا خواب از نوعي باشد كه تاكنون ديده نشده باشد،بهتر است كه تعبير نشود تا اينكه خود واقع شود.

و نهايتاً اگر مي خواهيد كه بر تعبير خوابها آگاه شويد،سعي نماييد تا بر پايه هاي اساسي براي تعبير خواب آگاهي بيشتري پيداكنيد و براي هر چيز بتوانيد دلايل موجهي از قرآن وسنت ،معاني واژگان و اسامي و قياس وتشبيه بيابيد وبا كمك گرفتن از مجموع اين موارد و نيزبا توجه به شرايط و احوال بيننده ي خواب در صدد برآييد كه براي خواب تعبيري درست پيدا كنيد.


جدول زمان تعبير شدن خوابها بر حسب ساعت

ساعت 6-10 شب : رؤيا نزديک مغرب درست نيست و تعبير ندارد، زيرا از پري شکم است تا يک سوم از شب هم بي تعبير است.

ساعت 10 شب تا 2 صبح: در نيمه شب اگر خواب بين دچار امتلاء نباشد ، خواب از يک سال تا 50 سال تعبير مي شود.

ساعت 2 صبح تا 5/4 صبح در يک سوم آخر شب خواب صحيح است و از 15 روز تا دو ماه و تا يک سال تعبير مي شود.

ساعت 5/4 صبح در سپيده دم از يک هفته تا يک ماه تعبير مي شود.

ساعت 5/4تا 6 صبح پس از سپيده دم از يک روز تا يک هفته تعبير مي شود.

ساعت 6 صبح در بر آمدن خورشيد همان روز تعبير شود.

ساعت 10 صبح تا 15 روز و در هنگام اذان ظهر تا يکي 2 روز. تعبير مي شود.

جدول زمان تعبير شدن خوابها بر حسب روز هاي ماه شمسي:

در روايت ازسلمان فارسي (ره):

روز 6 ام ماه : بعد از يک يا دو روز تعبير مي شود.

روز 9 ام ماه : همان روز تعبيرش ظاهر مي شود.

روز 11 ام ماه شمسي : بعد از 20 روز.

روز 13 ام ماه : بعد از 9 روز تعبير مي شود.

در روز 14 ام ماه بعد از 26 روز.

در روز 15 ام ماه : بعد از 3 روز.

در روزهاي 28 ام، 29 ام و 30 ام ماه شمسي ، تعبيرش در همان روز پيدا مي شود.

خواب خوب و بد در ماه هاي قمري:

ماه ربيع الاول : برکت وشادي در خواب ها پيدا مي شود.

ماه ربيع الثاني: خواب خوب دير تعبير مي شود و خواب بد زود تعبير مي شود.

جمادي الاول خريدو فروش نکند.

جمادي دوم : خواب خوب دير تعبير مي شود.

ماه رجب : گشايش ابواب خير است- و خواب بد را به خوبي تعبير کن که خلاف ندارد.

ماه شعبان : رؤيا رشته هاي بسيار دارد و از آن خير بسيار بر آيد و خواب بد تعبير نمي شود.

رمضان : در هاي سختي و هرزگي بسته است و خواب خوب زود تعبير مي شود و خواب بد تعبير ندارد.

شوال : خواب بد و غم زود تعبير مي شود ، از آن بر حذر باش.

ذيقعده : فقط خواب سفر را سفر نکن .

ذيحجه : خواب سفر را سفر کن.دنبال کار ها را بگير که ماه مبارکي است.


آیا تعبیر خواب و کف بینی صحت دارد؟

تعبیر خواب صحت دارد و قرآن و حدیث از آن خبر داده است. البته همه کس نمی تواند تعبیر خواب کنند و نیزهمة‌ خواب ها تعبیر ندارد.
قرآن کریم می‌فرماید: عزیز مصر خوابی دید و از معبّران خواست آن را تعبیر کنند، ولی آنان از تعبیر این خواب عاجز شده و نتوانستند، لیکن حضرت یوسف خواب را تعبیر فرمود و در آینده، تعبیر او به حقیقت پیوست.[5]
زنی نزد محمد بن سیرین آمد و گفت: در خواب دیدم مثل این که تخم مرغ زیر چوب می گذارم و جوجه بیرون می آید. ابن سیرین گفت: وای بر تو، از خدا بترس و از عملت استغفار کن. تو زنی هستی که زنان و مردان زناکار را برای گناه و بی عفتی به هم می رسانی.[6]
همان گونه که گفته شد همه کس نمی تواند تعبیر خواب نماید، بلکه پیامبر یا امام یا کسی که تعبیر خواب بلد است،‌ می‌تواند تعبیر خواب نمایند. نیز خواب هایی تعبیر دارند که بر اثر مرض یا گرفتاری ها و تخیلات روزانه و ... نباشد، یعنی بعضی از خوابها، آشفته است و تعبیر خاصی ندارد، مثلاً بسیاری از خواب ها مربوط به کارها یا تفکراتی است که انسان در روز یا روزهای گذشته داشته است.
2- کف بینی و فال گیری واقعیت ندارد و از خرافات است. رجوع به کف بین و فال گیر اشکال دارد.[7]
5] یوسف (12) آیة 43 تا 49.
[6] همان، ص 382. (برای اطلاع بیشتر از تعبیر خواب به همین کتاب مراجعه شود)
[7 - آیت الله ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج 1، ص 156، سؤال 563 و 564؛ آیت الله فاضل لنکرانی، استفتائات، ج 1، س 2202.


حرف اول کلمه ای را که درباره آن خواب دیده اید کلیک کنید

 

علت خواب ندیدن برخی افراد

فرستادن به ایمیل چاپ

به گفته دانشمندان، در هنگام خواب بخشی از مغز مشغول مرور كردن اتفاقات رخ داده در گذشته می شود كه در این مدت فرد خواب نمی بیند.

به نقل از پایگاه خبری آسوشیتد پرس، مطالعات جدید پژوهشگران نشان می دهد در زمان خواب، هنگامی كه انسان خواب نمی بیند، مغز در حال مرور كردن اتفاقات رخ داده در گذشته است.
بنابر این گزارش، به گفته دانشمندان این عمل باعث ماندگاری خاطرات و كمك به یادآوری اعمال و اتفاقات انجام شده در گذشته می شود. همچنین اطلاعاتی كه در مغز افراد ثبت می شود در صورتی كه خواب راحت و مناسب حاصل نشود، شانس كمتری برای ثبت شدن در مغز را دارند.
این گزارش حاكی است؛ اگرچه در هنگام شب مرور اطلاعات یادگیری شده باعث سهولت در یادآوری آنها می شود، ولی در دراز مدت از حافظه افراد پاك می شود.
گفتنی است؛ در صورت نداشتن خواب طولانی مدت و مناسب، خستگی های مزمن، اضافه وزن و افسردگی ایجاد می شود.

اثرات وضو بر چاکراها

فرستادن به ایمیل چاپ

اثرات وضو بر چاکراها


اصولا" قبل از خواندن نماز وضو مي گيريم .قبل از انجام هر كاري توصيه شده كه بايد با وضو انجام گيرد. در زماني كه بدن انسان به هر دليل ناپاك مي گردد توصيه به غسل و وضو شده است. ما كه مسلمانيم فلسفه غسل و وضو و خيلي از اعمال ديني را نمي دانيم و فقط طوطي وار انجام مي دهيم و بايد گفت که دانش و آگاهي نور است , حركت در شاهراه است كه در نهايت ، انسان را به سر منزل مقصود مي رساند.  بعلاوه دانش و آگاهي از چيزي مي تواند اعتقاد و التزام انسان را نسبت به آن افزايش دهد و ديد انسان نسبت به موضوع مربوطه را وسيعتر گرداند. بنابراين اگر وضو, نماز و ديگر اعمال را با دانش و تدبير انجام دهيم , به نور مي رسيم .


بايد ذكر كرد كه علاوه بر موارد واجب , در احاديث آمده كه به هنگام تب , سردرد , عصبيت , دل پيچه و غيرو وضو بگيريد . دليل آن چه مي تواند باشد ؟

چرا در وضو مردان بايد از پشت آرنج آب بريزند ولي خانمها بايد از قسمت تاي دست (جلو) اينكار را انجام دهند؟ چرا بهتر است بعد از وضو بدن را خشك نكنيم؟ فلسفه سجده چيست ؟ چرا گفته شده اگر مهر را كمي جلوتر از حالت عادي قرار دهيم بهتر است ؟ فلسفه ذكر چيست و هزاران سوال ديگر كه يك مسلمان موظف به دانستن آن است

اكنون بايد گفت كه وضعيت انرژيكي انسان قبل و بعد از عمل وضو را مي توان مقايسه نمود. مشاهده شده كه عمل وضو بيشتر چاكراها و نادي ها (كانالهاي انرژي) را فعال و بزرگ مي كند. در اينجا لازم مي دانم كه مطالبي را از كتاب انرژي درماني (چو-آ-كوك سويي ) كه مترجم آن جمشيد هاشمي (آرام) مي باشند بدليل جالب و علمي بودن عينا" ذكر كنم :

" مشاهده شد كه انجام عمل وضو بطور كلي اكثر چاكراها و كانالهاي انرژي را بزرگ و فعال مي كند . اما نكته جالب آن است كه در اين عمل , ميزان افزايش در چاكراهاي پاييني بسيار بيشتر از چاكراهاي بالاييي است . يعني اگر چاكراهاي بالايي تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهاي پاييني ( قاعده اي , جنسي و نافي) به راحتي تا دو برابر و حتي بيشتر رسيده اند .

و ايشان مي نويسند كه : " در ادامه رعايت چنين آدابي است كه تجربيات خداشناسي آغاز مي شود . بررسي انرژيكي وضو , پيوند زيباي آن با فريضه اي همانند نماز را به خوبي نشان مي دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سيل انرژي عظيمي برنمازگزار جاري مي شود.

تميز بودن كانالهاي انرژي فرد و فعال بودن چاكراهاي وي , باعث مي شود تا انرژي الهي به ميزان بيشتري جذب و درك شود و بطور كلي پتانسيل نمازگزار براي مبادله ميزان انرژي بيشتر فراهم  شود. لذا توصيه مي شود قبل از پرداختن به هر عمل ديگري –همانند قرائت قرآن يا دعا خواندن –با وضو باشيم . اين عمل باعث مي شود تا آنچه كه از آن قرائت يا دعا قرار است نصيبمان شود, دو چندان شود. ".

هنگامي كه نيت بر عمل وضو صورت مي گيرد (ولو در ذهن ) "ريسمان روحي" –(كه توسط روشن بينان   دربالاي سر هر انسان  مشاهده شده  و در افراد معمولي به نازكي تار عنكبوت است ولي در افراد پيشرفته روحي تا يك سانتيمتر مي تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر مي شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاكرا (چاكراي هفتم ) است و همانطور كه مي دانيم اين چاكرا سرچشمه و نقطه شروع تجلي تمام چاكراهاست.



در ادامه بايد گفت كه هرچه چاكراي ساهاسرارا بيشتر باز باشد  ميزان گره ها و قفلهاي شش چاكراي باقي مانده باز شده  و انرژي هايشان با بالاترين فركانسهاي ممكن ساطع مي گردد. به محض اينكه چاكراي تاج كاملا" آگاه شود , كار جذب انرژي كيهاني اش به پايان مي رسد و شروع مي كند به تشعشعات انرژي بر طبق آكورد خودش.واين است آن رمزي كه مي گويند بايد هميشه نيت خير داشته باشيد. با تفكر به نيكيها و داشتن نيت پاك هر لحظه بر ميزان باز شدن ساهاس رارا افزوده مي گردد.

كه با قطورتر شدن آن انرژي روحي بيشتري (شيوا) بدرون فرد وارد مي گردد (وجه خالص انرژي الهي) .

حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را مي شوييم , پوست بدن قابليت جذب و نگهداري ميزان زيادي انرژي  را در خود دارد . انرژي هاي اضافي كه ناشي از مشغله ها , استرسها , امواج منفي و ديگر موارد است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو مي گيريم و با اينكار سه با ر پاكسازي صورت مي پذيرد. البته ميزان انباشت انرژي منفي در پوست صورت بدليل حساسيت بيش از اندازه آن از ساير جاها بيشتر است.

با دست كشيدن روي فكها بر چاكراي فرعي فك تاثير مي كنيم و اين عمل اثر مستقيمي روي سيستم اعصاب و حافظه دارد.از نظر علمي آب قادر است مقدار زيادي انرژي در خود ذخيره سازد .حال چرا از آب سرد بجاي گرم استفاده كنيم بهتر است علت آن اين است كه آب سرد قابليت جذب انرژي بيشتري دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدليل فاصله بيشتر بين ملكولي, خود حاوي مقدار زيادي انرژي است و قابليت جذب زيادي ندارد).

در مرحله بعد با هر دست روي دست ديگرآب ميريزيم. در بيان علت آن بايد گفت كه اصلي ترين كانال انرژي بدن , در اصطلاح "سوشومنا" مي باشد كه اين كانال اصلي, در ناحيه شانه ها به دو كانال فرعي تقسيم مي گردد كه در نهايت به دو دست مي رسد . در ادامه , اين كانال اصلي, در ناحيه خاجي به دو بخش ديگر تقسيم شده, وارد پاها مي گردد. در امتداد اين كانال اصلي , كانالهاي فرعي ديگري موجود است كه هر كدام به عضو و اندام خاصي بر مي گردد. در جاي جاي سوشومنا مخروط مانندهاي كوچك و بزرگي وجود دارد كه دايما" در حال چرخش هستند(چاكراها).

حال ما بر آرنج(براي مردان) آب مي ريزيم و دست مي كشيم تا انتهاي انگشتان, با اين كار انرژي هاي منفي از اين كانال فرعي زدوده مي شود .حركت روبه جلو باعث تحريك اين نادي و تخليه شديد انرژي راكد و منفي در آن مي گردد . لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان ادامه مي يابد . به اين مي ماند كه انرژي هاي منفي را مشايعت مي كنيم تا كاملا" خارج گردد. با اين عمل هم چاكراهاي كف دست بدليل لمس سريع فعال مي شوند وهم بين انرژي هاي چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت مي پذيرد .

در توضيح تبادل دو دست بايد گفت كه در فلسفه قديم چين , شناخت به سه مهم تقسيم مي شود :

1-يانگ : بمعني "روشنايي خورشيد"(مثبت). از خصوصيات آن خورشيد , آسمان , فعاليت , درخشندگي و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سياهرنگ است , رقم آن فرد و ساير ارقام يانگ نيز طاق هستند.


2-اين : بمعني "فقدان روشنايي "  و به معني سايه , تاريكي است (منفي) . از خصوصيات آن زمين , ماه  , عدم فعاليت , كدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفيدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.


3-تائو: وجود تضاد بين شب و روز, اختلاف روشنايي و تاريكي , گرما و سرما , خشكي و رطوبت مي باشد. اين قانون جوهر و چكيده عالم است.


در واقع با اتصال دست چپ وراست به يكديگر بين اين دو انرژي تبادل صورت مي گيرد .

مرحله بعد مسح سر است. با اين عمل ساهاسرارا چاكرا  تحريك مي گردد . قبلا" در مورد تحريك آن وتاثيرات آن در سطور پيشين توضيح داده شده است. از ديگر تاثيرات آن مي تواند ايجاد تعادل بين نيمكره هاي چپ و راست بدن كند و به اين ترتيب در احساسات و عواطف (نيمكره راست) و نيز در تفكر و منطق متعادل گردد.
مرحله بعدي مسح پاهاست كه دو اثر دارد. اول اينكه نيمه بالايي بدن با نيمه پاييني تبادل انرژي مي كند و به اين ترتيب نوعي توازن صورت مي گيرد.

تاثير دوم آن تحريك چاكراهاي كف پاست و اين امر سبب دريافت انرژي بيشتر از زمين مي گردد . به اين طريق , يعني با تداوم وضو در كارها , چاكراهاي پاها همواره تقويت شده و لذا همواره انرژي بيشتري از طريق پاها وارد مولادهاراچاكرا و شوادهيستاناچاكرا (چاكراي جنسي) مي گردد و به اين طريق فرد كمتر دچار خستگي مي گردد. به اين ترتيب فرد داراي استحكام و قوت دروني مي گردد.

فرد با خوش بيني بر روي زمين زندگي كرده, همواره شاكر و سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژي بيشتر به مولادهارا خيلي اهميت دارد چراكه اين چاكرا اساس نيروي حيات تمام چاكراهاي بالاتر را شكل مي دهد و سرچشمه نيروي حيات است. در اين چاكرا منبع لايزال انرژي كنداليني (يانگ) وجود دارد . سوشومنا , آيدا و پينگالا كه سه كانال اصلي انرژي بدن هستند نيز از اين چاكرا شروع مي شوند.




سجده ، مصونیت از بیماری

بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد سجده در نماز بسياري از بيماري‌ها مثل سردرد ، گرفتگي‌هاي عضلاني، تورم گردن، خستگي، کم هوشي و بسياري از بيماريهاي جسمي و روحي را از بين مي‌برد‌.

پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد موجهاي الکتريکي براي جسم انسان ضروري است. عجيب اينکه بهترين راه براي خالي کردن بارهاي الکتريکي زماني است که انسان رو به قبله و در حالت سجده باشد. رو کردن به سوي مکه مکرمه (قبله) ، بهترين حالت خالي شدن بارهاي الکتريکي است ، زيرا سجده انسان را از بيماري مصون مي‌دارد.

علاوه بر اجر و ثواب، صحت و يکي از لطف و کرامتهاي خداوند به بندگانش اين است که در اداي نماز ، سلامتي نيز مي‌دهد.

بدين خاطر است که وقتي قلب انسان از حرکت مي‌ايستد با چند شوک الکتريکي با اذن و اراده خداوند ، قلب دوباره به کار مي‌افتد و زندگي مجدداً شروع مي‌شود. اما هرگاه اين بارهاي الکتريکي در بدن زياد شود براي بدن انسان مضر خواهد بود. بر انسان لازم است که اين بارهاي الکتريکي را از بدن خود خارج کند. انسان بارهاي الکتريکي زائد را ، به خصوص در عصر حاضر که بدن وي در محاصره امواج مختلف الکتريکي و الكترومغناطيسي است، احساس مي‎کند.

بهترين راه خالي کردن بدن از اين بارهاي الکتريکي خارج کردن آن بدور از داروها و آرامش بخشهاي شيميائي و عوارض جانبي آنهاست. سجده بارهاي الکتريکي را از بدن خارج مي‎کند. در اين مطالعات به اين نتيجه رسيده‌اند که انسان در حالت سجده ، در تماس با زمين تمام بار الکتريکي زائد بدنش خارج مي‌شود. زيرا در سجده هفت عضو انسان با زمين در تماس مستقيم قرار مي‌گيرد.

پيامبر(ص) نيز در مورد سجده فرموده‌اند: امر شده‎ام به سجده کردن بر هفت عضو ؛ پيشاني، دو دست، دوپا و دو زانو.
بارهاي الکتريکي به آساني از اين هفت عضو به زمين دفع مي‌شوند و بدين خاطر انسان از بيماريهايي همچون سردرد و گرفتگي عضلات رهايي مي‎يابد.

تاثير نماز بر آرامش عضلات

گروهي از نويسندگان مسلمان، كوشيده‌اند، در حركات حين نماز اعم از قيام و قنوت و ركوع و سجود جنبه‌هايي از نرمش عضلاني و ورزش بدني را بجويند و آن را با نرمش‌هاي متداول ديگر كه منجر به استراحت و آمادگي عضلاني مي‌شوند، مقايسه كنند. اما ديدگاه ما به آرامش عضلاني ناشي از نماز، از دريچه ديگري است.

دانش پزشكي امروزه، به اثبات رسانده است كه اگر شخصي در ساعت حدود 10 شب بخوابد و حدود ساعت 5 صبح از خواب بيدار شود (يعني حدود 7 ساعت خواب) در ساعت حدود 1 بامداد، در بدن او برخي مواد شيميايي شبه مرفين كه به عنوان گروهي اندورفين‌ها و آنگفالين‌ها نامگذاري شده‌اند، ترشح مي‌شوند كه اين مواد اثر مستقيم بر روي قسمتهاي مختلف بدن از جمله عضلات اسكلتي دارند و منجر به راحتي و ريلكس شدن عضلات، در طول روز آينده براي فرد مي‌شوند .

اما چنانچه شخص در ساعت حدود 12 شب بخوابد و صبح روز بعد ساعت 10 صبح از خواب برخيزد (يعني حدود 10 ساعت خواب) اندروفين‌ها و آنكفالين‌ها برخلاف حالت گذشته افزايش ترشح كافي پيدا نمي‌كنند و در نتيجه اين امر، سبب مي‌شود با اين كه اين شخص حدود 3 ساعت بيشتر از شخص قبلي خوابيده است، از آرامش و استراحت عضلاني به اندازه كافي بهره‌مند نشود.

و درست به همين علت است كه هر چه خواب انسان بيشتر ادامه پيدا كند و مثلاً تا ساعت 10 صبح طول بكشد، احساس خستگي و كوفتگي عضلاني پس از آن بيشتر خواهد بود .

و اما فريضه نماز با اثر درخشان و بي‌نظيري كه در ايجاد بهداشت خواب دارد ، در اين مورد نيز نقش بسيار موثري ايفا مي‌كند. چرا كه نماز صبح ضمن ايجاد الزام و وجوب براي سحرخيزي، انسان را خود به خود به سوي يك آرامش عضلاني ناشي از مواد شيميايي درون‌زا ، سوق مي‌دهد.

بزرگان عرصه علم و انديشه مانند استاد شهيد مرتضي مطهري (ره) نيز برنامه زندگي خود را بر مبناي خوابيدن در ساعت حدود 10 شب و برخاستن از خواب، حدود نيم ساعت قبل از اذان تنظيم كرده بودند ، تا از مواهب خدادادي و بي حد و حصر نماز، حداكثر فيض و بهره را ببرند.



منبع :سبک های رسیدن به آرامش درون dr-aram.blogfa.com

انواع خواب و تعبیر انواع خواب

فرستادن به ایمیل چاپ

در مورد تعبیر خواب خیلی ها گفته و نوشته اند.بشر همیشه خواب دیده و چون این را به تجربه دریافته بود که خوابهیش بی ارتباط با زندیگیش نمی توانند باشند همیشه درصدد یافتن کلیدی بود که بتواند این در بسته را به روی او بگشاید و چراغی فرا راهش بگیرد که مجهولات را بتواند ببیند و بشناسد و تشخیص دهد.گشودن این در و روشن کردن تاریکیها علم تعبیر خواب است.

بهترین معبران انبیا و پیامبران بوده اند.از حضرت ابراهیم نوشته اند که معبر خوبی بوده و یعقوب چنان معبر آگاهی و دانایی بوده که به مصداق آیه ی شریفه وقتی یوسف به او می گوید:«اِنّی رَأیتُ عَشَرَ کوکباً وَ الشَّمسُ وَالقَمَرُ و رَأَیتُم لی ساجِدینَ» به او می گوید این خواب برای دیگران باز مگو که برادرانت به نابودی تو همّت خواهند گماشت و آن شد نوشته اند و خوانده اید.



خود یوسف مُعَبِری  مسلّط بود که وقتی فرعون خواب میبیند و برای او تعریف می کند یوسف اطّلاع می دهد که هفت سال قحطی پیش خواهد آمد و همین تعبیر او را به عزّت می رساند و باز خوانده ایم در زندان فرعون خواب آن دو زندانی را چگونه تعبیر کرد.اولیاء و معصومین نیز علم تعبیر داشتند به خصوص از امام جعفر صادق علیه السلام تأویلات و تعبیرات فراوان نقل  شده که در کتب مربوطه ضبط است.

مردم عادّی نیز کم و بیش با این فن ظریف آگاهی داشته اند و خوابهایی را تعبیر می کردند و این صرفاً مبتنی بر تجربه بود.
لازم است بدانیم:
هر خواب یک قطب قوی دارد که مسائل دیگر را تحت الشّعاع قرار می دهد.معبر باید محور خواب را بیابد بعد به تعبیر آن بپردازد.
عوامل تشکیل دهنده ی زندگی ما در خواب به صورت سمبل هایی ظاهر می شوند در یک خواب بیست ثانیه ای ممکن است خیلی چیز ها وجود داشته باشد که در تعبیر بی تأثیر و فقط یک عامل مؤثر است
شما اگر خواسته باشید خواب خود را تعبیر کنید باید اول محور و قطب را بیابید و روی عوامل دیگر تکیه نکنید.
به طور کلی ما اسیر عوامل مادّی زندگی هستیم.شغل،فعالیت ها روزانه،معاشرتها و گفت و گوهایی که طی روز انجام داده ایم، روابط خوانوادگی،پول کافی داشتن یا نداشتن،غذا خوردن و حتی طعم و مزه ی غذا،همه و همه در خواب ما اثر می گذارد.خیال نکنید وقتی خوابیده ایم و ارتباط حواس پنجگتنه ی ما با ذهن قطع گردید از این اسارت رهایی می یابیم.به هیچ وجه این طور نیست.
وقتی شب غذای چرب و شیرین یا زیاد شور و پر ادویه خورده اید در  خواب ممکن است دریا،چشمه،کاریز،آبشار و سیل و مسیل ببینید.صبح که از خواب بیدار می شوید به سراغ کتاب می روید که ببینید تعبیر دیدن سیل و چشمه در خواب چیست؟
این درست نیست چون خواب شما رؤیای صادقانه نبوده بلکه خوابی بوده ناشی از پرخوری.چنین خوابها به هیچ وجه تعبیر ندارد.
خواب شما وقتی می تواند گویای چیزی باشد که با تعادل جسمی و روحی خوابیده باشید.عکس این هم درست است یعنی وقتی گرسنه باشید خواب چلو کباب و باقلا پلو با مرغ و چیز هایی از این دست ببینید که البته نمی تواند تعبیر داشته باشد.پس شبهایی که در کمال تعادل و توازن از نظر جسم و روح و اعصاب خوابیدید و خوابی دیدید بامداد به سراغ معبر یا خواب نامه بروید و تعبیر بخواهید.
برداشت و روابط ما نیز با چیزها ، آدمها و حیواناتی که در اطرافمان یافت می شوند متفاوتند لذا در خواب هم تفاوتها و اختلافاتی به وجود می آورند.
برداشت و رابطه ی ما با اشیاء و اشخاص و حیوانات در تعبیر اثر می گذارد و گاه دگرگونی به وجود می آورد،پس دریافتن معانی و تعابیر باید این نکات را نیز مورد توجه قرار دهید تا کلیدی را که واقعاً خواب شما را باز می کند دریابید.
بنابراین هر خوابی تعبیر نداد.بسیاری از خوابهای ما تحت شرایطی قرار می گیرند که فاقد ارزش و اعتبار می شوند.به این چنین خوابها نباید خوشدل باشیم و نه از آنها بیم و هراس به دل راه دهیم و گرفتار تشویش و نگرانی شویم.
وقتی خوابی می بینید و بیدار می شوید به ساعت مراجعه کنید و ساعت دیدن خواب را یادداشت نمایید،زیرا معبر با دانستن ساعت خواب دقیقتر  می تواند خواب شما را بشکافد و تعبیر کند به طور کلّی از لحظه ای که می خوابیم تا نیمه شب خوابی که می بینیم کمتر دارای اعتبار است.چون در این ساعات هنوز روح و جسم ما زیر تأثیر کار روزانه،فعالیت ها و گفت و گوهای انجام شده و غذایی که خورده ایم دارد.از نیمه شب تا طلوع شپیده بامدادی خواب معتبر می شود و اعتبار آبه تناسب هر چه از نیمه شب دور و به سحرگاه نزدیک می شویم افزایش می یابد.
صادق ترین رؤیاها خوابی است که سحرگاه می بینیم به طوری که چون بیدار می شویم وقت اقامه ی نماز صبح شده باشد.خواب روز به هیچ وجه عنوان تعبیر ندارد.هستند کسانی که بعداز ظهرها می خوابند پا پیش از غذای نیمروز قیلوله می کنند.در این مواقع اگر خوابی ببینید تعبیری ندارد.
در ماه های قمری نیز سه شب نیمه ماه که قمر بدر کامی دارد خواب بیشتر از سه شب محاق ارزشمند می تواند باشد.
خوابهای موسمی نیز بی ارزشند. مثلاً در زمستان برف در خواب دیدن و در بهار مشاهده ی درختان پر شکوفه و گل،در پائیز برگریزان و در فصل تابستان در آب شنا کردن و … از نوع خوابهایی است که تعبیری ندارد و چنانچه در تابستان مشاهده کردید برف می بارد و در سرمای سخت زمستان خانه را از شکوفه های سفید و صورتی پوشیده دیدید .::این خوابها صحت دارند::. و خوابهای طولانی بیشتر از خوابهای لحظه ای و تک چهره ای اعتبار دارند،مگر اینکه تک چهره ها را مکرّر ببینید.


.::نکات قابل توجه برای تعبیر خواب::.


۱- رؤیای انسان در درجه اوّل حکم اطلاع رسانی و آگاهی بخشی را دارد که این شامل دو قسم از خوابها می گردد.(رؤیای صادقانه و نمادین)که در سه مقطع گذشته و حال و آینده خواب بیننده دیده است.

۲- رویای انسان به سه دسته تقسیم می گردد:
الف) صادقانه
ب) نمادین
ج) کاذبه

۳- اطلاعاتی که در خواب به بیننده داده می شود دارای پنج محور زیر است:
الف) فقط مربوط به شخص خواب بیننده است.
ب) مرتبط به شخص یا اشخاص حاضر در خواب می باشد.
ج) بین شخص بیننده و شخص یا اشخاص حاظر در خواب باشد.
د) به هیچ یک از موضوعات پیشین مرتبط نباشد.
ه) به موضوع یا شخص یا جمعی که در خواب حاضر نیستند مرتبط می گردد.

۴- از لحاظ منفی یا مثبت یا خنثی بودن دارای پیامی گویا باشد.

۵- فاکتور زمان در رؤیای صادقانه و نمادین بر محور عدد مقدّس هفت استوار است گاهی حکمت و مصلحت خداوند تعبیر آن را به زمان دیگری موکول می نماید،لذا بعد از اینکه از خواب بیدار می شوید از یک ثانیه ،یک دقیقه،یک ساعت،یک روز،یک هفته،یک ماه،یک سال منتظر تعبیر آن باشید و لازم است بدانید هر انسانی که دارای زبانی صادق و قلبی پاک باشد زمان تعبیر خواب او در بیداری به حداقل می رسد.مگر آنکه خواست خداوند نباشد.


حال امیدوارم که با مطالعه ی این پست که از کتاب جن ها همه جا هستند جلد اول نوشته ی سید محمد مهدی حسینی بود بتوانید تا حدی خواب های خودتان را تعبیر کنید !

روشهاي تعبيرخواب و شرايط آن و اعمال مربوط به ديدن خواب

فرستادن به ایمیل چاپ

اول:

خواب سه نوع است:
1.رؤياي صالحه يا خوابي نيكو كه مژده اي است از طرف خداوند براي بيننده ي آن ويك قسمت از چهل و شش قسمت نبوت پيامبران است .[بخاري ومسلم]
2.خواب ناپسند و نا خوشايند كه از طرف شيطان است وبراي مسخره كردن و آزار دادن بيننده ي خواب مي باشد .

3. خوابي كه ناشي از خيالات و تفكرات انسان و اعمال روزمره ي اوست. خوابهايي نيز كه به علت عادتهاي روزمره مي باشند در اين طبقه جاي مي گيرند مثلاً فردي عادت نموده است كه در ساعت معيني از روز غذا بخورد،اگر روزي برخلاف عادت در آن ساعت ،غذا نخورد وبخوابد ،ممكن است خواب غذا خوردن را ببيند ويا اگر در حالت بيداري غذاي زياد خورده باشد ،ممكن است در خواب ببيند كه استفراغ مي كند.غير از اين سه نوع هر خوابي كه ديده شود، خوابهاي پريشان وباطل است و نمي توان آنها را تعبير نمود زيرا بر اساس قاعده ي مشخصي قرار نگرفته اند.


دوم:

اگر خواب خوشايند ونيكو باشد،شايسته است كه بيننده ي آن چهار عمل زير را انجام دهد:

1.خداوند را به خاطر ديدن آن خواب سپاس گويد.

2.به ديگرا ن در مورد آن ،مژده دهد.

3.نزد هركس كه دوست دارد،آن را بيان كند.

4.پيش خود آن را به چيزي نيك و شايسته تعبير نمايد زيرا خواب بر اساس چگونگي تعبير آن تحقق مي يابد.


سوم:

اگر خواب ناپسند وناخوشايند باشد،شايسته است كه بيننده ي آن هفت عمل زير را انجام دهد كه در صورت انجام دادن آنها ،از آن خواب دچار ضرر وزيان نمي گردد- اگر خداوند اراده كند-.

1.از شر اين خواب به خداوند پناه ببرد.

2.با سه بار گفتن «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» از شر شيطان به خداوند پناه ببرد.

3.سه مرتبه به طرف چپ خود تف كند{بدون پرت كردن آب دهان.م}.

4.جهت خوابيدن خود را عوض كند.

5.نماز بخواند.

6.آن را نزد كسي بيان نكند.

7.نزد خود نيز آن را تعبير ننمايد.

دليل تمام موارد بالا احاديثي از پيامبر خدا(ص) مي باشند.

امام بخاري از ابوسعيد خدري روايت مي كند كه پيامبر خدا(ص) فرموده است:«اذا رأي احدكم رؤيا يحبها فانما هي من الله فليحمدالله عليها وليحدث بها و اذا رأي غير ذلك مما يكره فانما هي من الشيطان فليستعذ من شرها ولا يذكرها لاحد فانها لا تضره»يعني(هرگاه يكي از شما خوابي را ديد كه ازآن خوشش آمد ، آن از طرف خداست پس خداوند را بر آن سپاس گويد وآن را براي ديگران نيز بيان نمايد واگر خواب ناخوشايندي ببيند ،آن از طرف شيطان است پس از شر آن به خداوند پناه ببرد و آن را نزد كسي بيان نكند كه در اين صورت از آن خواب دچار ضرر و زيان نمي گردد).

ترمذي نيز از ابو هريره روايت نموده است كه پيامبر فرموده است : «اذا رأي احدكم الرؤيا الحسنة فليفسرها وليخبر بها واذا رأي الرؤيا القبيحة فلا يفسرها و لايخبر بها»يعني (اگر يكي از شما خواب خوبي را ديد آن را تعبير نموده ونزد ديگران با زگو نمايد و اگر خواب زشت و نا خوشايندي را ديد آن را تعبير نكند و نزد ديگران نيز بازگو ننمايد).

بخاري ومسلم از ابوسلمه روايت نموده اند كه گفت:«لقد كنت أري الرؤيا فتمرضني حتي سمعت ابا قتادة يقول وانا كنت أري الرؤيا تمرضني حتي سمعت النبي(ص)يقول الرؤيا الحسنة من الله فاذا أري احدكم فلا يحدث به الا من يحب واذا رأي ما يكره فليتعوذ بالله من شرها ومن شرّالشيطان وليتفل ثلاثاً و لا يحدث بها احداً فانها لن تضره» يعني (من خواب مي ديدم و به علت آن مريض مي شدم تا اينكه شنيدم كه ابوقتاده نيز كه همانند من به واسطه ي خوابهايش دچاربيماري مي گشته است،گفت كه از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود خواب نيكو از طرف خداوند است پس هركس آن را ببيند به جز نزد آنكس كه دوستش دارد ،آن را بازگو نكند و اگر كسي خواب نا خوشايند و نامطلوبي را ببيند پس از شر آن و شر شيطان به خداوند پناه ببرد و سه بار تف نمايد و آن را نزد كسي بازگو ننمايدكه در اين صورت از آن دچار زيان نمي گردد).و در روايت مسلم آمده است(اگر كسي خوابي مطلوب ونيك ببيندآن را مژده دهد ونزد كسي بازگو نمايد كه دوستش دارد).

امام مسلم از جابر روايت مي كند كه پيامبر(ص)فرمود:«اذا رأي احدكم الرؤيا يكرهها فليبصق عن يساره ثلاثاً وليتعذ بالله من الشيطان ثلاثاً وليتحول عن جنبه الذي كان عليه»يعني(اگر يكي از شما خوابي نا مطلوب و ناپسند را ديد،سه بار به طرف چپ خود تف نمايد وسه بار بگويد اعوذ بالله من الشيطان الرجيم و از آن سمت كه خوابيده است روي برگرداند وبه سمت ديگر بخوابد).

و نيز امام مسلم از ابو هريره روايت نموده است كه پيامبرخدا(ص) فرمود:«فان رأي احدكم ما يكره فليقم فليصل ولا يحدث بهاالناس»يعني (اگريكي از شما خواب ناخوشايندي را ديد پس از خواب برخيزد ونماز بخواند و آن را براي كسي بازگو ننمايد).


چهارم:

براي دست يافتن به تعبيري درست از خواب بايد به مراحل زير توجه نمود:

1.آن قسمت از خواب بايد تعبير شود كه داراي اهميت است و يا به امري واقعي اشاره دارد ويا براي تنبيه بيننده ي خواب ويا مژده اي براي او باشدو يا سودي دنيوي و اخروي در آن باشد.به قسمتهايي از خواب كه پريشان و نامفهومند و تعبير درستي ندارند ،نبايد توجه نمود.

2.براي تمام آن چيزهايي از خواب كه داراي اهميت مي باشند ،براي تعبير آن بايد در قرآن ،حديث پيامبر(ص)،قياس و تشبيه ، واژه شناسي و معني اسامي براي آن اصلي پيدا نمود.[ به اصل كتاب رجوع شود].تعبير خواب بر اساس اسامي و واژه شناسي

مثلاً اگر در خواب فردي را ببينيد كه اسمش «راشد» است، مي توان آن را به هدايت و راهنمايي به راه راست تعبير نمود زيرا راشد يعني كه كسي كه راه راست را در پيش گرفته است و بر همين اساس اگر اسم شخص «سالم »باشد به سلامتي و اگر «سعيد» باشد به خوشبختي تعبير شود.«عقبه » نام را به عاقبت كار،«نافع» نام را به سود و منفعت،«رافع»نام را به بلندي و رفعت ،«احمد» نام را به سپاسگذاري و«صالح»نام را به نيكوكاري تعبير نماييد.امام مسلم از انس روايت مي كند كه پيامبرخدا (ص) فرمود : «رأيت ذات ليلة كأنا في دار عقبة بن رافع،فأتينا برطب من رطب ابن طاب ،فأولة الرفعة لنا في الدنيا و العاقبة في ديننا و ان ديننا قد طاب»يعني (شبي در خواب ديدم كه در خانه ي عقبة بن رافع هستم و مقداري خرماي پاك ورسيده را برايمان آوردند. من اين خواب را اينگونه تعبير مي نمايم كه ما در دنيا به بلندي و رفعت دست مي يابيم و در دينمان نيز عاقبت به خير خواهيم شد زيرا دينما ن دين پاك ورسيده وكاملي است).

خواننده ي گرامي ،اگر شما خوابي را ديديد، سعي نماييد بر اساس مطالبي كه توضيح داده شدند،خود آنها را تعبير نماييد و اگر نتوانستيد خوابتان را با هيچ يك از موارد فوق تعبير نماييد،از كتابهاي تعبير خواب كه مورد اطمينان هستند و یا این سایت، استفاده نماييد.

اكنون بعد از مشخص نمودن اصولي كه خواب بايد بر اساس آنها تعبير شود ـ قرآن ، حديث،قياس وتشبيه و واژه شناسي ـ نمونه هايي را بيان مي كنيم تا شما خواننده ي عزيز با توجه به آنها و بررسي تعبير آنها بر اساس اصول ياد شده ،بتوانيد تعبير روشني براي خوابهاي خود بيابيد . اين نمونه ها همگي تعابير ي هستند كه استاد تعبير خواب، «ابن سيرين» آنها ارائه داده است.نمونه ي اول : «حجاج بن يوسف» در خواب ديد كه دو كنيز از آسمان پايين آمده اند و او يكي از آنها را با خود برده و ديگري به آسمان برگشته است . تعبير اين خواب را از «ابن سيرين» پرسيدند و او نيز خواب را اينگونه تعبير نمود كه آن دو كنيز، دو فتنه اند و «حجاج» فقط به يكي از آنها خواهد رسيد ودر حقيقت نيز اينگونه شد؛آن دو فتنه ، فتنه ي «ابن اشعث» و فتنه ي «ابن مهلب» بود كه حجاج به فتنه ي «ابن اشعث» رسيد اما به ديگري نرسيد.

در اين خواب دو نشانه ي عمده وجود داشتند : اول، دو كنيز و دوم ،بردن يكي از آن دو كنيز توسط حجاج و باز گشت ديگري . در تعبير نشانه ي اول ،«ابن سيرين» از اصل حديث پيامبر (ص) استفاده نمود و زن را فتنه تعبير نمود زيرا پيامبر(ص)مي فر مايد:« ما تركت بعدي فتنة اضر علي الرجال من النساء» يعني( بعد از رفتنم ، هيچ فتنه اي را را زيان بخش تر از زنان براي مردان نمي يابم).بخاري و مسلم

براي تعبير نشانه ي دوم نيز از قياس وفهم خود استفاده كرده بود و گرفتن كنيز را رسيدن به آن فتنه تعبير نموده بود و در حقيقت تعبير خواب نيز همانگونه شد كه او پيش بيني نموده بود.نمونه ي دوم : مردي پيش ابن سيرين آمد و گفت با زني ازدواج نموده ام ، در خواب ديدم كه سياه و كوتاه قد شده است . ابن سيرين گفت سياهيش نشانه ي ثروت و مالداري اوست و كوتاه قد بودنش دال بر عمر كوتاهش مي باشد .در حقيقت اين خواب نيز اين گونه تحقق يافت ؛بعد از مدتي زن آن مرد دار فاني را وداع گفت و مرد صاحب ميراث زياد او شد.

در اين خواب نيز دو نشانه ي عمده وجود داشت :اول ،سياهي آن زن و دوم، كوتاه قد بودنش . در اين مورد ،ابن سيرين براي تعبير نشانه ي اول از اصل زبان و واژه شناسي استفاده نمود زيرا در زبان عربي اگر يكي داراي پول و ثروت زياد باشد ،مي گويند : «لفلان سواد» يعني فلاني سياهي زيادي دارد.براي تعبير نشانه ي دوم نيز،ابن سيرين از تشبيه و قياس استفاده نموده بود و قد كوتاه زن را به عمركوتاهش تشبيه نموده بود ودر نهايت با كنار هم گذاشتن اي دو تعبير ،تعبير فوق را ارائه داده بود .نمونه ي سوم: عبدالله بن مسلم مي گويد : گهگاهي در مجلس ابن سيرين حاضر مي شدم و بعد از برخاستن از مجلس او به مجلس اباضيه ها مي رفتم[اباضيه ،گروهي گمراه از خوارج بودند كه رئيس آنان عبدالله بن اباض نام داشت] و با آنان نشست و برخاست مي كردم . شبي در خواب ديدم كه همراه با عده اي جنازه ي پيامبر (ص) با دوش خود حمل مي كردم .پيش ابن سيرين آمده ،خواب را برايش تعريف نمودم. ابن سيرين گفت : چرا با قومي نشست و برخاست مي كني كه مي خواهند آنچه را پيامبر(ص) آورده است ، دفن نمايند.

در اين خواب نيز دو نشانه وجود دارد :اول،جنازه ي پيامبر(ص) و دوم، حمل آن بر دوش و تصميم براي دفن آن .در تعبير نشانه ي اول ،ابن سيرين جنازه ي پيامبر(ص) را به راه وروش حقي كه آن حضرت آورده است، و نشانه ي دوم را به دفن واز بين بردن آن راه وروش قياس نموده است.نمونه ي چهارم : مردي نزد ابن سيرين آمد وگفت در خواب ديدم كه تاجي از طلا را بر سر م گذاشته ام. ابن سيرين گفت :از خدا بترس ، پدرت در غربت چشمانش را از دست داده است و از تو مي خواهد كه نزد او بروي. مرد به خانه برگشت وديد كه نامه اي از پدرش رسيده است كه در آن از كوري خود خبر داده و از پسرش خواسته بود كه نزد او برود.

در اين خواب سه نشانه وجود دارد :اول،سر ؛ دوم ،تاج و سوم ، طلا. براي تعبير نشانه ي اول ،ابن سيرين از اصل زبان و واژه شناسي استفاده نموده است زيرا سر به معني رياست و بزرگي نيز به كار مي رود و رئيس و بزرگ هر شخصي ،پدرش مي باشد.تاج از پوششهاي غير عربي است و سرزمين غير عرب نيز براي اعراب ،سرزمين غربت به حساب مي آيد و طلا نيز دليل بر از دست دادن بينايي مي باشد. از تعبير اين سه نشانه ، ابن سيرين تعبيري را ارائه داد كه راست از آب در آمد.

آنچه كه جاي تأ مل دارد اين است كه اين خوابها بر اساس تعبيري كه ابن سيرين براي آنها ارائه داده بود ،به وقوع پيوستند زيرا خوابها بر اساس تعبير آنها اتفاق مي افتند.حاكم از انس بن مالك روايت نموده است كه پيامبر(ص) فرمود :«ان الرؤيا تقع علي ما تعبر ومثل ذلك مثل رجل رفع رجله فهو ينتظره متي يضعها فاذا رأي احدكم رؤيا فلا يحدث بها الا ناصحاً او عالماً » يعني(خواب آنگونه كه تعبير مي شود ،اتفاق مي افتد و واقع شدن آن مانند كسي است كه پاي خود را برداشته است ومنتظر است تا ببيند كه چه وقت آن را روي زمين بگذارد.پس هر گاه يكي از شما خوابي راديد آن را به جز نزد عالم و يا ناصحي بازگو ننمايد ) .ابوداود، ترمذي و ابن ماجه نيز از ابو رزين عقيلي روايت نموده اند كه پيامبر (ص)فرمود ه است :«الرؤيا علي رجل طائر مالم تعبره فأذا عبرت وقعت.. .» يعني ( خواب اگر تعبير نشود چونان پرنده اي پرواز مي كند و به وقوع نمي پيوندد اما اگر تعبير شود ،واقع مي شود.. .) .

از اين رو لازم به ذكر است كه خواب تا آنجا كه امكان دارد وبدون زياده روي و عدول از حق ،بايد به شيوه اي پسنديده و خير تعبير شود و اگر اين امكان وجود نداشت ،تعبير ننمودن آن بهتر است.ابن وردي در اين مورد مي گويد :خواب بر بال پرنده ودر حال پرواز است؛ اما اگر تعبير شود ،مژده آور يا زيان بخش خواهدشد.

اگر بتوان براي خواب دو تعبير متفاوت ارائه داد ،بايد ديد كه كداميك بهتر و به اصول تعبيرخواب وتناسب واژه هانزديكتر است تا خواب آنگونه تعبير شود. المناوي در شرح«الفيه ي ورديه»از عده اي از بزرگان نقل مي كند كه فرموده اند :لازم وضروري است كه معبر خواب آرام و با حوصله باشد تا تعبيرش تعبيري درست وتمام باشد وبايد به كيفيت واژه ها وكلمات به دقت توجه نمايد وبتواند چيزهاي درست و با معني را از موارد بي معني و پريشان تشخيص دهد وبه دلايل واهداف آن خواب توجه كامل نمايد وسپس قوانين تعبير خواب را بر آنها تطبيق نمايد و اگر خواب داراي دو معنا بود ،آن معنايي را انتخاب نمايد كه تناسب بيشتري [با شرايط و احوال] داشته باشد .

ممكن است تعبير خواب در مورد بيننده ي آن واقع نشود و براي افراد خانواده،برادر،دوست و يا افراد نزديك تحقق يابد و اين زماني است كه امكان وقوع براي بيننده خواب وجود نداشته باشد.

پيامبر(ص) در خواب ابوجهل را ديد كه با وي بيعت نمود .در اين مورد ابو جهل به پسرش عكرمه تعبير شد كه در نهايت به پيامبر(ص) ايمان آورد و پيامبر (ص) فرمود اين تعبير خوابي است كه ديده بودم. پيامبر(ص) در خواب ديد كه اسيد بن عاص والي مكه شده است و در نهايت پسر اسيد والي مكه شد.


اگر تعبيرخوابي باعث بر ملا شدن عيب مسلماني گردد كه خداوند آن عيب را پنهان نموده است، بايد از فاش نمودن وبيان آن تعبير خودداري نموده و در صورت بيان آن بايد از نام بردن فرد مورد نظر اجتناب نماييد زيرا در اين صورت برادر مسلمانتان راغيبت نموده ودچار گناه شده ايد .ابن وردي نيز مي گويد : اگر خوابت بيانگر عيب مردم بود ،آن را پنهان دار و همواره آن وجه از تعبير را انتخاب نماييد كه بهتر و نيكوتر است.


بيان اين مطلب ضروري است كه خواب بايد متناسب با بيننده ي آن و درجه وپايگاه اجتماعي او تعبير شود . براي هر فرد آن تعبيري متناسب است كه با شرايط و احوال خود وي سازگار باشد . ممكن است خوابي براي شخصي رحمت و همان خواب براي ديگري زحمت و عذاب باشد . گويند روزي مردي از ابن سيرين سئوال نمود : در خواب ديدم كه اذان مي گويم ،تعبير آن چيست ؟ ابن سيرين در جواب گفت : به زيارت خانه ي خدا مي روي و فريضه ي حج به جاي مي آوري .بعد از مدتي شخصي ديگر دقيقاً همان سئوال را از ابن سيرين پرسيد واو نيز در جواب به آن مرد گفت : تو دزدي خواهي كرد و دستت را به خاطر آن قطع خواهند كرد .آناني كه شاهد آن دوماجرا بودند از ابن سيرين پرسيدند: چگونه براي يك خواب دو تعبير متفاوت نمودي ؟او نيز در جواب گفت :اولي مرد نيكو كار و خوبي بود و من نيز بر اساس اين آيه ي قرآن«و اذان من الله ورسوله الي الناس يوم الحج الأكبر»يعني(اين اعلامي است از سوي خدا وپيامبرش به همه ي مردم در روز بزرگترين حج)[توبه/3]،اذان را به رفتن به حج تعبير نمودم ،اما دومي مرد شرور و بدكرداري بود وبر اساس اين آيه از قرآن«اذن مؤذن ايتها العيرانكم لسرقون»يعني(ندا دهنده اي فر ياد زد اي كاروانيان شما دزديد)[يوسف/70] اذان گفتن وندا دادنش را به دزدي تعبير نمودم .

اگر بچه ي كوچكي خوابي را ببيند ،تعبيرش براي والدينش است و همچنين تعبير خواب برده براي اربابش و زن براي شوهرش مي باشد و همه ي اينها در صورتي است كه تعبير آن خواب متناسب شرايط خود آنها نباشد . ابن وردي در اين مورد مي گويد :خواب برده از آن ارباب است و آنچه را نيزكه زن در خواب مي بيند به شوهرش مي رسد .خواب بچه به والدينش بر مي گردد وهمه ي اينها درصورتي است كه خود اهل و شايسته ي تعبير آن خواب آن نباشند.

المناوي در مورد كيفيت تعبير چيزهاي عجيب وغريب و نا مشخص در شرح الفيه ي ورديه مي گويد :اگر اول خواب تا آخر آن براي شما معلوم باشد، تعبير آن ساده است اما اگربخشي از خواب مشخص و بخشي ديگر نامشخص و پريشان باشد،ابتدا قسمت معلوم آن را تعبير نماييد و بخش نامعلوم آن را بيشتر مورد بررسي و دقت قراردهيد ودر صورت امكان، آن بخش را به قسمتهاي كوچكتري تقسيم نماييد ودر صدد درك جداگانه ي آن قسمتها باشيد ودر صورت درك آنها ،تعبير مشخصي براي آنها ارائه دهيد و از مجموع آنها تعبيري كلي براي خواب ارائه نماييد.اگر درك وفهم خوابي برايتان امكان نداشت و يا خواب از نوعي باشد كه تاكنون ديده نشده باشد،بهتر است كه تعبير نشود تا اينكه خود واقع شود.

و نهايتاً اگر مي خواهيد كه بر تعبير خوابها آگاه شويد،سعي نماييد تا بر پايه هاي اساسي براي تعبير خواب آگاهي بيشتري پيداكنيد و براي هر چيز بتوانيد دلايل موجهي از قرآن وسنت ،معاني واژگان و اسامي و قياس وتشبيه بيابيد وبا كمك گرفتن از مجموع اين موارد و نيزبا توجه به شرايط و احوال بيننده ي خواب در صدد برآييد كه براي خواب تعبيري درست پيدا كنيد

صفحه 1 از 4

 

زن مینیاتور دف زن ( تابلوهای كُلاژ)

تصویر

 ● وسایل مورد نیاز1- مقوا یا تخته سه لایی نازك2- جوراب رنگ پا3- پولك4- پارچه نقش دار و...

 

گل زنگوله ای

تصویر

گل زنگوله ای                             ...

 

رنگ ها در آرايش

رنگ ها همچنين به انواع سرد و گرم تقسيم ميشوند. بعضي رنگها هم با توجه به سايه، ...

 

آناناس اسم خود را از کجا گرفته است؟

تصویر

وقتی شما به آناناس نگاه می کنید، حتماً فکر می کنید که دارید به یک میوه می نگرید....