چنگ دل آهنگ دل کش می زند   /    نغمه ی عشق است و آتش می زند ...

و این بار آتش  دل کویتی پور در کنار جاز و بیس و از آلبوم جدید زبانه می کشد و به زبان حال نوین همانچه را می گوید که روزی با صدای طبل و سنج  در کنار سربازان گرما خورده ایرانی و در کنار اروند می گفت . صدایی که در جوار نغمه های محزون آهنگران موسیقی  متن سالهای جنگ بود:
ندای جبهه حق شورشی افکنده بر جانم ... شورشی که از سپیده دمان سی و یک شهریور بر جان هزاران ایرانی افتاد و کو چه کوچه این مرز و بوم را آکنده از بوی خون و خاک و عطر آسمانی شهادت کرد کوچه هایی که یک سرش حجله عزیزی بود و در سر دیگرش مادری آب روشنی بخش را به دنبال سر پسر می ریخت

کوچه هایی که یک سرش صف کوپن بود و سر دیگرش صف داوطلبین رزم
با ندای کاروان بار بندیم هم زمان...
کاروانی که رو به خاک تف دیده جنوب می رفت تا  نخستین دفاع از خاک ایران را رقم زند که در آن حتی یک کف دست از مساحت میهن در دست دشمن نماند ، کاروانی که بسیار می رفت و اندک بر می گشت : بیا ره توشه برداریم ، قدم در راه بی برگشت بگذاریم...
قدمی که خانه گرم پدری را ترک می گفت تا از خاک پدری دفاع کند ، پدری که با چشم اشکبار هنوز رو به جنوب چشم انتظار باز گشت پسر است ، پدری که زیر شیشه های شکسته از موشک ،  قاب شیشه ای عکس پسر را می جست : دلم شکسته تر از  شیشه های شهر شماست ...
شهری که با آژیر قرمز بر می خواست و با صفیر سفید سر به بالین می نهاد ، شهری که   موشکهای ساخت امریکا و بمبهای روسی را تحمل می کرد تا تنها جایی باشد که اتحاد شرق و غرب را در اوج جنگ سرد می دید : نه شرقی نه غربی ، جمهوری اسلامی ...
شرق و غربی که در تحریم ایران گوی رجحان می ربودند ، شرق و غربی که کشتار جمعی را به صدام آمو ختند ... و چه تلخ است طنز تاریخ که به همان دلیل تخت صدام را وازگون کردند ... و چه زیبا است افشا گری تاریخ آنگاه که این نفرین شده ی یتیمان و مادران شهید   از دادگاه طلب عفو می کند : از اشک یتیمانت وز خون شهیدانت فردا که بهار آید ، صد لاله به بار آید ....
لاله هایی که نه فقط بر روی نشان بنیاد شهید که بر جای جای این خاک رویید تا نشان از سالهایی باشند که در غیاب اینترنت و ماهواره ، تنها دو شبکه صدا و سیما پیام آور نفوذ به عمق خاک عراق بودند ، آری اگر امروز همگان فتح پل دجله را مستقیم از ماهواره دیدند آنروز هیچکس وضوی باکری در دجله را ندید  : وضو سازید و بر خیزید و با دشمن بیا ویزید ....
دشمنی که با خوشه ای های خمسه خمسه ، با موشکهای الصمود ، با شیمیایی و تانکهای مقاوم به آر پی جی به جنگ جوانانی میآمد که به غیر از یک خمپاره شصت و یا یک کلاش تنها یک پیشانی بند یا زهرا داشتند : من تفنگم در مشت ، کوله بارم در پشت بند پوتینم را محکم می بندم ...
پوتینی که مثل چکمه های امروزی قیمت آنچنانی نداشت ، بر عکس کفش های ما بند های زمخت داشت ، پوتین هایی که گرمای 50 درجه فکه آنها را به مبارزه می طلبید . گویی زمین و زمان سر جنگ داشتند ، گرما حتی شب را نیز غیر قابل تحمل می کرد و مگر می شد با کرم سنگر وطنی از شر پشه و گرما در امان بود  !
سنگر خوب و قشنگی داشتیم ، روی دوش خود تفنگی داشتیم، جنگ ما را عاشق خود کرده بود...
جنگی که سینما گران را هم عاشق خود کرد تا سینما در بلمی به سوی ساحل بنشیند ،  با مهاجر هم پرواز شود در عملیات کرکوک شر کت کند ، از کرخه بگذرد به راین برسد و دست آخر با هواپیمای آژانس شیشه ای به مزرعه پدری باز گردد ... سینما هم بوی جنگ گر فته بود ، همه چیز بوی جبهه می داد ، و مگر فیلم های زیر زمینی  تی - سون  شعله و گنج قارون  در زیر همان لباس ها پنهان نمی شدند که روزی اشک فراق شهیدی را پو شانده بود ، حتی از آن سوی آبها نوای موسیقی بوی خاک جنوب را شنیده بود و برای ساکنانش لالایی می خواند :
لالایی ، لالایی ،لالایی ، عزیز نازنین من لالایی ، بخواب این آخرین خواب تو شیرین ، پس از این قهرمان قصه هایی ...
قصه هایی که شیرین نبود ، از آن قصه ها نبود که بشود بچه ای را با آن آرام کرد ، از آن قصه ها بود که زهره میبرد و اشک می آورد ، قصه هایی که یاد آور ملتی بود که یک روز ناخواسته مورد تعدی قرار گرفت و با خون بر تجاوز رجحان یافت ، خونی که یاد آور مظلومیت بود یاد آور حسین بود : شور و حال نینوا دارد دلم ، چون هوای کربلا دارد دلم ...
دل هایی که سالهاست از صدای بمب و موشک نلرزیده ، دل هایی که سالهاست روی عزیزان رفته را ندیده است ، همان کاپشن خاکی های سر به زیر که لب های خندانشان هنگام سلام های محجوب تا ابد در دل ایرانیان تبسم می کند هر چند خودشان سالهاست که ترک ما گفته اند : کجایید ای شهیدان خدایی ؟...

 

حسین منوری


 

مطالب این بخش به تدریج کامل خواهد شد

منابع این مجموعه :

وب سایت معظم "سایت جامع دفاع مقدس" : ساجد

وب سایت معظم  صبح


شهادت آرزوي اولياء

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود :

قسم به آنكه جانم به دست اوست((اگر نبود اينكه جمعي از مومنين خوش ندارند)) دوست داشتم كه در راه خدا نه يكبار و دوبار، كه چندين بار زنده گشته و بار ديگر كشته گردم.

صحيح بخاري، ج4، ص21، باب تمني الشهاده

روزي شهادت

حضرت علي عليه السلام فرمود :

خدايا، اي پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پيروز گرداندي، از ستم و تجاوز دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پيروز شدند، شهادت را روزيمان فرما و از فتنه بازمان دار.

نهج البلاغه، خطبه170

فرجام سعادت و شهادت

حضرت علي عليه السلام فرمود :

من از خدا به گشايش رحمت و بزرگي قدرتش(بر آنكه هر چه بخواهد عطا مي كند) مي خواهم كه پايان زندگي من و تو را به نيكبختي و شهادت قرار دهد.

نهج البلاغه نامه53

شهادت در راه خدا

حضرت علي عليه السلام در دعاي خود به هاشم بن عتبه فرمودند :

خداوندا، شهادت در راهت را و همراهي با پيامبرت را به او روزي كن.

نهج السّعاده، ج2، ص108

همسايگي با شهدا

حضرت امام علي عليه السلام فرمود :

از خداوند جايگاه شهيدان و زندگي با سعادتمندان و همراهي با پيامبران را طلب مي كنم.

نهج البلاغه، خطبه23

عشق به شهادت

حضرت امير المومنين عليه السلام فرمود :

پس بخدا قسم من بر حقّم و دوستدار شهادت.

شرح نهج البلاغه، ج6، ص99 و 100

اميد شهادت در جبهه

حضرت امام علي عليه السلام فرمود :

به خدا قسم اگر آرزوي شهادت را در پيكار با دشمن نمي داشتم،(كه ايكاش زودتر فراهم آيد) بر مركب خود سوار مي شدم و از ميان شما كوچ مي كردم و تا باد شمال و جنوب بوزد(براي هميشه) در جستجوي شما نمي پرداختم.



شرح نهج البلاغه، ج7، ص285، خطبه118

نوع فهم دكتر شریعتى از مفهوم عالى شهید، برداشتى خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامى است. وى در تعریف كلمه «شهید» مى‏گوید:

"شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)

«شهید» زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و این اصیل‏ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كریم نیز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شریعتى در جاى دیگر مى‏نویسد:

"شهید، قلب تاریخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حیات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسلیم را تمكین كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى كه از حیات و جنبش و حركت و زایش بازمانده است؛ شهید همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق این جامعه، خون خویش را مى‏رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است كه به یك نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى‏بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید؛ كى غائب است؟"(3)

بخش فوق بیشتر رویكردى كربلایى دارد، بدین معنا كه دكتر با نگاه به شهیدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهید پرداخته است و الا همیشه اینگونه نیست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سیماى تابناك شهید رخ نماید. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله علیه و آله و امام على‏علیه السلام شاهد این ادعاست.

یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است.




 



 

 

 

دفاع مقدس اصطلاحی است که از سوی ایرانیان در مورد جنگ ایران و عراق به کار می رود. دفاع مقدس یا هشت سال دفاع مقدس اشاره به مجموعه فعالیت های نظامی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی انجام شده در ایران در طول هشت سال جنگ ایران و عراق می کند که موجب حفظ تمامیت ارضی ایران و بازپس زدن نیروهای متجاوز عراقی از سرزمینهای اشغال شده در غرب و جنوب ایران شد.

 

دفاع مقدس در سالهای پس از جنگ نیز همواره مورد توجه بوده است و بویژه در زمینه هنر و ادبیات، باعث به وجود آمدن سبک یا شاخه هایی خاص ادبی و هنری شده است. از جمله می توان به سینمای دفاع مقدس و شعر دفاع مقدس اشاره کرد.

 

عبارت «دفاع مقدس» در مقابل «جنگ تحمیلی» تاکید بر دفاعی بودن نقش ایران و تحمیلی بودن جنگ مذکور دارد.

با شروع جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۹۵۳۱، توده های مردم به دفاع نظامی علیه دشمن بعثی پرداختند. دستگاه های فرهنگی و هنری تازه تأسیس یا متحول شده انقلاب اسلامی پس از اندكی از آغاز جنگ به آن توجه نشان داده و در غالب های مختلف هنری شروع به فعالیت كردند.

سینمای ایران كه پیش از انقلاب از سوی مردم انقلابی و مذهبیون مردود شمرده می شد با پرداختن به روایت جنگ تعریف و ظاهر دیگری به خود گرفت و از سال ۱۳۶۰ بود كه موضوع دفاع مقدس در سینمای ایران متولد شد.
اكنون پس از ۲۶سال از آغاز جنگ تحمیلی و گذشت ۱۷سال از پایان آن، همچنان ضرورت این ژانر سینمایی در سینمای ما، احساس می شود. چرا كه جنگ در سینمای ایران فقط در حد یك جنگ نبوده است و در واقع جنگ ایران آمیزه ای از اعتقادات و دفاع از ارزشهاست و این از معدود خصایصی است كه فقط در سینمای ایران با عنوان «دفاع مقدس» شكل گرفت و آن را از انواع دیگر، سینماهای جنگ دنیا متفاوت كرده است.




 

loading...

راهنمای خرید

loading...