چهارشنبه, 03 خرداد 1391

آخرین بروز رسانی11:29:44 AM GMT

قدرت کلمات

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند . بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند که گودال چقدر عميق است به دو قور باغه ديگر گفتند که چاره اي نيست ، شما به زودي خواهيد مرد . دو قورباغه ، اين حرف ها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند که از گودال بيرون بپرند . اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد شما خواهيد مرد . بالا خره يکي از دو قورباغه دست از تلاش برداشت و بي درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد .
اما قورباغه ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد . بقيه قورباغه ها فرياد ميزدند که دست از تلاش بردار اما او با توان بيشتري تلاش مي کرد و بالا خره از گودال خارج شد .

وقتي از گودال بيرون آمد بقيه قور باغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرف هاي مارا نشنيدي؟ معلوم شد که قور باغه نا شنواست . در واقع او تمام اين مدت فکر مي کرده که ديگران اورا تشويق مي کنند

نظرات  

 
0 عالیهمحسن چهارشنبه 01 اردیبهشت 1389 ، ساعت 11:44
واقعا سایت زیباتر شده
من ساعتها تو این سایت وقت می گذرونم
موفق باشی
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
0 نسرین سه شنبه 10 آبان 1390 ، ساعت 00:18
عاشق این سایتم :P
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

افزودن نظر





قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

مطالب اتفاقی مرتبط