چهارشنبه, 03 خرداد 1391

آخرین بروز رسانی11:29:44 AM GMT

غزلواره

فرستادن به ایمیل چاپ

اين عشق ماندني

اين شعر بودني

اين لحظه هاي با تو نشستن

سرودني ست

 

اين لحظه هاي ناب

در لحظه هاي بي خودي و مستي

شعر بلند حافظ

از تو شنودني ست

 

اين سر

- نه مست باده،

اين سر كه مست

مست دو چشم سياه توست

اينك به خاك پاي تو مي سايم

كاين سر به خاك پاي تو با شوق سودني ست

 

تنها تو را ستودمت كه بدانند مردمان

محبوب من به سان خدايان ستودني ست

 

من پاكباز عاشقم

از عاشقان تو

با مرگم  آزماي

با مرگ اگر كه شيوه تو آزمودني ست

 

اين تيره روزگار

در پرده غبار دلم را فرو گرفت

تنها به خنده

يا به شكر خنده هاي تو

گرد و غبار از دل تنگم زدودني ست

 

در روزگار هر كه ندزديد مفت باخت

من نيز مي ربايم

اما چه ؟

- بوسه،

بوسه از آن لب ربودني ست

 

تنها تويي كه بود و نمودت يگانه بود

غير از تو، هر كه بود

هر آنچه نمود

نيست

 

بگشاي در به روي من و عهد وعشق بند

كاين عهد بستني

- اين در گشودني ست

 

اين شعر خواندني

اين عشق ماندني

اين شور بودني ست

 

اين لحظه هاي پر شور

اين لحظه هاي ناب

اين لحظه هاي با تو نشستن

- سرودني ست

***

افزودن نظر





قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

مطالب اتفاقی مرتبط