چهارشنبه, 03 خرداد 1391

آخرین بروز رسانی11:29:44 AM GMT

هاي و هوي باد

فرستادن به ایمیل چاپ


آهوان را هر نفس از تيرها فريادهاست

ليك صحرا پر ز بانگ خنده صيادهاست

 

گل بغارت رفت و چشم باغبان در خون نشست

بسكه از جور خزان بر باغها بيدادهاست

 

غنچه ها بر باد رفت و نغمه ها خاموش شد

هر پر بلبل كه بيني نقشي از آن يادهاست

 

باغبان از داغ گل در خاك شد اما هنوز

هاي هاي زاريش در هوي هوي بادهاست

 

گونه ام گلرنگ و چشمم پرده پرده غرق اشك

لب فرو بستم ولي در سينه ام فريادهاست .

 

افزودن نظر





قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

مطالب اتفاقی مرتبط