پنجشنبه, 04 خرداد 1391

آخرین بروز رسانی11:29:44 AM GMT

بیرون شد از گمار ... هوشنگ ابتهاج

فرستادن به ایمیل چاپ

بیرون شد از گمار

راه در جنگل اوهام گم است
سینه بگشای چو دشت
 اگرت پرتو خورشید حقیقت باید
 وقتی از جنگل گم
 پا نهادب بیرون
و رها گشتی
 از آن گره کور گمار
ناگهان آبشاری از نور
 بر سرت می ریزد
 و آسمان
 با همه پهناوری بی مرزش
در تو می آمیزد
ای فراز آمده از جنگل کور
هستی روشن دشت
 آشکارا بادت
بر لب چشمه خورشید زلال
 جرعه نور گوارا بادت

افزودن نظر





قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

مطالب اتفاقی مرتبط