پنجشنبه, 04 خرداد 1391

آخرین بروز رسانی11:29:44 AM GMT

گریه سیب ... هوشنگ ابتهاج

فرستادن به ایمیل چاپ

گریه سیب

شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
 من در این خانه تنها تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
 ناگهان حس کردم
که کسی
 آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
 می چکید از گل سیب

نظرات  

 
0 تهمینه بختیاری جمعه 18 شهریور 1390 ، ساعت 03:15
چه غریب ماندی ای دل
نه غمی ، نه غمگساری
نه به انتظار یاری ،
نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم
بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری...
هوشنگ ابتهاج
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

افزودن نظر





قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

مطالب اتفاقی مرتبط