آموزش

آموزش الکترونیکی (به انگلیسی: electronic-learning) رشته‌ای است که از پیدایش اینترنت و گسترش این پدیده فن‌آوری و استفاده از قابلیت‌های آن ایجاد گردیده است و در حقیقت تکامل شیوه آموزش از راه دور برطرف کننده نیاز انسان‌های پرس‌وجوگر و خواهان یادگیری با توجه اختیاری بودن زمان و مکان است. آموزش الکترونیکی امروزه توجه بسیاری از دست اندرکاران آموزش را به خود جلب نموده و از مباحث و مصارف بسیار اساسی در اینترنت است.

مدت‌ها كتاب اصلی‌ترین منبع اطلاعاتی در امر آموزش محسوب می‌شد، اما تحولات و پیشرفتهای سریع فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات در سال‌های اخیر سبب شده است بسیاری از جنبه‌های زندگی بشر دستخوش تغییرات بنیادین شده و مفاهیم جدیدی شكل گیرد. یكی از حوزه‌های كه از این مهم متأثر شده، آموزش و فراگیری است كه بسیاری از محدودیت‌های آن امروزه به واسطه پیشرفت‌های فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات در حال از بین رفتن است. آموزش الكترونیكی یكی از زمینه‌هایی است كه استفاده از آن به جهت ارتقای كیفیت آموزش اجتناب ناپذیر است.

یادگیری الکترونیکی شکلی از یادگیری می‌باشد که از طریق ابزارهای الکترونیکی متنوع (اینترنت، اینترانت، اکسترانت، شبکه‌های ماهواره‌ای، نوارهای صوتی و تصویری، تلویریون محاوره‌ای، و سی‌دی‌رام‌ها)، عرضه و با شیوه‌های مختلف (خودگردان، کنترل به‌وسیله آموزشگر) کنترل می‌شود و به‌وسیله ساختارهای گوناگون (دوره‌ها، ماژولها، فعالیتهای یادگیری کوچک) اجرا می‌شود، و اجرای آن بدون محدودیت جغرافیایی و زمانی (یادگیری هم‌زمان/غیرهم‌زمان) می‌باشد.


 

مقدمه ای بر آموزش الکترونیکی


با گسترده شدن فناوری اطلاعات و نفوذ وسایل ارتباط از راه دور به عمق جامعه ، ابزار ها و روش های آموزش نیز دچار تحول شدند. تحول این ابزار ها و روش ها در جهتی است که هر فرد در هر زمان و هر مکان بتواند با امکانات خودش و در بازه زمانی که خودش مشخص می کند مشغول یادگیری شود.
در سال های نه چندان دور آموزش از راه دور مطرح شد. این نوع آموزش ویژگی های خودش رو دارد و دارای مزایا و معایبی است. ابتدا آموزش به صورت مکاتبه ای بود و تنها راه ارتباط استفاده از نامه بود. با پیشرفت تکنولوژی و از همه مهمتر ارزان تر شدن هزینه استفاده از تکنولوژی، استفاده از ابزار های جدید تر برای انتقال دانش مطرح شد. با به وجود آمدن و گسترش اینترنت این پدیده جدی تر دنبال شد و ابزار ها و روش ها و استاندارد هایی برای آموزش الکترونیک مطرح شد و هر روز اصلاحات جدیدتری در این زمینه انجام می شود.در واقع می شه گفت آموزش الکترونیکی استفاده از ابزار های انتقال اطلاعات به صورت الکترونیکی (مثل اینترنت) برای انتقال اطلاعات و دانش است.
امروز اول راجع به دو کلمه training و learning صحبت می کنم. Training به معنی آموزش دادن است و learning به معنی یاد گرفتن است. در رویکرد سنتی از روش آموزش دادن استفاده می شود که چون همراه با زور و اجباره باعث افت تحصیلی دانش آموز می شود و حتی ممکن است مشکلاتی در خارج از محیط آموزشی برای دانش آموز پیش بیاورد. اما در رویکرد جدید از روش آموزش گرفتن استفاده می مس شود. چون در این روش فرد، خود می خواهد یاد بگیرد بنابر این زور و اجباری هم در کار نیست و در نتیجه مشکلات قبلی به وجود نه خواهد آمد.

تفاوت آموزش سنتی و مدرن در اینجا سه تفاوت بررسی شده


فرآیند آموزش
رویکرد سنتی: یک روش و محتوی آموزشی برای همه
رویکرد مدرن: روش و محتوی آموزشی سفارشی شده برای هر آموزش
زمان آموزش
رویکرد سنتی : یک بازه زمانی برای همه
رویکرد مدرن : بازه زمانی که توسط آموزش گیرنده تعیین می شود
محل آموزشی
رویکرد سنتی : یک مکان خاص برای همه
رویکرد مدرن : هر مکانی که آموزش گیرنده بتواند به مطالب آموزشی دسترسی پیدا کند

اما چند دلیل برای استفاده از آموزش الکترونیکی معرفی تکنولوژی های جدید به دانش آموزان و آموزش چگونگی دست یابی به تکنولوژی های جدید.
تشویق دانش آموزان برای بدست آوردن اطلاعات از طریق تکنولوژی های جدید.
حضور در اطاق های بحث و گفتگو برای تبادل نظر در مورد مطالب که منجر به تولید دانش می شود .
برقرای ارتباط با مدیر قسمت آموزشی در هر زمان.
کسانی که به علت داشتن کار یا معلولیت و عوامل دیگر قادر به حضور در کلاس درس فزیکی نمی باشند می توانند به راحتی و بدون مشکل از این روش استفاده کنند.
برای افرادی که امکان خروج از کشورشان را برای ادامه تحصیل ندارند.
دستیابی به جدید ترین اطلاعات روز دنیا در رشته مورد نظر.


دامنه آموزش الکترونیک


بعد از اینکه با مفاهیم مقدماتی آموزش الکترونیک آشنا شدید بهتر است دامنه یادگیری آن را نیز بدانید. یا به عبارت بهتر، آموزش الکترونیک در چه محیط هایی و با چه ابزاهایی ارائه می شود. آموزش الکترونیک دامنه گسترده ای دارد و بسته به نوع استفاده و امکانات به چند دسته تقسیم می شود.
1. آموزش بر پایه وب: در این روش آموزش از طریق اینترنت خواهد بود. در اکثر موارد آزمون ها و ارائه مدرک هم از طریق الکترونکی و وب است. کلاس های درس ، یادداشت های درس، جزوه ها، اتاق بحث، پست الکترونیکی و غیره جزء ویژگی های این روش هستند و همگی برروی وب ذخیره می شوند. البته به علت انعطاف پذیری فوق العاده آموزش الکترونیک می توانید نحوه آموزش را به طریق دلخواه، مناسب با فعالیت خودتان، شرایط موجود و امکانات طراحی و پیاده سازی کنید؛ از این رو بعضی از ویژگی های گفته شده می توانند در سیستم شما وجود نداشته باشند یا ویژگی های دیگری جایگزین آن ها باشند.
2. آموزش مبتنی بر کامپیوتر: در این روش احتیاجی به اتصال به اینترنت و حتی به شبکه نیز نیست. مگر در موارد خاص. در این روش اطلاعات بروی یک واسط الکترونیکی ذخیره می شود و کاربر با استفاده از یک کامپیوتر یا ابزار خواننده آن واسط الکترونیکی می تواند از آن استفاده کند. یک مثال متعارف آن استفاده ازCD آموزشی است که در کشور خودمان بسیار از آن استفاده می شود
3. آموزش از طریق وسایل و ابزار دیجیتال همراه: آموزشی است که از طریق و سایل و ابزارهای دیجیتالی همراه از جمله PDA و Tablet PC و ... ارائه می شود.
4. آموزش از طریق تلفن همراه: آموزشی است که کاملا جدید است و تقریبا می تواند در گروه بالا قرار گیرد اما به علت افزایش تعداد افراد دارنده تلفن همراه و تمرکز بروی این روش که به mlearning شهرت یافته دسته ای جدا برای آن در نظر گرفته می شود. به خوبی می توان این روش را پیاده سازی کرد. ولی لازمه آن ایجاد زیر ساخت های مخابراتی است. خیلی از مردم مخصوصا در جوامع شهری وقت زیادی از خود را در انتظار وسایل نقلیه، ترافیک و غیره از دست می دهند. تا همین چند سال پیش افراد برای استفاده از این وقت، کتاب هایی همراه خود جابه جا می کردند که مشکات خودش را داشت مثلا در را ه های ناهموار آسیب زیادی به چشم وارد می شد و ... . با ارائه ذخیره ساز های دیجیتالی صدا، مطالعه به سمت آموزش از طریق صدا حرکت کرد؛ ولی همچنان آموزش از طریق چشم بالاترین کارایی را دارد. بنابراین استفاده از ابزارهای دیجیتالی تصویری بهتر از همه است زیرا :
4.1 می توان به جای نوشته از تصاویر ثابت و متحرک و یا فیلم استفاده کرد
4.2 می توان اندازه نوشته ها را بسته به موقعیت و کاملا دلخواه بزرگ و کوچک کرد.
4.3 می توان از خوانندگان متن یا صدای ضبط شده همراه متن و حتی موسیقی در کنار آموزش استفاده کرد.
4.4 در صورت خستگی از مطالعه می توان از وسایل تفریحی داخل این وسایل استفاده کرد.
موفق باشید

دسته بندی نوع یادگیری ومزیت های آموزش الکترونیکی


کلا نوع یادگیری را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
1. یادگیری شخصی
2. یادگیری جمعی
3. کلاس های مجازی

1.
یادگیری شخصی : در این دسته فرد رشته مورد علاقه خود را انتخاب می کند و در محیط اطراف خود مخصوصا اینترنت به دنبال اطلاعات مرتبط با آن می گردد و در آن زمینه تحقیق می کند سپس سوالات خود را از اساتید آن رشته به صورت offline می پرسد.
2.
یادگیری جمعی : در این دسته شرایطی برای افراد مهیا می شود تا با یک دیگر و اساتید خود ارتباط بر قرار کنند. از جمله این ابزار Forum و chat و غیره است. در این روش معمولا زمان شروع و خاتمه دوره آموزشی و امتحانات برای همه آن گروه یکسان است.
3.
کلاس های مجازی : در این دسته شرایط کاملا مانند کلاس درس است و حتی در بعضی از موارد در کلاس های فزیکی برگزار می شود. در این جا از ویدئو کنفرانس و به جای تخته سیاه از یک ویدئو پروژکتور استفاده می شود. گاهی از اوقات برای هر فرد یک کامپیوتر در نظر گرفته می شود و ارتباط ویدئویی از طریق صفحه نمایشگر و دوربین یا وب کم خواهد بود و هر کسی می تواند از طریق کامپیوتر با استاد ارتباط برقرار کند. این روش مخصوصا برای برگزاری کلاس هایی که استاد مربوط به آن درس به تعداد کافی موجود نیست و امکان جابه جایی اساتید هم وجود ندارد مفید می باشد به ویژه برا ی دانشگاه ها. شاخه ای از این دسته در پزشکی از راه دور نیز استفاده می شود.
مقایسه یادگیری از طریق آموزش الکترونیک و یادگیری در کلاس ها فزیکی معمولی
سعی شده است کلاس ها مجازی همانند کلاس های واقعی ایجاد شود اما برای اهداف آموزش الکترونیکی تغییر یافته و منعطف تر شده اند.نحوه ارائه درس باعث تعییر در نحوه یادگیری و مطالب آموزشی شده است. متون درسی، نحوه انتخاب آن ها و آموزش آن ها با آموزش سنتی متفاوت است.

مزیت های آموزش الکترونیک


1. نیازی به صرف وقت و حضور در کلاس نیست.
2. برخورداری از یک روش مطالعه انعطاف پذیر که مطابق نیاز دانشجو است.
3. سرعت مطالعه دست دانشجو است.
4. مانند کلاس های درسی برنامه آموزشی، راهنمایی درس ، دروس مرجع و ... وجود دارد.
5. در مطالعه به صورت online از مزایای کار گروهی بهره مند می شوید.
6. کنجکاوی و ابتکار بیشتر و دسترسی به تکنولوژی های جدید.
7. اطلاعات به روز است و از اطلاعات به روز می توانید استفاده کنید.
8. ارزیابی به صورت online است.
9. می توانید هر کجا که باشید مدرک خود را از طریق اینترنت به دیگران و رییس خود نشان دهید.
10. می توانید بیش از یک درس یا رشته را فرا گیرید.
11. آموزش الکترونیک را با استفاده از هر فراهم کننده خدمات اینترنتی و بدون محدودیت می توان به کار برد. اما ارائه دهنده دروس می تواند از یک اینترانت برای این کار استفاده کند که در این صورت محدوده آموزش محلی خواهد بود.
12. می توان از هر مرورگری برای آموزش الکترونیک استفاده کرد به شرطی اینکه برنامه های سایت با plug in های مرورگر مطابقت نماید. مثلا حمایت مرورگر از کدهای جاوا.
13. در هر زمان میتوان یاد گرفت.
14. در هر مکانی امکان یادگیری وجود دارد.
15. هزینه های یادگیری کاهش می یابد.
16. دانش و اطلاعات را عموم مردم می توانند بدست آورند.
17. نتیجه آموزش و یادگیری شما سریعتر مشخص می شود.
18. با استفاده از امکانات Multimedia مطالب بیشتر در ذهن می ماند.
19. تبعیض و پارتی بازی کمتر اتفاق می افتد.

چند نکته که در آموزش الکترونیکی باید مورد توجه قرار گیرد


1.زیر ساخت های مخابر اتی: زیر ساخت های مخابرتی در ایران هنوز مهیا نیست اما باعث نمی شود از آموزش الکترونیک صرف نظر شود.
2. مفاد آموزشی: مفاد آموزشی به صورت آموزش الکترونیک با روش های آموزش سنتی متفاوت است و باید هم فرق داشته باشد. در آموزش الکترونیک 40 تا 50 درصد متن آموزشی از طریق استاد و بقیه از همکاری و ارتباط دانشجویان تعیین می شود.
3. آموزش الکترونیک باید دوطرفه باشد تا کاربر خسته نشود، مثلا مانند CD ها آموزشی که فقط باید بیننده باشد نباشد. کاربر باید با آن ارتباط داشته باشد.

برنامه های شرکت ها و موسسات برای آموزش الکترونیکی


در چند سال گذشته موسسات زیادی مخصوصا در آمریکا اقدام به آموزش الکترونیک نموده اند از جمله مایکروسافت، سیسکو و ... که قصد دارد طی یک برنامه 10 ساله تمام دوره های آموزشی خود را به صورت online نیز ارائه کند و گواهینامه الکترونیکی برای ان ها صادر کند.


تهیه شده توسط سایت
www.OLC.ir برگرفتی از مطالب آقای بهمن اصغرزاده


لیست مجموعه های آموزشی در سوتک:

 

 

 

 به نا امیدی از این در مرو بزن فالی     بود که قرعه دولت به نام ما افتد

فال قهوهمعمولا انسان ها زمانی رو به فال و طالع بینی و .. می آورند که بر سر یک دو راهی میان دو تصمیم قرار گرفته باشند ، اما با این وجود فال همواره جنبه سر گرمی و تفنن داشته و نباید به آن به عنوان محرکی برای تصمیم گیری نگاه کرد .

 

 

فال قهوه

 

یکی از روشها پرطرفدار فال‌گیری و پیشگویی با استفاده از ته‌مانده قهوه نوشیده شده است. معمولا برای این کار از قهوه ترک استفاده می‌کنند.

فال‌گیری با قهوه در کشورها و مناطق جهان رسم و راه گوناگونی دارد ولی عموما به این ترتیب است که بخش بیشتر مایع قهوه را می‌نوشند و مخلوط غلیظی از قهوه و آب در ته فنجان می ماند. فنجان را روی نعلبکی بر می‌گردانند. پس از مدتی آن را بر می‌دارند و فالگیر به شکل‌هایی که در ته فنجان درست شده نگاه می‌کند و با اشاره به شکل‌ها که آن‌ها را به انسان و حیوان و درخت و چیز‌های دیگر تشبیه می‌کند نکاتی را در مورد زندگی و گذشته و حال و آینده کسی که قهوه را خورده بیان می‌کند.




 

موسيقي از دو بخش تئوري يا نظري و عملي تشكيل شده است. دانستن آنچه مي نوازيم يا مي شنويم همان اندازه مهم است كه در هنگام صحبت كردن بايد مفهوم كلمات يا جملات را بدانيم.


تاریخچه موسیقی :


پس از سپری شدن هزاران یا حتی میلیون‌ها سال آنطور که انجیل می‌گوید :
« هنوز بر از بحر جدا نگشته بود »
اما با این وجود در آن عهد نیز که هنوز جنبنده‌ای روی زمین نمی‌زیست جهان ماوای خاموشان نبود. امواج کوه پیکر با صخره‌های عظیم برخورد می‌کرد .باد در شاخسارها می‌پیچید و از تماس آب ا سنگها و سنگریزه‌ها آوای دلنشینی بر می‌خاست .بعدها جانوران در روی زمین پدیدار شدند و با اصوات به سخن گفتن با یکدیگر آغاز کردند و پرندگان به هنگام دمیدن صبح صادق به نغمه پردازی پرداختند .
اما به این اصوات نمی‌توان موسیقی اطلاق کرد . موسیقی فقط وفقط ازآن انسان هاست . زیرا فقط انسان به زیور دانائی آراسته شده‌است به کمک موسیقی است که انسانها هیجانات درونی خود را بیان می‌دارند . :موسیقی چیزی برتر از اصوات و سر وصدا هاست . موسیقی یکی از طریق بیان و اظهار آگاهانه انسان هاست.
چه سبب شد که انسان موسیقی را اختراع کند ؟ بشر چگونه کشف کرد که بازی اصوات می‌تواند مبین و ترجمات روح و احساسات او باشد ؟ از هزاران سال پیش یعنی تقریبا از زمان پدید آمدن موسیقی تا به حال بشر به تحقیق و تدبیر در این باره مشغول است حتی انسان‌های اولیه نیز می‌کوشیدند برای این سوال پاسخی بیابند . آنان ماهیت سحر آسای موسیقی را جز اینکه بگویند عطیه خداست به طریق دیگری نمی‌توانستند توجیه کنند.

پیدایش موسیقی در ملل

هر ملتی به نحوی خاص داستان این احسان و بخشش را ضمن افسانه‌ها و قصه‌ها بیان داشته‌است . می توان گفت که تمام ملل و اقوام مختلف از این قبیل قصص برای خود ساخته و آنها را در طول هزاران سال سینه به سینه به یکدیگر نقل کرده‌اند .

 

 

یونان

 



یونانی‌ها هر مس را به شکرانه بخشیدن موسیقی ستایش می کردند . اما هر مس خدای بازرگانی و بازرگانان بود و به نظر ما بعید می آید که بتواند با موسیقی سر و کاری داشته باشد . ولی از نظر دور نباید داشت که او در عین حال پیک و قاصد خدایان دیگر نیز بود .
قطعا هنگامی که او ضمن گردش و سیاحت در ساحل دریای مدیترانه رشته روده ای را که از برادرش آپولون به سرقت برده بود را بر روی کاسهٔ لاک پشتی استوار کرد از جانب ابومنش یعنی زئوس و محبوبه اش مایا ماموریتی به عهده داشته‌است و به این ترتیب است که اولین ساز یعنی لیر بوجود آمد.

 

 

چین

چینی‌ها خیلی پیش از این با موسیقی آشنایی داشتند . چهار هزار و پانصد سال پیش از این پادشاه مقتدری به نام هائونک تی فرمان داد تا موسیقی را اختراع کنند و چهچهه مرغان و زمزمه جویباران را سر مشق دانایان و خردمندان کشور خویش قرار داد .

 

 

ژاپن

در ژاپن روزی و روزگاری الهه خورشید قهر کرد و به پناهگاه خود خزید , مردم هر چه عقلشان را روی هم ریختند جز این حیله ای بخاطرشان نرسید که با سرودن الحان متوالی و پیوسته , او را به بیرون آمدن تشویق کنند , حتی امروز نیز در ژاپن به هنگام وقوع کسوف , مردم به خواندن آواز های فوق العاده قدیمی متوسل می شوند .

 

 
 

 

 

آمریکای شمالی

یکی از قبایل آمریکای شمالی معتقدند که موسیقی از جانب یکی از خدایان بنام تسکانی-پوکا مرحمت شده‌است و چنین می‌پندارند که او پلی از لاک پشت‌ها و نهنگ‌ها ساخته‌است که در موقع آواز خواندن و نوازندگی با استفاده از آن خورشید صعود می‌کند.

 

 

حبشه

حبشی‌ها نیز خدائی دارند بصورت کبوتر و از نظر آنها این خداوند خواندن و نوشتن را به آنها آموخته و موسیقی را به آنان ارزانی داشته‌است .

 

ژرمنی

در افسانه‌های ژرمنی هایمدال قاپچی آسمانها , شیپور غول آسائی دارد که آن را زیر شجره الحیات دفن کرده‌است و هرگاه آن را به صدا در آورد روز قیامت آغاز خواهد شد و او در آن روز همه خوانندگان و موسیقیدانان را در پناه خود خواهد گرفت و چون خود او نیز موسیقیدان و آواز خوان بوده‌است برای آنان شفاعت خواهد کرد.
بدین نحو تمام ملل قدیم تاریخ و داستان , پدید آمدن موسیقی را با قصه‌ها و افسانه‌ها در آمیخنه‌اند حتی در قرون وسطی نیز چنین می‌پنداشتند که موسیقی را یوبال پسر کاین اختراع کرده‌است .

 

 

ماداگاسکار

از طرف دیگر به آن دلیل که موسیقی را عطیه خدایان می‌پنداشتند , آنرا وسیله نزدیک شدن به خدا یان و نیروهای ماوراءالطبیعه قرار دادند . با توسل به آن از طرفی چشم زخم وارواح خبیثه را از خود می‌راندند , مرگ و بیماری را طرد می‌کردند و از انقلابات جوی و حریق احتزار می‌نمودند , و از طرف دیگر برای جلب عطوفت خدایان , نزول باران و برکت و باروری مزارع خویش دعا می‌کردند . یکی از مبلغین مذهبی به نام سبیره , صحنه‌ای از مداوای بوسیله موسیقی را که خود در ماداگاسکار ناظر و شاهد آن بوده‌است بدین شرح می‌دهد :
«روزی دوباره مراسم رقص برگزار می‌شد به طرز مخصوص جوال خانه را به صحن حیاط آورده در کنار یک سکه نقره‌ای توی هاونی چوبی گذاردند وروی هاون حصیری پهن کرده بیمارانی را که به طرز شگفت آوری بزک کرده بودند روی آن نشاندند , بعد طبل‌ها , گیتارهای بومی و فلوت‌ها را به صدا در آوردند .تمام ساکنین ده گرداگرد بیمار حلقه زده در حین آنکه زنان و دختران آوازی یکنواخت می‌خواندند مردان و کودکان پیوسته دست می‌زدند , در این موقع زنی که برای این موقع خاص برگزیده شده بود و از خاندان سرشناسی به نظر می‌آمد برخاست و برقص آغاز کرد .در همین احوال زنی که پشت سر بیماران پنهان شده با بیلی که در دست داشت به شدت بر صفحهٔ فلزی لبه تیزی که از طناب کهنه‌ای آویخته بود , ضربه می‌زد بدینطریق پهلوی گوش بیماران سر و صدای کر کنندهٔ وحشتناکی پدید می‌آمد . آنان گمان می‌داشتند بدین نحو می‌توانند روح خبیث را از بدن بیمارخارج کرده به جان یکی از رقص کنندگان بیندازند .
در جمیع این احوال که هر آن صدای طبل‌ها فزونی می‌گرفت , دست‌های بیشتری کوفته می‌شد و حنجره‌های تازه‌ای در آواز شرکت می‌کردند . هر دو بیمار با وجود آنکه صدای گوش خراش چندش آوری برخاسته بود همچنان ساکت و بی حرکت بر جای خود نشسته بودند .ناگهان با حال تعجبی که به من دست داده بود دیدم هر دو بیمار از جای خود برخاسته و در حلقه نوازندگان به رقص پرداختند .»
نیروی محسور کننده اصوات تا بروز گارما نیز بر جای مانده و هنوز هم که هنوز است مردمی که در مراحل پائین تمدن هستند در بهار برای باوری مزارع و گاوهای خود با خواندن سرودها , دعا می‌کنند. آویختن زنگوله به گردن گاوهائی که به چرا می‌روند نیز به همین دلیل است .
در قرن اخیر نیز هنگامی که کاتولیک‌ها در کلیسا به عبادت مشغولند و صدای دلنواز ارگ طنین می‌افکند دستخوش جذبه وشور می‌گردند .
آنچه در فوق گذشت تاریخچه‌ای بود از عقاید و افسانه‌های ملل قدیمی یا قبایلی که در مراحل پائین تمدن زندگی می‌کنند ولی باید متذکر بود که ما مردمی که در عهد سیادت علوم طبیعی زندگی می‌کنیم به هیچ وجه به افسانه‌های کهن به دیدهٔ تحقیر نمی‌نگریم بلکه می‌کوشیم زیبائی و حکمتی را که در این قصه‌ها نهفته‌است به بهترین وجه دریابیم .

 

 

مبداء و منشاء موسیقی

 



گرامافون

شناختن مبداء و منشاء موسیقی برای ما کمال استفاده را در بر دارد زیرا کشف این نکته به شناسائی ماهیت موسیقی کمک بسیاری می‌نماید و به همین دلیل است که تا کنون علماء و فلاسفه در این باره فرضیات متعددی داشته‌اند که از میان آنها سپنسر , نیچه , هاوس اگر و هرد را باید نام برد .
در دوره‌های اخیر علماء و محققین با تحقیق در احوال ملل ابتدایی – وحشی و نیمه وحشی طریق مطمئن تری برای تحقیق در این زمینه بر گزیده‌اند .
فرانسویان قبل از دیگران به مطالعه در این باره پرداختند .
نخست ژان ژاک روسو در اثر خود به نام فرهنگ موسیقی ۱۷۶۷ و بعد از او دولابور در کتاب تحقیقی درباره موسیقی قدیم وجدید  ۱۷۸۰ این بحث را پیش کشیدند مردم سیاحت پیشه انگلستان نیز پس از فرانسویان به تحقیق در این موضوع پرداختند و در این اواخر آلمانی‌ها تحت عنوان علم موسیقی سنجشی به این تحقیقا ت رونق عمیق بسیاری بخشیدند .

 

 

موسیقی , زمان

آیا موسیقی از مشتقات زمانست ؟
وقتی که مردم از حال عادی خارج و دست خوش احساسات می‌گردیدند خدای خود را بلند می‌کردند و به اصوات کشش و دوامی دلخواه می‌دادند . در صحت این فرضیه تردید زیاد روا نباید داشت .
کارل شتومیف استاد سابق فلسفه دانشگاه برلین تاریخ شروع و آغاز موسیقی را از لحظه‌ای می‌داند که مردم ناگزیر شدند برای تفهیم وتفهم به اصوات متوسل شوند و به نظر او از همین اصوات است که علم موسیقی به معنای امروزی آن به وجود آمده‌است . مطالعه در موسیقی قبایل مختلف ممکن است ما را به کشف پیوستگی‌های نژادی که بین این قبایل موجود است راهنمایی کند .
سخن گفتن هنرپیشه‌ها روی صحنه در روزگار ما نیز به نوعی آواز می‌ماند .
تغییر لحن واعظ واتخاذ لحن تازه‌ای هم همان آواز است .
ملل قدیم نیز هنگامی که به نیایش خدایان می‌پرداختند مسلما چنین می‌کردند .
آنان در حال عبادت سخت تحت تاثیر هیجان و شوریدگی وادارشان می‌ساخت چیزی را که کلمات یارای بیان آن را نداشت اظهار کنند .
نکته‌ای که بسیار جالب توجه‌است و نباید آن را نا گفته گذاشت این است که استفاده از موسیقی برای هر فرد مجاز نبوده و حرفهٔ موسیقی دانی خاص کاهنان معبد , جادوگران و طبیبان گردید .
اینان خواندن بسیاری از ترانه‌ها و نواختن برخی از سازها را به خود منحصر ساخته بودند .
البته آشکار است که دیگران حق دسترسی به این سازها را نداشتند و حتی اگر چشم زنی به این سازها می‌افتاد واجب القتل شناخته می‌شد .
موسیقی نیز مانند خیلی از چیزهای دیگر در دست بعضی وسیله احراز تفوق و کسب امتیازات شد .
کشیشها می‌کوشیدند با انحصار موسیقی به خودشان سری میان سرها بیرون بیاورند و مقام و وضعی استثنائی برای خودشان ایجاد کنند .
بدین طریق پای موسیقی نیز که روزگاری عطیه خدایان بود در نبردی که به خاطر کسب قدرت و امتیازات طبقاتی درگیر بود کشیده شد .

 

 

موسیقی یا زبان

از آنچه در فوق ذکر شد چنین بر می‌آید که موسیقی از زبان مشتق شده‌است .
موسیقی در آغاز همان سخن گفتن بود که در آن هر صدائی کشش خاصی می‌یافت – زیر و بم شدن ناپایدار اصوات بعدها اندک اندک به وضع ثابتی گرائید .تحقیقات علمی صحت این نظریه را به ثبوت رسانیده‌اند.
بعدها پرسش دیگری پیش آمد که پرندگان چرا نغمه پردازی می‌کنند ؟ برای دلربائی نغمه سرائی مرغان را جزء به مغازله که به خاطر تکثیر نسل انجام می‌گیرد به چیز دیگر تعبیر نمی‌توان کرد – انسان‌ها هم فقط به خاطر نیایش خدایان سرود نمی‌خواندند بلکه عشق و علاقه‌ای هم که به یکدیگر و جنس مخالف داشتند آنان را به اینکار تحریص و تشویق می‌کرد .
و اما جلب مهر و محبت جنس مخالف ترانه سر دادن تنها منحصر به انسان‌های اعصار اولیه نیست ترانه‌های ملیقرون وسطی نیز همچون ترانه‌ها و سرود‌های ملی و محلی کنونی همه و همه آوازهای عشقی هستند .
مردمی که این ترانه‌ها را ساخته‌اند به کمک الفاظی که به ندرت تعقید و پرده پوشی در آن دیده می‌شود کوشیده‌اند که یار را با خود بر سر مهر آورند .
به گمان چارلز داروین , مهر ورزی و جفت جوئی مردم را بر آن داشته‌است که دست نیاز به سوی موسیقی دراز کنند و از این وسیله سحر آسا برای برآوردن حاجت خویش کمک گیرند .

 




 

هیپنوتیزم چیست ؟

 هیپنوتیزم شاخه‌ای از علم روانشناسی است که در آن به وسیلهٔ تلقین، شخص از حالت هوشیاری خارج می‌شود و تحت تسلط شخص هیپنوتیزور در می‌آید.

در طی این فرآیند، شخص هیپنوتیزور قادر است هر آنچه در نظر دارد به شخص هیپنوتیزم شده القا کند زیرا در این حالت تلقینات هیپنوتیزور بجای حواس بدن عمل می‌کند و ضمیر ناخودآگاه انسان را تحت کنترل خویش قرار می‌دهد.


تاریخچه هیپنوتیزم :

به نظر می رسد، نظرهای زیادی دربارهٔ اینکه چه کسی هیپنوتیزم را شروع کرد، باشد. هندوهای هند ادعا کردند که آنها این شیوه را بنیان نهادند و از آن به عنوان یک دارو برای سلامتی استفاده کردند. امروزه این یکی از استفاده های اصلی هیپنوتیزم است و به روانشناسی مربوط می شود. اما اکتشافات مهم هیپنوتیزم در سال 1842، وقتی که جیمز برید (James Braid) شروع کرد به بیشتر آموختن دربارهٔ اثرات آن، رخ دادند. او معمولا «پدر هیپنوتیزم جدید» نامیده می شود. او اعتقاد نداشت که خواب مغناطیسی باعث هیپنوتیزم می شود و در انتها او اعتقاد داشت که خلسه ها فقط یک «خواب عصبی» هستند. در سال 1843 او یک کتاب دربارهٔ این موضوع به نام «نوریپنولوژی» نوشت.

 

 

روش ها

 

هیپنوتیزم به دو صورت خودهیپنوتیزم و دگرهیپنوتیزم قابل اجرا است. از فواید هیپنوتیزم می‌توان درمان بسیاری از ناراحتی‌های روانی را نام برد. به‌خصوص در هنگام خودهیپنوتیزم، که شخص می‌تواند به‌وسیلهٔ تلقین، تغییرات مثبتی را در کردار و روحیات خود پدید آورد. البته خود هیپنوتیزم دارای خطراتی هم هست؛ به این صورت که اگر بدون آگاهی و اطلاعات کافی و با روش‌های نادرست انجام پذیرد، می‌تواند اثرات بسیار مخربی بر روی روان انسان به دنبال داشته باشد.

 

سه فاکتور مهم در هیپنوتیزم عبارتند از تمرکز فوق العاده فکر، انفکاک و تجزیه (جدا شدن ذهنی از محیط پیرامون)، تلقین (چرا که اساس هیپنوتیزم تلقین به نفس است).

می‌توان گفت :
هیپنوتیزم = تمرکز + اعتقاد + انتظار + تصور + ارتباط

 


برای انجام موفقیت آمیز دیگر هیپنوتیزم باید هفت گام زیر به صورت متوالی و دقیق اجرا گردد:
۱- مناظره اولیه، بهتر آماده کردن ذهن بیمار
۲- انجام آزمونهای هیپنوتیزم از تکنیکهای عمیقسازی
۳- کانونی کردن توجه (تمرکز ذهن)
۴- القای خواب هیپنوتیزم
۵- استفاده از تکنیکهای عمیق سازی
۶- تسهیل پاسخهای ناخودآگاه
۷- تصدیق خلسه، ارائه تلقینهای بعد از هیپنوتیزم و خروج از خلسه.


 

آموزش مطالعه

 

آموزش مطالعهازیکی ازفیلسوفان و مرتاضان هندی پرسیدند: آیا پس ازاین همه دانش و فرزانگی و ریاضت هنوزهم به ریاضت مشغولی؟گفت: آری. گفتند: چگونه؟گفت: وقتی غذا می خورم صرفاً غذا می خورم و وقتی می خوابم فقط می خوابم.این شاید بزرگ ترین ثمره ی تمرکز است. آیا شما هم هنگام غذا خوردن می توانید تمام توجهتان را روی غذا خوردن و لذت و مزه ی غذا معطوف کنید، یا اینکه معمولاً از افکار مربوط به گذشته و آینده آشفته اید و چون به خود می آیید می بینید غذایتان تمام شده و جز امتلا و پری معده هیچ نفهمیده اید. تمرکز واقعی یعنی اینکه اگرشما درطول روزبهپنج فعالیت مختلف مشغولید، درهرفعالیت صرفاً به آن فکرکنید و از افکار مربوط به کارهای دیگرآسوده باشید.
موفقیت زندگی روزانه ی ما تماماًً به میزان تمرکز ما برامور روزانه ارتباط دارد. اگر شما قادر باشید به هنگام کار فقط روی کارخود، به هنگام ورزش صرفاً روی انجام حرکات، درهنگام مطالعه فقط روی موضوع کتاب و به هنگام انجام فعالیت هنری ازقبیل موسیقی، نقاشی، خطاطی و . . . به فعالیت هنری خود توجه و تمرکز کنید، عملاً موفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش می یابد.تمام نوابغ جهان کسانی بودندکه از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخوردار بودند. آشفتگی و شوریدگی ذهنی، عملاً شما را به هیچ عنوان موفق نمی کند. وقتی کارمی کنید به خانواده می اندیشید، وقتی درخانواده به سرمی برید ازشغل خود نگرانید و وقتی ورزش می- کنید در اندیشه ی تحصیل هستید و وقتی درس می خوانید فکرتان هزارسو می رود. این عملاً اتلاف وقت و مؤثر نبودن است.


موفقیت یعنی تمرکز، تمرکزو تمرکز.


خواننده ی عزیز



همه ی فعالیت های انسان برای توفیق، نیازمند تمرکزاست. اما ازسلسله فعالیت های نیازمند تمرکز، مطالعه جدی ترین فعالیتی است که تمرکزدرآن نقش اساسی و محوری دارد.

خود شما بارها متوجه شده اید که پس ازمدتی که ازمطالعه تان گذشت چشمانتان روی کلمات و خطوط می دود بی آنکه حواستان به آن باشد وهمین طورشاید چند خط و یا چند صفحه را دنبال کنید و یکباره متوجه شوید حرکت چشمانتان صرفاً از زوی غریزه و عادت بوده، فوراً به عقب برمی گردید و شروع به خواندن دوباره می کنید، اما کمی جلوترمشکل تکرار می شود. این موضوع شما را بسیارخسته و کسل می کند، وقت زیادی را ازشما می- گیرد و کم کم میل به مطالعه درشما کم می شود. گاهی اوقات هم به کلمه ای از کتاب خیره می شوید و درافکارخود غوطه می خورید. پیش ازهرچیزمطمئن باشید که این مشکل و مسئله ی شما نیست و همه ی افرادی که به نوعی با مطالعه و کتاب سروکاردارند ازاین موضوع دررنجند.

برهمین اساس بخش عمده ای ازاین کتاب به راه های بهبود تمرکز درهنگام مطالعه وهنگام حضوردرکلاس می پردازد که صد البته مطالعه و عمل به آن برای تمرکز، آرامش، و شادمانی و موفقیت به همراه خواهد داشت.

درآخرذکراین نکته ضروری است که تمرکزحواس یک مهارت بی چون و چراست که نیازبه فراگیری تکنیک ها و تمرین مستمر دارد.

اینکه شما روش های کاربردی این کتاب را چند روزی تمرین کنید و بعد رهایش کنید نتیجه همان می شود که اکنون به آن گرفتارید: " عدم تمرکزحواس". تمرینات را با صبر و حوصله و متانت کافی انجام دهید. شتاب زده عمل نکنید و منظم و آرام به پیش بروید.

" لرد بایرون" می گوید: برای پیشرفت و پیروزی سه چیزلازم است: اول پشتکار، دوم پشتکار و سوم پشتکار.

این کتاب را بخوانید اگر:

مصمم هستید و اراده ی راسخ کرده اید تمرکزتان بهترشود.

تمرین ها را انجام می دهید.

و به پیشرفت خود یقین دارید.

مطالعه ی موفق با تمرکز
مؤلف: م. حورای


 

 

 

 

آشپزی عمل آماده‌کردن مواد غذائي برای مصرف است. این اصطلاح معمولاً به معنی محدودتری به کار می‌رود، که اِعمال گرما به غذا برای تغییر شیمیایی طعم، بافت، ظاهر، و یا خواص غذایی آن است. وقتی انسان در هزاران سال پیش آتش را کشف کرد، آشپزی ویژگی فرهنگی بسیار رایجی شد. هر کشور برای خود نوع خاصی از آشپزی را دارد که بسیار متنوع و گوناگون است. مثلاً کشورهای آسیای میانه غذاها و طرز پختشان شبیه هم است همین طور کشورهای اروپایی و آمریکایی. غذاها انواع گوناگون دارند.بعضی تندوبعضی خوشمزه هستند.

آشپزی ایرانی

آشپزی ایرانی یکی از کامل ترین ترکیبات غذایی در جهان را شامل می‌شود. خورش‌ها و آش‌های ایرانی نشان می‌دهد که (به طور سنتی) زنان ایرانی با شناختی دقیق از مواد غذایی و ترکیب آنها با یکدیگر برای غنی‌تر شدن هر چه بیشتر غذاها، به بازده خوبی دست یافته‌اند. ترکیب گروه‌های غذایی گوناگون غلات، حبوبات، سبزی‌ها و پروتئین‌های گیاهی و حیوانی در همه غذاها دیده می‌شود.
معروفترین اساتید آشپزی در ایران
  • حسین جهانوند
  • رزا منتظمی
  • سامان گلریز
  • ساناز مینایی
  • مهدی ورمزیار


 غذاهای ایرانی و جایگاه غذای ایرانی در جهان

یکی از نقاط قوت فرهنگ ایرانی که به نوعی بیانگر جایگاه هنر و لذت در فرهنگ ایرانی است، غذای ایرانی است. در حالی که همه فرهنگ‌ها به غذا نه تنها به عنوان فراهم آورنده نیازهای فیزیکی بدن، بلکه همچنین به عنوان زمینه‌ای برای لذت ویژه بردن از زندگی نگاه می‌کنند، ولی اهمیتی که فرهنگ ایرانی و بعضی از فرهنگ‌های کشورهای گرم‌تر دنیا بر لذت بیشتر از تغذیه داشتند و دارند موجب شده‌است که غذاهای آنان به نسبت متنوع‌تر و پیحیده‌تر باشد.

از لحاظ تنوع و پیچیدگی غذاهای ایرانی به غذاهای بعضی از کشورهای جنوب اروپا مانند ایتالیا و یونان شبیه‌است. حتی از لحاظ محتوایی به غذاهای یونانی شبیه‌است و به طور مثال کباب‌های ایرانی هم بی شباهت به غذاها و کباب‌های یونانی و ترکی نیست. در حالی که غذاهای ایتالیایی، یونانی، مکزیکی و چینی، جایگاه ویژه خود را در بسیاری از کشورهای جهان پیدا کرده‌اند، به علت سن کم روند مهاجرت ایرانیان، ایرانیان فرصت معرفی غذاهای خود به فرهنگ‌های دیگر را کمتر داشته‌اند.

از لحاظ شباهت غذایی، خورش‌های ایرانی تا حدی شبیه به غذاهای هندی است، با این تفاوت که در آنها کمتر از ادویه‌های تند استفاده شده است؛ حتی سبک دم کردن پلو هم در آشپزی ایرانی و هندی بسیار شبیه به هم می‌باشد.

در کل غذاهای ایرانی در مقایسه با اکثر غذاهای کشورهای غربی، به زمان بیشتری برای آماده سازی نیاز دارد.


صبحانه ایرانی

صبحانه از جمله غذاهای اصلی در فرهنگ ایرانی بوده‌است که اکنون جایگاه سابق خود را از دست داده‌است. عدسی ،[حلیم]] وکله پاچه که تا همین اواخر، صبحانه رایج مردم بسیاری از مناطق ایران بود، ترکیب مناسبی از غلات (گندم) و حبوبات (عدس) و همچنین گوشت سفید (موجود در حلیم که معمولاً گوشت بوقلمون است) به اضافه مقادیری روغن خوراکی (افزایش انرژی‌زایی) است.
به دلیل تقاضای زیاد برای این صبحانه کامل، یکی از مشاغل عدسی‌فروشی بود که اکنون تقریباً از بین رفته‌است.
البته حلیم فروشی های وطباخی ها هنوز رونق دارند. خصوصاً در فصول سرد بسیار مورد استقبال قرار می گیرند.

 


 

منبع

1- سایت معظم آشپز آن لاین

برای مشاهده لیست کاملتر به سایت آشپز آن لاین مراجعه کنید

2- در تهيه مطالب اين بخش از سایت ویکی پدیا و  کتاب " هنر آشپزي "تاليف خانم رزا منتظمي، که در ايران بيش از 30 مرتبه تجديد چاپ شده، مورد استفاده قرار گرفته است.

تبديل مقياسها و اوزان

براي اوزان از سيستم متريک استفاده شده است.  و لطفاً توجه داشته باشديد که يک پوند برابر 450 گرم و يک کيلوگرم برابر 2/2 پوند است.


تاریخچه آرایش

    

آرايش کردن از زمان‌هاي بسيار قديم مخصوصاً زماني که مردم با دارو آشنا شدند، بين خانم‌ها و آقايان متداول بوده و آنها با علاقه فراواني براي زيباتر نشان دادن صورتشان ميکوشيدند.
مطالعه تاريخ باستان به ما ثابت ميکند که در دوران ماقبل تاريخ نيز مردان و زنان به بهتر نشان دادن ظاهر خود علاقه‌مند بودند. نوع آرايش و وسايل آرايشي که در يک فرهنگ و مليت براي زيباتر و جذابتر نشان دادن به‌کار مي‌رود ممکن است در فرهنگ ديگر کاملا مردود باشد، اما اکثر مردم از تغيير در مد لباس، مو و آرايش صورت لذت ميبرند.
تاريخ شروع آرايش کلا به مصريا قديم ميرسد. آنها براي مراسم مذهبي از عطريات و مواد آرايشي استفاده ميکردند و حمامهاي مخصوص براي خوشبو کردن پوست بدن ميگرفتند، به نظافت و پاکيزگي اهميت ميدادند و بعد از حمام از مواد خوشبوکننده و روغني براي نرم نگه داشتن پوستشان استفاده ميکردند. شانه و آيينه به عنوان اولين لوازم آرايشي مورد علاقه همه خانمها و آقايان بود. کلئوپاترا، ملکه مصر، مواد آرايش و عطر را عاشقانه براي پوست و مو و بدن خود استفاده ميکرده است.
اگر ما پيشرفت و تغييرات در مد و زيبايي را از زمان اجدادمان تا حالا دنبال کنيم، شايد به تمام آن تغييرات پي ببريم.
آثار به جا مانده از اجداد به ما نشان ميدهد که مواد رنگي براي رنگ کردن مو، ناخن و پوست به كار ميرفته و خالکوبي نيز در آن زمان وجود داشته و مرسوم بوده است. مواد رنگي و آرايش از ريشه درختان، برگ و کلا مواد گياهي و معدني تهيه ميگرديد. مثلا پودر به نام کوهل شبيه سرمه در زمان مصريا قديم براي شفافتر و بزرگتر نشان دادن چشمها مصرف ميشد. دوده چراغ را به ابرو ميزدند و از اکسيد آهن براي تهيه سرخاب جهت آرايش صورت استفاده ميکردند.
يونانيها از سال ??? ميلادي با علاقه فراوان عطريات و مواد آرايشي ميساختند و براي مراسم مذهبي و استفاده شخصي و حتي گاهي به عنوان دارو استفاده ميکردند.خانمهاي يوناني از موادي به نام ورميليون براي آرايش صورت استفاده ميکردند که به رنگ قرمز روشن بود و از ترکيب نمکهاي جيوه در ساخت آن استفاده ميشد.
خانمهاي رومي مخلوطي از گچ و سرب را به صورت ميزدند تا آن را سفيدتر کنند، همچنين با رنگهاي گياهي گونه ها و لبهايشان را سرخ ميکردندو از مخلوط ذرت، شير و آرد ماسکهايي براي صورت تهيه ميکردند که آن را با کره نيز مخلوط مينمودند. روميها هم مانند يونانيها و مصريها حمام و نظافت را باور داشتند و خانمها در موقع حمام از شير و شراب استفاده مينومدند. حمامهاي رومي معمولا عمومي بود با قسمتهاي جداگانه براي خانمها و آقايان. مردان رومي نيز از عطريات و روغن براي خوشبو کردن پوست و نرم نگه داشتن آن بعد از حمام استفاده ميکردند. شعرهاي يوناني زيادي درباره نظافت، زيبايي مو و پوست و ناخن سروده شده است و نقاشيهاي بسياري بيانگر اهميت آن است.
آسيايي‌ها، به‌خصوص چيني‌ها، تاريخچه بسيار دوري در مورد سلامتي دارند و آراستگي را يک هنر به حساب مي آورند، مخصوصا بين افرادي که امکان استفاده از لوازم آرايش مختلف و لباسهاي متنوع را داشتند. در ژاپن آرايش گيشاها خيره کننده بود و هنوز هم يک هنر باارزش به شمار مي آيد.
ايرانيان نيز همانگونه که تاريخ و شواهد نشان ميدهد،پيرو مد و آراستگي مو و صورت و لباس بودند.
افريقايي هاتحول بزرگي در آرايش مو و طراحي لباسهاي مخصوص به وجود آوردند. آنها داروهاي بسياري از گياهان و مواد او.ليه که در اطراف خود داشتند تهيه ميکردند. همچنين از رنگهاي زيادي براي آرايش صورت خود استفاده ميکردند که بعضي از انواع مدل مو و لباس آنها هنوز هم رايج است.
در قرون وسطي بيشتر مواد رنگي روي گونه ها و لبها زده ميشد. چشمها فقط با سرمه آرايش ميشدند. مواد آرايشي و داروها از هم جدا نبودند ولي در اواخر قرن شانزدهم تقريبا از هم تفکيک شدند. اين دوره بين کلاسيک و رنسانس بود، زماني که مذهب نقش مهمي در زندگي و عقايد و رفتار اجتماعي مردم داشت. حمام روزانه متداول نبود ولي عطر و موادخوشبوکننده زيادي مصرف ميشد.
در عصر رنسانس نقاشيهاي کلاسيک و نوشته ها نشان ميدهند که چقدر آراستگي ظاهر بين مردم متداول بوده است. يکي از غيرعاديترين مدها تراشيدن ابروها و خط مو در پيشاني بود و معتقد بودند که ابروي تراشيده چهره بسيار باهوش و متفکري به زن ميدهد.
در زمان اليزابت اول (???? تا ???? ميلادي) ماسکهاي صورت متداول شدند. در اين دوره ماسکهايي از ترکيب پودر پوست تخم مرغ، زاج سفيد، بوراکس، بادام، تخم خشخاش، شير، شراب، کره، ميوه و سبزيحات ساخته ميشد. گونه و لبها آرايش ميشدند ولي آرايش چشمها بسيار کم رنگ بود.
ماري آنتوانت (???? تا ???? ميلادي) ملکه فرانسه و اکثر خانمهاي مرفه فرانسوي حمام توت فرنگي و شير ميگرفتند. لبها و گونه ها شديدا با رنگهاي صورتي و نارنجي آرايش ميشدند. به ابروها فرم داده مشد ولي از سايه چشم زياد استفاده نميشد و پودرهاي خوشبو براي صورت استفاده ميکردند. اين دوره به دوره افراط و زياده روي در آرايش معروف است.
در زمان ويکتوريا، ملکه انگليس، آرايش صورت جذابيت خود را از دست داد. خانمها بسيار ساده و بدون رنگ بودند و معروف است که زنان گونهاي خود را نيشگون گرفتن و لباهايشان را با گاز گرفتن سرخ ميکردند. ماسکهايي از ترکيب عسل، تخم مرغ، شير، ميوه و سبزيجات و روغن هاي مختلف ساخته ميشد. اين دوره يکي از سختترين و محدودکننده ترين دوران تاريخ آرايش به حساب مي آيد.
در سالهاي ???? انقلابي در کارخانه هاي لوازم آرايش به وجود آمد و سايه هاي رنگارنگ براي چشم ها، رژگونه و رژ لبهاي متنوعي ساخته شد. کرمها و لوسيونهاي گوناگون براي پوست و شامپوهاي نرم کننده و تقويتي مو به بازار آمد. در سالهاي ???? و ???? مدهاي اروپايي بيشتر کشورها را تحت الشعاع قرار دادند، مواد پاک کننده پوست، کرم‌ها لوسيون ها و نرم کننده هاو لوازم آرايش متنوعي وارد بازار شدند. ابروهاي پهن مد شد، خط چشم نيز پهن مشخص بود، گونه‌ها و لب‌ها رنگ ملايم داشتند. در اواخر ????، آرايش ترميمي و تکميلي متداتول شدو باز هم ابروها باريک شدند.
از سال‌هاي ???? به‌بعد کارخانه‌ها رنگ‌هاي متفاوتي براي آرايش روز و شب مواد و لوازم آرايش براي زيبايي، سلامتي و پاکيزگي پوست و مو ارائه کردند و خانم‌ها بيشتر و بيشتر جذب اين مواد شدند.

برگرفته از کتاب: آرايش، راز زيبايي و جواني

تاریخچه گریم

  گريم    چيست؟


ريشه و اصل پيدايش گريم به را در دوران هاي ابتدائي، در مراسم آئيني مي توان جست، در اين مراسم، از گريم به شكل بسيار ابتدائي استفاده مي شده است.
        

چهره ها را با رسوب مختلف، رنگ هاي معدني و يا عصاره گياهان رنگ آميزي مي كردند و گاه صورتك هائي كه از پوست درختان تراشيده شده بود، بر چهره مي نهادند.در طول زمان همچنان گريم را نزد مصريان باستان مي توان مشاهده كرد كه كه عمدتا اطراف چشمان را با رنگ هاي سبز و خطوط سياه رنگ آميزي مي نمودند، آفريقائيان نيز علاوه بر بكار بردن رنگ هاي شاد وزنده براي چهره مي نهادند،همچنين سرخ پوستان با بكار بردن رنگ هاي مختلف بر چهره و تزئين سر با پرهاي رنگي و صورتك هائي با رنگهاي بسيار شاد، گريم را در زندگي و آئين هاي خود بكار مي بستند.

بشر از بدو خلقت در پي فراهم آوردن موجبات سرگرمي خود بوده است، به اشكال گوناگون چون بازي با سايه، اجراي رقص، موسيقي و يا نمايش خود را سرگرم كرده است. در نمايش، بازيگر سعي كرده است، براي داشتن چهره اي متفاوت از ديگران و نيز به منظور تاثير گذاردن نقش بر تماشاگر با تغيير شكل دادن خود به كمك رنگ آميزي چهره، مو و به كار برده صورتك توسل جويد.
    

امروزه واژه ? گريم ? در زبان فرانسه از سال ???? ميلادي به مفهوم آنچه در نمايش مورد نظر است به كار گرفته شده، به معناي ادا شكلك، صورتك و يا نقش يك پير مسخره.
مصدر اين كلمه گريمه به معناي خطوط پيري بر چهره انداختن، آراستن چهره براي تئاتر و سينما است، صفت فاعلي آنرا گريمور مي نماند.
        
آرايش کردن از زمان هاي بسيار قديم مخصوصا زماني که مردم با دارو آشنا شدند، بين خانمها و آقايان متداول بوده و آنها با علاقه فراواني براي زيباتر نشان دادن صورتشان مي کوشيدند. مطالعه تاريخ باستان به ما ثابت ميکند که در دوران ماقبل تاريخ نيز مردان و زنان به بهتر نشان دادن ظاهر خود علاقهمند بودند. نوع آرايش و وسايل آرايشي که در يک فرهنگ و مليت براي زيباتر و جذابتر نشان  دادن به کار ميرود ممکن است در فرهنگ ديگر کاملا مردود باشد، اما اکثر مردم از تغيير در مد لباس، مو و آرايش صورت لذت ميبرند.
 
 

تِنیس ورزشی راکتی است که بین دو نفر (تنیس تک‌نفره) یا بین دو تیم دونفره (دوبل) بازی می‌شود. هر بازیکن راکتی دارد که دارای صفحه‌ای از شبکه توری است. بازیکن با این راکت توپی لاستیکی با پوشش نمدی را به زمین حریف پرتاب می‌کند. بازیکنی (یا تیمی) که زودتر امتیاز نهائی را به دست آورد برنده‌است.

این ورزش ابتدا در بریتانیا و بیشتر میان اشراف‌زادگان رایج شد و سپس به سایر کشورهای انگلیسی زبان رفت و اکنون در همه کشورها بازی می‌شود.

تنیس از ورزش‌های المپیک است. در برخی از کشورها به آن تنیس میدانی می‌گویند تا از ورزش دیگری بنام تنیس شاهی که در سالن و در زمینی با ابعاد متفاوت بازی می‌شود و همچنین تنیس روی میز (که در برخی کشورها با نام پینگ پنگ) متمایز گردد.


تاریخچه تنیس:

آنجا که شواهد تاریخی در این مورد نشان می‌دهد، ورزش تنیس طی قرون دوازده و سیزده میلادی ابتدا در کشور فرانسه ابداع شد. اما ارائه جدی این ورزش در سال ۱۸۷۲ بود که سرگرد هاری جم این ورزش را در شهر لمینگتن (انگلستان) به مردم معرفی کرد. در آن زمان مقررات و خصوصیات این ورزش با آن چه اکنون می‌بینیم تفاوت بسیار داشت. در سال ۱۸۷۷ (میلادی)، اولین بار در دنیا مسابقات تنیس با مقررات و قوانین بخصوصی در زمین‌های تنیس «باشگاه تنیس و کروکت ال انگلند» ویمبلدون برگزار گردید، محلی که هم اکنون بزرگ‌ترین مسابقات تنیس دنیادر آن برگزار می‌شود.به طور كلی تنيس اصلی‌ترين ورزش راکتی است . پينگ پنگ، گلف و بدمينتون از تنيس منشاء گرفته‌اند.


 

رویدادهای اصلی ورزش تنیس


چهار مسابقه بزرگ جهانی که مجموعا به گرند اسلم‌ معروف هستند و هر سال برگزار می‌شوند مهمترین مسابقات این رشته ورزشی هستند؛

    * تنیس آزاد آمریکا
    * تنیس آزاد استرالیا
    * تنیس آزاد فرانسه
    * تنیس قهرمانی ویمبلدون


معیار مهارت در تنیس

در آمریکا و برخی کشورهای دیگر میزان مهارت بازی‌کنان تنیس با نظام رده‌بندی NTRP بیان می‌شود. این نظام را انجمن تنیس ایالات متحده در سال ۱۹۷۹ مطرح کرد و تاکنون به کار می‌رود. در این نظام مهارت بازی‌کن با عددی بین ۱٫۰ تا ۷٫۰ بیان می‌شود. اعداد دیگر که میان این دو عدد قرار دارد هریک به اندازه ۰٫۵ از عدد پیشین بیش‌تر است. بدین ترتیب سیزده رده داریم. در زیر توضیح هریک از این سیزده رده آمده است:

    * ۱٫۰ این بازی‌کن تازه می‌خواهد تنیس را شروع کند.
    * ۱٫۵ این بازی‌کن تجربه‌ای ندارد و بیشتر در تلاش است که توپ را در بازی نگه‌دارد.
    * ۲٫۰ این بازی‌کن به تجربه بیشتر نیاز دارد. ضربه‌های او آشکارا اشکال دارد ولی می‌داند که در بازی تک‌نفری با دونفری باید چگونه و کجای زمین بازی کند.
    * ۲٫۵ این بازی‌کن می‌تواند حدس بزند که توپ از کجا سر در می‌آورد ولی در رسیدن به آن مشکل دارد. می‌تواند با بازی‌کنی در سطح خودش چند ضربه پشت سر هم مبادله کند.
    * ۳٫۰ این بازی‌کن در زدن ضربه‌هایی با توان متوسط نسبتا موفق و یک‌دست عمل می‌کند ولی نمی‌تواند همه ضربه‌ها را درست بزند و ضربه‌هایش از نظر جهت و عمق و توان تنوع ندارد. در بازی دو نفره بیشتر یکی جلو می‌ایستد و یکی عقب.
    * ۳٫۵ این بازی‌کن در زدن ضربه‌های متوسط به حد اطمینان‌پذیری رسیده ولی ضربه‌هایش هنوز عمق و تنوع ندارد. می‌تواند با حالت تهاجمی در جلوی تور بازی کند. در بازی دونفره دارد به همکاری تیمی نزدیک می‌شود.
    * ۴٫۰ ضربه‌های این بازی‌کن چه در فورهند و چه در بک‌هند، و در کنترل جهت‌ها و عمق ضربه‌ها، اطمینان‌پذیر است. در اجرای لاب و والی و ضربه‌های از بالای سر موفقیت دارد. در ضربه‌های سرویس گاه باعث خطای حریف می‌شود. ممکن است رلی‌ها را به خاطر بی‌صبری ببازد. به روشنی در بازی دونفره همکاری تیمی نشان می‌دهد.
    * ۷٫۰ این بازی‌کن از راه جایزه‌های مسابقه‌های حرفه‌ای نان می خور

مطالب این مجموعه برگرفته از مطالب وب سایت معظم tennis4u و ویکی پدیا می باشد .




 

 

پینت بال چیست؟

پینت بال ورزشی نو وپرهیجان است.ورزشی برپایه دومیدانی،نزدیک به تیراندازی واز آنجا که به تفکر استراتژی نیاز دارد بهش شطرنج زنده هم میگن .

در پینت بال عموماً 2 تیم که تعداد شرکت کنندگان در آن با توجه به زمین بازی قواعد و قرار دادها(سناریو ها) متفاوت است.

اصولا از 5 تا 7 نفر به بالا در برابر هم قرار می گیرند.این دو تیم بر اساس سناریوی از قبل توافق شده ماموریتی را بعهده دارند.

اعضاء هرتیم حداقل مجهز به نشانه گذاری های پینت بال،گلوله های رنگی استاندارد،تجهیزات ایمنی و پوشش قابل شناسایی برای دوست و دشمن بوده و بر مبنای قانون حاکم بر زمین سایز ابزار و یا تجهیزات مورد نیاز را همراه خواهند داشت.

این ورزش بر اساس نظریه حفظ بقا و بحث پیرامون غریزی یا اکتسابی بودن آن شکل گرفته است.هرچند امروزه به عنوان یک تفریح بسیار مهیج،بی نهایت کم خطر و راهی برای پالایش روح و روان از زندگی شهری و بسیاری از آلاینده های روحی در آن مورد توجه است.لیکن در کنار آن ابزاری کاملاً جدی و بسیار اقتصادی برای هرچه بیشتر ورزیده نمودن رسته های پیاده(و به تازگی زرهی!در انتها راجه بهش میگم) نیروهای نظامی و انتظامی کشورها نیز محسوب می شود.

 

قبل از اینکه پینت بال ورزشی یا نظامی رو واستون بگم ابتدا دوست دارم با چند واژه جالب که در پینت بال بکار می روند و بیشتر تجهیزات،قواعد یا مشخصات زمین را بیان می کنند شمارو آشنا کنم :

Wood Ball :

پینت بال جنگلی،اولین نوع زمین هایی که درآنها پینت بال آغاز شد و الان بسیارمورد توجه کسانی است که تمایل به استفاده از

تجهیزات پینت بال نظامی را دارند.هرچند این اصطلاح تاکید بر نوع زمین را دارد نه نوع تجهیزات سناریو.





http://www.nrgpaintball.com/images/site-images/t4_2.jpg

 

MIL-SIM(Military Simulation game) :

این واژه را میتوان به معنی شبیه سازی ماموریت های نظامی دانست.بار معنی این واژه بر تجهیزات است و عموماً در زمین های جنگلی و روستایی بازی می شود.

Action Village :

این سبک از پینت بال به این نام شناخته می شود ولی بیشتر آنرا با نام

Village Paintballو به ندرت Village ball

 می شناسند.بار معنایی این واژه بیشتر تاکید بر نوع زمین است.


Air Ball: به آن Soft Ball Air Soft Ballیا  هم گفته می شود و اشاره به نوع مارکر دارد.

مارکر های پینت بال به دو روش از مخزن گلوله،گلوله گذاری می شوند.حالت اول که در مارکر های ورزشی متداول است.

گلوله از مخزنی که در بالای مارکر قرار دارد به واسط نیروی جاذبه به سمت پائین و داخل لوله اصلی حرکت می نماید.

در برخی از مدل ها یک مکانیزم کمکی،جریان ورود گلوله را نظم یا سرعت می بخشد مثل مارکر تیپمن آ5 یا هاپرهای برقی.

 

 

الف> ویژگی های پینت بال

 

 
 


زن یا مرد؟ :

به جرات می توان ادعا کرد این تنها ورزشSterling شناخته شده درجهان بعد از شطرنج است که فیزیک

 

بدنی،زن یا مرد بودن نقش تعیین کننده ای در آن ندارد و هردو جنس در انجام آن از برابری کامل برخوردارند.در این بازی نوع ابزار،تاکتیک ها و سایر شرایط بازی به گونه ای است که تنها روحیه،سرعت تصمیم گیری یا سایر شناخت های انسانی نقش ایفا می کند و

Traccer

شرایط فیزیکی نقش چندانی در نتیجه رقابت ندارد.بدین صورت مرد و زن هردو می توانند به رقابت بپردازند.

 

رقابت در کوتاههترین زمان :

در مقایسه با بسیاری از ورزشهای تیمی یا انفرادی و بر اساس زمان یک راند بازی،ورزش پینت بال(از نوع اسپید بال،ایکس بال وماشبه اینها) ورزشی بسیار سریع است.هرچند رقابت ها بصورت استاندارد زمان 7 دقیقه برای هر راند درنظر گرفته

PGP

می شود.

به ندرت تا پایان یک دور به 7 دقیقه می انجامد. معمولاً زیر 3-4 دقیقه بازی به پایان می رسد.از این رو پینت بال جزء سریع ترین بازی های تیمی جهان است.

سرعت در تصمیم گیری :

در پینت بال گاهی تغییر تاکتیک و حتی استراتژی اولیه باید به سرعت اتفاق افتد وگرنه ممکنه شکست بخورید.حذف 1 یا 2 بازیکن می تواند آرایش میدان را بکلی بریزه به هم.از این رو در مقایسه با فوتبال یا بسکتبال که تاکتیک ها بر اساس زمان بندی،بازیکنان،موقعیت و توانایی های تیم ها درطی یک فرایند حداقل چندین دقیقه ای شکل می گیرد،سرعت تغییرات بسیار زیاد است.

دموکراتیک ترین بازی تیمی :

شاید هیچ بازی تیمی در جهان رو نشه پیدا کرد که به اندازه پینت بال در گیر تبادل سریع اطلاعات و تحت تاثیر تصمیم گیری جمعی باشد.هرچند که وجود 1بازی کن میداندار(فرمانده هم میشه بهش گفت) در هر راند الزامی است.اما به این دلیل که 1 بازیکن به واسطه وجود موانع متعدد توان دیدن کل زمین را ندارد و از دیگر سو تمام بازیکنان به 1 اندازه در خطر حذف شدن می باشند،ایجاد تفکر گروهی و در خدمت تیم بودن از آموزش های غیر مستقیم و بسیار جالب این ورزش می باشد.

 

تمرکز،هدف،..... :

شاید یکی از مهمترین دلایلی که بعضیا به ورزش تیراندازی(مخصوصاً با کمان) رو میارن،آرامشی است که در نتیجه تمرکز بر هدف وسپس احساس پرواز با تیر وکسب لذتی که از نشاندن تیر بر هدف می آورند باشه.مطمئنا لذت این کار هنگامی که در مقابل شما فردی قرار بگیره که هدف قرار دادن شما نتیجش باشه،شما تلخ ترین لحظات حضور در برزخ جنگ را تجربه می کنید!اما اگر بدانید از اصابت این تیرها آسیب به کسی نمی رسد،خاطرات شیرین آب بازی دوران بچگی در کنار لذت از ورزش تیراندازی،1 روش توپه واسه رفع کسالت حاصل از روزمره گی های ملال آور برای شما به همراه خواهد آورد.

3 ویژگی پینت بال را کاملا هیجان انگیز تر می کند :

1-شما در نهایتاً 7 دقیقه باید با آنچنان سرعتی تصیم بگیرید،عواقب تصمیمات خود را درنظر بیاورید و بعد در تصمیمات خود اصلاحات یا تغییرات کلی و جزیی بدید و بازم این کارو تکرار کنید.که میدان هیچ شطرنجی به پای میدان بازی شما نمی رسد.

2-شما با هم تیمی های خود به صورت اشتراکی بازی می کنید و بازی آنها بر بازی شما اثر داره و بالعکس.انگار 10 تا14 نفر بر یک صفحه ده یا چهارده وجهی با 10 یا 14 گروه مهره همزمان بازی می کنند.

3-مهره های این بازی همه زنده هستند و جالبتر اینکه شما هم یکی از آنها هستید

به خاطر همین به  پینت بال،شطرنج زنده می گویند.

تحرک بدنی :

تاحالا مجبور شدید برای حفظ جونتون دور از جون مثل ....(احتمالاً یوزپلنگ!شایدم...!!!!) بدوید؟؟؟؟یا مثل 1خرگوش دریه وجب جا


ب> پینت بال نظامی

گروگان گیران در طبقه وسطی یک سفارتخانه خارجی،بخشی از کارکنان را به گروگان گرفته اند.ناگهان صدای شکسته شدن شیشه ها می آید و به دنبال آن دود غلیظ همه جارا فرا می گیرد. نیروهای امنیتی از پنجره ها به درون می آیند.درگیری و صدای شلیک پیاپی.همه اتفاقات در کمتر از 1:30 ثانیه رخ داده است.نیروهای امنیتی کنترل ساختمان را در دست گرفته اند.گزارشات مختصر عملیات حاکی از آن است که از 4 گروگان گیر 3 گروگان گیر کشته شدند و یکی از گروگان گیر ها زخمی شده و از 5 گروگان 2 تا کشته شده اند که یکی از آنها مورد اصابت نیروهای امنیتی قرار گرفته است.از 8 نیروی امنیتی فقط 5 نفر سالم هستند.

درصورتی که اگه این اتفاق واقاً رخ بدهد،برای مربی اموزشی این نیروها فاجعه است.اما اگر مانور باشد و آن هم با تجهیزات پینت بال آنوقت می توان گفت :خوشبختانه این مانور واقعی نبوده و با ابزار آموزشی ترتیب داده شده بود.

یکی از معضلات نیروهای مسلح خصوصاً نیروهای امنیتی و انتظامی که عموماً در فاصله نزدیک درگیر می شوند،تفاوت بسیار زیاد محیط تمرین با صحنه واقعی نبرد است .شما می توانید یک نیرو را صدها روز تمرین بدید.آنها را تحت پیشرفته ترین آموزش های کنترل استرس و تصمیم گیری بذارید.می توانید زیر انبوه آموزش ها دفنشون کنید!اما در آخر یا ماشین کشتار بدون فکر نصیبتون میشه یا یک نیروی گیج ،احمق و ازخود راضی!چراکه صحنه واقعی نبرد و مخصوصاً لحظه آغاز نبرد که اولین گلوله ها به گوش می رسد و ردیف گلوله ها به سمت نیروهای شما می آید و نفرات جلو یا پهلو شما با فریاد بر زمین می افتند قابل مقایسه با هیچ نوع تمرین شبیه سازی شده ای نیست.

پینت بال در جهان ما

بر اساس گزارش سال 2004 نشریه آمارهای ورزشی ایالات متحده،این ورزش اخیراً در جهان به عنوان چهارمین ورزش پر تحرک محسوب شده.یک آمار مختصر از ورزش پینت بال نشون میده که فقط در آمریکای شمالی بیش از 1400 زمین پینت بال وجود دارد و تیم های فعال نیز نزدیک به 7600 تیم

Eclipse Autococker

می باشند.تعداد 325 لیگ در آمریکای شمالی برگزار می گردد و 175 دانشگاه در جهان دارای باشگاه پینت بال می باشند.

 
 

ورزش پینت بال در ایران توسط آقای حمید نیک پور به جامعه ورزشی جمهوری اسلامی ایران معرفی و در تیرماه 1381 بنیان نهاده شد و ایشان از سوی فدراسیون ورزشهای همگانی به سمت مدیر این ورزش در ایران منصوب شدند.

Illustrator

 

 

پینت بال اما با تانک ها!!! :

این تیتر خبری از خبرنگار ای-بی-سی بود که در تاریخ 30 نوامبر 2006 روی وب سایت آن قرار گرفته و از خبر به ثمر نشستن تلاشی نزدیک به 2 سال برای دستیابی به پینت بال بر رسته زرهی می داد.

 

متن خبر ؛اگر فقط یکی از نگرانی های شما درباره زیاد بودن احتمال مورد اصابت قرار گرفتن و کبودی ناشی از آن است و از طرفی منتظر آخرین تحول در پینت بال هستید.تانک بال همان چیزی است که می خواهید!پروازی به حومه شهر نورث همپتون شایر در انگلستان و پرداخت 139 دلار ایالات متحده برای 2 ساعت در اختیار گرفتن یک تانک و کسب تجربه از بزرگترین رخداد(پینت بال) در میدان نبرد شما در برابر یک تانک دیگر به مبارزه خواهید پرداخت و میتوانید تا3 نیروی دیگر بجز خودتان در داخل تانک مستقر کنید.تجربه ای سخت تر از بودن در جهنم اما خوب!برای کسانی که در انگلستان زندگی نمی کنند عامل محرک خوبی است برای آنکه تلاش بیشتری بنمایند و تانک را دورتر برانند و به یک شهر کوچک(در میدان نبرد) حمله کنند.

اولبن راند نبرد شبیه سازی شده که قرار بود در تاریخ 12 دسامبر انجام شود در 14 دسامبر انجام شد.

 

 

منبع  : "کلوپ ماشین ها"

 مراجع :

ویکی پدیا

کلوپ اسلحه و سخت افزار

وبلاگ بازی پینت بال


 

 

ایروبیک چیست ؟

تمرینات ایروبیک از حرکات ریتمیک و متناوب ماهیچه ای بهره برده و ضربان قلب و تنفس را در در مدت زمانی خاص بالا می برد.
نمونه های ساده این ورزش شامل: پیاده روی، دو، شنا، دچرخه سواری، کوه نوردی پله ای، اسکی در مناطق کوهستانی، اسکیت، انواع کلاسهای رقص و قالبهای مختلف تنیس به صورت متناوب ( راکت بال، اسکواش) می باشد.

باید به این مساله توجه کرد که که تمرینات ایروبیک می بایست در قالب خاص خود انجام شود که البته به هدف و شرایط فیزیکی شما، سوابق بیماری و وضعیت جسمانیتان نیز بستگی دارد. هرچند که در مجموع ایدهء اینکه ورزشهای مختلفی انجام دهیم، فکر جالبیست - به عنوان مثال تعادل و توازن برقرار کردن میان تمرینات و ورزشهای متناسب با شرایط جسمانی فرد بهترین شیوه انجام ایروبیک می باشد،

 

این استراتژی مصدومیت های پیاپی را کاهش و بروز آنها را تقلیل می دهد و موجب می شود که در موقعیتها و شرایطی که فرد فعالیتهای زیاد بدنی انجام میدهد توازن و بالانس بیشتری در حرکات ماهیچه ها برقرار گردد، که این امر موجب لذت بردن بیشتر فرد نیز می شود.

به خصوص این مساله هنگامی که فرد ورزشها و تمریناتی با تحرک بالا مثل (دویدن، رقصهای سنگین، تنیس، راکت بال و اسکواش) یا ورزشهایی با تحرک کمتر مانند (شنا، پیاده روی، اسکی) انجام می دهد بسیار حائز اهمیت است.

توصیه های محتاطانه ما برای اینکه دچار مشکل نشوید در خصوص کسانی است که فعالیتهای ورزشی زیادی انجام میدهند و اگر شما اضافه وزن دارید و یا سابقه مصدومیتهای طولانی، یا در حال حاضر از مشکلاتی در نواحی پا، مچ پا، زانو، مفصل ران یا کمر دارید باید در انجام تمرینات ایروبیک احتیاط کنید. اگرچه تمرینات ایروبیک، تمرینات تکنیکی یا با تمرکز زیاد نیست، اما این ورزش به بهبود وضعیت جسمانی شما و پیش گیری از مصدومیتها کمک شایانی میکند. البته همه شیوه هایی که ممکن است در رابطه با ایروبیک از سوی سایرین مشاهده کنید مناسب و اصولی نیست. شما می بایست شیوه صحیح و درست را از مربیان ایروبیک یا فیزیولوژیستها بیاموزید.

مدت زمان انجام تمرینات ایروبیک
اینکه چه مدت زمانی را برای انجام تمرینات ایروبیک باید اخنصاص دهید بستگی به هدف، جدول برنامه ریزی و شرایط فیزیکی شما دارد، اما زمان 10 تا 60 دقیقه به نظر می رسد زمان قابل قبولی باشد.

اگر هدف شما کاهش وزن اضافی بدنتان باشد و در شرایط مساعدی هم باشید میتوانید مدت بیشتری هم ورزش کنید. شاید در اینصورت چیزی حدود سی، چهل یا شصت دقیقه هم به شما توصیه شود. تحقیقات اخیر نشان داده که سطح امادگی بدنی حتی با تمرینات نظم 10 دقیقه ای در روز هم افزایش می یابد. البته بهتر آن است که این تمرینات 10 دقیقه ای روزی دو یا سه بار و حداقل پنج روز در هفته باشد.
برای بالانس کلی آمادگی بدن، سلامتی و تناسب اندام جدول سی دقیقه ای توصیه میشود.

دشواری تمرینات تا چه حد باشد؟
میزان دشواری و سختی تمرینات ایروبیکی که شما انجام میدهید از 3 طریق اندازه گیری میشود:

1- تعیین و اندازه گیری ضربان قلب، که روش خوبی برای این است تا بدانید با افزایش تحرکات بدنیدر هر دقیقه به چه اندازه ضربان قلب بالا میرود.

2- شیوه بعدی تست صحبت کردن نام دارد، شما باید قادر باشید وقتی که تمرین میکنید به راحتی هم صحبت کنید (این شیوه برای فهمیدن اینکه تمریناتتان چقدر سنگین است بسیار مفید می باشد).

3- با توجه به میزان تواناییتان به سادگی میتوانید بفهمید که تمرینات با وجود دشواری چه تاثیری بر شما میگذارند.

البته شما و مربی تان میتوانید به کمک هم تعیین کنید که چه روشی برای شما مفید تر است و قابلیت بیشتری دارد، چرا که ما نمیتوانیم توضیحات کافی را با ذکر جزییات واقعی به شما ارائه دهیم. اگرچه به نظر میرسد که تمرینات متوسط و متعادل برای یک فرد عادی میتواند کاملا" لذت بخش باشد.

در بخش بعدی این مقاله به چگونگی انجام تمرینات ایروبیک بر مبنای هدف افراد میپردازیم.ایروبیک چند نوبت و چه مدت؟

تعداد دفعات نرمال و معمول انجام این تمرینات دو بار در طول هفته است. در شرایط ایده آل و نرمال انجام دو بار در هفته این تمرینات به شما این فرصت را خواهد داد تا تناسب اندام خود را حفظ کرده و از آمادگی جسمانی خوبی برخوردار باشید. اما به عقیده کارشناسان و فیزیولژیستها انجام سه تا پنج نوبت تمرینات در طول هفته بهتر و موثرتر خواهد بود.

هدف از دست دادن وزن زیادی
اگر هدف اصلی شما از ایروبیک از دست دادن چربی و وزن اضافی باشد، شش یا هفت نوبت در هفته که تقریبا" معادل روزی یکمرتبه است، میتواند تاثیر بالقوه ای روی اندام شما داشته باشد و شما را به وزن مطلوبتان برساند. در مجموع آنچه در انجام این تمرینات حائز اهمیت است افزایش مدت زمان انجام حرکات، استمرار و تکرار، و بالا بردن میزان دشواری تمرینات میباشد. مخصوصا" اگر در شرایط جسمانی مناسبی نیستید، وزن اضافی دارید، سالخورده اید و یا در دوران بهبودی از مصدومیت و سپری کردن دوران نقاهت هستید، این تمرینات برایتان بسیار مفید خواهد بود و اگر هنوز هم شک دارید از به آرامی مراحل ساده و سبک ایروبیک شروع کنید و از این ورزش لذت ببرید.

گرم کردن بدن
با حرکات و نرمشهایی خیلی نرم و آرام در کمال آرامش خودتان را گرم کنید، همین نرمش ها باعث میشوند تا اگر مشکل جسمانی دارید ناراحتی و دردتان کاهش پیدا کند و کم کم بهبود پیدا کنند. گرم کردن و آماده کردن بدن برای تمرینات ایروبیک با انجام نرمشهایی سبک و در سطوح ساده ای از تمرینات کششی به مدت 2 تا 10 دقیقه به شما کمک ویژه ای خواهد کرد، اما به یاد داشته باشید که نباید به طور ناگهانی در طول انجام تمرینات، آنها را متوقف کنید چرا که ممکن است دچار سر گیجه شوید یا از حال بروید.

تصورات غلط
این تصور غلط که تمرینات ایروبیک ماهیچه ها را سخت و غضلانی میکند بسیار طبیعیست، اما واقعیتش این است که انجام این تمرینات تاثیر بسیار کمی در سفت کردن ماهیچه ها دارد. در تمرینات معمولی ایروبیک ماهیچه هایی که در بدن بیش از سایرین فعالیت میکنند، صدها حرکت ماهیچه ای را به طور متناوب تکرار می نمایند - بدون اینکه در برابر این تمرینات مقاومتی نشان دهند، در صورتیکه بخواهید ماهیچه ها و عضلاتتان محکم و سفت شوند تمرینات وزنه برداری تاثیر قابل توجهی در این باره خواهند داشت.

برداشت غلط دیگر در این مورد این است که اغلب تصور میکنند با انجام تمرینات ایروبیک در تعداد دفعات محدود و زمان نرمال میتوانند چربی اضافی و وزن زیادی خود را به سرعت از دست میدهند. تحقیقات اخیر نشان داده است که ما با انجام هرگونه حرکات کششی و ماهیچه ای ممکن است بتوانیم وزن اضافه مان را از دست بدهیم.

هدف اصلی شما از انجام ایروبیک
اما اگر هدف شما از ایروبیک رسیدن به یک تعادل و بالانس جسمانی، و بالا بردن درصد سلامتی و داشتن روحیه خوب است، باید به خاطر داشته باشید که تنها راه تاثیر گذار و موثر در این امر انجام مرتب و همیشگی تمرینات ایروبیک می باشد. حتی اگر این تمرینات از حرکات کششی بسیار طی مدت زمان کوتاهی برخودار باشند. سعی کنید از ورزش ایروبیک لذت ببرید و تمریناتش را آسان بگیرید تا در طول یک مدت زمان مشخص تاثیراتش را ببینید. از آنجاییکه عمده تمرینات ایروبیکی روی تکرار حرکات تاکید دارد، به همین جهت نیاز چندانی به تمرکز کامل ندارد (هرچند توجه و تمرکز کافی از لحاظ تکنیکی در انجام هر ورزشی مهم است) ، اما به هر حال خواندن و گوش کردن به موزیکها و نوارهای آموزشی، تماشای برنامه های تلویزیونی ایده جالبی برای یادگیری بهتر تمرینات ایروبیک است.

به خاطر داشته باشید اگر شما نمیتوانید در حین تمرینات صحبت کنید به این علت است که خوب تنفس نمیکنید، اگرچه شاید کمی سخت باشد، اما لذت بردن شما را از تمرینات دو چندان میکند. جدول تمرینات ایروبیکی به طرز جالبی اطلاعاتی را که شما باید داشته باشید در اختیارتان میگذارد و به طور روزانه پیشرفت شما را مورد محاسبه قرار میدهد.

نکات مهم تمرینات خود را اعم از مدت زمان انجام و درجه سختی و آسانی اش را یادداشت کنید، زیرا این شیوه خوبیست که در طول یک دوره تمرینی بفهمید چقدر به آمادگی بدنی و جسمانی رسیده اید. مشاهده این پیشرفتها شما را علاقه مند و پر انگیز به ایروبیک نگاه میدارد.

 

مراجع این مجموعه مطالب عبارتند از:

فدراسیون آمادگی جسمانی و ایروبیک

بانک مقالات فارسی

ایران جدید

Net Sport Magzine

مجله اینترنتی فریا


 

هنر آفرینش انسان است. به توان ، اثر و کاری که از تصور و آفرینش انسان شکل یافته است، هنر می گویند. امر هنری الزاما با زیبایی همراه نیست یا زیبایی شناسی یکتایی ندارد ولی همواره با خلاقیت انسان همراه است.


تاریخ هنر

انسانها هنر را برای تسکین خود برگزیده‌اند ، چه هنرمندان و چه مخاطبان اثر هنری در هنر مایه آرامش می‌جویند .

 

آنچه در هنر به نظر اصل است ،‌ زیبایی است . هرچند در هرزمانی زیبایی را به شکل‌های مختلفی درک می‌کنند.

 

بعضی هنر را آینه واقعیت‌های موجود درجهان از طبیعت تا زندگی آدمها به حساب می‌آورند . یعضی زمانی نام هنر را بر چیزی میگذارند که سازنده‌ اش با آن احساس آرامش کند و آنچه در نظر دارد به تمامی بیان کرده باشد . بعضی می‌گویند ؛ اگر مخاطب به درستی نفهمد که هنرمند چه می‌گوید ،‌ اثر چه ارزشی می‌تواند داشته باشد . بعضی از شکل اثر حرف می‌زنند که اگر اثر هنری از قواعد و شکل درست هنر پیروی نکند ،‌ یک اثر هنری خلق نکرده است . اما اکنون همه این گروه‌ها بعد از قرن‌ها بحث می‌دانند که اثر هنری درواقع همه اینهاست . و تک تک این گروه‌ها حق دارند ولی بدون بقیه ناقص هستند .

 

بسته به آنکه هنرمند چه ابزاری را برای بیان هنرش انتخاب کند ،‌ هنرها شاخه‌های مختلفی را تشکیل داده‌اند. همچنان که باید بدانیم بعضی سخن‌ها را فقط با بعضی ابزارها می‌توان گفت . مثلا شاید هیچوقت نتوانیم ،‌صرفا از روی یک شعر حافظ یک فیلم سینمایی بسازیم ، ‌زیرا حافظ با دقت مطلبی را انتخاب کرده که صرفا با شعر بیان می‌شود . د راین صورت این اثر برای همیشه بصورت یک شعر باقی‌ است و هیچکس خود آنرا به زبان دیگر در‌نمی‌آورد . و لی شده است که یک اثر هنری با یک ابزار دیگر بیان بسیار زیبایی به ‌خود گرفته است . اما همچنان که گفته شد ،‌اصل در هنر زیبایی است . باهر ابزاری که می‌طلبد ،‌باید چیز زیبا را خلق کنیم و آنرا به جهان و آدم‌ها هدیه کنیم . این می‌تواندبرای همیشه ماندگار باشد. مانند مجسمه سازی در دوره‌ای از یونان یا نگارگری دوره عباسی در ایران .

 

واژه شناسی

 

واژهٔ هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی سین به ها تبدیل شده و واژه هونر ایجاد گشته است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی (هنر) درآمده است که به معنای انسان کامل و فرزانه است.

 

در ادبیات ایران در دوره اسلامی این معنا دوباره دگرگون شد، و هنر به معنای کمال، فضیلت، هوشیاری، فضل، تقوی، دانش و کیاست و... به کار رفت، که دارای بار معنایی عام بود:

  • به دشمن نمایم هنر هرچه هست/ز مردی و پیروزی و زور دست (فردوسی)
  • چون غرض آمد هنر پوشیده شد/صد حجاب از دل به سوی دیده شد (مولانا جلا‌الدین محمد بلخی)

هنرهای زیبا

 

واژه هنر امروزه در در زبان فارسی معنایی در معنایی متفاوت از گذشته به کار می رود و بیشتر منظور از آن اشاره به نتیجه خلق انسان ها در زمینه هنرهای زیبا است . معنای این واژه امروز معادلی برای واژه Artدر زبان انگلیسی است . مجموعه هنرهای زیبا به ۷ دسته تقسیم می‌شوند:

  1. - موسیقی
  2. - هنرهای دستی مانند مجسمه سازی، شیشه گری، و ...
  3. - هنرهای ترسیمی شامل نقاشی، خطاطی، و...
  4. - ادبیات شامل شعر و داستان، نمایشنامه ، فیلمنامه و نثر
  5. - معماری
  6. - رقص و حرکات نمایشی
  7. - هنرهای نمایشی شامل سینما، تئاتر، و ...

وجوه مشترک آثار هنری عبارت‌اند از

  • تخیل به عنوان مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری اثر هنری است
  • همه آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه می‌گیرند نه از تفکر منطقی و عقلانی او
  • چند‌معنایی بودن و منشور‌مانندی، وجه اشتراک سوم تمام آثار هنری است.

این جنبه از خصایص آثار هنری، در واقع از دو ویژگی قبلی که برشمردیم، نتیجه می‌شود. بدین معنی که هر پدیده‌ای که عنصر اصلی سازنده آن تخیل و عاطفه باشد، بی شک نمی‌تواند معنایی منجمد و تک بعدی داشته باشد. از این روست که هر کس در برابر آثار هنری می‌ایستد، دریافت و استنباط خاصی دارد.

 

 

هنرهای سنتی

 

هنرهای سنتی،هنرها و صنایع ظریفه‌ای هستند که در طول سده‌های متمادی با حفظ ریشه‌ها و سنت‌های خود رشد کرده مراحل شکل‌گیری خود را گذرانده یا می‌گذرانند.

 

هنرهای سنتی ایران را به 6 دسته عمده تقسیم می‌کنند:

  • ۱.شعر و ادبیات
  • ۲.موسیقی
  • ۳.معماری و هنرهای وابسته
  • ۴.نمایش‌های سنتی و آیینی
  • ۵.سوزندوزی و رودوزیهای سنتی
  • 6.صنایع مستظرفه(که بجز 5 دسته بالا همه آثار هنری را شامل می‌شود)

صنایع دستی نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار ساده ساخته می‌شود. معمولاً این کلمه به روشهای سنتی ساختن کالاها اطلاق می‌گردد. استادکاری مخصوص هر یک از این موارد مهم‌ترین ملاک است. چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی و یا مذهبی فوق العاده هستند. لوازمی که بصورت تولید انبوه و یا با ماشین آلات مختلف ساخته می‌شوند جزء صنایع دستی نیستند.

آنچه مقوله صنایع دستی را از هنر کاردستی متمایز می‌سازد , هدف از ساخته آنهاست. صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه , پوسیده و غیره شوند. مورد استفاده آنها بیش از یک تزئین ساده‌است. صنایع دستی اغلب کارهای فرهنگی و رسومی تری تلقی می‌شوند زیرا به عنوان بخشی از ملزومات زندگی روزمره مطرح هستند. درحالی که هنر و کاردستی بیشتر یک فعالیت سرگرمی گونه و یک ارائه بی نقص از یک تکنیک خلاقیت است. از جنبه‌های عملی انواع مختلف صنایع دستی به دلیل شباهت مورد استفاده همپوشانی زیادی دارند.

در ایران سازمان میراث فرهنگی متولی این بخش میباشد. صنایع دستی معروف ایرانی:

گلیم، فرش، گبه، قلمزنی، شیشه گری، منبت کاری، مینا کاری، سفال، چوب


 
 

 

▪ انتخاب گیاه خانگی

با فرا رسیدن فصل بهار و جلوه رنگارنگ گلها و گیاهان آپارتمانی، دفعات بسیاری به تهیه یک گیاه مناسب خانگی فکر میکنیم و چه بسا گیاهی را به خانه آورده، اما در نگهداری آن موفق نمیشویم.
باید به یاد داشته باشید که هنگام انتخاب گیاه مناسب، به شرایط منزل خود و همچنین به اینکه قصد دارید گیاه را در کجا قرار دهید فکر کنید. اما روش صحیح انتخاب گل و گیاه آپارتمانی چیست؟
▪ راز موفقیت
برگهای تزئینی معمولا در هر مجموعه گیاه خانگی دیده میشوند. این گیاهان در تمام سال شکلی زیبا دارند و در رنگها، بافتها، اشکال و اندازه های مختلف وجود دارند.تقریبا برای هر نوع شرایطی-از لبه آفتابی پنجره گرفته تا گوشه کم نور حمام- گیاه مناسب یافت میشود.
گیاهان گلدار رنگهایی درخشان و بویی خوش به فضای منزل اضافه میکنند. بعضی از آنها برای پرورش دادن در فضای بسته مناسب نیستند و عده دیگر به قدری سازگارند که همه ساله غرق گل میشوند. مهمترین نکته این است که نیازهای گیاه را بشناسید و توقعاتش را برآورده سازید تا او هم در تمام مدت فضایی شاداب و زیبا برایتان بسازد.
▪ تهیه گیاه
گیاه مورد نظر خود را از جایی تهیه کنید که شناخته شده بوده و از گیاهان به خوبی مراقبت کند. بعضی از فروشندگان گل مجموعه ای از گیاهان کمیاب یا غیر عادی نیز پرورش میدهند که معمولا در دیدرس نیست، درباره وجود چنین گیاهانی از فروشنده سوال کنید.
بسیاری از علاقمندان گیاهان خانگی، گل و گیاهان استثنایی و زیبایی را با کاشت بذر آنها تولید کرده اند. اگر به گیاه خاصی علاقه داشته و شرایط نگهداری آن را هم دارید، میتوانید بذر آن را از مغازه های ابزار باغبانی تهیه کرده و یا از دوستان و اقوام و حتی گل فروشیهای معتبر بخواهید که بذر آن را برایتان بفرستند.
کاشتن بذر گیاهان آپارتمانی از جمله روشهای بسیار رضایت بخش باغبانی است. دانه ها، معمولا با یک دستور کاشت و نگهداری همراهند و در غیر این صورت نیز مشاوره با هر باغبان کارکشته ای میتواند بسیار مفید باشد. اگر در منزل دوستی گیاه جالبی دیده اید نیز میتوانید یک قلمه یا بذر آن را از وی گرفته و بکارید.
گیاهی که آلوده به شته های ریز یا انواع دیگر آفات بسیار کوچک است به خانه نبرید.
▪ دقت در هنگام خرید
قبل از خرید گیاه را به دقت بررسی کنید. برگهای تزئینی باید پرپشت و شاداب بوده و رنگ درخشانی داشته باشند. ساقه ها و برگها میبایست محکم بوده، پلاسیده و خمیده نباشند. در گیاه سالم همواره نشانه جوانه های تازه وجود دارد، برگها باید تمیز و طبیعی باشند و با اسپری یا واکس براق کننده پوشیده نشده باشند.
ـ هنگام انتخاب گیاه گلدار، گلدانی پر از گلهای باز انتخاب نکنید. زیرا هرچند این گیاه در این لحظه بسیار زیبا و باشکوه است، اما گلهای تمام شکفته به روزهای پایانی عمر خود رسیده و به سرعت از بین میرند. گیاهی که انتخاب میکنید باید پر از غنچه و تعداد کمتری گل شکفته باشد تا مدت بیشتری در خانه دوام داشته باشد.
البته گلهای شکفته در گیاهانی مانند آنتوریوم-که گلهایی چرم مانند و دایره شکل دارد- تا ماهها دوام دارند و استثنائا بهتر است در حالت تمام شکفته خریداری شوند.
ـ گیاه را در جستجوی بیماری یا آفت بررسی کنید. به محل اتصال ساقه و تنه توجه کنید. گیاهی که آلوده به شته های ریز یا انواع دیگر آفات بسیار کوچک است به خانه نبرید. زیرا این آفات به سرعت میان گیاهان پخش میشوند.
ـ حشرات، به خصوص بر روی گیاهانی که خارج از گلخانه پرورش داده میشوند وجود دارند و گیاهانی که در طی ماههای گرم به خارج از منزل برده میشوند نیز حشرات را به خود جلب میکنند.
ـ خاک را نیز بررسی کنید. آنرا با انگشت امتحان کنید. خاک نباید بیش از حد فشرده یا بیش از حد سبک و پوک باشد. بعضی از فروشندگان برای کاستن از مخارج، به جای به کار بردن خاک گلدان، از خاک معمولی باغبانی استفاده میکنند. چنین خاکی هنگام خشک بودن به سختی آجر شده و مانع رشد گیاه می شود. در صورت لزوم خاک چنین گلدانهایی را با خاک مخصوص گیاهان آپارتمانی عوض کنید.
طبیعت هوشی گیاهان  
 
     
 
 
 
 
 
 
 
   
   
 
یکی از تفاوت‌های آشکار میان جانوران و گیاهان در میزان جنبش و جابجایی آنهاست. ما پذیرفته‌ایم که هوش را از روی کارها بسنجیم زیرا کارهایی که انجام می‌دهیم نشان می دهند در مغز ما چه می‌گذرد، بنابراین چون گیاهان خاموش و بی‌جنبش به چشم می‌آیند و در یک جا ریشه‌ دوانده‌اند زیاد تیزهوش و زرنگ به نظر نمی‌رسند، اما گیاهان نیز جنبش دارند و به برانگیزاننده‌های پیرامون خود پاسخ می‌دهند. گیاهان پیوسته و با حساسیت چشمگیری دست کم پانزده متغییر محیطی گوناگون را بررسی می‌‌کنند. آنها پیام‌های ورودی را پردازش می‌کنند و با کمک دسته‌ای از مولکول‌ها و راه‌های پیام رسانی خود را برای پاسخ درست آماده می‌سازند. بنابراین،‌ توان محاسبه گری گیاهان بی‌مغز شاید به اندازه بسیاری از جانوران با مغز باشد که می‌شناسیم. ساقه‌ای در حال رشد می‌تواند با کمک پرتوهای مادون قرمز، رقیب خود را حس کند و پیامد کارهای آنها را پیش‌بینی کند.
برای مثال هنگامی که همسایه‌های رقیب به نخل نزدیک می‌شوند، همه گیاه به سادگی جابه‌جا می‌شود. «ریزوم» برخی گیاهان علفی به سوی بخش بدون رقیب و یا سرشار از مواد غذایی رشد می‌کنند و جای زندگی خود را بر می‌گزیند «سس» نوعی گیاه انگل است و در یک یا دو ساعت پس از نخستین برخوردش با گیاه میزبان توانایی بهره‌برداری از آن را می‌سنجد گیاهان می‌توانند ببینند و بچشند و لمس کنند و بشنوند و ببویند. ساقه در حال رشد می تواند نزدیکترین همسایه‌های رقیب خود را حس کند و پیامد کارهای آنها را پیش‌بینی کند و در صورت نیاز به شیوه‌ای از رخ دادن آن پیامدها پیش‌گیری کند. این فرآیند را مولکول‌هایی نام «فیتو کروم» میانجیگری می‌کنند. فیتوکروم‌ها گیرنده‌ها و حسگرهای نور در گیاهان‌اند. هر فیتوکروم از یک بخش دریافت کننده نور و یک بخش دگرگون کننده پیام تشکیل شده است. در نور خورشید نسبت نور قرمز به مادون قرمز نزدیک ۲/۱ است. این اندازه در گیاهان کاهش می‌یابد، زیرا رنگیزه‌های فتو سنتزی (مانند کلروفیل) نور قرمز را جذب می‌کنند. تغییر در نسبت نور قرمز به مادون قرمز شاخص قابل اطمینانی برای ارزیابی نزدیکی گیاهان رقیب است.
در جامعه‌های فشرده گیاهی، پرتوهای قرمز دوری که از برگ‌های گیاهان بازتاب می‌یابند یا پراکنده می‌شوند، پیام روشن و منحصر به فردی است که از نزدیکی رقیبان آگاهی می‌دهد. پس از درک نسبت پایینی از نور قرمز به قرمز دور، گیاهی که از سایه دوری می‌گزیند (گیاه آفتاب پسند) بر رشد طولی خود می‌افزاید و اگر ترفندهایش کارگر افتند، جنبه‌های دیگر پاسخ دوری از سایه باعث شتاب گرفتن «گل دهی» و تولید پیش از زمان دانه می‌شوند تا بخت ماندگاری افزایش یابد. دانشمندان در آزمایش گروهی از گیاهان را زیر فیلتری پرورش دادند که نسبت نور قرمز به قرمز دور را کاهش می‌داد. این گیاهان نسبت به گیاهانی که زیر نور کامل خورشید می‌روییدند، رشد طولی بیشتری پیدا کردند. گیاهان صحرایی نسبت به گیاهانی که به طور معمول در سایه درختان جنگل می‌رویند، رشد طولی بیشتری پیدا کردند. گیاهان، برای دوری از چتر سایه انداز همسایگان خود می‌توانند به کارهای چشم‌گیر‌تری دست بزنند ساقه نخل «اسلیت» یا «پایه‌دار» بر ریشه‌های عصا مانندی تکیه دارد و اغلب نیز به طور مستقیم با زمین تماس ندارد. هنگامی که همسایگان نخل پایه‌دار بر میزان نور دریافتی گیاه تاثیر می‌گذارند یا به منبع غذایی آن دست درازی می‌کنند، نخل فرار را بر قرار ترجیح می‌دهد و همه گیاه به جایی دیگر جابه‌جا می‌شود که بسیار آفتابی است، ریشه‌های تکیه‌گاهی جدید به سوی جاهای آفتابی رشد می‌کند و ریشه‌های طرف سایه‌انداز شده آرام آرام می‌میرند و همچنین گیاهان در جست‌وجو موادغذایی می‌توانند خاک پیرامون خود را ارزیابی کنند و به جاهایی سربکشند بهترین چیزها در آنجا یافت می‌شوند. دانشمندان به تازگی آزمون‌های هوش را برای گیاهان ترتیب داده‌اند که کندوکاو خردمندانه‌ گیاهان در پیرامونشان را نشانگر است.
«پیچک باغی» روی زمین می‌خزد و دو بعدی رشد می‌کند. هر جا که مناسب باشد از ساقه زیرزمینی آن ریشه‌هایی به سوی زمین و ساقه‌هایی به سوی بالا پدید می‌آید. ریشه‌های گیاهان می‌توانند رفتارهای هوشمندانه‌تری نیز از خود بروز دهند دو پژوهشگر انگلیسی، ژنی را در گیاه «رشادی» )Arabidopsis( کشف کرده‌اند. این ژن به ریشه‌ها این توانایی را می‌دهد که برای پیدا کردن قطعه‌های سرشار از نیترات و نمک‌‌های آمونیوم خاک را بچشد. گیاهان گوشت‌خوار از جمله گیاه «دیونه» با سرعت شگفت‌آوری به برخورد حشره‌ها با کرک‌های حساس روی برگ‌هایشان پاسخ می‌دهند. اما آنها تنها گیاهانی نیستند که می‌توانند برخورد را درک کنند. گیاهان معمولی برای پاسخ دادن به وزش باد، به لامسه نیاز دارند باد شدید برمیزان شاخ و برگ گیاهان اثر منفی دارد . از این‌رو گیاهان می‌کوشند با تقویت بافت‌های بخش‌هایی که به نوسان در می‌آیند در برابر باد پایداری کنند.

فریبا کیکانلو
 
 
 
  روزنامه رسالت

اثرات استفاده بی رویه از سموم  
 
     
 
 
 
 
 
 
 
   
   
 
استفاده بی رویه از سموم و کودهای شیمیایی علاوه بر تولید محصول ناسالم و آلوده کردن محیط زیست(خاک و آب) ضرر و زیان اقتصادی را نیز در پی خواهد داشت.هدف از هشدارهای ترویجی فقط شناخت سموم جدید و نحوه صحیح استفاده از آن است.سم مناسب، میزان مناسب سم و زمان صحیح مبارزه با استفاده از پمپ و آب مناسب و مشورت با کارشناسان، مروجان، مهندسان ناظر و شرکت های خدمات مشاوره ای باعث استفاده بهینه از این مواد می شود.آب مایه حیات است در حفظ و استفاده صحیح از قطره قطره آن کوشا باشیم.استفاده از کودهای دامی پوسیده- کود سبز و بقایای گیاهی باعث افزایش مواد آلی خاک می شود که در نهایت ذخیره سازی و نگه داری آب در خاک افزایش می یابد.
 
 
 
  روزنامه خراسان
 

کشت گیاهان در ظروف شیشه ای  
 
     
 
 
 
 
 
 
 
   
   
 
کشت گیاهان در تنگ های شیشه ای روشی است که برای زندگی آپارتمان نشینی توصیه می شود. در این نوع کشت، گیاه نیاز به آبیاری دائم ندارد و چنانچه در یک بار آب آن به حال تعادل برسد برای همیشه کافی خواهد بود زیرا هوای داخل باغ شیشه ای تقریبا به مقیاس کوچک همان سیکلی را طی می کند که در طبیعت رخ می دهد. ریشه گیاه رطوبت لازم را از خاک گرفته و آب جذب شده را از راه روزنه برگ ها به صورت بخار پس می دهد. این بخار در قسمت بالای باغ شیشه ای دوباره متراکم شده و به صورت قطرات ریزی از کنار شیشه راه خود را به داخل خاک می پیماید و این سیکل مرتبا تکرار می شود.به عبارت دیگر گیاه از آبی که از خاک می گیرد، ابر در بالای باغ شیشه ای تشکیل می دهد که تبدیل به باران شده و این باران محیط را آبیاری و آب مورد نیاز را تأمین می کند.
 
 
 
توصیه ها و پیام های ترویجی  
 
     
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 
 
   
   
 
در حال حاضر با توجه به توپوگرافی خاک مزارع و نوع عملیات بسترسازی، آبیاری فاروئی(نشتی) به دلایل زیر مورد تاکید است:
۱) سرعت کشت به منظور رعایت تاریخ کاشت
۲) پایین بودن هزینه آبیاری
۳) صرفه جویی در مصرف آب
۴) سبز یکنواخت محصول و استفاده از بذر کمتر
۵) امکان استفاده از سیستم فاروئی در اراضی مواجه با محدودیت آبی.در اراضی که محدودیت شوری در خاک وآب دارند این روش باید با احتیاط اجرا شود و روش آبیاری کرتی نواری در اولویت قرار دارد.

 

مطالب از سایت معظم آفتاب 

 

یوگاورزشی جسمی و روانی(فکری) می‌باشد که در شبه قارهٔ هند و توسط هندوها بوجود آمده‌است.ریشه یابی دقیق این ورزش که توسط چه شخصی و دقیقآ چگونه بوجود آمده کمابیش ناممکن است چرا که تاریخ شکل گیری یوگا به سالهای بسیار دور برمی گردد.

واژه یوگا

واژه Yoga در اصل از واژهٔ «یوج»(Yuj) در زبان سانسکریت که به معنی یکپارچه سازی و یگانگی آمده است. واژهٔ «یوج» با واژگان «یک» و «یگانه» در فارسی خویشاوند است. برخی نیز باور دارند که Yoga از واژهٔ پارسی «یوغ» گرفته شده‌است.

تعریف یوگا

یوگا دارای ابعاد فلسفی و در عین حال کاربردی می‌باشد. به گفته کارشناسان این ورزش، فلسفه یوگا با روح درونی انسان، گیتی و چگونگی ارتباط و پیوستگی این دو سروکار دارد. تمرینات یوگا می‌تواند روح انسان را تقویت کند و آن را به آفریننده جهان هستی نزدیکتر کند، تا بدین صورت انسان از لحاظ روحی، درک بیشتری به خود و خدای خود داشته باشد.

 

يوگا شناختي مستقيم و بي واسطه از ژرفاي هستي خويش و هماهنگي با قوانين طبيعت است. اين معرفت شهودي در پي سلوكي پي گير و عشقي صادقانه حاصل مي شود. در پي اين سلوك ، فرد تسلطي همه جانبه بر قواي تن ، احساسات و افكار خود پيدا مي كند. و در نهايت مي تواند خود را از حيطة تغيرات احساسي و نگرانيهاي فكري فراتر برده ، در عمق قلب خود قرار يابد ، جايي كه تلاطمات فكري و محيط خارجي قادر نيست تاثيري بر آن داشته باشد. در مورد واژة "يوگا" اختلافاتي ديده مي شود ، و آن را به معاني : "اتحاد و وصال" ، "رؤيت و نظاره" و "كنترل و به زير يوغ آوردن" به كار برده اند. نه تنها در مورد ريشة واژة يوگا اختلافاتي ديده مي شود ، بلكه در تعاريف و توضيحات مشروحي كه دربارة يوگا در متون گوناگون آمده نيز تفاوتهايي وجود دارد. اين در حالي است كه متون كهن و مختلف يوگا ، تعاريف متنوع يكديگر را تأييد كرده اند. ولي در واقع هيچ تعريف مشتركي پيرامون اين تجربة عميق ارائه نشده است. ظاهراً در اكثر موارد ، زاوية ديد اساتيدي كه يوگا را تعريف كرده اند با يكديگر متفاوت بوده است.

 

يوگا تعريفي از يك گروه محدودي از تمرينات يا حالت معيني نيست ، بلكه بيشتر اشاره به مجموعه اي از فنون ، از ساده تا بسيار پيشرفته ، و احوال باطني مختلف و در واقع يك سير و سلوك كامل دارد.

 

روشن بينان و دانايان بسياري ، بويژه در هند ، در پس سالها تزكيه نفس و مراقبه هاي ژرف ، حالاتي متفاوت از آگاهي را كشف و تجربه كردند. مجموعة اين حالات و فنون و تعاليمي كه براي درك و وصول به اين احوال توسط آن مردان خردمند طراحي و دريافت شد "يوگا" خوانده مي شود.

 

هر كدام از اين خردمندان ، جنبه هايي خاص از اين معرفت گسترده را مورد توجه قرار داده ، براساس آن تعريفي ارائة كرده اند . البته اين تعاريف از هم بيگانه نيستند. آنها تماماً در حول خودشناسي و بالا بردن توان فردي و توسعة آگاهي متمركز مي باشند. ولي برخي روش اين علم و بعضي غرض از اجراي اين فنون و گروهي نيز غايت اين تعاليم را توصيف و تشريح كرده اند. بنابر اين براي درك بهتر از اين معرفت گسترده و نه چندان روشن ، مطلوبتر آن است كه اين تعابير مختلف را در كنار هم گذاشته و از همة آنها بهره بريم.

 تاریخچه یوگا

به لحاظ تاريخي مي توان سير تحولات يوگا را در پنج مرحله بررسي كرد:

  1. عصر ودايي ( Vedic Yoga )
  2. دوران پيش از كلاسيك ( Preclassical Yoga )
  3. دوران كلاسيك ( Classical Yoga )
  4. دوران بعد از كلاسيك ( Post Classical Yoga )
  5. دوران مدرن ( Modern Yoga )

دوران ودايي (۴۰۰۰ تا ۲۰۰۰ پ.م.)

 

هر چند در اين دوران مستقيماً از واژة يوگا نشاني نمي يابيم، ولی پنداره‌های قابل استنادي در متون ودايي يافت مي‌شود. منظور از متون ودايي چهار جنگ كهن به نام‌هاي زیر است:

  1. ریگ‌ودا Rig veda
  2. ساما ودا Sama V.
  3. ياجور ودا Vajur V.
  4. آتاروا ودا Atharva V.

در واقع كهن ترين متون مكتوب و ادبيات بشري همین کتاب‌ها هستند. طي تحقيقات باستان شناختي در دو دهة اخير سرآغاز تمدن در هند از هفت هزار سال پيش از ميلاد از ناحيه اي نزديك به دهكدة مهرگر ( Mehrgarh ) آغاز شده است و در هزارة سوم پيش از ميلاد منجر به ساخته شدن شهرهاي بزرگ و مهمي مثل موهنجو دارو(Mohenjo daro) هاراپا ( Harappa) و دلاويرا(Dholavira) شد.

اين تمدن از شرق گنگ به طرف افغانستان و از ايران به سوي بمبئي توسعه يافت. اين تمدن كهن را عموماً به نام تمدن ساراسواتي (Sarasvati) مي‌شناسند. طبق نگرشهاي ودايي شعور ناب و وجود متعال كه خالق هستي از روي عشق و مهر بوده است "وداها" را به نوع بشر آموخت تا چگونگي زيستن در همسويي با قوانين "دارما" حفظ شود. به اين معنا "وداها" در قلب خود مفهوم "يوگا" را در بر دارند هر چند كه تنها از طريق واژگاني چون "تاپا" (Tapah) در اين دوران به يوگاي اصطلاحي نزديك مي شويم.

 

 

 

براي درك بهتر و كامل "وداها" "ريشي‌ها" ، ودانگا (Vedanga) را بمنظور فهم و استفاده از وداها ارائه كردند. "آنگا"(Anga) به معناي شاخه و بخش است پس ودانگا يعني اجزاء و شاخه هاي ودا كه شامل موارد زیر می‌شود.

  • Kalpa
  • Shiksha
  • Vyakarana
  • Nirukta
  • Jyotisha
  • Chandas

از طرفي زمينة ديگري از آموزشهاي ودايي به نام اوپاودا (Upaveda) نيز به منظور استفادة کاربردی از وداها شكل گرفت كه شامل موارد زیر بود.

  • Ayurveda (طب ودايي)
  • Dhanur Veda (ورزش رزمي ودايي)
  • Sthapatya Veda (معماري ودايي)
  • Gandharva Veda (موسيقي ودايي)

 

دوران پيش از كلاسيك (۲۰۰۰ تا ۳۰۰ پ.م.)

 

متون اوپانيشاد ( Upanishad ) و نهايتاً باگاواد گيتا ( Bhagavad Gita ) از دستاوردهاي والاي اين دوران است. در اين دوران به صراحت واژة يوگا و ابعاد عملي يوگا قابل بررسي است. مهمترين پيام اين دوران شناسايي آتما ( Atma ) و برهما ( Brahma ) و طريق همسويي بين آن دو از طريق سلوك و معرفت است. از ديگر دستاوردهاي مهم اين دوران طبقه بندي سه گانة آگاهي بشري و امكان استقرار و يگانگي در آگاهي(Chatur Avasthanam) يكپارچه است.

 

 

 

 

دوران كلاسيك (۳۰۰ پ.م. تا ۱۰۰۰ میلادی)

 

در اين دوران خلاصه و زبدة تمام آموزه هاي يوگايي تا آن زمان در متني به نام يوگا سوترا Yoga) Sutra) توسط حكيم و يوگي نامدار هند، پاتانجلي، گردآوري و تدوين شد. به همين دليل اين دوران را به نام دورة پاتانجلي يا دورة يوگاي هشت مرحله اي نيز مي شناسند. يكي از مهمترين دستاوردهاي اين دوران طبقه بندي راه عملي يوگا به هشت مرحله است:

 

1. ياما ( Yama )

 

2. نياما ( Nyama )

 

3. آسانا ( Asana )

 

4. پراناياما ( Pranayama )

 

5. پراتياهارا ( Pratyahara )

 

6. دارانا ( Dharana )

 

7. ديانا ( Dhyana )

 

8. سامادي ( Samadhi )

 

 

 

 

دوران بعد از كلاسيك (۱۰۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی)

 

در اين دوران يوگي‌ها سعي در ارتباط بيشتر با مردم دارند و در نتيجه آموزه هاي خود را نيز قابل فهم‌تر ارائه كرده اند. از مهم ترين متون در اين دوران مي توان به هاتا يوگا پرادي پيكا( Hatha Yoga Pradipika)، گراند سامهيتا( Ghrand Samhita)، شيوا سامهيتا(Shiva Samhita) اشاره كرد. در اين عصر تعاليم عملي تر و قابل فهم تر يوگا مثل "هاتا يوگا" گسترش يافت و به موازات آن گروه‌ها و سنتهاي گوناگون آموزش اين روشها مانند سنت نات ( Nath ) نيز مورد توجه قرار گرفتند.

 

 

دوران جديد (از ۱۷۵۰ میلادی تا کنون)

 

در اينجا اشاره به دورة حكومت بريتانياي كبير بر شبه قاره هند ضروري به نظر مي رسد. چرا كه انگليسي ها بويژه كمپاني هند شرقي مايل به توسعهٔ آموزشهاي سنتي معلمين و گوروهاي هندي نبود. ولي سرانجام در سال ۱۸۹۳ با سخنراني سوامي ويوكاناندا ( Sw. Vive Kananda ) و متعاقب آن ورود سوامي يوگاناندا ( Sw. Yogananda ) در سال ۱۹۲۰ به آمريكا، يوگا وارد مرحلهٔ امروزين خود شد، يعني گسترش بيش از حد به كمك وسايل ارتباط جمعی، يافتن مباني علمي براي تمرينات يوگا، استفادة قاعده‌مند از فنون يوگا براساس نگرشهاي علمي و سرانجام عوام زدگي و فراموش كردن پيام و اهداف اصلي دانش يوگا.


فواید و ویژگی‌ها

یوگا فواید و ویژگی‌های گسترده ای دارد. توجه کنید که اگر این ورزش به طور مرتب و از سنین پایین (کودکی) شروع و پی گیری شود، فواید آن چند برابر خواهد شد. از فواید یوگا می توان به نکات زیر اشاره کرد:

  • تقویت در دقت و تمرکز
  • تقویت تفکر و روشن بینی و امیدواری
  • تقویت قدرت تخیل و خلاقیت
  • تقویت اعتماد به نفس و مثبت گرایی
  • تقویت قالبیت هماهنگی ذهنی با فیزیکی بدن (کنترل بهتر بدنی)
  • تقویت اعتقاد (اعتقاد به خالق هستی با برانگیختن قدرت اندیشه و آرامش)

چگونگی

تمرینات اصلی (وضعیت های) یوگا که به آنها آسانا نیز گفته می شود، تمرینات کششی بی خطری هستند که به غیر از انعطاف پذیری و تمرکز فکری، خسته گی را از بدن شما دور می کنند.

در اینجا شما با چند وضعیت یوگا آشنا می شوید:

وضیعت کماندار

این تمرین که به آن تمرین تیرانداز هم گفته می شود، باعث به حرکت در آمدن تقریبا تمامی مفاصل دست و پا می گردد، که این عمل سبب انعطاف پذیری بیشتر این مفاصل می شود. تمرین کماندار به بهبود تعادل فیزیکی و هماهنگی حرکات بدنی کمک فراوان می کند.

برای انجام این وضعیت، برروی زمین بنشینید و پاهایتان را به صورت کشیده به جلو دراز کنید. سپس دستهایتان را آرام آرام دراز کرده و شصت پاها را بگیرید. در حین اینکار، تنفس آرام را نیز فراموش نکنید. هنگامیکه شست پای چپ خود را گرفته اید و آنرا محکم روی زمین نگه داشته اید، زانوی راست خود را خم کنید و انگشتان پای راست را به آرامی به سمت گوش راست خود نزدیک کنید. فرض کنید که یک کماندار هستید و پای چپتان یک کمان است، که آنرا ثابت نگه داشتید و با دست راست می خواهید شلیک کنید. در همین حالت بمانید (تا زمانی که خسته شدید) و سعی کنید تمرکز و تنفس آرام را حفظ کنید.

سپس آرام آرام به وضیعت او باز گردید و چند لحظه ای استراحت کنید. بعد اینکار را دومرتبه، اما با پای دیگر تکرار کنید.

وضعیت کمان

این وضعیت به شما کمک می‌کند تا عضلات پشت بدن خود را تقویت کنید. همچنین این تمرین باعث می‌شود تا ستون مهره‌های شما انعطاف پذیر شوند. از مزایای دیگر تمرین کمان می‌توان به باز شدن قفسه سینه و کمک به تنفس بهتر اشاره کرد.

برای تمرین این وضعیت، ابتدا برروی زمین (روی شکم) دراز بکشید. پاها را کمی از هم باز کنید و دستهایتان را دو طرف بدن قرار دهید. تنفس آرام را حفظ کنید. زانوها را خم کنید تا کف پاهایتان به پشت نزدیک شوند. بعد دست هایتان را آرام به عقب ببرید و پاهایتان را از مچ بگیرید.

سپس با دستها، پاهایتان را به عقب بکشید و آرام تنفس کنید. در این حین سعی کنید تمرکز کنید و اصلا عجله نکنید. تا جایی که احساس خستگي نکرده‌اید در این وضعیت بمانید. بعد چند لحظه استراحت کنید و دوباره به تمرین این وضعیت ادامه دهید.




 

 

تاریخچه بولینگ:

در واقع بولینگ از زمانهای قدیم به عنوان بازی در کشورهای مختلف وجود داشته و با مروری بر تاریخچ

ه آن متوجه خواهیم شد که این بازی در چه زمان و مکانی به یک ورزش رسمی تبدیل شده است . بولینگ ابتد

ا به عنوان بازی ۵۲۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در مصر وجود داشته است .بازیهای اولیه با سنگی گرد به جای توپ که از بین سه قطعه سنگ مرمر به ۹ سنگی که به شکل گنبد و به جای پین چیده شده بود ، بصورت چرخشی پرتاب می شده است .

این بازی در دانمارک با پرتاب توپ گرد سنگی از فاصله ۶۰ پا

ئی ( حدود ۲۰ متر ) به سمت هدفهای سنگی به جای پین انجام می گرفت . این همان ۶۰ پائی است که امروزه بعنوان اصل اول در بولینگ با ۱۰ پین نیز بکار می رود.


تاریخچه مسابقات بولینگ:

مسابقات بولینگ از قاره اروپا و کشورهای اسکاندیناوی شروع و بعدها توسط نویسنده ای به نام واشنگتن ایرویک در کتاب مشهور به سوی هدف در سال ۱۸۱۸ با شناختی از پینهای ساخت آمریکا به شکل کنونی به آمریکا کشیده شده است . این بازی در کشورهای مختلف با قوانین و تجهیزات اولیه متفاوتی انجام می شد و در واقع علت و زمان تبدیل ۹ پین در اروپا به ۱۰ پین در آمریکا ، هنوز مشخص نیست . بولینگ در قرن ۱۹ شهرت بسیاری پیدا کرد و برای اولین بار در شهر باوری آمریکا انجمن ملی بولینگ تاسیس شد.
 

مطالب :به نقل از وب سایت بولینگ مریم

 

تاریخچه شطرنج

برخی معتقدند شطرنج ابداع ایرانیان است و برخی نیز آن را ابداع هندی‌ها می‌دانند. تاریخچه شطرنج به درستی معلوم نیست و اختراع آن را به یونانیان، رومیان، بابلی‌ها، سکاها، مصریان، یهودیان، ایرانیان، چینی‌ها و اعراب نسبت داده‌اند. آنچه که امروز مقبول است این که شطرنج در اصل هندی بوده و از آنجا به ایران آمده و از ایران به اعراب منتقل شده و از آنجا به اروپا رفته‌است.

در بارهٔ پیدایش شطرنج(چترنگ) چندین روایت موجود است که تنها تعداد کمی از آن‌ها معقول و باور کردنی هستند. در ادامه این روایت‌های مختلف را با هم بررسی می‌کنیم تا به روایت واحدی دست پیدا کنیم.


شاهنامه

اولین داستانی که بررسی می‌کنیم، داستانی است که ثعالبی در شاهنامهٔ معروف به ابومنصور نقل می‌کند. این داستان را فردوسی نیز در شاهنامه خود با تفصیل بیشتر آورده‌است. داستان از این قرار است که وقتی طلحند پسر نای هندی در جنگ با گو پسر عمو و برادر امی بر سر پادشاهی کشته شد، مادرش از غم او افسرده گشت. گروهی از دانشمندان برای سرگرم کردن مادر و نیز نشان دادن وضعیت جنگی که پسرش در آن کشته شد شطرنج را اختراع کردند.

ادبیات هند


از این داستان اگر به دلیل نبودن مدارک کافی بگذریم، در ادبیات کهن هند دو اثر وجود دارد که تا حدی قابل استناد هستند. در ادبیات هندی فقط دو اثر قابل قبول وجود دارد که در زیر به طور مختصر به شرح آن‌ها می‌پردازیم.

    * نخستین مطلب مربوط به اوایل قرن هشتم میلادی است که به زبان سانسکریت و با نثری ساده نوشته شده‌است. سوباندهو(نام این نوشته) دربارهٔ حکومت اودایانا پادشاه واتسا و ملکه اش مطالبی نگاشته‌است. در بین این مطالب اشاره‌ای هم به مهره‌های شطرنج شده که دقیقا مشخص نیست این مطالب در مورد شطرنج امروزی است یا نوع دیگری از شطرنج، چرا که نوع دیگری نیز هست که با تاس بازی می‌شود.
    * نوشتهٔ دیگر مربوط به بانا نویسنده‌ای هندی است که ضمن شرح دادن چگونگی پادشاهی سری هارشا که در شمال هند حکومت می‌کرده‌است، اشاره‌ای به آموزش شطرنج در دربار او دارد. این نوشته در قرن هفتم میلادی نگاشته شده که کهن‌ترین نوشتهٔ مکتوب هندی در رابطه با شطرنج است.

 کارنامهٔ اردشیر بابکان


اکنون اگر دو سند قبلی را صددرصد قابل قبول بدانیم، از لحاظ قدمت در مقایسه با کارنامهٔ اردشیر بابکان که در آن به وضوح از بازی شطرنج سخن رفته و مورد قبول مورخین برجسته‌است حدود سه قرن قدیمی تر است. حتی اگر این طور فکر کنیم که کارنامهٔ اردشیر بابکان در زمان حکومت خسروپرویز(۶۲۸-۵۹۰ ِِِ میلادی) تنظیم و نوشته شده باشد، باز هم این کارنامه حدود یک قرن قدیم تر نوشته شده‌است. بنابراین با توجه به آن چه گفته شد و همچنین با جمع بندی عواملی که شرح آن‌ها گذشت، یعنی قدمت بیشتر اسناد تاریخی ایران، باید پذیرفت که شطرنج بدون تردید از ایران سر برآورده‌است.


اسناد تاریخی این نکته را روشن می‌کنند که ایران در پیش از اسلام برای پایه گذاری شطرنج گام‌های موثری برداشته بوده و حتی بعد از اسلام هم تا قرن شانزدهم میلادی استادان ایرانی سهم بسزایی در پیشرفت و گسترش شطرنج داشته‌اند.


 

آموزش شطرنج :

 صفحه

صفحهٔ شطرنج یک صفحهٔ مربع ۸ در ۸ خانه است یکی در میان سیاه و سفید هستند. ستون‌های عمودی روبه‌روی شطرنجبازان با حروف الفبا (از A تا H) و ردیف‌های افقی با اعداد (1 تا 8) مشخص می‌شوند.

۱۶ مهره‌ سفید در ۱۶ خانه دو ردیف یک و دو و ۱۶ مهره‌ سیاه هم در ۱۶ خانه دو ردیف هفت و هشت قرار می‌گیرند، صفحه حتما بایستی طوری قرار گیرد که اولین خانه سمت راست هر دو شطرنجباز سیاه باشد.

 


 

مهره‌ها

نام حرف نگاره
پیاده P PawnPawn
اسب N KnightKnight
فیل B BishopBishop
رخ R RookRook
وزیر (فرزین) Q QueenQueen
شاه K KingKing

• پیاده (سرباز)

• اسب؛ مدرنN - کلاسیک C (ایتالیایی)

• فیل؛ مدرن B - کلاسیک F (ایتالیایی)

• رخ ؛ مدرن R - کلاسیک T (ایتالیایی)

• وزیر(فرزین)؛ مدرن Q - کلاسیک D (ایتالیایی)

• شاه؛ مدرن K - کلاسیک R (ایتالیایی)

انواع مهره‌های این بازی هستند. شخصی برنده‌است که بتواند شاه حریف را با خطر زدن (کیش) مواجه کند به طوری که حریف راهی برای «رفع کیش» نداشته باشد.

پیاده

یا سرباز ضعیف‌ترین مهرهٔ بازیست که هر کدام از بازیکنان (سیاه یا سفید) ۸ عدد از آن دارند که در ردیف یکی مانده به آخر قرار می‌دهند. پیاده به جز حرکت اول که می‌تواند ۲ خانه مستقیم به جلو برود، بقیهٔ حرکتها را باید خانه به خانه انجام دهد.

پیاده بعد از رسیدن به آخرین ردیف در خانهٔ حریف بایستی به یک مهرهٔ دیگر (به جز شاه) بنا بر خواست بازیکن (که معمولاً وزیر است) تبدیل می‌شود. سرباز تنها مهره‌ای ست که به همان شکلی که حرکت می‌کند (مستقیم به جلو) مهرهٔ حریف را نمی‌گیرد بلکه مهره‌هایی را که در دو خانه چپ و راست خانه‌ جلوی خود هستند را بگیرد. در واقع سرباز مستقیم می‌رود و کج می‌زند.

همین طور پیاده تنها مهره‌ایست که فقط به سمت جلو پیش می‌رود و به این ترتیب ممکن نیست به خانه‌ پیشین خود بازگردد.


 
 

اسب

اسب مهره‌ای ست که به همراه فیل از آنها به عنوان سوار سَبُک یاد می‌شود. ارزش اسب برابر سه و نیم واحد پیاده‌است. حرکت اسب به صورت ۲ خانه به سمت‌های جلو، عقب، راست و چپ و یک خانه در جهت عمود بر آن (برای عقب و جلو به سمت‌های راست و چپ و برای راست و چپ به سمت‌های عقب و جلو) خواهد بود. یعنی اگر اسب ۲ خانه به سمت جلو رفت حرکت خود را با یک خانه‌ به چپ یا راست ادامه می‌دهد و در واقع مسیر را می‌شکندو حرکتش را به مانند حرف L لاتین انجام می‌دهد. اسب تنها مهره شطرنج است که مانعی برای حرکت او وجود ندارد و در صورتی که خانهٔ مقصد تحت اشغال نباشد، بدون هیچ مشکلی به آنجا برود. ( به اصطلاح می‌تواند بپرد.)

فیل (پیل)

فیل یکی از سوارهای سَبُک بازی شطرنج است که ارزش تقریبی آن برابر با سه و نیم پیاده ارزیابی می‌شود. فیل مهره‌ای است که می‌تواند به صورت اریب و در صورتی که مانعی نباشد یا خانهٔ مقصد مشغول نباشد، به طور نامتناهی به خانه‌ای در دوردست بنشیند. همانند اسب، هر طرف سیاه یا سفید ۲ فیل دارند که با توجه به چیدمان آنها در صفحه، یکی از آنها در خانهٔ سفید جای می‌گیرد و دیگری در سیاه.

از آنجا که مسیر اریب فیل همیشه دارای یک رنگ است خ، فیل سفید همواره محکوم به حضور در خانه‌های سفید است به همین دلیل یکی از فیل‌ها فیل سفید و دیگری فیل سیاه نامیده می‌شود.

رخ

رخ مهره‌ای قوی‌ در شطرنج محسوب می‌شود که حضور آن به ویژه در انتهای بازی راهگشاست. رخ به همراه وزیر «سوارهای سنگین» نامیده می‌شوند. هر بازیکن شطرنج ۲عدد رخ در اختیار دارد و در مجموع ۴ رخ در کل صفحه موجود است که هر کدام در یکی از چهار گوشهٔ صفحهٔ شطرنج (A۱, A۸, H۱, H۸) قرار می‌گیرند. رخ در شطرنج به صورت عمودی و افقی حرکت می‌کند و می‌تواند در صورت نبودن مانع یا اشغال خانهٔ مقصد، یک ستون یا یک ردیف کامل را هم طی کند.

وزیر (فرزین)

وزیرها قوی‌ترین مهره‌های شطرنج محسوب می‌شوند. قدرت یک وزیر برابر با ۹ پیاده ارزیابی می‌شود. وزیربه ۲ صورت اریب و مستقیم (عمودی یا افقی) حرکت می‌کند و به همان ترتیب مهره‌ای را می‌گیرد. هر یک از طرفین بازی شطرنج فقط یک وزیر دارند. وزیرها بین شاه و فیل قرار می‌گیرند یعنی وزیر سفید در خانهٔ D۱ و وزیر سیاه در همان ستون در خانهٔ D۸.

شاه

حیاتی‌ترین مهرهٔ بازی ایست که در واقع حضور تمام مهره‌های شطرنج برای دفاع از شاه خود و حمله یا تخریب مستقیم یا غیر مستقیم شاه حریف هست. شاه فقط می‌تواند به تمامی اطراف و خانه‌های مجاور خود برود. نکته‌های مهم در رابطه با شاه:

  • بین ۲ شاه همیشه باید لااقل یک خانه فاصله باشد.
  • در صورت این که شاه توسط هر یک از مهره‌های شطرنج (غیر از شاه حریف) مورد تهدید قرار گرفت، اصطلاحا کیش شده و ۳ راه (برای اسب ۲ راه) برای «رفع کیش» وجود دارد.
    • ۱-حرکت دادن شاه
    • ۲-گرفتن مهرهٔ تهدید کننده
    • ۳-گذاشتن مانع در مسیر تهدید مهرهٔ تهدید کننده شاه.

از آنجا که اسب مانعی برای حرکت نمی‌شناسد، بنا براین رفع کیش با حربه آخر امکان ندارد.


حرکتهای استثنایی در شطرنج

قلعهٔ شاه یا قلعهٔ کوچک

حرکتی که درصورت وجود شرایط زیر، شاه ۲ خانه به سمت رخ می‌رود و رخ به خانهٔ بعد از شاه و آن سمت دیگر شاه می‌رود. این حرکت حداکثر یک بار در بازی و در صورت برقراری ۳ شرط زیر انجام می‌شود: ۱-شاه و رخی که می‌خواهد قلعه برود تا آن لحظه حرکتی نکرده باشند. ۲- بین شاه و رخ هیچ مهره‌ای نباشد. ۳-شاه و محل عبور وی در هنگام انجام این حرکت نباید با خطر مهره‌ای از حریف رو به رو باشد.(در معرض کیش باشد.) اگر شرایط بالا برقرار بود، حرکت قلعه عبارت است از عبور شاه از خانهٔ مجاور خود به سوی رخ و قرار گرفتن شاه در خانهٔ بعدی و قرارگرفتن رخ در خانهٔ مجاور شاه (همان خانه‌ای که شاه از آن عبور کرده یا به اصطلاح «از رویش پریده»).

قلعهٔ وزیر یا قلعهٔ بزرگ

درست مانند قلعهٔ شاه‌است ولی در سمت دیگر، یعنی عمل قلعه رفتن با رخ سمت وزیر انجام می‌پذیرد.

آن پاسان

این لغت فرانسوی به معنی در حال حرکت است. به وقتی گفته می‌شود که سرباز می‌تواند در حرکتی که مقصدش سرباز حریف نیست، سرباز حریف را بگیرد.

اگر سرباز یکی از طرفین در ردیف پنجم خود (ردیف چهارم حریف) باشد و سرباز حریف در یکی از دو خانه چپ و یا راست آن باشد، می‌تواند به پشت سرباز حریف رفته و آن را بگیرد.


درجات شطرنج‌بازان

قدرت هر شطرنجباز با یک امتیازی موسوم به ریتینگ مشخص می‌شود. این عدد بر اساس بازیهای رسمی انجام شده هر بازیکن تعیین می‌شود و هر سه ماه یکبار توسط فیده منتشر می‌شود. هر یک از فدراسیون‌های ملی نیز ممکن است درجات خاص خود را داشته باشند که در آن کشور مورد پذیرش است.

درجه‌های شطرنج که توسط فدراسیون جهانی شطرنج اعطا می‌شود:
  • استاد بزرگ عنوانی‌ست که فیده از سال ۱۹۵۰ به شطرنجبازی که به بالاترین سطح مهارت در بازی رسیده‌است اعطا می‌کند. شرط اصلی احراز این عنوان رسیدن به ریتینگ ۲۵۰۰ است. گرچه در سال ۱۹۵۰ تنها ۳۹ نفر به دریافت این لقب مفتخر شدند. اما هم اکنون بیش از ۹۰۰ استاد بزرگ در سراسر دنیا وجود دارند. سرگئی کاریاکین از اوکراین با دست یابی به این عنوان در سال ۲۰۰۲ در حالی که فقط ۱۲ سال و ۷ ماه داشت جوانترین استاد بزرگ شطرنج تاکنون است.
  • استاد بین‌المللی
  • استاد فیده
  • استاد بزرگ زنان این عنوان برای بانوانی که در سطحی میان استاد فیده و استاد بین المللی قرار دارند در نظر گرفته می‌شود.
  • استاد بین المللی زنان
  • استاد فیده زنان

فهرست استادان شطرنج ایران

 

استاد بزرگ

  • احسان قائم‌مقامی
  • الشن مرادی ابدی
  • مرتضی محجوب
  • امیر باقری
  • شجاعت قانع

 

استاد بزرگ بانوان

  • شادی پریدر

 

داوران بین‌المللی ایران

صفحهٔ شطرنج
  1. اسکندری، فریدون
  2. اکبر زاده، غلامحسین
  3. باقری اکبر
  4. برادری ازغد، تقی
  5. پورشاهماری، حمید رضا
  6. پهلوان زاده، مهرداد
  7. خواجه‌ای،سیاوش
  8. سالور، حسینقلی
  9. صفرزاده، اسماعیل
  10. کاظمی آشتیانی، حسین
  11. کنعان آذر، ناصر
  12. گلشنی، حسین
  13. گلکار، آبتین
  14. مرتضوی، سید محمد کاظم
  15. مصلحی، سید عبدالله
  16. علی زاده، فرهاد
  17. مظفری، علیرضا
  18. نجیب، ابوالقاسم
  19. دستجردی، وحید
  20. هنری، کاوه

 

(تمامی مطالب این مجموعه برگرفته از وب سایت وزین قطره می باشد)
 با تشکر از این سایت معظم

ادبیات فارسی یا پارسی به ادبیاتی گفته می‌شود که به زبان فارسی نوشته شده باشد. ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی قرار گرفته‌اند.

 

آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران فراتر رفته‌است. شاعران و نویسندگانی نظیر فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی، مولوی، عمر خیام و نظامی شهرتی جهانی دارند. در میان چهره‌های شناخته شده ادبیات معاصر فارسی در جهان می‌توان به صادق هدایت در داستان و احمد شاملو در شعر اشاره کرد.

ادبیات ایران پیش از اسلام


در زمان بغتسما (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) شاعری به نام حنظله بادغیسی (ف.۲۲۰) ظهور کرد. در عهد بغتسما محمد بن وصیف و فیروز مشرقی و ابوسلیک گرگانی به سرودن شعر پرداختند.

در دوره سامانی شعر و نثر پارسی هر دو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابوالقاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه ابو منصوری، کتاب گرشاسب و عجائب البلدان هر دو تالیف ابو الموید بلخی، ترجمه تاریخ طبری توسط ابو علی بلعمی، ترجمه تفسیر طبری توسط گروهی از دانشمندان، حدود العالم (در جغرافیا)، رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شد.

سامانی

در دوره سامانی شعر و نثر پارسی هر دو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابوالقاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه

آل بویه

در دوره آل بویه منطقی رازی و غضایری در شعر نامبردارند و در نثر دانشنامه رازی علائی و رگ‌شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد و ابوعبید جوزانی بخش ریاضی دانشنامه را به رشته تحریر درآورد و قصه حی بن یقظان به فارسی ترجمه و شرح شد.

غزنویان

در دوره غزنوی فردوسی، عنصری بلخی، عسجدی، فرخی سیستانی و منوچهری شعر پارسی سبک خراسانی را به کمال رسانیدند و ابو نصر مشکان نویسنده مکتوبات درباری سبکی بدیع در نثر پدید آورد.

سلجوقیان و خوارزمشاهیان

در زمان سلجوقیان و خوارزمشاهیان شاعران بزرگ چون اسدی، ناصرخسرو، قطران تبریزی، مسعود سعد سلمان، عمر خیام، امیرمعزی، انوری، خاقانی، نظامی، ازرقی، ادیب صابر، رشید وطواط، ظهیر فاریابی، جمال‌الدین اصفهانی، مجیر بیلقانی، ابوالفرج رونی، سیدحسن غزنوی، عبدالواسع جبلی، سنایی، عطار، مختاری غزنوی، عمعق بخاری و جز آنان ظهور کردند.

در نثر نمایندگانی مانند نظام‌الملک نویسنده سیاست‌نامه، امیر کی‌کاووس مولف قابوس‌نامه، محمدبن منور نویسنده اسرارالتوحید، عطار نویسنده تذکرة‌الاولیاء، گردیزی مولف زین‌الاخبار، ابوالفضل بیهقی نویسنده تاریخ بیهقی، راوندی نویسنده راحةالصدور، غزالی مولف کیمیای سعادت، نصرالله‌بن عبدالحمید مترجم کلیله و دمنه، نظامی عروضی مولف چهار مقاله، رشید وطواط نویسنده حدائق‌السحر، حمیدالدین نویسنده مقامات حمیدی، زین‌الدین اسماعیل مولف ذخیره خوارزمشاهی (در طب) ظهور کردند.

حمله مغول

شعر فارسی در دوره مغول بر روی هم متمایل به سادگی و روانی بود و اگر چه بعضی شاعران به پیروی از قدما یا به سبب تمایل به آرایه‌های ادبی و تکلَف‌های شاعرانه به شعر مصنوع روی‌ آوردند؛ این امر عمومیت نداشت و حتی همان شاعران مقلّد و گاه متصنَع، در مقابل اشعار دشواری که به منظور اظهار مهارت و استادی‌شان می‌سرودند، اشعار ساده‌ی بسیار داشتند که قصّه‌ی دل و ندای ذوقشان بود. بیشتر مثنوی‌ها و همه‌ی غرل‌ها و غالب قصیده‌ها به زبان ساده‌ی روان و گاه نزدیک به زبان محاوره ساخته می‌شد. یکی از سبب‌های سستی برخی از بیت‌ها و یا به کار بردن ترکیب‌های نازل در پاره‌ای از شعرهای این دوره، همین نزدیکی به زبان محاوره‌است. اما این که بیشتر شاعران، به خصوص غزل‌سرایان، در پایان این دوره به زبان ساده‌ی تخاطب متمایل شده بودند؛ به این علّت بود که رابطه‌ی گروهی از آنان با آثار استادان بزرگ پیشین نقصان یافته و نیز دسته‌ای از آن شاعران ترک‌زبانی بودند که فارسی را می‌آموختند و هنگام سخن‌گویی ناگزیر ساده‌گویی می‌کردند. همراه این سادگی، بیان یک خاصیت دیگر توجّه به نکته‌سنجی و نکته‌یابی و نکته‌گویی است؛ یعنی گنجانیدن نکته‌هایی باریک در شعرها همراه با خیال دقیق و نازک‌بینی تام که معمولاً از آن‌ها در شعر به مضمون تعبیر می‌شود. چنین نازک‌خیالی‌ها و نکته‌پردازی‌ها در شعر فارسی، به ویژه شعر غنایی ما از قدیم وجود داشت؛ امّا هر چه از قرن‌های پیشین به زمان‌های متأخّر نزدیک شویم، قوّت آن را محسوس‌تر و به همان نسبت سادگی الفاظ را برای سهولت بیان بیشتر می‌یابیم. در قرن‌های هفتم و هشتم، شاعرانی چون خواجو و سلمان و به خصوص حافظ توانسته‌اند، نکته‌های دقیق بسیار در الفاظ عالی منتخب بگنجانند و خواننده را گاه از قدرت شگفت‌انگیز خود به حیرت افکنند و همین توانایی ساحرانه‌است که باعث شد جانشینان آنان و به ویژه شیفتگان حافظ، دنباله‌ی کارش را در نکته‌آفرینی بگیرند؛ غافل از آن که «قبول خاطر و لطف سخن خدادادست». لازمه‌ی پیروی از نکته‌آفرینی‌های حافظ احراز قدرت فکری و لفظی اوست؛ ولی شاعران عهد تیموری غافل از این اصل به گونه‌ای روزافزون به تکاپوی یافتن نکته‌های باریک افتادند و در گیرودار این تکاپو گاهی از رعایت جانب الفاظ باز ماندند و با این عمل مقدمات ایجاد سبکی را در ادبیات فارسی فراهم کردند که از آغاز قرن دهم، قوت آشکار یافت و در دوره‌ی صفویان به تدریج کار را به جایی کشانید که یکی از سرآمدان شیوه‌ی خیال‌پردازی میرزا جلال اسیر در اسارت مطلق مضامین افتاد و در شکنجه‌های این اسارت مطلق، گاه زبان مادری خود را در ترکیب الفاظ از یاد برد و از بیان عبارت‌های نامفهوم ابا نکرد. سخن در این است که هر چه از آغاز این عهد، به پایان آن نزدیک‌تر شویم، مبالغه در مضمون‌یابی و مضمون‌سازی را بیشتر و به همان نسبت دقت در الفاظ و یک‌دست نگاه داشتن آن و انتخاب را در آن کمتر می‌بینیم. بی‌شک گرد مضمون‌ها و نکته‌های تازه‌ی بدیع در شعر، خاصه در غزل، گردیدن بسیار شایسته و در خور است؛ بدان شرط که اوّلاً در این راه مبالغه نکنند و ثانیاً به خاطر معنی لفظ را مهمل نگذارند ولی بیان از این نکته خالی از فایده نیست که سخن‌گویان این عهد نکته‌پردازی و مضمون‌یابی را از وظایف شاعر می‌پنداشتند و شعر ساده‌ی بی‌نکته را ماندنی نمی‌دانستند.

در این دوره سعدی نویسنده بوستان, گلستان و غزلیات، مولوی صاحب مثنوی معنوی و غزلیات شمس، محمود شبستری صاحب مثنوی گلشن راز ، کمال‌الدین اسماعیل، همام تبریزی، اوحدی مراغه‌ای گوینده جام جم، امیرخسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، ابن یمین، سلمان ساوجی، و حافظ شیرازی، در شعر پدید آمدند.

تیموریان

دوره تیموریان دنباله دوره مغول محسوب می‌شود. در عهد تیموری جامی شاعر ظهور کرد. در عهد مغول و تیموری نویسندگانی ارجمند برخاستند, مانند عطا ملک جوینی مولف تاریخ جهانگشا، منهاج سراج مولف طبقات ناصری، ابوالشرف ناصح گلپایگانی مترجم تاریخ یمینی، رشید الدین فضل‌الله مدون و جامع جامع التواریخ، شهاب الدین عبدالله نویسنده تاریخ وصاف، حمدالله مستوفی نویسنده تاریخ گزیده، حافظ ابرو مولف زبده التواریخ، نظامی شامی نویسنده ظفر نامه، میر خواند مولف روضه الصفاء (همه در تاریخ)، عوفی نویسنده لباب الالباب و جوامع الحکایات، دولتشاه مولف تذکره الشعراء، محمد بن قیس نویسنده المعجم (در ادب و انواع آن)، نصیرالدین طوسی نویسنده اخلاق ناصری و اساس الاقتباس، جلال الدین دوانی نویسنده اخلاق جلالی، حسین واعظ نویسنده اخلاق محسنی و انوار سهیلی (در اخلاق و فنون و حکمت).

صفویان

در دوره صفویان نثرنویسانی مانند خواند میر نویسنده حبیب السیر، ابن بزاز نویسنده صفوه الصفاء، حسن بیک روملو مولف احسن التواریخ، اسکندر منشی مولف عالم آرای عباسی، احمد بن نصرالله نویسنده تاریخ الفی، محمد یوسف بن شیخ مولف منتخب التواریخ، ابوالفضل ابن مبارک مولف اکبر نامه (در تاریخ)، ظهور کردند و در شعر محتشم کاشی، عرفی، صائب، بابا فغانی، هاتفی، هلالی، اهلی، وحشی، کلیم، نامبردارند.

افشاریان و زندیان

در دوره افشاریان و زندیان گویندگانی مثل هاتف و پسر او سحاب، مشتاق اصفهانی، عاشق اصفهانی، و آذر بیگدلی(لطفعلی بیک شاملو) معروف شدند.

قاجار

برخی شاعران و نویسندگان در دوره قاجار بازگشت به سبک قدیم (سبک خراسانی) کردند و شاعرانی مانند مجمر، صبا، وصال شیرازی، قاآنی، فروغی بسطامی، سروش، محمود خان ملک الشعراء شیبانی و جز آنان نماینده این سبک‌اند. طاهره قرةالعین یکی از زنان شاعر این دوران است. در نثر رضاقلی هدایت مولف مجمع الفصحاء متمم روضه الصفا و ریاض العارفین، لسان‌الملک سپهر مولف ناسخ التواریخ، نویسندگان نامه دانشوران، اعتماد السلطنه مولف مرآت البلدان و غیره شهرتی یافته‌اند.

ادبیات مشروطه

در دوره مشروطیت تحولی در روش فکر شاعران و نویسندگان پیدا شد. ادیب‌الممالک فراهانی، ادیب پیشاوری، پروین اعتصامی، محمد تقی بهار، افسر، ایرج، دهخدا، شوریده، عارف، عشقی، وحید دستگردی، یاسمی، یغما، و گروهی از معاصران نمایندگان شعر این دوره هستند و بی‌بی خانم استرآبادی، علی اکبر دهخدا، جمال زاده، صادق هدایت، محمد قزوینی، عباس اقبال،زین العابدین مراغه‌ای، محمد مسعود، رشید یاسمی، عبدالحسین زرین کوب، صادق چوبک و گروهی از معاصران نماینده شعب مختلف نثر این دوره به شمار می‌روند.'

شعر نو

زمینه‌های فکری سرایش شعر نو، سالها پیش از نیما آغاز شده بود که برای پیگیری این نکته باید به شاعران و سرایندگان دوره مشروطه مراجعه کرد. ابوالقاسم لاهوتی، میرزا حبیب مترجم حاجی بابای اصفهانی و میرزاده عشقی از این زمره‌اند.

شعر نو جنبش شعری بود که با نظریات نیما یوشیج آغاز شد. از جمله شاعران متعلق به این جنبش شعری می‌توان به احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، منوچهر آتشی، طاهره صفارزاده، و محمود مشرف تهرانی (م. آزاد) اشاره کرد.

وزن در شعرهای نیما و اخوان با نوع شعری که احمد شاملو سراینده آن بود تفاوت دارد. شعر نیمایی دارای وزن عروضی بوده و تنها هجاهای شعر تساوی خود را از دست داده‌اند و کوتاه یا بلند می‌شوند ولی در شعر سپید که احمد شاملو آن را پایه‌گذاری کرد از وزن خبری نیست و به جای آن از تصویر سازی واژگانی و موسیقی درونی استفاده می‌شود.

 

فرهنگ‌نویسان ایرانی

  • علی اکبر دهخدا
  • محمد معین
  • امیر حسین آریان‌پور
  • احمد شاملو

شاعران زن ایرانی

  • طاهره قره‌العین
  • پروین اعتصامی
  • فروغ فرخزاد
  • طاهره صفارزاده
  • سیمین بهبهانی
  • پرتو نوری علا
  • مریم السادات صائم کاشانی

باید یادآوری کرد که در سده‌های گذشته از جمله در سده ششم هجزی قمری، در دربار سلطان سنجر سلجوقی، مهستی شعر می‌سرود که اشعار اروتیک او شهره‌است، جز او از رابعه باید یاد کرد و برای دیگران باید به منابع مراجعه کرد. در دوره قاجار نیز بسیاری از بانوان شاعر را می‌توان سراغ گرفت، به ویژه از زنان دربار.


 

 

 

 


مختصری درباره شعر ایرانی

شعر، پديده اي است که با همه افراد جامعه بشري سر و کار دارد و هر يک از اين افراد، بنا بر سطح فهم خود و انتظاري که از شعر دارد، ميتواند تعريفي براي آن داشته باشد. بنابراين نميتوان به طور مطلق تعريفي ارائه کرد و گفت که شعر همين است و جز اين نيست شعر، عده اي از منتقدان، به اشتباه پنداشته اند آن چه اصالت دارد، تعريف آنهاست و اگر کي اثر با تعريفي که آنان يافته اند همخواني نداشته، به اين نتيجه قطعي رسيده اند که آن اثر، شعر نيست. بايد دانست شعر بودن يا نبودن آثار ادبي، وابسته به ديدگاه ما نيست.
آثار درخشان شعري، وجود خود را ثابت و حضور خويش را بر فرهنگ ما تحميل کرده اند عده لجاجت در مرزبندي، فقط ما را از زيباييهايشان محروم خواهد کرد و بس.
کساني که ميکوشند شعر بودن يا نبودن همه آثار ادبي را با تعريفِ برساخته خود مشخص کنند، به آن شخصيت اساطيري يونان قديم شباهت دارند که مردمان را ميدزديد، روي تخت خوابي که داشت، ميخواباند و ميکوشيد قد آنان را با تخت خواب تنظيم کند; يعني قد بلندها را سر ميبريد و قد کوتاه ها را آن قدر ميکشيد تا به همان اندازه بلند شوند. اينان نيز آثار ادبي را مثله ميکنند تا با تعريف دست ساخته شان برابر شوند لجاجت ولي ما در عين حال، نيازمند شناخت شعر هستيم و اين ايجاب ميکند که بدانيم براي ارزيابيهايمان به سراغ کدام دسته از آثار ادبي برويم و آنها را با چه معياري بسنجيم. پس اگر تعريفي مطلق هم نميتوانيم يافت، بايد حداقل تصوير روشني از شعر در پيش چشم داشته باشيم.
تعريفهايي که آقاي دکتر محمد رضا شفيعي کدکني عنوان کرده است، جامعتر و دقيقتر به نظر مي آيد ولي ايشان در کتاب ادوار شعر فارسي، شعر را چنين تعريف ميکند: "شعر گره خوردگي عاطفه و تخيّل است که در زباني آهنگين شکل گرفته باشد." با اين تعريف، عناصر سازنده شعر، عاطفه، خيال، زبان، آهنگ و شکل هستند و کلام براي شعر بودن، بايد از همه اينها برخوردار باشد. اين تعريف ايشان، ساده و کاربردي است يعني با آن، به راحتي ميتوان عناصر شعر را شناخت و آثار شعري ايشان را محک زد .

 

درباره شعر طنز

 
جايگاه طنز در شعر امروز
 
 
شهرام پوررستم‌
 
با توجه به كثرت و وفور استعمال ذهنيت‌ها و ايجاد ايماژهاي تصنعي و تخيلي و گاه ماليخوليايي هاشور خورده كه دنياي مسخ شده كنوني را مجنون‌تر جلوه مي‌دهد؛ شعر امروز گاه بايد زاويه و خاستگاه خود را اندكي تغيير دهد تا ماهيت و ثمره آن از زيراكس‌ گونگي و تكرار بيمارگونه فله‌اي نجات يابد تا توان ايستايي در مقابل حركت و حوادث روزمره را داشته باشد.‌مخاطب امروز بعد از دست و پنجه يازيدن روزمره معاش و رخوت مفرط و جذب سرب، در سنگيني ترافيك و ازدحام، دوست‌تر داشته كه لم بدهد و از سر فراغ بال خستگي دركند. او در اين لحظه حوصله انديشيدن و حل معماي چند پهلو و ديدن فانتريك تكراري را ندارد. و حتي يكي از فاكتورهاي موفقيت‌ نسبي سريال‌هاي كم عمق و بازاري همين موضوع مي‌تواند باشد.

با اين تفاصيل، طنز در شعر امروز مي‌تواند جايگاه بسيار مناسبي داشته باشد. بخصوص كه حصول چينش واژه‌هاي سخت و گرانيتي در بدنه سفينه شعر بر اصطكاك و فشارها چربش يافته تا به جهان پرتاب و مترصد فرصت شويم. چه، كوچكترين بي‌نظمي، فاجعه و تنزل و سقوط خواهد بود.

طنز مي‌تواند به نوعي جاي خالي ذهنيات محض را در شعر پر كرده و به شعر طراوت و استحكام خاصي بخشيده و مخاطب خود را سر كيف آورد، و به جهان و دردهاي عادي آن پوزخند زند و محيط شود و جوهر.

در شعر امروز، شعور و انديشه و عينيت و طنز، سازه‌اي شگفت ايجاد خواهد كرد كه اولاً شاعران ديدگاه جديد بيابند و ثانياً ارتباط شعر با مخاطب را نماد و صميميت بيشتري فراگيرد.

شعر امروز قوام و توان بزرگي جهت رقابت و مانايي با هنرهاي ديجيتال و صنايع و تجارت مخنث را مي‌طلبد. ما هر روز با مولتي‌ هنرهاي تهاجمي و گزنده سروكار داريم كه مانند ويروس و انگل با كالاهاي تجاري و توريسم و تبليغ و فرهنگ، مرزها را در مي‌نوردند و قلب‌ها را تسخير مي‌كنند.
در اين راستا شعر بايد جايگاه خود را استحكام بخشد. همان كاري كه دنياي نقاشي در رنسانس عكاسي مجبور به ايجاد و ترويج و نجات خود كرد و باعث غناي بسيار عجيب نقاشي با اساتيد بنام و انقلاب جهاني آن شد.‌شعر امروز بايد خود را باشرايط وفق بدهد. شاعر امروز نيز ديدگاه جهان‌شمول سوژه‌ها و واژه‌هاي نهان و بسياري در اختيار دارد كه يافتن آن بسي ساده و آسان‌تر از قديم مي‌نمايد.

البته، از دلايل بارز شكست نسبي شعر معاصر در عرصه جهاني، همانا نگرش بيشتر شاعر به آينده و گذشته‌هاست. ما در سطح جامعه عادت كرده‌ايم كه حال را هميشه فداي گذشته‌هاي موهوم و دريغ و آينده‌ي افسون و افسوس و افسرده نماييم، بي‌آنكه بدانيم گذشته و آينده، شاعران و ظرفيت‌هاي خود را خواهد داشت و ما آب در هاون مي‌كوبيم.‌شاعر امروز گاه به نهيليسم و شانه خالي كردن از تعهد، به رخوت و تن‌پروري وغرور تكيه مي‌دهد، بي‌آنكه بداند شعر بايد هويت و راه خود را بپويد و تعهدات جوهري و ذاتي و وجودي خود را هر زمان بتواند ارائه دهد. شعر امروز مي‌تواند پيش ما در اتوبوس بنشيند و يا در صف بانك و نان دم بگيرد و عرق بريزد و جوك بگويد و زندگي‌اش را ادامه دهد.

شعر امروز نمي‌تواند خود را مقيد به تعاريف و منيت‌ها مختص كند تا زير راديكال‌ها، هاج و واج وانماند. التزام شعر امروز، انديشه و جوهر وجودي و تكثرگرايي و استحكام آن است، نه خدمتگزاري و تسليم و رضامندي قشري خاص.

سوژه‌هاي فراوان فرا راهمان موج مي‌زنند و ما هنوز به گذشته‌هاي موهوم مي‌باليم و مي‌شكنيم و آينده چون بختك به ذهنمان افتاده بي آنكه قيل و قال اكنون را دريابيم. مثلاً تغييرات بنيادين آب و هوا و اكوسيستم و نابودي محيط زيست كه طبيعت هميشه خاستگاه بكري براي پرواز شعر بوده و شعر امروزه مكلف است هواي آن را داشته باشد. و براي احمقانه نابود كردن جنگل‌ها و مراتع و رودها به مخاطب عجول و بي‌تفاوت خود تلنگر بزند و او را از خواب غفلت بيدار كند.‌

ديگر وقت است شعر اندكي چاله و چوله‌هاي محيط اطراف را كنكاش كند و خود را از آوارگي و سرگرداني در ذهنيت عليل به فرزانگي رساند. ما كارهاي واجب زيادي داريم و نمي‌توان هميشه در بعد فانتزيك ماند.شعر امروز، كيت و حافظه فشرده‌اي است كه ذات ما را به مدار مولكول‌ها و اجرام گره مي‌زند تا موجبات تكوين و حادثه و اتفاق شايسته و بايسته‌اي را فراهم آوريم. شاعر امروز هر ثانيه و زمان در حال تغيير و حركت است. او براي آنكه از روند جامعه جا نماند، بايد پويايي بيشتري به خرج دهد. به روند و فعل خود اكتفا نكرده و مغرور نباشد، كه كفايت هنر موجبات پايان هنرمند است.‌

طنز هر از گاهي كه به شعر مي‌آميزد، حال و هواي مطبوع ايجاد مي‌كند. حتي طنز در اشعار حماسي فردوسي، روند خودماني‌تري به ايماژها مي‌بخشد. و يا مولوي، لبخندي ناگزير بر گوشه چهره گان عبوس و سرسختمان ايجاد مي‌كند. اما آنچه موجبات شور بختي است،‌ اين است كه ادبيات ما نيز بسان موسيقي ما گاه بسيار غمگين و گرفته است كه البته وارد شدن به اين مبحث، مثنوي هزار من مي‌طلبد.

همانظور كه عبيد زاكاني حق بسيار مسلمي برادبيات كلاسيك ما دارد، طنز معاصر با ايرج و عشقي و اشرف‌الدين گيلاني نمود و خاستگاهي خاص يافت كه البته تاريخ به گوشه هاي تاريك آنان امتياز منفي داد و جنبه هنري، بخشي از سروده‌ها را بسيار نازل و در حد فكاهي و ناسزا دانست.‌

پس از آن، شاعران بزرگوار فهميدند كه با شعر و قضاوت تاريخ نمي‌توان از در شوخي درآمد. و طنز آرام به شيوه نيمايي و سپيد وارد عرصه پهناور شعر شد و شاعران طنزپرداز به ارج و قرب خاصي در ميان مخاطبين مختص دست يازيدند.

طنز به مفهوم مطلق كه از آن به عنوان طنز سياه و تلخ نيز ياد مي‌شود، در شعر معاصر سابقه داشته؛ شاعران چون نيما، شاملو، شاهرودي، فروغ فرخزاد، بيژن جلالي، عمران صلاحي وكيومرث منشي‌زاده و...

در دهه هفتاد با توجه به چينش مهندسي كلمات و جابجايي واژه‌ها و استفاده از كژتابي‌ها و ضرب‌المثل‌ها نوعي طنز در زير مجموعه بازيهاي زباني خلق شد. طنز بين‌المتني با اصطلاحات كوچه بازاري كه باعث طربناكي و نشاط ايده‌هاي مكانيكي گرديد.

بعد از دهه هفتاد يكي از مؤلفه هاي قابل توجه شعري، طنز بود كه رگه‌هايي از آن را در كالبد مجموعه‌ها مي‌توان يافت. البته در همين مقال نيز مي‌توان به ارزش‌هاي طنز ژورناليستي كه با تاريخ مصرف مناسب و به روز در مجلات بارور مي‌شد، اشاره كرد.

شاعران گروه توفيق و گل‌آقا و مجالس شب شعر طنز <در حلقه رندان> و <شكرخند> و... به هرحال طنز چه آشكار و چه نهان، مي‌تواند جريان و خون و نبوغ تازه‌اي در كالبد شعر ايجاد كرده تا مخاطب به شوق آيد و خستگي از تن بزدايد. البته، شاعران جدي گاه مي‌توانند با چيدمان دقيق و انديشمند و جذاب به رگه‌هايي خودجوش و بسيار مطبوع از طنزي خالص دست يابند كه چون دري‌ گرانمايه در دل شب تلالؤ خواهد داشت. گاهي طنز بيمه بدنه شعر خواهد بود، و مخاطب شعر را به خاطر طنزش به حافظه مي‌سپارد. هرچند ديگر به حافظه سپردن شعر، يك تعريف قرون وسطايي و نامربوط جلوه مي‌دهد. و شعر امروز التزامي به طوطي حافظ ندارد.‌
به هر تقدير، با توجه به بحران روز افزون شعر مخنث، به خدمت درآوردن طنز براي تعالي شعر و شاعر اتفاقي شايسته و ملزوم به نظر مي‌رسد.

 

گفت‌وگویی با عمران‌ صلاحي‌ (شاعر و طنز پرداز)

"در باب شعر طنز"

 

طنز، زبان تلخ انديشهعمران صلاحی

الهه خسروی

عمران‌ صلاحي‌ شاعر و طنزپردازي‌ است‌ كه‌ تاكنون‌ آثار بسياري‌ در اين‌ حوزه‌ به‌ چاپ‌ رسانده‌ است. او برخلاف‌ زمينه‌ كاري‌اش، آدم‌ بسيار خجول‌ و كمرويي‌ است‌ كه‌ به‌قول‌ خودش‌ خيلي‌ سخت‌ خنده‌اش‌ مي‌گيرد ولي‌ در به‌كار بردن‌ كلمات‌ در قالب‌ طنز مهارتي فوق‌العاده ‌دارد. پشت‌ يكي‌ از نيمكت‌هاي‌ كلاس‌ دانشكده‌ ادبيات‌ دانشگاه‌ تهران‌ و در حاشيه‌ نخستين‌ همايش‌ شاعران‌ فارسي‌ زبان‌ با او درباره‌ جايگاه‌ طنز در شعر معاصر گفت‌وگويي‌ كرده‌ايم‌ كه‌ مي‌خوانيد

آقاي‌ صلاحي! پيش‌ از آنكه‌ بخواهيم‌ درباره‌ شعر طنز معاصر صحبت‌ كنيم‌ شايد بهتر باشد كه‌ مروري‌ كوتاه‌ بر روند شعر طنز معاصر در آثار شاعران‌ بزرگي‌ چون‌ نيما و شاگردانش‌ داشته‌ باشيم. شعر طنز معاصر از كجا آغاز مي‌شود و چه‌ ويژگي‌هايي‌ دارد؟

در شعر نو اصولاً‌ همه‌ چيز با نيما آغاز مي‌شود.اولين‌ كسي‌ كه‌ شعر براي‌ كودكان‌ گفت‌ نيما بود يا بسياري‌ از مباحثي‌ كه‌ امروز جزو ملزومات‌ ادبيات‌ و بخصوص‌ شعر محسوب‌ مي‌شود همگي‌ با نيما آغاز شده‌ است. در نتيجه‌ اولين‌ كسي‌ كه‌ طنز را وارد شعر نو كرد نيما بود. البته‌ نيما اشعار كلاسيك‌ و سنتي‌ در قالب‌ مثنوي، قطعه، قصيده‌ و... زياد دارد و در همين‌ قالب‌هاي‌ قديمي‌ شعر طنز گفته‌ است. قطعه‌ معروف‌ حوض‌ ملاحسن‌ يا شعرهايي‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ انگاسي‌ سروده‌ است‌ گواه‌ اين‌ مدعا هستند.

در تمام‌ اين‌ اشعار سايه‌اي‌ از طنز وجود دارد و بخوبي‌ خود را نشان‌ مي‌دهد انگاسي‌ دهي‌ در دامنه‌ البرز است‌ كه‌ مردمش‌ به‌سادگي‌ معروفند كه‌ نيما در آن‌ شعرها چهره‌هايي‌ مثل‌ ملانصرالدين‌ يا دخو ساخته‌ است. اما اولين‌ شعري‌ كه‌ مايه‌ طنز دارد و به‌ شيوه‌ نيمايي‌ سروده‌ شده‌، شعر لاشخورهاست‌ كه‌ در سال‌ 1319 توسط‌ نيما سروده‌ شد و داستان‌ دو لاشخور است‌ كه‌ با هم‌ رابطه‌ برقرار مي‌كنند ولي‌ در واقع‌ تنها قصدشان‌ از ايجاد اين‌ رابطه‌ اين‌ است‌ كه‌ هر كدام‌ زودتر مرد، ديگري‌ او را بخورد. اصولاً‌ طنز نيما، طنز تلخ‌ و سياهي‌ است. يا مثلاً‌ شعر ديگري‌ بنام‌ "موجهل‌ من" كه‌ من‌ حدس‌ مي‌زنم‌ نيما آن‌ را در هجو منتقدان‌ خودش‌ سروده‌ باشد و آنها را به‌ خرمگس‌هاي‌ سمجي‌ تشبيه‌ كرده‌ كه‌ مدام‌ مزاحم‌ مي‌شوند.

جالب‌ اينجاست‌ كه‌ نيما در اين‌ شعر خود را نيز به‌ گاوي‌ تشبيه‌ كرده‌ كه‌ جانش‌ از دست‌ اين‌ مگس‌هاي‌ مزاحم‌ به‌ لب‌ رسيده‌ است. شعر "گند نا" نيز شعر ديگري از نيماست كه ‌آن را در سال‌ 1326 سروده‌ و در آن‌ باغي‌ را توصيف‌ مي‌كند پر از گل‌ و گياه‌ كه‌ در آن‌ گل‌ بدبويي‌ بنام‌ "گند نا" روييده‌ است. البته‌ نيما در تمام‌ اين‌ اشعار طنز، به‌طور غيرمستقيم‌ به‌ اهداف‌ خود پرداخته‌ اما‌ از هيچ‌ كس‌ به‌طور مستقيم‌ نام‌ نمي‌برد به‌طوري‌ كه‌ حتي‌ امروز هم‌ هر كسي‌ مي‌تواند هر نامي‌ را كه‌ بخواهد در آن‌ شعرها جايگزين‌ كند بي‌آنكه‌ از نظر معنايي‌ لطمه‌اي‌ به‌ شعر وارد شود.

شما فكر مي‌كنيد پيشينه‌ شعر طنز در ادبيات‌ كلاسيك‌ ايران‌ از موش‌ و گربه‌ عبيد زاكاني‌ گرفته‌ تا هجويه‌هايي‌ كه‌ شاعران‌ ديگر سروده‌اند چه‌ تأ‌ثيري‌ بر روي‌ شعر طنز معاصر گذاشته‌ است؟

ببينيد، اصولاً‌ نحوه‌ اجرا و كار شاعر امروز متفاوت‌ است. خود شخص‌ نيما طنزهايي‌ را كه‌ در قالب‌هاي‌ كلاسيك‌ گفته‌ فقط‌ طنز منظوم‌ است‌ و شعر به‌ مفهوم‌ امروزي‌ آن‌ نيست.

اين‌ ويژگي‌ در مورد بسياري‌ از شاعران‌ مشروطه‌ نيز صدق‌ مي‌كند. اشعار طنز آنها، شعر نيستند بلكه‌ كاركردي‌ در حد يك‌ مقاله‌ دارند. استفاده‌ از شعر و آميختن‌ آن‌ با طنز تنها بدين‌ دليل‌ است‌ كه‌ منظوم‌ شدن‌ كلام‌ باعث‌ تأ‌ثير و اشاعه‌ بيشتر آن‌ مي‌شود در حالي‌ كه‌ آن‌ چيزي‌ كه‌ شعر را شعر مي‌كند تخيل‌ ناب‌ است. پس‌ در واقع‌ بايد بين‌ شعر طنز و طنز منظوم‌ تفاوت‌ قائل‌ شد. طنز منظوم‌ در كشور ما هميشه‌ با سانسور مواجه‌ بوده‌ و به‌ همين‌ خاطر وارد ادبيات‌ شفاهي‌ ما شده‌ و زبان‌ به‌ زبان‌ چرخيده‌ است‌ و از اين‌ جهت‌ بسيار ارزشمند است. مثلاً‌ ما شاعراني‌ مثل‌ ابوالقاسم‌ حالت‌ يا اشرف‌ گيلاني‌ داريم كه‌ در حوزه‌ طنز منظوم‌ فعاليت‌ بسيار خوبي‌ داشته‌اند ولي‌ طنز آنها با طنزي‌ كه‌ مثلاً‌ حافظ‌ در اشعار خود به‌كار برده‌ كاملا متفاوت‌ است، چون‌ حافظ‌ در وهله‌ اول‌ شعر سروده‌ است، شعري‌ كه‌ در آن‌ رگه‌هايي‌ از طنز هم‌ ديده‌ مي‌شود.

اين‌ شعر طنز به‌ معنايي‌ كه‌ شما از آن‌ نام‌ برديد در اشعار كساني‌ چون‌ اخوان‌ يا شاملو چگونه‌ خود را نشان‌ مي‌دهد؟ فكر مي‌كنم‌ ‌ در ميان‌ آثار شاعران‌ معاصر نمونه‌هاي‌ خوبي‌ از اين‌ شعر طنز داشته‌ باشيم كه‌ شعر "اي‌ مرز پر گهر" فروغ‌ يك‌ نمونه‌ از آن‌ است. اين‌ طنز در شعر شاعران‌ معاصر به خوبي‌ مشخص‌ است، مثلاً‌ اخوان‌ وقتي‌ در قالب‌هاي‌ كلاسيك‌ شعر گفته‌ به‌ حوزه‌ طنز منظوم‌ وارد شده‌ است. مثلاً‌ آن‌ شعري‌ كه‌ در آن‌ خبر از تولد نوه‌ و پدر بزرگ‌ شدن‌ خودش‌ مي‌دهد و به‌ طنز مي‌گويد از اين‌ به‌ بعد من‌ بايد با يك‌ مادر بزرگ‌ - منظور همسرش‌ - زندگي‌ كند، طنز منظوم‌ است. اما شعرهايي‌ مثل‌ "كتيبه"، يا "مرد و مركب" در زمره‌ شعر طنز قرار مي‌گيرد. "اي‌ مرز پرگهر" فروغ‌ هم‌ همين‌ طور، با ذكر اين‌ نكته‌ كه‌ طنز در شعر اخوان‌ طنز موقعيت‌ است‌ ولي‌ در شعر فروغ‌ طنز كلامي‌ است‌ كه‌ هر دو ارزشمند است.

اما در مورد شاملو بايد بگويم‌ كه‌ من‌ خوشبختانه هم‌ محضر ‌ شاملو و هم‌ اخوان‌ را درك‌ كردم. هر دوي‌ آنها روحيه‌ طنز و شوخي‌ داشتند كه‌ بسيار قوي‌ بود. يادم‌ هست‌ هر بار كه‌ شاملو لطيفه‌اي‌ را تعريف‌ مي‌كرد حتي‌ سنگ‌ هم‌ به‌ خنده‌ مي‌افتاد. مسلماً‌ اين‌ روحيه‌ طنازي‌ در شعر شاملو نيز بروز يافته‌ است. اتفاقاً‌ شاملو بعد از نيما اولين‌ شاعري‌ است‌ كه‌ طنز را ادامه‌ داد. شعر "براي‌ خون‌ و ماتيك" در سال‌ 1329 نخستين‌ شعري‌ است‌ كه‌ شاعر در آن‌ لحن‌ طنز را وارد شعر معاصر كرد و اين‌ لحن‌ بعدها در "شعري‌ كه‌ زندگي‌ است" به‌ اوج‌ خود رسيد. يا مثلاً‌ شعر "حماسه" كه اصلاً‌ خود اسم‌ حماسه‌ مفهومي‌ مسخره‌آميز دارد! شما به‌ مصراع‌هاي‌ آخر اين‌ شعر نگاه‌ كنيد: "از بوق‌ يك‌ دوچرخه‌ سوار الاغ‌ پست‌ / شاعر ز جاي‌ جست‌ و.../... مدادش، نوكش‌ شكست!" البته‌ آن‌ زمان‌ عده‌اي‌ متوجه‌ اين‌ لحن‌ طنز در اشعار شاملو نشدند و آن‌ را به‌ حساب‌ ضعف‌ او ‌گذاشتند ولي‌ شاملو عمداً‌ آن‌ شكل‌ را انتخاب‌ كرده‌ بود كه‌ بعدها تأ‌ثيرش‌ را گذاشت‌ و شاعران‌ بعدي‌ نظير‌ فروغ‌ تحت‌ تأ‌ثير آن‌ واقع‌ شدند. به‌ نظر شما جايگاه‌ شعر طنز در وضعيتي‌ كه‌ امروز ‌ شعر معاصر بدان‌ دچار شده‌ كجاست؟  همين‌طور‌ بحران‌ مخاطب‌؟ بحراني‌ كه‌ شعر در دو دهه‌ اخير باآن‌ مواجه‌ بوده‌ بدون‌ شك‌ دامن‌ طنز در شعر را هم‌ گرفته‌ است.

اگرچه‌ شاعراني‌ كه‌ در دو دهه‌ اخير شعر مي‌گويند همه‌ پست‌ مدرن‌ هستند و بيشتر به بازي‌هاي‌ كلامي‌ عقيده‌ دارند - كه‌ طنز يكي‌ از شاخصه‌هاي‌ شعري‌ آنهاست‌- ولي‌ متاسفانه‌ مرز اين‌ مؤ‌لفه‌ در شعرهاي‌ آنان‌ مشخص‌ نيست، يعني‌ معلوم‌ نيست‌ كه‌ كجا شاعر خواسته‌ از طنز استفاده‌ كند و كجا نه. البته‌ گاهي‌ اوقات‌ جملات‌ آنها وجه‌ طنز به‌ خود مي‌گيرد ولي‌ اين‌ طنز غيرعمدي‌ است‌ و آدم‌ نمي‌فهمد كه‌ پشت‌ آن‌ منظوري‌ نهفته‌ است‌ يا نه. اصولاً‌ در حال‌ حاضر چون‌ هميشه‌ آشفته‌ و پخش‌ و پلاست،‌ در شعر هم‌ نفوذ پيدا كرده،‌ يعني‌ شما در شعري‌ كه‌ مي‌خوانيد، نمي‌فهميد از كجا شروع‌ شده‌ و نقطه‌ اوج‌ و فرود آن‌ كجاست؟ قبلاً‌ شعرها يك‌ ورودي‌ و خروجي‌ داشت‌ ولي‌ حالا مثل‌ معماري‌هاي‌ مدرن‌ كه‌ آدم‌ را مجبور مي‌كند مثلاً‌ در دستشويي‌ آشپزي‌ كند و در آشپزخانه‌ كار ديگر، نمي‌داند كه‌ سروته‌ اين‌ شعرها كجاست. البته‌ اين‌ هم‌ براي‌ خودش‌ سبكي‌ است‌ و من‌ اصلاً‌ قصد انتقاد ندارم. به‌ هر حال‌ با گذشت‌ زمان‌ تمام‌ اين‌ مسايل‌ حل‌ مي‌شود و اين‌ مرحله‌ هم‌ مرحله‌اي‌ است‌ از شعر نو.

يعني‌ مي‌خواهيد بگوييد طنز در شعر معاصر با تعريفي‌ كه‌ قبلاً‌ ارائه‌ داديد موجود نيست؟

چرا‌ هست. مثلاً‌ بعضي‌ وقت‌ها لابه‌لاي‌ شعرهاي‌ شاعران‌ جوان‌ تكه‌هاي‌ نابي‌ از طنز به‌ چشم‌ مي‌خورد ولي‌ به‌طور يكپارچه‌ چنين‌ چيزي‌ كمتر ديده‌ مي‌شود. مثلاً‌ زرين‌پور شعر بلندي‌ دارد كه‌ مضمون‌ آن‌ چنين‌ است‌ كه‌ وقتي‌ مي‌خواستم‌ زنگ‌ها را بزنم‌ دستم‌ نمي‌رسيد اما حالا كه‌ دستم‌ مي‌رسد ديگر هيچ‌ دري‌ نمانده‌ كه‌ اين‌ مضمون‌ در ميان‌ آن‌ شعر بلند گم‌ شده‌ است. يا مهرداد فلاح‌ آنجا كه‌ مي‌گويد "چقدر ناخن‌ دارد اين‌ صدا" به‌ اين‌ طنز نزديك‌ شده‌ است‌ چون‌ مي‌خواهد گوشخراش‌ بودن‌ يك‌ صدا را توصيف‌ كند. ولي‌ همان‌طور كه‌ گفتم‌ اين‌ طنزهاي‌ كلامي‌ به‌صورت‌ يكپارچه‌ در شعرها به‌ چشم‌ نمي‌خورد. با اين‌ حال‌ در اين‌ چند دهه‌ اخير، شاعراني بوده‌اند كه طنز در آثارشان قابل مشاهده است،‌ به‌عنوان‌ مثال‌، حسن‌ حسيني، اكبر اكسير يا شعراي‌ پرسابقه‌ ما مثل‌ كيومرث‌ منشي‌زاده‌ و بيژن‌ جلالي.

در نهايت‌ شما‌ چشم‌انداز‌‌ طنز در شعر معاصر را چگونه مي‌بينيد؟

من‌ خيلي‌ اميدوارم. چيزي‌ كه‌ طنز را مي‌سازد تضادها و تناقض‌هايي‌ است‌ كه‌ در اجتماع‌ وجود دارد. دوره‌اي‌ كه‌ ما در آن‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ از نظر اين‌ تضادها در اوج‌ خود قرار دارد و من‌ مي‌دانم‌ كه‌ بالاخره‌ اين‌ تناقض‌ها از جايي‌ سر بيرون‌ مي‌آورد و اميدوارم‌ شعر همان‌جايي‌ باشد كه‌ اين‌ تضادها در آن‌ نمود پيدا مي‌كند.




 

 گفتار های دونالد والترز خیلی کوتاه است  گاهی به یک خط هم نميرسد.

اما اگر هر يک از آنها را برای چند بار در روز بخوانيد اثر عميقي در روح شما خواهد داشت.

هر گفتار براي يک روز است .يکي از روزهاي زندگي شما که با تکرار این جملات و ورود مفهمومشان به ضمير
 ناخود آگاه شما خيلی زيبا ترخواهد شد .

در هر حالي که هستيد به خصوص پيش از خواب يکی از گفتار ها را تکرار کنيد .ابتدا با صداي بلند و کم کم به شکل زمزمه .

آري به همين سادگي...

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود       وین راز سر به مهر به عالم ثمر شود


تمامی مطالب موجود در این مجمو عه توسط سایت سوتک تهیه ، و اجرا گردیده است و به هیچ عنوان مطالب .. عکس ها و یا ترجمه های  این مجموعه از هیچ سایت و یا منبع فارسی دیگری کپی برداری نشده است ... 

این مجموعه کاملترین مجموعه از نوع خود بوده و بدون هیچ تغییرو تصرف   توسط سایت سوتک  در این محل آورده شده است...
با تشکر از علی محب خسروی و انتشارات اندیشه عالم




 

 

 

 

   

شل سیلور استاین

آن چه می خوانید مجموعه ای است از ترانه های شلدون آلن  سیلور استاین هنر مند معاصر آمریکایی که در سال 1999 ودر 69 سالگی در رخت خوابش در گذشت .
وی که در دوران زندگی اش در رشته های زبان انگلیسی ، هنر و افسری تحصیل کرده بود پس از سربازی اجباری و سخت خود رو به شعر و کاریکاتور آورد و حتی مدتها به عنوان یک خواننده فعالیت می کرد .

شل که در دل خود داغ از دست دادن دخترک 11 ساله اش را داشت در ایران بیشتر با اشعار و قطعات ادبی خود مشهور است .
قطعاتی که گاه نشاندهنده ی تعهد اجتماعی شاعر است و گاه نبوغ او را در شیطنت های ادبی

به رخ می کشد .
در ایران کتاب های بسیاری از وی ترجمه و چاپ شده است مثل : کسی یک کرگدن ارزون نمی خواد؟ یک زرافه و نصفی ،لافکادیو ، جایی که پیاده رو تمام می شود ، نوری در اتاقک زیر شیروانی (که آن را به دختر خود تقدیم کرده است ) ، بالا افتادن و...
سوتک  قطعاتی از ترانه ها و اشعار او را با ترجمه فارسی و امکان ای میل  که در حال حاضر و درنوع خود بی نظیر است فراهم کرده است و در صورت استقبال بازدید کنندگان سعی دارد تا این مجموعه را تکمیل کرده ودر اختیار شما قرار دهد .

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد              نقش هر نغمه که زد  راه  به جایی دارد


درباره شل سیلور استاین

شل سیلور استاین با نام کامل شلدون آلن سیلور استاین (به انگلیسی: Sheldon Alan Silverstein) شاعر، نویسنده، کاریکاتوریست و خواننده آمریکایی در ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۰ در شیکاگو متولد شدو در ۱۰ مه ۱۹۹۹ بر اثر حمله قلبی درگذشت.

 
 

 زندگی شل سیلور استاین

 

پدرش ناتان و مادرش هلن نام داشت و نام خودش شلدون آنی سیلوراستاین بود.او یک دختر و یک پسر داشت، دخترش شوشانا در ۱۱ سالگی از دنیا رفت و تنها پسرش ماتیو در هنگام فوت پدر ۱۲ سال داشت.

 

 

فعالیت هنری شل سیلور استاین

 

وی در سال ۱۹۵۰ در ارتش آمریکا به خدمت فرا خوانده شد و از همان زمان کار نقاشی کارتونی را برای برخی از مجلات مثل استریپس، استارس، پاسیفیک آغاز کرد.

 

سیلور استاین از کودکی استعداد ذاتی خاصی در نقاشی و نوشتن داشت. خودش بعدها در جایی می‎نویسد که این دو کار نقاشی و نوشتن تنها اموری بودند که وی در آنها موفق بود، معروفترین آثار سیلوراستاین آثاری است که او برای کودکان نوشته‌است. هر چند آثار وی در گروه سنی و مخاطب خاصی نمی‌گنجد و بسیاری از آثار او محبوبیت قابل توجهی در بین بزرگسالان دارد.

 

 

آثار شل سیلور استاین

 

برخی از آثار سیلور استاین که به فارسی ترجمه شده‌است:

  • شیری که جواب گلوله را با گلوله داد (لافکادیو)
  • درخت بخشنده (۱۹۶۴)
  • جایی که پیاده‌رو تمام می‌شود
  • چراغی در اتاقک زیر شیروانی
  • بالا افتادن
  • یک زرافه و نصفی
  • در جستجوی قطعه گمشده
  • کسی یک کرگدن ارزان نمی‌خواد؟
  • بابا نوئل نو
  • راهنمایی پیش آهنگی عمو شلبی
  • آشنایی قطعه گم شده با دایره بزرگ
  • بالا افتادن (۱۹۹۶)

 

بیوگرافی شل سیلور استاین

 

شل سیلوراستاین در 25 سپتامبر 1932 در شیکاگو متولد شد.

نام کامل او «شلدن آلن سیلوراستاین» (Sheldon Allan Silverstein) بود.

او در سال 1950 در ارتش آمریکا به خدمت فراخوانده شده و از همان زمان، کار نقاشی کارتونی را برای برخی مجلات آغاز کرد.

سیلوراستاین از کودکی استعداد ذاتی خاصی در نقاشی و نوشتن داشت. خودش بعدها در جایی می نویسد که این دو کار- نقاشی و نوشتن- تنها اموری بودند که وی در آنها موفق بود:

"وقتی بچه بودم، حدود 12 الی 14 سالگی، بیشتر ترجیح دادم که یک بازیکن بیس بال باشم و یا با دوستانم معاشرت داشته باشم. اما بیس بال بلد نبودم و خوشبختانه دختران و پسران دور و برم هم چندان از من خوششان نمی آمد. در این مورد، کاری از دست من بر نمی آمد. بنابراین شروع به نوشتن و نقاشی کردم و خوشبختانه در این دو زمینه، کسی را نداشتم که از او تقلید کنم، و یا تحت تأثیرش قرار بگیرم. بنابراین کم کم به سبک خودم دست پیدا کردم و قبل از این که با آثار نویسندگان و هنرمندان دیگر آشنا شوم، مشغول کارهای خلاقانه شدم.

در واقع حدود سی سالگی بود که به طور جدی با آثار نویسندگان دیگر آشنا شدم. در آن زمان با وجود این که مورد توجه مردم قرار گرفته بودم، اما باز هم، کار را به هر چیز دیگر ترجیح می دادم، چون دیگر کار کردن برایم به شکل عادت درآمده بود."

معروف ترین آثار سیلور استاین، آثاری است که او برای کودکان نوشته است، هر چند بیشتر آثار او در گروه سنی خاصی نمی گنجد و به نظر می رسد که همه آدمها در هر سنی می توانند مخاطب او قرار بگیرند.

آثاری از او که در کتابفروشی های کودک به فروش می رسند هم از سوی مخاطبان بزرگسال مورد توجه زیادی قرار می گیرند و این از ویژگیهای خاص اشعار اوست که همه گروههای سنی می توانند با آن هم ذات پنداری کنند.

اشعار او، در عین برخورداری از عنصر طنز، صریح، ساده و تکان دهنده هستند و هر یک، جنبه ای از زندگی را از بعدی جدید، به نمایش می گذارند. بعدی که با نظریات شناخته شده فلسفی، روان شناختی و جامعه شناسی کاملاً تفاوت دارد و نوع نگاه و فلسفه جدیدی را به زندگی مطرح می کند.


 
فلسفه ای که در طی آن، انسان با ابزار طنز و سادگی، به درک صادقانه ای از خود و جهان پیرامونش نائل می شود.

سبک نگارش سیلوراستاین، سرشار از شور و انرژی و احساسی است. ویژگی اساسی نگاه او، آزادی و رهایی از هر گونه قید و بندی است که احساس و ادراک انسان را دچار قالبها و کلیشه های از پیش تعریف شده می کند.

خود او در مقدمه کتاب «چراغی زیر شیروانی» می گوید: "من آزادم، هر کجا که دلم می خواهد می روم و هر کاری که دلم می خواهد انجام می دهم و معتقدم هر کسی باید چنین زندگی کند. نباید به هیچ کس وابسته بود".

بسیاری از کسانی که فکر می کنند سیلوراستاین تنها نویسنده ای برای کودکان است، وقتی می فهمند که بزرگسالان بیشتر از کودکان، از آثار او استقبال می کنند، بسیار متعجب می شوند.

اما بزرگ ترها سیلوراستاین را بخشی از وجود خود می دانند. چرا که حرفهای ناگفته آنها را با زبان طنز بیان می کند. یکی از لقب هایی که در مورد سیلوراستاین داده شده این است: "مردی که کودکی اش را در چمدانی با خود می برد".

وقتی که سیلوراستاین در سال 1960، نخستین کتاب کودکش را به نام «درخت بخشند» به چاپ رساند، خیلی زود به عنوان نویسنده موفق کودکان به شهرت رسید.

هجو، نوعی سادگی و نادانی ماهرانه و بازی استادانه با لغات، از ویژگی های کار اوست. گویی که او با طبیعت انسان های هر سنی آشناست. برخلاف آنچه به نظر می رسد سیلوراستاین از ابتدا تصمیم نداشت نویسنده یا تصویر گر کتابهای کودکان شود.

اولین بار یکی از دوستانش سیلوراستاین را قانع کرد که برای کودکان بنویسد و اولین کتاب او "درخت بخشنده" که بعدها با موفقیت زیادی روبرو شد.

ابتدا توسط یک ویراستار مردود شناخته شد. چرا که به نظر می رسد کتاب میان ادبیات کودک و بزرگسال دست و پا می زند و چون مخاطب مشخصی ندارد، فروش خوبی نخواهد داشت.

البته بعدها هر دو گروه کودک و بزرگسال از این کتاب استقبال کردند و کتاب "رقصهای مختلف" که حاوی مجموعه شعرها و قصه هایی برای کودکان است نیز مورد توجه بزرگسالان قرار گرفت. نویسنده در این کتاب از ورای طنز، نگاهی به پوچی و هرج و مرج حاکم بر جامعه بزرگسالان دارد و همین موضوع جاذبه اصلی کتاب از دید بزرگترها است.

سیلوراستاین، با نگاه دو گانه و طنزآمیز خود، نویسنده ای است که تحت هیچ قالب معین و بر چسب خاصی نمی گنجد.

روح جسور و آزاد او هیچ گونه محدودیتی را بر نمی تابد و این سرزندگی مورد توجه هر انسانی با هر سن و موقعیتی قرار می گیرد.

سبک او، نو و منحصر به فرد است، چرا که به قول خودش: "خوشبختانه کسی در اطرافم نبود که از او تقلید کنم، پس راه خودم را دنبال کردم...."

 

 

 

شل سیلور استاین

آن چه می خوانید مجموعه ای است از ترانه های شلدون آلن  سیلور استاین هنر مند معاصر آمریکایی که در سال 1999 ودر 69 سالگی در رخت خوابش در گذشت .
وی که در دوران زندگی اش در رشته های زبان انگلیسی ، هنر و افسری تحصیل کرده بود پس از سربازی اجباری و سخت خود رو به شعر و کاریکاتور آورد و حتی مدتها به عنوان یک خواننده فعالیت می کرد .

شل که در دل خود داغ از دست دادن دخترک 11 ساله اش را داشت در ایران بیشتر با اشعار و قطعات ادبی خود مشهور است .
قطعاتی که گاه نشاندهنده ی تعهد اجتماعی شاعر است و گاه نبوغ او را در شیطنت های ادبی

به رخ می کشد .
در ایران کتاب های بسیاری از وی ترجمه و چاپ شده است مثل : کسی یک کرگدن ارزون نمی خواد؟ یک زرافه و نصفی ،لافکادیو ، جایی که پیاده رو تمام می شود ، نوری در اتاقک زیر شیروانی (که آن را به دختر خود تقدیم کرده است ) ، بالا افتادن و...
سوتک  قطعاتی از ترانه ها و اشعار او را با ترجمه فارسی و امکان ای میل  که در حال حاضر و درنوع خود بی نظیر است فراهم کرده است و در صورت استقبال بازدید کنندگان سعی دارد تا این مجموعه را تکمیل کرده ودر اختیار شما قرار دهد .

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد              نقش هر نغمه که زد  راه  به جایی دارد


درباره شل سیلور استاین

شل سیلور استاین با نام کامل شلدون آلن سیلور استاین (به انگلیسی: Sheldon Alan Silverstein) شاعر، نویسنده، کاریکاتوریست و خواننده آمریکایی در ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۰ در شیکاگو متولد شدو در ۱۰ مه ۱۹۹۹ بر اثر حمله قلبی درگذشت.

 
 

 زندگی شل سیلور استاین

 

پدرش ناتان و مادرش هلن نام داشت و نام خودش شلدون آنی سیلوراستاین بود.او یک دختر و یک پسر داشت، دخترش شوشانا در ۱۱ سالگی از دنیا رفت و تنها پسرش ماتیو در هنگام فوت پدر ۱۲ سال داشت.

 

 

فعالیت هنری شل سیلور استاین

 

وی در سال ۱۹۵۰ در ارتش آمریکا به خدمت فرا خوانده شد و از همان زمان کار نقاشی کارتونی را برای برخی از مجلات مثل استریپس، استارس، پاسیفیک آغاز کرد.

 

سیلور استاین از کودکی استعداد ذاتی خاصی در نقاشی و نوشتن داشت. خودش بعدها در جایی می‎نویسد که این دو کار نقاشی و نوشتن تنها اموری بودند که وی در آنها موفق بود، معروفترین آثار سیلوراستاین آثاری است که او برای کودکان نوشته‌است. هر چند آثار وی در گروه سنی و مخاطب خاصی نمی‌گنجد و بسیاری از آثار او محبوبیت قابل توجهی در بین بزرگسالان دارد.

 

 

آثار شل سیلور استاین

 

برخی از آثار سیلور استاین که به فارسی ترجمه شده‌است:

  • شیری که جواب گلوله را با گلوله داد (لافکادیو)
  • درخت بخشنده (۱۹۶۴)
  • جایی که پیاده‌رو تمام می‌شود
  • چراغی در اتاقک زیر شیروانی
  • بالا افتادن
  • یک زرافه و نصفی
  • در جستجوی قطعه گمشده
  • کسی یک کرگدن ارزان نمی‌خواد؟
  • بابا نوئل نو
  • راهنمایی پیش آهنگی عمو شلبی
  • آشنایی قطعه گم شده با دایره بزرگ
  • بالا افتادن (۱۹۹۶)

 

بیوگرافی شل سیلور استاین

 

شل سیلوراستاین در 25 سپتامبر 1932 در شیکاگو متولد شد.

نام کامل او «شلدن آلن سیلوراستاین» (Sheldon Allan Silverstein) بود.

او در سال 1950 در ارتش آمریکا به خدمت فراخوانده شده و از همان زمان، کار نقاشی کارتونی را برای برخی مجلات آغاز کرد.

سیلوراستاین از کودکی استعداد ذاتی خاصی در نقاشی و نوشتن داشت. خودش بعدها در جایی می نویسد که این دو کار- نقاشی و نوشتن- تنها اموری بودند که وی در آنها موفق بود:

"وقتی بچه بودم، حدود 12 الی 14 سالگی، بیشتر ترجیح دادم که یک بازیکن بیس بال باشم و یا با دوستانم معاشرت داشته باشم. اما بیس بال بلد نبودم و خوشبختانه دختران و پسران دور و برم هم چندان از من خوششان نمی آمد. در این مورد، کاری از دست من بر نمی آمد. بنابراین شروع به نوشتن و نقاشی کردم و خوشبختانه در این دو زمینه، کسی را نداشتم که از او تقلید کنم، و یا تحت تأثیرش قرار بگیرم. بنابراین کم کم به سبک خودم دست پیدا کردم و قبل از این که با آثار نویسندگان و هنرمندان دیگر آشنا شوم، مشغول کارهای خلاقانه شدم.

در واقع حدود سی سالگی بود که به طور جدی با آثار نویسندگان دیگر آشنا شدم. در آن زمان با وجود این که مورد توجه مردم قرار گرفته بودم، اما باز هم، کار را به هر چیز دیگر ترجیح می دادم، چون دیگر کار کردن برایم به شکل عادت درآمده بود."

معروف ترین آثار سیلور استاین، آثاری است که او برای کودکان نوشته است، هر چند بیشتر آثار او در گروه سنی خاصی نمی گنجد و به نظر می رسد که همه آدمها در هر سنی می توانند مخاطب او قرار بگیرند.

آثاری از او که در کتابفروشی های کودک به فروش می رسند هم از سوی مخاطبان بزرگسال مورد توجه زیادی قرار می گیرند و این از ویژگیهای خاص اشعار اوست که همه گروههای سنی می توانند با آن هم ذات پنداری کنند.

اشعار او، در عین برخورداری از عنصر طنز، صریح، ساده و تکان دهنده هستند و هر یک، جنبه ای از زندگی را از بعدی جدید، به نمایش می گذارند. بعدی که با نظریات شناخته شده فلسفی، روان شناختی و جامعه شناسی کاملاً تفاوت دارد و نوع نگاه و فلسفه جدیدی را به زندگی مطرح می کند.


 
فلسفه ای که در طی آن، انسان با ابزار طنز و سادگی، به درک صادقانه ای از خود و جهان پیرامونش نائل می شود.

سبک نگارش سیلوراستاین، سرشار از شور و انرژی و احساسی است. ویژگی اساسی نگاه او، آزادی و رهایی از هر گونه قید و بندی است که احساس و ادراک انسان را دچار قالبها و کلیشه های از پیش تعریف شده می کند.

خود او در مقدمه کتاب «چراغی زیر شیروانی» می گوید: "من آزادم، هر کجا که دلم می خواهد می روم و هر کاری که دلم می خواهد انجام می دهم و معتقدم هر کسی باید چنین زندگی کند. نباید به هیچ کس وابسته بود".

بسیاری از کسانی که فکر می کنند سیلوراستاین تنها نویسنده ای برای کودکان است، وقتی می فهمند که بزرگسالان بیشتر از کودکان، از آثار او استقبال می کنند، بسیار متعجب می شوند.

اما بزرگ ترها سیلوراستاین را بخشی از وجود خود می دانند. چرا که حرفهای ناگفته آنها را با زبان طنز بیان می کند. یکی از لقب هایی که در مورد سیلوراستاین داده شده این است: "مردی که کودکی اش را در چمدانی با خود می برد".

وقتی که سیلوراستاین در سال 1960، نخستین کتاب کودکش را به نام «درخت بخشند» به چاپ رساند، خیلی زود به عنوان نویسنده موفق کودکان به شهرت رسید.

هجو، نوعی سادگی و نادانی ماهرانه و بازی استادانه با لغات، از ویژگی های کار اوست. گویی که او با طبیعت انسان های هر سنی آشناست. برخلاف آنچه به نظر می رسد سیلوراستاین از ابتدا تصمیم نداشت نویسنده یا تصویر گر کتابهای کودکان شود.

اولین بار یکی از دوستانش سیلوراستاین را قانع کرد که برای کودکان بنویسد و اولین کتاب او "درخت بخشنده" که بعدها با موفقیت زیادی روبرو شد.

ابتدا توسط یک ویراستار مردود شناخته شد. چرا که به نظر می رسد کتاب میان ادبیات کودک و بزرگسال دست و پا می زند و چون مخاطب مشخصی ندارد، فروش خوبی نخواهد داشت.

البته بعدها هر دو گروه کودک و بزرگسال از این کتاب استقبال کردند و کتاب "رقصهای مختلف" که حاوی مجموعه شعرها و قصه هایی برای کودکان است نیز مورد توجه بزرگسالان قرار گرفت. نویسنده در این کتاب از ورای طنز، نگاهی به پوچی و هرج و مرج حاکم بر جامعه بزرگسالان دارد و همین موضوع جاذبه اصلی کتاب از دید بزرگترها است.

سیلوراستاین، با نگاه دو گانه و طنزآمیز خود، نویسنده ای است که تحت هیچ قالب معین و بر چسب خاصی نمی گنجد.

روح جسور و آزاد او هیچ گونه محدودیتی را بر نمی تابد و این سرزندگی مورد توجه هر انسانی با هر سن و موقعیتی قرار می گیرد.

سبک او، نو و منحصر به فرد است، چرا که به قول خودش: "خوشبختانه کسی در اطرافم نبود که از او تقلید کنم، پس راه خودم را دنبال کردم...."

 

خلاصه ای بر تاریخ ایران

هنگامی که سخن از تاریخ ایران می‌رود باید به این نکته توجه داشت که آیا منظور تاریخ اقوام و مردمانی است که از سرآغاز تاریخ تا کنون در مرزهای سیاسی ایران امروزی زیسته‌اند یا تاریخ اقوام و مردمانی است که خود را به نحوی از آنجا ایرانی می‌خوانده‌اند و در جغرافیایی که دربرگیرندهٔ ایران امروز و سرزمینهایی که از دیدگاه تاریخی بخشی از ایران بزرگ (ایرانشهر) بوده‌است زیسته‌اند.

 

هنگام سخن از تاریخ ایران بیش‌تر مورد دوم مقصود است. به همین دلیل گاه تاریخ ایران را از ورود آریاییها (که نام ایران نیز از ایشان گرفته شده‌است) به فلات ایران آغاز می‌کنند. ولی این هرگز به این معنی نیست که فلات ایران تا پیش از ورود ایشان خالی از سکنه یا تمدن بوده‌است. پیش از ورود آرییایان به فلات ایران تمدنهای بسیار کهنی در این خطه شکفته و پژمرده بودند و تعدادی نیز هنوز شکوفا. برای نمونه تمدن شهر سوخته (در سیستان)، تمدن عیلام (در شمال خوزستان)، تمدن جیرفت (در کرمان)، تمدن ساکنان تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان (در نهاوند) و تمدن کاسی‌ها (در لرستان امروز) ذکر می‌شود. با این حال نظریاتی نیز وجود دارد که برخی از این تمدن‌ها ریشهٔ آریایی (پیش از مهاجرت اصلی آریاییان به ایران) داشته‌اند.

 

نکتهٔ مهم دیگر شناخت وضع مناطق داخلی ایران در زمان شکل‌گیری و رواج تمدن‌های کهن است. یعنی فهم اینکه در زمان تمدن‌ها و دولت‌های باستانی چون سومر، کلده، اور، بابل، آشور، اورارتو و نظائر آن، وضع این مناطق داخلی فلات ایران، که مجزا از منطقه مستقیم تحت حاکمیت این تمدن‌ها و دولت‌ها بوده‌است، به چه نحوی جریان داشته است؟

ایران پیش از آریاییان

پیش از آریاییان تمدن‌های شهر سوخته (در سیستان)، تمدن عیلام (در شمال خوزستان)، تمدن جیرفت (در کرمان)، تمدن ساکنان تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان (در نهاوند) و تمدن کاسی‌ها (در لرستان امروز) در سرزمین ایران بودند.

ایلامیان یا عیلامی‌ها از هزاره چهارم پ. م. تا هزاره نخست پ. م.، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی پشتهٔ ایران فرمانروایی کردند. به قدرت رسیدن حکومت ایلامیان و قدرت یافتن سلسلهٔ عیلامی پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان مهم ترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم پ. م. است. تا پیش از ورود مادها و پارسها، تاریخ سرزمین ایران منحصر به تاریخ عیلام است.

ایران و آریاییان

نظریه‌ای که امروز بیش از هر نظریهٔ دیگری در میان صاحب‌نظران مقبول است اینست که قبایلی که خود را آریایی (آریایی در زبان ایشان به معنی شریف یا نجیب بود) می‌خوانندند در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد (در این تاریخ اختلاف بسیار است) به فلات ایران سرازیر شدند. از بررسی اساطیر و زبان ایشان برمی‌آید که ایشان خویشاوندی نزدیک با هندیان داشتند و گویا پیش از آمدن آنان به ایران و مهاجرت دستهٔ دیگر به هند با هم می‌زیستند. به هر حال آنچه مسلم است اینست که هر دو دسته خود را آریایی می‌خواندند.

بخشبندی تاریخ ایران

نکتهٔ دیگر آنکه معمولاً تاریخ ایران را به دو دورهٔ کلی تاریخ ایران پیش از اسلام و تاریخ ایران پس از اسلام تقسیم می‌کنند.

دو روایت مختلف از تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارد: یکی روایت سنتی که مبتنی بر تواریخ سنتی است (شامل شاهنامه‌) و از نخستین پادشاه کیومرث (که پادشاه جهان و نه فقط ایران است) آغاز می‌شود و شامل سلسله‌های پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، ملوک‌الطوایفی (اشکانیان) و ساسانیان است. این روایت سنتی به یک معنی روایتی اسطوره‌ای از تاریخ ایران است و شامل اطلاعات ذی‌قیمت مردم‌شناسانه و اسطوره‌شناسانه‌است.

روایت دیگر روایت مبتنی بر تواریخ خارجی (شامل تواریخ یونانی، ارمنی، رومی) و مدارک و یافته‌های باستانشناسی (شامل کتیبه‌ها و سکه‌ها) و به طور کلی روایتی مدرن و علمی‌است. در این روایت خاندان‌های پادشاهی در ایران پیش از اسلام از قرار زیرند: مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان.

شاید بسیاری باور ننمایند که از سال سی‌ام هجری که سال مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی است تا سال ۱۳۴۴ه.ق(=۱۳۰۴ه.خ) که تاریخ برافتادن قاجاریان می‌باشد در درون حدود طبیعی ایران بیش از یکصد و پنجاه خاندان به استقلال یا نیمه استقلال پادشاهی کرده‌اند و از میان ایشان تنها چهار خاندان سلجوقیان و مغولان و صفویان و نادر شاه را می‌توان گفت که بر سراسر ایران حکمروا بودند. از دیــــــگران طاهریان، سامانیـان، صفاریـان، غزنویـان، بویهـیــان، خوارزمشـاهیـان، قره‌قویـونــلویــان، آق‌قویونلویان، زندیان، قاجاریان اگر چه پادشاهان بزرگ و بنام بودند هیچ کدام سراسر ایران را زیر فرمان نداشتند. آن دیگران هم جز خاندان‌های کوچکی نبودند که هر کدام بر یک یا دو ولایت فرمانروا بودند. (شهریاران گمنام، احمد کسروی، ص۱۰)

دودمان‌های دوران پیش از اسلام


    * ماد (آغاز قرن هشتم ق. م.۵۵۰ ق. م.) بنیان‌گذار (دیاکو) (هووخشتره)
    * هخامنشی (۵۵۹ ق. م.- ۳۳۰ ق. م.) بنیان‌گذار کوروش- داریوش
    * سلوکیان (۳۳۰ ق. م.- ۱۲۹ ق. م.) بنیان‌گذار سلوکوس یکم
    * اشکانیان (۲۵۶ ق. م.- ۲۲۴ م.) بنیان‌گذار اشک یکم - مهرداد یکم ارد یا اشک سیزدهم
    * ساسانیان (۲۲۴ م.۶۵۲ م.) بنیان‌گذار (اردشیر بابکان) - شاپور ۱، شاپور دوم و انوشیروان

دودمان‌های دوران پس از اسلام


    * طاهریان (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیان‌گذار طاهر ذوالیمینین
    * صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیان‌گذار یعقوب لیث
    * سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیان‌گذار نصر اول - اسماعیل بن احمد و نصر بن احمد
    * زیاریان(۳۱۵ - ۴۶۲ ه. ق.) بنیان‌گذار مرداویج پسر زیار - قابوس بن وشمگیر
    * بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه. ق.) بنیان‌گذار عمادالدوله علی - عضدالدوله
    * غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه. ق.) بنیان‌گذار سلطان محمود غزنوی
    * سلجوقیان (۴۲۹ - ۵90 ه. ق.) بنیان‌گذار طغرل بیک - ملکشاه و سلطان سنجر
    * خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه. ق.) بنیان‌گذار (انوشتکین غرجه) - محمد خوارزمشاه
    * ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه. ق.) بنیان‌گذار هولاکو خان
    * تیموریان (-۷۷۱ ۹۰۳ ه. ق) بنیان‌گذار تیمور گورکانی
    * صفویان - (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه. ق.) بنیان‌گذار شاه اسماعیل اول - شاه عباس
    * افشار (۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ ه. ق.): بنیان‌گذار نادرشاه
    * زند (-۱۱۶۳ ۱۲۰۹ ه. ق.) بنیان‌گذار کریم خان زند
    * قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه. ق.) بنیان‌گذار آقا محمد شاه - ناصرالدین شاه
    * سلسله پهلوی (آغاز۱۳۴۵ ه. ق. ۱۳۰۴ ه. ش.) بنیان‌گذار رضا شاه - محمدرضا پهلوی
    * جمهوری اسلامی ایران (آغاز ۱۳۵۷ ه. ش.) بنیان‌گذار : امام خمینی


 

 

درباره نامگذاری در ایران

در همه‌ی سرزمین‌ها، زبان‌ها و فرهنگ‌ها برخی نام‌ها رایج‌تر از نام‌های دیگر‌اند.  کمتر کسی به این نکته فکر می‌کند که منشأ نامش کجاست و چه داستان‌ها و ماجراهایی در پس نام خانوادگی او پنهان است.
ما، اغلب به این نکات فکر نمی‌کنیم. زیرا از آغاز زندگی صاحب نامی می‌شویم. این نام در شناسنامه و گذرنامه و مدارک تحصیلی و دانشگاهی و حساب بانکی ما یا اگر خلافکار و تبهکار باشیم در پرونده‌های قضایی ثبت می‌شود.
چنین است که نام، ما را قابل‌شناسایی می‌کند، ما را از دیگران متمایز می‌کند و به ما هویت می‌دهد. علاوه بر این با نام‌گذاری اشخاص امکان سازماندهی اجتماعی، اداری، قضایی و اقتصادی در یک جامعه فراهم می‌آید.

 

در ایران اسامی مردانه دامنه‌ی وسیع داشت

در عهد قاجار، لقب در ایران اهمیت داشت. به واسطه‌ی لقب بود که فرد می‌توانست از توده‌ی مردم خود را متمایز کند. لقب جای فرد و حد امتیازات و قدرت او در اجتماع را مشخص می‌کرد.
هر چه نام و لقب اشراف‌زادگان پرطمطراق بود، به همان اندازه نام رعایا ساده و بی‌اهمیت تلقی می‌شد. رعیت یک وظیفه داشت که می‌بایست بدان عمل کند و تنها وجه تمایز او از دیگران زادگاهش بود.
در زمان سلطنت قاجاریه، لقب‌های مردانه دامنه‌ی وسیع داشت. در این زمان از یک کلمه ده‌ها لقب وضع می‌کردند. مثلاً از کلمه‌ی امین می‌توانستند القابی مانند امین‌الدوله، امین‌السلطنه، امین‌دفتر، امین لشکر، امین‌الواعظین و امثال آن وضع کنند و به اشخاص اهدا کنند یا بفروشند.
برخی القاب هم از برخی مناسبت‌ها نشان داشت. برای مثال وقتی که وزارت تلگراف در ایران تأسیس شد، تلگرافچی‌ها سعی داشتند در لقب آن‌ها کلمه‌ی «مخبر» و «اختیار» و «مبشر» باشد. در این دوران القابی که به کلمه‌ی دوله، سلطنه و ملک ختم می‌شدند بیشتر از دیگر القاب اهمیت داشتند.
‌مردم در آغاز شکل‌گیری شهرنشینی در ایران، ولع عجیبی برای گرفتن لقب داشتند و گاهی به یکی از درباریان یا به شاه رشوه رسمی می‌دادند که لقب بگیرند. برخی از این القاب در تهران و شهرستان‌ها بیشتر از القاب دیگر رایج بود. این امر مشکلاتی پیش می‌آورد.
گاهی شده است که صاحب لقبی که برای مثال لقبش «امین خلوت» بود پول کس دیگری را که او هم ملفب بود به «امین خلوت» می‌خورد. پیش می‌آمد که صاحب لقبی را به جای دیگری که همان لقب را داشت زندانی می‌کردند و چوب می‌زدند
.

لقب زنان وسعت لقب مردان را نداشت

بعضی مردها به اندازه‌ای متعصب بودند که حتی نام زن و دخترشان را نمی‌بردند. اگر پسری داشتند مادر را به نام پسر ارشد و گاهی به نام «مادر بچه‌ها» و «والده‌ی بچه‌ها» خطاب می‌کردند. به همین جهت در خانواده‌ی ایرانی زنان شوهرداری بودند که جز نزدیکانشان هیچ‌کس اسم آن‌ها را نمی‌دانست.
اما اگر زنی لقب می‌گرفت، این لقب دیگر محرمانه نبود. لقب زنان وسعت لقب‌های مردان را نداشت. لقب رایج زنان به کلمه‌ی «ملوک» ختم می‌شد مانند امین‌الملوک. برخی زنان لقب‌های مختص به خود داشتند،

مثل: امین اقدس و مهد علیا و حضرت علیا

نخستین شناسنامه در ایران به نام چه کسی صادر شد؟

در زمان رضا خان قانون ثبت احوال در جلسه‌ی ۳۰ آذر ۱۲۹۷ هجری شمسی به تصویب رسید و در تاریخ سوم دی ماه همان سال، نخستین شناسنامه برای دختری به نام فاطمه ایرانی صادر شد.


تا پیش از این تاریخ، در خانواده‌های ایرانی هرگاه فرزندی متولد می‌شد نام و تاریخ تولد او را پشت جلد کتاب‌های مقدس از جمله قرآن مجید می‌نوشتند و اگر شخصی درمی‌گذشت، تاریخ وفاتش را بر روی سنگ قبرش نقر می‌کردند.


پس از تصویب قانون ثبت احوال بسیاری از مردم نمی‌دانستند برای خودشان چه نامی انتخاب کنند. کارمندان اداره‌ی ثبت احوال حرفه‌ی مراجعه‌کننده را شاخص قرار می‌دادند و اگر پیش از او شخص دیگری نام آن حرفه را برای خود انتخاب کرده بود، نام حرفه و محل تولد را ملاک گزینش نام خانوادگی قرار می‌دادند.


برای مثال اگر کسی خباز بود و در گیلان به دنیا آمده بود، او را خباز گیلانی می‌نامیدند. مطابق این قانون هر کس مجاز بود تنها یک نام را به خود و خانواده‌اش اختصاص دهد. این دوره را می‌توانیم دوره‌ی هویت‌یابی و سرگشتگی انسان ایرانی در آغاز شکل‌گیری فرهنگ شهرنشینی و تجدد در ایران بنامیم. بی‌جهت نیست که رضا شاه پهلوی در این دوره به اقتضای منصبش سه بار نام خود را تغییر داد.


فرهنگ اسم گذاری در خانواده های ایرانی

 
مطالب زیر برگرفته از مشاهدات پژوهشگر فرانسوی آقای هانری ماسه  می یاشد.

 

سابقا بچه را در هفتمين روز تولد نام گذاري مي كردند و به اين مناسبت گوسفندي قرباني مي كردند . شب هفتم زايمان قابله تا مي تواند از زنان دعوت به عمل مي آورد .

زنان ميهمان بچه را دست به دست مي گردانند .

و بعد ماما بچه را به مادرش مي دهد . حاضرين شيريني مي خورند و هر كسي هديه اي به قابله مي دهد ....

در شب هفتم بچه را به هيچ عنوان نبايد روي زمين گذاشت ...

 

مسن ترين فرد خانواده اسامي منتخب را روي چند ورقه مي نويسد و ميان اوراق قرآن جاي مي دهد.

آنگاه قرآن را باز مي كنند و به اولين اسمي كه برخوردند مي پذيرند و بچه را بدان نام مي نامند

.

توصيف راموريه در سفرنامه خود ( سفر دوم. در شيراز) :پدر كودك دوستان خود و چند نفر ملا را دعوت مي كند .

 

پدر كودك 5 اسم را كه روي چند برگ جداگانه نوشته شده به روحانی مي دهد . اين برگها را در لابلاي قرآن قرار مي دهند يا در زير و كنار فرش .

 

بعد سوره حمد را مي خوانند .و پدر به طور تصادفي يكي از آن برگ ها را بيرون مي كشد نام بچه همان خواهد بود. يكي از روحانیان اين نام را به گوش بچه زمزمه مي كند و كاغذ را در قنداق بچه مي گذارند .

 

اگر بچه به اسم يكي از امامان نامگذاري شود اين امام در حقيقت هستي بچه را تضمين مي كند در اينصورت والدين بچه نذر مي كنند .

 

اين نذر يا به صورت پول نقد است كه شب عاشورا بين فقرا تقسيم خواهد شد .

 

يا انجام يك كار مقدس يا تدارك يك ميهماني در اعياد مذهبي .

 

از چندي به اين طرف در خانواده هاي طبقه بالاي جامعه چنين مرسوم شده بود كه نام هاي قديمي ايرانيكه از دوره ساساني و اشكاني اقتباس شده بود را بر روي بچه مي گذاشتند . مانند رستم - جمشيد - شاپور- اردشير - بهرام . و همينطور در مورد دختران مانند شيرين - ناهيد - پروين - ايران- توران .


مطالب مربوط به اسم های ایرانی به تفکیک حروف و به طور خلاصه
از سایت معظم www.esm.ir (گروه اسم ایرانی) تهیه شده است.
برای دیدن لیست کامل این اسامی و به تفکیک دلخواه میتوانید به این سایت بسیار مفید مراجعه کنید.


اَفسانه یا اسطوره که در زبان پهلوی به آن afsân می‌گفتند به معنای داستانی خیالی است تهی از هر راستی.

 


اسطوره که جمع شکسته عربی آن به گونه اساطیر بیشتر بکار می‌رود، منشا هندواروپایی دارد. در زبانهای هندواروپایی نیز مشتقاتی دارد. در سنسکریت Sutra به معنی داستان است که بیشتر در نوشته‌های بودایی بکار رفته‌است. در یونانی Historia به معنی جستجو و آگاهی، در فرانسه(فرانسوی) Histoire، در انگلیسی به دو صورت Story به معنی حکایت، داستان و قصهٔ تاریخی، و History به معنی تاریخ، گزارش و روایت بکار می‌رود.


آن دسته از کسانیکه چه در گذشته و چه امروزه به پژوهش و واکاوی و شناخت افسانه‌ها اشتغال دارند، تا کنون برای افسانه تعریف مشخص، دقیق و پذیرفتنی برای همگان نیافته‌اند، بلکه هریک به میل و اشتیاق و وابستگی‌های اجتماعی خویش آن را تعریف کرده‌اند.

گهگاه در تعریف متخصصان ازافسانه اشکالاتی دیده می‌شود، علت آن این است که آنها به افسانه از سر اعتقاد و ایمان مینگرند.

آنان دنبال این اندیشهٔ اشتروس که «برای درک اندیشهٔ وحشی باید با او و مثل او زندگی کرد،» نه تنها به ساختار، بلکه به عمل کرد جادوییافسانه درجامعه، و در واقع، به اعجاز آن در ایجاد همبستگی قومی و عقیده‌ای ایمان می‌آورند و به همین دلیل برای آنهاافسانه یا نهاد زنده بسیار مهم‌تر از نهادهای کهن است.

میرچا الیاده دین شناس رومانیایی افسانه را چنین تعریف می‌کند:

اسطوره نقل‌کنندهٔ سرگذشت قدسی و مینوی است، راوی واقعه‌ایست که در زمان نخستین، زمان شگرف بدایت همه چیز رخ داده‌است. به بیان دیگر:افسانه حکایت می‌کند که چگونه به برکت کارهای نمایان و برجستهٔ موجودات فراطبیعی، واقعیتی، چه کل واقعیت، یا تنها جزیی از آن پا به عرصهٔ وجود نهاده‌است. بنابراین،افسانه همیشه متضمن روایت یک خلقت است، یعنی می‌گوید چگونه چیزی پدید آمده و هستی خود را آغاز کرده‌است.افسانه فقط از چیزی که براستی روی داده و به تمامی پدیدار گشته، سخن می‌گوید. شخصیتهایافسانه موجودات فراطبیعی اند و تنها بدلیل کارهایی که در زمان سرآغاز همه چیز انجام داده‌اند، شهرت دارند. اساطیر کار خلاق آنان را باز می‌نمایانند و قداست یا فراطبیعی بودن اعمالشان را عیان میسازند.

در مقابل هستند عده دیگری که به افسانه صرفاً از سر انکار می‌نگرند.

این گروهافسانه را یکی از الگوهای تاریخی یا سازواره‌ای کهنه و از کار افتاده می‌بینند که بیشرفت بشر آن را از رده خارج کرده‌است. در نظر یونگ و فرویدافسانه‌شناسی دانشی است که از فرافکنی نمادین تجربیات روانی نوع بشر به وجود آمده‌است.

اسطوره ,قصه‌ایست با خصلتی خاص ,یعنی نقل روایتی که در آن خدایان یک یا چند نقش اساسی دارند .اسطوره‌شناسی علمی است که کارش طبقه‌بندی و بررسی مواد و مصالحافسانه‌شناختی بر حسب روش تحلیل و وارسی دقیقی که در همه دیگر علوم تاریخی معمول است.

به عبارت دیگر،افسانه تلاشی برای بیان واقعیت‌های پیرامونی با امور فراطبیعی است.

انسان در تبیین پدیده‌هایی که به علتشان واقف نبوده به تعبیرات فراطبیعی روی اورده و این زمانی است که هنوز دانش بشری توجیه کننده حوادث پیرامونی اش نیست.

به عبارت دیگر،انسان در تلاش ایجاد صلحی روحی میان طبیعت و خودشافسانه‌ها را خلق کرده‌است.




 

درباره نویسنده :

آنچه در اواخر دهه 1960 در روزنامه نیویورک تایمز به صورت پاورقی چاپ شد   و به سرعت محبوبیتی چند میلیونی یافت چیزی نبود جز یادداشت های یک دختر نیوزلندی که در انتظار صدور مجوز اقامت از اداره مهاجرت آمریکا بود ... یادداشت هایی که به شکل کاریکاتور های کوچک در وصف احساسات خودش در مورد روبرتو نامزد ایتالیایی اش مینوشت  و هر بار با حیله ای مثل گذاشتن زیر متکا به دست او میرساند  ... کیم کازالی ، دخترک خجالتی نیوزلندی بعد ها بسیار تعجب کرد هنگامی که در زمان ازدواج کل آن یادداشت ها را یکجا در دستان روبرتو دید ... خود او در مورد این نوشته ها میگوید:
I began making little drawings for myself to express how I felt. . . . I would leave little notes under his pillow . . . . After we married, he showed me he'd kept them all

" من ساختن این نقاشی های کوچک را برای خودم و برای بیان احساساتم شروع کردم ، من این یادداشت کوتاه را در زیر بالش او قرار میدادم .. بعد از این که ازدواج کردیم او به من نشان داد که همه آنها را نگه داشته است ..."
 در سه دهه اخیر
یک شایعه در مورد این کاریکاتور ها به سرعت پخش شد و آن این بود که : پسر بزرگ کیم ، استفانو کار مادر خود را در رابطه با طراحی این کاریکاتور ها ادامه داده است...


عشق یعنی ...

صدای سخن عشق، این یادگار مانای گنبد دوار گیتی سالها است که در گوش بشر خاصه ایرانیان طنین انداز شده  ، نوای دل انسان ایرانی هر بار از گلویی برآمده و بر جریده عالم ثبت شده ، یک بار ازحنجره رودکی روشندل آنهنگام که  در عصر ناپختگی نظم فارسی میسرود:

دل من ارزنی ، عشق تو کوهی/ چه سایی زیر کوهی ارزنی را؟ 

بار دیگر ودر گذر اعصاراین نای ناصر خسرو  دبیر شوریده قرن پنجم است که  نوای عشق  دو یار می نوازد :

رطل پر کن وصف عشق دعد گوی/ تا چه شد کارش به آخر با رباب؟ 

صدای عشق دوره خراسانی را پشت سر مینهد و با شور عرفانی سنایی وارد سبک عراقی می شود:

غم خوار شدیم در ره عشق / وز خوردن غم همیشه شادیم .

قرن هفتم ودر اوج هجوم مغول باز اکسیر عشق است که جان خسته سعدی را زنده می کند :

گویند سعدیا رخ سرخت که زرد کرد؟ / اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم !
اکسیر عشق سعدی در قرن هشت  آب خضر حافظ می شود:

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده عالم دوام ما .

سبک عراقی در ایام پایانی خود و در قرن نهم هم سراغ عشق می رود واین بار جامی است که گویی در وصف تاریخ شعرپارسی می گوید :

اولش نور عشق را مطلع / وآخرش روز وصل را مقطع !


و در دوره سبک هندی این صائب است که با افتخار تاثیر شعرش را از عشق می داند :

صائب افکار تو دل را زنده می سازد به عشق / زین سبب صاحب دلان جویای دیوان تو اند .

در  سبک باز گشت آتش این نوا  با فروغی بسطامی چنان میکند که نفیر بر می کشد :

گر عشق من از پرده عیان شد عجبی نیست / پوشیدن این آتش سوزنده محال است  !

و سر انجام پروین عشق را به عنوان رمز سعادت بیان می کند : در هجوم ترکتازان و کمان داران عشق / سینه ای آماده بهر تیر باران داشتن .
اما داستان این سخن پر هیاهو نه به این مقال ختم میشود و نه به این زبان محدود ، که  این سخن به زبانهای دیگرنیز   در قلم آمده است گاه به نظم ، گاه به نثر و گاه در قالب تصویرو این فقره ی آخرچه زیبا در آثار کازالی آمده است ، آنگاه که خجالت مانع از سخن می شود تصویر به فریاد دخترک مهاجر نیوزلندی میرسد ، وخالی از لطف نخواهد بود اگر پس از این تتبع در شعر سنتی فارسی به ناگاه گام در عرصه کاریکاتور های غربی بنهیم و بیان این سخن به زبانهای دیگر را به تماشا بنشینیم، شاید عجیب باشد ولی گاه طبع انسان اقتضا میکند در میان خوردن شهد وشیرینی رو به ترشی اورد وعجبا که این هر دو بر مذاقش خوشایند باشد .

گر عشق نبودی و غم عشق نبودی / چندین سخن نغز که گفتی که سرودی ؟

 

حسین منوری


 تمامی تصاویر موجود در این گالری توسط سایت سوتک تهیه ، ترجمه و اجرا گردیده است و به هیچ عنوان مطالب .. عکس ها و یا ترجمه های  این مجموعه از هیچ کتاب و یا منبع فارسی دیگری کپی برداری نشده است ...  این مجموعه کاملترین مجموعه از نوع خود بوده و بدون هیچ تغییرو تصرف و فقط با ترجمه فارسی  توسط سایت سوتک  در این محل آورده شده است...


 

دوربین زندهناصر الدين شاه قاجار آنگاه كه به عنوان نخستين شاه ايراني گام در فرنگستان مينهاد از فرط ذوق زد گي سه روز و سه شب ديده بر هم نگذاشت. انفجار انقلاب صنعتي در عصر عاري از ارتباط آنروز فرنگ را چنان بتي جلوه داده بود كه قبله عالم ايران( به زعم خودش) در مقابل آن به سجده افتاد! اما امروز فن آوري آنچه كه براي شاه مغرور قاجار نا ديدني بود ، ديديني كرده است ...تكنو لوژي همان فرنگيان فرياد ميزند كه در زير بيگ بن همان ميگذرد كه در ميدان انقلاب و يا اطراف كرملين ،

دغدغه زندگي فرنگيان در زير ايفل دغدغه همان زندگيست در زيرپل مدرس ...

آري ديگر خورشيد تنها در بريتانياي كبير بي غروب نيست .


به هر كجا كه روي آسمان همين رنگ است...

تصاویر هر لحظه به روز می شوند .. برای مشاهده آخرین تصویر به روز شده صفحه را به روز (Refresh) کنید.


موزیک، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند. موزیک بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت.

واژه موزیک از واژه‌ای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می‌باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می‌باشد.

موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفته‌اند که مهم‌ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه‌ای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز نامیده می‌شود.

 

پیشینیان موسیقی را چنین تعریف کرده‌اند: معرفت الحان و آنچه التیام الحان بدان بود و بدان کامل شود. ارسطو موسیقی را یکی از شاخه‌های ریاضی می‌دانسته و فیلسوفان اسلامی نیز این نظر را پذیرفته‌اند، همانند ابن سینا که در بخش ریاضی کتاب شفا از موسیقی نام برده‌است ولی از آنجا که همه ویژگی‌های موسیقی مانند ریاضی مسلم و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ذوق و قریحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، آن را هنر نیز می‌دانند. در هر صورت موسیقی امروز دانش و هنری گسترده‌است که دارای بخش‌های گوناگون و تخصصی می‌باشد.

صدا در صورتی موسیقی نامیده می‌شود که بتواند پیوند میان اذهان ایجاد کند و مرزی از جنس انتزاع آن را محدود نکند.


در این قسمت تنها به ارائه موزیک بدون کلام میپردازیم که به تدریج کامل خواهد شد

 

بیوگرافی گابریل گارسیا مارکز

 گابریل گارسیا مارکز در 6مارس 1928در در دهکده آرکاتاکا ( منطقه سانتامارا ) در کشور کلمبیا( آمریکای لاتین ) دیده به جهان گشود او رمان ‌نویس ، روزنامه ‌نگار، ناشر و فعال سیاسی است و بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو ( به زبان صمیمانه ) مشهور است .

او در سال 1941اولین نوشته‌هایش را در روزنامه‌ای به نام Juventude که مخصوص شاگردان دبیرستانی بود منتشر کرد و در سال 1947به تحصیل رشتهٔ حقوق در دانشگاه بوگوتا پرداخت .

در سال 1965شروع به نوشتن رمان صد سال ‌تنهایی کرد و آن را در سال 1968به پایان رساند که به عقیده اکثر منتقدان شاهکار او به شمار می‌رود . اندکی قبل از آن به دلیل درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفت و به کشور مکزیک گریخت و هم اکنون هم در این کشور زندگی می کند .

در سال 1982برای کمیته انتخاب جایزه نوبل ادبیات در کشور سوئد به اتفاق آرا رمان صد سال تنهایی را شایسه دریافت این جایزه دانستند و این جایزه به او اهدا شد . این رمان ده سال پیش از این که جایزه نوبل ادبیات 1982 را از آن خود کند در پی آشنایی بهمن فرزانه مترجم ایرانی مقیم ایتالیا با مارکز به زبان فارسی ترجمه و در ایران منتشر شد . صد سال تنهایی پیش از انقلاب 1357 شمسی در ایران بارها تجدید چاپ شد و مورد استقبال فارسی زبان قرار گرفت اما پس از آن این کتاب نزدیک به 30 سال است که منتشر نشده است .

در سال 1999رسما به عنوان مرد سال آمریکای لاتین شناخته شد . در سال 2000مردم کلمبیا با ارسال طومارهایی خواستار پذیرش ریاست جمهوری کلمبیا توسط مارکز بودند که وی نپذیرفت .


نگاهی به آثار مارکز


مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی رئالیسم جادویی است، اگرچه تمام آثارش را نمی ‌توان در این سبک طبقه‌ بندی کرد .

از نوشته های او تا کنون این آثار به زبان فارسی برگردانده شده است : طوفان برگ ، پاییز پدرسالار ، کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد، ( گلشیری) ، زائران غریب ( مجموعه داستان کوتاه، همچنین با عنوان ده داستان سرگردان ) ، ماجرای الندیرا و مادربزرگ سنگدل ‌اش ( مجموعه داستان کوتاه ) ، سفر پنهانی میگل لیتین به شیلی ، زنده ‌ام که روایت کنم ، صد سال تنهایی، ترجمهٔ (بهمن فرزانه) ، از عشق و شیاطین دیگر ، عشق در سالهای وبا ( یا عشق در زمان وبا ) ، ساعت نحس ، خانهٔ بزرگ ، وقایع‌ نگاری یک قتل از پیش اعلام شده ، ژنرال در هزارتوی خویش .


آثار گابو (گابیتو)

عنوان رمان های او به انگلیسی  عبارتند از :  ‎ Santa Mara ،‎ Arcataca ، ‌ In Evil Hour ، Chronicle of a Death Foretold  ، The General in His Labyrinth

برگردان‌ها به زبان فارسی
  • طوفان برگ
  • پاییز پدرسالار
  • کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد، هوشنگ گلشیری
  • زائران غریب (مجموعه داستان کوتاه، همچنین با عنوان ده داستان سرگردان)
  • ماجرای ارندیرا و مادربزرگ سنگدل‌اش (مجموعه داستان کوتاه)
  • سفر پنهانی میگل لیتین به شیلی
  • زیستن برای بازگفتن، انتشارات کاروان
  • صد سال تنهایی، (به اسپانیایی: Cien años de soledad) ترجمه‌های: بهمن فرزانه، کیومرث پارسای.
  • از عشق و شیاطین دیگر
  • عشق سال‌های وبا هرمز عبداللهی
  • ساعت نحس
  • خانهٔ بزرگ
  • وقایع‌نگاری يک قتل از پيش اعلام شده
  • ژنرال در هزارتوی خويش
  • ۱۳۸۵ - بهترین داستان‌های کوتاه گابریل گارسیا مارکز، احمد گلشیری. انتشارات نگاه.
  • ۱۳۸۶ - خاطرهٔ دلبرکان غمگین من. (به اسپانیایی: Memoria de mis putas tristes) (خاطرات روسپیان غمگین من.). کاوه میرعباسی.

 

درباره تمبر

تَمبر یا تمبر پستی مدرکی چاپی است که نشان‌دهندهٔ پیش‌ پرداخت مبلغی برای خدمات پستی است.

 

تمبر معمولاً به صورت کاغذی کوچک و چهارگوش تهیه می‌شود که در چهار سوی آن کاغذ حالت داندانه‌دار دارد و در پشت آن چسبی مالیده شده که با برخورد آب خاصیت چسبندگی پیدا می‌کند.

 

چسباندن تمبر به یک نامه یا بستهٔ پستی نشان‌دهندهٔ اینست که فرستنده، مبلغ لازم برای ارسال محموله را به‌طور کامل یا بخشی از آن را پرداخته‌است. در صورتی‌که ارزش تمبر الصاقی کمتر از بهای خدمات پستی مربوطه باشد گفته می‌شود که محموله «کسر تمبر» دارد.

 
 
 

پیرامون واژه تمبر

 

واژه «تمبر» برای پست در فارسی از زبان فرانسوی (Timbre Postal) وام گرفته شده‌است. در پارسی سره از واژهٔ «پِیکه» بدین منظور استفاده می‌شود.

 

 

 

تاریخچه تمبر در ایران

قدیمی ترین تمبر رسمی ایران معروف به تمبر باقری در روزگار پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار، در سال ۱۲۹۲ هجری قمری برابر ۱۸۶۸ میلادی منتشر شده‌است. نقش این تمبر نشان رسمی دولت وقت ایران «شیر و خورشید» است که درون دایره‌ای قرار گرفته و در چهارگوشه آن بهای هر تمبر به فارسی درج شده‌است.

کهن‌ترین تمبر رسمی ایران معروف به تمبر باقری در روزگار پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار، در سال ۱۲۹۲ هجری قمری برابر ۱۸۶۸ میلادی منتشر شده‌است. نقش این تمبر نشان رسمی دولت وقت ایران «شیر و خورشید» است که درون دایره‌ای قرار گرفته و در چهارگوشه آن بهای هر تمبر به فارسی درج شده‌است.

 

پیشینه تمبر

 

در زمان هخامنشیان، داریوش بزرگ، پادشاه بزرگ هخامنشی، چابک سوارانی تربیت کرده‌بود که نوشته‌های دولتی را به سرتاسر امپراطوری برسانند و از اخبار دورترین نقاط امپراطوری آگاه شوند. این چابک‌سواران از ایستگاهی به ایستگاه دیگر می‌رفتند تا به چاپار پس‌تر برسند. نوشتهٔ مشهوری از داریوش پزرگ به جا مانده‌است که در سردر ادارهٔ پست شهر نیویورک نیز نوشته‌شده‌است: «نه برف و باران و نه تاریکی شب نمیتواند پیک‌های تندرو را از حرکت باز دارند.»

دوره‌بندی

تمبرهای ایران به چهار دورهٔ زمانی بخش می‌شوند:

  • دورهٔ اول: از سال ۱۲۴۷ دوره قاجار (از ناصرالدین شاه تا احمد شاه)
  • دورهٔ دوم: از سال ۱۳۰۴ (پهلوی اول، رضا شاه)
  • دورهٔ سوم: از سال ۱۳۲۰ (پهلوی دوم، محمدرضا شاه)
  • دورهٔ چهارم: از سال ۱۳۵۸ (جمهوری اسلامی ایران)

 

 قاجار

 

عضویت در اتحادیه پست جهانی

ایران در تاریخ یکم سپتامبر سال ۱۸۷۷ میلادی (۱۲۵۶خورشیدی) یعنی تنها دو سال (۱ سال خورشیدی) پس از تاسیس اتحادیه پست جهانی، به عضویت آن در آمد. مرکز این اتحادیه که در سال ۱۸۷۵ میلادی (۱۲۵۴ خورشیدی) ایجاد شده‌بود، شهر برن سوئیس می‌باشد.

 

نخستین تمبر ایران

در سال ۱۸۶۵ میلادی (۱۲۴۴ خورشیدی) ناصرالدین شاه قاجار پس از بازگشت از اروپا جمعی را برای ساخت و طراحی تمبر به فرانسه اعزام کرد تا با وزارت پست و تلگراف فرانسه مذاکره کنند. نخست کلیشه‌هایی توسط شخصی به نام ریستر، برای ساخت تمبر تهیه شد و حتی نمونه‌هایی نیز به چاپ رسید. سپس آلبرت بار نمونهٔ دیگری تهیه کرد که آن را برای تایید به ایران آورد که این طرح او تصویب شد و نمونه‌هایی از آن تمبر در چهار رنگ بنفش، سبز، آبی و قرمز به ترتیب به بهای ۱، ۲، ۴ و ۸ شاهی چاپ شدند. طرح این تمبرها نشان رسمی دولت ایران که همان شیر و شمشیر و خورشیدی که درون دایره‌ای جا گرفته‌اند می‌باشد که گرداگرد آن با زنجیره‌ای با ۸۶ دانه مروارید پوشیده شده‌است و قیمت هر تمبر با حروف فارسی در چهار دایرهٔ کوچک در چهار گوشهٔ آن نوشته‌شده‌است. این نخستین مجموعه از تمبرهای ناصرالدین شاهی است.

پس از ناصرالدین شاه

انتشار تمبر در دوره قاجار پس از ناصرالدین شاه با چاپ مظفرالدین شاه، محمد علی شاه و احمد شاه نیز ادامه یافت.


 

 تاریخچه تمبر در جهان

 
 

در سال ۱۶۳۵ میلادی یکی از کارمندان پست فرانسه به نام (مسیو ولایه) پاکتی با علامت ویژه ابداع کرد و به جریان انداخت. پس از وی یک نفر سویسی به نام (جیمس چالمره) تمبر‌هایی در چاپخانه خود چاپ کرد و آنها را در سال ۱۸۳۴ به دولت بریتانیا عرضه نمود.

 

در سال ۱۸۷۳ میلادی، رونالد هیل، کارمند ارشد ادره پست بریتانیا اهمیت کار را در مجلس عوام به تایید رساند.

 

دولت بریتانیا در ماه مه سال ۱۸۴۰ نخستین تمبر دنیا را به ارزش یک و نیم پنی با تصویر ملکه انگلیس (معروف به پنی سیاه) چاپ و منتشر کرد، به این ترتیب رونالد هیل پدر و ابداع کننده تمبر پستی در جهان است.


کهن‌ترین تمبر رسمی ایران معروف به تمبر باقری در روزگار پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار، در سال ۱۲۹۲ هجری قمری (۱۸۶۸ میلادی) منتشر شده‌ است. نقش این تمبر نشان رسمی دولت وقت ایران «شیر و خورشید» است که درون دایره‌ای قرار گرفته و در چهار گوشه آن بهای هر تمبر به فارسی درج شده ‌است.

● پیشینه

در زمان هخامنشیان، داریوش بزرگ، پادشاه بزرگ هخامنشی، چابک‌سوارانی تربیت کرده ‌بود که نوشته‌های دولتی را به سرتاسر امپراتوری برسانند و از اخبار دورترین نقاط امپراتوری آگاه شوند. این چابک‌سواران از ایستگاهی به ایستگاه دیگر می‌رفتند تا به چاپار پس‌تر برسند. نوشته مشهوری از داریوش بزرگ به جا مانده‌ است که در سردر اداره پست شهر نیویورک نیز نوشته ‌شده‌ است: «نه برف و باران و نه تاریکی شب نمی‌تواند پیک‌های تندرو را از حرکت باز دارند».

● دوره‌بندی
تمبرهای ایران به چهار دوره زمانی تقسیم می‌شوند:
دوره اول: از سال ۱۲۴۷ دوره قاجار (از ناصرالدین شاه تا احمد شاه)
▪ دوره دوم: از سال ۱۳۰۴ (پهلوی اول، رضا شاه)
▪ دوره سوم: از سال ۱۳۲۰ (پهلوی دوم، محمدرضا شاه)
▪ دوره چهارم: از سال ۱۳۵۸ (جمهوری اسلامی ایران)
● عضویت در اتحادیه پست جهانی

ایران در تاریخ اول سپتامبر سال ۱۸۷۷ میلادی (۱۲۵۶خورشیدی) یعنی تنها ۲ سال (یک سال خورشیدی) پس از تاسیس اتحادیه پست جهانی، به عضویت آن درآمد. مرکز این اتحادیه که در سال ۱۸۷۵ میلادی (۱۲۵۴ خورشیدی) ایجاد شده ‌بود، شهر برن سوییس است.
● نخستین تمبر ایران

در سال ۱۸۶۵ میلادی (۱۲۴۴ خورشیدی) ناصرالدین شاه قاجار پس از بازگشت از اروپا، جمعی را برای ساخت و طراحی تمبر به فرانسه اعزام کرد تا با وزارت پست و تلگراف فرانسه مذاکره کنند.
نخست کلیشه‌هایی توسط شخصی به نام ریستر برای ساخت تمبر تهیه شد و حتی نمونه‌هایی نیز به چاپ رسید.
سپس آلبرت بار نمونه دیگری تهیه کرد که آن را برای تایید به ایران آورد که این طرح مورد تصویب قرار گرفت و نمونه‌هایی از آن تمبر در چهار رنگ بنفش، سبز، آبی و قرمز به ترتیب به بهای ۱، ۲، ۴ و ۸ شاهی چاپ شدند. طرح این تمبرها نشان رسمی دولت ایران که همان شیر و شمشیر و خورشیدی که درون دایره‌ای جا گرفته‌اند، است که گرداگرد آن با زنجیره‌ای با ۸۶ دانه مروارید پوشیده شده ‌است و قیمت هر تمبر با حروف فارسی در چهار دایره کوچک در چهار گوشه آن نوشته ‌شده ‌است.
این نخستین مجموعه از تمبرهای ناصرالدین شاهی است.
البته نسبت به تاریخ دقیق انتشار نخستین تمبر ایران اختلاف عقیده زیادی وجود دارد.
عده‌ای از تمبرشناسان معتقدند اولین تمبر در سال ۱۸۷۰ میلادی منتشر شد و معدودی سال ۱۸۶۹ میلادی را نام می‌برند. حال آن که یکی از بزرگ‌ترین تمبرشناسان انگلیس به نام برایت فوس معتقد است، تمبر ایران نخستین‌بار در سال ۱۸۶۸ به جریان افتاد و دلیل او مبتنی بر پاکت پستی است که در کلکسیون «تاپلینگ» موزه لندن وجود دارد و روی آن چند تمبر «باقری» الصاق شده و به فارسی تاریخ آن ماه جمادی‌الثانی ۱۲۸۷ قمری (۱۸۶۸ میلادی - ۱۲۴۷ شمسی) قید شده است.
بدیهی است این پاکت، سند بسیار ارزنده‌ای در مورد تاریخ انتشار اولین تمبر شیر و خورشیدی ایران به شمار می‌آید.
تمبرهای شیر و خورشید به رنگ‌های بنفش، سبز، آبی و قرمز اولین سری تمبرهای ایرانی هستند که فقط ۵ قطعه از آنها در دنیا باقی مانده است و تنها قطعه موجود آن در ایران اخیرا به مبلغ ۵۰۰ میلیون ریال به یک مجموعه‌دار ایرانی فروخته شده است (که در حال حاضر ارزش تقریبی یکشاهی برنز حدود ۶۰۰ میلیون ریال تخمین زده می‌شود.)

   

تعربف ضرب المثل

ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته‌است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست، با این‌حال، در سخن بکار می‌رود.

 

بررسی نظر کارشناسان  در مورد ضرب المثل

 

دانشمندان و زبان‌شناسان نامدار هنوز تعریفی جامع و کامل برای کلمهٔ ضرب‌المثل نیافته‌اند. گرچه در این راستا تحقیقات بسیار ارزشمندی انجام و تفاسیر معتبری نیز ارائه شده‌است. علامه علی‌اکبر دهخدا در مقدمه امثال و حکم چنین می‌نویسد:

در زبان فرانسوی هفده لغت یافت می‌شود که در فرهنگ‌های عربی و فارسی همه آنها را «مثل» ترجمه کرده‌اند و در فرهنگ‌های بزرگ فرانسوی تعریف‌هائی که برای آنها نوشته‌اند مقنع نیست و نمی‌توان با آن تعریفات، آنها را از یکدیگر تمیز داد.

محقق معروف (Archer Taylor) که تحقیقاتش در اوائل قرن بیستم تأثیری شگرف در این زمینه داشته‌است، نتوانست تعریفی جهانشمول برای امثال و حکم پیدا کند.

وی در کتاب معروف خود اظهار می‌کند که تعریفی برای امثال و حکم نمی‌تواند وجود داشته باشد. با این وجود تعاریف مختلفی از گذشته تا حال ارائه شده‌است که مهم‌ترین آنها تعریف (Friedrich Seiler) می‌باشد. وی امثال و حکم(ضرب المثل) را چنین تعریف کرده‌است:

 
سخنان برجسته، روشن و پند آمیز و مستقل که در زبان مردم رایج است.
 

 

 

 

ضرب‌المثل و نسبت آن با اصطلاحات ضرب‌المثلی

 

تفاوت مابین «ضرب‌المثل» و «اصطلاحات ضرب‌المثلی» در شکل، ساختار و عمل‌کرد آنها است. امثال و حکم جمله‌ای است کامل با ساختمانی استوار بر پایه و اساسی غیر قابل تغییر، مانند:

  • تب تند زود عرق می‌کند!
  • هرکه بامش بیش برفش بیشتر!
  • خواستن توانستن است!
  • آدم بی سواد کور است!

اصطلاحات ضرب‌المثلی بر خلاف امثال و حکم عباراتی مصطلح و عمومی هستند که ابتدا باید در جمله‌ای جایگزین شوند تا عبارتی کامل حاصل آید.

این عبارت کامل نیز برحسب قید زمان، فاعل و مفعول متغیر است، مانند:

  • پا توی کفش کسی کردن
  • دم روی کول گذاشتن
  • بی گدار به آب زدن
  • گلیم خود را از آب بیرون کشیدن

این اصطلاحات ضرب‌المثلی بدون قرار گرفتن در یک جمله کامل، فاقد خصلت‌های ضرب‌المثل خواهد بود لذا تفهیم عبارات اصطلاحی فوق با اضافات مقدور است، مانند:

  • پایت را تو کفش بزرگ‌تر از خودت نکن!
  • از ترس دمش را روی کولش گذاشت و در رفت!
  • بی گدار به آب نزن که پشیمان می‌شوی!
  • تو اول گلیم خودت را از آب بیرون بکش!

بنابراین عبارات ضرب‌المثلی را می‌توان به عنوان مواد اولیه (خام) یک اصطلاح ضرب‌المثلی تعریف نمود: اصطلاحات ضرب‌المثلی عباراتی هستند که معنا و مفهوم آنها با معنی هر یک از کلمات تشکیل دهنده آن، نسبت مستقیم نداشته باشد، مانند:

  • گربه در انبان فروختن
  • گربه را در حجله کشتن
  • دل دادن و قلوه گرفتن

مفهوم و پیام این اصطلاحات مثلی با کلمات (گربه- انبان- حجله- دل و قلوه...) هیچ گونه رابطه فیزیکی (ارگانیک) ندارد.

به عبارتی دیگر، معنی جمله از کلمات تشکیل دهنده آن جمله قابل دریافت نیست.

این اصطلاحات تصویری (مجازی) فاقد شجره‌نامه بوده و ریشه و ماًخذ آنها به مرور زمان محو شده‌است.

 

اشاره شد که امثال و حکم در شکل، ساختار و عملکرد خود از ضرب‌المثل متمایز می‌گردد و به عنوان مواد اولیه‌ای محسوب می‌شود که باید در جمله کاملی بکار گرفته شود تا خصلت ظاهری ضرب‌المثل را به نمایش گذارد. عبارات و اصطلاحات ضرب‌المثلی با هر نوع آرایش و پیرایشی تبدیل به امثال و حکم نخواهند شد.

امثال و حکم دارای سنت و اصالت لایزالی است که در اذهان عموم نقش گرفته و دارای رسالت آموزشی و حامل پیام و تجربه زندگی است. درصورتیکه عبارات ضرب‌المثلی به هر میزان که استقلال معنا و رسالت پیام آوری داشته باشد باز هم به تنهائی قادر به انجام رسالت خود نیست و همیشه متکی به جمله و پیش درآمدی توضیحی است. معهذا خط فاصل دقیقی نمی‌توان بین ضرب المثل و اصطلاح ضرب المثلی کشید، به خصوص که در زبانهای مختلف این خط فاصل به طور قابل ملاحظه‌ای تغییر می‌یابد. استاد «کارل فریدریش ویلهلم واندر»، گردآورنده و مؤلف دویست و پنجاه هزار امثال و حکم و اصطلاحات ضرب‌المثلی در پنج جلد، در مقدمه کتابش  به این سؤال پاسخ می‌دهد:

از گوشه و کنار و از زبان بعضی از منقدان شنیده می‌شود که تفکیک امثال و حکم را از اصطلاحات ضرب‌المثلی ترجیح داده و پیشنهاد کرده‌اند که مجموعه «امثال و حکم» باید فقط در برگیرنده امثال و حکم باشد. اولاً خط فاصل بین این دو مقوله در حالات مختلف غیر قابل تشخیص و تفکیک است. زیرا یک پیام خاص در مقطعی خاص به وسیله امثال و حکم و جائی دیگر به وسیله اصطلاح مثلی بیان شده‌است که اینجانب با هیچ معیاری امکان تجزیه و تفکیک آنها را ندارم. دوم اینکه رسالت ادبی و فرهنگی «امثال و حکم» با پیشنهاد فوق به شدت خدشه دار شده و در صورت عملی شدن چنین پیشنهادی،این مجموعه فاقد ارزش بنیادین خواهد شد.

 

 

 

آیا امثال و حکم بازتاب «خصوصیات ملی است»؟

 

در میان رسالات متعددی که در باب امثال و حکم نوشته شده‌اند تحقیقات بسیاری نیز تحت عنوان: چهره ملت ایکس در آیینه امثال و حکم خود، به عمل آمده‌است که تبیینی نافرجام در اخلاق‌شناسی مردم به وسیله امثال و حکم آن ملت است.

این رسالات، یک رشته از ضرب المثلهای ردیف نویسی شده هستند که به غلط آن را «آئینه روح ملت» نامیده و بازتاب خلقیات کل جامعه محسوب شده‌اند.

از آنجائی که چنین تصوراتی غالباً بر اساس نمونه‌های انفرادی و تعمیم نادرست آن به تمام جامعه صورت پذیرفته‌است، مستلزم برخوردی اصولی و محتاطانه‌است. مثلاً در سنجش ضرب‌المثل‌های:

  • «خوش اصل خطا نکند و بداصل وفا نکند»
  • «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود!»،

اگر به منزله نمودار خصوصیات ملت آلمان در زمینه اصالت و درستکاری و همچنین کار و تلاش معرفی شوند، باید به گنجینه امثال و حکم دیگر ملل نگاهی کوتاه بیفکنیم تا به این حقیقت پی برده که دامنه اینگونه ضرب‌المثل‌ها بسیار وسیعتر از قلمرو زبان آلمانی است.

 

بنا براین با چنین معیاری نمی‌توان توجیه و تفسیری بر خصلت و ویژه‌گی‌های اخلاقی مردم آلمان ارائه نمود. این اصل در مورد اکثر قریب به اتفاق امثال و حکم بین المللی که ریشه در فرهنگ یونانی-رومی، انجیل و قرون وسطا دارند، صادق است.

 

 

تاریخچه ضرب المثل

 

آنچه به صورت علم در تاریخ ثبت شده‌است، اندیشه پیش‌گامان فلسفه در صدهاسال قبل از میلاد مسیح است. فلسفه قبل از سقراط ناظر بر علوم طبیعی بود و با اخلاقیات و دین و آئین مردم و سایر اعتقادات فکری و تربیتی آن دوران، کاری نداشت.

فلاسفه تمام کوشش و توان خود را به بحث و بررسی در مورد علوم مادی و فعل و انفعالات طبیعی نموده و توجه خود را صرف علم‌الاشیاء می‌کردند.

آنچه جزو علم و دانش آن زمان محسوب نمی‌شد اخلاقیات و اصول اخلاقی و آراء معنوی جامعه بود. علی‌رغم بی توجهی به این مهم، از بدو تشکیل اجتماعات شهری و تمدن‌های باستانی، حتی قبل از ظهور ادیان بزرگ، انسان‌ها به ضرورت اخلاق و ادبیات و فرهنگ وابسته به آن پی برده و به اهمیت آن در زندگی خود، آگاهی داشتند.

امثال و حکم نیز قبل از طبقه‌بندی علوم و قرن‌ها پیش از ظهور فلاسفه، وجود داشته‌است.

انسان اجتماعی، از تشخیص میان خوب و بد عاجز نبوده‌است و بر اساس تجربه و برخورداری از اساطیر و داستان‌های موجود، طبق نیاز و شرایط خود، به ساختن ضرب‌المثل وعبارات و اصطلاحات اخلاقی پرداخته‌است. افکار سقراط در توسعه و رشد اخلاق نقش عمده دارد.

وی اخلاق را مهم تر از سایر بخش‌های علوم و به طور کلی فلسفه نظری می‌داند. سیسرو گفته‌است که سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد. این گفتار بدین معنی است که انسان را به عنوان مرکز ثقل و محور مباحثات فلسفی قرار می‌دهد. شاگردان سقراط یعنی ارسطو و افلاطون دنباله بحث اخلاق را گرفته و به آن شکل علمی و فلسفی دادند.

علم اخلاق به خصوص مرهون مساعی ارسطو است که برای آن اصول و مبانی قائل شد و این قوائد را در دسترس مردم قرار داد.

 

بر اساس متون تاریخی اولین‌بار ارسطو به جمع‌آوری امثال و حکم و تحقیق علمی آن اقدام نمود که متأسفانه رساله او بنام «امثال و حکم»، از بین رفته‌است.

در یونان باستان فلاسفه، شعرا و نویسنده‌گانی مانند: افلاطون، آپولونیوس، سوفکلس، همر، آریستوفان، آیشیلس، اوریپیدس و دیگران با بکار بردن «امثال» در آثار خود، آن را به عنوان بخشی از ادبیات، هم‌ردیف امثال سایره قرار داده‌اند. نویسنده‌گان و فلاسفه رومی مانند: پلاتوس، ترِنس، هوراس و سیسرو هم نوشته‌های خود را مزیّن به امثال و حکم نموده ولی هیچ‌کدام به جمع‌آوری یا تحقیق در پیرامون آن نپرداخته‌اند، ضمن اینکه اکثر مثل‌های موجود در ادبیات رومی، متکی بر امثال و حکم یونانی است که بعدأ اروپائیان به ترجمه آن‌ها اقدام نموده و به گنجینه فرهنگ عامیانه خود غنای بیشتری دادند.

نویسندگان معاصر نیز با استفاده از ضرب‌المثل در آثار خود و تغییر آنها بر اساس ولریسم، چهره‌ای طنزآمیز به ادبیات بخشیده‌اند. نویسنده‌گانی چون برتولت برشت، گونتر گراس، مارتین والزر، اریش کستنر، هانس ماگنوس انسنبرگر و هاینریش بل در آلمان و صادق هدایت، محمدعلی جمال‌زاده، علی‌اکبر دهخدا، ایرج‌میرزا و عارف قزوینی و هنرمندان دیگر در ایران، ستاره‌گان درخشان ادبیات و فرهنگ مردمی هستند و نامشان باقی.

 

در مورد پیدایش و رواج امثال و اصطلاحات مثلی هیچ‌گونه اطلاعی در دست نیست.

جملاتی که امروزه به عنوان امثال و حکم شناخته شده و در تکلم عموم جاری است، ابتدا گفتار لحظه‌ای و ترواش برق‌آسای اندیشه انسان سخن‌گو بوده‌ که به لحاظ مؤثربودن، دقیق‌بودن و دلنشین‌بودن آن در ذهن شنونده حک و سپس تکرار شده‌است.

اولین گوینده یک عبارت مثلی به همان اندازه ناشناس است که گوینده‌گان و نویسنده‌گان اشعار فولکلوریک و اساطیر باستانی. کتب مقدس مانند تورات، انجیل و قرآن نه تنها یکی از سرچشمه‌های لایزال پند و اندرز می‌باشند بلکه بسیاری از امثال و حکم و اصطلاحات مثلی نیز از این منابع اخذ شده‌اند.

اگر اناجیل عهد عتیق]] و عهد جدید را به عنوان منبع امثال و حکم و اصطلاحات مثلی شناخته‌اند، به دلیل ترجمه آگاهانه آن به وسیله نابغه زبان آلمانی، دکتر مارتین لوتر است. ت

رجمه لوتر یک برگردان تحت‌اللفظی نیست بلکه تولّدی دیگر از کتاب مقدس مسیحیان است که عناصر فرهنگی و ادبیات مردم آلمان(اروپا) در آن مؤثر بوده‌است.

به روایتی دیگر، مارتین لوتر ابتدا انجیل را آلمانی کرد و پس آنگاه به مردم آلمان هدیه نمود.

 

شایان ذکر است که حیات امثال و حکم به دوران قبل از کتابت و نوشتارهای ادیبانه باستانی رسیده که بعدأ به صورت نقل‌‌قول از گفتارهای نابنوشته در ادبیات عتیق ملل متمدن ضبط شده‌اند. کتیبه‌های متعلق به سومری‌ها که با خط میخی نوشته شده، حاوی امثال و حکمی هستند که محققین «زبان‌شناس»[۸] به کشف و ترجمه آن توفیق یافته‌اند.

با توجه به مطلب فوق، هر اثر ادیبانه‌ای که ضابط امثال و حکم باشد، نباید بدون تحقیق و بررسی، منشأ و مبدأ آن مَثـَل تلقی گردد. بسیاری از امثال پیش از اینکه در آثار نویسندگان یا شعرا ظاهر شوند، مدت‌ها در زبان و گویش عامیانه مردم رایج و سایر بوده‌ و همانند افسانه‌ها و قصه‌ها، سینه به سینه نقل شده‌اند. در کنار منابع شفاهی و گویشی، اهمیت ضبط و نگارش ادبی امثال و حکم، امثال سایره و اصطلاحات مثلی را نباید نادیده گرفت. از این طریق نیز بسیاری از اشعار مردم‌پسند به لحاظ تکرار مداوم و انتشار آن‌ها در دور و نزدیک، به قلمرو امثال و حکم راه یافته و با اقبال مردم مواجه شده‌اند.

اکثر قریب به اتفاق امثال و حکم اروپایی، ریشه در ادبیات قدیم یونان، روم و همچنین انجیل عهد قدیم و جدید دارد. قرن بیستم نیز زمینه‌ای بسیار مناسب برای ایجاد مثل و عبارات مثلی به وجود آورده‌است. امثال و حکم و اصطلاحات مثلی ِ متولد در قرن نوزده و بیست، در زبان‌های غیر اروپایی نیز رواج یافته‌است.

در سال‌های اخیر به لحاظ توسعه تبلیغات و آگهی‌های تجارتی و استفاده از امثال به منظور کسب اعتبار برای کالاهای تجاری، و نقش رسانه‌های گروهی، اصطلاحات و امثال جدیدی به مِنـَصّه ظهور رسیده، بنابراین دوران طرح و انتشار امثال و حکم به سر نیامده‌است.


 

تاریخچه اسکناس

 

 كلمه اسكناس یا پول كاغذی از زبان روسی وارد زبان فارسی شده است. گفته‌می‌شود سابقه انتشار اسكناس در ایران قدمتی بیشتر از اروپا دارد. در سال 690 هجری كیخانوخان امیر مغولی كه در ایران حكومت می‌كرد و وزیر او صدرجهان زنجانی در اثر عیاشی و بذل و بخشش‌های بی‌حساب خزانه را از درهم و دینار خالی كردند. ضمناً در عصرایشان رواج بیماری وبای گاوی به اقتصاد جامعه زیان فراوانی وارد كرده بود.

 

 

به منظور چاره‌اندیشی برای تامین كسری مخارج به راهنمایی یكی از نزدیكان وزیر به نام عزالدین مظفر كه از سابقه انتشار اسكناس در چین خبر داشت، پول كاغذی منتشر شد. این اسكناس یك قطعه كاغذ مستطیل شكل بود كه چند كلمه به خط ختائی در اطراف آن نوشته می‌شد و بر بالای آن با خط خوش جمله «لا اله الا الله محمد رسول الله» را می‌نوشتند.


انتشار مجدد اسكناس در ایران مربوط به سال 1889 (1267 شمسی) و پس از انعقاد قرارداد تاسیس بانك شاهی بین بارون ژولیس رویتر و دولت ایران است. 

پس از تاسیس بانك ملی ایران به‌طوریكه بعدا خواهیم دید كوشش زیادی برای پس گرفتن اجازه انتشار اسكناس از بانك شاهی به‌عمل آمد و بالاخره در خرداد 1309 (30 مه 1930) این امتیاز از بانك شاهی بازخرید و در اسفند 1310 به موجب قانون به بانك ملی ایران واگذار گردید.
یك بانك انگلیسی به‌نام بانك جدید شرق در سال 1267 (قبل از تاسیس بانك شاهی) در ایران اقدام به تاسیس شعبی كرده بود. مركز اصلی این بانك در لندن و شعبه اصلی آن در هندوستان قرار داشت. شعب بانك در تهران، مشهد، تبریز، رشت، اصفهان و بوشهر دایر بود. 

 

همزمان با واگذاری امتیاز شاهی (1889)، امتیاز مشابهی به یك تبعه روسیه به‌نام لازارپلی یا كف داده شد كه بانك استقراضی روسی بعدی را به‌وجود آورد. سرمایه بانك 1875000 روبل طلا بود. در سال 1899 میلادی سهام بانك توسط دولت روسیه اخذ و سرمایه آن تا 30 میلیون روبل افزایش یافت و شعبه‌ای از بانك دولتی روسیه گردید.

در جوامع مختلف، برخی کالاهای خاص دارای ارزشی بیش از بقیه بودند و عملاً به عنوان معادل‌های پول در مبادلاتمورد استفاده قرار می گرفتند. با این تفاوت که کمی از پول بزرگتر بودند و در جیب - البته اگر جیبی وجود داشت - جا نمی‌شدند!

به‌عنوان مثال، این کالای با ارزش در یونان قدیم، گاو نر؛ در سریلانکا فیل و در برونئی جمجمه انسان بود!با پیشرفت تمدن بشری، به تدریج فلزات و اشیای زینتی و از جمله طلا و نقره به‌عنوان معادل‌های پول به‌کار رفتند و به دنبال آن، برای اولین بار در«لیدی» (آسیای صغیر)، سکه ضرب شد.

 

         

اولین سکه ایرانی هم در زمان داریوش و از جنس طلا ضرب شد که نویسندگان یونانی آنرا به نام خود داریوش، «دریکوس» می‌نامند. پس از ضرب سکه سالیان طولانی سپری شد تا بشر به فکر استفاده از اسکناس افتاد.

 

چینی‌ها اولین کسانی بودند که در اواسط  قرن دهم میلادی چیزی شبیه به اسکناس ابداع کردند و نام آنرا چاو گذاشتند ولی اولین اسکناس تقریباً امروزی، در 5 ژانویه سال 1691 میلادی در بانک استکهلم چاپ شد و هم اکنون در موزه این بانک نگهداری می‌شود.

 

 

این ابتکار بعدها در سایر کشورهای دنیا هم متداول شد و اسکناس‌های کاغذی جای سکه را گرفتند.ریشه لغت اسکناس، «آسی‌نیا»‌ی فرانسوی است که در زبان فارسی با تغییر لفظی در دوران فتحعلی شاه قاجار، به صورت اسکناس در‌آمد.

در اواخر قرن هفتم هجری (اواخر قرن 13 میلادی)، خالی شدن خزانه کیخاتو - ایلخان مغول در ایران- فکر او و وزیرش صدر جهان را به خود مشغول کرده بود. عزالدین مظفر از نزدیکان صدر جهان که از وجود پول کاغذی در چین خبر داشت، به کیخاتو پیشنهاد داد که پول کاغذی را در ایران رواج دهد. کیخاتو هم دستور داد که مردم زر و سیم را به «چاوخانه» تحویل دهند و بجای آن پول کاغذی «چاوه» بگیرند

 

.

این دستور باعث ناراحتی  شدید مردم شد و چنان آشوبی به وجود آورد که کیخاتو بلافاصله مجبور شد این فرمان را لغو کند و به این ترتیب، انتشار اولین اسکناس ایرانی بدون اینکه جریان کامل پیدا کند متوقف شد.

 

 

اما اولین اسکناس رسمی ایران توسط بانک شاهنشاهی ایران - که طبق قرارداد رویتر، حق انحصاری نشر اسکناس به آن اعطا شده بود - انتشار یافت. این اسکناس‌ها در ابتدا چندان مورد اقبال عمومی قرار نگرفت و بنابراین از طرفی دولت انگلستان، اسکناس‌های دولت شاهنشاهی را تضمین کرد و از سوی دیگر مجلس شورای ملی، با تصویب قانونی، استفاده از اسکناس‌های دولت شاهنشاهی  را اجباری کرد.

بانک شاهنشاهی تا سال 1309 هجری شمسی به فعالیت خود در زمینه نشر اسکناس ادامه داد. در این سال، امتیاز حق انحصاری نشر اسکناس، به مبلغ 200 هزار لیره انگلیس توسط دولت ایران خریداری شد و به بانک ملی ایران واگذار گردید و اولین اسکناس بانک ملی، در اول فروردین ماه سال 1311 (تنها 75 سال قبل) منتشر شد.

 

بانک ملی تا سال 1339 اقدام به نشر اسکناس کرد ولی در آن سال، با تاسیس بانک مرکزی ایران، حق انحصاری نشر اسکناس به بانک مرکزی محول شد. با این توضیح که چاپ اسکناس تا سال 1362 در خارج از کشور (عمدتا در كشور انگلستان)و به سفارش ایران انجام می‌شد و از آن سال، چاپ اسکناس در کشور شروع شد. ضمن اینکه تا حدود 6 سال پیش، کاغذ اسکناس به‌طور کامل از خارج از کشور وارد می‌شد که با تأسیس کارخانه تولید کاغذ اوراق بهادار، تمامی اسكناس ها روی كاغذ ایرانی به چاپ می رسد .
اسكناس يكي از مخترعات مردم چين است و آن در اين مملكت از اواخر قرن دهم ميلادي معمول شده است و اول كسي كه به انتشار آن پرداخته تايي تسو نخستين امپراطور سلسله معروف سونگ است كه در 960 ميلادي برابر 349 هجري قمري تاسيس يافته و افراد آن در چين جنوبي سلطنت مي كرده اند، دويست سال بعد از وضع پول كاغذي در چين چون در تكثير آنها راه افراط رفته و علاوه بر پايتخت در بلاد ديگر نيز به اين كار دست زده بودند قيمت پول هاي كاغذي تنزلي فاحش كرد و به كلي از اعتبار سابق افتاد، پادشاه مغول «قوبيلاي قاآن» برادر هولاكوخان نيز پول كاغذي يا اسكناس را رايج نموده است كه آن را چاو مي ناميدند،ماركوپولو و ابن بطوطه سياح مراكشي كه تقريباً هر دو در يك زمان چين را سياحت کرده اند در سفرنامه هاي خود پول كا غذي را وصف كرده اند در فرهنگ معين آمده است:1ـ اسكناس نوعي كاغذ بهادار است كه بهاي وي بر روي آن نوشته شده و براي خريد و فروش به كار مي رود (پول كاغذي). 2ـ اسكناس كاغذ رايجي كه بانك مركزي به جاي مسكوك طلا و نقره در دسترس مردم  مي گذارد و معادل آن پشتوانه اي در خزانه خود و تحت نظر اولياي دولت نگاه مي دارد، دراصطلاح حقوقي اسكناس سفته اي است به عهده بانك كه به رؤيت و در وجه حامل است و مشمول مرور زمان نمي شود و سودي هم به آن تعلق نمي گيرد. بانكي كه اسكناس صادر مي كند معادل مبلغي روی آن ذكر شده مديون مي باشد و متعهد است كه آن را به فلزي كه رواج قانوني دارد تبديل كند. در زمان انقلاب فرانسه مجلس ملي آن كشور قانوني وضع كرد كه به موجب آن كليه اراضي متعلق به دولت به تصرف دولت در آمد و ملي گرديد. به وثيقه اراضي مزبور دولت پول كاغذي منتشر كرد كه (آسينيا) ناميده مي شد و مفهوم آن اين بود كه كاغذهاي مزبور به امضاي دولت رسيده و تضمين شده است.چندي بعد كه در روسيه هم پول كاغذي رواج گرفت لغت فرانسوي آسينيا براي پول كاغذي انتخاب شد و با مختصر تحريفي در تلفظ آن اسكناس شد اين لغت اسكناس در زمان فتحعلي شاه به ايران وارد شد و نام پول كاغذي اسكناس گرديد در قرن هفتم هجري يك نوع پول كاغذي در ايران متداول گرديدكه آن را (چاو) مي گفتند اسكناس به صورت امروزي از سيصد سال قبل در اروپا مرسوم شد و امروز قسمت عمده پول اغلب كشورها را اسكناس تشكيل مي دهد در ايران تا سال 1889 ميلادي كه بانك شاهنشاهي تشكيل شد پول رايج كشور مسكوك نقره و طلا بود در آن سال به موجب فصل سوم امتيازنامه بانك نشر اسكناس در سرتاسر ايران منحصراً به بانك شاهي ايران تعلق گرفت و به موجب همين فصل مقدار آن نبايستي از هشتصد هزار ليره انگليسي تجاوز كند. در سال 1890 اسكناس جديد بانك با سرلوحه فارسي و علامت شير و خورشيد و عكس ناصرالدين شاه و ذكر ارزش آن نشر شد مجموعاً بانك شاهنشاهي چهل سال در ايران اسكناس منتشر كرد تا اين كه در تاريخ 23 ارديبهشت 1309حق انتشار اسكناس از آن بانك سلب ودر مقابل دويست هزار ليره به بانك ملي ايران واگذار گرديد. اسكناس بانك ملي ايران در سال 1310رواج يافت و اولين اسكناس با عكس رضاشاه و امضاي دكترليند نبلات (مدير كل بانك) و دكتر علامير (بازرس دولت) به جريان گذاشته شد (مصاحب) پول كاغذي را در سال 692 هجري در ايران تقليد كرده اند. اين پول كاغذي را (چاو مبارك) خواندند كه بر بالاي اين اسكناس كلمه شهادتين را نوشته بودند به قول رشيد الدين فضل ا …و به قول وصاف در ماه ذي القعده سال 693 اول بار چاو در تبريز منتشر گرديد كه موجب حوادثي گرديد كه در كتابهاي تاريخ مذكور است. تقليد ديگري در هند توسط «سلطان محمد تغلق شاه» (752-725) انجام گرفت. ولي اين سلطان بخشنده جاه طلب كه دخلش به خرجش نمي رسيد به خيال افتاد كه به جاي چاو كاغذي (مس) را عوض زر و سيم رايج سازد ولي سكه مسي نتوانست جاي طلا و نقره را بگيرد و پس از چندي مورد قبول مردم واقع نشد و از اعتبار افتاد اولين پول كاغذي يا اسكناس درسال 1307 قمري به توسط بانك شاهنشاهي در ايران انتشار و نام اسكناس يافت. آخرين اسكناسي كه در ايران منتشر شده اسكناس 20 هزار ريالي است كه اخيراً رايج گرديده است.  پول الكترونيكي.....................................
مدير اداره نظام هاي پرداخت بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران از عرضه پول الكترونيكي (پول كارت) در كشور خبر داد. به گزارش واحد مركزي خبر وي عرضه ابزارهاي جديد مبادله به جاي اسكناس را از برنامه هاي بانك مركزي از طريق شبكه تبادل اطلاعات بين بانكي (شتاب) بيان كرد و گفت: مركز شتاب امكان عرضه پول الكترونيكي يا پول كارت را فراهم مي كند و اين كارت ها به عنوان ابزار پرداخت جايگزين اسكناس يا وجه نقد مي شود. وي در باره ويژگي هاي پول كارت گفت: دارندگان اين كارت هوشمند يك بخش يا همه موجودي حساب بانكي خود را روي اين كارت ذخيره مي كنند و در پايانه هاي فروش مراكز الكترونيكي كشور به جاي اسكناس از آن استفاده خواهند كرد. مدير اداره نظام هاي پرداخت بانك مركزي كارکرد مركز شتاب را پرداخت از طريق دستگاه هاي خودپرداز و پايانه هاي فروش بيان كرد و گفت: دارندگان كارت هاي عابربانك كه از بانك هاي عضو شتاب كارت دريافت كرده اند مي توانند از دستگاه هاي خودپرداز از همه بانك هاي عضو شتاب از حساب خود وجه نقد دريافت كنند. وي شمار بانك هاي عضو شتاب را هم اكنون 5 بانك اعلام و تصريح كرد: بانك هاي ملي، صادرات، كشاورزي، توسعه صادرات و بانك خصوصي سامان عضو شتاب هستند و شهروندان مي توانند با داشتن يك كارت از عابربانك اين بانك ها استفاده كنند. 

 

اسکناس در زبان فرانسه Assignas نامیده می شود که به معنی تضمین پرداخت وجه از طرف دولت بوده است.روسها به آسیگناف می گفته اند که این کلمه در زمان حکومت فتحعلی شاه قاجار در ایران بصورت اسکناس در آمد.
قدیمی ترین اسکناس شناخته شده در ایران،اسکناس یک درهمی،منقش به لااله الاالله و محمد رسول الله می باشد که در زمان فرمانروایی کی تون مغول به سال ۶۹۳ هجری قمری در تبریز به چاپ رسیده و به نام چاو مبارک موسوم بوده است.
▪ اولین بانکی که اسکناسهای ایران را چاپ می کرده،بانک جدید شرق بود که مرکزش در لندن و در آسیا عملیات بانکی داشته است.اسکناس های چاپ شده توسط این بانک در بانک بازرگانی ایران انتشار می یافت.مبلغ این اسکناسها از ۵ قران به بالا بوده است.
▪ در سال ۱۲۶۷ هجری قمری امتیاز نشر اسکناس از بانک جدید شرق به بانک شاهی انتقال یافت.بانک شاهی حق انتشار اسکناس یعنی توزیع آن را داشته و چاپ توسط بانک جدید شرق صورت می گرفته و سیاست های پولی نیز بعهده همین بانک بود.

▪ در سال ۱۲۵۸ هجری شمسی،نمایندگان نخستین مجلس شورای ملی خواستار تاسیس بانک ملی شدند.
سال ۱۳۰۶ شمسی بانک ملی به نصویب می رسد و در ۱۷ شهریور ۱۳۰۷ شروع به کار می کند.از جمله سیاست های این بانک خارج ساختن کنترل اقتصاد پولی ایران از دست خارجی ها بود.
▪ سال ۱۳۱۰ شمسی اسکناس های چاپ شده قبلی از جریان خارج شدند.به موجب ماده ۵ قانون اصلاح(قانون واحد ومقیاس پول) حق انحصاری انتشار اسکناس به مدت ۱۰ سال به بانک ملی واگذار شد. از آن پس تعیین نوع طرح و مبلغ،نوع اسکناس و تعداد آنها را بانک ملی تعیین می کرده و در لندن چاپ می شد.
نشر اسکناس از سال ۱۳۳۹ از بانک ملی به بانک مرکزی سپرده شد.
▪ سازمان تولید اسکناس از سال ۱۳۵۱ تاسیس و طرح تاسیس چاپخانه ای برای چاپ اسکناس تهیه شد.
▪ سال ۱۳۶۱ ساختمان چاپ اسکناس تکمیل و چاپ اسکناس به صورت آزمایشی با چاپ اسکناسهای ۲۰۰ ریالی بطور رسمی در ایران آغاز شد.
▪ در سال ۱۳۶۷ با راه اندازی دو خط تولید دیگر،خط تولید اسکناس به ۴ واحد رسید و از آن پس تمامی اسکناسهای جمهوری اسلامی ایران در داخل چاپ می شود.
▪ در سال ۱۳۶۸ با توجه به واردات کاغذهای مورد نیاز از خارج،طرح ساخت کارخانه تولید کاغذ اسناد بهادار مطرح می شود.
▪ در سال ۱۳۷۶ عملیات اجرایی پروژه کارخانه تولید کاغذ اسناد بهادار آغاز می شود.
▪ در سال ۱۳۸۱ این کارخانه پس از پشت سر گذاردن تولیدات آزمایشی به بهره برداری کامل رسید.
و اکنون با لطف الهی و تلاش مسئولان و همت مردان این خاک تمامی مراحل تهیه و تولید اسکناس در داخل کشور انجام شده و اافتخاری به افتخارات ملی افزون گشته است.


 

مطالب اين صفحه لزوما نشاندهنده درمان قطعي نيست ، بلكه توصيه ما ابتدائا مراجعه به پزشك ودر كنار آن استفاده از اين نوع درمان است. اين وب سايت هيچ گونه مسؤليتي در قبال اثرات مصرف اين دارو ها ندارد .

 


 

درباره داروهای گیاهی

گیاهان دارویی گیاهانی هستند که یک یا برخی از اندام‌های آنها حاوی ماده موثره بوده ،که این ماده کمتر از۱٪ وزن خشک گیاه را تشکیل می‌دهدو دارای خواص دارویی بر روی موجودات زنده‌است.همچنین کاشت،داشت و برداشت این گیاهان به منظور استفاده از ماده موثره آن‌ها انجام می‌شود.

برخی معتقد به خواص درمانی برای گیاهان داروئی نبوده یا در مورد آن اظهار تردید می‌کنند. بیشتر مردم به هنگام بیماری به سوی داروهای شیمیایی روی می‌آورند که در اینجا سؤال دومی مطرح می‌گردد که، آیا داروهای گیاهی بهترند یا داروهای شیمیایی؟

پاسخ اول :

تردید در مورد اثربخشی گیاهان داروئی از آنجا ناشی می‌گردد که نحوه آماده سازی داروهای گیاهی و تحویل آنها به مردم به نحو صحیح انجام نمی‌گیرد و در نتیجه خواص درمانی گیاه از بین رفته و یا تقلیل می‌یابد که این امر موجب عدم تأثیر گیاه در درمان بیماری می‌گردد. از مواردی که باعث کاهش اثر بخشی گیاه می‌گردد:

  • کشت در زمینی که از نظر مواد خاص مورد نیاز گیاه، دچار کمبود باشد.
  • عدم مبارزه صحیح با آفات و بیماریهای گیاهان داروئی کشت شده که بعضاً، باعث کاهش مواد مؤثر گیاه یا تغییر نسبت ترکیبات مفید گیاه می‌گردند.
  • رعایت نکردن زمان مناسب برداشت (برحسب وضعیت هوا و ساعات روز)
  • خشک کردن گیاه در شرایط نامناسب (از نظر درجه حرارت- مدت زمان خشک کردن یا سرعت خشک کردن و…)
  • عدم نگهداری صحیح و بسته بندی مناسب (فرارّ بودن برخی ترکیبات - آلودگی گیاه برداشت شده به قارچ یا باکتری و…)
  • تقلبات داروئی (بعضاً بطور عمدی یا غیر عمد گیاهی به‌عنوان گیاه دیگر به صرف داشتن ظاهر مشابه فروخته می‌شود و این مسأله علاوه بر اینکه در سطح گونه گیاهی- به فراوانی - اتفاق می‌افتد بعضاً در حد جنس گیاه نیز صورت می‌گیرد)

 

پاسخ دوم :

داروهای شیمیایی از برخی جهات نسبت به داروهای گیاهی برتری دارند ولی مصرف طولانی و یا در برخی موارد مصرف مقطعی این داروها می‌تواند عوارض جانبی برجای گذارد که بعضاً، از خود بیماری نیز خطرناک ترهستند. همچنین استفاده مداوم، بی رویه و نادرست داروهای شیمیایی باعث ایجاد میکروبهای بسیار مقاوم شده که داروهای شیمیایی بر روی آنها بی تأثیر بوده و یا کم اثرند و در نتیجه بیماران باید به سوی آنتی بیوتیکها و داروهای قوی تری که هر روز با نامهای جدید ارائه می‌گردند، روی آورند.


روش تهیه برخی از اشکال مصرفی داروهای گیاهی

  • دم کرده: مقدار تعیین شده از پودر گیاه را، در مقدار معینی از آب جوش ریخته و بهم می‌زنند. بعد روی ظرف را پوشانده و به مدت ۳۰-۱۵ دقیقه صبر می‌کنند سپس آن را صاف می‌کنند.
  • جوشانده : الف) جوشانده ملایم : مقدار معینی از گیاه خردشده را با ۴/۱ لیتر آب جوش مخلوط کرده ومی گذارندکمی بجوشد. سپس آن را از حرارت دور کرده، صبر می‌کنند تا دم بکشد، سپس آن را صاف می‌کنند ب) جوشانده معمولی : تفاوت آن با جوشانده ملایم در افزایش زمان جوشش است.
  • خیسانده: این شکل برای مواد مؤثری که در اثر حرارت از بین می‌روند توصیه می‌شود. برای تهیه خیسانده سرد مقدار مشخصی از پودرگیاه را در حجم معینی از آب ریخته در ظرف را ۶ الی ۱۲ ساعت می‌بندند، سپس محتویات ظرف را صاف می‌کنند.

 

 

درباره زبان فارسی

زبان فارسی (پارسی، دری، یا تاجیکی) زبانی است که در کشورهای ایران، افغانستان ، تاجیکستان و ازبکستان  به آن سخن می‌گویند. فارسی زبان رسمی کشورهای ایران و تاجیکستان و یکی از زبان‌های رسمی‌ کشور افغانستان است.

 

در ایران نزدیک به ۴۰ میلیون تن (بین ۵۸٪ تا ۷۹٪) پارسی زبان هستند. در افغانستان ۲۰ میلیون تن، در تاجیکستان ۵ میلیون تن، و در ازبکستان حدود ۷ میلیون تن به فارسی سخن می‌گویند. زبان پارسی گویش‌ورانی نیز در هند و پاکستان دارد (نگاه:زبان فارسی در شبه‌قاره هندوستان). روی هم‌رفته می‌توان شمار پارسی‌زبانان جهان را حدود ۱۱۰ میلیون تن براورد کرد. 

 

گرچه پارسی اکنون زبان رسمی پاکستان نیست، پیش از استعمار انگلیس و در زمان امپراتوری مغول (به فرمان اکبرشاه)، زبان رسمی و فرهنگی‌ شبه‌قاره هند بوده ‌است. زبان رسمی‌ کنونی‌ پاکستان (اردو)، که «اسلامی‌شده»ی زبان هندی است، بسیار تحت‌ تأثیر پارسی بوده‌است و واژه‌های پارسی‌ بسیاری دارد. به خاطر تأثیر بسیار زیاد زبان فارسی در پاکستان، بنیان‌گذاران این کشور تصمیم گرفتند که سرود ملی پاکستان‌ به زبان فارسی باشد.

 
 

 جایگاه زبان فارسی

 

زبان فارسی با اینکه یکی از ارکان اصلی هویت ایرانی است و بعد از انقلاب مشروطه به عنوان زبان ملی ایران تبلیغ و شناخته شده است، ولی هویتی بسیار فراتر از فلات ایران دارد و با این حال اکثر ایرانیان از این هویت گسترده خبر ندارند. به طور مثال قبل از استعمار هند توسط انگلیس، در زمان حکومت گورکانیان در هند، که ادامه دهنده امپراتوری تیموریان در هند بودند، فارسی زبان رسمی این امپراتوری وسیع بود . یا نقل می کنند که وقتی که شاه اسماعیل صفوی در ابتدای یکی از جنگهای خود قطعه شعری به زبان ترکی آذربایجانی برای پادشاه عثمانی فرستاد، پادشاه عثمانی شعری فارسی را در جواب او، برای شاه اسماعیل پس فرستاد . زبان فارسی جدا از اینکه زبان اصلی مردم سرزمین ایران با قومیت های مختلف بوده است، نفوذی بسیار در کشورهای مجاور خود همچون امپراتوریهای گورکانیان هند و عثمانی داشته است. این همه نفوذ قطعاً بدون حکمت نبوده است، آن هم در حالی که در کنار نفوذ زبان فارسی، نفوذ فرهنگ ایرانی هم در فرهنگ های دیگر دیده می شود و به طور مثال در امپراتوری گورکانیان در کنار دین اسلام، فرهنگ ایرانی جزو سرلوحه های فرهنگیشان بوده است. این نفوذ فرهنگی تا به آن حد است که ریچارد نلسون فرای ، استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد معتقد است که «...عربها دیگر نقش ایران و زبان فارسی را در شکل گیری فرهنگ اسلامی درک نمی کنند. شاید آنان آرزو دارند که گذشته را فراموش کنند، ولی با این کار آنها ریشه های معنوی، اخلاقی و فرهنگی خودشان را حذف می کنند... ».

 

در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان شناسان اروپایی در برلین، زبانهای یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبانهای کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر اساس تعریف، زبانی کلاسیک محسوب می شود که اولا باستانی باشد، ثانیا ادبیات غنی داشته باشد و ثالثا در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد. 

 

 

پیشینهٔ زبان فارسی

 

پارسی زبانی هندواروپایی از شاخهٔ هندوایرانی و زیرشاخهٔ زبان‌های ایرانی است. پیشینهٔ کهن زبان فارسی به ایرانی باستان باز می‌گردد. از ایرانی باستان، زبان‌های

  • زبان اوستایی
  • زبان مادی
  • پارسی باستان
  • زبان سکایی

پدید آمدند. این زبان‌ها کمابیش هم‌هنگام بوده‌اند و بر یکدیگر پیشینگی نداشتند. در زمان هخامنشیان، پارسی باستان، زبان رسمی‌ امپراتوری می‌شود.

زبان‌های ایرانی

زبان‌های ایرانی

شاخه زبان‌های ایرانی غربی
شمال غربی

باستان: مادی                میانه: پارتی (پهلوی اشکانی)  نو: آذری | گیلکی | مازندرانی | تالشی | کردی کرمانجی | کردی سورانی | زازا-گورانی | سمنانی | زبان‌های ایران مرکزی | بلوچی[۶] | سیوندی 

جنوب غربی

باستان: پارسی باستان  میانه: پارسی میانه (پهلوی)  نو: فارسی | لری | بختیاری | بشاگردی | کمزاری | تاتی اران 

شاخه زبان‌های ایرانی شرقی
شمال شرقی

باستان: اوستایی[۸]      میانه: سغدی | خوارزمی | بلخی | سکایی غربی | آلانی | سرمتی  نو: آسی | یغنابی (سغدی نو) 

جنوب شرقی

                                     میانه: سکایی-تخاری  نو: پشتو | زبان‌های پامیری | پراچی | ارموری | منجی | یدغه 

  ۱-بلوچی به خاطر مهاجرت گویشورانش، از نظر جغرافیایی به جنوب شرق فلات ایران منتقل شده. ۲-شاخه جنوب غربی را شاخه فارسی‌تبار نیز می‌گویند. ۳-بیشتر زبان‌شناسان، اوستایی را در مرز شاخه‌های غربی و شرقی دسته‌بندی می‌کنند.

 

 

 

 

 

 

زبان پارسی باستان

 
 

پارسی باستان زبان مادری و زبان میهن اصلی خانواده و دودمان هخامنشی بوده‌است. نخستین یافته‌های نوشتاری از این زبان، سنگ‌نبشته بیستون است که پیشینهٔ آن به سدهٔ ششم پیش از میلاد برمی‌گردد (مرجع ۲). دبیرهٔ پارسی‌ باستان، میخی بوده‌است که به نظر می‌رسد در زمان هخامنشی دبیرهٔ رایج در میان هیچ گروهی از مردم نبوده‌ است و تنها دبیره‌ای ادبی برای نوشتن سنگ‌نوشته‌ها بوده‌است .

 

دوره باستان که از آغاز تا فروپاشی‌ شاهنشاهی هخامنشی، تقریباً از سدهٔ بیستم تا حدود چهارم و سوم پیش از میلاد را دربرمی‌گیرد. از زبان‌های ایرانی باستان چهار گویش آن شناخته شده‌است: مادی، سکایی، اوستایی و پارسی باستان. از زبان مادی و سکایی که یکی در غرب ایران و منطقه فرمانروایی ماد و دیگری در شمال، از مرزهای چین تا دریای سیاه، از جمله بین اقوام پارت و ساکنان سغد، رایج بوده، تنها واژه‌ها و عبارت‌هایی در نوشته‌های دیگران برجای مانده‌است. اما از زبان‌های اوِستایی و پارسی باستان مدارک بسیار در دست است. زرتشت کتاب خود را به زبان اوِستایی نوشته‌است.

 

پارسی باستان زبان مادری و زبان میهن اصلی خانواده و دودمان هخامنشی بوده‌است. نخستین شواهد نوشتاری از این زبان، سنگ‌نبشته بیستون است که تاریخ آن به قرن ششم پیش از میلاد برمی گردد (مرجع ۲). درهمین زمان لهجه‌های دیگر ایرانی باستان نیز وجود داشته که پا به پای چهار زبان مهم دوران باستان مراحل تکاملی را می‌پیموده‌است، مانند زبان‌های بلخی، سغدی، پارتی و خوارزمی.

 

خط باستان، خط میخی بوده‌است و به نظر می‌رسد در زمان هخامنشی، خطی رایج در بین هیچ گروهی از مردم نبوده‌ است و تنها خطی ادبی برای نوشتن سنگ‌نوشته‌ها بوده‌است که برای نگاشتن این سنگ‌نوشته‌ها استفاده می‌شده‌است . زبان باستان از نظر دستوری پیچیده‌تر از نسل‌های بعدی پارسی بوده‌است

 

 

پارسی میانه

 
 

در رده‌بندی زبان‌شناسی، به زبانی که از سده سوم پیش از میلاد تا سده هفتم پس از میلاد در ایران زمین، کاربرد داشته‌است، میانه می‌گویند. زبان پهلوی به گویش مرکزی میانه که در دوران اشکانیان و ساسانیان رواج داشت، گفته می‌شود. پارت‌ها به زبان پهلوی شمالی (پارتی) که جزیی تفاوت با پهلوی جنوبی دارد، سخن می‌گفتند. پهلوی جنوبی (ک) در عهد ساسانیان رواج داشته‌است. دستور زبان پهلوی ساده‌تر از باستان اما پیچیده‌تر از پارسی نو بوده‌است

 

 

پارسی نو

 
 




 


زبان پارسی میانه، پس از تحول و آمیختگی با لهجه‌ها، گویش‌ها و زبان‌های خویشاوند نزدیک و همچنین وارد شدن وام ‌واژه‌ها، پارسی نو را به وجود آورده‌است. بنا بر این جای تعجب نیست که شباهت‌های فراوان چه از نظر واژگانی و چه از نظر دستوری میان این دو زبان وجود دارد. در واقع تحولی که از پارسی باستان تا پارسی میانه اتفاق افتاده‌است بسیار عظیم‌تر از تحولی‌است که از پارسی میانه تا پارسی نو رخ داده‌است.

 

در این میان، فردوسی با سرودن شاهنامه در سدهٔ چهارم تاثیر مهمی بر بازیافت بسیاری از واژه‌های گم‌شدهٔ زبان پارسی داشت و خود این تاثیر را در شاهنامه اعلام کرده‌است. اگر کوشش‌های خودجوش فردوسی نبود، هویت پارسی‌ امروز بسیار بیش از این به خطر می‌افتاد.

 

 

خط فارسی

 

 


خط فارسی کنونی، فارسی‌شدهٔ خط عربی است که چهار حرف «پ»، «ژ»، «گ» و «چ» را افزون بر آن دارد.

 

 

زبان‌های بیگانه در فارسی

 
 

بیشترین واژه‌های بیگانه در پارسی واژه‌های عربی، واژه‌های ساختگی با به‌کارگیری‌ بن فعل عربی، واژه‌های اروپایی و واژه‌های ترکی هستند.

 

 

 

 

 

فرهنگستان ایران

 

در جریان نوسازی ایران در دوران رضا شاه پهلوی فرهنگستان ایران در سال ۱۳۱۴ تشکیل شد که مهم‌ترین دستاورد آن ساخت واژه‌هایی جایگزین برای واژه‌های بیگانه بود که امروزه بسیاری از آنها در گفتار و نوشتار ایرانیان به‌کار می‌روند.

 

 

گویش‌ها و لهجه‌ها

 
 

 

توصیف زبان شناختی زبان فارسی

 

پارسی زبانی ضمیرافتان است یعنی انداختن ضمیر و بکار نبردن آن لطمه‌ای به معنای جمله نمی‌زند. نمونه: (من) نامه نوشتم.

 

ترتیب متعارف واژه‌های پارسی در یک فراکرد به صورت ورزا ورزیده ورز (فاعل - مفعول - فعل) است. گرچه وَرز (فعل) در زبان پارسی در پایان جمله می‌آید ولی این زبان در دیگر قسمت‌ها هستهْ‌آغازی است. برای نمونه در عبارات «برادر من» «خودروی تو» و «زنی که دوست دارم» هسته جملات یعنی واژه‌های برادر، خودرو و زن در آغاز آمده‌اند.

 

اگر گروه فزون‌واژه (حرف اضافه) در جمله باشد، معمولاً میان ورزا و ورزیده مستقیم می‌آید. نمونه:

 

فرزاد به مینو آب داد.

 

بنابراین توصیف کامل ترتیب سازه‌ها در زبان پارسی چنین است:

  • (فاعل)(گروه حرف اضافه)(مفعول)فعل

هنگامی که مفعول مستقیم، شناس (معرفه) باشد این مفعول یا ورزیده‌نمای «را» و پیش از گروه فزون‌واژه

می‌آید. نمونه:

 

فرزاد آب را به مینو داد.

 

(منبع این بخش: ماهوتیان، شهرزاد: دستور زبان پارسی از دیدگاه رده‌شناسی، ترجمه مهدی سمائی، تهران ۱۳۸۲، چاپ دوم.)

 



 

نگاهى به جايگاه  خانواده در اسلام

 

   خانم احمدى     

 

 

 

مقدمه

 

خانواده نخستين نهاد اجتماعى است كه در زندگى جمعى انسان شكل گرفته و مهمترين نقش را در توسعه و رشد مراحل حيات بشر در امتداد تاريخ انسان از خود نشان داده است و از ابتدا تاهنوز و تا فرجام زندگى، نسبت به سايرنهادهاى اجتماعى از ارزش و اهميت خاصى برخوردار بوده و خواهد بود، ولى با همه اينها متأسفانه امروزه در اثر رشد و توسعه فزاينده وسايل و ابزار رسانه هاى اليكترونى و تهاجم گسترده فرهنگ انحطاط و ضد اخلاق، نظام مقدس خانواده دچار تزلزل و بحران شده است. و زن و مرد كه مهمترين ركن نظام مقدس خانواده به شمار مى روند كمتر به آن بها داده مى شود. و دنياى غرب به اين آفت مبتلا شده و آثار آن كم و بيش در دنياى شرق سرايت كرده است.

 

يكى از عوامل تزلزل خانواده ها، عدم آشنايى زن و شوهر به حقوق همديگر و يا ناديده گرفتن حقوق يكديگر است كه در اثر عدم آشنايى و يا رعايت نكردن حقوق همديگر، نظام خانواده دچار بحران و تزلزل مى شود.

 

در اين مقاله سعى شده است تا جايگاه خانواده در اسلام و يكسان بودن مبدأ زن و مرد در نظام آفرينش بررسى بشود.

 

 

 

تعريف خانواده

 

نظام خانواده، يك نهاد اساسى و محورى در جامعه است و به عنوان هسته اوليه و براى ساير نهادهاى اجتماعى به شمار مى رود.

 

نظام خانواده كوچكترين واحد اجتماعى است كه اساس و زيرساخت واحدهاى بزرگ اجتماعى بشرى به شمار مى رود.

 

افرادى كه در اين واحد كوچك اجتماعى رشد مى يابد و تربيت مى شود به ميزان رشد و شكوفايى شان سهم در واحدهاى اجتماعى بزرگ انسانى دارند.

 

افرادى كه روزى به عنوان فرمانرواى مقتدر و سياستمدار سترگ، و مدير نيرومند، و مبتكر توانا در جامعه ظهور مى كنند، و مسؤوليتهاى سنگين و خطيرى را به عهده مى گيرند، نظام خانواده و كانون گرم پدر و مادر تربيتگاه نخستين آنها است.

 

رشد و شكوفايى اين نظام محبوب و بى بديل، مرهون شناخت و رعايت دقيق حقوق هريكى از اعضاى آن نسبت به يكديگر است، همانطورى كه نظامهاى بزرگ اجتماعى، قوانين و حقوق خاصى خودش را در ارتباط با اداره واستحكام و رشد و بالندگى دارد، نظام خانواده نيز چنين است.

 

مهمترين ركن در نظام خانواده پدر و مادر، و زن و شوهر است كه هركدام از حقوق ويژه اى در ارتباط با يكديگر و در ارتباط با فرزندان برخوردار هستند، رعايت اين حقوق، رشته هاى پربار نظام خانواده را مستحكم مى سازد. تأمين شرايط زندگى شيرين و شايسته و ايجاد محيط سالم و امن محصول ايمان و اعتقاد زن و مرد به قانون دينى و عمل بر طبق آن مى باشد.

 

شناخت مسايل مربوط به خانواده اعم از زن و مرد و فرزندان و قضاوت در باره احكام و حقوق آنان، بدون شناخت و توجه به موقعيت و جايگاه نهاد خانواده سخن ناصواب خواهد بود، و همچنين سخن گفتن از حقوق فردى و اجتماعى مرد و يا زن و بررسى حقوق زن و شوهر بدون عنايت به نقش و موقعيت خانواده در متون و منابع دينى امرى ناشدنى است. بدين لحاظ ضرورى است كه پيش از بررسى نقش حقوق متقابل زن و مرد در تعالى و استحكام خانواده به موقعيت و جايگاه اين نهاد مقدس اشاره شود:

 

 


 

جايگاه خانواده در قرآن كريم

 

در باره نظام خانواده و شكل گيرى و اهميت آن رهنمودهاى فراوانى در متون دينى ما ـ اعم از كتاب و سنت ـ وارد شده است.

 

خانواده (زن و شوهر) در قرآن كريم آياتى از از آيات خدا و مايه آرامش روحى شمرده شده است، چنانكه خداوند فرموده است:

 

(ومن آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها وجعل بينكم مودة ورحمة ان فى ذلك لآيات لقوم يتفكرون) (روم، 30/21).

 

«و از نشانه هاى او اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد; در اين نشانه هايى است براى گروهى كه تفكّر مى كنند».([1])

 

در جاى ديگر از زن و مرد به عنوان لباس ياد شده است:

 

(هن لباس لكم وانتم لباس لهن) (بقره، 2/187).

 

«آنها لباس شما هستند، و شما لباس آنها; (هردو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد».

 

لباس وسيله پوشش و حفاظت براى بدن است. و به قول علامه طباطبايى در اين آيه استعاره بسى لطيف به كار برده شده است. زن براى مرد و مرد براى زن به عنوان لباس و پوشش مى باشد كه همديگر را از آلودگى و فجور محافظت مى كند.

و نيز همانطورى كه لباس مايه زينت و زيبايى براى انسان است و زن و مرد نيز مايه زينت و زيبايى براى يكديگر است.

 

 

 

جايگاه خانواده در روايات

 

نظام خانواده، نظام ارزشمند و محبوبى است كه در اسلام هيچ بنايى محبوبتر از او پايه ريزى نشده است. پيامبر اسلام مى فرمايد:

 

«ما بنى فى الاسلام بناء اَحبّ الى اللَّه تعالى و اعزّ من التزويج».

 

«در اسلام هيچ نهادى محبوب تر و عزيرتر از تشكيل خانواده در نزد خداوند بنا نشده است».

 

و نيز فرموده است:

 

«ما استفاد امرؤ مسلم فائدة بعد الاسلام أفضل من زوجة مسلمة، تسرّه اذا نظر اليها، و تطيعه اذا أمرها، و تحفظه اذا غاب عنها فى نفسها و ماله»

 

«هيچ فائده اى بعد از نعمت اسلام برتر و مفيدتر از اين براى مرد مسلمان نيست كه او همسرى داشته باشد كه هروقت به او نگاه كند مسرور و شاداب گردد و هنگامى كه به او دستور بدهد اطاعت نمايد، و هر وقتى كه از نزدش برود حافظ جان خود و مال همسرش باشد».

 

در اين حديث شريف زن شايسته و وارسته بالاترين ارزش و نعمت بعد از اسلام، براى مرد شمرده شده است.

 

«ان اللَّه عزّ و جلّ يحب البيت الذى فيه العرس، و يبغض البيت الذى فيه الطلاق».

 

«خداوند خانه اى را كه در آن عطر دل انگيز عروس بوزد دوست مى دارد، و خانه اى را كه در آن سخن غم انگيز طلاق سرداده شود دشمن مى دارد».

 

نظام خانواده از چنان جايگاه و مقام شايسته در اسلام برخوردار است كه حتى تأثير روى ثواب عبادت و بندگى مى گذارد، تا جايى كه دو ركعت نماز كسانى كه تشكيل خانواده داده اند برتر از عبادت فرد مجردى است كه شب و روز نماز بخواند. چنانكه امام باقر(عليه السلام) فرموده است:

 

«الركعتان يصلّيهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب يقوم ليله و يصوم نهاره»

 

«دو ركعت نماز مرد معيل افضل و بهتر از نماز مرد مجردى است كه شب را به عبادت بايستد و روز را با روزه سپرى كند».

 

اين روايات و نيز رواياتى قريب به اين مضمون كه در متون اسلامى، وارد شده به خوبى جايگاه و ارزش والاى خانواده را تعيين مى كند.

 

 

 

هم سنخ بودن زن و مرد در آفرينش

 

زن و مرد در نظام آفرينش از يك سنخ است، و هردو از نفس واحده كه حضرت آدم باشد به وجود آمده اند. قرآن كريم مى فرمايد:

 

(يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا ونساء)  (نساء، 4/ 1).

 

«اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد. همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد; و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد; و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت».

 

(هوالذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منهازوجهاليسكن اليها)(اعراف،7/189).

 

«او خدايى است كه (همه) شما را از يك فرد آفريد; و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بياسايد».

 

(وهو الذى أنشأكم من نفس واحدة) (انعام، 6/98).

 

«او كسى است كه شما را از يك نفس آفريد».

 

اين آيات به روشنى دلالت دارد كه زن و مرد از سنخ واحدى است، و مبدأ آفرينش هردو يك چيز است. و هيچ گونه تفاوتى در مبدأ خلقت ندارد، و همه از يك نفس كه حضرت آدم باشد آفريده شده اند.

 

 

 

حقوق و تكاليف خانواده

 

در اسلام زن و مرد كه ركن اصلى نظام خانواده را تشكيل مى دهند حقوقى دارند، و چه بسا كه هركدام حقوق و تكاليف مشابه و مشتركى نيز دارند نظير حق حيات، حق مسكن، حق حضانت، و نظير تكاليف احكام عبادى اعم از واجب و حرام و مستحب و مندوب از قبيل وجوب نماز، روزه، زكات، وحج و صله ارحام، و حرمت خمر، قمار، رشوه ودزدى و غصب و ساير محرمات.

 

اگر در اسلام مرد حقوقى دارد، زن نيز داراى حقوقى مى باشد، و اگر وظايف و تكاليفى را بر عهده مرد گذاشته بر عهده زن نيز تكاليف و وظايفى را نهاده است و هركدام حقى بر گردن يكديگر دارند، چنانكه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در حجة الوداع فرمود:

 

«ان لكم من نسائكم حق ولنسائكم عليكم حقا».

 

«شما بر زنان حقى داريد و زنان شما بر شما حقى دارند».

زن و مرد منشأ مشترك در نظام آفرينش و خلقت دارند، و چه بسا تكاليف و حقوق زن و مرد در بسيارى از موارد مشترك و شبيه به هم هستند و نيز برگردن همديگر حق و حقوقى دارند، چه بسا حق و حقوق مردان نسبت به حق و حقوق زنان سنگين تر است،و بدون ترديد رعايت حقوق متقابل، نقش مهمى را در تحكيم و رشد نظام خانواده دارد.

 
 


درباره روانشناسی

روانشناسی، علم کاربردی مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی بر اساس یافته های علمی و تحقیق شده می باشد. رفتار به فعالیت ها و اعمالی اشاره دارد که قابل مشاهده و قابل اندازه گیری می باشند، مانند صحبت کردن و راه رفتن، اما فراندهای ذهنی به اعمال و فرایند هایی اشاره دارد که به صورت مستقیم قابل دیدن و درک کردن نیست و نمود آنها را می توان در رفتار و دیگر فرایند ها مشاهده کرد، مانند تفکر و یا هیجان و ترس.

 

روانشناسی امروز به حدود 54 رشته و شاخه متفاوت از قبیل روانشناسی بالینی، روانشناسی کودکان و کودکان استثنائی، روانشناسی صنعتی و سازمانی، روانسنجی، روانکاوی، روانشناسی مهندسی، روانشناسی فیزیولوژیک, روان شناسی ورزش, روان شناسی مدیریت و ... تقسیم شده است. روانشناسی به مطالعه مفاهیمی مانند هوش، رفتار، هیجان‌ها (احساسات)، روابط درونی و روابط اجتماعی و شخصیتی فرد می‌پردازد.


 

تاریخچه روانشناسی


یک فیلسوف تحصیل کرده آلمانی بنام رادولف گوسلنیوس ابداع کننده اصطلاح "روانشناسی" است (1950). معنی ریشه کلمه روانشناسی از کلمه (روان) بمعنای "روان در زبان یونانی است. تا حدود اواخر قرن نوزدهم، روانشناسی بعنوان شاخه ای از علم فلسفه شناخته می شد. و همچنین بعنوان یک کیش در برخی فرهنگ ها در نظر گرفته می شد که شامل تهاجم افکار و نابودی یگانگی درونی می گردید. در سال 1879 شخصی بنام ویلهلم وندت (که به پدر روانشناسی نیز معروف است) اقدام به تاسیس یک آزمایشگاه در دانشگاه شهر لایپزیک آلمان نمود که تمرکز اصلی آن بروی مطالعات روانشناسی قرار داشت. در سال 1890 ویلیام جیمز درکتاب خود با نام "اصول روانشناسی به بسیاری از پرسشهای مطرح شده در باب بنیاد های روانشناسی که تا سالها بعد توسط روانشناسان مطرح گردیده بودند، پاسخ داد. از دیگر افراد مطرح در این رشته هرمن ابینگواس (پیشتاز تحقیقات حافظه)، دانشمند روسی با نام ایوان پاولف (شخصی که مبتکر فرآیند یادگیری شرطی شدن کلاسیک است) می باشند. در همین حال، شخصی بنام زیگموند فروید که تحصیل کرده رشته اعصاب شناسی بوده و آموزش رسمی در خصوص روانشناسی ندیده بود، روش روان درمانی را ابداع و مورد استفاده قرار داد که بنام تجزیه و تحلیل روحی شناخته می شود. شناخت فروید از ذهن بطور گسترده بر پایه روش های تفسیری و درون گرائی است. ولی تمرکز خاص آن بروی حل مشکلات روان پریشی و آسیب شناسی روانی قرار دارد. تئوری های فروید بسیار مشهور گردیدند دلیل این معروفیت احتمالا بخاطر در گیر بودن آن با موضوعاتی از قبیل جنسیت و سرکوب بعنوان جوانب عمومی توسعه روانشناسی می باشد. در آن زمان، این مسائل بصورت عمده بعنوان موضوعات ممنوعه در نظر گرفته می شدند. و فروید مبدلی فراهم آورد که بتوان راجع به این مسائل بطور باز در مجامع مبادی آداب بحث و گفتگو نمود. اگرچه در روانشناسی امروزی، تئوری های فروید اساسا مورد توجه نیستند ولی کاربرد خاص او در تبدیل روانشناسی به موضوعی کلینیکی بسیار تاثیر گذار بود.

 


بعنوان بخشی از عکس العمل نسبت به طبیعت فردی و درون نگر روانشناسی و وابستگی انحصاری آن به جمع آوری مجدد تجارب مبهم و دوردست کودکی، مکتب رفتار گرائی بمنزله روش راهنمائی تئوری روانشناسی معروف گردید. روانشناسانی از قبیل جان بی. واتسون، ادوارد تورندیک و بی. اف. اسکینر بعنوان پیشتازان این مکتب بودند. رفتار گرایان اعتقاد داشتند که روانشناسی باید تبدیل به علم رفتار شناسی گردد و نه ذهن. آنها این نظر را که وضعیت های درون ذهنی مانند اعتقادات، تمایلات یا اهداف را می توان بصورت علمی مورد تحقیق قرار داد را رد نمودند. در سال (1913) واتسون در نوشتاری با نام "روانشناسی از دیدگاه رفتار گرا" اظهار داشت که روانشناسی " رشته ای کاملا تجربی از علوم طبیعی است،""اشکال درون گرائی از اجزای لازم این روش ها محسوب نمی گردند" و اینکه "رفتار گرایان مرزی بین انسان و حیوان صفتی قائل نیستند."

 


رفتار گرائی در تمامی سال های اولیه قرن بیستم بعنوان مدل غالب روانشناسی مطرح بود. دلیل عمده این سرآمد بودن خلق و کاربرد موفق (نه حداقل از آنچه بنام تبلیغ) تئوری های شرطی شدن بعنوان مدل های علمی رفتار انسان بود.

 


بهرحال، کم کم مشخص شد که علیرغم آنکه رفتار گرائی اکتشافات مهمی صورت داده بود ولی بعنوان یک تئوری راهنمای رفتار انسان نا کارآمد بنظر میرسید. بازبینی کتاب"رفتار کلامی اثر اسکینر توسط نوام چامسکی (با هدف توضیح فرآیند اکتساب زبان در یک چهار چوب رفتار گرائی) بعنوان یکی از عوامل اصلی ختم کننده دوران رفتار گرائی بحساب می آید. چامسکی اثبات نمود که زبان را نمیتوان بصورت انحصاری از طریق شرطی شدن آموخت. زیرا مردم قادرند جملاتی بی همتا در ساختار و معنا را بیان کنند که بتنهائی از طریق تجارب روزمره زندگی قابل تولید نیستند. این مباحث موید آنست که فرآیند های درونی ذهن که رفتار گرایان آن ها را تحت عنوان توهم رد می کردند، واقعا وجود دارند. به همین شکل، کار آلبرت باندورا نشان داد که کودکان قادرند یادگیری از طریق مشاهدات اجتماعی را بدون تغییر در رفتار علنی بیاموزند و بنابر این بیشتر بروی بازنمائی های درونی حساب باز نمایند.

 


روانشناسی بشر دوستانه در سال 1950 بوجود آمد و بعنوان عکس العملی نسبت به مثبت گرایان و تحقیقات علمی ذهن بکار خود ادامه داد. تاکید این روانشناسی بر نظریه پدیدار شناختی تجارب انسانی بوده و در جستجوی فهم ابناء بشر و رفتار آنها از طریق انجام تحقیقات کیفی بر آمد. ریشه های تفکرات بشر دوستانه در اگزستانسیالیست ها و فلسفه پدیدار شناختی بوده و بسیاری از روانشناسان بشری روش علمی را کاملا رد نموده و اعتقاد داشتند که سعی در تبدیل تجارب انسان به واحد های اندازه گیری باعث تخلیه کلیه معانی و ارتباطات او بعنوان موجودی زنده خواهد گشت.

 


برخی دیگر از تئوریسین های این مکتب فکری عبارتند از آبراهام مازلو مبتکر سلسله نیاز های انسانی، کارل راجرز مبتکر درمان مشتری مداری و فیتز پرلز مبتکر و بسط دهنده درمان گشتالت.

 


ظهور تکنولوژی کامپیوتر نیز به پیشرفت استعاره عملکرد ذهنی به پردازش اطلاعات کمک نمود. این تکنولوژی بهمراه تحقیقات علمی در زمینه مطالعه ذهن و همچنین اعتقاد به وضعیت داخلی ذهن به پیدایش شناخت گرائی بعنوان مدل برجسته ذهن کمک نمود.

 


ارتباطات بین مغز و عملکرد سیستم عصبی نیز متداول گردید. دلیل این رایج شدن قسمتی به آزمایشات افرادی مانند چارلز شرینگتون و دونالد هب و قسمتی به مطالعات دانشمندان در خصوص جراحت مغزی (همچنین بخش روانشناسی اعصاب شناختگرا را ببینید) برمی گشت. با توسعه تکنولوژی های اندازه گیری عملکرد مغز، روانشناسی اعصاب و علوم مربوط به اعصاب بخش های فعال در روانشناسی امروزی گردیدند.

 


با درگیری علوم دیگر (از جمله فلسفه، علوم کامپیوتر و علوم مربوط به اعصاب ) جهت شناخت و فهم ذهن،

 

چتری از علوم شناخت گرا بعنوان ابزار تمرکز تلاش ها در مسیری سازنده تشکیل گردید.

 


بهرحال، بسیاری از روانشناسان از آنچه بعنوان مدل های "مکانیکی" ذهن انسان و طبیعت او مطرح بود، دلخوشی نداشتند. حلقه کامل افراد این دست، می توان به روانشناسی تبدیل شخصیت و روانشناسی تحلیلی کارل جانگ اشاره نمود که در طلب برگشت روانشناسی به ریشه های روحانی خود بودند. دیگران مانند سرگئی موسکویکی و گرهارد داوین اعتقاد داشتند که رفتار و فکر در ذات خود الزاما با هم تعامل داشته و در جستجوی قالب گذاری روانشناسی در قالب وسیعتر مطالعات علوم اجتماعی بودند که این علوم نیز در ارتباط مستقیم با مفهوم اجتماعی تجربه و رفتار هستند.

 

 

 

 

ذهن و مغز

روانشناسی تشریح کننده تلاشهای توصیف کننده هوشیاری، رفتار و تاثیرات متقابل اجتماعی می باشد. منظور ابتدائی روانشناسی تجربی توضیح تجربه و رفتار انسان به همان صورتی که رخ میدهد بود. در حدود بیست سال گذشته روانشناسی به بررسی ارتباط هوشیاری و مغز یا سیستم عصبی پرداخت. هنوز مشخص نیست اینها به چه صورت هائی با هم در ارتباط هستند: آیا هوشیاری تعیین کننده وضعیت مغز است و یا وضعیت مغز تعیین کننده هوشیاریست و یا اینکه هر دو اینها روش های خاص خود را دارند؟ احتمالا برای فهم این ارتباطات میباید ابتدا با تعاریف "هوشیاری" و "وضعیت مغز" آشنا گردید – یا اینکه آیا هوشیاری نوعی "وهم و خیال" پیچیده است که هیچ ارتباطی با فرآیند های عصبی ندارد؟ فهم عملکرد مغز نیز بصورتی فزاینده در تئوری و تمرین روانشناسی خصوصا در بخش هائی مانند هوش مصنوعی، روانشناسی شناخت اعصاب و علوم شناخت گرای اعصاب داخل شده است.

 

 

مکاتب فکری

 

بحث اکثر مکاتب فکری بر سر استفاده از یک مدل خاص بعنوان تئوری راهنما بود که از طریق آن بتوان کلیه، یا اکثریت رفتار های انسانی را توضیح داد. محبوبیت این مکاتب در طول زمان کم و زیاد می شده است. ممکن است برخی از روانشناسان تصور کنند که پیرو مکتب خاصی بوده و مابقی را رد نموده اند، اگرچه اکثر افراد هر کدام از این مکاتب را روشی برای فهم ذهن و نه لزوما تئوری های انحصاری متقابل در نظر می گیرند.

 

 

 

 

حوزه و قلمرو روانشناسی

 

زمینه روانشناسی بسیار گسترده و شامل روش های متفاوت مطالعه فرآیند های ذهنی و رفتاری می گردد. در زیر حوزه های اصلی بررسی و تحقیق روانشناسی به آگاهی می رسند. لیست کامل و جامع عناوین زیر مجموعه و حوزه های علم روانشناسی را میتوانید در لیست سر فصل های روانشناسی و لیست رشته های علمی روانشناسی پیدا و ملاحظه نمائید.

 

 

روش های تحقیقات

 
 
 

تحقیقات روانشناسی بر طبق استاندارد های روش علمی انجام و هم شامل کیفی کردار شناسی و هم وجوه آمار کمی گردیده تا به تولید و ارزیابی توضیحی فرضیات در ارتباط با پدیده های روانشناسی بپردازد. در جائیکه تحقیقات اخلاقی و حالت توسعه در یک دامنه فرضی تحقیق مجاز انجام گردد، پژوهش از طریق پروتکل های آزمایشیدنبال می شوند. تمایل روانشناسی به التقاطی بودن باعث اقتباس دانش علمی از دیگر رشته ها بمنظور کمک به توضیح و درک پدیده های روانشناسی گردید. تحقیقات کمی روانشناسی باعث ایجاد طیفی وسیع از روش های مشاهده ای شامل تحقیقات عمل، کردار شناسی، قوم نگاری، توضیحات آماری، ساختاری شده و بدون ساختار مصاحبه ها و مشاهدات شرکت کنندگان گردید که منظور آن جمع آوری اطلاعات غنی بدون غرض حاصل از آزمایشات سنتی بود. ادامه تحقیقات عام روانشناسی انسانی با تحقیق در روش های قوم نگار، تاریخی و تاریخ نگار ادامه یافت.

تست جنبه های مختلف عملکرد روانشناسی زمینه ای فوق العاده از روانشناسی معاصر است. 
روان سنجی و روش های  آماری غالب شامل انواع معروف تست های استاندارد شده و همچنین آنهائی که یطور
 اتفاقی به مقتضی وضعیت و آزمایش شکل گرفته اند، می باشند.

تمرکز روانشناسان آکادمیک احتمالا بطور خالص بروی تحقیق و تئوری روانشناسی با هدف فهم بیشتر روانشناسانه در زمینه ای مشخص قرار دارد، این در حالیست که دیگر روانشناسان بروی روانشناسی کاربردی کار کرده تا چنین دانشی را برای سود آوری سریع و عملی گسترش دهند. بهرحال، این دیدگاه ها بطور متقابل انحصاری نبوده و اکثر روانشناسان هم درگیر تحقیقات و هم در بکار بردن روانشناسی در مقاطع خاص کار خود مشغول بوده اند. در میان بسیاری از انواع رشته های روانشناسی، هدف روانشناسی بالینی توسعه کاربرد دانش روانشناسان و تجارب تحقیقات و روش های آزمایشات که آن ها به ساخت و بکار بستن ادامه دادند و همچنین بکار گیری موضوعات روانشناسی انفرادی یا استفاده از روانشناسی جهت کمک به دیگران می باشد.

 


زمانیکه زمینه رغبت نیاز به آموزش خاص و دانش تخصصی خصوصا در زمینه های کاربردی دارد، تداعیات روانشناسی بطور عادی به ایجاد سازمانی حاکم جهت مدیریت نیاز های آموزشی می پردازد. به همین شکل، نیازمندی ها احتمالا در درجات دانشگاهی روانشناسی قرار دارند، طوری که دانش آموزان بتوانند به کسب علم کافی در زمینه های مختلف اقدام نمایند. در کل، زمینه های روانشناسی عملی که در آن روانشناسان درمان را به دیگران توصیه می کنند، همچنین نیاز به اعطای پروانه از سازمان های منظم دولتی به روانشناسان نیز احساس می شود.

 

 

 

 

آزمایشات کنترل شده

تحقیقات روانشناسی آزمایشی در داخل لابراتوار و تحت شرایط کنترل شده انجام می پذیرند. تلاش این متد تحقیقات تکیه انحصاری بر کاربرد روش های علمی بر ابناء بشر بمنظور فهم رفتار می باشد. نمونه های چنین معیار های سنجش رفتاری شامل زمان عکس العمل و انواع معیاری های روان سنجی می گردد. آزمایشات جهت تست یک فرضیه خاص انجام می پذیرند.

 


بعنوان یک مثال روانشناسی آزمایشی، ممکن است ادراک مردم را در زمینه تن های صدا بسنجد. خصوصا، ممکن است سوال زیر پرسیده شود: آیا برای مردم آسانتر نیست که بین یک جفت تن صدا تفاوت قائل شده و آن را از دیگر اصوات بر مبنای تکرار آن ها تشخیص دهند؟ برای پاسخ به این سوال امکان عدم اثبات این فرضیه که کلیه اصوات صرفنظر از فرکانس آنها، بطور یکسان قابل تشخیص هستند وجود دارد ( همچنین بخش تست فرضیه برای توضیح اینکه چرا شخص بجای اثبات فرضیه به عدم اثبات آن می پردازد، را ببینید.) جهت تست این فرضیه می باید یک شرکت کننده در یک اتاق نشانده شده و به یک سری اصوات گوش دهد. چنانچه شرکت کننده بخواهد نسبت به یک صوت عکس العمل نشان دهد (مثلا از طریق فشار دادن یک دکمه)،

 


در صورتیکه فکر کنند که تن اصوات شامل دو صدای متفاوت بوده و یک عکس العمل دیگر اگر فکر کنند که همان صدا را شنیده اند. نسبت پاسخ های صحیح بعنوان معیار سنجش اینکه آیا کلیه تن های اصوات بصورت یکسان قابل تشخیص بوده یا خیر، بکار می رود. نتیجه این آزمایش بخصوص نشانگر بهتر تفاوت اصوات خاص بر پایه درگاه شنیداری انسان می باشد.

 

 

 

 

مطالعات همبستگی

 

یک مطالعه همبستگی از آمار ها جهت تعیین اینکه اگر یک متغیر بهمراه متغیر دیگر مجددا رخ می دهد یا خیر، استفاده می نماید. بعنوان مثال، ممکن است یک شخص علاقه داشته باشد که بداند آیا سیگار کشیدن با احتمال ابتلا به سرطان ریه در ارتباط هست یا خیر. یک راه ساده پاسخ گفتن به این سوال آنست که گروهی از افراد سیگاری را در نظر گرفته و نسبت آنهائی را که در یک مدت زمان مشخص به سرطان ریه مبتلا گشته اند را برآورد نمائیم. در این مورد خاص، ممکن است نتیجه حاصله حاکی از همبستگی بالای این دو عامل با یکدیگر باشد. (قبلا ثابت شده است که توتون اثرات زیانباری بر ریه انسان وارد می سازد). بهرحال، تنها بر پایه همین رابطه همبستگی، نمیتوان بطور قاطع قضاوت نمود که کشیدن سیگار "علت" ابتلا به سرطان ریه است. فقط می توان گفت آنهائی که مستعد سرطان هستند بیشتر آنهائی هستند که سیگار نیز می کشند. جایگزین سوم آنست که یک متغیر دیگر باعث ایجاد هر دو وضعیت گردد. با مثال روشن نمودن این واقعیت که همبستگی بر علیت دلالت ندارد این مورد را به یکی از اصلی ترین محدودیت های مطالعات همبستگی تبدیل می نماید.

 

 

 

 

مطالعات طولی

 

مطالعات طولی نوعی روش تحقیق است که به مشاهده یک گروه در یک دوره زمانی مشخص می پردازد. بعنوان مثال، ممکن است شخصی در نظر داشته باشد که پدیده اختلال در یک زبان مشخص (اس. ال.آی.) را از طریق مشاهده یک گروه از افراد تحت شرایطی خاص و در یک دوره زمانی مورد مطالعه قرار دهد. مزیت این روش آن است که می توان چگونگی تاثیر گذاری یک وضعیت در افراد را طی مدت زمان طولانی مورد نظر قرار داد. ولی در هر صورت، از آنجا که نمیتوان تفاوت های فردی اعضاء گروه را کنترل نمود، نتیجه گیری در باره کل گروه مشکل خواهد بود.

 

 

 

 

روش های روانشناسی اعصاب

 

موضوع روانشناسی اعصاب هم بررسی افراد سالم و هم افراد بیمار که بطور عام از جراحت مغزی یا بیماری های ذهنی رنج میبرند، می باشد.

 

موضوع بررسی رشته های روانشناسی اعصاب شناخت گرا و پزشکی اعصاب و روان شناخت گرا بیماری های عصبی یا ذهنی از طریق تلاش در استنتاج تئوری های عملکرد عادی ذهن و مغز می باشد. فعالیت این رشته بطور عادی شامل مشاهده تفاوت های موجود در زمینه های توانائی باقیمانده (که بنام " عملکرد عدم همکاری" شناخته می شود) است که میتواند پاسخی به این سوال باشد که آیا توانائیها از عملکرد های جزئی تری تشکیل شده و یا توسط یک مکانیسم شناخت گرای واحد کنترل می گردند.

 


در کل، تکنیک های آزمایشاتی اغلب مورد استفاده قرار می گیرند که بر مطالعات روانشناسی اعصاب افراد سالم نیز صدق میکنند. این تکنیک ها شامل آزمایشات رفتاری، اسکن مغز یا تصویر سازی اعصاب از منظر عملکرد – بمنظور بررسی فعالیت مغز در حین انجام عملی خاص، و تکنیک هائی مانند شبیه سازی مغناطیسی انتقال جمجمه، که بصورتی مطمئن به تغییر عملکرد بخش های کوچک مغز جهت بررسی اهمیت آن ها در عملیات ذهنی می پردازد.

 

 

 

 

مدل سازی کامپیوتری



  Neural network with two layers 

مدل سازی کامپیوتری ابزاری است که اغلب در روانشناسی شناخت گرا جهت شبیه سازی رفتاری خاص با استفاده از یک کامپیوتر بکار می رود. ا
ین مدل مزیت های زیادی دارد. نظر به اینکه کامپیوتر های مدرن از سرعتی فوق العاده بالا برخوردار هستند، بسیاری از فرآیند های شبیه سازی را میتوان در اندک مدت اجرا نمود که این خود توان آماری ما را بمقدار بسیار زیاد افزایش خواهد داد.
همچنین با استفاده از مدل سازی روانشناسان قادر به تجسم فرضیات در خصوص سازمان عملکردی وقایع ذهنی هستند که این امر بصورت مستقیم در انسان قابل رویت نیست.

 


انواع متعددی از مدلسازی در مطالعه رفتار مورد استفاده قرار می گیرد. پیوند گرائی از شبکه های عصبی جهت شبیه سازی مغز بهره می جوید. روش دیگر عبارتند از مدل سازی سمبلیک که اشیاء ذهنی مختلف را با استفاده از متغیر ها و قوانین بنمایش در می آورد. انواع دیگر مدلسازی عبارتند از سیستم های پویا و اتفاقی.

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتقاد

 

اگرچه جریان روانشناسی مدرن بطور گسترده در مسیر تلاش های علمی قرار دارد، ولیکن این مسیر سابقه مناقشات تاریخی دارد. زمینه برخی از انتقادات روانشناسی بر پایه اخلاقیات و فلسفه استوار گردیده است. برخی معتقدند روانشناسان با در مرکز قرار دادن ذهن انسان در آزمایشات و مطالعات آماری، به شکل دهی ماهیت آنها پرداخته اند؛ زیرا این روشها با انسان بمانند اشیاء بیجان و چیز هائی که با آزمایش مورد بررسی قرار گرفته برخورد میکنند. گاهی اوقات روانشناسی بعنوان ابزار از بین بردن خصایص انسانی، بی توجهی یا بی ارزش کردن هر آنچه برای ابناء بشر لازم است، تلقی می گردد.

 


یک انتقاد مشترک از روانشناسی به نامتعادل بودن آن بعنوان یک علم بر میگردد. نظر به اینکه تکیه بعضی از زمینه های روانشناسی بر روش های تحقیقات "ضعیف" از قبیل زمینه یابی و پرسشنامه قرار دارد، برخی گفته اند که این زمینه های روانشناسی به اندازه ای که خود روانشناسی ادعا می کند علمی نیستند. روش هائی از قبیل درون گرائی و تحلیل متخصص، که توسط برخی روانشناسان مورد بهره برداری قرار دارند، بصورت باز با مسئله ذهنیت برخورد نموده و بر پایه مشاهده قرار دارند. در اینجا سوال مطروحه آنست که آیا بایست روانشناسی را بعنوان علم طبقه بندی نمود یا خیر زیرا عواملی مانند عینیت، اعتبار، جامدیت بعنوان معیار های کلیدی وجوب تجربه و علم محسوب می گردند. از این جهت برخی شاخه های روانشناسی دارای این معیار ها نیستند. از سوی دیگر، استفاده گسترده تر از کنترل های آماری و طراحی های تحقیقات که بصورت فزاینده ای پیچیده می گردند، تحلیل ها، روش های آماری و همچنین عدم استفاده از روشهای مشکل دارتر مانند درون گرائی، حداقل در بخش های روانشناسی دانشگاه ها، باعث کاهش سطح انتقاد نسبت به آنچه در گذشته بود گردیده است.

 

برخی سوال می کنند که آیا ذهن تابع تحقیقات کمی علمی خواهد شد. و برخی منتقدین نیز به طرح تنوع زیاد تئوری های روانشناسی که مخالف سر سخت نحوه کارکرد ذهن هستند، پرداختند. انتقاد وارده شده دیگر بر روانشناسی مدرن بی اعتنائی آن به روحانیت و خود روح است.

 

همچنین انتقاداتی از سوی محققان تجربی روانشناسی در خصوص شکاف بین تحقیق و تمرینات بالینی در روانشناسی طرح گردیده است. یک روند جدید شامل رشد درمان های غیر علمی مانند برنامه ریزی زبانشناختی عصبی ، تولد مجدد و درمان آغازین میگردد که توسط برخی سازمان های روان درمانی توسعه می یابند. سازمان هائی از قبیل مرکز بررسی علمی تمرینات سلامت ذهن بمنظور افزایش سطح آگاهی و تحقیق در خصوص این رشته بوجود آمده اند.

 

زیرشاخه‌های روان‌شناسی

  • روانشناسی یادگیری
  • روانشناسی هوش هیجانی
  • روان‌شناسی عمومی
  • روان‌شناسی اجتماعی
  • روان‌شناسی جنسی
  • روان‌شناسی رشد
  • روان‌شناسی خواب
  • روان‌شناسی داخلی
  • روان‌شناسی بالینی
  • روان‌شناسی تجربی
  • روان‌شناسی تربیتی
  • روان‌شناسی صنعتی
  • روان‌شناسی فیزیولوژیک
  • روان‌شناسی کار
  • روان‌شناسی هنر
  • روان‌شناسی دین
  • روان‌شناسی خانواده
  • روان‌شناسی جنایی
  • روانشناسی تكاملی
  • روان‌شناسی موفقیت
  • روان‌شناسی تحلیلی (یونگ)
  • روانکاوی (فروید)
  • روان‌شناسی فردی (آدلر)
  • روان‌شناسی خلاقیت
  • روان‌شناسی کودکان استثنایی
  • روانشناسی رفتار متقابل (اریک برن)
  • روان‌شناسی خود (هاينز كوهات)
  • روانشناسی صنعتی و سازمانی
  • فراروانشناسی
  • روان‌پزشکی

 

 

 

 

 

تست خود شناسی پنیر-  پنیر مورد علاقه شما راجع به شخصیت شما میگوید !

 

پنير ،يكي از لذيذ ترين غذاهاست كه با تنوع خاص خود تقريبآ مي تواند تمام سليقه ها را راضي نگاه دارد ، اما در عين حال چيزهاي ديگري نيز راجع به اين افزودني خوشمزه وجود دارد كه احتمالآ شما چيزي درباره آن نمي دانيد : پنير مي تواندنكات بسياري را در رابطه با خودتان به شما بگويد ! يك تحقيق جديد در اين زمينه كه از سوي انجمن لبنيات سازي امريكا انجام شده، نشان مي دهد نوع پنيري كه انتخاب مي كنيد مي تواند اطلاعات زيادي را راجع به شخصيت شما آشكار سازد اين تحقيق توسط ((لورا ورلين ))انجام شده است. بنابراين بگوييد پنير و ببينيد چه نوعي از آن باعث خوشحالي شما مي شود.

 

پنیر مورد علاقه خود را انتخاب کنید :

 

ضریب هوشی یا بهره هوشی یا هوش‌بهر، (IQ) عددی است با میانگین ۱۰۰ و واریانس ۱۵ میباشد. از اینرو در رده بندی و تقسیم هوش, به صورت متوسط حدود ۷۰٪ از مردم دارای هوش میانگین, ۱۲٪ هوش بالاتر از میانگین, ۲٪ درصد خیلی باهوش و ۱٪ افراد نابغه را تشکیل میدهند. همین روند در مورد افراد کم هوش, عقب مانده ذهنی و.. در جهت دیگر برقرار است.
 
 
 

 

روش بدست آوردن ضریب هوشی

برای بدست آوردن ضریب هوشی فرد, از وی تستهای گوناگونی برای ارزیابی قابلیتهای مختلف ذهنی فرد گرفته میشود. هر تست بخشی از ویژگی‌های مغزی و فکری فرد را که در زیر بخشی از آنها لیست شده‌اند را محک زده سپس از روی آنها با توجه به سن فرد, ضریب هوشی محاسبه میگردد.


قابلیتهای مغز

  • تشخیص الگوها (Pattern recognition)
  • قدرت حافظه کوتاه مدت (Short-Term memory)
  • استفاده فرد از واژه‌ها (Vocabulary)
  • سرعت محاسبه فرد (Computational speed)
  • درک روابط یا جبر (Algebra)
  • اطلاعات عمومی (General Knowledege)
  • محاسبات ریاضیات (Arithmetic)
  • درک فضایی (Spatial ability)
  • منطق (Logic)
  • تلفظ (Spell)


کدام یک را می پسندید ؟؟؟ !!!

ازبین اشکال زیر از هر سری .. یک را انتخاب و بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

و نتیجه را مشاهده کنید


 

تست خودشناسی

شخصیت (تصویری)

از میان 9 شكل زیر ، تصویر مورد علاقه خود را انتخاب كنید (روی گزینه ادامه کلیک کنید) .

توجه داشته باشید كه رنگ و شكل ، هر دو برای شما خوشایند باشند .

سپس توضیح مربوط به هر شكل را بخوانید و ببینید چه شخصیتی دارید.


 

 

 

نقاشی های ناخودآگاه ، شخصیت شما را آشكار می كند

 

مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید كه در كلاس درس و یا یك جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد ، آن وقت با خودكاری كه در دست دارید بر روی كاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می كشید. ممكن است این خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می كشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای كه هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم .

بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان ، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می كِشند ، به عنوان مثال وقتی تلفنی صحبت می كنند ، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند . و در هنگام كشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حركت قلم بر روی كاغذ نیستند .

روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند كه همانند دست خط ها ، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند . ولی باید گفت كه روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد كه به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف ، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام كشیدن این نقاشی ها .

اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه  ، سخت و دشوار است ، لیكن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افكار و شخصیت افراد  را به دست می دهد".

پیشنهاد می كنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را كشیدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه كنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید .


(روی ادامه مطلب در زیر هر کدام از تصاویر که مد نظر شماست کلیک کنید.)



 

 

تاریخچه فال درایران

 در ایران و در عصر ماد‌ها و هخامنشی‌ها تا ساسانیان علوم مانند ستاره‌شناسی بابلی و هندی رواج داشت. در اوایل قرن سوم میلادی جادوی هرمسی (منسوب به خدای بزرگی در مصر باستان به نام «سه باروالا») این علوم از 24 رساله در زمینه‌های مختلف گرفته شده بود. اگر چه این علوم یکسره با خرافات آمیخته نبودند، اما نشانه‌هایی از خرافات‌زدگی در آنها دیده می‌شد.


فال چیست؟

 

فال يعني شگون ، به زبان يا به دل نيك آوردن ، پيش بيني خوشبينانه .
در زبان عربي فال به صورت فال و تفأل به كار مي رود . در وضع اوليه ، مراد از آن ، مطلق فال زدن چه نيك و چه بد است ، ولي عرفا" بيشتر به فال نيك اطلاق مي شود و ضد آن ، طيرته يا نظير است ( يعني آواز يا پرواز پرنده اي نظير كلاغ يا جغد را علامت شومي دانستن ) اين كلمه در قرآن مجيد نيز به كار رفته . در فرهنگ عرب ، تفأل سابقه اي كهن دارد . از رسول اسلام (ص) نقل است كه فال را خوش مي داشت و نظير را خوش نمي داشت .
در فرهنگ ايراني نيز مانند عرب و اغلب فرهنگ هاي كهن ديگر ، فال نيك و به سابقه ي كهن دارد .
اين كلمه به انواع و اقسام در شاهنامه به كار رفته است . ايرانيان به فال نيك « مروا » و به فال بد « مرغوا » مي گفتند .
نوعي از فال زدن با گشودن كتاب ، يا سر كتاب باز كردن بود ه كه اين كار بيشتر با قرآن مجيد و ديوان حافظ و مثنوي مولوي مرسوم بوده است . مصحف يا فال به قرآن ، نوعي بارز استخاره است .

فال زدن ، هنوز هم در فرهنگ عامه جهاني زنده است و انواع و اقسام دارد كه مشهور ترين انواع آن
 
كف بيني – فال قهوه – فال تحود و فال ورق است .

نظامي : زبهبود زن فال ، كان سودتوست كه به بود تو اصل بهبود ترست .

در ديوان حافظ چند بار كلمة فال به كار رفته .

از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش زده هم فالي و فرياد رسي آيد .

رخ تو در دلم آمد مراد خواهم يافت چرا كه حال نيكو در قفاي فال نكوست .

 


 

تاريخچه فال

هر چند اتفاق نظر در مورد زادگاه اصلی فال و جادو وجود ندارد اما تاریخچه فال به مردم منشعب از اقوام آریایی باز می‌گردد. برخی محققین و کارشناسان زبان‌شناسی هم ریشه عبارت«مجیک» یا همان جادو را عبارت«مغ» می‌دانند. به هر ترتیب آنچه مسلم است تاریخ جادوگری و فالگیری به شرق باز می‌گردد.
از دوره‌های پیشین جادو به صورت علومی تنظیم شده مانند اسطرلاب و نجوم (آسترولوژی که غیر از آسترنومی به معنای ستاره‌شناسی است)، علم اعداد(Numerologie) علم حروف و نقاط، علم اسماء، جفر، رمل، سیمیا، حساب جمل، کف‌بینی (Chyromanice) و چهره‌شناسی (فیزیونومی)، تفال، تطیر، تعبیر خواب و علم طلسمات و ... در واقع علم محسوب می‌شدند. به کار بردن اوراد و اذکار، ترسیم اشکال و تصاویرغریب، به کار گیری ادویه‌های مختلف و اشیاء گوناگون، دست زدن به نیایش‌ها و رقص‌ها، توسل به بانگ‌های مختلف انسان‌ها و یا افزارها و... هم وسایل کار جادوگران و فالگیران به شمار می‌رفتند.

کاهنان مصری و بابلی، مغان ایرانی، شمنان مغولی، مرغزان تبت، جوکان هندی، جادوگران سرخ پوست و سیاه پوست و... و امروزه طرفداران سپریتیسم و علوم ازوتریک که سعی دارند جادوگری را با رنگ و لعابی علمی احیا کنند. همگی منجیان خرافات هستند که سرتاسر دنیا را پوشش دادند و می‌دهند.

همگی در یک نکته مشترک هستند که جهان نمود که ما آن را طبیعت می‌نامیم، تحت تاثیر جهان بود یا باطن است. و انسان‌های عادی می‌توانند با طی مراحلی خاص که در فرقه‌های مختلف نوع آن هم متفاوت است با آن جهان‌های برتر ارتباط برقرار کنند. و علم فرد جادوگر یا فالگیر در واقع همین برقراری ارتباط است.
 

تاریخچه فال درایران

 در ایران و در عصر ماد‌ها و هخامنشی‌ها تا ساسانیان علوم مانند ستاره‌شناسی بابلی و هندی رواج داشت. در اوایل قرن سوم میلادی جادوی هرمسی (منسوب به خدای بزرگی در مصر باستان به نام «سه باروالا») این علوم از 24 رساله در زمینه‌های مختلف گرفته شده بود. اگر چه این علوم یکسره با خرافات آمیخته نبودند، اما نشانه‌هایی از خرافات‌زدگی در آنها دیده می‌شد.


 فال هندی

 
 

 

اساس اين روش طالعبيني، تفسير رواني افراد براساس اعداد تولد و اعداد حروف نام و نام فاميلي خواهد بود. در اين روش، شما ابتدا با جمع كردن اعداد كامل تاريخ تولد خود و تلخيص آن به عدد (1 تا 12) طالع مربوط به آن عدد را ميخوانيد، سپس با نوشتن نام و نام فاميل خود به صورت حروف جداگانه و نوشتن اعداد آن حروف براساس ابجاد صغير (كه در بعد خواهد آمد) در زير آن، و جمع كردن آن اعداد مانند روش قبل، طالع مربوط به آن عدد را نيز ميخوانيد .توجه داشته باشيد كه تاريخ تولد شما دقيق و درست باشد. در ضمن از نام و نام فاميل شناسنامه خود استفاده كنيد، (نه به آن نام كه احياناً شما را ميخوانند) در اين صورت ارتباط خاصي بين دو طالع مربوط به شما وجود خواهد داشت .به عنوان مثال:

فرض كنيم تاريخ تولد شما 26/8/1345 باشد. اين اعداد را به ترتيب زير با هم جمع ميكنيم:

11= 9+2 = 29 = 6+2+8+5+4+3+1
عدد يازده عدد تولد شماست. شما ميتوانيد مطالب مربوط به عدد يازده را در مرحله اول مطالعه نماييد .

در مورد مرحله دوم نيز به ترتيب زير عمل ميكنيم:

فرض كنيم نام شما (حسين) و نام فاميل شما (كريمي) باشد. ابتدا حروف اين نام را جداگانه مي نويسيم و سپس براساس ابجد صغير اعداد اين حروف را زير آنها نوشته جمع ميكنيم:

ح+س+ي+ن+ك+ر+ي+م+ي
3 = 0+3 = 30 = 8+6+1+5+2+2+1+4+1

عدد 3 عدد نام و نام فاميل شماست. شما ميتوانيد مطالب مربوط به اين عدد را مطالعه نماييد.

تذكر مهم:

  • اعداد تاريخ تولد و همين طور اعداد حروف نام و نام فاميل را بايستي آنقدر با هم جمع كنيم تا به عدد 1 تا 12 برسد. سپس مطالب عدد به دست آمده را مطالعه نماييم.
  • گاه ممكن است عدد به دست آمده از تاريخ تولد و عدد نام و نام فاميل يكي باشد. مثلاً هر دو (1) يا (2) يا (3) يا (4) و... باشد. در اين صورت اين دو عدد را با هم جمع كرده و طالع به دست آمده را مطالعه نماييد .
  • در حروف ابجد، چهار حرف فارسي (پ – چ – ژ – گ) وجود ندارد. لذا جهت اين حروف از اعداد حروف ابجدي 2 ب براي حرف پ و 3 ج براي چ و 7 ز براي حرف ژ و 2 ك براي حرف گ استفاده نماييد.

 

حروف و اعداد ابجدي كه بايستي در اين عمل مورد استفاده قرار بگيرد، به شرح ذيل است:

ا

1

ب

2

ج

3

د

4

ه

5

و

6

ز

7

ح

8

ط

9

ي

1

ك

2

ل

3

م

4

ن

5

س

6

ع

7

ف

8

ص

9

ق

1

ر

2

ش

3

ت

4

ث

5

خ

6

ذ

7

ض

8

ظ

9

غ

1

 

 


 

 

 

 

تاریخچه کف بینی در جهان

کف بينی تاريخچه ای قديمی دارد و زادگاه آن شرق باستان است و بعدها با رونق گرفتن داد و ستد و بازرگانی احتمالاً از طريق يونان به کشورهای غربی راه يافت. اما با ظهور و گسترش دين مسيحيت با آن مخالفتهای شد و چون آن را نوعی جادوگری می دانستند ممنوع اعلام شد وهر کس را که به کف بينی می پرداخت مورد ضرب و شتم  و شکنجه قرار می دادند و به زندان می انداختند. در نتيجه از آن به بعد کف بينی توسط کوليها به حيات خود ادامه داد زيرا آنها در يک جا ساکن نبودند و امکان دستگری شان کمتر بود .

شکل و خطوط کف دست هرکس همانند اثر انگشت او منحصر به فرد است و هيچ دو انسانی را نمی توان يافت که خطوط کف دست آنها کاملا مشابه باشد. کف بينان معتقدند که کف دست هر کس اطلاعات بسيار زيادی  را راجع به شخصيت ، منش ، خصوصيات رفتاری ،  مدت عمر و حوادث و وقايعی را که در زندگی فرد رخ می دهد بيان می کند.

بر کف دست هر کس سه خط اصلی وجود دارد  که خط زندگی ، خط قلب و خط سر ناميده می شوند. چون اين سه خط کاملا مشخص و آشکار هستند احتمال هيچ گونه اشتباهی در شناسايی آنها وجود ندارد و در نتيجه نمام کف بينان  در مورد اطلاعاتی که اين سه خط به ما می دهند  نظرات تقريبا مشابهی دارند.




 

  تاریخچه داستان کوتاه :

داستان نويسي به شيوه مورد بحث، از قرن نوزدهم در بين ملل اروپايي و آمريكايي ظهور كرد. پس عمري چندان طولاني ندارد اما داستان گويي عمري بسيار طولاني تردارد    و چنانكه فورستر اشاره مي كند؛ به زماني بر مي گردد كه انسانها ي اوليه شبها به هنگام خوردن گوشت شكار، وقايع روزانه را براي هم تعريف مي كردند1 .

آلن پو(1849-1809) و گوگول (1852-1809) را پدران داستان نويسي كوتاه مي دانند؛ آلن پو اولين بار    داستان كوتاه را تعريف كرد و با نوشتن داستانهاي كوتاه «مرگ سرخ» و «آوار خانه آشر»كوتاه نويسي را آغاز كرد. گوگول نيز داستانهاي كوتاه واقع گرايانه مي نوشت و داستان «شنل» او را آغازگر سبك واقع گرايي دانسته اند و اشاره ي داستايوسكي به داستان «شنل» او ناظر به همين معناست كه:همه ي ما از زير شنل گوگول بيرون آمده ايم2.

چنانكه گفته شد اين نوع داستان نويسي در قرن نوزدهم شكل گرفت. «در اوايل همين قرن سالنامه ها و جنگهاي ادبي وسيله اي در اختيار خوانندگان گذاشت تا خود را از راه داستان كوتاه به خوانندگان معرفي كند. از اين رو در قرن نوزدهم داستان هاي  كوتاه بيش از زمانهاي ديگر نوشته شد؛ زيرا منظوري بهتر ازاين داشت كه طي يك رمان طولاني فقط به علاقه ي خواننده تلنگر بزند و آن را  تحريك كند.3 » بعد از گوگول و آلن پو، تاثير دو نويسنده بعدي؛ يعني «گي دو موپاسان» و «آنتوان چخوف» برنويسندگان بعد از خود بسيار چشمگير است. نويسندگان بزرگ ديگري چون او. هنري، جيمز جويس، ارنست همينگوي، سالينجر، فالكنر نيز از پيشكسوتان اين نوع داستان نويسي به شمار  مي آيند.

در قرن بيستم پيشرفت صنعت و زندگي ماشيني وقت و فراغت زيادي براي  خوانندگان باقي نگذاشت تا به رمان خواني اشتياق نشان دهند بر اين اساس نهضت كوتاه نويسي كوشيد تا با پرداخت داستانهاي كوتاه مانع از آن شود كه خوانندگان از داستان خواني فاصله بگيرند؛  بدين گونه داستانهاي زيادي با اين فرم نوشته شد.


 

مبانی داستان کوتاه نویسی:

 داستان نویسی بر خلاف داستان گویی ، تاریخ دور و درازی ندارد. اگر عمر داستان گویی به دوره غار نشینی انسا نهای اولیه - كه لابد، همان طوركه فورستر به آن اشاره می كند، شبها هنگام خوردن گوشت شكار، وقایع روزانه رابرای هم تعریف می كرده اند- برمی گردد، [1] تاریخ داستان نویسی فقط به كمتر از چهار قرن پیش می رسد. رمان نویسی به شیوه كلاسیك و امروزی آن اوایل قرن هفدهم و با رمان معروف دن كیشوت اثر سروانتس زاییده شد. داستان كوتاه اما از رمان هم جوان تر است و هم عمرآن كوتاه تر. در واقع نخستین داستان های كوتاه اوایل قرن نوزدهم خلق شدند. با این حال رد پای داستان كوتاه را دیرتر هم می توان یافت: قرن چهاردهم میلادی و در دكامرون اثر بوكاچیو و نیز قصه های كانتر بری نوشته چاسر . در ایران و در قرن هفتم هجری گرچه حكایات گلستان سعدی از جهت كوتاهی و وحدت موضوع به آن چه كه امروزه به آن داستان كوتاه می گویند كم شباهت نیست، اما این قصه ها وحكایات با همه اهمیت واعتبارشان به دلیل عدم شخصیت پردازی نمی توانند داستان كوتاه - به مفهوم امروزی آن- تلقی شوند. اوایل قرن نوزدهم بود كه ادگار آلن پو ( 1849-1809) در امریكا و نیكلای واسیلی یوویچ گوگول (1852-1809 ) در روسیه چیزی را بنیاد نهادند كه اكنون داستان كوتاه نامیده می شود.
گوگول را پدر داستان كوتاه هم گفته اند. پو اما نخستین نظریه پرداز این فرم ادبی است . با این حال درونمایه های نوشته های این دو ، به هیچ روی مشابه هم نیست . پو آگاهانه می كوشید تا به هر شیوه ممكن عنصر تأثیر گذاری را در داستانهایش - حتی به بهای مخدوش كردن واقعیت تقویت كند. او دراین كارچنان اصرار می ورزید كه بسیاری از داستان هایش ناگزیر فاصله بعیدی از واقعیت پیدا می كردند. دلهره، حوادث و ماجراهای غیرعادی همراه با تعلیق های قوی و هیجان آور از ابزارهای معمول سبك داستان نویسی او محسوب می شوند. از این جهت گوگول نقطه مقابل اوست. داستانهای گوگول كه سرمشق نویسندگان بعدی و حتی معاصرش می شدند، برای اولین بار به طرز شگفت آوری واقعی و ملموس بودند. گوگول شخصیت های داستان هایش را از میان مردم فقیر و عادی برمی گرفت. كاری كه آن زمان مرسوم نبود. اشارت یكی از نویسندگان معروف پس از او به او و داستان شنل اش ناظر به همین معنا است: " همه ما از زیر شنل گوگول بیرون آمده ایم." [2] در واقع این جمله هم به پیش كسوت بودن گوگول اشارت دارد و هم نشان دهنده تبعیت نویسندگان روس است از او، در شیوه وسبك واقع گرایی. پس ازاین دو گی دوموپاسان ( 1893-1850) فرانسوی و آنتون چخوف ( 1904 - 1860 ) روسی داستان كوتاه را به طرز شایسته ای تكامل بخشیدند. تأثیراین دو بر نویسندگان پس از خود به حدی بود كه برخی تا همین اواخر نویسندگان معاصر داستان كوتاه را به دو طیف مستقل تقسیم می كردند. طیفی كه به شیوه چخوف روسی در نوشتن معتقد بود و دیگری كه خود را متأثر از موپاسان فرانسوی می دانست.[3]
علت اصلی تمایز این دو در چیزی است كه طرح یا پیرنگ (PLOT ) نامیده می شود . چخوف و موپاسان هر دو به واقعیت و واقع گرایی اهمیت زیادی می دادند اما داستانهای چخوف غالبا فاقد طرح پیچیده و گره افكنی های معمول دو نویسنده معروف پیش از خود - گوگول و پو - بود، موپاسان اما به طرح و هیجان انگیزبودن ساختمان قصه هایش بهای زیادی می داد تا آنجا كه گاه باور پذیر بودن داستان هایش را فدای تأثیر گذار بودن آنها می كرد. سامرست موام نویسنده ومنتقد انگلیسی ( 1955-1874 ) به عنوان نمونه به داستان گردنبند او اشاره می كند كه به عقیده او در این داستان موپاسان محتمل بودن ماجرا را فدای تأثیر گذاری قصه كرده است.[4]
نكته جالب توجه در این خصوص این است كه چخوف گفته است موپاسان را سرمشق خود درنویسندگی می داند . موام پس از ذكر این جمله می گوید: اگر خودش این جمله را به ما نگفته بود، هرگز آن را باور نمی كردم."[5] تأثیر چخوف بر دو تن از برجسته ترین داستان نویسان پس ازخود یعنی كاترین منسفیلد (1923-1888) انگلیسی و شرود اندرسن ( 1941-1876) آمریكایی بیش از دیگران بود. این دومی به پیروی از چخوف سادگی در طرح را به نهایت رساند. اندرسن كوشید تا داستان كوتاه را از قید و بند نقل ماجرا و طرح وقایع پیچیده و هیجان آور رها سازد. كارهای او نمونه های روشنی از سادگی درطرح و پرداخت به شمار می روند. شیوه او را نویسنده هم تبارش ارنست همینگوی (1961-1899) با خلق داستانهای زیادی در این سبك به كمال رساند. همینگوی با كم رنگ كردن عنصر طرح در داستان به عنصر گفت و گو اهمیت بیشتری داد. قصه های او هر چند در نداشتن طرح پیچیده به كارهای چخوف شبیه بودند اما درونمایه آنها كه برابهام و ایهام بنیاد گذاشته شده بودند با داستانهای ساده و روان چخوف قرابتی نداشتند. اگرمكتب چخوف به همینگوی منجر شد، شیوه داستان نویسی موپاسان به اُ. هنری یا ویلیام سیدنی پورتر (1910-1862) انجامید. داستان های اُ. هنری اگرچه معمولا پیام مهمی برای خواننده ندارند اما شیرین و خواندنی اند. پایان های غا فلگیر كننده و ساختمان پر كشش آنها در نوع خود بی نظیر است.
جزاینها داستان نویسان معتبری چون هنری جیمز ( 1916-1863) ، دی. اچ . لارنس (1930- 1885) ویلیام فاكنر ( 1962- 1867) ، جیمز جویس (1941- 1882) ، و ویرجینیا وولف ( 1941-1882) نیزسهم زیادی در گسترش هنر كوتاه نویسی داشتند. این سه نفر آخر با خلق شیوه ای كه بعدها به جریان سیال ذهن معروف شد داستان نویسی را به عرصه تازه ای كشاندند. در واقع با آغازقرن بیستم میلادی داستان كوتاه تنوع و اوج بیشتری یافت. داستان كوتاه همگام با تحولات اجتماعی و سیاسی و پیدایش دیدگاه های جدید فلسفی به انسان و موقعیت او در برابر هستی ، اكنون بارورتر از همیشه است. داستانهای نویسندگان امروز با پیشرفت شگفتی كه در تكنیك و زبان برآنها رفته است ، فاصله بعیدی با قصه های پو و گوگول یافته اند. فاصله ای كه به اندازه آدمهای میانه قرن نوزدهم است با آدمهای دهه پایانی قرن بیستم. یكی از قله های بلند داستان كوتا- نویسان معاصر بی تردید نویسنده برجسته وخلاق آمریكایی جروم دیوید سالینجر (-1919 ) است . سالینجر گرچه كارخود را با رمان ناتور دشت (1951) آغاز كرد اما داستانهای كوتاه و بی نظیر او كه در نشریات معتبرآمریكایی به چاپ می رسیدند خبر از قصه نویس آگاه وتوانایی می دادند كه در كوتاه نویسی یاد آور همینگوی ، مارك تواین (1910 - 1835) و رینگ لارد نر (1933-1885) بود. شیوه بدیع و كم نظیر او درگفتار نویسی همراه با عمق ا ندیشه های فلسفی تنیده درآثارش او را به سرعت در ردیف نویسندگان كلاسیك آمریكایی قرار داد .
راه یافتن مفهومی به نام" سرعت" در زندگی انسان معاصر كه خود حاصل فن آوری لجام گسیخته و پیشرفت حیرت آور دانش تجربی در دهه پایانی قرن بیستم است، انسان را در گردابی از مشكلات اجتماعی / فلسفی افكنده كه هنر - به مفهوم عام آن - بازتاب این دشواری هاست . در این میان هنرداستان نویسی ، هم در معنا و هم در صورت بیشترین تأثیر را پذیرفته است. در زمانه ای كه فرصت فراغت برای انسانها به شدت محدود شده است، داستان كوتاه هم ناگزیر است به سبك ها و شیوه های تازه ای كه هماهنگ باروح زمانه است رو بیاورد. نهضت مینیمالیسم - كه می كوشد تا حد امكان توصیف ، شرح جزئیات و تفسیر صحنه ها را از چارچوب داستان حذف كند - پاسخی طبیعی به موقعیت و شرایط پیچیده زندگی انسان معاصر است .
ظهور نویسندگان متفكری چون جان آپدایك( -1932)، ریموند كارور(1988-1938) ، كازوا ایشی گورو(-1954)، دونالد بارتلمی( -1933) و دیگران پیش و بیش از هر چیز به این نكته اشارت دارد كه داستان نویسی و به ویژه كوتاه نویسی همچنان در دل زندگی امروز حضوری جدی دارد. این "حضور" گرچه شب ها و به هنگام خوردن گوشت شكار و در جوار شعله های آتش نیست و اغلب در آسمان خراش های چندین طبقه رخ می دهد اما به نظر می رسد از همان جنس است.


 درباره داستان کوتاه:

داستان کوتاه گونه‌ای از ادبیات داستانی است که نسبت به رمان یا داستان بلند حجم کم‌تری دارد و نویسنده در آن برشی از زندگی یا حوادث را می‌نویسد درحالی که در داستان بلند یا رمان، نویسنده به جنبه‌های مختلف زندگی یک یا چند شخصیت می‌پردازد و دستش برای استفاده از کلمات باز است. به همین دلیل ایجاز در داستان کوتاه مهم است و نویسنده نباید به موارد حاشیه‌ای بپردازد.

داستان کوتاه قالبی از نوشتار روایی منثور است که با تعداد جملاتش از سایر قالب‌های همانندش متمایز می‌شود و نیز با نیت نویسنده اش که آیا می‌خواسته داستانی کوتاه بنویسد (یا مثلاً یک رمان کوتاه). این قالب نوشتاری ممکن است بزرگ هم باشد و درکل می‌توان گفت که اجماعی در این مورد وجود ندارد. داستان کوتاه به داستان‌هایی گفته می‌شوند که کوتاه تر از داستان‌های بلند باشند. تعیین طول قطعی یک داستان کوتاه مساله ساز است. یک تعریف کلاسیک از طول یک داستان کوتاه این است که طول داستان کوتاه به قدری باید باشد که بتوان آن را در یک نشست خواند. ولی استفادهٔ معاصر از عنوان داستان کوتاه گاهی شامل نوشتارهای داستانی ای (fiction) می‌شود که گاهی بالغ بر ۲۰۰۰۰ کلمه دارند. البته درعمل طول یک داستان کوتاه بستگی به کشوری دارد که آن داستان آنجا منتشر می‌شود. مثلاً در ایالات متحده یک داستان کوتاه می‌تواند بالای ۱۰۰۰۰ کلمه داشته باشد (که آنها را «داستان کوتاه بلند» یا «long short stories» می‌نامند) درحالیکه در بریتانیا متوسط تعداد کلمات داستان‌های کوتاه حدود ۵۰۰۰۰ کلمه‌است و در استرالیا کم داستان کوتاهی بیش از ۳۵۰۰ کلمه دارد. گرچه داستان‌های کوتاهی نیز هستند که تنها چندصد کلمه دارند (که آنها را اغلب «روایت کوچک» یا «micro narratives» می‌نامند)، خوانندگان معاصر داستان کوتاه انتظار دارند که داستان کوتاهی که می‌خوانند حداقل ۱۰۰۰ کلمه را داشته باشد. داستان‌های کوتاه اغلب قالبی از ادبیات داستانی هستند. قالب اکثر داستان‌های کوتاه منتشر شده، نوشتار داستانی ژانری (genre fiction) هستند: داستان علمی (science fiction)، داستان رعب آور (horror fiction)، داستان کارآگاهی (detective fiction) و امثال اینها. داستان کوتاه قالب‌های غیرداستانی (non-fiction) مانند سفرنامه، شعر منثور (prose poetry) و نسخه‌های پست مدرن قالب‌های داستانی و غیرداستانی مانند داستان- نقد (ficto-criticism) یا روزنامه نگاری نوین (new journalism) را نیز دربرمی گیرند. داستان‌های کوتاه ادبی که طولشان از طول یک داستان کوتاه معمول (حتا «داستان کوتاه بلند») متجاوز باشد، اغلب رمان کوتاه (novella) نامیده می‌شوند و اثرهای طولانی تر (اغلب بیش از ۴۰۰۰۰ کلمه) را رمان می‌نامند.

تبدیل رمان به داستان کوتاه کاری دشوار است و با تمرین و ممارست قابل انجام است اما تبدیل داستان کوتاه به رمان علاوه بر دشواری نیاز به خلاقیت نیز دارد تا نویسنده شخصیت‌ها و فضاهای جدیدی خلق کند. برخی رمان‌ها در ابتدا به صورت طرح در ذهن نویسنده شکل می‌گیرند و گاهی به صورت داستان کوتاه نوشته می‌شوند و سپس به صورت رمان درمی آیند اما بعضی دیگر از رمان‌ها مرحله تبدیل از داستان کوتاه به رمان را طی نمی‌کنند و نویسنده از همان ابتدا کل رمان را به صورت فهرست بخش‌های مختلف در نظر می‌گیرد.


داستان کوتاه نویسان معروف جهان عبارتند از:

آنتوان چخوف
نیکلای گوگول
ارنست همینگوی
خورخه لوئیس بورخس
ساموئل بکت
ویلیام اُ هنری
گی دو موپاسان
جروم دیوید سالینجر
ریموند کارور


داستان کوتاه نویسان معروف ایران عبارتند از:

 صادق چوبک
صادق هدایت
رسول پرویزی
صمد بهرنگی
محمد محمدعلی
محمد علی جمال زاده


داستانک:

داستانک یا داستان کوتاه کوتاه به داستانی بسیار کوتاه گفته می‌شود که شامل یک صفحه یا حتا چند کلمه یا سطر است.

برای تبدیل داستان کوتاه به داستانک لازم است که نویسنده بخش اصلی داستان کوتاه را در نظر بگیرد و آن را خلاصه کند. داستانک از طرح اولیه‌ای که برای نوشتن یک رمان و یا داستان کوتاه در ذهن نویسنده شکل می‌گیرد هم کوتاه تر و خلاصه تر است. ایجاز مهم ترین صنعت ادبی در نوشتن داستانک است و نویسنده‌ای که می‌خواهد داستانک بنویسد حتما باید از نحوه ایجاز اطلاع داشته باشد تا با چیدن درست و مناسب کلمات داستانک را شکل دهد.


انواع داستانک:

داستان کوتاه کوتاه: زیر ۲۵۰ کلمه.
داستان‌ برق‌آسا: (Flash Fiction). بین ۲۵۰ تا۷۵۰ کلمه.
داستان ناگهانی: (sudden fiction). حجم داستان‌های ناگهانی از داستان برق‌آسا بیشتر است اما از داستان کوتاه کمتر و حداکثر ۱۷۵۰ تا ۲۰۰۰ کلمه‌است.


از اين پس هر هفته يك داستان كوتاه در همين صفحه به معرض عرض شما دوستان عزيز گذاشته ميشود ، عزيزاني كه در زمينه داستان كوتاه تجربه دارند ميتوانند داستانهاي خود را بصورت تايپ شده براي سوتك ايميل كنند تا به نام خودشان در اين صفحه درج شود...
 
 

ایران

 

ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آب‌های خلیج فارس و دریای عمان همسایه است.

 

از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوه‌های هندوکش و کوه‌های باختری دره سند، از باختر به دامنه‌های باختری کوه‌های زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود است. بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) نیز از جلگه‌های حاصلخیز تشکیل شده‌است. بلندترین کوه ایران نیز دماوند (۵۶۷۱ متر) می‌باشد. از دید جغرافیایی، غربی‌ترین شهر ایران کلیساکندی؛ شرقی‌ترین شهر جالق؛ شمالی‌ترین شهر پارس آباد؛ و جنوبی‌ترین شهر چابهار است.

افتخارات و امتیازات فرهنگی ایران

 

فرهنگ ایرانی با داشتن سنن مخصوص خود همچون تقویم خورشیدی خاص خود، از بسیاری از فرهنگهای دیگر مجزا می‌شود. در حالی که تقریباً همه کشورهای دنیا از یکی از سه تقویم میلادی (خورشیدی)، هجری قمری (بر اساس ماه)و تقویم چینی (بر اساس ماه) استفاده می‌کنند، تقویم ایرانی به عنوان یکی از دقیق ترین این تقویم‌ها با داشتن نقطه شروع بسیار دلپذیر (آغاز بهار) از نقاط برجسته فرهنگی ایران می‌باشد.

 

ایرانیان چندین بار با تأثیر گذاشتن بسیار بر روی قوم مهاجم قدرت فرهنگ خود را به رخ قوم مهاجم کشانده‌اند. تأثیر شدید فرهنگ ایرانی بر اعراب و به وجود آمدن مذهب شیعه و تأثیر بسیار بر قوم بدوی مغول انکار ناپذیر است. ایرانیان صاحب دومین زن وزیر در جهان بوده‌اند.

 


جدا از افتخارات تاریخی، فرهنگ ایرانی از دو مشخصه بارز فرهنگی برخوردار است که به این فرهنگ هویتی ممتاز می دهد. این دو مشخصه، یکی «هنر و ظرافت در لذت» و دیگری « سطح بالای هیجان در زندگی» می باشد. فرهنگ ایرانی به شدت غنی است در تولید لذت، هنر و شادی، و مملو از ظرافت هایی است که بسیاری از فرهنگهای حاکم بر کشورهای پیشرفته فاقد آن هستند. ظرافت هایی که در راستای افزایش شادی و هیجان و در نتیجه لذت بیشتر بشر از زندگی تعبیه شده اند. از این ظرافت های فرهنگی می توان به شعر و ادبیات ایرانی و شهرت و نفوذ جهانی آن و یا به جایگاه طنز و موسیقی در فرهنگ ایرانی اشاره کرد. جدا از این هنرهای تجسمی و لذت های بصری جایگاه ویژه خود را در فرهنگ ایرانی دارد. از فرش ایرانی که در همه دنیا به زیبایی معروف است تا هنرهای میناکاری ، خاتم کاری ، منبت کاری ، معرق کاری و ده ها هنر دیگر ایرانی نشانگر علاقه قابل ملاحظه ایرانیان به زیبایی و ظرافت است . یکی دیگر از سمبل‌های ظرافت فرهنگ ایرانی، غذاهای متنوع ایرانی می‌باشد. با اینکه خورشت‌های ایرانی تا حدی شبیه به بعضی از غذاهای هندی است و کباب‌های ایرانی هم دارای شباهت‌هایی به کباب‌های یونانی و عربی است، غذای ایرانی دارای بسیاری عناصر منحصر به فرد خود می‌باشد. 

 

اهمیت لذت، هنر و هیجان در فرهنگ ایرانی از بعدی دیگر هم قابل بررسی است. در حالی که یک ایرانی در ایران، به علت وجود اختلال در بسیاری از سیستم های زندگی خود، معمولاً اضطراب بالایی در زندگی خود تحمل می کند، در عوض به دلایل فراوان در زندگی خود هیجان زیادی حس می کند و کمتر دچار حس تنهایی و گوشه گیری می شود. کم بودن شاخص فردگرایی در ایران، در مقایسه با بسیاری از کشورهای مغرب زمین، جدا از اینکه حکایت از سنتی بودن بسیاری از ساختارهای فرهنگ ایرانی دارد، علامت وجود روحیه همدلی در ایرانیان است. جدا از این، بسیاری از رفتارهای آنارشی وار در فرهنگ های گرم و از جمله ایران، ریشه در روحیه هیجان جو ایرانیان دارد که از دیدگاهی به میزان بالای تابش آفتاب مرتبط است. این هیجانات به نوعی باعث افزایش نشاط در زندگی بسیاری از ایرانیان و در نتیجه کاهش افسردگی می شود.

عناصر اصلی فرهنگ ایرانی

 

نوروز و تقویم هجری شمسی: نوروز از جشن‌های باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی فلات ایران یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخش‌های کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوریه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار می‌شود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد. از جشن‌های متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشن‌های اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است. در تقویم جلالی روز اول سال طوری تنظیم می‌شده‌است که با اعتدال ربیعی همگام شود و در نتیجه سال‌ها ۳۶۵ یا ۳۶۶ روز داشته‌اند. تقویم رسمی ایران و تقویم رسمی افغانستان بر اساس تقویم جلالی ساخته شده‌اند ولی هم طول ماه‌هایشان و هم مبدأ تاریخشان با تقویم جلالی متفاوت است. 

 

 




 

درباره حیوانات خانگی

در برخی جوامع بخصوص جوامع غربی «pet» یک عضو خانواده محسوب می‌شود و به همان میزان توجه و جایگاه خاص خود را داراست.همدمی انسان با حیوانات به زمان‌های دور برمی‌گردد. نقل است که 4 هزار سال است گربه‌ها با انسان زندگی می‌کنند و از دیرباز تاکنون افسانه‌ها و خرافات بسیاری راجع به این حیوان و دیگر انواع حیوانات خانگی نقل شده است به طوری که شنیده ایم که در مصر باستان گربه نمادی از خدایان بود و در قرن‌های بعد بسیاری او را نماد شیطان می‌دانستند.

در برخی جوامع نیز بخصوص جوامع غربی «pet» یا همان حیوان خانگی یک عضو خانواده محسوب می‌شود و به همان میزان توجه و جایگاه خاص خود را داراست.
در همین خصوص و با توجه به اهمیت بهداشت و شیوه همزیستی با حیوانات خانگی گفت‌وگویی با یحیی الماسی دامپزشک درباره چگونگی نگهداری حیوانات خانگی و رعایت بهداشت داشته ایم تا از این طریق خانواده در مورد نوع برخورد و نگهداری این حیوانات آگاهی بیشتری پیدا کند.
در این گفت‌وگو به انواع بیماری‌های مشترک بین انسان و حیوان اشاره شده است و آنچه محور اصلی بحث قرار گرفته شیوه‌های رعایت بهداشت در محیطی است که یک یا چند حیوان اهلی نگهداری می‌شود.


چند وقتی است که شاهدیم تعداد خانواده‌هایی که مایل به نگهداری حیوانات اهلی هستند روبه افزایش است از طرفی همه خانواده‌ها از شرایط نگهداری این حیوان‌ها مطلع نیستند. در ابتدای بحث بهتر است در مورد خطرات و بیماری‌هایی که ممکن است از حیوانات خانگی به انسان منتقل شود صحبت کنید.


برای شروع بهتر است مختصری راجع به تاریخچه همدمی انسان با حیوان اشاره کنیم تا بعد از آن بتوانیم به شیوه‌های نگهداری حیوانات خانگی هم بپردازیم. انسان در زمان‌های بسیار دور برای آن که بتواند بهتر زندگی کند به نوعی از حیوانات کمک می‌گرفت و آنها را برای این کار اهلی می‌کرد و نزد خود نگه می‌داشت، مانند سگ و اسب. امروزه شاید دیگر نیاز مستقیم به این حیوانات نباشد اما برای انسان‌ها هنوز برخی حیوان‌ها مانند یک همدم در زندگی محسوب می‌شوند و از همین روست که شیوه‌های نگهداری آنها و لزوم رعایت بهداشت ضروری به نظر می‌رسد.
با توجه به این که ما در فرهنگ خود و در جامعه شهری زمینه نگهداری از حیوانات اهلی را پیشتر نداشته‌ایم، بهتر است توضیحات خود را با جزئیات و با شرح تمام موارد خطرناک برای انسان ذکر کنید.
ما در فرهنگمان و در جوامع شهری سابقه نگهداری از حیوانات اهلی را داشته ایم مثل حضور پرندگان مختلف در خانه‌ها مانند طوطی، فنچ، کاسکو، مرغ عشق و... و آنچه اخیرا باب شده است نگهداری حیوانات پستاندار مثل سگ و گربه در خانه است یا برخی دیگر هم علاقه به پرورش سنجاب، موش، خرگوش و لاک‌پشت دارند که هرکدام از این حیوانات روش نگهداری مختلف متفاوت دارند و به همان نسبت رعایت بهداشت در موردشان تفاوت پیدا می‌کند.
* اما به نظر می‌آید که یک اصول کلی برای مراقبت از حیوانات خانگی باید باشد.
بله بیماری‌هایی هست که فقط از طریق حیوانات خانگی به انسان منتقل می‌شود مثل آنفولانزا، سل، یا یک سری بیماری‌های عفونی دستگاه تنفسی که از پرندگان به انسان منتقل می‌شود.
سگ و گربه قطعا می‌توانند ناقل یک سری بیماری‌هایی به انسان باشند و عمده‌ترین مسئله علاوه بر میکروبی که از طریق سگ یا گربه وارد دستگاه گوارش انسان می‌شود عاملی دیگر هم به نام تکسوپلاسما هست که باعث سقط جنین می‌شود و چنین است که عوام می‌گویند زن حامله نباید گربه نگه دارد.
سگ هم می‌تواند عفونت‌ها و ویروس‌های گوارشی به انسان منتقل کند. علاوه بر این یک سری عوارض جدی مثل انگل‌ها از حیوان به انسان می‌رسد. لاک‌پشت، سنجاب و... می‌توانند علاوه بر آنچه سگ و گربه منتقل می‌کنند یک سری عفونت‌های ناشناخته وارد بدن انسان کنند.
نوع دیگری از حیوانات هستند که نگهداری از آنها در جوامع ایرانی شایع نیست اما برخی خانواده‌های غربی این نوع حیوانات را در منزل خود نگه می‌دارند مانند «مار و عقرب» که حضور آنها در خانه خطرات خود را دارد.

* با توجه به خطراتی که ممکن است از جانب حیوانات خانگی انسان را تهدید کند و همچنین با توجه به شیوع علاقه به نگهداری آنها در خانه بهترین روش‌ها برای خرید و نگهداری از این نوع حیوانات چیست؟
بهترین راه این است که اول از سلامت کامل حیوان باخبر باشیم و اصولی‌ترین راه، مراجعه به دامپزشک متخصص است تا اگر لازم باشد روی حیوان آزمایش انجام شود یا واکسن تزریق شود تا ناقل بیماری به انسان نباشد.

پس از طی این راه‌ها حیوان دارای شناسنامه بهداشتی می‌شود. قدم دوم آن است که از منابع مطمئن، حیوان خریداری شود. بعضی‌ها حیوانات ولگرد مثل گربه‌های خیابانی را نگهداری می‌کنند و از سلامتش خبردار نیستند. روش مطمئن دیگر محل نگهداری حیوان است که باید یک جایگاه مشخص داشته باشد تا هم حیوان احساس آرامش و امنیت کند و هم این که اگر عارضه‌ای داشته باشد در همان محل مداوا شود.

*روش‌های اطمینان بخش دیگر برای حضور یک حیوان در خانه چیست.
باید دوره‌های درمان یا تزریق واکسن به حیوان کامل شود. خانواده‌ای که اقدام به نگهداری حیوان می‌کند باید مراقب سلامت حیوان باشد.

* در مورد تغذیه حیوانات خانگی مطمئنا روش‌های مناسب و قاعده‌بندی وجود دارد.
بله باید توجه بشود که حیوان از چه نوعی است و چه غذایی را نیاز دارد. اگر پرنده است غلات و دانه‌هایی برایش تهیه بشود که نیاز او را تامین کند یا اگر حیوان گوشتخوار است باید تغذیه مناسب بشود تا خود و بالطبع انسان را بیمار نکند.

* آیا حیوان خانگی احتیاج به تربیت خاصی دارد.
بله تربیت حیوان مراتبی دارد که با توجه به خلق و خوی او مراحل تربیت هم تغییر می‌کند. برخی حیوان‌ها تربیت‌ناپذیرند مثل خرگوش و برخی بسیار تربیت‌پذیرند مثل سگ. به هر حال وقتی حیوان تربیت بشود محیط را کمتر آلوده می‌کند و از بودن در کنار او آرامش و نشاط بیشتری حاصل می‌شود.

*نظافت حیوان چطور؟ آیا این کار هم با توجه به نوع حیوان تغییر می‌کند.
مطمئنا چنین است. در مورد حیوان‌هایی که مو دارند باید در مورد نظافت آنها وسواس داشت و همچنین باید ناخن‌های او مرتب شود، موهایش قشو کشیده شود تا در منزل نریزد یا قاطی مواد غذایی نشود همچنین باید به این نکته هم اشاره کرد که تمام وسایل حیوان از محل نگهداری او گرفته تا ظرف غذایش کاملا مجزا از زندگی دیگر اهالی خانواده باشد. همچنین باید رفتارهای غیرطبیعی حیوان را مدنظر داشت که نشانه‌ای از بیماری اوست و بلافاصله نزد دامپزشک برده شود.

* موارد قابل ذکر دیگر چه چیزهایی است.
نکته مهم دیگر نوع ارتباط حیوان با حیوانات دیگر است به این ترتیب که حیوان مخصوصا پستانداران فقط با صاحب خود بیرون برده شود و باید بشدت مراقب او باشند چرا که ارتباط با حیوانات ولگرد ممکن است انواع بیماری‌ها را به حیوان خانگی منتقل کند.


همچنین به طور جدی باید در مورد تغذیه حیوان خانگی حساس بود، به هیچوجه ته مانده سفره را به حیوان به عنوان غذا ندهند.

هر حیوان نیاز طبیعی خود را دارد و باید غذایی را بخورد که نیاز اوست. به عنوان مثال برخی خانواده‌ها فکر می‌کنند پرنده فقط تخمه می‌خورد. نیاز بدن پرندگان با غلات سرشار از مواد غذایی تهیه می‌شود و با خوراندن تخمه، پرنده ضعیف می‌شود در برابر بیماری‌ها مقاوم نخواهد بود.
همچنین یادآوری این نکته هم لازم است که همزمان با پیشرفت، تمایل به پرورش و نگهداری انواع حیوانات در خانه منابع اطلاع‌رسانی مثل کتاب‌ها و مجلات مختلف که منتشر می‌شود می‌تواند سطح آگاهی خانواده را بالا ببرد نیز این که در برخی فروشگاه‌ها مشاهده می‌شود که خوراک مخصوص سگ یا گربه به فروش می‌رسد که می‌توان با خرید آنها غذای مناسب و در خور نیاز طبیعی بدن حیوان خانگی را به آنها تغذیه کرد تا هم در برابر بیماری‌ها مقاوم باشند و هم این که از بودن در کنار آنها احساس لذت بیشتری برد.




مشخصات و خصوصيات قناري :

به خانواده فينچ ها ( Passeres) پرنده اي از رسته گنجشکها ( Serinus ) قناري در جزاير ( Serinus Canaria canaria) تعلق دارد . قناري وحشي ( Fingi llidae) زندگي مي کند . اين قناري از اغلب انواع ( Azoren) و آزورن ( Medeira) ماديرا پرورشي کوچک تر بوده و طولش از منقار تا انتهاي دم حدود 13 سانتيمتر است .

پرهاي زرد خاص انواع اهلي ، در انواع پرورشي نيز يافت شده ولي شديدا با رنگهاي سبز زرد ، سبز و سياه مخلوط مي باشد.ماده ها رنگ آميزي مات تري نسبت به نر ها داشته وبا نوع آفريقائي خويشاوندي ( Serinus Serinus ) خاکستري قهوه اي هستند.قناري اروپايي نزديک دارد . آنها را مي توان با هم جفت کرد و ماحصل آنها نيز تکثير پذير هستند .

زيستگاه طبيعي اين پرندگان کوچک مراتع سرسبز ، مزارع ميوه و دامنه هائي است که داراي رستني هاي اندکي هستند . در طبيعت منابع تغذيه بيشماري براي پرندگان وجود دارد که گردآوردن آن براي پرنده اي در قفس کاري بس دشوار است . اين منابع از بسياري گياهان و علفها از قبيل خانواده چليپائيان ، کانيها ، خشخاش و ارزن گرفته تا کرمها و نوزادان پروانه ها همه نقش اساسي را در تغذيه حيوان به عهده مي گيرند .

مراجع:

http://www.canaryalireza.ir


 

 

تاریخچه کامپیوتر ها

رایانه، یا کامپیوتر (به انگلیسی: Computer) ماشینی است که برای پردازش اطلاعات استفاده می‌شود.

 
 

 نام computer

 

در زبان انگلیسی «کامپیوتر» به کسی می‌گفتند که محاسبات ریاضی را (بدون ابزارهای کمکی مکانیکی) انجام می‌داد. بر اساس «واژه‌نامه ریشه‌یابی Barnhart Concise» واژه کامپیوتر در سال ۱۶۴۶ به زبان انگلیسی وارد گردید که به معنی «شخصی که محاسبه می‌کند» بوده‌است و سپس از سال ۱۸۹۷ به ماشین‌های محاسبه مکانیکی گفته می‌شد. در هنگام جنگ جهانی دوم «کامپیوتر» به زنان نظامی انگلیسی و آمریکایی که کارشان محاسبه مسیرهای شلیک توپ‌های بزرگ جنگی توسط ابزار مشابهی بود، اشاره می‌کرد.

 

در اوایل دهه ۵۰ میلادی هنوز اصطلاح ماشین‌ حساب (computing machines) برای معرفی این ماشین‌ها به‌کار می‌رفت. پس از آن عبارت کوتاه‌تر کامپیوتر (computer) به‌جای آن به‌کار گرفته شد. ورود این ماشین به ایران در اوائل دهه ۱۳۴۰ بود و در فارسی از آن زمان به آن «کامپیوتر» می‌گفتند. واژه رایانه در دو دهه اخیر در فارسی رایج شده و به‌تدریج جای «کامپیوتر» را گرفت.

 


برابر این واژه در زبان‌های دیگر حتما همان واژه زبان انگلیسی نیست. در زبان فرانسوی واژه "ordinateur"، که معادل «سازمان‌ده» یا «ماشین مرتب‌ساز» می‌باشد به‌کار می‌رود. در اسپانیایی "ordenador" با معنایی مشابه استفاده می‌شود، همچنین در دیگر کشورهای اسپانیایی زبان computadora بصورت انگلیسی‌مآبانه‌ای ادا می‌شود. در پرتغالی واژه computador به‌کار می‌رود که از واژه computar گرفته شده و به معنای «محاسبه کردن» می‌باشد. در ایتالیایی واژه "calcolatore" که معنای ماشین حساب بکار می‌رود که بیشتر روی ویژگی حسابگری منطقی آن تاکید دارد. در سوئدی رایانه "dator" خوانده می‌شود که از "data" (داده‌ها) برگرفته شده‌است. به فنلاندی "tietokone" خوانده می‌شود که به معنی «ماشین اطلاعات» می‌باشد. اما در زبان ایسلندی توصیف شاعرانه‌تری بکار می‌رود، «tölva» که واژه‌ایست مرکب و به معنای «زن پیشگوی شمارشگر» می‌باشد. در چینی رایانه «dian nao» یا «مغز برقی» خوانده می‌شود. در انگلیسی واژه‌ها و تعابیر گوناگونی استفاده می‌شود، به‌عنوان مثال دستگاه داده‌پرداز («data processing machine»).

 

 

معنای واژه‌ی فارسی رایانه

 

واژه‌ی رایانه از مصدر رایانیدن ساخته شده كه در فارسی میانه به شكلِ rāyēnīdan و به معنای «مرتّب كردن، نظم بخشیدن و سامان دادن» بوده است. این مصدر در زبان فارسی میانه یا همان پهلوی كاربرد فراوانی داشته و مشتق‌های زیادی نیز از آن گرفته شده بوده. در زبان فارسی نو یا همان فارسی (دری) این فعل و مشتق‌هایش به كار نرفته‌اند. برایِ مصدر رایانیدن/ رایاندن در لغتنامه‌ی دهخدا چنین آمده:

رایاندن . [ دَ ] (مص) رهنمائی نمودن به بیرون . هدایت کردن . (ناظم الاطباء). اما در مآخذ دیگر دیده نشد.

و گویا تنها در واژه‌نامه‌ی ناظم‌الاطبّا آمده است.

 

شكلِ فارسی میانه‌ی این واژه rāyēnīdan بوده و اگر می‌خواسته به فارسی نو برسد به شكل رایانیدن/ رایاندن درمی‌آمده. (بسنجید با واژه‌یِ فارسیِ میانه‌یِ āgāhēnīdan كه در فارسیِ نو آگاهانیدن/ آگاهاندن شده است).

 

این واژه از ریشه‌یِ فرضیِ ایرانیِ باستانِ –radz* است كه به معنایِ «مرتّب كردن» بوده. این ریشه به‌صورتِ –rad به فارسیِ باستان رسیده و به شكلِ rāy در فارسیِ میانه (پهلوی) به‌كار رفته. از این ریشه ستاك‌هایِ حالِ و واژه‌هایِ زیر در فارسیِ میانه و نو به‌كار رفته‌اند:

  • -ā-rādz-a*یِ ایرانیِ باستان > -ā-rāy ِ فارسی میانه كه در واژه‌یِ آرایشِ فارسیِ نو دیده می‌شود.
  • -pati-rādz-a*یِ ایرانیِ باستان > -pē-rāy ِ فارسی میانه كه در واژه‌یِ پیرایشِ فارسیِ نو دیده می‌شود؛ و
  • -rādz-ta*یِ ایرانیِ باستان > rāst ِ فارسی میانه كه در واژه‌یِ راستِ فارسیِ نو دیده می‌شود.

این ریشه‌یِ ایرانی از ریشه‌یِ هندواروپاییِ -reĝ* به معنایِ «مرتّب كردن و نظم دادن» آمده است. از این ریشه در

  • هندی rāj-a به معنیِ «هدایت‌كننده، شاه» (یعنی كسی كه نظم می‌دهد)؛
  • لاتینی rect-us به معنیِ «راست، مستقیم»،
  • فرانسه di-rect به معنیِ «راست، مستقیم»،
  • آلمانی richt به معنیِ «راست، مستقیم كردن» و
  • انگلیسی right به معنیِ «راست، مستقیم، درست»

برجای مانده است.

 


در فارسیِ نو پسوندِ -ـه (= /e/ در فارسی رسمی ایران و /a/ در فارسی رسمی افغانستان و تاجیكستان) را به ستاكِ حالِ فعل‌ها می‌چسبانند تا نامِ ابزارِ آن فعل‌ها به‌دست آید (البته با این فرمول مشتق‌های ديگری نیز ساخته می‌شود، امّا در اینجا تنها نامِ ابزار مدِّ نظر است)؛ برای نمونه از

  • مالـ- (یعنی ستاكِ حالِ مالیدن) + -ـه، ماله «ابزار مالیدنِ سیمان و گچِ خیس»
  • گیر- (یعنی ستاكِ حالِ گرفتن) + -ـه، گیره «ابزار گرفتن»
  • پوشـ- (یعنی ستاكِ حالِ پوشیدن) + -ـه، پوشه «ابزار پوشیدن» (خود را جایِ كاغذهایی بگذارید كه پوشه را می‌پوشند!)
  • رسانـ- (یعنی ستاكِ حالِ رساندن) + -ـه، رسانه «ابزار رساندنِ اطّلاعات و برنامه‌هایِ دیداری و شنیداری»

حاصل می‌گردد.

 

در فارسیِ نو پسوندِ -ـه (= e- یا همان a-) را به ستاكِ حالِ "رایانیدن" یعنی رایانـ- چسبانده‌اند تا نامِ ابزارِ این فعل ساخته شود؛ یعنی "رایانه" به معنایِ «ابزارِ نظم بخشیدن و سازماندهی ( ِ داده‌ها)» است.

 

احتمال می‌رود كه سازندگان این واژه به واژه‌یِ فرانسویِ این مفهوم، یعنی ordinateurتوجّه داشته‌اند كه در فرانسه از مصدرِ ordre «ترتیب و نظم دادن و سازمان بخشیدن» ساخته شده. به هرحال، معنادهیِ واژه‌یِ رایانه برایِ این دستگاه جامع‌تر و رساتر از كامپیوتر است. یادآور می‌شود كه computerبه معنایِ «حسابگر» است، حال آن‌كه كارِ این دستگاه براستی فراتر از "حساب كردن" است.


 

 

 تاریخچه کامپیوتر

در گذشته دستگاه‌های مختلف مکانیکی ساده‌ای مثل خط‌کش محاسبه و چرتکه نیز رایانه خوانده می‌شدند. در برخی موارد از آن‌ها به‌عنوان رایانه آنالوگ نام برده می‌شود. چراکه برخلاف رایانه‌های رقمی، اعداد را نه به‌صورت اعداد در پایه دو بلکه به‌صورت کمیت‌های فیزیکی متناظر با آن اعداد نمایش می‌دهند. چیزی که امروزه از آن به‌عنوان «رایانه» یاد می‌شود در گذشته به عنوان «رایانه رقمی (دیجیتال)» یاد می‌شد تا آن‌ها را از انواع «رایانه آنالوگ» جدا سازند.

 

رایانه یکی از دو چیز برجسته‌ای است که بشر در سدهٔ بیستم اختراع کرد. دستگاهی که بلز پاسکال در سال ۱۶۴۲ ساخت اولین تلاش در راه ساخت دستگاه‌های محاسب خودکار بود. پاسکال آن دستگاه را که پس از چرتکه دومیت ابزار ساخت بشر بود، برای یاری رساندن به پدرش ساخت. پدر وی حسابدار دولتی بود و با کمک این دستگاه می‌توانست همه اعدادشش رقمی را با هم جمع و تفریق کند.

 

لایبنیتز ریاضی‌دان آلمانی نیز از نخستین کسانی بود که در راه ساختن یک دستگاه خودکار محاسبه کوشش کرد. او در سال ۱۶۷۱ دستگاهی برای محاسبه ساخت که کامل شدن آن تا ۱۹۶۴ به درازا کشید. همزمان در انگلستان ساموئل مورلند در سال ۱۶۷۳ دستگاهی ساخت که جمع و تفریق و ضرب می‌کرد.

 

در سده هجدهم میلادی هم تلاش‌های فراوانی برای ساخت دستگاه‌های محاسب خودکار انجام شد که بیشترشان نافرجام بود. سرانجام در سال ۱۸۷۵ میلادی استیفن بالدوین نخستین دستگاه محاسب را که هر چهار عمل اصلی را انجام می‌داد، به نام خود ثبت کرد.

 

از جمله تلاش‌های نافرجامی که در این سده صورت گرفت، مربوط به چارلز بابیچ ریاضی‌دان انگلیسی است. وی در آغاز این سده در سال ۱۸۱۰ در اندیشهٔ ساخت دستگاهی بود که بتواند بر روی اعداد بیست و شش رقمی محاسبه انجام دهد. او بیست سال از عمرش را در راه ساخت آن صرف کرد اما در پایان آن را نیمه‌کاره رها کرد تا ساخت دستگاهی دیگر که خود آن را دستگاه تحلیلی می‌نامید آغاز کند. او می‌خواست دستگاهی برنامه‌پذیر بسازد که همه عملیاتی را که می‌خواستند دستگاه برروی عددها انجام دهد، قبلا برنامه‌شان به دستگاه داده شده باشد. قرار بود عددها و درخواست عملیات برروی آن‌ها به یاری کارت‌های سوراخ‌دار وارد شوند. بابیچ در سال ۱۸۷۱ مرد و ساخت این دستگاه هم به پایان نرسید.

 

کارهای بابیچ به فراموشی سپرده شد تا این که در سال ۱۹۴۳ و در بحبوحه جنگ جهانی دوم دولت آمریکا طرحی سری برای ساخت دستگاهی را آغاز کرد که بتواند مکالمات رمزنگاری‌شدهٔ آلمانی‌ها را رمزبرداری کند. این مسئولیت را شرکت IBM و دانشگاه هاروارد به عهده گرفتند که سرانجام به ساخت دستگاهی به نام ASCC در سال ۱۹۴۴ انجامید. این دستگاه پنج تنی که ۱۵ متر درازا و ۲٫۵ متر بلندی داشت، می‌توانست تا ۷۲ عدد ۲۴ رقمی را در خود نگاه دارد و با آن‌ها کار کند. دستگاه با نوارهای سوراخدار برنامه‌ریزی می‌شد و همهٔ بخش‌های آن مکانیکی یا الکترومکانیکی بود.

 

 

تعریف داده و اطلاعات

 

داده به آن دسنه از ورودی‌هایی خام گفته می‌شود که برای پردازش به رایانه ارسال می‌شوند.

 

اطلاعات به داده‌های پردازش شده می‌گویند.

 

 

رایانه‌ها چگونه کار می‌کنند؟

 

از زمان رایانه‌های اولیه که در سال ۱۹۴۱ ساخته شده بودند تا کنون فناوری‌های دیجیتالی رشد نموده‌است، معماری فون نوِیمن یک رایانه را به چهار بخش اصلی توصیف می‌کند: واحد محاسبه و منطق (Arithmetic and Logic Unit یا ALU)، واحد کنترل یا حافظه، و ابزارهای ورودی و خروجی ( که جمعا I/O نامیده می‌شود). این بخش‌ها توسط اتصالات داخلی سیمی به نام گذرگاه (bus) با یکدیگر در پیوند هستند.

 

 

حافظه

 




 

در این سامانه، حافظه بصورت متوالی شماره گذاری شده در خانه‌ها است، هرکدام محتوی بخش کوچکی از داده‌ها می‌باشند. داده‌ها ممکن است دستورالعمل‌هایی باشند که به رایانه می‌گویند که چه کاری را انجام دهد باشد. خانه ممکن است حاوی اطلاعات مورد نیاز یک دستورالعمل باشد. اندازه هر خانه، وتعداد خانه‌ها، در رایانهٔ مختلف متفاوت است، همچنین فناوری‌های بکاررفته برای اجرای حافظه نیز از رایانه‌ای به رایانه دیگر در تغییر است(از بازپخش‌کننده‌های الکترومکانیکی تا تیوپ‌ها و فنرهای پر شده از جیوه و یا ماتریس‌های ثابت مغناطیسی و در آخر ترانزیستورهای واقعی و مدار مجتمع‌ها با میلیون‌ها خازن روی یک تراشه تنها).

 

 

 پردازش

 




 

واحد محاسبه و منطق یا ALU دستگاهی است که عملیات پایه مانند چهار عمل اصلی حساب (جمع و تفریق و ضرب و تقسیم)، عملیات منطقی (و،یا،نقیض)، عملیات قیاسی (برای مثال مقایسه دو بایت برای شرط برابری) و دستورات انتصابی برای مقدار دادن به یک متغیر را انجام می‌دهد. این واحد جائیست که «کار واقعی» در آن صورت می‌پذیرد.

 

البته CPUها به دو دسته کلی RISC و CISC تقسیم بندی می‌شوند. نوع اول پردازش‌گرهای مبتنی بر اعمال ساده هستند و نوع دوم پردازشگرهای مبتنی بر اعمال پیچیده می‌باشند. پردازشگرهای مبتنی بر اعمال پیچیده در واحد محاسبه و منطق خود دارای اعمال و دستوراتی بسیار فراتر از چهار عمل اصلی یا منطقی می‌باشند. تنوع دستورات این دسته از پردازنده‌ها تا حدی است که توضیحات آن‌ها خود می‌تواند یک کتاب با قطر متوسط ایجاد کند. پردازنده‌های مبتنی بر اعمال ساده اعمال بسیار کمی را پوشش می‌دهند و در حقیقت برای برنامه‌نویسی برای این پردازنده‌ها بار نسبتاً سنگینی بر دوش برنامه‌نویس است. این پردازنده‌ها تنها حاوی ۴ عمل اصلی و اعمال منطقی ریاضی و مقایسه‌ای به علاوه چند دستور بی‌اهمیت دیگر می‌باشند.هرچند ذکر این نکته ضروری است که دستورات پیچیده نیز از ترکیب تعدادی دستور ساده تشکیل شده‌اند و برای پیاده‌سازی این دستورات در معماری‌های مختلف از پیاده‌سازی سخت‌افزاری(معماری CISC) و پیاده‌سازی نرم‌افزاری(معماری RISC) استفاده می‌شود.

 

(قابل ذکر است پردازنده‌های اینتل از نوع پردازنده مبتنی بر اعمال پیچیده می‌باشند.)

 

واحد کنترل همچنین این مطلب را که کدامین بایت از حافظه حاوی دستورالعمل فعلی اجرا شونده‌است را تعقیب می‌کند، سپس به واحد محاسبه و منطق اعلام می‌کند که کدام عمل اجرا و از حافظه دریافت شود و نتایج به بخش اختصاص داده شده از حافظه ارسال گردد. بعد از یک بار عمل، واحد کنترل به دستورالعمل بعدی ارجاع می‌کند(که معمولاً در خانه حافظه بعدی قرار دارد، مگر اینکه دستورالعمل جهش دستورالعمل بعدی باشد که به رایانه اعلام می‌کند دستورالعمل بعدی در خانه دیگر قرار گرفته‌است).

 

 

ورودی/خروجی

 


 

بخش ورودی/خروجی (I/O) این امکان را به رایانه می‌دهد تا اطلاعات را از جهان بیرون تهیه و نتایج آن‌ها را به همان جا برگرداند. محدوده فوق العاده وسیعی از دستگاه‌های ورودی/خروجی وجود دارد، از خانواده آشنای صفحه‌کلیدها، نمایشگرها، نَرم‌دیسک گرفته تا دستگاه‌های کمی غریب مانند رایابین‌ها (webcams). (از سایر ورودی/خروجی‌ها می‌توان موشواره mouse، قلم نوری، چاپگرها (printer)، اسکنرها، انواع لوح‌های فشرده(CD, DVD) را نام برد ).

 

چیزی که تمامی دستگاه‌های عمومی در آن اشتراک دارند این است که آن‌ها رمزکننده اطلاعات از نوعی به نوع دیگر که بتواند مورد استفاده سیستم‌های رایانه دیجیتالی قرار گیرد، هستند. از سوی دیگر، دستگاه‌های خروجی آن اطلاعات به رمز شده را رمزگشایی می‌کنند تا کاربران آن‌ها را دریافت نمایند. از این رو یک سیستم رایانه دیجیتالی یک نمونه از یک سامانه داده‌پردازی می‌باشد.

 

 

دستورالعمل‌ها

 

هر رایانه تنها دارای یک مجموعه کم تعداد از دستورالعمل‌های ساده و تعریف شده می‌باشد. از انواع پرکاربردشان می‌توان به دستورالعمل «محتوای خانه ۱۲۳ را در خانه ۴۵۶ کپی کن!»، «محتوای خانه ۶۶۶ را با محتوای خانه ۰۴۲ جمع کن، نتایج را در خانه ۰۱۳ کن!»، «اگر محتوای خانه ۹۹۹ برابر با صفر است، به دستورالعمل واقع در خانه ۳۴۵ رجوع کن!».

 

دستورالعمل‌ها در داخل رایانه بصورت اعداد مشخص شده‌اند - مثلاً کد دستور العمل (copy instruction) برابر ۰۰۱ می‌تواند باشد. مجموعه معین دستورالعمل‌های تعریف شده که توسط یک رایانه ویژه پشتیبانی می‌شود را زبان ماشین می‌نامند. در واقعیت، اشخاص معمولاً به [زبان ماشین]] دستورالعمل نمی‌نویسند بلکه بیشتر به نوعی از انواع سطح بالای زبان‌های برنامه‌نویسی، برنامه‌نویسی می‌کنند تا سپس توسط برنامه ویژه‌ای (تفسیرگرها (interpreters) یا همگردان‌ها (compilers) به دستورالعمل ویژه ماشین تبدیل گردد. برخی زبان‌های برنامه‌نویسی از نوع بسیار شبیه و نزدیک به زبان ماشین که اسمبلر (یک زبان سطح پایین) نامیده می‌شود، استفاده می‌کنند؛ همچنین زبان‌های سطح بالای دیگری نیز مانند پرولوگ نیز از یک زبان انتزاعی و چکیده که با زبان ماشین تفاوت دارد بجای دستورالعمل‌های ویژه ماشین استفاده می‌کنند.

 

 

معماری‌ها

 

در رایانه‌های معاصر واحد محاسبه و منطق را به همراه واحد کنترل در یک مدار مجتمع که واحد پردازشی مرکزی (CPU) نامیده می‌شود، جمع نموده‌اند. عموما، حافظه رایانه روی یک مدار مجتمع کوچک نزدیک CPU قرار گرفته. اکثریت قاطع بخش‌های رایانه تشکیل شده‌اند از سامانه‌های فرعی (به عنوان نمونه، منبع تغذیه) و یا دستگاه‌های ورودی/خروجی.

 

برخی رایانه‌های بزرگ‌تر چندین CPU و واحد کنترل دارند که بصورت هم‌زمان با یکدیگر درحال کارند. این‌گونه رایانه‌ها بیشتر برای کاربردهای پژوهشی و محاسبات علمی بکار می‌روند.

 

کارایی رایانه‌ها بنا به تئوری کاملاً درست است. رایانه داده‌ها و دستورالعمل‌ها را از حافظه‌اش واکشی (fetch) می‌کند. دستورالعمل‌ها اجرا می‌شوند، نتایج ذخیره می‌شوند، دستورالعمل بعدی واکشی می‌شود. این رویه تا زمانی که رایانه خاموش شود ادامه پیدا می‌کند. واحد پردازنده مرکزی در رایانه‌های شخصی امروزی مانند پردازنده‌های شرکت ای-ام-دی و شرکت اینتل از معماری موسوم به Pipeline استفاده می‌شود و در زمانی که پردازنده در حال ذخیره نتیجه یک دستور است مرحله اجرای دستور قبلی و مرحله واکشی دستور قبل از آن را آغاز می‌کند. همچنین این رایانه‌ها از سطوح مختلف حافظه نهانگاهی استفاده می‌کنند که در زمان دسترسی به حافظه اصلی صرفه‌جویی کنند.

 

 

برنامه‌ها

 

برنامه رایانه‌ای فهرست‌های بزرگی از دستورالعمل‌ها (احتمالاً به همراه جدول‌هائی از داده) برای اجرا روی رایانه هستند. خیلی از رایانه‌ها حاوی میلیون‌ها دستورالعمل هستند، و بسیاری از این دستورات به تکرار اجرا می‌شوند. یک رایانه‌ شخصی نوین نوعی (درسال ۲۰۰۳) می‌تواند در ثانیه میان ۲ تا ۳ میلیارد دستورالعمل را پیاده نماید. رایانه‌ها این مقدار محاسبه را صرف انجام دستورالعمل‌های پیچیده نمی‌کنند. بیشتر میلیون‌ها دستورالعمل ساده را که توسط اشخاص باهوشی «برنامه نویسان» در کنار یکدیگر چیده شده‌اند را اجرا می‌کنند. برنامه‌نویسان خوب مجموعه‌هایی از دستورالعمل‌ها را توسعه می‌دهند تا یکسری از وظایف عمومی را انجام دهند(برای نمونه، رسم یک نقطه روی صفحه) و سپس آن مجموعه دستورالعمل‌ها را برای دیگر برنامه‌نویسان در دسترس قرار می‌دهند. (اگر مایلید «یک برنامه‌نویس خوب» باشید به این مطلب مراجعه نمایید.)

 

رایانه‌های امروزه، قادرند چندین برنامه را در آن واحد اجرا نمایند. از این قابلیت به عنوان چندکارگی (multitasking) نام برده می‌شود. در واقع، CPU یک رشته دستورالعمل‌ها را از یک برنامه اجرا می‌کند، سپس پس از یک مقطع ویژه زمانی دستورالعمل‌هایی از یک برنامه دیگر را اجرا می‌کند. این فاصله زمانی اکثرا به‌عنوان یک برش زمانی (time slice) نام برده می‌شود. این ویژگی که CPU زمان اجرا را بین برنامه‌ها تقسیم می‌کند، این توهم را بوجود می‌آورد که رایانه هم‌زمان مشغول اجرای چند برنامه‌است. این شبیه به چگونگی نمایش فریم‌های یک فیلم است، که فریم‌ها با سرعت بالا در حال حرکت هستند و به نظر می‌رسد که صفحه ثابتی تصاویر را نمایش می‌دهد. سیستم عامل همان برنامه‌ای است که این اشتراک زمانی را بین برنامه‌های دیگر تعیین می‌کند.

 

 

سیستم عامل

 

رایانه همیشه نیاز دارد تا برای بکارانداختنش حداقل یک برنامه روی آن در حال اجرا باشد. تحت عملکردهای عادی این برنامه همان سیستم عامل یا OS است. سیستم یا سامانه عامل تصمیم می‌گیرد که کدام برنامه اجرا شود، چه زمان، از کدام منابع (مثل حافظه، ورودی/خروجی و ...) استفاده شود. همچنین سیستم عامل یک لایه انتزاعی بین سخت افزار و برنامه‌های دیگر که می‌خواهند از سخت افزار استفاده کنند، می‌باشد، که این امکان را به برنامه نویسان می‌دهد تا بدون اینکه جزئیات ریز هر قطعه الکترونیکی از سخت افزار را بدانند بتوانند برای آن قطعه برنامه‌نویسی نمایند. با تمام این وجود کامپیوتر ها نمی توانند برخی از مسائل را حل کنند که به این مسائل حل نشدنی گفته می شود مانند مسائلی که در مسیر حلشان در حلقه بی نهایت می افتند

 

 

کاربردهای رایانه

 

نخستین رایانه‌های رقمی، با قیمت‌های زیاد و حجم بزرگشان، در اصل محاسبات علمی را انجام می‌دادند، انیاک یک رایانه قدیمی ایالات متحده اصولا طراحی شده تا محاسبات پرتابه‌ای توپخانه و محاسبات مربوط به جدول چگالی نوترونی را انجام دهد. (این محاسبات بین دسامبر ۱۹۴۱ تا ژانویه ۱۹۴۶ روی حجمی بالغ بر یک میلیون کارت پانچ انجام پذیرفت! که این خود طراحی و سپس تصمیم نادرست بکارگرفته شده را نشان می‌دهد) بسیاری از ابررایانه‌های امروزی صرفاً برای کارهای ویژه محاسبات جنگ افزار هسته‌ای استفاده می‌گردد.

 

CSIR Mk I نیز که نخستین رایانه استرالیایی بود برای ارزیابی میزان بارندگی در کوه‌های اسنوئی (Snowy)این کشور بکاررفت، این محاسبات در چارچوب یک پروژه عظیم تولید برقابی انجام گرفت.

 

برخی رایانه‌ها نیز برای انجام رمزگشایی بکارگرفته می‌شد، برای مثال Colossus که در جریان جنگ جهانی دوم ساخته شد، جزو اولین کامپیوترهای برنامه‌پذیر بود(البته ماشین تورینگ کامل نبود). هرچند رایانه‌های بعدی می‌توانستند برنامه‌ریزی شوند تا شطرنج بازی کنند یا تصویر نمایش دهند و سایر کاربردها را نشان دهد.

 

سیاستمداران و شرکت‌های بزرگ نیز رایانه‌های اولیه را برای خودکارسازی بسیاری از مجموعه‌های داده و پردازش کارهایی که قبلا توسط انسان‌ها انجام می‌گرفت، بکار بستند - برای مثال، نگهداری و بروزرسانی حساب‌ها و دارایی‌ها. در موسسات پژوهشی نیز دانشمندان رشته‌های مختلف شروع به استفاده از رایانه برای مقاصدشان نمودند.

 

کاهش پیوسته قیمت‌های رایانه باعث شد تا سازمان‌های کوچک‌تر نیز بتوانند آن‌ها را در اختیار بگیرند. بازرگانان، سازمان‌ها، و سیاستمداران اغلب تعداد زیادی از کامپیوترهای کوچک را برای تکمیل وظایفی که قبلا برای تکمیلشان نیاز به رایانه بزرگ (mainframe) گران قیمت و بزرگ بود، به کار بگیرند. مجموعه‌هایی از رایانه‌های کوچک‌تر در یک محل اغلب به‌عنوان خادم سر(server farm) نام برده می‌شود.

 

با اختراع ریزپردازندهها در دهه ۱۹۷۰ این امکان که بتوان رایانه‌هایی بسیار ارزان قیمت را تولید نمود بوجود آمد. رایانه‌های شخصی برای انجام وظایف بسیاری محبوب گشتند، از جمله کتابداری، نوشتن و چاپ مستندات. محاسبات پیش بینی‌ها و کارهای تکراری ریاضی توسط صفحات گسترده (spreadsheet)، ارتباطات توسط پست الکترونیک، و اینترنت. حضور گسترده رایانه‌ها و سفارشی کردن آسانشان باعث شد تا در امورات بسیار دیگری بکارگرفته شوند.

 

در همان زمان، رایانه‌های کوچک، که معمولاً با یک برنامه ثابت ارائه می‌شدند، راهشان را بسوی کاربردهای دیگری باز می‌نمودند، کاربردهایی چون لوازم خانگی، خودروها، هواپیماها، و ابزار صنعتی. این پردازشگرهای جاسازی شده کنترل رفتارهای آن لوازم را ساده‌تر کردند، همچنین امکان انجام رفتارهای پیچیده را نیز فراهم نمودند (برای نمونه، ترمزهای ضدقفل در خودروها[۲]). با شروع قرن بیست و یکم، اغلب دستگاه‌های الکتریکی، اغلب حالت‌های انتقال نیرو، اغلب خطوط تولید کارخانه‌ها توسط رایانه‌ها کنترل می‌شوند. اکثر مهندسان پیش بینی می‌کنند که این روند همچنان به پیش برود. یکی از کارهایی که می‌توان به‌وسیله رایانه انجام داد پروگرام گیرنده ماهواره‌است.

 

 

انواع رایانه

 

 

رایانه‌های توکار

 

در ۲۰ سال گذشته ، هرچند برخی ابزارهای خانگی که از نمونه‌های قابل ذکر آن می‌توان جعبه‌های بازی‌های ویدئویی را که بعدها در دستگاه‌های دیگری از جمله تلفن همراه، دوربین‌های ضبط ویدئویی، و PDAها و دهها هزار وسیله خانگی، صنعتی، خودروسازی و تمام ابزاری که در درون آنها مدارهایی که نیازهای ماشین تورینگ را مهیا ساخته‌اند، گسترش یافت، را نام برد(اغلب این لوازم برنامه‌هایی را در خود دارند که بصورت ثابت روی ROM تراشه‌هایی که برای تغییر نیاز به تعویض دارند،نگاشته شده‌اند). این رایانه‌ها که در درون ابزارهای با کاربرد ویژه گنجانیده شده‌اند «ریزکنترل‌گرهاً یا »رایانه‌های توکار" (Embedded Computers) نامیده می‌شوند. بنابراین تعریف این رایانه‌ها به‌عنوان ابزاری که با هدف پردازش اطلاعات طراحی گردیده محدودیت‌هایی دارد. بیشتر می‌توان آنها را به ماشین‌هایی تشبیه کرد که در یک مجموعه بزرگ‌تر به‌عنوان یک بخش حضور دارند مانند دستگاه‌های تلفن، ماکروفرها و یا هواپیما که این رایانه‌ها بدون تغییر فیزیکی توسط کاربر می‌توانند برای مقاصد مختلفی بکارگرفته شوند.

 

 

رایانه‌های شخصی

 

اشخاصی که با انواع دیگری از رایانه‌ها ناآشنا هستند از عبارت رایانه برای رجوع به نوع خاصی که رایانه شخصی (PC) نامیده می‌شوند استفاده می‌کنند.




 

پوشاک بدن انسان را از آب و هوا و دیگر مخاطرات موجود در طبیعت حفظ می‏کند.همچنین پوشاک می‏توانند برای راحتی ٬حجب و حیا و نیز برای ایمنی مورد استفاده قرار گیرند.همچنین می‏توانند نشاندهده‏ی باورهای مذهبی ٬ فرهنگی و دیگر معانی اجتماعی باشند.امروزه و در قرن ۲۱ استفاده از پوشاک بیشتر به خاطر پیروی از مد و شیک‏پوشی است تا به خاطر راحتی و دیگر استفاده‏های آن.

 

وظیفه اصلی پوشاک حفاظت از بدن انسان در برابر خطرات احتمالی در محیط مانند:آب و هوا (مانند نور شدید آفتاب ٬سرما و گرمای بیش از اندازه و بارش برف و باران.)٬ حشرات ٬ مواد شیمیایی زیان آور ٬سلاح و سایش با مواد زبر و آسیب‏رسان و سایر خطرها است.پوشاک در برابر بسیاری از مخاطرات که ممکن است بدن برهنه انسان را زخمی ‏کند ٬ محافظت می‏کند.در پاره‏ای از موارد پوشاک محیط را از فردی که پوشاک را پوشیده حفاظت می‏کند(مانند پوشاک ضد عفونی شدهٔ محافظ در اتاق عمل و محیط‏های پزشکی).

 

انسان‏ها همیشه در حال طراحی کردن پوشاک نوین برای مشکلات عملی خود هستند و دیگر فرق بین پوشاک و وسایل حفاظتی به شکل آشکار مشخص نیست.در این باره می‏توان به پوشاکی مانند پوشاک فضانوردی٬ پوشاک زرهی ٬ پوشاک غواصی ٬ مایو ٬پوشاک حفاظت کننده در مقابل نیش زنبور ٬ لباس چرمی موتورسواری و لباس‏های محافظ اشاره کرد.

 

همچنین مردم بدن‏هایشان را به وسیله عطر ٬لوازم آرایش و مدل دادن به موهای سر ٬ صورت و بدنشان پیراسته می‏کنند.آنها همچنین بدنشان را به وسیله کارهایی مثل خالکوبی و جای زخم و دیگر کارها علامت‏گذاری می‏کنند.این کارها ممکن است نشانه‏ای از پوشاک باشند اما پوشاکی به وجود نیامده است.

 

در طول تاریخ بسیاری از جوامع به طور کامل یا تاقسمتی طرفدار برهنگی بوده‏اند که این یک هنجار فرهنگی به حساب می‏آمد.در دنیای امروز در بیشتر فرهنگ‏ها رفت و آمد در مکان‏های همگانی بدون پوشاک یک هنجار شکنی و غیرقابل قبول است .


 

تاریخچه مد |fashion

 

        سبکی در هنر و معماری که مشخصه آن درخشندگی، شکوه، نشاط و صمیمیت است. در حدود سال 1700 م. در فرانسه ظهور کرد و طی سده هجدهم در سرتاسر اروپا گسترش یافت. مطابق توصیف فرهنگ انگلیسی آکسفورد ""روکوکو"" به معنای هنر پر زرق و برق و تجملی بود. از میانه سده نوزدهم در آلمان این واژه در اصطلاح هنری و فرمی خود در تاریخ هنر به کار گرفته شد و پیروان ""بورکهارت"" که تلاش داشتند تا دوره های متوازنی برای مراحل رشد و گسترش هنر ابداع کنند، از این اصطلاح توصیف دوره های پایانی یا در واقع انحطاط هر مرحله ای استفاده می کردند. اما با تغییراتی که در ذائقه زیبایی شناسی پدید آمد این اصطلاح ارج نهاده شد و حال با مفهومی عینی و بدون بار معنایی تحقیرآمیز آن در بین تاریخ نگاران هنر مصلح شده است.

        و برای توصیف یک سبک هنری و تزئینی که دارای انسجام و ثبات خاصی است به کار برده می شود. این سبک به دلیل تزئینات ظریف و پر آب و رنگ تمایل به موضوعات کوچک به جای موضوعات برجسته و تمایل آن به اشعار دهقانی به آن یک ویژگی کاملاّْ مشخص و با هویت داده است داده است. در ""روکوکو""به جای پرداختن به حجم، وسواس و دقت بیشتری در سطح وجود دارد. گرایش بیشتر به سمت زیبایی و خشنودی به جای عظمت و شکوه،‌ بازتاب روحیه جامه ای بود که از افراط کاری های ورسای به تنگ آمده بود. از جمله شاهکارهای اولیه این سبک آثار نقش برجسته هنرمندانی چون ""کلوداوردان"" و ""ژان برین"" و نخستین نقاش بزرگ این سبک ""واتئو"" بود. ""بوشه"" و ""فراگونار"" نقاشانی بودند که بیشتر روح دوران اوج و بلوغ ""روکوکو"" را به نمایش می گذاردند.

        ""آنتوان واتئو"" گرچه صحنه هایی از زندگی روستایی را تصویر کرده است اما شخصیت هایش همگی اشراف زادگان خوش گذرانی هستند که محیط روستایی را تفرج گاه فردی قرار داده اند. او سعی داشت تا زنان خاندان سلطنتی را نشان دهد و با به تصویر درآوردن جزئیات لباسشان توجه زنان را به تقلید از سبک پوشاک زنان ممتاز معطوف دارد. لباس هایی با دنباله های بلند و چین دار که تا روی زمین کشیده می شد که الگویی شد برای لبای های شب که تا به امروز نیز این پیروی ادامه دارد و لباس عروس نیز همچنان از این مد الگو برداری می شود این سبک لباس ها نا واتئو را به خود گرفته است. این نئع نمایش لباس شاید آغازگری برای نملیش مد بود. ابتدا در تابلوها و پس از رواج آن و رشد روزافزون طبقه متوسط و گرایش زنان نسبت به پیروی از مد واتئو پوشیدن این نوع البسه از انحصار طبقه اشراف خارج شد و تبدیل به شاخه ای از هنر شد. در اواخر قرن 17 مجلات در انگلستان، پاریس، و فیلادلفیا منتشر شد که آخرین مدها و آداب و رسوم محافل زنانه را که از طبقه ممتاز و اشراف بود نشان می داد.

 

 


 

لباس عروسی، لباسی بی نظیر و منحصر به فردی است. در کنار تولد و مراسم تدفین، ازدواج یکی از سه موقعیت مهم و عظیم در زندگی هر شخص است و تنها موردی است که شخص در تعیین چگونگی آن و عظمت و شکوه برگزاری آن، نقش اصلی را برعهده دارد. این روز برای عروس، بیشتر از آنچه که برای داماد مهم است، دارای اهمیت است و روز بزرگ زندگی او محسوب می شود. در سرتاسر تاریخ، زنان همواره تلاش می کردند تا لباس عروسی خاصی داشته باشند که با موقعیت و فضای جشن و شادی مناسب باشد و باعث بشود تا عروس زیبا را زیباتر از آنچه هست، نشان بدهد و عروسی که چندان زیبا نیست، حداقل عالی و با شکوه به نظر برسد.
 
 
 
 
 
لباس عروس، نشانه ای از ملیت

در قرون وسطی، ازدواج بیشتر از پیوند میان دو نفر اهمیت داشت و در بسیاری موارد اتحاد و پیوند بین دو خانواده، دو تجارت و حرفه و حتی اتحاد بین دو کشور به شمار می آمد. بنابراین عروس باید به شکلی لباسی می پوشید که به بهترین شکلی معرف خانواده او باشد؛ لباس او تنها معرف شخص او نبود. در آن زمان ازدواج های سلطنتی دارای اهمیت سیاسی بسیاری بود و برای ایجاد اتحاد و پیمانی محکم بین دو کشور انجام می شد، بنابراین لازم بود تا عروس جوان عالی و باشکوه به نظر برسد تا اعتبار و حیثیت کشور خود را تقویت کند و با نشان دادن ثروت و توانگری ملت خود، بر کشور داماد تاثیر بگذارد. جواهرات عروس هم به عنوان بخشی از جهیزیه او، مورد توجه و بحث قرار می گرفت.
 

خانواده های سلطنتی و ثروتمند از عالی تری پارچه هایی که ممکن بود، استفاده می کردند و گران ترین پارچه ها از قبیل مخمل، ابریشم و حریر گلدار، اطلس، خز و پارچه های بافته شده از نخ های طلا و نقره را به کار می بردند. در آن زمان که پارچه ها با دست ریسیده می شد، بافته می شد و خشک می شد، و در نتیجه استفاده اقتصادی و صرفه جویانه از پارچه معمول بود؛ دامن ها را به شکل جمع، بزرگ و پف کرده درست می کردند، طول آستین ها تا زمین ادامه داشت و دنباله دامن در پشت لباس به طول چند متر کشیده می شد.
 
لباس تيره رنگ عروسي مربوط با سالهاي 1800
 
رنگ های استفاده شده هم گرانبها و با شکوه بود؛ تنها افراد ثروتمند قادر بودند رنگهای گران قیمتی همچون قرمز، ارغوانی و مشکی را تهیه کنند، زیرا این رنگها بسیار سخت تر از رنگ هایی که از رنگ های گیاهی طبیعی به دست می آمد، تهیه می شد. علاوه براین، لباس عروس با جواهرات قیمتی از قبیل الماس، یاقوت سرخ، یاقوت کبود، زمرد و مروارید تزئین می شد. بنابراین عروس در لباس خود در برابر تابش آفتاب می درخشید. گاهی اوقات لباس عروس چنان با جواهرات پوشیده می شد، به طوری که پارچه لباس در زیر آنها پنهان می شد؛ در قرن پانزدهم زمانی که شاهزاده مارگارت در انگلستان ازدواج کرد، لباس او به حدی سنگین بود که نمی توانست حرکت کند و به کمک دو نفر به کلیسا برده شد!
 
 
پیراهن سفید عروسی

در دوران باستان عروس ها برای نشان دادن شادی خود، از رنگ های شاد و روشن برای لباس عروس استفاده می کردند. رنگ سفید مدتی طولانی است که به عنوان رنگی سنتی و رایج برای پیراهن عروس پذیرفته شده است، اما پیراهن عروس همیشه به رنگ سفید نبوده است.

رسم پوشیدن لباس عروس به رنگ سفید، به دوران ملکه ویکتوریا برمی گردد. پیش از آن عروس ها، بسته به موقعیت اجتماعی خود، انواع متنوعی از رنگ ها و مواد را برای لباس عروس انتخاب می کردند. در آن روزگار رنگ سفید نشانه پاکی و عفت نبود، بلکه رنگ آبی دارای این معنا بود. در حقیقت بسیاری از زنان به همین دلیل رنگ آبی را برای لباس عروسی خود انتخاب می کردند. از طرفی رنگ سفید نشانه ثروت و توانگری بود.
 
عروسي ملكه ويكتوريا و پرنس البرت سال 1854

ازدواج ملکه ویکتوریا با پسر عموی خود شاهزاده آلبرت در سال 1840، بیشترین تاثیر را بر مراسم عروسی گذاشت. ملکه ویکتوریا نخستین فرد سلطنتی نبود که پیراهن عروس سفید رنگ پوشید، اما نخستین فرد در دوره مدرن بود. رنگ سفید، رنگ مرسوم برای مراسم سوگواری سلطنتی بود و اگرچه همیشه به این عنوان استفاده نمی شد، اما به عنوان رنگی مناسب برای مراسم عروسی شاهانه هم محسوب نمی شد. ملکه و یکتوریا با ازدواج در لباسی سفید، چرخ ها را به حرکت درآورد.
 
رنگ سفید عموما برای لباس عروسی انتخاب نمی شد و لباس ویکتوریا باعث شگفتی شد. البته این لباس، غافلگیری ناخوشایندی نبود، زیرا به زودی زنان در سرتاسر اروپا و آمریکا از لباس های سفید برای عروسی خود استفاده کردند. اگرچه عروس هایی هم وجود داشتند که همچنان در لباس هایی به رنگهای دیگر ازدواج می کردند؛ اما رنگ سفید به عنوان رنگی مناسب و عالی برای لباس عروس تعیین شده بود و از آن زمان تا کنون ادامه یافته است. در حقیقت بسیار نادر است که عروسی در لباسی به رنگی غیر از سفید ازدواج کند. در کتابی مربوط به بانوان، در سال 1849 این جمله چاپ شد:« بر اساس رسم و سنت و عرف، از چندین سال قبل رنگ سفید به عنوان مناسب ترین رنگ برای لباس عروسی انتخاب شده است. این رنگ نمادی از پاکی و خلوص و عفت دخترانه است و نشانه ای از قلب سالم و دست نخورده ای است که به همسر آینده خود تقدیم می کند.»

با ظهور فروشگاه های بزرگ در دهه1890، تقریبا هر زنی می توانست رویای خود را برای ازدواج در لباس عروسی جدید و نو تحقق ببخشد. لباس سفید مورد پسند عموم مردم واقع شد و رواج یافت. درسال 1890، در یک ژورنال بانوان نوشته شد که:« از سال های بسیار قدیم که نمی توان آغاز آن را به خاطر آورد، لباس عروسی خانم ها سفید بوده است.»
اگرچه این جمله نادرست بود، اما عمق پذیرش این مطلب را نشان می داد که لباس عروس باید به رنگ سفید باشد. اگرچه رنگ سفید رایج و مرسوم شد، اما بعضی از عروس ها پیراهن هایی را می پوشیدند که دارای کاربرد بیشتری بود و می توانستند بعد از مراسم عروسی هم از آنها استفاده کنند. از آنجایی که لباس عروسی تا حد زیادی به مد زمان خود شباهت داشت و به آن نزدیک بود، تنها با تغییرات اندکی می شد تا پیراهنی را برای پوشیدن مجدد آماده کرد.
 
 
 
اعتقادی قدیمی درباره رنگهای مختلف لباس عروس

یک شعر قدیمی درباره اینکه چگونه رنگ لباس عروسی شما، بر آینده شما تاثیر می گذارد می گوید:« ازدواج درلباس سفید یعنی بسیار خوب و صحیح انتخاب کرده اید؛ ازدواج در رنگ خاکستری یعنی به راه دوری خواهید رفت؛ ازدواج در رنگ سیاه، شما آرزو خواهید کرد که بازگردید؛ ازدواج در رنگ قرمز، شما آرزوی مرگ خواهید کرد؛ ازدواج در رنگ آبی، یعنی شما همواره خالص، پابرجا و راستگو خواهید بود؛ ازدواج در رنگ سبز یعنی شما از دیده شدن خجالت می کشید؛ ازدواج در رنگ زرد، یعنی شما از مرد خود خجالت می کشید؛ ازدواج در رنگ قهوه ای یعنی شما در خارج شهر زندگی خواهید کرد و ازدواج در رنگ صورتی یعنی روح شما غرق خواهد شد.»
 
 
 
تاثیر جنگ جهانی بر لباس عروس

در تمام دوره ها، عروس ها سعی می کنند تا به شکلی لباس بپوشند که مناسب موقعیت اجتماعی آنها باشد و همیشه تا حد امکان متناسب با مد باشد و برای تهیه آن از زیباترین، بهترین و گرانبهاترین موادی که توانایی فراهم کردن آن را دارند، استفاده بشود. میزان و کیفیت موادی که درتهیه لباس عروس به کار می رود، انعکاس ثروت و موقعیت اجتماعی عروس است.
مدها و مدل های لباس در دوره ادوارد هفتم، روز به روزتجملی تری و پرخرج تر می شد، تا با آغاز فاجعه جنگ جهانی اول، این روند متوقف شد و سبک لباس ها ساده تر شد. همچنین با انعکاس تغییر نقش زنان در جامعه، دامن لباس ها کوتاه تر شد. کوکو شانل نیروی قدرتمندی در تغییر فشن زنان بود و نخستین کسی بود که در دهه 1920، رسما لباس عروسی کوتاه را معرفی کرد. این لباس، پیراهن سفیدی تا زانو بود با یک دنباله بلند. این رنگ سفید سیمانی به عنوان رنگ جهانی و همگانی لباس عروس مورد توجه قرار گرفت.
 
مربوط به سال 1920

در زمان جنگ جهانی دوم بسیاری از عروس ها احساس کردند که ازدواج در لباس سفیدی مجلل، شایسته نیست، بنابراین لباس های ساده ای را برای مراسم عروسی خود انتخاب می کردند. در زمان جنگ جهانی دوم زنان وظیفه خود دیدند تا مراسم ازدواج سنتی را ترک کنند، اگرچه اکثر عروس ها ممکن بود تنها چند هفته یا حتی چند روز، پس از مراسم نامزدی خود عروسی کنند. در نتیجه آنها زمان کافی برای یافتن لباس عروس مناسب نداشتند، بنابراین باید بهترین لباس خود را برای این کار انتخاب می کردند. اگر عروسی می خواست که حتما لباس عروس سفید داشته باشد، می توانست آن را برای مراسم، قرض بگیرد یا اجاره کند. اگر عروس و داماد هر دو در جنگ شرکت داشتند، در اونیفورم های نظامی خود ازدواج می کردند.
 
عروس مربوط به سال 1942

پس از جنگ جهانی، یک دوره پر رونق و مرفه آغاز شد و این موضوع در لباس های عروسی هم منعکس شد. لباس های بلند سفید عروسی رسمی، مجددا رایج شد و به مد بازگشت. رنگ مایه های سفید مانند کرم، زرد بسیار کم رنگ و عاجی رنگ، همگی به عنوان رنگ لباس عروس قابل قبول بود؛ در حالی که رنگ های روشنی از قبیل آبی، سبز یا صورتی کمتر استفاده می شد؛ ازدواج در لباس سیاه رنگ، نشانه بدبختی و بخت بد محسوب می شد.
 
 

لباس عروس در قرن جدید

مرکز توجه لباس های عروس از دهه 1950 تغییر کرد. امروزه بیشتر ازهمه، تاکید بر روی شخصیت خود عروس است.
 
عروسي سال 1958
 

در حال حاضر عروس ها می توانند تقریبا ازهر مدل و سبک لباسی برای مراسم ازدواج خود استفاده کنند، یک پیراهن طراحی شده بسیار تزئین شده و مجلل یا حتی یک پیراهن ساده غیر رسمی. هر سبکی که عروس انتخاب کند تا زیباتر به نظر برسد، قابل قبول است.
بنابراین شما می توانید هر رنگی را برای ازدواج خود انتخاب کنید، اما حداقل حالا اندکی درباره سابقه و تاریخچه استفاده از لباس عروسی سفید آگاهی پیدا کرده اید.
منبع اکثر مطالب ابن مجموعه از سایت معظم دوخت  می باشد

 

مختصری بر تاریخ سینمای ایران

سینما شاخه‌ای از هنر است که در آن یک داستان به وسیله دنباله‌ای از تصاویر متحرک (فیلم) نمایش داده می‌شود. یک نمایش‌ سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از فریم‌ها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شده‌است. یک فیلم بر اساس فیلمنامه یا سناریو و توسط مجموعه‌ای از بازیگر‌ها، کارگردان، فیلم‌بردار

و ... ساخته می‌شود. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارایه می‌کند.

تاریخچه سینما

برادران لومیر در سال ۱۸۹۵ دوربین سینماتوگراف را اختراع کردند. هرچند نمی‌توان این دو برادر فرانسوی را یگانه افرادی دانست که به پیدایش هنر سینما کمک کردند. پیدایش سینما و فن فیلمبرداری خود مرهون پیشرفت‌های بسیار زیادی هم در عرصهُ تکامل نگاتیو بود و هم تکامل دستگاه‌های اولیه عکاسی. بطوریکه نمی‌توان قاطعانه از یک نفر به‌عنوان مخترع سینما نام برد. دستگاه‌هایی همچون کینتوسکوپ، ویتاسکوپ و بایوسکوپ همگی در پیدایش دستگاه سینماتوگراف موثر بوده‌اند.

برادران لومیر خود ده‌ها فیلم کوتاه ساختند که همهُ آنها صرفاً از یک نما تشکیل می‌شد و قطع و وصل و تدوین در آنها وجود نداشت. از جملهٔ این فیلم‌ها می‌توانیم به "ورود قطار به ایستگاه"، "خروج قایق از لنگرگاه"، "غذا خوردن کودک" و "خروج کارگران از کارخانه" اشاره کنیم.

پس از لومیرها، ژرژ مه‌لیس باعث تکامل فن سینما شد. دیدگاه مه‌لیس نسبت به سینما یک دیدگاه تئاتری بود. او پرده‌های گوناگونی از نمایش را فیلمبرداری می‌کرد و سپس این پرده‌ها را به یکدیگر متصل می‌کرد. ژرژ مه‌لیس همچنین پدیدآورنده‌ فن تروکاژ در سینماست. پس از مه‌لیس، ادوین اس پورتر باعث تکامل بنیادین و ساختاری سینما شد. او با ساختن فیلم‌های "زندگی آتش‌نشان آمریکایی" و "سرقت بزرگ قطار" سینما را به عنوان پدیده‌ای که امروزه می‌شناسیم معرفی کرد. سینمای پورتر دیگر ارتباطی به تئاتر نداشت، بلکه هنری مستقل و جدید بود. پورتر، پیشگام فن تدوین فیلم نیز می‌باشد. راهی که او در سینما آغاز کرد در نهایت به سینمای داستان‌گوی هالیوود منجر شد.


 

سینما شاخه‌ای از هنر است که در آن یک داستان به وسیله دنباله‌ای از تصاویر متحرک (فیلم) نمایش داده می‌شود. یک نمایش‌ سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از فریم‌ها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شده‌است. یک فیلم بر اساس فیلمنامه یا سناریو و توسط مجموعه‌ای از بازیگر‌ها، کارگردان، فیلم‌بردار

و ... ساخته می‌شود. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارایه می‌کند.

 

 

تاریخچه سینما

 

برادران لومیر در سال ۱۸۹۵ دوربین سینماتوگراف را اختراع کردند. هرچند نمی‌توان این دو برادر فرانسوی را یگانه افرادی دانست که به پیدایش هنر سینما کمک کردند. پیدایش سینما و فن فیلمبرداری خود مرهون پیشرفت‌های بسیار زیادی هم در عرصهُ تکامل نگاتیو بود و هم تکامل دستگاه‌های اولیه عکاسی. بطوریکه نمی‌توان قاطعانه از یک نفر به‌عنوان مخترع سینما نام برد. دستگاه‌هایی همچون کینتوسکوپ، ویتاسکوپ و بایوسکوپ همگی در پیدایش دستگاه سینماتوگراف موثر بوده‌اند.

 

برادران لومیر خود ده‌ها فیلم کوتاه ساختند که همهُ آنها صرفاً از یک نما تشکیل می‌شد و قطع و وصل و تدوین در آنها وجود نداشت. از جملهٔ این فیلم‌ها می‌توانیم به "ورود قطار به ایستگاه"، "خروج قایق از لنگرگاه"، "غذا خوردن کودک" و "خروج کارگران از کارخانه" اشاره کنیم.

 

پس از لومیرها، ژرژ مه‌لیس باعث تکامل فن سینما شد. دیدگاه مه‌لیس نسبت به سینما یک دیدگاه تئاتری بود. او پرده‌های گوناگونی از نمایش را فیلمبرداری می‌کرد و سپس این پرده‌ها را به یکدیگر متصل می‌کرد. ژرژ مه‌لیس همچنین پدیدآورنده‌ فن تروکاژ در سینماست. پس از مه‌لیس، ادوین اس پورتر باعث تکامل بنیادین و ساختاری سینما شد. او با ساختن فیلم‌های "زندگی آتش‌نشان آمریکایی" و "سرقت بزرگ قطار" سینما را به عنوان پدیده‌ای که امروزه می‌شناسیم معرفی کرد. سینمای پورتر دیگر ارتباطی به تئاتر نداشت، بلکه هنری مستقل و جدید بود. پورتر، پیشگام فن تدوین فیلم نیز می‌باشد. راهی که او در سینما آغاز کرد در نهایت به سینمای داستان‌گوی هالیوود منجر شد.

 


 

 

نخستین دوربین فیلم‌برداری در زمان مظفرالدین‌شاه به ایران آمد. نخستین فیلم صدادار فارسی، فیلم دختر لر بود که در سال ۱۳۱۷ خورشیدی توسط عبدالحسین سپنتا ساخته شد.

ورود نخستین دستگاه سینماتوگراف به ایران در سال ۱۲۷۹ هجری خورشیدی توسط مظفرالدین شاه سر آغازی برای سینمای ایران به حساب می‌آید، هر چند ساخت اولین سالن سینمای عمومی تا سال ۱۲۹۱ اتفاق نیفتاد. تا سال ۱۳۰۸ هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تاسیس شده به نمایش فیلم‌های غربی که در مواردی زیر نویس فارسی داشتند می‌پرداختند. نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام «آبی و رابی» در سال ۱۳۰۸ توسط آوانس اوگانیانس، با فیلمبرداری خان بابا معتضدی ساخته شد.

در سال ۱۳۱۱ خورشیدی اولین فیلم ناطق ایرانی به نام «دختر لر» توسط «عبدالحسین سپنتا» در بمبئی ساخته شد. استقبالی که از این فیلم شد، مقدمات ساخت چند فیلم ایرانی دیگر را فراهم کرد. تغییر جو سیاسی کشور طی سالهای ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۷ و اعمال سانسور شدید و مواجهه با جنگ جهانی دوم فعالیت سینمای نوپای ایران را با رکود مواجه ساخت. هر چند نباید از نظر دور داشت که تا این دوره هنوز سینما در ایران جنبه عمومی نیافته بود و استفاده از معدود سینماهای موجود در تهران و شهرهای بزرگ، تقریبا مختص اشراف و اقشار خاصی از جامعه بود. از طرف دیگر در بین سازندگان فیلم نیز خط فکری خاصی وجود نداشت و به جز سپنتا که به دلیل ویژگی‌های فرهنگی وی عناصر ادبیات کهن ایران در ساخته‌های وی به چشم می‌خورد، در بقیه موارد فیلم‌های ساخته شده عمد تاً اقتباسی ناشیانه از فیلمهای خارجی بود.

در سالهای بعد از ۱۳۲۲ فعالیت‌های فیلمسازی به دلیل تاسیس چند شرکت سینمایی توسط تعدادی سرمایه‌گذار و همچنین عمومی تر شدن سینما در بین مردم، گسترش یافت. اما متاًسفانه از آنجایی که در این گسترش توجه به درآمد و سود حاصل از سرمایه گذاری از یک طرف و وضعیت سیاسی جامعه از بعد از کودتای ۲۸ مرداد و تحدید آزادیها، یعنی مهمترین عنصر توسعه فرهنگی، سینمای ایران عمدتاً با محصولاتی عوام پسند و بی محتوا مواجه شد و این عناصر جزو سنت رایج فیلم سازی در این دوره گردید. خوشبختانه در سالهای بعد با فعالیت فیلمسازانی چون ساموئل خاچیکیان، هوشنگ کاووسی، فرخ غفاری، ابراهیم گلستان، سهراب شهید ثالث، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، فریدون رهنما و علی حاتمی جریان فرهنگی تازه‌ای در فیلمسازی ایران آغاز گشت، که تا حدودی جدا از سنت رایج عوام پسندانه در ایران اقدام می‌نمود.

 
//

دهه چهل و پنجاه

تاًسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در ۱۳۴۸ فرصت مناسبی برای شکل گیری سینمای فرهنگی در ایران شد. هم‌کاری یونسکو با این کانون به عنوان توزیع کننده فیلم‌های کودکان در ایران که با اعزام نورالدین زرین‌کلک به بلژیک عملی گردید، تأثیر مهمی بر ارتقاء سطح فرهنگی کانون گذاشت. جریان فرهنگی شکل گرفته از سوی سینماگران پیش‌رو هم‌راه با ایجاد کانون پرورش فکری و همچنین کاهش استقبال عمومی از عناصر سرگرم کننده‌ای چون خشونت، س . . ، جاهل مسلکی در بین اقشار جوان و بخصوص قشر تحصیل‌کرده کشور عواملی بودند دست در دست هم جریان نو و سازنده‌ای را در سینمای ایران طی سال‌های ۵۰ تا ۵۷ به وجود آوردند. سهراب شهید ثالث، بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، خسرو سینایی، کامران شیردل، داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی، علی حاتمی، امیر نادری و... از افرادی بودند که با بهانه‌های غیر مادی نقش اساسی در این جریان داشتند و مقدماتی را فراهم نمودند تا سینمای ایران گام‌های مهمی در سال‌های بعد بر دارد.

سینمای پس از انقلاب

بعد از انقلاب طی سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بدلیل نبودن ضوابط تدوین شده فیلمسازی، سینمای ایران تقریبا در وضعیتی نابسامانی بسر می‌برد. پس از سال ۱۳۶۲ با تدوین ضوابط فیلمسازی که با توجه به شرایط پس از انقلاب تنظیم شده بود، عناصری چون خشونت و س . . . را اجباراً از سینمای ایران خارج ساخت و از طرف دیگر به دلیل مصادره بسیاری از سینماها و شرکت‌های تولید فیلم و اعمال نظارت دولتی بر آنها به طور غیر مستقیم نقش عامل سودآوری در سینما کمرنگ تر شد. این عوامل همراه با تکامل کیفی فیلمسازان دهه پنجاه چون عباس کیارستمی، بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی تاثیر مثبتی بر روند فیلمسازی در ایران گذاشت که با توجه به محدودیت‌ها، محصولات بدیعی را آفریدند و تحسین منتقدان جهانی را به همراه داشت. در این دوره فیلمسازان جوانی چون محسن مخملباف، ابراهیم حاتمی کیا، جعفر پناهی، مجید مجیدی و ابوالفضل جلیلی که با تمایلات مختلف پا به عرصه فیلمسازی گذاشتند و به مرور با مطالعه و پشتکار توانستند به صورتی هنرمندانه عناصر این هنر را بکار بگیرند، نقش موًثری در این تحول ایفا نمودند.

همچنین برقراری منظم سالانه دست کم یک جشنواره بین‌المللی فیلم که در بهمن ماه هر سال به نام جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در کشور برگزار می‌گردد نیز در ایجاد علاقه به سینما در قشر جوان کشور از یکسو و توسعه این هنر نقش مهمی ایفا نموده‌است.

نقطهً اوج موفقیتهای بین‌المللی سینمای ایران در این دوره را باید اهدای جایزه نخل طلایی جشنواره بین‌المللی کن فرانسه در سال ۱۹۹۷ به عباس کیارستمی برای فیلم طعم گیلاس (این جایزه بصورت مشترک به عباس کیارستمی و یک فیلمساز ژاپنی تعلق گرفت) دانست. از دیگر موفقیتهای بین‌المللی سینمای ایران طی این دوره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • جایزه پلنگ طلایی جشنواره لوکارنو، سویس، ۱۹۹۷، به فیلم «آیینه» ساخته جعفر پناهی.
  • جایزه بزرگ بهترین فیلم در جشنواره فیلم سه قاره نانت، فرانسه، ۱۹۹۶ به فیلم «یک داستان واقعی» کار ابوالفضل جلیلی.
  • جایزه دوربین طلایی جشنواره کن، فرانسه، ۱۹۹۵، به فیلم «بادکنک سفید» اثر جعفر پناهی.
  • جایزه روبرتو روسیلینی در جشنواره کن، فرانسه، ۱۹۹۲، به عباس کیارستمی به خاطر مجموعه آثارش. جایزه فرانسوا تروفو در جشنواره فیلم جیفونی، ایتالیا، ۱۹۹۲، به عباس کیارستمی به خاطر مجموعه آثارش.
  • جایزه بزرگ بهترین فیلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، ۱۹۸۹، به فیلم «آب، باد، خاک» ساخته امیر نادری.
  • جایزه بزرگ بهترین فیلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، ۱۹۸۵، به فیلم «دونده» اثر امیر نادری.

از دیگر تحولات کمتر سابقه دار در سینمای ایران طی سالهای بعد از انقلاب حضور جدی تر فیلمسازان زن مانند رخشان بنی‌اعتماد، پوران درخشنده و تهمینه میلانی است.


 
 

جایزه اسکار یا به طور خلاصه اسکار نام جایزه ای است که هر ساله توسط آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک (AMPAS)به بهترین اثرهای صنعت سینما اهدا می شود.

جوایز اسکار، پربیننده ترین جشن سینمایی در دنیا است.

اولین مراسم اسکار در روز پنجشنبه , ۱۶ مه ۱۹۲۹ در هتل روزولت در هالیوود به افتخار فیلمهای برجسته سال ۱۹۲۷ و ۱۹۲۸ برگزار شد.میزبان مراسم بازیگر, داگلاس فربنکس و کارگردان ویلیام سی. دمیل بودند. هشتادمین مراسم اسکار نیز به میزبانی کمدین برجسته کمدی سنترال، جان استیوارت، در روز یکشنبه ۲۴ فوریه ۲۰۰۸ در کداک تیتر در لوس آنجلس برگزار شد.


وجه تسمیه اسکار

نام رسمی اسکار تندیس کوچک "جایزه آکادمی برای شایستگی " است. این جایزه بریتانیم آب طلا شده بر روی یک پایه فلزی سیاه با بلندی ۱۳٫۵ اینچ (معادل ۲۴ سانتیمتر) و وزن ۳٫۸۵ کیلوگرم است که نشاندهنده یک شوالیه است که یک شمشیر مبارزان جنگ صلیبی را در دست دارد که بر روی یک حلقه فیلم ایستاده و پنج حوزه فیلم را نشان می دهد: بازیگران، نویسندگان، کارگردانان، تهیه کنندگان و کادر فنی. سدریک گیبونز کارگردان هنری ام جی ام، یکی از اعضای اولیه آکادمی، طراحی این جایزه را سرپرستی کرد . جورج استنلی مجسمه ساز طرح گیبونز را با سفال ساخت و الکس اسمیت طرح را با قلع و مس ساخت و این طرح را که ۵/۹۲ در صد آن از قلع و ۵/۷ در صد آن از مس بود آب طلا داد. تنها چیزی که به تندیس اسکار از ابتدای ایجاد آن اضافه شده است ، بالا بردن کیفیت پایه آن است. در مورد ریشه نام " اسکار" اختلافاتی وجود دارد. در بیوگرافی بت دیویس عنوان شده که او نام اسکار از نام همسر اول او یعنی رهبر گروه هارمونی اسکارنلسون گرفته شده است. ادعای دیگر در این مورد مربوط به دبیر اجرایی آکادمی بنام مارگارت هریک است که این جایزه را برای اولین بار در سال ۱۹۳۱ دید و این تندیس او را به یاد عمو اسکارش انداخت. سیدنی اسکالسکی که یک روزنامه نویس بود هنگام نامگذاری "هریک" حضور داشت واین نام را در مقله خود آورد: " کارکنان از روی محبت تندیس مشهور خود را" اسکار" لقب دادند."

در هر صورت، هم " اسکار" و هم "جایزه آکادمی" نشانهای مخصوص و انحصاری آکادمی هستند و آکادمی در مقابل تهدیدات و یا دعاوی در مورد آنها شدیدا از آنها حمایت می کند. وب‌گاه رسمی جایزه اسکار oscar.com است.

از سال ۱۹۵۰ قانونا نه برنده ها و نه وارثان آنها نمی توانند بدون اینکه پیشنهاد فروش اولیه جایزه را به قیمت ۱ دلار به آکادمی بدهند اقدام به فروش آن کنند. در صورتی که برنده این شرایط را نپذیرد، آکادمی جایزه را نگه می دارد [۱] جوایزی که تحت حمایت این توافق نامه نبوده اند، در مزایده های عمومی و معاملات خصوصی به قیمت های شش رقمی فروخته شدند.


اعضا

برای نامزدی عضویت در آکادمی رقابت بسیار است (با این وجود، فرد نامزد باید دعوت شده باشد) و یا اینکه یکی از اعضا او را معرفی کند. آکادمی نام اعضای خود را به طور عمومی آشکار نمی کند، گرچه در مطبوعات گذشته نام مدعوین برای عضویت در آکادمی انتشار یافته بود. در صورتی که کسی که هنوز به عضویت در آکادمی در نیامده در طول یک سال برای عضویت در بیش از یک بخش نامزد شده باشد، در زمانی که عضویت را می پذیرد باید بخشی را که می خواهد در آن قرار گیرد انتخاب کند.


نامزدی

امروزه بر اساس قوانین ۲ و ۳ مجموعه قوانین رسمی جوایز آکادمی، یک فیلم باید در سال قبل ( از نیمه شب اول ژوئن تا نیمه شب ۳۱ دسامبر ) در لس آنجلس، کالفرنیا آغاز شده باشد تا شرایط شرکت را داشته باشد. [۲] قانون دوم بیان می دارد که یک فیلم باید "فیلم بلند" (حداقل ۴۰ دقیقه) باشد تا برای کسب جایزه شرکت داده شود. یک فیلم همچنین باید به صورت نسخه فیلم ۳۵ میلیمتری یا ۷۰ میلیمتری یا فیلم دیجیتالی ۲۴ فوت یا ۴۸ فوت اسکن پیشرفت با وضوح حداقل ۱۷۸۰x۷۲۰ باشد.

اعضای گروه های مختلف، افراد مربوطه در حوزهِ خودشان را نامزد می کنند ( بازیگران توسط اعضای بازیگر نامزد می شوند و غیره) در حالیکه تمامی اعضا نامزد بهترین فیلم سینمایی را انتخاب می کنند. برنده ها سپس در نوبت دوم رای گیری که در آن تمامی اعضا در گروه های مختلف رای می دهند انتخاب می شوند. 


 

شب اهدای جوایز

جوایز اصلی در یک جشن که مستقیما از تلویزیون پخش می شود، اغلب در ماه مارس بعد از سال مربوطه و ۶ هفته پس ار اعلام اسامی نامزدین اعطا می شوند. این جشن بسیار مجلل و با شکوه است و تمامی مدعوین بر روی فرشی قرمز رنگ که توسط برجسته ترین طراحان مدروز آماده شده راه می روند. بر اساس تخمین ها هر سال بیش از یک میلیارد نفر به صورت زنده و یا ضبط شده این جشن را تماشا می کنند.( لوی ۲۰۰۳)

این جشن برای اولین بار در سال ۱۹۵۳ از تلویزیون NBC پخش شد. از آن زمان تا سال ۱۹۶۰ از NBC و سپس از شبکه ABC تا سال ۱۹۷۱ و مجددا توسط NBC پخش شد. ABC دوباره در سال ۱۹۷۶ پخش این جشن را تا سال ۲۰۱۴ بر عهده گرفت. [۴]

پس از بیش از ۵۰ سال برگزاری در اواخر مارس یا اوایل آوریل، در سال ۲۰۰۴ برگزاری این جشن به اواخر فوریه یا اوایل مارس تغییر کرد که احتمالا دلیل آن اجتناب ازهمزمانی این جشن با سایر برنامه های مهم در تلویزیون مانند تورنمنت بسکتبال NCAA است.

جشن اعطای این جوایز توسط سازمان امنیت داخلی آمریکا به عنوان رویداد ویژه امنیت ملی محسوب می شود.


نقد

جوایز آکادمی خصوصا طی سال های اخیر مورد اختلاف و انتقاد بسیاری بوده است.

منقدان بر این عقیده هستند که بسیاری از برندگان جایزه بهترین فیلم سینمایی در گذشته در مقابل آزمون زمان باقی نماندند. منتقدان چنین استدلال می کنند که برخی از این فیلم ها از جمله فیلم " بزرگترین نمایش روی زمین ساختهِ ( سیسیل بی. دیمیل) با گذشت زمان تاثیراتی را که در زمان اولین اکران داشته اند از دست داده اند. در مثالی دیگر، منقدان به این نکته پرداخته اند که چطور بعضی فیلم ها مانند " بن هور(فیلم۱۹۵۹)|بن هور ،برنده سال ۱۹۵۹ که یکی ازپردرآمدترین فیلم هایی است که ساخته شده در مقایسه با سایر فیلم های سال ۱۹۵۹ مانند " ریو براو" و " تقلید زندگی در مقابل زمان کمتر باقی مانده اند..( اگرچه "بن هور" در حال حاضر در لیست ۲۵۰ فیلم IMDb در مکان ۱۲۱ قرار دارد، در حالی که " ریو براو" و "تقلید زندگی " اصلا در این لیست وجود ندارند.)

علاوه براین برخی فیلم های نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم که این عنوان را از دست دادند، در نظر بسیاری از منتقدان و فیلم سازان شاهکار هستند. بارزترین نمونه فیلم سیتیزن کین است که نامزد دریافت نهمین اسکار شد اما تنها جایزه ( بهترین فیلمنامه اصیل) را به خود اختصاص داد و درحالیکه طرفداران فیلم ها ، علم دوستان و فیلم سازان این فیلم را به عنوان بهترین فیلم تمامی دوران ها درنظر گرفته اند. فیلم های " پرتغال کوکی"، " Apocalypse Now"، " راننده تاکسی"، " فارگو" و برخی دیگر از جمله نمونه های اینگونه فیلم ها هستند.

انتقادی دیگر این است که بازیگران زن و یا مردی که ابتدا در فیلم های کمدی(و سایر ژانرها) مطرح شدند، برای اینکه به طور جدی مورد نظر آکادمی واقع شوند باید در فیلم های دراماتیک موفق شوند. تنها ۵ بازیگر برای بازی در نقش های کمدی جایزه بهترین بازیگر را برده اند.

برخی از کارگردانان که به هنرمندی آنها اذعان شده است(مانند اورسن ولس ، آلفرد هیچکاک و استنلی کوبریک هرگز جایزه بهترین کارگردان را نبرده اند.

از دیگر انتقادات عینی افزایش تاثیر اعمال نفوذ کارگردانان و شرکت های سازنده فیلم در مورد برخی فیلم ها است، به این معنا که جوایز بیشتر منعکس کننده تلاش ها برای اعمال نفوذ هستند و این قضیه شایستگی فیلم ها را تحت تاثر قرار داده است.

تا به امروز بخشی برای جایزه به کارهای نمایشی، بدلکاران یا مشارکت های نمایشی استفاده نشده است.

در مورد فرآیند رای دادن در آکادمی نیز نقایص زیادی برشمرده شده است، از جمله این حقیقت که دستیاران اعضای آکادمی اغلب در برگه رای گیری رسمی اسکار رای می دهند.

دستاوردهای منحصر به فرد

تنها یک نفر از برندگان جایزه اسکار برنده نوبل نیز بوده است. جورج برنارد شاو ایرلندی در سال ۱۹۳۸ به این مهم دست یافت، وی پس از بردن جایزه نوبل ادبیات در ۱۹۲۵، در سال ۱۸۳۸ جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسي را کسب کرد. والت دیسنیدارای رکورد در دریافت جوایز آکادمی است: برنده ۲۲ جایزه آکادمی و ۴ جایزه افتخاری آکادمی




 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

 

 
 
 



دوربین مقدماتی ۱۶ میلیمتری بولکس که بیش‌تر برای آموزش فیلم‌سازی به کار می‌رود

 

فیلم اصطلاحی است که به‌طور عام شامل تصاویر متحرک و هم‌چنین زمینه می‌گردد. ریشهٔ این نام در این واقعیت است که فیلم عکاسی به‌طور تاریخی عنصر اساسی رسانه ضبط و پخش تصاویر متحرک به حساب می‌آمده‌است.

 

تولید فیلم‌ها از طریق ضبط تصویر مردم و اشیاء واقعی با دوربین یا بوجود آوردن آن‌ها از طریق تکنیک‌های انیمیشن و یا جلوه‌های ویژه است. فیلم‌ها از مجموعه‌ای از قاب‌های انفرادی تشکیل شده‌اند که زمانی که به سرعت و پشت سرهم نمایش داده می‌شوند، توهم حرکت را در بیننده بوجود می‌آورند. بر اثر پدیده‌ای به نام ماندگاری تصویر که بر اثر آن یک منظره برای کسری از ثانیه پس از از بین رفتن آن در حفظ می‌کنند، چشمک‌های بین تصاویر، قابل رویت نیستند. هم‌چنین عامل ارتباط عامل دیگری است که باعث مشاهده تصاویر متحرک می‌گردد. این اثر روانی به نام حرکت بتا معروف است.

 

از نظر اکثر انسان‌ها، فیلم از انواع مهم هنر به‌شمار می‌آید. فیلم‌ها قابلیت سرگرم کردن، آموزش، روشنگری والهام بخشیدن به حضار را داراست. عوامل دیداری سینما نیاز به هیچ نوع ترجمه نداشته و قدرت ارتباطات جهانی را به یک محصول تصویر متحرک می‌بخشند. هر فیلم قابلیت جذب مخاطبان جهانی را دارد به‌خصوص اگر از تکنیک‌های دوبله و یا زیرنویس که گفتار را ترجمه می‌سازد، بهره جسته باشد. فیلم‌ها هم‌چنین محصولاتی هستند که توسط فرهنگ‌های مشخص تولید گشته و آن فرهنگ‌ها را منعکس و در برابر از آن‌ها تأثیر می‌پذیرد.


 
 
//

 

تاریخچه فیلم

 

در اوایل دهه ۱۸۶۰ با استفاده از وسایلی مانند زوتروپ و پراکسینوسکوپ، مکانیزم‌های تولید مصنوعی به وجود آمده و تصاویر دو بعدی متحرک به نمایش در آمدند. ماشین‌های فوق‌الذکر انواع تکامل یافته ابزارهای ساده اپتیکی (مانند توری‌های سحرآمیز) بودند. این ابزار قابلیت نمایش متوالی تصاویر با سرعتی را داشتند که در آن تصاویر به شکل متحرک به نظر می‌رسیدند. این پدیده ماندگاری منظر نام گرفت. طبیعتا، تصاویر می‌بایست به‌طور دقیق طراحی می‌شدند تا اثر مورد نظر را داشته باشند- به همین منظور اصول زیر بنائی خاصی به‌عنوان بنیان ساخت فیلم انیمیشن در نظر گرفته شدند.

 

با پیشرفت فیلم سلولوئید برای مقاصد عکاسی ثابت، امکان گرفتن اشیاء متحرک در زمان حرکت، نیز میسر گردید. در مراحل اولیه فناوری گاهی لازم است که شخص بیننده برای مشاهده تصاویر، در داخل دستگاهی مخصوص را نگاه کند. در سال‌های دهه ۱۸۸۰، با معرفی دوربین تصویر متحرک امکان گرفتن تصاویر انفرادی و ضبط آن‌ها بر روی یک حلقه واحد فراهم آمد که سریعا به اختراع پروژکتور تصویر متحرک انجامید. کار این دستگاه گذراندن نور از فیلم پردازش و چاپ شده و نهایتا بزرگ‌نمائی «اجرای تصاویر در حال حرکت» بر روی پرده جهت رویت تمام حاضران بود. این حلقه‌های فیلم‌های نمایش داده شده به نام «تصاویر متحرک» معروف شدند. اولین فیلم‌های تصویر متحرک حالت استاتیک صحنه داشتند که در آن‌ها یک حادثه یا عمل بدون هیچ‌گونه ویرایش کردن و یا دیگر تکنیک‌های سینمایی، به نمایش در می‌آمدند.





یک فریم از فیلم کوتاه «نمای باغ راندهِی»، نخستین فیلم تاریخ در ۱۸۸۸

 

تصاویر متحرک تا پایان قرن ۱۹، صرفاً به‌عنوان هنر دیداری به حساب می‌آمدند. اما ابتکار فیلم‌های صامت ذهنیت مردم را نیز در اختیار گرفته بود. در زمان آغاز قرن بیستم، ساختار داستانی فیلم‌ها شروع به شکل‌گیری نمود. در این زمان فیلم‌هائی به صورت دنباله‌دار صحنه ساخته شدند که در مجموع یک داستان را نقل می‌کردند. این صحنه‌ها بعدا جای خود را به صحنه‌های چندگانه از زوایا و ابعاد متفاوت دادند. تکنیک‌های دیگر از قبیل حرکت دوربین نیز به‌عنوان راه‌های اثرگذار در انتقال داستان فیلم شناخته و به کار گرفته شدند. صاحبان سالن‌های تئاتر نیز به جای این‌که حاضران را در سکوت نگاه دارند، با در اختیار گرفتن یک پیانیست و یا نوازنده ارگ و یا یک ارکستر کامل، به نواختن موسیقی متناسب با فضای هر صحنه فیلم اقدام می‌نمودند. در اوایل دهه ۱۹۲۰، اکثر فیلم‌ها با لیست صفحات موسیقی تهیه شده بدین منظور عرضه می‌شدند. در محصولات شاخص، این صفحات به صورت کامل برای کل فیلم تدارک می‌گردیدند.

 

رشد صنعت سینما در اروپا با بروز جنگ جهانی اول متوقف گردید و این در حالی بود که صنعت فیلم در ایالات متحده با ظهور هالیوود به شکوفائی رسید. به‌هرحال در دهه ۱۹۲۰، فیلم‌سازان اروپائی مانند سرگئی آینشتاین و اف. دبلیو. مارنائو به همراهی مبتکر امریکائی دی. دبلیو. گریفیت و دیگران، به ارتقاء سطح این رسانه پرداختند. در طول سال‌های دهه ۱۹۲۰، فناوری جدید امکان الصاق حاشیه صوتی گفتار، موسیقی و افکت‌های صوتی متناسب با نوع صحنه به فیلم میسر ساخت. این فیلم‌های صوت دار از ابتدا با نام‌های «تصاویر با صداً یا»تاکیز" شناخته می‌شدند.

 

قدم اصلی بعد در پیشرفت صنعت سینما معرفی رنگ بود. اگرچه اضافه شدن صدا به سرعت فیلم‌های صامت و موزیسین‌های تئاتر را تحت‌الشعاع قرار داد، رنگ به تدریج مورد استفاده قرار گرفت. عامه مردم در رابطه با رنگ و در مقایسه آن با فیلم‌های سیاه و سفید بالنسبه بی‌تفاوتی نشان می‌دادند. اما هم‌چنان که روش‌های پردازش رنگ بهبود یافته و در مقایسه با فیلم‌های سیاه – و – سفید قابل رقابت‌تر می‌گشتند، فیلم‌های رنگی بیش‌تر و بیش‌تر تولید می‌شدند. این زمان هنگام پایان جنگ جهانی دوم بود. هم‌چنان که این صنعت در امریکا رنگ را به‌عنوان عنصر اصلی جذب مخاطب تشخیص داد، آن را در رقابت با تلویزیون که تا اواسط دهه ۱۹۶۰ به صورت رسانه‌ای سیاه – و – سفید باقی مانده بود، مورد استفاده قرار داد. در پایان دهه ۱۹۶۰، رنگ به‌عنوان شیوه عادی کار فیلم‌سازان مطرح شد.

 

دهه‌های ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شاهد تغییرات در روش تولید و سبک فیلم بودند. هالیوود جدید، موج جدید فرانسوی و ارتقاء فیلم‌های فیلم‌سازان تحصیل‌کرده و مستقل همه و همه از تغییراتی بودند که این رسانه آن‌ها را در نیمه دوم قرن بیستم تجربه نمود. در دهه ۱۹۹۰ و در آستانه ورود به قرن بیست و یکم، فناوری دیجیتال، موتور اصلی تحولات به‌شمار می‌آمد.


 

 

تئوری فیلم

تئوری فیلم در جستجوی بسط مفاهیم مختصر و سیستماتیک که بر مطالعه فیلم / سینما به‌عنوان یک هنر دلالت دارند، است. تئوری‌های کلاسیک فیلم چهارچوبی ساختاری در خصوص موضوعات کلاسیک تکنیک‌های داستان سرائی، دایجسیز، قوانین سینما، «تصویر»، دسته، فردیت و تالیف فراهم می‌آورد. اکثر تجزیه و تحلیل‌های جدید به مسائلی از قبیل روش تحلیل روانی تئوری فیلم، ساختارگرائی تئوری فیلم، تئوری زن‌سالاری فیلم و دیگر موارد مشابه توجه نشان داده‌اند.


 

 

نقد فیلم

تعریف نقادی فیلم عبارت‌اند از تحلیل و ارزیابی فیلم‌ها هست. به صورت کلی، این کارها را می‌توان به دو گروه تقسیم نمود؛ نقادی فیلم توسط افراد صاحب‌نظر در رشته فیلم‌سازی و نقادی روزنامه‌ای که به صورت روزمره در روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها دیده می‌شود.

 

منتقدین فیلم که برای روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌های گروهی کار می‌کنند، به‌طور عمده بر روی فیلم‌های جدید نظر می‌دهند. آن‌ها به صورت عادی فقط یک‌بار فیلم مورد نظر را دیده و فقط یک یا دو روز وقت دارند تا نظر خود را ارائه نمایند. علی‌رغم این موضوع، منتقدین تأثیری عمده بر فیلم‌ها دارند به‌خصوص آن‌هائی که دارای یک نوع خاص هستند. فیلم‌های پر طرفدار اکشن، ترسناک. کمدی کمتر مورد قضاوت منتقدین قرار دارند. از سوی دیگر خلاصه طرح و شرح و بسط یک فیلم که موضوع اصلی مرور آن به حساب می‌آیند نیز تأثیر عمده‌ای بر انتخاب فیلم توسط بینندگان دارد. در فیلم‌های معتبر مانند درام، تحت تأثیر قرار دادن بیننده از اهداف اصلی و بسیار مهم محسوب می‌گردد. تحلیل‌های ضعیف، گاهی‌اوقات یک فیلم را تا درجه گمنامی و زیان مالی پیش می‌برند.

 

تأثیر نظرات یک منتقد بر روی نحوه عملکرد اکران یک فیلم مشخص محل بحث دارد. برخی ادعا می‌کنند که امروزه نحوه بازاریابی سینما به‌گونه‌ای گسترده و فشرده واز نظر مالی برنامه‌ریزی شده‌است که منتقدین توان تأثیرگذاری بر آن را ندارند. ولی به‌هرحال، مردودیت فاجعه بار برخی فیلم‌هائی که به نحو گسترده‌ای بر موفقیت آن‌ها سرمایه‌گذاری شده بود بر اثر نقادی تند آن‌ها و هم‌چنین موفقیت غیرقابل پیش‌‌بینی فیلم‌های مستقلی که نقد مثبت داشته‌اند، نشانگر این موضوع است که تأثیر نظرات منتقدین می‌تواند اثرات بسیار عمیقی داشته باشد. برخی دیگر اعتقاد دارند که نقد مثبت فیلم باعث ایجاد اشتیاق در بینندگان فیلم‌های کم شهرت بوده‌است. برعکس، فیلم‌های متعددی وجود داشته‌اند که شرکت‌های فیلم‌ساز به‌قدری به آن‌ها بی‌اعتماد بوده‌اند که به جهت جلوگیری از افت فروش، به منتقدین اجازه ارائه نظراتشان را نداده‌اند. به‌هرحال، این کار نتیجه منفی داشته و منتقدینی که نسبت به این تاکتیک حساس بوده‌اند، به جامعه هشدار داده‌اند که این فیلم ارزش دیدن را ندارد که در نتیجه این‌گونه فیلم‌ها اقبال چندانی نیافتند.

 

مسأله مورد مناقشه آن است که منتقدین روزنامه‌ای فیلم را می‌باید فقط مرورگر فیلم نامیده و منتقدین واقعی فیلم آن‌هائی هستند که به صورت آکادمیک به نقد فیلم می‌پردازند. این روش فکری را معمولاً به نام تئوری فیلم یا مطالعات فیلم می‌شناسند. تلاش اصلی منتقدین، فهم روش کارکرد فیلم و تکنیک‌های فیلم‌برداری و تأثیرات آن‌ها بر روی مردم است. نتیجه کارکرد منتقدین بیش از آن‌که در روزنامه‌ها به چاپ رسیده و یا در تلویزیون نمایش داده شود، در ژورنال‌های تخصصی و گاهی‌اوقات نیز در مجلات سطح بالای جامعه ارائه می‌گردند. هم‌چنین گاهی‌اوقات منتقدین با کالج‌ها و دانشگاه‌ها همکاری می‌نمایند.


 

 

صنعت تصاویر متحرک



برادران لومیر

 

بلافاصله پس از ابداع صنعت پردازش، حرفه ساخت و نمایش تصاویر متحرک به‌عنوان منبع کسب درآمد مطرح گردید. پس از مشاهده نتیجه موقفیت‌آمیز ابتکار جدید خود و محصول خروجی آن در فرانسه، لومیرها اقدام به برگزاری تور دور قاره اروپا به منظور به نمایش‌گذاری خصوصی اولین فیلم‌های خود برای عوام و خواص جوامع نمودند. آن‌ها در هر کشور به‌طور عادی مناظری جدید از محلات را به آلبوم خود اضافه نموده و خیلی سریع طرف‌های تجاری در کشورهای مختلف اروپا پیدا نمودند تا خریدار وسایل و عکس‌های آن‌ها بوده و در امر صادرات، واردات و تجاری کردن محصولات صحنه‌ای یاور آنان باشند. درسال ۱۸۹۸ (میلادی)، نمایش احساس اوبرامرگوا اولین فیلم تجاری شد که تا آن زمان تولید گشته بود. به زودی فیلم‌های دیگر نیز ارائه گشتند تا صنعت فیلم به‌عنوان صنعتی نو و مستقل جهان واریته را تحت‌الشعاع قرار دهد. شرکت‌های اختصاصی جهت تولید و توزیع فیلم به وجود آمدند و این در حالی بود که بازیگران سینما از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار گشته و اجرت‌های سنگینی را برای بازی در فیلم‌ها طلب می‌نمودند. قبل از آن یعنی در سال ۱۹۱۷، چارلی چاپلین قراردادی برای حقوق سالیانه یک میلیون دلار منعقد نموده بود.

 

امروزه در ایالات متحده، عمده صنعت فیلم‌سازی در اطراف هالیوود متمرکز شده‌است. هم‌چنین مراکز محلی سینمایی در بسیاری از مناطق جهان به وجود آمده‌اند و به‌عنوان مثال صنعت فیلم سازی هندوستان (که مرکز آن در حوالی «بالی وود» قرار دارد) در سال بیش‌ترین تعداد فیلم در جهان را تولید می‌نمایند. این‌که اگر در سال ده هزار فیلم با خصوصیات مثبته توسط صنایع ولی فیلم‌های شهوت‌انگیز تولید شوند، نکته قابل مناقشه آنست که این فیلم‌ها بایستی تعیین صلاحیت گردند. اگر چه هزینه‌های تولید فیلم باعث هدایت تولیدات سینما به سمت تمرکز در تحت نظر استودیوهای سینمایی گردید، پیشرفت‌های جدید در مقرون به‌صرفه ساختن تجهیزات ساخت فیلم باعث شکوفائی تولیدات مستقل فیلم گشتند.

 

سود به‌عنوان یک عامل کلیدی در هر صنعتی مطرح است، با توجه به ماهیت هزینه‌بر و مخاطره‌آمیز فیلم‌سازی، برای ساخت بسیاری از فیلم‌ها نیاز به هزینه‌های بیش از حد دارد. یک مثال منفی این مورد فیلم واتر ورلد کوین کاستنر هست. با این حال، تلاش بسیاری از فیلم‌سازان به دنبال خلق آثاری است که از لحاظ اجتماعی مقبولیت پیدا نمایند. جایزه دانشگاهی (که به نام «اسکار» نیز شناخته می‌شود) مهم‌ترین جوایزی است که در ایالات متحده به فیلم‌های برتر اعطاء گشته و ظاهراً براساس شایستگی‌های هنری آن باعث شناسائی جهانی آن فیلم می‌گردد. هم‌چنین، فیلم‌ها به سرعت جای خود را در آموزش، به جا و در کنار صحبت‌ها و متون استاد باز نمودند.


 

 

مراحل فیلم‌سازی

 

تعداد و نوع کارکنان لازم جهت تهیه فیلم بستگی به ماهیت آن دارد. بسیاری از فیلم‌های حادثه‌ای هالیوود نیاز به صحنه‌سازی‌های کامپیوتری (سی. جی. آی) دارند که توسط یک دوجین عوامل قالب‌های سه بعدی، انیمیشن کارها، روتوسکوپ کارها و سازندگان تدارک می‌گردند. به‌هرحال، یک فیلم کم‌ خرج مستقل توسط عوامل اصلی که معمولاً دستمزد کمی هم دارند قابل ساخت است. کار فیلم‌سازی در تمام نقاط دنیا با استفاده از فناوری‌ها، سبک‌های بازی و اقسام آن در حال انجام است. بودجه برخی از این فیلم‌ها بسیار زیاد و در حد تعهد دولتی است مانند نمونه‌هائی در چین و در مقابل برخی دیگر در حد فیلم‌سازی در سیستم استودیوی امریکا هزینه‌بر هستند.

 

مراحل مرسوم فیلم‌سازی مراحل تولید در هالیوود شامل پنج مرحله اساسی است:

  1. ارتقاء
  2. مرحله قبل از تولید
  3. تولید
  4. مرحله بعد از تولید
  5. توزیع

مدت زمان لازم برای این مراحل معمولاً سه سال است. سال اول صرف مرحله «ارتقاء» است. در سال دوم مراحل «قبل از تولید» و «تولید» به انجام می‌رسند. سال سوم نیز به مراحل «بعد از تولید» و «توزیع» اختصاص می‌یابد.


 

 

عوامل فیلم

عوامل فیلم عبارت‌اند از گروهی از مردم که به منظور تولید یک فیلم یا پروژه تصویر متحرک توسط شرکت فیلم‌ساز استخدام می‌شوند. نظیر «پخش»، «بازیگران» که در جلوی دوربین ظاهر می‌شوند و افرادی که برای شخصیت‌های فیلم صداسازی می‌نمایند و...


 

 

فیلم‌سازی مستقل

فیلم‌سازی مستقل معمولاً در خارج از هالیوود و دیگر سیستم‌های استودیوئی انجام می‌شود. یک فیلم مستقل (یا فیلم هند و چین فیلمی است که در ابتدا بدون برنامه‌ریزی مالی و توزیع حمایت شده از سوی استودیوهای فیلم‌سازی عظیم ساخته می‌شود. خلاقیت، تجارت و دلایل تکنولوژیکی تماما از عوامل رشد فیلم‌های هند و چین در اواخر سده بیستم و اوایل سده ۲۱ به حساب می‌آیند.

 

از منظر خلاقیت، جلب حمایت استودیوها برای فیلم‌های آزمایشی بسیار دشوار است. وجود اجزای آزمایشی در موضوع و سبک از جمله مسائل ممنوعه استودیوهای بزرگ فیلم‌سازی هستند.

 

از لحاظ کاری، بودجه‌های سنگین استودیوهای فیلم‌سازی نیز آن‌ها را به سوی انتخاب‌های محافظه‌کارانه در مسائل مربوط به پخش و گزینش عوامل سوق می‌دهد. این مشکل با در نظر گرفتن مسائل مشارکتی شرکت‌ها نیز بیش‌تر تشدید می‌گردد. (مشارکت از ۱۰٪ در سال ۱۹۸۷ به حدود دو سوم فیلم‌ها در سال ۲۰۰۰ توسط شرکت برادران وارنر افزایش پیدا کرده‌است. یک مدیر تولید ناشناس تا زمانی که تجارب موفقی در فیلم‌سازی صنعتی یا تلویزیون نداشته باشد، تقریباً هیچگاه در استودیوها پذیرفته نمی‌شود. استودیوها هم‌چنین از هنرپیشگان غیرمعروف در فیلم‌های خود و به‌خصوص در نقش‌های کلیدی استفاده نمی‌نمایند.

 

تا زمان ابداع دیجیتال، هزینه‌های تجهیزات حرفه‌ای فیلم و نگاه‌داری آن‌ها نیز از جمله موانع اصلی در تولید، مدیریت، یا بازیگری در فیلم‌های استودیوهای سنتی به‌شمار می‌آمد. سرعت بالا رفتن هزینه‌های ساخت یک فیلم ۳۵ میلیمتری از نرخ تورم نیز افزون است. تنها در سال ۲۰۰۲ و بنا به گزارش "ورایته هزینه نگاتیو فیلم ۲۳٪ افزایش نشان داده‌است. فیلم‌ها هم‌چنین نیازمند صرف هزینه‌های سنگین روشنائی و تجهیزات مربوط به مرحله بعد از تولید هستند.

 

ابداع دوربین‌های مصرفی کمکوردر در سال ۱۹۸۵ و از آن مهم‌تر به بازار آمدن ویدیوی دیجیتال کیفیت بالا در اوایل دهه ۱۹۹۰، موانع تکنولوژیکی تولید فیلم را تا حد زیادی کاهش دادند. در این راستا هزینه‌های مراحل تولید و پس از تولید نیز به نحو شایسته‌ای کاهش یافتند؛ امروزه، تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مربوط به مرحله پس از تولید را می‌توان بر روی یک کامپیوتر شخصی نصب نمود. فناوری‌هائی مانند دی. وی. دی، اتصالات فایر وایر و سیستم غیرخطی ویرایش، هم‌چنین نرم‌افزارهای حرفه‌ای مانند ادوبی پریمیر پرو و فاینال کات پرو شرکت اپل وغیرحرفه‌ای مانند فاینال کات اکسپرس شرکت اپل و آی مووی، امر فیلم‌سازی را به صورتی کم هزینه میسر ساخته‌است.

 

از زمان معرفی فناوری دی وی، امر تولید بیش از پیش مردمی گشت.در حال حاضر فیلم‌سازان این امکان را دارند که کار فیلم‌برداری و ویرایش یک فیلم، تولید و ویرایش صدا و موسیقی و میکس نهائی را بر روی یک کامپیوتر خانگی انجام دهند. به‌هر حال، در عین حالی که روش‌های تولید مردمی گشته‌اند، مسائلی مانند بودجه‌بندی، توزیع و بازاریابی هنوز مشکل و در قالب سیستم سنتی انجام می‌پذیرند. بسیاری از فیلم‌سازان مستقل برای جلب توجه عموم به فیلم خود و فروش آن بروی فستیوال‌ها حساب می‌کنند.


 

 

انیمیشن

انیمیشن نام تکنیکی است که در آن هر فریم فیلم به صورت انفرادی چه به صورت یک گرافیک کامپیوتری یا عکاسی از یک تصویر و یا ایجاد تغییرات مکرر کوچک در یک واحد مدل (قسمت کلای میشن و استاپ موشن را ببینید) تولید و سپس فیلم‌برداری نتیجه توسط یک دوربین مخصوص انجام می‌پذیرد. هنگامی‌که فریم‌ها به صورت سلسله‌وار به هم متصل شدند، فیلم حاصله را با سرعت ۱۶ فریم در ثانیه یا بی‌شتر ملاحظه می‌نمایند. نتیجه آن خواهد بود که این تصاویر (بر اثر قانون ماندگاری تصویر) به صورت متحرک به نظر می‌رسند. اگرچه توسعه انیمیشن کامپیوتری باعث سرعت بخشیدن به این مراحل گردیده ولی باز هم تولید چنین فیلمی مستلزم کار زیاد و خسته‌کننده‌است.

 

فرمت‌های فیلم از قبیل جی. آی. اف.، کوئیک تایم، شاک ویو و فلاش امکان دیدن انیمیشن بر روی کامپیوتر و یا بر روی اینترنت را فراهم می‌سازد.

 

نظر به این‌که ساخت انیمیشن خیلی زمان‌بر و گاه خیلی هزینه‌بر است، بسیاری از انیمیشن ساخته شده برای تی وی و سینما توسط استودیوهای حرفه‌ای انیمیشن تولید می‌گردند. به‌هرحال، زمینه تولید انیمیشن مستقل از حداقل دهه ۱۹۵۰ با تولید انیمیشن‌های تولیدی استودیوهای مستقل (و گاهی توسط افراد مستقل) نیز انجام می‌پذیرفته‌است. بسیاری از تولیدکنندگان مستقل انیمیشن بعدها وارد صنعت حرفه‌ای انیمیشن گردیدند.

 

[انیمیشن محدود]] روشی جهت افزایش تولید و کاهش هزینه‌های انیمیشن از طریق استفاده از «میان‌بر»ها در مراحل پردازش انیمیشن محسوب می‌گردد. این روش ابتدا توسط شرکت یو. پی. ای. به کار گرفته شد و سپس توسط هانا – باربرا مرسوم (یا به اعتقاد برخی سوء استفاده) گردید که در مراحل بعد توسط استودیوهای دیگر به‌عنوان کارتن اقتباس شده از سینما تئاتر به تلویزیون مورد استفاده قرار گرفت.

 

اگرچه در حال حاضر اکثر استودیوهای انیمیشن از تکنولوژی‌های دیجیتال در محصولات خود بهره می‌جویند، هنوز سبک خاصی از انیمیشن وجود دارد که بستگی به فیلم دارد. در انیمیشن بدون دوربین، که توسط فیلم‌سازانی مانند نورمن مک لارن، لن لای و استان براک هیج مشهور گردید، تصاویر نقاشی شده و به‌طور مستقیم از قطعات فیلم گرفته شده و نهایتا از طریق یک پروژکتور پخش می‌گردد.


 

 

محل نمایش فیلم

 

پس از مراحل اولیه تولید، به‌طور عادی فیلم را در سینما تئاتر و یا سینما به بینندگان نمایش می‌دهند. اولین سالن تئاتری که طراحی آن انحصاراً به‌عنوان سینما انجام شده بود در سال ۱۹۰۵ در پیترزبورگ، پنسیلوانیا گشایش یافت. در عرض چند سال هزاران سالن تئاتر مشابه ساخته شده و یا تغییر کاربری یافت. این تئاترها در ایالات متحده به نام سینما تئاتر نیکلویئون نیکلودئون شناخته شدند. دلیل انتخاب این نام نیز آن بود که هزینه ورودی آن‌ها معادل یک نیکل (پنج سنت) بود.

 

به‌طور مرسوم، یک فیلم یک ارائه برجسته (یا فیلم برجسته) است. دو برجستگی فیلم عبارت‌اند از؛ «تصویر نوع‌ ای» با کیفیت بالا که توسط یک تئاتر مستقل به قیمتی مقطوع اجاره می‌شود، و «تصویر نوع بی» با کیفیتی پایین که به صورت درصدی از درآمد خالص اجاره می‌گردد. امروزه، قطعات نمایشی که به‌عنوان پیش‌پرده فیلم‌ها (در تئاتر) نمایش داده می‌شوند شامل قطعاتی از فیلم‌های بعدی و تبلیغات پرداخت شده می‌گردد (که هم‌چنین با نام تریلرها و یا «توینتی» شناخته می‌شوند).

 

به صورت کلی ساخت تمام فیلم‌ها برای نمایش در سینما تئاترها انجام می‌گیرد. توسعه تلویزیون باعث گردید تا فیلم‌هائی که دیگر در سینما تئاترها قابل نمایش نبودند برای گروه بیش‌تری از بینندگان نمایش داده شوند. از سوی دیگر فناوری ضبط فیلم نیز مصرف‌کنندگان را قادر ساخت تا کپی فیلم‌ها را به صورت‌های نوار ویدئو یا دی. وی. دی. (و فرم‌های قدیمی‌تر آن یعنی دیسک‌های لیزری، وی. سی. دی. و سلکتا ویژن --- هم‌چنین بخش دیسک ویدئوئی را ببینید)، را خریده و یا اجاره نمایند. از سوی دیگر دانلود کردن از روی اینترنت نیاز به‌عنوان منابع درآمد شرکت‌های فیلم‌ساز آغاز و مورد بهره‌برداری عموم قرار گرفت. در حال حاضر برخی فیلم‌ها مشخصا برای این روش‌ها به‌عنوان ساخته – شده – برای – تلویزیون یا مستقیم – بر روی – ویدئو ساخته می‌شوند. البته کیفیت این فیلم‌ها در مقایسه با فیلم‌های ساخته شده برای نمایش در سینما پایین‌‌تر ارزیابی می‌گردد. و به‌راستی که برخی اوقات فیلم‌هائی که از سوی استودیوها رد می‌شوند را در این بازارها عرضه می‌نمایند.

 

سینما تئاترها به‌طور متوسط ۵۵٪ در آمد فروش بلیط خود را به‌عنوان هزینه اجاره فیلم به استودیوهای فیلم‌ساز می‌پردازند. البته در صد اصلی با رقم‌های بالاتر از این حد آغاز شده و در طی زمان نمایش به‌عنوان تشویق سالن‌ها به ادامه نمایش، کاهش می‌یابد. در هر صورت، تقاضای امروزی تنها این اطمینان را می‌دهد که اکران فیلم‌هائی که بازاریابی قوی بر روی آن‌ها انجام یافته، در سینما تئاترهای درجه یک، کمتر از ۸ هفته دوام بیاورد. فقط تعداد انگشت‌شماری فیلم در سال این قاعده را می‌شکنند. این نوع فیلم‌ها معمولاً در ابتدا به صورت محدود در چند سالن توزیع شده و در واقع بر اثر تعاریف مثبت بین مردم و منتقدین، رشد می‌یابند. بر پایه تحقیق صورت گرفته توسط شرکت ابن امرو در سال ۲۰۰۰، حدود ۲۶٪ در آمد بین‌المللی استودیوهای هالیوود از طریق فروش بلیط در گیشه؛ ۴۶٪ از فروش فیلم بر روی نوارهای وی. اچ. اس. و دی. وی. دی. به مصرف‌کنندگان و ۲8٪ از تلویزیون (پخش، کابلی و پرداخت پس از رویت) حاصل می‌گردد.


 

 

توسعه فناوری فیلم

 

نوار فیلم شامل مواد سلولوئید شفاف، پلی استر، یا استات بیس بوده که با لایه‌ای از امولسیون حاوی مواد شیمیائی سبک و حساس پوشانیده شده‌است. ابتدائی‌ترین نوع فیلم که برای ضبط تصاویر متحرک مورد استفاده قرار گرفت از جنس نیترات سلولز بود که بعدها به دلیل خاصیت اشتعال‌زائی جای خود را به انواع مواد مطمئن‌تر داد. عرض نوار و نوع فیلم برای تصاویر ضبط شده بر روی حلقه آن نیز دارای تاریخچه‌ای غنی است. اگرچه هنوز هم فیلم‌های تجاری عظیم را بر روی نوارهای ۳۵ میلیمتری تهیه و به بازار عرضه می‌کنند.

 

در آغاز فیلم‌های تصویر متحرک را در سرعت‌های متفاوت تهیه و توسط دوربین‌ها و پروژکتورهای هندلی پخش می‌نمودند؛ اگر چه استاندارد سرعت فیلم صامت ۱۶ فریم در ثانیه‌است، تحقیقات موید آنست که سرعت فیلم‌برداری اکثر فیلم‌ها بین ۱۶ تا ۲۳ فریم در دقیقه بوده و حداکثر در ۱۸ فریم در ثانیه نمایش داده می‌شدند (معمولاً حلقه‌های فیلم حاوی دستورالعملی بودند که نشان می‌داد چه صحنه‌هایی را باید با چه سرعتی نمایش بدهند) [۱].. در اواخر دهه ۱۹۲۰ و هم‌زمان با معرفی فیلم‌های صدادار، سرعت فیلم‌ها نیز می‌بایست جهت هماهنگی آن با صدا، ثابت می‌گردید. بنابراین سرعت ۲۴ فریم در ثانیه را به دلیل این‌که پایین‌ترین (و طبعا ارزان‌ترین) سرعت متناسب با ارائه کیفی صوت محسوب می‌گشت را برگزیدند. از اواخر قرن نوزدهم بهبودهای فنی شامل مکانیزه شدن دوربین‌ها -– که امکان فیلم‌برداری با سرعت ثابت را فراهم می‌نمود، دوربین‌های بی‌صدا—که امکان ضبط صدا در صحنه و بدون نیاز به بالون‌های هوائی بزرگ برای پوشش دوربین را در اختیار قرار می‌دادند، اختراع انواع پیچیده‌تر نوارهای فیلم و لنزها برای مدیران امکان ساخت فیلم حتی در ضعیف‌ترین شرایط را فراهم می‌آورد. درهمین راستا، پیشرفت صدای هم‌زمان نیز باعث گردید تا بتوان صدا را کاملاً متناسب با سرعت فضای صحنه مورد نظر ضبط نمود. هم‌چنین می‌توان صدا را به‌طور جداگانه از فیلم‌برداری تهیه نمود، ولی برای تهیه فیلم‌های اکشن زنده بسیاری از قسمت‌های صدا را معمولاً به صورت هم‌زمان ضبط می‌نمایند.

 

از زمانی‌که تکنولوژی به‌عنوان اساس عکاسی پیشرفت نمود، فیلم به‌عنوان یک رسانه، محدود به تصاویر متحرک نمی‌گردد. در حال حاضر می‌توان توالی پیش‌رونده تصاویر ثابت را به شکل نمایش اسلاید نمایش داد. نمایش فیلم هم‌چنین با فناوری چند رسانه همگام گردیده و اغلب به‌عنوان سند اولیه تاریخی مطرح می‌شود. ولی به‌هر حال، فیلم‌های تاریخی مشکلاتی از باب حفظ و نگاه‌داری دارند که در این راستا، صنعت سینما در حال کشف روش‌های زیادی است. اکثر فیلم‌های ضبط شده بر روی نوار نیترات سلولز بروی فیلم‌های مدرن و ایمن کپی گردیدند. برخی استودیوها جهت حفظ فیلم‌های رنگی از شیوه جداسازی کلی استفاده می‌نمایند-- در این روش سه نگاتیو سیاه و سفید که هر کدام در معرض گذراندن نور از فیلترهای رنگی قرمز، سبز و آبی (لزوما یک روش معکوس پردازش تکنیکالر) قرار می‌گیرند. روش‌های دیجیتال نیز جهت بازیابی فیلم به کار گرفته می‌شوند، اگرچه کهنه شدن زودهنگام این متدها باعث گردیده که انتخاب آن‌ها (از سال ۲۰۰۶) برای مقاصد حفظ فیلم، به ندرت انجام پذیرد. حفظ و نگه‌داری فیلم از پوسیدگی و خرابی هم باعث نگرانی مورخان فیلم و مسئولان بایگانی از یک سو و شرکتهائی که تمایل به حفظ آثار فعلی خود برای دستیابی نسل‌های آینده به آن‌ها (و بالطبع افزایش درآمد) دارند، از سوی دیگر گردیده‌است. نظر به نرخ بالای خرابی فیلم‌های رنگی نیترات و تک نوار، مسأله نگاه‌داری این نوع فیلم‌ها نگرانی بیش تری را ایجاد می‌نماید؛ با در نظر گرفتن روش‌های نگه‌داری و استفاده صحیح، فیلم‌های سیاه و سفید در بسته‌های ایمنی و فیلم‌های رنگی در مواد چاپی اشباع شده تکنیکالر بهتر نگه داشته می‌شوند.

 

در دهه‌های اخیر، برخی فیلم‌ها با استفاده از فناوری‌های آنالوگ ویدیو ضبط شده‌اند که شبیه آن‌چه در تلویزیون استفاده می‌شود می‌باشند. تکنیک‌های مدرن دوربین‌های دیجیتال ویدیو نیز جای خود را باز نموده‌اند. این روش‌ها باعث افزایش بی‌حد سود فیلم‌سازان گردیده‌اند، زیرا می‌توان فوت بیش‌تر طول فیلم را بدون معطلی جهت پردازش فیلم ذخیره شده، ارزیابی و اصلاح کرد. اما هنوز مرحله انتقال بطئی بوده و از سال ۲۰۰۵ اکثر فیلم‌های اصلی سینما را نیز هنوز بر روی فیلم ضبط می‌نمایند.


 

 

پایایی و دوام فیلم‌ها

 

عمر فیلم از زمان ظهور به حدود یک قرن می‌رسد؛ به‌هرحال این زمان را اگر با عمر هنرهای دیگر از قبیل نقاشی یا مجسمه‌سازی مقایسه کنیم چندان زمان طولانی به نظر نمی‌آید. در سال‌های ابتدائی دهه ۱۹۵۰، یک «تهدید» که توسط تلویزیون ایجاد شده بود تشخیص داده شد، خصوصا هنگامی که اف. سی. سی. اقدام به گسترش تلویزیون در سال ۱۹۵۲ و در طی گسترش امتیاز تی وی خود نمود. مجلات تجاری مقالاتی در باب «مرگ» تئاترهای محلی به چاپ رسانیدند. با این حال، در زمان حاضر بسیاری اعتقاد دارند که فیلم هنری ماندگار و پایاست زیرا تصاویر متحرک قابلیت ایجاد تغییرات در احساسات آدمی دارا هستند. صرف‌نظر از هنجارهای جامعه و تغییرات فرهنگی، هنوز هم شباهت‌های نزدیکی بین نمایش‌نامه‌های تئاتر کهن و فیلم‌های امروزی مشهود است. سینمای عشقی در باره دختری که عاشق مردی است که به هر دلیل نمی‌تواند با او باشد، فیلم‌هائی درباره یک قهرمان که در برابر تمام بدیهای یک دشمن شیطان صفت قدرتمند می‌جنگد، کمدی‌هائی درخصوص زندگی روزمره و غیره تماما دارای زمینه‌هائی با موضوعات مشترک که در کتاب‌ها، نمایش‌نامه‌ها و دیگر مکان‌ها آمده، هستند.


 

 

انواع ابتدایی فیلم

  • فیلم داستانی
    • انواع سینمایی
  • فیلم مستند
  • فیلم آزمایشی
  • انیمیشن
  • فیلم وب

 

 

منابع

  • پل رید. تاریخچه کوتاه مرحله بعد از تولید فیلم سینمایی ۲۰۰۶ – ۱۸۹۶) به زبان انگلیسی؛ در: جوآچیم پولزر (ویراستار). زور گشیچت دس فیلم کوپیر ورکز. (در تاریخچه لابراتوار فیلم). والت ووندر در کینماتو گرافی. بیتراج زوآینر کالچر گشیچت در فیلمتکنیک. جلد ۸ سال ۲۰۰۶. آوریل ۲۰۰۶. ۳۳۶ صفحه. (قابل دسترسی در سایت آمازون دات دی ای) شابک ۷-۲۶-۹۳۴۵۳۵-۳.
  • نوول – اسمیت، جیوفری (ای دی.) «تاریخچه دنیای سینمای آکسفورد». انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۹۹. شابک ۸-۸۷۴۲۴۲-۱۹-۰
  • هاگنر، مالتی، و توتبرگ، میشل. «فیلم: کتاب شناسی بین المللی». اشتوتگارت: متزلر، ۲۰۰۲. شابک

۸-۰۱۵۲۳-۴۷۶-۳

  • وگل، آموس. «فیلم به‌عنوان هنر اجتماعی و فرهنگی». ویدنفلد اند نیکولز، ۱۹۷۴.
  • «تاریخچه دنیای سینمای آکسفورد»، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۹۹؛ جیوفری نوول – اسمیت، ای دی.
  • «تکنیکالر با شکوه: رنگین کمان اسرار آمیز فیلم»، فرد ای. باستن. ای. اس. بارنیز اند کمپانی، ۱۹۸۰
  • «ریل ویمن. پیشتاز سینما. ۱۸۹۶ تا بحال» توسط الی آکر، لندن: بی. تی. باستفورد ۱۹۹۱
  • «ریل ریسیزم. تقابل با ساختار فرهنگ افریقائی-امریکائی هالیوود»، وینسنت اف. روچیو، انتشارات وست ویو سال ۲۰۰۰
  • «سینمای جدید هالیوود: یک مقدمه»، چیوف کینگ. انتشارات دانشگاه کلمبیا، ۲۰۰۲.
  • «یادداشت هائی در باب فیلم نوآیر» پل شرادر. تفسیر فیلم. "۸۴؟
  • "سلولوئید ماوریکز: تاریخچه فیلم مستقل امریکاً اثر گریگ مریت؛ انتشارات تاندر ماوس سال ۲۰۰۱
  • «افریکا شوتز بک. مناظر جایگزین فیلم ساب-ساهاران فرانکوفون افریکن» اثر ملیسا تاکوی، انتشارات دانشگاه ایندیانا سال ۲۰۰۳
  • «تکنیکالر باشکوه» به کارگردانی پیتر جونز. بر اساس کتاب (بالا)؛ اثر باستن اند جونز. مستند، (۱۹۹۸).
  • فرانسسکو گسیتی، «تئوری‌های سینما، ۱۹۹۰-۱۹۴۵»، چاپ جلد کاغذی، انتشارات دانشگاه تکزاس سال ۱۹۹۹.
  • راهنمای مطالعات فیلم آکسفورد، انتشارات دانشگاه آکسفورد سال ۱۹۹۸
  • والترز فابر، هلن والترز، آلگراند (ای. دی.)، «انیمیشن نامحدود: فیلم‌های کوتاه خلاق از سال ۱۹۴۰»، انشارات هارپر کالینز سال ۲۰۰۴
  • تریش لداکس، دوگ رانی، فرد پاتن (ای. دی.)، «راهنمای کامل انیمیشن:راهنمای منابع و دایرکتوری فیلم انیمیشن ژاپن»، انتشارات تایگر مانتینز سال ۱۹۹۷
  • استیون اسپیلبرگ در «ساخت پارک جوراسیک»
 
تمامی مطالب این مجموعه از وب سایت معظم  افرا فیلم اخذ شده است .. برای مشاهده لیست کامل تر و همچنین خرید این فیلمها میتوانید به این وب سایت مراجعه فرمایید 

 

تاریخ سینمای ایرانی

در سال 1900 میلادی ( مظفر الدین شاه) به فرانسه سفر كرد و با دیدن دستگاه سینما توگراف مجذوب آن شد. تعریفی كه وی از این دستگاه ارائه كرد، این بود دستگاهی است كه بر روی دیوار می اندازند و مردم در آن حركت می كنند)). به دستور شاه دستگاه سینما توگراف خریداری شد و اولین فیلمبردار همان عكاس دربار و همراه شاه یعنی ( میرزا ابراهیم خان عكاس- باشی) بود.
اولین سالن سینما در سال 1283 ه.ش در خیابان چراغ گاز توسط ابراهیم خان صحاف باشی افتتاح شد.

نخستین فیلمبردار تحصیل كرده و حرفه ای خان بابا معتضدی بود كه برای اولین بار فیلم خبری ساخت و به دستور وزیر جنگ از مجلس موسسان فیلم گرفت و از مراسم تاجگذاری رضا شاه فیلمبرداری كرد. معتضدی اولین لابراتوار ظهور فیلم را در زیر زمین خانه اش دایر كرد.

پیشگامان سینمای ایران

1 آوانس اوگانیانس: اولین كارگردان فیلمهای بلند و سینمایی در ایران بود. او در رشته سینما در مسكو تحصیل كرده بود و به ایران مهاجرت كرد و سر انجام اولین(( مدرسه آرتیستی سینما)) را در سال 1309در خیابان علاءالدوله تاسیس كرد و در همین سال نیز فیلم بلند سینمایی ایران را ساخت. دل مشغولی های اوگانیآنس تهیه فیلمهای كمدی و خنده دار بود.
اولین فیلم بلند سینمای ایران ، فیلمی با نآم آبی و رابی و ساخته اوگانیانس بود. این فیلم كمدی بود و توسط معتضدی فیلمبرداری شده بود. كه به طور كلی از بین رفت و از این فیلم جز خاطره هایی نوشته شده، چیزی موجود نیست.
دومین فیلم بلند داستانی سینمای ایران حاجی آقاآكتورسینما نام داشت كه این فیلم نیز توسط اوگانیانس ساخته شد. این فیلم نیز كمدی و صامت بود.

2 ابراهیم مرادی: در همان سالهایی كه اوگانیانس مشغول تدریس بود، ابراهیم مرادی در بندر انزلی به تاسیس ((استودیو جهان نما)) پرداخت. مرادی به آثار رمانتیك اروپایی و امریكایی علاقه داشت و در سال 1310 فیلمی با نام انتقام برادر یا روح و جسم ساخت و پس از آن نیز فیلمی به نام بوالهوس ساخت كه همزمان با فیلم حاجی آقا آكتور سینما روی پرده آمد.

3 عبد الحسین سپنتا: سومین فیلم ساز ایرانی بود كه علاقه او بیشتر به مضامین حماسی بود.وی به شخصی به نام (اردشیر ایرانی) معرفی شد.

اولین فیلم ناطق ایرانی دختر لر ساخته (( اردشیر ایرانی))بود كه قصه ای عاشقانه و روستایی داشت و در هندوستان ساخته شد.
در حدود سال 1324 ورود فیلمهای خارجی به ایران، صنعت سینمای ایران را دچار شكست نمود و افرادی مانند ابراهیم مرادی برای همیشه از این هنر دست كشیدند و به این ترتیب دوبله فیلمهای خارجی آغاز شد. اولین دوبله های فیلم در تركیه و توسط (( دكتر اسماعیل كوشان)) آغاز شد.
اولین آنونس فیلم(آگهی تبلیغاتی فیلم)در تاریخ سینمای ایران مربوط به فیلم دختری از شیراز به كارگردانی ((ساموئل خاچیكیان)) بود. خاچیكیان از اولین كارگردان هایی است كه ساخت فیلمهای ملودرام جنایی، حادثه ای را آغاز كرد.

در حدود سال 1338 فرخ غفاری كانون فیلم را پایه گذاری كرد.
دكتر هوشنگ كاوسی كه تحصیل كرده سینما در فرانسه بود، فیلم ( هفده روز به اعدام ) را ساخت كه اولین فیلم پلیسی سینمای ایران است.

اولین كارگردان زن ایرانی(( شهلا ریاحی)) بود كه در سال 1335، فیلم مرجان را ساخت.
در حدود سالهای 1337 واقع گرایی در فیلمها شكل گرفت. كه به اجتماع و شخصیتهای طبقه پایین مانند جاهل ها و لوطی های تهران می پرداخت. از طرف دیگر ، كافه به دلیل ساختاری در فیلمها وارد شد ، به این ترتیب به جز موسیقی متن كه به اصطلاح ، صحنه را پر می كرد كافه، فضایی از اتفاقات و رفتارهای ویژه را باز گو می كرد. رغبت دیگر فیلم سازان نیز به دلیل به عهده گرفتن مسئولیت در قبال رنج های محرومین و تا حدودی شباهت با سینمای نئو رئالیسم ایتالیا بود. بسیاری از فیلمهای كافه ای این دوره (( پایان خوش)) داشت.
نمونه معروف این فیلم (( گنج قارون)) ساخته ( سیامك یاسمی9 در سال 1344 بود كه فیلمی ملودرام محسوب می شد و فردین به عنوان قهرمان سینمای رویا پردازانه تحسین و تمجید شد و اقتصاد سینمای ایران را دچار تحول و نجات از ورشكستگی نمود


كیفیت نازل فیلمهای كافه ای ( رقص،آواز، قهرمان مطلقا خوب یا بد، رقاصه ،پایان خوش)كه دكتر هوشنگ كاوسی آن را ((فیلم فارسی)) نامیده، باعث شد كه تحصیل كردگانی كه از اروپا به ایران آمده بودند به سمت سینمای مستند تمایل پیدا كنند. افرادی مانند:فرخ غفاری، ابراهیم گلستان، پرویز كیمیایی و...
در پایان دهه 30، هژیر داریوش ، منتقد سینما ، معتقد بود :
(( اولین فیلم ساز ایرانی، هر كه باشد هنوز فیلمی نساخته است.))

در حدود سالهای 1342_1343 موج روشنفكری در سینمای ایران به وجود آمد. مانند فیلمهای خشت وآینه ساخته ابراهیم گلستان . شب قوزی ساخته فرخ غفاری اما با توجه به فیلمهای كافه ای یا فیلم فارسی این سالها استقبال خوبی از این موج به عمل نیامد و سینمای روشنفكری از نظر تجاری شكست خورد و فیلم فارسی با فروش زیاد در این رقابت پیروز شد.

موج نو در سینمای ایران

موج نو در سینمای ایران در سال 1348 با دو فیلم آغاز شد. قیصر ساخته (( مسعود كیمیایی)) و فیلم گاو ساخته ((داریوش مهر جویی)) .این فیلم گرایش به واقع گرایی اجتماعی و روانشناسی را زنده كرد.(همین فیلمی كه امروز به مسخره گرفته شد!!)
از فیلمهای اقتباسی كه مردم از ان استقبال خوبی كردند فیلم ((شوهر آهو خانم)) ساخته داوود ملاپور بود.
از جمله فیلمهای دیگر موج نو در سینمای ایران فیلم آرامش در حضور دیگران ساخته (( ناصر تقوایی)) (كارگردان امروز كاغذ بی خط) بود كه سه سال در توقیف ماند و بر عكس فیلمهایی با پایان خوش در آن دوران واقعیتی تلخ و گزنده را ارئه می كرد و تصویری از آشفتگی اخلاقی را در دهه چهل نشان میداد.

سینمای دهه پنجاه ایران شعور اجتماعی و تغییر را ، در ویران كردن فیلم فارسی می دانست مانند فیلمهای رضا موتوری ساخته مسعود كیمیایی( كارگردان امروز سربازها جمعه) ،
صادق كرده ساخته ناصر تقوایی و دایره مینا ساخته مهرجویی( كارگردان امروز میهمان مامان).
سر انجام انقلاب ارزشهای قدیمی را تغییر داد. در حدود سالهای 1356و1357 فیلمهای ایدئولوژیك و انقلابی خارجی اكران شد و در سال 1361 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، بنیاد سینمای فارابی را تاسیس كرد تا روند ورود فیلم را بهبود بخشد. از همین سال (( جشنواره بین المللی فیلم فجر)) نیز آغاز به كار كرد.


 

چنگ دل آهنگ دل کش می زند   /    نغمه ی عشق است و آتش می زند ...

و این بار آتش  دل کویتی پور در کنار جاز و بیس و از آلبوم جدید زبانه می کشد و به زبان حال نوین همانچه را می گوید که روزی با صدای طبل و سنج  در کنار سربازان گرما خورده ایرانی و در کنار اروند می گفت . صدایی که در جوار نغمه های محزون آهنگران موسیقی  متن سالهای جنگ بود:
ندای جبهه حق شورشی افکنده بر جانم ... شورشی که از سپیده دمان سی و یک شهریور بر جان هزاران ایرانی افتاد و کو چه کوچه این مرز و بوم را آکنده از بوی خون و خاک و عطر آسمانی شهادت کرد کوچه هایی که یک سرش حجله عزیزی بود و در سر دیگرش مادری آب روشنی بخش را به دنبال سر پسر می ریخت

کوچه هایی که یک سرش صف کوپن بود و سر دیگرش صف داوطلبین رزم
با ندای کاروان بار بندیم هم زمان...
کاروانی که رو به خاک تف دیده جنوب می رفت تا  نخستین دفاع از خاک ایران را رقم زند که در آن حتی یک کف دست از مساحت میهن در دست دشمن نماند ، کاروانی که بسیار می رفت و اندک بر می گشت : بیا ره توشه برداریم ، قدم در راه بی برگشت بگذاریم...
قدمی که خانه گرم پدری را ترک می گفت تا از خاک پدری دفاع کند ، پدری که با چشم اشکبار هنوز رو به جنوب چشم انتظار باز گشت پسر است ، پدری که زیر شیشه های شکسته از موشک ،  قاب شیشه ای عکس پسر را می جست : دلم شکسته تر از  شیشه های شهر شماست ...
شهری که با آژیر قرمز بر می خواست و با صفیر سفید سر به بالین می نهاد ، شهری که   موشکهای ساخت امریکا و بمبهای روسی را تحمل می کرد تا تنها جایی باشد که اتحاد شرق و غرب را در اوج جنگ سرد می دید : نه شرقی نه غربی ، جمهوری اسلامی ...
شرق و غربی که در تحریم ایران گوی رجحان می ربودند ، شرق و غربی که کشتار جمعی را به صدام آمو ختند ... و چه تلخ است طنز تاریخ که به همان دلیل تخت صدام را وازگون کردند ... و چه زیبا است افشا گری تاریخ آنگاه که این نفرین شده ی یتیمان و مادران شهید   از دادگاه طلب عفو می کند : از اشک یتیمانت وز خون شهیدانت فردا که بهار آید ، صد لاله به بار آید ....
لاله هایی که نه فقط بر روی نشان بنیاد شهید که بر جای جای این خاک رویید تا نشان از سالهایی باشند که در غیاب اینترنت و ماهواره ، تنها دو شبکه صدا و سیما پیام آور نفوذ به عمق خاک عراق بودند ، آری اگر امروز همگان فتح پل دجله را مستقیم از ماهواره دیدند آنروز هیچکس وضوی باکری در دجله را ندید  : وضو سازید و بر خیزید و با دشمن بیا ویزید ....
دشمنی که با خوشه ای های خمسه خمسه ، با موشکهای الصمود ، با شیمیایی و تانکهای مقاوم به آر پی جی به جنگ جوانانی میآمد که به غیر از یک خمپاره شصت و یا یک کلاش تنها یک پیشانی بند یا زهرا داشتند : من تفنگم در مشت ، کوله بارم در پشت بند پوتینم را محکم می بندم ...
پوتینی که مثل چکمه های امروزی قیمت آنچنانی نداشت ، بر عکس کفش های ما بند های زمخت داشت ، پوتین هایی که گرمای 50 درجه فکه آنها را به مبارزه می طلبید . گویی زمین و زمان سر جنگ داشتند ، گرما حتی شب را نیز غیر قابل تحمل می کرد و مگر می شد با کرم سنگر وطنی از شر پشه و گرما در امان بود  !
سنگر خوب و قشنگی داشتیم ، روی دوش خود تفنگی داشتیم، جنگ ما را عاشق خود کرده بود...
جنگی که سینما گران را هم عاشق خود کرد تا سینما در بلمی به سوی ساحل بنشیند ،  با مهاجر هم پرواز شود در عملیات کرکوک شر کت کند ، از کرخه بگذرد به راین برسد و دست آخر با هواپیمای آژانس شیشه ای به مزرعه پدری باز گردد ... سینما هم بوی جنگ گر فته بود ، همه چیز بوی جبهه می داد ، و مگر فیلم های زیر زمینی  تی - سون  شعله و گنج قارون  در زیر همان لباس ها پنهان نمی شدند که روزی اشک فراق شهیدی را پو شانده بود ، حتی از آن سوی آبها نوای موسیقی بوی خاک جنوب را شنیده بود و برای ساکنانش لالایی می خواند :
لالایی ، لالایی ،لالایی ، عزیز نازنین من لالایی ، بخواب این آخرین خواب تو شیرین ، پس از این قهرمان قصه هایی ...
قصه هایی که شیرین نبود ، از آن قصه ها نبود که بشود بچه ای را با آن آرام کرد ، از آن قصه ها بود که زهره میبرد و اشک می آورد ، قصه هایی که یاد آور ملتی بود که یک روز ناخواسته مورد تعدی قرار گرفت و با خون بر تجاوز رجحان یافت ، خونی که یاد آور مظلومیت بود یاد آور حسین بود : شور و حال نینوا دارد دلم ، چون هوای کربلا دارد دلم ...
دل هایی که سالهاست از صدای بمب و موشک نلرزیده ، دل هایی که سالهاست روی عزیزان رفته را ندیده است ، همان کاپشن خاکی های سر به زیر که لب های خندانشان هنگام سلام های محجوب تا ابد در دل ایرانیان تبسم می کند هر چند خودشان سالهاست که ترک ما گفته اند : کجایید ای شهیدان خدایی ؟...

 

حسین منوری


 

مطالب این بخش به تدریج کامل خواهد شد

منابع این مجموعه :

وب سایت معظم "سایت جامع دفاع مقدس" : ساجد

وب سایت معظم  صبح


شهادت آرزوي اولياء

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود :

قسم به آنكه جانم به دست اوست((اگر نبود اينكه جمعي از مومنين خوش ندارند)) دوست داشتم كه در راه خدا نه يكبار و دوبار، كه چندين بار زنده گشته و بار ديگر كشته گردم.

صحيح بخاري، ج4، ص21، باب تمني الشهاده

روزي شهادت

حضرت علي عليه السلام فرمود :

خدايا، اي پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پيروز گرداندي، از ستم و تجاوز دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پيروز شدند، شهادت را روزيمان فرما و از فتنه بازمان دار.

نهج البلاغه، خطبه170

فرجام سعادت و شهادت

حضرت علي عليه السلام فرمود :

من از خدا به گشايش رحمت و بزرگي قدرتش(بر آنكه هر چه بخواهد عطا مي كند) مي خواهم كه پايان زندگي من و تو را به نيكبختي و شهادت قرار دهد.

نهج البلاغه نامه53

شهادت در راه خدا

حضرت علي عليه السلام در دعاي خود به هاشم بن عتبه فرمودند :

خداوندا، شهادت در راهت را و همراهي با پيامبرت را به او روزي كن.

نهج السّعاده، ج2، ص108

همسايگي با شهدا

حضرت امام علي عليه السلام فرمود :

از خداوند جايگاه شهيدان و زندگي با سعادتمندان و همراهي با پيامبران را طلب مي كنم.

نهج البلاغه، خطبه23

عشق به شهادت

حضرت امير المومنين عليه السلام فرمود :

پس بخدا قسم من بر حقّم و دوستدار شهادت.

شرح نهج البلاغه، ج6، ص99 و 100

اميد شهادت در جبهه

حضرت امام علي عليه السلام فرمود :

به خدا قسم اگر آرزوي شهادت را در پيكار با دشمن نمي داشتم،(كه ايكاش زودتر فراهم آيد) بر مركب خود سوار مي شدم و از ميان شما كوچ مي كردم و تا باد شمال و جنوب بوزد(براي هميشه) در جستجوي شما نمي پرداختم.



شرح نهج البلاغه، ج7، ص285، خطبه118

نوع فهم دكتر شریعتى از مفهوم عالى شهید، برداشتى خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامى است. وى در تعریف كلمه «شهید» مى‏گوید:

"شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)

«شهید» زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و این اصیل‏ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كریم نیز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شریعتى در جاى دیگر مى‏نویسد:

"شهید، قلب تاریخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حیات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسلیم را تمكین كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى كه از حیات و جنبش و حركت و زایش بازمانده است؛ شهید همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق این جامعه، خون خویش را مى‏رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است كه به یك نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى‏بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید؛ كى غائب است؟"(3)

بخش فوق بیشتر رویكردى كربلایى دارد، بدین معنا كه دكتر با نگاه به شهیدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهید پرداخته است و الا همیشه اینگونه نیست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سیماى تابناك شهید رخ نماید. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله علیه و آله و امام على‏علیه السلام شاهد این ادعاست.

یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است.




 



 

 

 

دفاع مقدس اصطلاحی است که از سوی ایرانیان در مورد جنگ ایران و عراق به کار می رود. دفاع مقدس یا هشت سال دفاع مقدس اشاره به مجموعه فعالیت های نظامی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی انجام شده در ایران در طول هشت سال جنگ ایران و عراق می کند که موجب حفظ تمامیت ارضی ایران و بازپس زدن نیروهای متجاوز عراقی از سرزمینهای اشغال شده در غرب و جنوب ایران شد.

 

دفاع مقدس در سالهای پس از جنگ نیز همواره مورد توجه بوده است و بویژه در زمینه هنر و ادبیات، باعث به وجود آمدن سبک یا شاخه هایی خاص ادبی و هنری شده است. از جمله می توان به سینمای دفاع مقدس و شعر دفاع مقدس اشاره کرد.

 

عبارت «دفاع مقدس» در مقابل «جنگ تحمیلی» تاکید بر دفاعی بودن نقش ایران و تحمیلی بودن جنگ مذکور دارد.

با شروع جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۹۵۳۱، توده های مردم به دفاع نظامی علیه دشمن بعثی پرداختند. دستگاه های فرهنگی و هنری تازه تأسیس یا متحول شده انقلاب اسلامی پس از اندكی از آغاز جنگ به آن توجه نشان داده و در غالب های مختلف هنری شروع به فعالیت كردند.

سینمای ایران كه پیش از انقلاب از سوی مردم انقلابی و مذهبیون مردود شمرده می شد با پرداختن به روایت جنگ تعریف و ظاهر دیگری به خود گرفت و از سال ۱۳۶۰ بود كه موضوع دفاع مقدس در سینمای ایران متولد شد.
اكنون پس از ۲۶سال از آغاز جنگ تحمیلی و گذشت ۱۷سال از پایان آن، همچنان ضرورت این ژانر سینمایی در سینمای ما، احساس می شود. چرا كه جنگ در سینمای ایران فقط در حد یك جنگ نبوده است و در واقع جنگ ایران آمیزه ای از اعتقادات و دفاع از ارزشهاست و این از معدود خصایصی است كه فقط در سینمای ایران با عنوان «دفاع مقدس» شكل گرفت و آن را از انواع دیگر، سینماهای جنگ دنیا متفاوت كرده است.




 

دورنماي بقاي سياره ما

دورنماي بقاي سياره ما  با نزديك شدن22 آوريل ( روز زمين) امسال متروك و غمبارتر از آن است كه بتوان تصور نمود.  گرم شدن زمين بارها و بارها توسط دانشمندان و پيش از آن حتي توسط دولتها و رهبران صنعتي به عنوان يك واقعيت پذيرفته شده است . مطابق با يكي از گزارش هاي  اخير كه توسط گروه بين المللي بررسي تغييرات آب و هوايي  ارائه شده به احتمال قريب به يقين بيش از 90 درصد انسانها در اين تغييرات مشاركت و نقش دارند.

گروهي از دانشمندان پيش بيني مي كنند ميانگين دماي جهان مي تواند تا سال 2100 ميلادي به ميزان 2 تا 11 درجه فارنهايت افزايش پيدا كند كه به تبع آن سطح اقيانوس ها تا 2 فوت بالاتر خواهد آمد.

دانشمندان حتي بر آنند كه ممكن است به موازات ساير تغييرات شاهد اندكي افزايش در سرعت چرخش زمين نيز باشيم. يخچالهاي طبيعي كه پيش از آن به گونه كاملاً محسوسي كاهش پيدا كرده اند  ناپديد خواهند شد.

سيل هاي مهيب  مناطقي از زمين را كه دچار خشكسالي شده اند با آسيب شديد روبرو خواهد كرد.

و انسانها با كمبود گسترده آب مواجه خواهند شد. قحطي و بيماري افزايش پيدا خواهد كرد.

چهره زمين به سرعت تغيير خواهد كرد و بيش از  يك چهارم گياهان و جانوران در خطر انقراض قرار خواهند گرفت.

وقتي تاريخ هاي مشخصي براي وقوع اين آسيبهاي بالقوه مطرح مي گردد با موضوع چالش بر انگيزي درگير خواهيم بود.

اين زمانبندي بر اساس مطالعات اخير و نيز بر پايه گزارش هاي علمي گروه بين المللي بررسي تغييرات آب و هوايي (IPCC) تصوير بزرگي از جزئيات آينده زمين را در برابر ما ترسيم مي كند.  

 

 

2007

در حال حاضر بيشتر جمعيت جهان  ساكن شهرها هستند تا مناطق روستايي و اين مسئله سبب تغيير الگوي بهره برداري از زمين خواهد شد. جمعيت جهان بيش از 6.6 ميليارد نفر برآورد شده است.

(Peter Crane, Royal Botanic Gardens, UK, Science; UN World Urbanization Prospectus: The 2003 Revision; U.S. Census Bureau)

 

2008

ماكزيمم ميزان استخراج نفت در جهان طبق برآورد يك فيزيكدان سوئدي طي سالهاي 2008 تا 2018 خواهد بود.سايرين بيان مي دارند كه اين نقطه بازگشت كه به “Hubbert’s Peak”  مشهور است قطعاً پس از سال 2020 اتفاق نخواهد افتاد. بار ديگر پيك جهاني توليد نفت به اين نقطه خواهد رسيد و توليد جهاني نفت ركود و كاهشي بازگشت ناپذير را آغاز خواهد نمود.  اين امكان وجود دارد كه بحران و انحطاط اقتصادي در جهان به وقوع بپيوندد.بر اثر كاهش توليد نفت جهان شاهد كمبود غذا و ستيز و تعارض ميان كشورها خواهد بود.

(Frederik Robelius رساله دكتراي, University of Uppsala, Sweden; report by Robert Hirsch of the Science Applications International Corporation)

 

2020

وقوع سيلهاي ناگهاني به طور باور نكردني سراسر اروپا را در بر خواهد گرفت. بر اثر كاهش بارندگي بازدهي محصولات كشاورزي در برخي از مناطق زمين به ميزان 50 درصد كاهش پيدا خواهد كرد .

(IPCC)

جمعيت جهان به 7.6 ميليارد نفر خواهد رسيد. (U.S. Census Bureau)

 

2030

بيماري هاي مرتبط با اسهال به ميزان 5 درصد در مناطق فرودست و كم درآمد و بي بضاعت جهان افزايش پيدا خواهد كرد.

در حدود 18 درصد از سواحل مرجاني در نتيجه تغييرات جوي و و ساير  عوامل ويرانگر محيطي نابود خواهند گرديد.

در برخي از آبهاي ساحلي آسيا به ميزان 30 درصد از مرجانها نابود خواهند شد.(IPCC)

جمعيت جهان به 8.3 ميليارد نفر خواهد رسيد.(U.S. Census Bureau)

گرماي زمين سبب آب شدن توده هاي يخ و سرازير شدن آن بر كوههاي استوايي در آفريقا خواهد شد.

(Richard Taylor, University College London, Geophysical Research Letters:)

در  كشورهاي توسعه يافته جمعيت شهري در حدود دو برابر شده و بالغ بر 4 ميليارد نفر  خواهد شد.

بيشتر تراكم جمعيتي  در مناطق سرزميني شهرها خواهد بود. جمعيت شهرها در كشورهاي توسعه يافته به ميزان بيش از 20درصد افزايش پيدا خواهد نمود

(World Bank: The Dynamics of Global Urban Expansion)

 

2040

درياي قطب شمال  در تابستان عاري از يخ شده و عمق يخهاي قطبي شديداً كاهش پيدا مي كند.

ساير دانشمندان معتقدند كه اين منطقه دست كم تا سالهاي 2060 و 2105 تابستان قطبي را تجربه خواهد كرد.

(Marika Holland, NCAR, Geophysical Research Letters)

 

2050

كوههاي كوچك يخي آلپ به طور باور نكردني ناپديد خواهند شد. و كوه يخهاي بزرگتر  تا حد 30 الي 70 درصد كوچك خواهند شد. رولند سنر دانشمند استراليايي از دانشگاه اينزبراك مي گويد  اين يك تخمين و برآورد محافظه كارانه و در حالتي خوشبينانه است چرا كه اين احتمال وجود دارد يخهاي كوه آلپ حتي پيش از سال 2037 از ميان بروند.

در استراليا با قطع و يقين سالانه دست كم 3200 الي 5200 مرگ مرتبط با گرما به وقوع خواهد پيوست.

كه شديدترين آسيب متوجه افراد بالاي سن 65 سال مي باشد.

500 تا 100 تن نيز سالانه در نيويورك بر اثر گرما جان خود را از دست خواهند داد.

در انگلستان عكس اين قضيه اتفاق مي افتد.  و مرگ هاي مرتبط با سرما از اين ارقام پيشي خواهد گرفت.

جمعيت جهان به 9 ميليارد نفر بالغ خواهد شد. (U.S. Census Bureau)

محصولات كشاورزي در حاليكه تا حدود 30 درصد در مركز و جنوب آسيا كاهش يافته در شرق و آسياي جنوب شرقي به ميزان 20 درصد افزايش پيدا خواهد كرد. چنين تغييراتي در ساير مناطق نيز ممكن است روي دهد.

تنوع گونه هاي زيستي در نقاطي با تهديد مواجه خواهد شد.

يك چهارم از گياهان و حيوانات مهره دار ممكن است با خطر انقراض روبرو شوند.

(Jay Malcolm, University of Toronto, Conservation Biology)

 

2070

با آب شدن يخهاي قطبي و افزايش سرزمينهايي كه تحت ﺗﺄثير خشكسالي قرار گرفته اند توليد برق نيروگاههاي موجود مولد كاهش خواهند يافت. بزرگترين آسيب متوجه اروپا خواهد بود در جايي كه انتظار مي رود به طور ميانگين با كاهش 6 درصدي مواجه گردد. و در اطراف مديترانه اين كاهش مي تواند به 50 درصد نيز برسد.

گرما و خشكي بيشتر سبب خشكسالي هاي مكرر و طولاني تر خواهد شد.  بعلاوه طولاني تر شدن فصول گرم خطر آتش

سوزي و موج پياپي گرما را به خصوص در منطقه مديترانه افزايش خواهد داد .

(IPCC)

 

2080

زماني كه بخش هايي از زمين در خشكسالي به سر مي برند ساير مناطق بر اثر سيل زير آب خواهند بود. دانشمندان پيشگويي مي كنند  زندگي  20 درصد از جمعيت جهان كه در اطراف رودخانه ها ساكنند با وقوع سيلاب ها تحت ﺗﺄثير قرار گرفته و در معرض خطر قرار خواهد گرفت.  به ميزان 100 ميليون نفر هر سال وقوع سيل در سواحل را تجربه خواهند كرد. اغلب خطرات گريبانگير مناطق پر جمعيتي خواهد شد كه كمتر مي توانند با افزايش سطح آب دريا هماهنگ شوند و همچنين در مناطقي رخ خواهد داد كه دستخوش چالشهاي ديگري نظير طوفانهاي گرمسيري شده اند. رشد بادكنكي جمعيت ساكن سواحل تا 5 ميليارد نفر در مقياس با 1.2 ميليارد نفر در سال 1990 درخور توجه است. در حدود 1.1 تا 3.2 ميليارد نفر كمبود آب را تجربه خواهند كرد و 600 ميليون نفر نيز گرسنه خواهند ماند.

سطح آب دريا به ميزان بيش از سه فوت در اطراف نيويورك بالا خواهد آمد . سيل  به طور بالقوه راكاويز كني آيلند و بخش اعظم بروكلين جنوبي و كويينز و بخش كوچكي از لانگ آيلند سيتي  آستوريا را در بر خواهد گرفت.

ميدوز كرونا پارك كويينز و بخشهاي پايينتر منهتن و جزيره شرقي بندرگاه شمالي و پل و گذرگاههاي ورازانو زير آب رفته و تلفات عظيمي به بار خواهند آورد.

(NASA GISS)

 

2085

پيش بيني مي شود خطر شيوع تب استخواني بر اثر تغييرات آب و هوايي تا ابتلاي 3.5 ميليارد نفر گسترش پيدا كند. (IPCC)

 

 

2100

دست به دست هم دادن گرمايش جهاني زمين و ساير عوامل دخيل  بسياري از اكوسيستمها را تحت فشار و محدوديت  قرار خواهد داد تا اين اكوسيستمها به منظور تطبيق و هماهنگي با تغييرات آب و هوايي توانايي هاي طبيعي خود را افزايش دهند.

سطح دي اكسيد كربن در اتمسفر به بيشترين ميزان خود طي 650,000 سال گذشته خواهد رسيد.

PH سطح اقيانوس ها بطور باور نكردني به كمتر از 0.5 خواهد رسيد. يعني به كمترين ميزان خود طي 20ميليون سال گذشته.

توانايي موجودات زنده دريايي و ارگانيسم هايي نظير مرجانها خرچنگها و صدف هاي دريايي خوراكي براي ايجاد پوسته محافظ دچار آسيب خواهد شد.آب شدن يخهاي دايمى زمين به همراه ساير عوامل زمين را به منبعي از انتشار كربن تبديل خواهد نمود. بدان معني كه  ميزان انتشار دي اكسيد كربن به اتمسفر به نسبت جذب آن به مراتب بيشتر خواهد بود.

اگر دماي جهاني توسط بخشهاي پيش از صنعت  2 تا 3 درجه افزايش پيدا كند تقريباً 20 الي 30 درصد از گونه هاي شناسايي شده در سال 2007 منقرض خواهند گرديد.

مناطق آب و هوايي جديد كه در بيش از 39 درصد از سطح زمين گسترش پيدا خواهد نمود به سرعت چهره زمين را  تغير خواهد داد.

(Jack Williams, University of Wisconsin-Madison, Proceedings of the National Academy of Sciences)

يك چهارم گونه هاي گياهي و جانوري زمين (بالغ بر ميليونها گونه) منقرض خواهند شد. گزارش هاي  IPCC نسبت به  بي حاصل بودن مذاكرات تغييرات آب و هوايي  كنوني و قابليت و زمينه اجرايي آن هشدار مي دهد .

وقوع خشكسالي سطح رطوبت جنوب غربي امريكا و شمال مكزيك و محتملاً بخشهايي از اروپا آفريقا و خاورميانه را كاهش خواهد داد. و به دنبال آن شن هاي روان (درست مانند سال 1930 در امريكا) به راه خواهند افتاد.

(Richard Seager, Lamont Doherty Earth Observatory, Science)

2200

يكي از الگوهاي موجود  پيشگويي مي كند طول روز زميني به ميزان 0.12 ميلي ثانيه كوتاهتر خواهد شد. افزايش دما سبب گسترش اقيانوس از استوا تا دو قطب مي شود. يكي از دلايل اينكه آب از دو قطب جابجا مي شود گسترش اقيانوس آتلانتيك شمالي در نزديكي قطب شمال مي باشد.

قطب شمال و جنوب نسبت به محور چرخش زمين به يكديگر نزديك خواهند شد و از اين رو سبب وقوع سرعت بيشتر گردش زمين مي شوند.

(Felix Landerer, Max Planck Institute for Meteorology, Geophysical Research Letters



معرفي 10 فناوري تاثيرگذار بر زندگي

جام جم آنلاين: برخي از فناوريها تاثير بسيار کوچکي بر جهان اطراف انسان باقي گذارده اند و برخي ديگر مشابه زلزله اي بزرگ در لرزه سنج تاريخ به ثبت رسيده اند. در گزارشي 10 فناوري تاريخي و تاثير گذار بر زندگي انسان معرفي شده اند.

به گزارش مهر، اختراع برخي از فناوريها در زندگي انسان تاثير غير قابل انکاري داشته است. براي مثال هرگز نمي توان تاثير اينترنت را بر زندگي بشر انکار کرد. در ادامه 10 فناوري برتري که تاثير آنها بر حيات انسان غير قابل انکار بوده و تحول عظيمي در شيوه زندگي ايجاد کرده اند، مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

کارتهاي مغناطيسي: امروزه تصور سفر کردن، خريد کردن و انجام کارهاي بانکي بدون حضور کارتهاي اعتباري بسيار سخت خواهد بود. اين کارتها که در دهه 1960 توسط موسسه آي بي ام و به منظور استفاده در يک سيستم امنيتي توليد شده است با استفاده از اطلاعاتي که به صورت مغناطيسهاي بسيار کوچک در نوار سياهرنگ موجود در کارت رمز گذاري شده اند، بسياري از کارهاي روزمره انسانها را تسهيل مي کند. کارتهاي مغناطيسي اکنون به يکي از جهاني ترين فناوري هاي دنيا تبديل شده اند.

باروت: اين ماده در ابتدا به منظور توليد ترکيبي براي کشف حيات جاودان توسط يک دانشمند مورد آزمايش قرارگرفت ترکيب مواد اوليه به منظور توليد باروت در ابتدا کاشف آن را تقريبا تا مرز مرگ پيش برد و پس آن تعداد زيادي از انسانها را به کام مرگ فرو برد. به گزارش مهر، در قرن 8 ميلادي دانشمندان چيني موادي مانند سولفور، نيترات پتاسيم و ذغال چوب را با يکديگر ترکيب کردند و چندي بعد فردي تصميم گرفت از اين ماده به عنوان سلاح استفاده کند. سلاحي که سرنوشت جنگهاي جهان را تغيير داد.

ذوب فلز: عصر فلز در سراسر جهان در حدود سال 1200 قبل از ميلاد آغاز شده و تحولات عظيمي را در لحظه لحظه زندگي بشر ايجاد کرد. با استفاده از ابزارآلات فلزي که با کمک فناوري ذوب فلز توليد مي شدند، کشاورزي آسانتر و جنگها پيروزمندانه تر شدند. در عين حال استفاده از فلز به عنوان ماده اوليه ساخت پول به دليل وفور آن در سرتاسر جهان باستاني باعث شد تجارت به تدريج متحول شود و پرداختها شکلي مستقلانه تر به خود بگيرند.

لاستيک: ماده اوليه لاستيک در ابتدا به شکل شيره گياه از درختي فروچکيد اما به تدريج اين ماده چسبنده اهميت زيادي به خود گرفت. در ابتدا کشف اين ماده در جهان باستاني کنجکاوي بسياري از مردم را تحريک کرد و پس از آن در پي ابداع اتومبيل اين صمغ به يکي از پر مصرف ترين مواد صنعتي در جهان تبديل شد. صنعت اتومبيل در حال حاضر بيش از 70 درصد از توليدي لاستيک در جهان را مورد استفاده قرار مي دهد.

پرتو ايکس: توانايي مشاهده درون بدن بدون شکافتن آن در قديم مي توانست جرم جادوگري را براي افراد به همراه داشته باشد. اما پس از ابداع فناوري پرتو ايکس انجام چنين کاري بسيار رواج يافته و ضروري به شمار مي رود. اين فناوري از زمان ابداع خود در دهه 1800با ايجاد امکان مشاهده اختلالات و بيماري هاي دروني بر علم پزشکي تاثير بسيار شديدي گذاشت.

ميکروپردازنده: در گذشته براي قرار دادن يک رايانه با قدرت پردازش متوسط درون منزل مسکوني بايد يک اتاق کامل به آن اختصاص داده مي شد اما پس از ابداع ميکروپردازشگرها يا CPU اکنون صنعت رايانه رقابتي شديد را به منظور هر چه کوچکتر ساختن رايانه ها آغاز کرده است.

الکتريسيته: تا کنون شخصي از داستان کامل ابداع انرژي الکتريسيته اطلاعات دقيق و کاملي به دست نياورده است. اما آشکار است که بنجامين فرانکلين يکي از قسمتهاي مهم تلاشهايي بوده است که در کنار مغزهاي متفکري چون اديسون، تسلا و ولتا در قرن 18 ميلادي سعي در آشکار سازي راز الکتريسيته داشته است. ابداع اين انرژي ارزشمند دوران حيات بشر را متحول ساخته و دسترسي به انرژي را آني و آسان کرد.

انرژي اتمي: در دهه 1930 گروهي از فيزيکدانان مشهور دريافتند چگونه مي توان قسمتي بسيار کوچک از اتم اورانيوم را به انرژي باقدرتي باورنکردني تبديل کرد. اين ابداع مستقيما به توليد بمب اتمي و تحول مجدد در شيوه جنگها ختم شد. با اين حال انرژي اتمي تنها در راستاي تخريب و کشتار استفاده نشده و در زمينه هاي علمي و تامين انرژي نيز تاثير به سزايي داشته است.

پرواز: بدون در نظر گرفتن بالن سوارها و گلايدرهاي دهه 1800 اين برادران رايت بودند که در سال 1903 اولين پرواز جهان را به مدت 12 ثانيه انجام دادند. موفقيت در انجام اين پرواز به معني کلمه جهان را وارد دوره اي جديد از حمل و نقل قرار داد. اکنون با کمک اين ابداع سفر کردن به قاره اي ديگر به جاي چندين هفته يا چندين ماه تنها چند ساعت زمان خواهد برد. بر اساس لايو ساينس، تا کنون هيچ ابداعي مانند هواپيما يا پرواز، قسمتهاي مختلف جهان را اينگونه به يکديگر اتصال نداده بود.

اينترنت: اکثر افراد زماني که در دهه 90 اولين مکالمه اينترنتي انجام گرفت را به ياد دارند. فناوري که بنيان اصلي اينترنت را تشکيل مي دهد در واقع در دهه 1980 ارائه شد اما تا زماني که اولين وب سايت جهاني WWW توسط موسسه سرن در سال 1991 به وجود نيامد امکان استفاده عمومي از اينترنت در جهان وجود نداشت.


 

برای مشاهده مطالب مربوط به بخش علم و زندگی بر روی یکی ار لینک های زیر کلیک کنید:


 

همه چیز درباره نجوم و اختر شناسی

 

اخترشناسی که در زبان یونانی از ترکیب اجزای αστρονομία = άστρον + νόμος, astronomia = astron + nomos (به معنای قانون ستارگان) تشکیل شده است علم اشیاء سماوی (مانند ستارگان، سیارات، ستاره‏های دنباله‏دار‎، کهکشان ها و پدیده‏هایی است که منشاء آنها در خارج از جو زمین است (مانند پدیده شفق قطبی (Aurora) و تشعشعات پس زمینه ای فضا). این رشته با رشته هایی مانند فیزیک، شیمی و فیزیک حرکت ارتباط تنگاتنگ دارد و همچنین با رشته فضاشناسی فیزیکی (پیدایش و تکامل جهان) ارتباط نزدیکی دارد. اخترشناسی یکی از قدیمی ترین علوم است. ستاره شناسان در تمدن های اولیه بشری به دقت آسمان شب را بررسی می کردند و ابزارهای ساده ستاره شناسی از همان ابتدا شناخته شده بودند. با اختراع تلسکوپ، تحولی عظیم در این رشته ایجاد شد و دوران ستاره شناسی جدید آغاز گردید.

در قرن ۲۰، رشته اخترشناسی به دو رشته اخترشناسی شهودی و فیزیک کیهان نظری تبدیل شد.

در اخترشناسی شهودی به دنبال جمع آوری داده ها و پردازش آنها و همچنین ساخت و نگهداری ابزارهای اخترشناسی هستیم. در فیزیک کیهان نظری به دنبال کسب اطمینان از صحت نتایج به دست آمده از مدل های تحلیلی و تحلیل های کامپیوتری هستیم.

این دو رشته در کنار یکدیگر رشته های کامل را ایجاد می کنند که اخترشناسی نظری نام دارد و به دنبال توصیف یافته های شهودی است. با استفاده از یافته های اخترشناسی می توان نظریه های بنیادین فیزیک مانند نظریه نسبیت عام را آزمایش کرد.

در طول تاریخ، اخترشناسان آماتور در بسیاری از کشف های مهم ستاره شناسی نقش داشته اند و اخترشناسی یکی از محدود رشته هایی است که در آن افراد آماتور نقشی بسیار فعال دارند و مخصوصاً در کشف و مشاهده پدیده های گذرا و محلی امیدوارکننده ظاهر شده اند. علم ستاره شناسی مدرن را نباید با علم احکام نجوم (طالع بینی) مقایسه کنید چرا که در طالع بینی اعتقاد بر آن است که امور انسان ها با موقعیت اشیاء سماوی در ارتباط است.

اگرچه اخترشناسی و طالع بینی دو رشته ای هستند که منشأ یکسانی دارند اما اغلب متفکران بر این باورند که این دو رشته از هم جدا شده اند وتفاوت های بسیاری بین آنها وجود دارد. .

 
 
//

 

 تاریخچه اختر شناسی و علم نجوم

 

 

 

در ابتدا، اخترشناسی تنها مشاهده و پیش بینی حرکت اجرام سماوی با چشم غیرمسلح بود. در برخی نقاط مانند استون‏هنج، تمدن های اولیه اشیاء زیادی ساخته بودند که به نظر می آید با اهداف اخترشناسی ساخته شده بودند.

این مشاهدات علاوه بر جنبه تشریفاتی شان، در پیش بینی زمان تغییر فصل ها کاربرد فراوانی داشت. پیش بینی فصول برای کاشت محصولات و بررسی طول سال اهمیت زیادی داشت.

با ایجاد تمدن های بابل، مصر باستان ، تمدن هلینک (یونان باستان) ، هند و چین، مشاهدات اخترشناسی جمع آوری شدند و نظراتی در مورد اساس پیدایش کیهان و طبیعت آن ارائه شد.

همچنین، نظریاتی در مورد حرکت سیاره ها، خورشید، ماه و زمین براساس علم فلسفه مطرح شد. از میان این نظریه ها می توان به حدس هایی در مورد طبیعت کروی زمین و ماه و حرکت و چرخش کره زمین در آسمان اشاره کرد. قبل از اختراع تلسکوپ، کشف های اخترشناسی مهمی رخ داد که برخی از آنها عبارت‌اند از: تمایل محوری یا کج بودن حالت گرفتگی در ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح توسط چینی ها مطرح شد.

بابلی ها و آشوری ها کشف کردند که کسوف یا خسوف (پدیده گرفت) در یک دایره با نام دایره ساروس تکرار می شود. ۲۰۰ سال قبل از میلاد، هیپارکوس ابعاد ماه و فاصله آن از زمین را تخمین زد. در طی قرون وسطی، اخترشناسی شهودی در اروپای قرون وسطی تا قرن ۱۳ به ندرت دیده می شد. با این وجود، اخترشناسی شهودی در امپراتوری ایران و دیگر ممالک اسلام به اوج خود رسید. ستاره شناسان مسلمان بسیاری از ستارگان را نام گذاری کردند که امروزه هنوز از این نام ها استفاده می شود.

 

 

انقلاب علمی

 



 

طی دوران رنسانس، نیکلاس کوپرنیک مدل خورشید محوری را برای سامانه خورشیدی (منظومه شمسی) پیشنهاد کرد. گالیلئو گالیله و ژوهانس کپلر پیشنهاد وی را بسط داده و آن را اصلاح کردند. گالیله تلسکوپ را اختراع کرد تا بتواند مشاهدات خود را به صورت دقیق تری انجام دهد.

 

کپلر اولین کسی بود که با بیان اینکه خورشید در مرکز قرار دارد و بقیه سیاره ها به دور آن می چرخند مدل تقریباً کاملی را ارائه کرد. با این وجود کپلر نتوانست برای قوانینی که ارائه نمود نظریه ای تهیه کند. در نهایت ایزاک نیوتن با ارائه قوانین حرکت اجرام سماوی و قانون گرانش حرکت سیاره ها را توصیف کرد. نیوتن مخترع تلسکوپ انعکاسی است.

 

کشفیات جدید باعث شد که ابعاد و کیفیت تلسکوپ بهبود بیابد. نیکلاس لوییس لاسیل نقشه‌های بیشتری از موقعیت ستارگان در فضا را ارائه نمود. ویلیام هرشل نقشه گسترده ای از خوشه های سماوی و تهیه کرد و در سال ۱۷۸۱ توانست سیاره اورانوس را کشف کند که اولین سیاره کشف شده توسط انسان محسوب می شود. در سال ۱۸۳۷ برای اولین بار فردریچ بسل فاصله ستاره ۶۱Cygni را مشخص کرد. در قرن نوزدهم میلادی، توجه دانشمندانی چون لئونارد اولر، الکسیس کلاد کلایرات و جین دالمبرت به مسئله سه جسمی باعث شد پیش بینی های دقیق تری در مورد حرکت ماه و ستارگان انجام شود. ژوزف لوییس لاگرانژ و پیرسیمون لاپلاس این کار را تکمیل کردند و میزان انحراف اقمار و سیاره ها از وضعیت اصلی‌شان را تخمین زدند.

 

با اختراع طیف نگار و عکاسی افق های جدیدی به روی اخترشناسی باز شد. در طی سال های ۱۸۱۴ و ۱۸۱۵ ژوزف وان فرانوفر در طیف نور خورشید حدود ۶۰۰ نوار را مشاهده کرد و در سال ۱۸۵۹، گوستاو کیرشهف این نوارها را به حضور عناصر مختلف در جو خورشید نسبت داد. معلوم شد که بقیه ستارگان به ستاره منظومه شمسی (خورشید) شباهت زیادی دارند اما در ابعاد مختلف و با دماها و عناصر درونی متفاوتی دیده می شوند . قرار داشتن زمین در کهکشان راه شیری، به عنوان مجموعه ای از ستاره ها و سیاره ها، در قرن بیستم کشف گردید و هم‌زمان وجود دیگر کهکشان های خارجی در فضا تأیید شد و بلافاصله پدیده انبساط عالم عامل اصلی وجود فاصله زیاد بین زمین و دیگر کهکشان‌ها اعلام شد.

 

همچنین در اخترشناسی مدرن وجود اجرام خارجی زیادی مانند اختر نماها ، و کهکشان های رادیویی را تأیید کرد و با استفاده از این مشاهدات نظریه های فیزیکی ارائه نمود که برخی از آنها این اجرام را براساس اجرام دیگر مانند ستاره‌های نوترونی و سیاه چاله‌ها توصیف می کنند. کیهان‌شناسی فیزیکی در طی قرن ۲۰ میلادی پیشرفتهای زیادی را تجربه کرد و نظریه مهبانگ (بیگ بنگ یا انفجار بزرگ) براساس شواهد کشف شده در علوم اخترشناسی و فیزیک مانند تشعشعات پس زمینه‌ای مایکرویو کیهانی، قانون هابل و تشکیل هسته مهبانگ قوت یافت.

 

 

مشاهدات اخترشناسی

 



 

در بابل و یونان باستان، اخترشناسی بیشتر اخترسنجی بود و موقعیت ستاره ها و سیاره ها در آسمان مورد توجه زیادی قرار داشت. بعدها، تلاش های اخترشناسانی چون آیزاک نیوتن و یوهانس کپلر علم مکانیک سماوی را پدید آورد و اخترسنجی بر پیش بینی حرکت آن دسته از اجرام سماوی که میانشان نیروی جاذبه گرانشی وجود داشت تمرکز یافت. این پیشرفت به طور خاص در مورد منظومه شمسی به کار گرفته شد. امروزه موقعیت و حرکت اجرام به آسانی تعیین می شود و اخترشناسی مدرن بر مشاهده و درک طبیعت فیزیکی اجرام سماوی تأکید دارد.

 

 

روش های جمع آوری داده

در اخترشناسی، اطلاعات موجود براساس شناسایی و تحلیل نور و انواع دیگر تشعشات الکترومغناطیسی شکل می گیرد. انواع دیگر پرتوهای کیهانی نیز مورد بررسی قرار می گیرند و تحقیقاتی در حال انجام است تا در آینده نزدیک بتوانیم امواج جاذبه گرانشی را شناسایی و تحلیل کنیم. امروزه، آشکارسازهای نوترینو در مشاهده نوترینوهای خورشید و نوترینوهایی که از سوپرنواها ساطع می شوند کاربرد زیادی دارند. 

 

طیف الکترومغناطیسی می تواند اطلاعات زیادی راجع به اخترشناسی را در اختیارمان قرار دهد.

در بخش هایی از طیف که فرکانس اندک است، اخترشناسی رادیویی، ساطع شدن امواجی با طول موجهای میلی متری و دکامتری را کشف می کند. گیرنده های رادیو تلسکوپی همانند گیرنده های رادیویی معمولی هستند اما حساسیت بسیار زیادی دارد. مایکرویوها بخش میلی متری طیف رادیویی را تشکیل می دهند و در مطالعات تشعشات مایکرویو پس زمینه کیهان کاربرد وسیعی دارند.

 

در اخترشناسی فروسرخ و اخترشناسی فرا فروسرخ با آشکارسازی و تحلیل امواج فروسرخ (با طول موجی بزرگ‌تر از طول موج قرمز) سروکار داریم. معمولاً برای این کار از تلسکوپ استفاده می شود اما در کنار آن به یک آشکارساز حساس نیز احتیاج داریم. بخارآب موجود در جو زمین امواج فروسرخ را جذب می کند و بنابراین مراکز مشاهده امواج فروسرخ می بایست در مکان های بلند و خشک و یا خارج از جو کره زمین ساخته شوند. تلسکوپ های فضایی به انتشار گرما در جو زمین، شفافیت جو زمین حساس نیستند و وقتی از آنها استفاده می کنیم دیگر با دردسرهای مشاهده در طول موج های فروسرخ روبرو نمی شویم. مشاهدات فروسرخ در مشاهده مناطقی از کهکشان که پوشیده از گرد و غبار هستند بسیار کارآمد هستند.

 



تلسکوپ سوبارو (چپ) ورصدخانه کک (وسط) درماونا کیا، هر دو نموونه های از یک رصدخانه هستند که در طول موجهای نزدیک مادون قرمز و مرئی کار می کنند. تجهیزات تلسکوپ مادون قرمز ناسا(راست) نمونه ای از یک تلسکوپ است که رنها با طول موجهای نزدیک مادون قرمز کار می کند.

 

در طول تاریخ، اغلب داده های اخترشناسی با استفاده از اخترشناسی نور تهیه شده اند. در اخترشناسی نور، با استفاده از عناصر نوری (مانند آینه، عدسی، آشکارسازهای CCD و فیلم های عکاسی) طول موج های نور را در محدوده فروسرخ تا فرابنفش بررسی می کنیم. نور مرئی (طول موج‌هایی که توسط چشم انسان دیده می شوند و در محدوده ۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر قرار دارند) در میانه این محدوده قرار دارد. تلسکوپ مهم‌ترین ابزار مشاهدات اخترشناسی است که دارای طیف نگار و دوربین‌های الکترونیکی است.

 

برای مشاهده منابع پرانرژی از اخترشناسی انرژی بالا کمک می گیریم که اخترشناسی اشعه X، اخترشناسی پرتو گاما، اخترشناسی فرابنفش (UV) و همچنین مطالعات مربوط به نوترینوها و پرتوهای کیهانی را شامل می شود. اخترشناسی رادیویی و نوری با استفاده از رصدخانه‌های زمینی انجام می شود زیرا در این طول موج ها، جو زمین به اندازه کافی شفاف است.

 

جو زمین در طول موج های مورد مطالعه در اخترشناسی اشعه X، اخترشناسی پرتو گاما، اخترشناسی UV و اخترشناسی فرا فروسرخ (به جز در مورد چند «پنجره» طول موج) شفافیت کافی را ندارد و بنابراین تحقیقات و مشاهدات در مورد این علوم باید از طریق بالن‌های تحقیقاتی یا رصدخانه‌های فضایی صورت پذیرد. پرتوهای قوی اشعه گاما براساس رگبارهای هوایی عظیمی که تولید می کنند شناسایی می شوند و مطالعه پرتوهای کیهانی زیرمجموعه ای از اخترشناسی محسوب می شود. [

 

اخترشناسی سیارات

براساس مشاهدات مستقیم از طریق فضاپیماها و سفرهای فضایی و نمونه برداری از سیارات پیشرفت خوبی را تجربه کرده است. مأموریت های فضایی و استفاده از سیاره‌پیماهای مجهز به حس‌گرهای قوی به ما کمک می کند از مواد تشکیل دهنده سطح سیاره نمونه برداری کنیم و همچنین با استفاده از حس‌گرها مواد لایه‌های عمیق تر را شناسایی کرده و در نهایت مواد را برای بررسی بیشتر به زمین منتقل کنیم.

 

 

اخترشناسی و مکانیک اجرام آسمانی

یکی از قدیمی ترین زمینه های تحقیقاتی در علم اخترشناسی و همه علوم عالم، اندازه گیری موقعیت و مکان اجرام سماوی در آسمان است. همواره در طول تاریخ، درک مناسب از موقعیت خورشید، ماه، ستارگان و سیارات در تعیین موقعیت افراد بر روی زمین (ملوانان و کشتی‌ها) نقش داشته است.

 

اندازه گیری دقیق موقعیت مکانی سیارات به درک ما از نظریه انحراف وسعت داده و اکنون می توانیم در مورد گذشته و آینده سیارات با دقت زیاد اظهارنظر کنیم. علمی که به این مباحث می پردازد را علم مکانیک اجرام آسمانی گویند. امروزه با ردیابی اجرام آسمانی در نزدیکی زمین می توانیم احتمال برخورد این اجرام با یکدیگر یا جو زمین را بررسی کنیم.

 

اندازه گیری میزان سرعت زاویه‌ای ستاره های نزدیک به کره زمین یکی از اساسی ترین کارها در تعیین نردبان فاصله کیهانی است که برای اندازه گیری مقیاس جهان طراحی شده است. اندازه گیری سرعت زاویه‌ای ستاره‌های مجاور عامل مهمی در آگاهی از ویژگی‌های ستاره‌های دور محسوب می‌شود چرا که این ویژگی ها قابل مقایسه هستند. محاسبه سرعت شعاعی و حرکت واقعی سینماتیک حرکت این مجموعه اجرام در کهکشان راه شیری را آشکار می‌سازد. همچنین از یافته‌های اخترشناسی در اندازه گیری توزیع ماده تیره در کهکشان استفاده می شود.

 

در دهه ۱۹۹۰ (میلادی) روش اخترشناسی که در محاسبه تکانه‌های ستارگان به کار می رفت باعث کشف سیاره هایی از خارج از منظومه شمسی شد که به دور خورشید گردش می کنند. [۱۰]

 

 

مطالعات میان رشته ای

 

اخترشناسی با بسیاری از رشته های علمی مهم ارتباط تنگاتنگ دارد. برخی از این علوم عبارت‌اند از:

  • فیزیک کیهانی: مطالعه فیزیک جهان پیرامون شامل ویژگیهای فیزیکی (درخشندگی، چگالی، دما و ترکیب شیمیایی) اجرام آسمانی.
  • بیولوژی کیهانی: مطالعه پیدایش و تکامل سیستم های بیولوژیکی در دنیا.
  • اخترشناسی باستانی: مطالعه اخترشناسی قدیم در بافت فرهنگی آن با استفاده از مشاهدات باستان‌شناسی و مردم‌شناسی.
  • شیمی کیهانی: مطالعه مواد شیمیایی موجود در فضا به خصوص ابرهای گازی مولکولی و نحوه تشکیل، تعامل و مرگ آنها. بنابراین این رشته با رشته های شیمی و اخترشناسی مباحث مشترکی دارد.

 

اجرام سماوی

 

 

اخترشناسی خورشید



 

خورشید ستاره ای است که بیشترین تحقیقات علمی بر روی آن تمرکز یافته است. خورشید یکی از توالی های اصلی ستاره‌های کوتوله طبقه ستارگان G۲V است که حدود ۶/۴ گیگا سال عمر دارد. خورشید ستاره‌ای متغیر نیست اما در چرخه فعالیت آن تغییرات متناوبی صورت می گیرد که به حلقه نقطه ای خورشیدی معروف است. در واقع در هر ۱۱ سال در عدد نقطه ای خورشید نوساناتی رخ می دهد. نقاط خورشیدی نواحی هستند که در آنها دما کمتر از دمای میانگین خورشید است و فعالیت های مغناطیسی شدیدی در این مکان ها رخ می دهد. 

 

میزان درخشندگی خورشید با افزایش عمر آن افزایش یافته است و از زمانی که به یک ستاره توالی اصلی تبدیل شد تاکنون به درخشندگی آن ۴۰ درصد افزوده شده است. همچنین در درخشندگی خورشید تغییراتی ایجاد می شود که اثرات قابل ملاحظه ای بر کره زمین دارد. دوران حداقل ماندر، باعث ایجاد پدیده عصر یخبندان کوچک در قرون وسطی شده است.

 

سطح خارجی خورشید را فتوسفر گویند. در قسمت بالایی این لایه منطقه ای با نام کروموسفر قرار دارد. این ناحیه هم توسط یک ناحیه گذرا که دمای آن به سرعت افزایش می یابد احاطه شده و در نهایت تاج های بسیار داغ و گدازنده خورشید قرار دارند.

 

در مرکز خورشید، دما و فشار کافی برای وقوع پدیده جوش هسته‌ای وجود دارد. در بالای این هسته، ناحیه ای به نام ناحیه تشعشع قرار دارد که در آن ماده پلاسما انرژی را با استفاده از تشعشات منتقل می کند. لایه بعدی ناحیه همرفت است که در آن ماده گازی شکل انرژی را با استفاده از جابجایی فیزیکی گاز منتقل می کند. گفته می شود این ناحیه همرفت عامل ایجاد نقاط خورشیدی هستند که در این نقاط فعالیت مغناطیسی شدیدی را ملاحظه می ک