clear

بدیهی است که نشانه گیری بسیار مهم است. اگر نتوانید با توپ هدف را مشخص کنید توپ در جای درست به پینها اصابت نخواهد کرد.

در بولینگ مسیر ورودی به دو معنی بکار میرود :

قسمتی از مسیر اولیه قبل از فول لاین که می ایستید و توپ را پرتاب می کنید. 


 حرکات مشخصی است که در این مسیر انجام میدهید و توپ را می چرخانید تا به طرف پینها پرتاب کنید.


تعادل بدن در واقع يکی از مهمترين عوامل حساس و سرنوشت ساز در لحظه تحويل توپ طی مسير ورودی است . تنظيم تعادل برای جلوگيری از سقوط شما لازم است اما باعث عدم کارائی در سه هدف اصلی مسير ورودی می شود:


هدف اول توليد انرژی است که ضمن تنظِم مجدد تعادل در بازی انرژی هدر می رود و به توپ منتقل نمی شود. 
 هدف دوم هماهنگی حرکات پاندولی با قدمها است . تا زمانيکه توپ را رها می کنيد بايد اين حرکات هماهنگ و موزون باشند. اگر دوباره تعادل بر قرار کنيد حساسيت زمان بهم ريخته و برای انتقال انرژی به توپ مجبوريد آن را زودتر يا ديرتر از موعد رها کنيد که به پرتاب شما بستگی دارد. 
 هدف سوم نشانه گيری دقيق با توپ است . عدم تعادل و در واقع تغيير برای حفظ تعادل ممکن است شما را وادار کند متمايل شويد يا کلا باعث شود از مسير منحرف شويد که در هر دو حالت شما را از نشانه گيری دقيق دور می کند و باعث می شود توپ را از سمت راست يا چپ نقطه مورد نظرتان رها کنيد . 
 بنابراين رمز موفقيت در حرکات مسير ورودی و تحول صحيح توپ و از بين بردن عدم تعادل در حرکاتی است که نياز به اصلاح آگاهانه دارد. اما قبل از اينکه بتوانيد عدم تعادل را از بين ببريد بايد آنها را تشخيص دهيد. مسئله اين است که مغز ما بخودی خود برای برقراری تعادل طراحی شده است. 
بنابراين مجبور نيستيم به هر قدمی که بر می داريم فکر کنيم . بيشتر بازيکنان بولينگ با علائمی که موجب عدم تعادل و اصلاح حرکات می شوند آگاهی دارند و توپ در مسيری که انتظار داشتند نرفته است. 
 پس آنها بجای اصلاح علل اصلی مشکلات با افزودن حرکاتی اضافی و غير معمول در حرکات مسير ورودی آنها را بهبود می بخشند. متاسفانه اين تنظيم معمولا عدم تعادل بيشتری را بوجود می آورد و در نتيجه اصلاح آگاهانه بيشتر می شود. 
 اين حرکات غير معمول و نشان دهنده گرفتاريهائی است که بعضی بازيکنان دارند. راه حل اين است که بجای مبارزه آگاهانه با سيستم تعادل بدن با آن کنار آمد. آگاهی به تغييرات اصلاحی ضمير آگاه را متوجه می کند و به عدم تعادلی که لازم است از بين برود اشاره می کن