clear
event

داستان کوتاه - آرزو

برچسب ها style

description توضیحات

همیشه او را دوست داشت و دلش می خواست هر لحظه کنار هم باشند. به همین خاطر وقتی ازدواج کرد به شوهرش گفت: "شیرین مثل خواهر منه شاید هفته ای هفت روز بیاد خونه مون ... از نظر تو که عیبی نداره؟" مرد خندید و گفت: "چه عیبی داره؟"
زن اشکهایش را پاک کرد و به آلبوم عکسهای مدرسه اش نگاه انداخت و زیر لب گفت: "کاش آرزو نمی کردم همیشه کنارم باشی، که حالا هوویم شده ای"!
 ندا عبداللهی (تهران)

نظرات (1)

  1. تعبیر خواب (آرشیو)

khobe ke ham khaharid ham dostid ham havoo

  پیوست ها
اجازه مشاهده پیوست را ندارید
 
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

مطالب مشابه

insert_link

local_library آموزش فال قهوه - قسمت چهارم

insert_link

local_library آموزش فال قهوه - قسمت سوم

insert_link

local_library آموزش فال قهوه - قسمت دوم

insert_link

local_library آموزش فال قهوه - قسمت اول