clear

تعهد بيش از اندازه و خستگي جسمي و روحي؛ اين مشكل در زوج هاي جواني كه در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي كنند يا تازه در جايي استخدام شده اند بيشتر به چشم مي خورد. حتي الامكان سعي كنيد اوايل ازدواج به دانشگاه برويد، كار تمام وقت داشته باشيد، صاحب فرزندي شويد...

 

▪ هر يك از نكات زير مي تواند زندگي زناشويي را به بن بست بكشاند:
۱) تعهد بيش از اندازه
تعهد بيش از اندازه و خستگي جسمي و روحي؛ اين مشكل در زوج هاي جواني كه در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي كنند يا تازه در جايي استخدام شده اند بيشتر به چشم مي خورد. حتي الامكان سعي كنيد اوايل ازدواج به دانشگاه برويد، كار تمام وقت داشته باشيد، صاحب فرزندي شويد، خانه بسازيد يا كار و كاسبي جديدي راه بيندازيد. اين كارها مشكلات و سختي هاي زيادي به همراه دارد و بسياري از زوج هاي جواني كه با اين مشكلات روبه رو مي شوند، پس از آن كه ازدواجشان با شكست مواجه مي شود با تعجب از خود مي پرسند:«چرا چنين اتفاقي افتاد؟» مسئوليت و مشغله ي زياد باعث مي شود كه زن و شوهر فرصت كمي براي همديگر داشته باشند و بنابراين فاصله ي آنها روز به روز افزايش مي يابد و زماني مي رسد كه براي هم مثل دو غريبه هستند، پس سعي كنيد در اوايل ازدواج ، براي خود، كار و دردسر نتراشيد و وقت بيشتري را با هم بگذرانيد تا همديگر را بيشتر بشناسيد.

۲ ) صورت حساب هاي بالا
صورت حساب هاي بالا و بحث بر سر نحوه ي خرج كردن پول؛ اجناس مصرفي خود را با پول نقد خريداري كنيد، در غير اين صورت آنها را به صورت قسطي نخريد. تمام پولتان را براي خريد خانه يا اتومبيل كه استطاعت خريد آن را داريد خرج نكنيد. هميشه مقداري از پولتان را براي روز مبادا پس انداز كنيد و با آن به سفرهاي كوتاه برويد و اگر صاحب فرزندي هستيد، آن را براي مواقع ضروري كنار بگذاريد. سعي كنيد درآمدتان را عاقلانه و درست خرج كنيد.

۳) خودپسندي
در جهان دو گروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گيرنده. ازدواج دو نفر بخشنده مي تواند يك مسئله ي رضايت بخش و خوشايند براي هر دو طرف باشد، بين دو نفر بخشنده و گيرنده هميشه اصطكاك وجود دارد، اما دو نفر گيرنده در عرض شش هفته زندگي مشترك، به جان هم مي افتند و دمار از زندگي هم درمي آورند. خودپسندي و خودخواهي، ازدواج را به ورطه نابودي مي كشاند.

۴) دخالت والدين 
اگر زن يا شوهر به طور كامل از والدينشان جدا نشوند، احتمال بروز مشكل در زندگي زناشويي آنها وجود خواهد داشت. بعضي از والدين دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجيح مي دهند كه در كنارشان زندگي كند. آنها به اين مسئله توجه ندارند كه در اين صورت ممكن است باعث به وجود آوردن مشكل در زندگي مشترك فرزندشان شوند.

۵) توقعات زياد و بي جا
بسياري از زوجين انتظار دارند كه پس از ازدواج وارد يك سرزمين پر از شادي و خوشبختي شوند. آنها هميشه روياي قصر پريان را در سر مي پرورانند، غافل از اين كه گاهي اوقات در زندگي زناشويي مشكلاتي پيش مي آيد كه عرصه زندگي آنها را تنگ مي كند.

۶) بحث و جدل
سخن ما با كساني است كه فضاي خانه را با بحث و دعواهاي خود مسموم مي كنند و باعث رنجش و نگراني طرف مقابل خود مي شوند و او را از ادامه ي زندگي مشترك دلسرد مي كنند. بدبيني و حسادت ، يكي از علل ايجاد جر و بحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري است كه باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.

۷) اعتياد
اعتياد نه تنها باعث از هم پاشيدن زندگي مشترك مي شود بلكه فرد را نيز از بين مي برد. هميشه از مواد مخدر و مشروبات الكلي دوري كنيد.

۸) خيانت و بي وفايي نسبت به همسر
ازدواج ، پيمان و تعهد بين دو نفر است و آنها را متعهد مي سازد كه تا آخر عمر به هم وفادار بمانند و در غم و شادي هاي زندگي، شريك يكديگر باشند. متأسفانه بعضي از همسران به اين تعهد پايدار نمي مانند و پس از مدتي از جاده درستي منحرف مي شوند و به همسرشان خيانت مي كنند و با اين كار كتاب زندگي مشتركشان را براي هميشه مي بندند.

۹) شكست در كار و تجارت
اين مسئله به خصوص در مردان بسيار به چشم مي خورد. اضطراب و نگراني كه به دنبال اين شكست ايجاد مي شود، باعث آشفته كردن كانون خانواده مي شود.

۱۰) موفقيت در تجارت و كسب و كار
شايد خطر موفق شدن در تجارت يا به اصطلاح يك شبه پولدارشدن بيشتر از شكست در تجارت باشد. گاهي اوقات، ثروت يكباره اي كه به طرف خانواده ها سرازير مي شود باعث دور شدن آنها از يكديگر و منجر به مرگ زندگي مشترك مي شود.

۱۱) ازدواج در سنين پايين
آمار طلاق در بين دختراني كه در سنين ۱۷- ۱۴ سالگي ازدواج مي كنند دو برابر بيشتر از دختراني است كه در سنين ۱۹-۱۸ سالگي ازدواج مي كنند و نيز كساني كه در سنين ۱۹- ۱۸ سالگي ازدواج مي كنند، ۷۵ برابر بيشتر از كساني كه در سنين ۲۰ سالگي پيمان زناشويي مي بندند به دادگاه هاي طلاق قدم مي گذارند. اين آمار نشان مي دهد كه فشار ناشي از اضطراب و هيجان هاي دوران نوجواني با مشكلات زندگي مشترك در هم مي آميزد و خيلي زود زن و شوهر را به پاي ميز طلاق مي كشاند.

ژن‌ها سه دسته‌اند: 
1- مغلوب : ژن مغلوب وقتي خودش را نشان مي‌دهد كه در شخص جفت باشد يا دو ژن مشابه باشند.

2- غالب 

3- وابسته به جنس: يعني در جنس مرد يا زن ديده مي شود كه بيشتر هم در جنس مذكر خودش را نشان مي‌دهد، مثل هموفيلي. 

ممكن است من يا شما الان ژن نهفته يك بيماري را داشته باشيم، اما به آن بيماري مبتلا نشويم، ولي اگر با فردي ازدواج كنيم كه او هم يك ژن نهفته اين بيماري را داشته باشد، در فرزند ما، اين دو ژن نهفته با هم جفت مي‌شوند و فرزند ما به آن بيماري مبتلا خواهد شد. 
براي همين تاكيد مي‌كنيم، پيش از ازدواج، مشاوره ژنتيك را انجام دهيد. 

اگر قبل از ازدواج اين كار را انجام نداديد، بايد پيش از بچه‌دار شدن مشاوره ژنتيك كنيد و اگر بازهم سهل‌انگاري كرديد، در اوايل بارداري انجام مشاوره ژنتيك الزامي است، چون در هفته 10 تا 12 حاملگي اگر پزشك به وجود عيبي در جنين مشكوك شود و سونوگرافي و آزمايش‌ها نشان دهند، تولد نوزاد مادر را به عُسر و حرج مي‌اندازد، اجازه مي‌دهند كه بچه سقط شود. 

ما حتي توصيه مي‌كنيم در صورت انجام ندادن مشاوره ژنتيك در بارداري، پس از تولد بچه ي بيمار اين كار را انجام دهيد. 

نگوييد به چه دردي مي‌خورد حالا كه كار از كار گذشته! 

بلكه براي پيشگيري از تكرار دوباره ي بيماري در حاملگي‌هاي بعدي و همچنين تشخيص نوع مشكل كودك شما، نيازمند بررسي ژنتيكي و مشاوره هستيد. 

اغلب شما فكر مي‌كنيد منظور از مشاوره ژنتيك يعني آزمايش دادن! خير، ما فقط قرار است با هم مشاوره و صحبت كنيم و برخي پرسش‌ها را حتي تا سه نسل قبل مي‌پرسيم تا شجره‌نامه‌تان را رديابي كنيم. 
اگر در اين گفتگوها فهميديم، فلان دختر عمو در خانواده، مشكوك به ژن مغلوب يا غالب بوده است، انجام آزمايش را هم توصيه مي‌كنيم. 

ممكن است حتي كسي ژن غالبي داشته و بيماري در او ديده شده است، اما آن را تشخيص نداده اند. 

ما در اين بررسي ‌ها دنبال ژن مغلوب يا مشكلي مخفي مي‌گرديم كه در ازدواج فاميلي، ظاهر شده است، چون خطر بروز بيماري ژنتيكي در ازدواج‌هاي فاميلي نسبت به افراد غيرفاميل، 2 تا 3 برابر بيشتر است.

متاسفانه به دليل عوامل مختلف اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي طلاق در كشور ما رو به افزايش است و آنه در اين ميان فراموش شده است، آمادگي و سرنوشت كودكاني است كه بعد از اين واقعه تلخ بايد زندگي بدون يكي از والدين خود را تجربه كنند.



كنار آمدن با موضوع طلاق با در نظر گرفتن عناصري لطيف با نام بچه دچار پيچيدگي بغرنجي مي شود كه پرداختن به آن نيازمند تاملي ژرف است. اين كه چگونه مي توان فرزندان را با اين اتفاق ناخوشايند وقف داد و به آنها شيوه كنار آمدن با اين موضوع را آموخت ، امكان پذير است. فراموش نكنيد كه فرزندان با وجود اين شرايط بيش از پيش به پدر و مادر خود نياز پيدا مي كنند. ايجاد اميد، اطمينان و احساس توانايي در فرزندان باعث مي شود كه آنها در هر سني بهتر بتوانند با اين واقعه كنار بيايند. 

بايد ها و نبايد ها

يك متخصص روانشناسي خانواده معتقد است كه اگر بچه ها در عشق ورزيدن به والدين كاملا آزاد باشند و هيچ مشاجره اي راجع به خلوص اين احساس وجود نداشته باشد و اينكه بتوانند بدون ترس از دست دادن يكي ، به ديگري دسترسي داشته باشند باعث مي شود كه رشد آنها با موفقيت بيشتري صورت بگيرد و به راحتي جذب بازار كار شوند. 

و اما 9 مورد از مهم ترين روش هايي كه باعث كاهش تاثيرات سوء طلاق بر فرزندان مي شود: 

1-    با كودكان راجع به مشكلات و نگراني بزرگسالان صحبت نكنيد. صحبت كردن در مورد مسائلي مثل عدم توافق باهمسر و يا ابراز مشكلات مالي صحيح نيست. در اين مورد بهتر است با يك دوست و يا مشاور صحبت كنيد.

2-    راجع به همسر خود بدگويي نكنيد. اگر با همسر خود مشاجره داريد، كودكان را در معرض اين مشاجرات قرار ندهيد.

3-    از كودكان خود راجع به همسر خود سوال نكنيد. يا در مورد آنچه در خانه ديگري رخ مي دهد پرس و جو نكنيد. شما تنها اجازه داريد از كودك خود بپرسيد كه اوقات خود را در خانه همسر سابقتان چگونه سپري كرده و يا سوالات عمومي ديگري از اين دست. ولي كنجكاوي در مورد مسائل ديگر جايز نيست.

4-    سعي نكنيد تفاوت شگرفي در زندگي بچه ايجاد كنيد.سعي كنيد تمام امور روتين قبل را حفظ كنيد و ارتباطات خود را حفظ كنيد.

5-    به خاطر طلاق به كودكان خود باج ندهيد و يا آن ها را بيش از اندازه محق نكنيد. ممكن است راجع به آنچه اتفاق افتاده احساس گناه كنيد و براي جبران و يا سرپوش گذاشتن به اين واقعه به فرزند خود بي دليل هديه بدهيد و يا اجازه دهيد تا ديروقت بيدار بماند و.....در حاليكه اگر محكم و با ثبات باشيد ، بچه ها بيشتر احساس امنيت خواهند كرد.

6-    كودكان را تشويق كنيد تا با همسرتان تماس بگيرند و آنها را از امور و خبرهاي جديد با خبر كنند و يا حتي گفتگوي ساده اي داشته باشند.اجازه دهيد كه شريك قبلي تان از وقايع مدرسه و ساير فعاليت هاي بچه ها با خبر باشند.

7-    سعي كنيد راجع به اينكه چگونه مي توان بچه ها را با پديده طلاق وفق داد، مطالب جديد بياموزيد. بسياري از موسسات مشاوره خانواده بهتر و بيشتر مي توانند در اين زمينه شما را ياري كنند.
8-    به كودكاني كه با مسئله طلاق دچار مشكل شده اند كمك كنيد. بچه هاي جوان تر در مقابله با اين رخداد ممكن است وابستگي شديد پيدا كنند ويا دچار شب ادراري شوند و بچه هاي بزرگتر ممكن است عصباني، پرخاشگر، گوشه گير و افسرده شوند و در مدرسه دچار مشكل شوند. روان پزشك مي تواند بهترين كسي باشد كه احساسات كودك شما را به درستي درك كند و بچه ها احساس خود را بيان كنند. 

9-    اگر نتوانيد ارتباط خود را با همسر سابق بدون كينه و دشمني و به خاطر بچه ها حفظ كنيد بهتر است با يك مشاور و يا روان شناس مشورت كنيد. آنها به شما كمك مي كنند كه ارتباط دوستانه تري داشته باشيد و تاثير منفي كمتري بر بچه ها بگذاريد. 

چگونه مي توان تاثيرات سوء طلاق را در كودكان كمتر كرد؟

حتي اگر فضاي خانه به خاطر ازدواج نا صحيح و عدم علاقه طرفين به يكديگر دچار سردي شده باشد، با اين حال بچه ها از طلاق گرفتن والدين مي ترسند، چون احساس مي كنند كه امنيت آنها دچار مخاطره شده است. از نظر كودكان طلاق يعني تكه شدن دو دنيا به دو نيمه، كه يكي در دست پدر و ديگري در دست مادر است. سعي كنيد ديدگاه و نظر كودكان را در اين رابطه عميقا درك كنيد تا كمتر آنها را تحت فشار خواسته هاي خود قرار دهيد و مجبور كنيد كه احساساتشان را مخفي كنند و يا حتي ناديده بگيرند. كودكان دوست دارند كه در محيطي آرام و شاد رشد كنند ، حتي اگر والدين از هم طلاق گرفته باشند. از نظر متخصصان ، طلاق نبايد مثل سايه اي زندگي كودك را تحت تاثير قرار دهد و مانع از داشتن ارتباط او در آينده شود. والدين بايد در اين زمينه كاملا به فرزندان كمك كنند تا آنها به بهترين سبك و بدون هيچ تاثير سوء  با اين اتفاق ناخوشايند كنار آمده و از عهده شرايط جديد برآيند.

اغلب متخصصان راجع به دو فاكتور مهم كه تاثير به سزا در ديدگاه فرزندان نسبت به طلاق دارد ، موافق هستند.

1-    ميزان دشمني و مشاجره بين والدين

2-    توافق و سازگاري والدين با اين جدايي

متخصصان توصيه مي كنند كه والدين طلاق گرفته سعي كنند كه روي جنبه مثبت اين اتفاق و ايجاد يك زندگي نو بعد از طلاق متمركز شوند و فكر كودكان را نيز به همين سمت سوق دهند. درست است كه چيزي تمام شده و ارتباطي به آخر خط رسيده  ، اما به موازات آن شرايطي جديد خلق شده كه هر دو طرف مي توانند به بهترين شكل ممكن شرايط جديد را ايجاد كنند و به فرزندان خود نيز اطمينان دهند كه آينده خوب و آرامي خواهند داشت.

شيوه صحبت كردن والدين با فرزندان راجع به اتفاق قريب الوقوع طلاق بايد با در نظر گرفتن سن فرزندان و با در نظر گرفتن شرايط زندگي تازه و ميزان تنش شما با همسرتان همراه باشد. اگر فرزندان تقريبا بزرگي داريد ، بهتر است يك ماه قبل از جدايي با آنها راجع به اين اتفاق قريب الوقوع صحبت كنيد. اگر فرزند شما نوجوان است و يا حتي جوان تر يك هفته قبل از اين جدايي با آنها صحبت كنيد. اگر فرزند شما خيلي كوچك است با اين حال صحبت كردن با او چندان بي فايده نيست ، ممكن است آنها دقيقا آنچه بيان مي كنيد را متوجه نشوند و يا نفهمند اما متوجه خواهند شد كه اتفاقي در حال رخ دادن است.

اگر ممكن است هر دو طرف با فرزند خود راجع به اين اتفاق گفتگو كنيد.

زمان مناسبي را براي صحبت كردن در نظر بگيريد.

از زبان ساده براي توصيف شرايط استفاده كنيد. مثلا " من و پدرت مي خواهيم جدا از هم زندگي كنيم. ما مراقب هم هستيم ، اما دور از هم خواهيم بود. 

اعتراف كنيد كه اتفاق ناراحت كننده اي است و كودك شما احساس دردناك و بزرگي را تجربه خواهد كرد. اجازه دهيد آنها گريه كنند، عصباني شوند و يا واكنش طبيعي خود را نشان دهند.

اجازه دهيد بچه ها بدانند كه شما نيز احساس بدي داريد ، اما در عين حال به آنها اطمينان دهيد كه هر دو شما آنها را دوست داريد و كاملا مراقب آنها خواهيد بود.

بچه ها اغلب فكر مي كنند كه در مورد طلاق به نوبه خود مقصر هستند. به آنها اطمينان دهيد كه آنها هيچ تقصيري در اين پيشامد ندارند. 

اگر مي توانيد جزئيات قابل لمسي از موقعيت جديد براي آنها شرح دهيد. مثلا " تو قراره آخر هفته ها بري پيش پدرت"

از سرزنش كردن همديگر در حضور فرزندان بپرهيزيد. حتي اگر يك نفر از طرفين به خاطر مشكلي كه ايجاد كرده مثل اعتياد باعث اين جدايي شده است، اما بهتر است اين نكته را به كودك يادآوري نكنيد. اجازه دهيد به موازات بزرگتر شدن كودك از جزئيات واقعه باخبر شود. 

سعي كنيد به تمام سوالات بچه ها پاسخ دهيد و حتي آنها را تشويق كنيد كه هر سوالي دارند بپرسند.

استامينوفن، آسم كودكان را شعله ‌ور مي ‌كند

در همه خانه‌هايي كه فرزند خردسال يا نوزاد وجود دارد، به‌ خصوص در فصل پاييز كه احتمال سرماخوردگي بيشتر است، قطره‌ هاي استامينوفن با طعم ‌هاي متعدد پيدا مي ‌شود و پدر و مادرها گاهي با مشاهده ي كوچك ‌ترين علايم سرماخوردگي مانند آب ‌ريزش‌ بيني، آن را به كودك ‌شان مي ‌دهند، اما با توجه به مطالعات اخير به نظر مي ‌رسد بايد پدر و مادرها كمي درباره مصرف اين دارو احتياط كنند.

يك مطالعه وسيع با بررسي 205 هزار كودك زير هفت سال در بيش از 31 كشور دنيا نشان داد كه دادن داروي مسكن پاراستامول يا همان استامينوفن به نوزادان مي ‌تواند موجب افزايش احتمال ابتلاي آنان به بيماري آسم يا اگزما در سنين 6 تا 7 سالگي شود.

نتايج اين مطالعه مشخص كرد كودكاني كه در نوزادي از استامينوفن استفاده كرده‌اند، 47 درصد بيشتر از كودكان ديگر احتمال ابتلا به آسم دارند.

از داروي استامينوفن به‌‌ طور‌معمول در مواقع تب خفيف، دردهاي ملايم و سردردها استفاده مي‌ شود. 

استفاده معمولي از استامينوفن حدود 61 درصد احتمال ابتلا به آسم را افزايش مي ‌دهد، اما مصرف دوزهاي بالا در سال اول زندگي، حتي اگر ماهي يك بار هم باشد، احتمال خطر را تا سه برابر افزايش مي‌ دهد.

استفاده معمولي از اين دارو به مصرف يك بار در سال، يا به طور متوسط چند ماه يك بار گفته مي‌ شود. 

در سال‌هاي اخير نسبت به ارتباط بين اين دارو و آسم كودكان، به دليل افزايش هم‌ زمان اين بيماري و مصرف اين دارو ترديد هايي به وجود آمده بود و تحقيقات صحت اين ادعا را اثبات كرد‌ه ‌اند. 

يكي از فرضيه‌ها اين است كه استامينوفن ميزان آنتي ‌اكسيدان‌ها را در بدن كاهش مي ‌دهد. آنتي ‌اكسيدان‌ها از تاثيرات مضر راديكال‌ هاي آزاد بر بدن جلوگيري مي كنند و از اين نظر براي بدن مفيدند. 

با كاهش آنتي ‌اكسيدان‌ها در بدن به ‌وسيله اين دارو، ريه‌ها در معرض استرس اكسيداتيو ناشي از راديكال‌ هاي آزاد قرار مي ‌گيرند و آسم به وجود مي ‌آيد. 

اين نظر دكتر "بيزلي" يكي از محققان اين پژوهش است. به عقيده ايشان استامينوفن به غير از آسم، كودك را در سنين 6 تا 7 سالگي در معرض بيماري‌ هايي مانند اگزما و حساسيت فصلي (آب‌ريزش بيني، عطسه و التهاب مخاط ها) هم قرار مي‌ دهد.

با اين همه، محققان تاكيد كرده‌اند كه استامينوفن همچنان بايد به‌ عنوان داروي اصلي درمان سرماخوردگي ‌هاي اطفال و بيماري‌ هاي خفيف نوزادان مصرف شود، چون تنها داروي جايگزين آن، آسپرين مي باشد كه ممكن است عوارض خطرناكي مانند "نشانگان راي" (Ray  syndrome) (1) را به دنبال داشته باشد و مدت ‌هاست كه مصرف آن توصيه نمي ‌شود. به همين دليل بايد از همان داروي استامينوفن اما به اندازه كافي استفاده شود.

يك نكته مهم ديگر كه در جريان اين مطالعه مشخص شد، ارتباط بين حساسيت فصلي و آب ‌ريزش بيني در كودكان و احتمال ابتلا به آسم بزرگسالي در آنان است. 

بررسي 6461 نفر در 14 كشور دنيا نشان داد كساني كه در كودكي دچار آب ‌ريزش بيني و حساسيت و رينوره(احتقان بيني) بودند، 3/5 برابر بيشتر احتمال دارد كه در بزرگسالي گرفتار آسم شوند.

اين مساله با توجه به تاثير مصرف استامينوفن در بروز آب ‌ريزش‌هاي بيني و حساسيت فصلي نشان مي ‌دهد، والديني كه اين دارو را بيش از اندازه به كودك خود مي ‌دهند بايد نگران بروز بيماري‌ آسم در كودك خود و حتي در سنين بزرگسالي او باشند.

قبل از پرداختن به اين روشهاي رهايي بخش بهتر است يك نكته را به خاطر بسپاريد كه سرما خوردگي را نمي توان درمان كرد. بايد دوره زماني فعاليت ويروس و واكنش بدن نسبت به آن به طور طبيعي طي شود. اما فراموش نكنيد كه مي توان اين مراحل و دوره زماني را كوتاه كرد و به عبارتي سرعت بخشيد.


1-    زينك يا روي: ماده معدني روي به صورت قرص مكيدني غير تجويزي، اسپري و ژل بيني موجود است. اين ماده معدني با جلوگيري از تشكيل پروتئين مورد نياز ويروس هاي سرما خوردگي براي تكثير ، وارد عمل مي شود. علي رقم بحث هاي فراوان در مورد نقش درماني روي در سرماخوردگي، بايدگفت كه مطالعات علمي در اين زمينه اندك است. بعضي از مطالعات مدعي است كه فرم قرص مكيدني روي براي درمان موثرتر عمل مي كند و بعضي ديگر معتقدند كه ژل بيني اين ماده بهتر است. 
2-    ويتامين C: طرفداران اين ويتامين معتقدند كه اين مكمل ويتاميني سرماخوردگي را از همان شروع و آغاز نابود مي كند. البته بعضي از محققان معتقدند كه اين ويتامين نقشي در كوتاه كردن دوره سرماخوردگي ندارد. در مطالعه اي ديگر ثابت شده كه مصرف ويتامين C بعد از شروع سرماخوردگي باعث كوتاه شدن دوره بيماري و يا حتي شدت آن نمي شود. اما اگر به طور روزانه مصرف شود مي تواند به مقدار كمي دوره بيماري را كوتاه كند. (در بزرگسالان 8% و در بچه ها14%). اما بايد گفت كه اغلب مطالعات مدعي است كه ويتامين c نقش پيش گيرنده ندارد و تنها به مقدار كم در درمان سرماخوردگي موثر است. 
3-    سرخارگلEchinacea  : مانند ويتامين c، اين داروي گياهي نيز در بين متخصصان سرماخوردگي طرفدار بسيار دارد. در واقع طرفداران اين داروي گياهي معتقدند كه اين گياه سيستم ايمني بدن را ارتقا مي بخشد. بنابر اين در پيشگيري از بيماري مفيد است. در مطالعه اي ثابت شده كه اين دارو باعث كاهش شدت و پيشرفت بيماري تا 58% و كاهش دوره سرماخوردگي مي شود. 
4-    سوپ مرغ: طرفداران اين غذا معتقدند كه خوردن سوپ باعث تسكين التهاب ناشي از سرماخوردگي مي شود. در واقع علائم را برطرف مي كند. همچنين آب از دسته رفته بدن را در هنگام سرماخوردگي و آنفولانزا جبران مي كند. 
روشهاي پيشگيري از سرماخوردگي


متخصصان معتقدند كه شستن دست ها به صورت مرتب و بعد از تماس با اشيا و سطوح بهترين روش پيشگيري در فصل شيوع سرما خوردگي است. ويروس هاي سرما خوردگي در همه جا وجود دارد، حتي روي كنترل تلويزيون يا كليد برق. ويروس معمولا از طريق تماس دست آلوده با چشم و بيني وارد بدن مي شود. ويروس به تنهايي از طريق هوا انتقال نمي يابد . بلكه به روش هاي گفته شده وارد بدن مي شود. تنفس در هواي مرطوب و مصرف مايعات به اندازه كافي روشي ديگر براي پيشگيري است. 
اما با تمام اين اوصاف همان طور كه در ابتداي مطلب بيان شده سرما خوردگي غير قابل درمان است و بايد دوره خود را طي كند. اين دوره معمولا 10روز است.