clear
event

زمین ... هوشنگ ابتهاج

برچسب ها style

description توضیحات

زمین

زین پیش شاعران ثناخوان که چشم شان 
در سعد و نحس طالع و سیر ستاره بود 
 بس نکته های نغز و سخنهای پرنگار 
 گفتند در ستابش این گنبد کبود 
اما زمین که بیشتر از هر چه در جهان 
 شایسته ستایش و تکریم آدمی ست 
 گمنام و ناشناخته و بی سپاس ماند 
ای مادر ای زمین 
امروز این منم که ستایشگر توام
از توست ریشه و رگ و خون و خروش من 
 فرزند حقگزار تو و شکر توام 
 بس روزگار گشت و بهار و خزان گذشت 
 تو ماندی وگشادگی بی کرانه ات 
 طوفان نوح هم نتوانست شعله کشت 
 از آتش گداخته جاودانه ات 
هر پهلوان به خاک رسیده ست گرده اش
غیر از تو ای زمین که در این صحنه ستیز 
 ماندی به جای خویش
پیوسته زورمند و گرانسنگ و استوار 
فرزند بدسگالی اگر چون حرامیان 
 بی حرمت تو تاخت 
هرگز تهی نشد دلت از مهر مادری
 با جمله ناسپاسی فرزند شناخت 
آری زمین ستایش و تکریم را سزاست 
از اوست هر چه هست در این پهن بارگاه 
پروردگان دامن و گهواره وی اند 
 سهراب پهلوان و سلیمان پادشاه 
ای بس که تازیانه خونین برق و باد 
پیچیده دردنک 
 بر گرده زمین 
 ای بس که سیل کف به لب آورده عبوس
جوشیده سهمنک بر این خاک سهمگین 
 زان گونه مرگبار که پنداشتی دریغ 
 دیگر زمین همیشه تهی مانده از حیات 
 اما زمین همیشه همان گونه سخت پشت
 بیرون کشیده تن 
 از زیر هر بلا
 و آغوش بازکرده به لبخند آفتاب 
زرین و پرسخاوت و سرسبز و دلگشا
بگذار چون زمین 
 من بگذرانم شب طوفان گرفته را 
آنگه به نوش خند گهربار آفتاب 
پیش تو گسترم همه گنج نهفته را

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

مطالب مشابه

insert_link

local_library براي تست رنگ رژ لب آن را ...

insert_link

local_library هنگام رژ زدن، رژي را انتخاب کنيد که ...

insert_link

local_library درختان عامل خنک شدن زمین هستند

insert_link

local_library من کهن ترین درخت زنده روی زمین