پنجشنبه, 28 فروردین 1393

آخرین بروز رسانی09:05:16 PM GMT

 محل تبلیغات شما

فال امروز- طالع بینی امروز

فال امروز - طالع بینی امروز

فرستادن به ایمیل چاپ

فال امروز

 


تاریخچه فال

 

فال چگونه پيدا شد ؟

 

بشر از زماني كه خود را شناخت و به اين نكته مهم پي برد كه داراي نيروئي فارق العاده بنام فكر است . و به كمك آن مي تواند بر بسياري از محضلات و مشكلات زندگي خود فائق شود در اين انديشه نيز افتاد كه هر طور كه مي تواند در بهبود اوضاع شخصي و خانوادگي خود بكوشد و در اين تصميم زماني واضح كرد مصمم تر شد كه به تدريج دريافت در زندگي مسايلي هم وجود دارد و پيش مي آيد كه نه قدرت بدني قادر به حل آن است و نه نيروي عقلاني و كلوي و حتي راه هاي خلاف و موذيانه نيز نمي توانند كه بر آن مشكلات پيروز شوند . قرن ها بشر متحدن اوليه با اين مشكلات به طرق مختلف دست و پنجه نرم كرد و در هر مورد نيز شكست خورد تا به تدريج اين فكر براي او پيش آمد كه علاوه بر نيروهاي طبيعي و شناخته شده نيروهاي ديگري نيز ممكن است وجود داشته باشند كه او قادر به شناختن آنها و پيدا كردن راه حلي براي مقابله با آنها نيست و ترس از اين نيروها از همان زمان در مخيلة بشر پيدا شد بشر با دشمن مرئي و موجود هر طور كه بود مقابله مي كرد ولي با دشمني كه نا مرئي و نا معلوم است چگونه مي توانست روبرو شود و بجنگد ؟

 

بشر متمدن آن روزگار كه به حكم اجبار هنوز به درجة رشد فكري امروز نرسيده بود وقتي مي ديد كه با همه نوع بلاهاي ارضي و سماوس كه بر زندگي او و همنوعان او سبوط مي كند و نازل مي شود مي تواند با همان وسايل اوليه اي كه در اختيار داشت مبارزه كند ولي با آن چيزي كه نمي داند چيست و به چشم و گوش و هوش او نيز نمي آيد نمي دانست چه كند . قرن هاي ديگر بر تمدن بشري گذشت بشر در زمينه هاي مختلف به نيروي همان عادل مميزة او از ديگر جانوران يعني فكر و هوش پيروز بهائي يافت . يكا يك مجهولات بر او علوم شدند . و به خاطر همين كشفيات بود كه در جوامع آن روز اين فكر پيدا شد كه عوامل ناشناخته اي هم كه مانع تحقيق خواسته ها و آرزوهاي بشري مي شوند در شمار همان مجهولات هستند و آنها معلوم شده اند اين مجهول نيز بايد معلوم شود . وقتي كه بزرگترين دانشمندان زمان نيز در راه كشف اين مجهول كه هنوز اسمي هم نداشت درمانده و ناتوان شدند گروهي موقع شناس و فرصت طلب نيز پيدا شدند كه تصميم گرفتند با توجه به ازياد روز افزون كساني كه در زندگي روزمره دچار مسايلي مي شوند كه دو محيطة خود آن مسايل را معلول فعاليتهاي همان موجود يا نيرو يا عامل نا موجود فرض مي كردند درصدد بهره برداري از نيازمندان بر آيند و فال و پيش گويي به اين ترتيب به وجود آمد . ما افراد بشر از مورچه و زنبور كمتر نيستيم شما ببينيد كه يك مورچه براي رسيدن به مقصودي كه دارد چند راه را آزمايش مي كند تا بالاخره موفق شود و موفق هم مي شود توسل به فال و فال بين هم يكي از همان راه ها ( بعدي ) است كه بشر امتحان مي كند شايد او را به مقصود برساند .

 

اولين پيشگو فرانسوي بود

 

اولين كسي كه به فكر مسئله پيشگويي براي افراد بشر را در يك چهارچوب قرار دادي و تعيين شده مورد بررسي قرار دهد و اگر هم نه تعيين شده مورد بررسي قرار دهد صددرصد علمي و منطقي ، اما به هر حال يك فرمول قابل قبول براي اين پديدة مورد علاقة بشر كشف كند « ميشل گوگولن » فرانسوي بود و شرح كارش در سال 1930 ميلادي بود . او ابتدا به مسئله فال و پيشگويي اصلا" اعتقادي نداشت . اما بعد از چند سال مطالعه در نظر خود نسبت به فال و فال بيني تجديد نظر كرد . ديگر آن را يك « دكان براي فريب ساده لوحان » نمي دانست بلكه آن را يك « شوخي » و بعد « سرگرمي » ناميد . بعدها او معتقد به اين شد كه نيروهاي ديگري نيز در جهان وجود دارند كه مي توانند در سرنوشت اشخاص در سراسر جهان تأثير مثبت يا منفي داشته باشند و يكي از اين نيروها تأثير ستارگان در سرنوشت بشر است . يكي از موافقان و طرفداران نظرية تأثير اجرام آسماني بر سرنوشت و كرانبي افراد بشر از مردم سوئيس به نام دكتر روژه فرانگين بود . كه خود طي چند مقالة مستدل مبتني بر اطلاعات متقنن تاريخي سابقة توسل افراد بشر را به فال به 1800 سال قبل از ميلاد مسيح « نزديك به شش هزار سال قبل » رسانده و در ابتداي تاريخچة خود اين نكته را ذكر كرده است كه علم نجوم نيز مثل همه شاخه هاي دانش اصلي مثل شيمي و طب و رياضيات با انواع خرافات و اسطوره هاي آميخته و ممزوج شده است .

 

علم ستاره شناسي در ميان تمدن هاي باستاني (اكد ، سومر ، بابل ، آشور ) و بعد در ايران و ساير تمدن هاي غرب آسيا كه به تمدن بين النهرين معروف است بيشتر از دو جنبه رواج داشت وبه خاطر اعتقادي كه مردم چه از طبقة عوام و چه خواص به پيش گوئي و « فال » داشتند اين علم بيش از ساير علوم متداول حتي رياضيات پيشرفت داشت . دو جنبة تصميم علم نجوم يكي جنبة علمي و محاسباتي آن براي گشودن تدريجي اسرار آسمان و كائنات بود كه اين جنبه تا زمان حاضر نيز ادامه يافته است ولي جنبة دوم آن ، همان پيش گوئي و پيش بيني آينده افراد بشر و تأثير اوضاع كواكب بر زندگي روزمره افراد بشر بود . با وجود همه اختلافات و منازعات ميان « منكران » و « معتقدان » يك را ه باريك ايجاد تفاهم ميان دو گروه وجود دارد و آن هم اين است كه اغلب دانشمندان و مخصوصا" ستاره شناسان كه مراتب علمي آنان مورد قبول هر دو گروه است روي اين نكته توفق نظر دارند . آن اين است كه ( كره زمين ما ، تحت تأثير اجرام سحاوس قرار دارد ) و بعد اين طور نتيجه مي گيرند كه وقتي اجرام سحاوس كه مواد طبيعي كه از مجموعة آنها كره زمين به وجود آمده است پس بر افراد بشري كه جزئي از موجودات همين ( كره تأثير پذير ) مي باشند مي تواند تأثير بگذارند يعني اين كه حال و آيندة ما بسه به گردش سيارات و اوضاع چرخ فلك است. در زمينه فال و فال بيني تا به حال كتابهاي مفصل و متعددي به رشته تحرير در آمده است از جمله اين كتب ، كتاب « فوق طبيعت » نوشته ليال و استون است . حال اين سؤال مطرح است كه به راستي كساني كه به فال اعتقاد دارند از فالگير چه مي خواهند ؟ اين افراد چه مسايلي دارند كه عقل سالم و علم سالم قادر به درك و حل آن مسايل نيست ؟ چرا كمكي را كه مي توانند از روانكاواني ، روانشناسان ، پزشكان ، اشخاص مجرب و كار آزموده براي گشايش گره هاي مختلف زندگي شان دريافت كنند ناديده مي گيرند و پول و وقت و انرژي خودشان را در اتاق هاي كوچك يا بزرگ ، محقر يا مجلل مدعيان پيش گويي و فال بيني به هدر مي دهند ؟

 

نكته شگفت آور اين است كه تعداد مبتدايان به فال در تمام روز به روز در حال از ياد و افزايش است و آنچه باعث تأسف بيشتر است اين است كه نه تنها افراد عادي و بي سواد و كم سواد بلكه افرادي از طبقات روسنفكري اجتماع نيز به اين خرافات اعتقاد دارند و اين كاملا" طبيعي است كه كسي كه به فالگير مراجعه مي كند به طور حتم دردي و مشكلي و نيازي دارد والا افرادي كه به طور طبيعي زندگي مي كنند و مشكلي ندارند كاري با سركتاب و رمال ، اسطورات يا ورق و تفاله چاي و قهوه ندارد . داشتن همين « درد » فالگير زرنگ و فرصت طلب را مطمئن مي كند كه مشتري پرو پا قرص ديگري به تعداد مراجعان هر روزه و هر شب، او اضافه شده .

 

يكي از مهمترين « و شايد هم تنها » علل توجه عمومي به جماعت فالگيرها و فال بين ها اين است كه بشر از آيندة خودش خبر ندارد و چون خبر ندارد به اين جهت مي ترسد و ترس ناشي از عدم تأمين آينده ، آن طور كه مورد انتظار و آرزوهاست كه سبب مي شود كساني پيدا شوند كه مدعي شوند كه به گونه هاي مختلف با عالم غيب ارتباط دارند و با ارواح ارتباط دارند آينده را پيش بيني مي كنند و از گذشته و حال خبر دارند . اگر قبول داشته باشيم كه بشر به اميد و آرزو زنده است و اين نكته را نيز « مد » نظر داشته باشيم كه آرزوهاي بشر ي پايان ناپذير است خيلي خوب و آسان مي توانيم به اين نكته پي ببريم كه چرا بشر از آينده مي ترسد .

محل تبلیغات شما