پنجشنبه, 04 خرداد 1391

آخرین بروز رسانی11:29:44 AM GMT

شعر طنز شطحیات ... شعر طنز

شطحیات ... شعر طنز

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

 شطحیات

یک عزیزی بود دائم خواب بود


لاجرم او پر تب و شاداب بود

 

 

هر شب و هر نیمه شب او خواب دید


خواب نوکر دید و گاه ارباب دید

 

 

(خواب اربابی چه خوش تعبیر هست


عکس تیغ و مردم زنگی مست)

 

 

عکس گفتم خاطرم بر عکس شد


جای پالان، قاطرم بر عکس شد

 

 

آن عزیزم گاهگاهی شطح گفت 


ذم آنور گفت، اینور مدح گفت:

 

 

«قد و بالای تو رعنا رو بنازم


نو گل باغ تمنا رو بنازم

 

 

تو که با عشوه گری، از همه دل می بری


بالا پایین می کنی، چرا نمی خندی؟»

 

 

خنده بر هر درد بی درمان دواست


در سیاست، خنده رویی، خود شفاست

 

 

انتخابات است و خواب و قد و وزن


بود معیار سلامت، قد و وزن

 

 

قافیه اندیشم و مهتاب من


گویدم مندیش جز در خواب من

 

 

«امشب شب مهتابه، حبیبم رو می خوام


حبیبم اگه خوابه، طبیبم رو می خوام»

 

 

ای طبیب پیر و طفل و شاب ما


کن دوا هر درد را در خواب ما

 

 

«ای تو افلاطون و جالینوس ما»


ای خیابان دولت در روس ما

 

 

ای تو خوابت نان و قاتق بهر ما


هم چنان شیر و عسل در نهر ما

 

 

علت خوابت ز علت ها جدا


خواب، اسطرلاب اسرار شما

 

 

شطح ما شد بی نمک یا آبکی


چون جگر در سینه باشد اندکی

 

 

با دو صد نطق و تپق گفتیم ما


گر چه بی نظم و نسق گفتیم ما

 

 

غرب و شرق و از جنوب و از شمال


جمله بنمایید شاعر را حلال

 علیرضا جوانمرد

http://www.louh.com

افزودن نظر





قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

مطالب اتفاقی مرتبط